352
Підписники
+124 години
+17 днів
+730 день
Архів дописів
من فکر میکردم اینایی که تو خیابون شماره میدن اسکلن
ولی بعد از اینکه دوستم تو شمال از یه پسره شماره گرفت و الان باهاش آلمانه فهمیدم اسکل منم
تو چیزایی که دوس داریو میخری،
من چیزایی که دوس دارم رو save میکنم.
ما مثل هم نیستیم.
من خودم اگه بخوام عقد آریایی بگیرم، همهی اکسام رو هم دعوت میکنم تا اون قسمتی که دارم میگم “تو را برگزیدم از میان این همه خوبان”، بتونم همهشونو با دست نشون بدم.
خیلی هیجانانگیز میشه.
یادتون نره!
یه پسر
هر چقدرم گنده و بزرگ باشه
نیاز داره شبا یکی که کوچولوئه
و بوی خوبی ام میده
رو بغل کنه
و م*شو بخوره
به درجه اى از آگاهى رسيدم كه وقتى يكى ميگه چقدر خوشگلى
ميگم دروغ ميگى، تو ميخواى بكنى
اگه اون روزی که شیطان به آدم گفت برو اونو بخور، آدم بهش میگفت تو بیا اینو بخور
کلا مسیر زندگیمون عوض شده بود
یه شبایی هست که فکر میکنی صبح نمیشه ولی خیلی از اون شب ها رو صبح کردی دوباره ادامه دادی..
خیلی از ما تو روزای سختی هستیم که فکر میکنیم تموم نمیشه ولی اینم مثل همون شب ها تموم میشه هر شبی صبحی داره ..
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
