uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

سَبيدو

سَبيدو

Відкрити в Telegram

همينه ديگه

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
8 283
Підписники
-224 години
-27 днів
-330 днів

Завантажуємо дані

Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
жовт '26
жовтень '26
+4
в 11 каналах
вересень '260
в 0 каналах
Get PRO
серпень '260
в 16 каналах
Get PRO
липень '260
в 23 каналах
Get PRO
червень '260
в 25 каналах
Get PRO
травень '260
в 4 каналах
Get PRO
квітень '260
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 0 каналах
Get PRO
лютий '260
в 26 каналах
Get PRO
січень '260
в 25 каналах
Get PRO
грудень '250
в 14 каналах
Get PRO
листопад '250
в 3 каналах
Get PRO
жовтень '250
в 4 каналах
Get PRO
вересень '250
в 2 каналах
Get PRO
серпень '250
в 5 каналах
Get PRO
липень '250
в 9 каналах
Get PRO
червень '250
в 4 каналах
Get PRO
травень '250
в 33 каналах
Get PRO
квітень '250
в 1 каналах
Get PRO
березень '250
в 5 каналах
Get PRO
лютий '250
в 4 каналах
Get PRO
січень '250
в 1 каналах
Get PRO
грудень '24
+30
в 5 каналах
Get PRO
листопад '24
+38
в 8 каналах
Get PRO
жовтень '24
+25
в 3 каналах
Get PRO
вересень '24
+97
в 19 каналах
Get PRO
серпень '24
+3
в 2 каналах
Get PRO
липень '24
+5
в 2 каналах
Get PRO
червень '24
+10
в 7 каналах
Get PRO
травень '24
+90
в 16 каналах
Get PRO
квітень '24
+43
в 3 каналах
Get PRO
березень '24
+12
в 3 каналах
Get PRO
лютий '24
+28
в 5 каналах
Get PRO
січень '24
+134
в 7 каналах
Get PRO
грудень '23
+600
в 13 каналах
Get PRO
листопад '230
в 26 каналах
Get PRO
жовтень '230
в 23 каналах
Get PRO
вересень '230
в 0 каналах
Get PRO
серпень '230
в 0 каналах
Get PRO
липень '230
в 0 каналах
Get PRO
червень '230
в 0 каналах
Get PRO
травень '230
в 0 каналах
Get PRO
квітень '230
в 0 каналах
Get PRO
березень '230
в 0 каналах
Get PRO
лютий '230
в 0 каналах
Get PRO
січень '230
в 0 каналах
Get PRO
грудень '220
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+1
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '220
в 0 каналах
Get PRO
вересень '220
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+68
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+141
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+106
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+110
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+144
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+81
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+113
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+200
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+185
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+117
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+204
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+216
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+242
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+411
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+149
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+221
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+374
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+295
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+172
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+444
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+7 515
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
25 жовтня+1
24 жовтня0
23 жовтня+3
22 жовтня0
21 жовтня0
20 жовтня0
19 жовтня0
18 жовтня0
17 жовтня0
16 жовтня0
15 жовтня0
14 жовтня0
13 жовтня0
12 жовтня0
11 жовтня0
10 жовтня0
Дописи каналу
مدتی بود که متوجه شدم ذهنم اصرار داره معایب بقیه رو بزرگ‌نمایی کنه یا بیش از حد جدی نشونشون بده، خیلی از چراییش سردرنمی‌آوردم، ولی حالا کم‌کم دارم میفهمم شاید دلیل همه‌ش یه ترس ساده‌ست؛ اینکه اگر به اندازه‌ی کافی بد باشن دیگه لازم نیست دلت براشون تنگ بشه

2
«کاری جز رؤیاپردازی ندارم، جز تصور اینکه به چه‌چیز تبدیل می‌شدی، اگر فقط به تو این فرصت داده شده بود که آن آینده را بسازی، دوست‌داشتن‌ت را زیاد دوست داشتم و هرگز دست نخواهم کشید، چراکه مرگ هم نمی‌تواند مانع رؤیاپردازی شود، پس چشمانم را دوباره می‌بندم و رؤیا می‌بینم»
4 965
3
آخرین‌بار که حالش رو پرسیدم گفت انگار همه‌ی این موشک‌ها خورده به زندگیم
12 073
4
وقتی زیادی زود متوجه شکنندگی زندگی شده باشی، اونوقت بجای اینکه نگران از دست‌دادن یک‌چیز مشخص باشی، مدام صرف امکان از دست‌دادن همه‌چیز رو زندگی میکنی
11 536
5
خب تا اینجاش به پیداکردن معنا گذشت، ولی از اینجا به بعد دیگه به کنار اومدن با بی‌معنایی و بلاتکلیفی
14 490
6
«راه‌های زیادی برای گریه‌کردن هست: بلند گریه‌کردن، بی‌صدا گریه‌کردن و اصلا گریه‌نکردن»
26 971
7
غمش بصرفه‌تره
15 918
8
باید خودم رو جمع کنم، زیادی تو دست و بال خودمم
20 843
9
یک عمر با تمام ضعف‌ها لااقل سوپرپاورم این بود که هنوز میتونستم بگم چه مرگمه، حتی اگر هیچ‌کاری نمی‌تونستم در قبالش بکنم، اما با همه‌ی اتفاقاتی که یکسال گذشته افتاده فقط وامونده‌م، زبون بازنکرده قبل از شنونده حوصله‌ی خودم سرمیره، سخت شده حرف‌زدن، اصلا نمیشه بگی چطوری و همزمان صدات نلرزه، و وقتی میبینم یه عده‌ی دیگه همین الان و زیر همین آسمون هنوز بلدن چجوری پرت‌وپلاهای قدیم رو به زبون بیارن فقط از خودم میپرسم کی اینهمه دور پرتاب شدم؟
21 698
10
منتظرم سن مناسب وادادن برسه
17 164
11
هنوز نمیدونم دور شدن دلیل تغییره یا نتیجه‌ش، فقط انقدری فهمیدم که فاصله برای همیشه قصه رو عوض میکنه، پس به این معنا هیچ کسی هیچ وقت برنمیگرده، حتی شما دوست عزیز
19 022
12
گزارش خواب: وارد لابی یه ساختمون خیلی بلند میشی، از اون آسمون‌خراش‌های بتنی، دور و بر حسابی شلوغ و پر رفت‌ و آمده، شبیه سالن‌های بورس منهتن، از قبل میدونی که این ساختمون دوتا آسانسور داره اما فقط ورودی یکیش به چشمت میخوره، سوارش میشی و دکمه‌ی طبقه‌ای که میخوای رو میزنی، آسانسور مسیر بلند و پر پیچ‌وتابی رو طی میکنه تا بالاخره می‌ایسته، اما وقتی که درش باز میشه میبینی که تو رو جای دیگه‌ای برده، با تردید وارد راهرو میشی، شبیه یکی از راهروهای خوابگاه دانشجوییته، اصلا انگار خودشه، حتی مطمئنی واحدی که اون زمون‌ها توش اقامت داشتی انتهای همون راهروئه، با خودت میگی حالا که تا اینجا اومدم برم ببینم اوضاعش چطوره، وقتی پیداش میکنی میبینی در نیمه‌بازه و اتاق خالی، انگار تازه اونجا رو ترک کردی و هنوز آدم جدیدی نیومده، با احتیاط و بیصدا وارد میشی، نمیخوای کسی بو ببره بی‌اجازه اونجایی، اتاق به‌هم‌ریختگی آشنای بعد از اسباب‌کشی رو داره، با تعجب برگه‌ها و کاغذهای برزمین‌افتاده‌ی خودت رو میبینی که از اون موقع تا حالا اونجا رها شده، یکهو برمیگردی به همون لحظه و زمان جمع‌کردن وسایلت، ولی این‌دفعه با علم و اطلاع از همه‌ی چیزهایی که قراره بعدش رقم بخوره، حالت بد میشه، احساس میکنی کشش دوباره تجربه‌کردنشون رو نداری، تلخی صفرات میزنه زیر گلوت و با عجله برمیگردی به سمت آسانسور، میدونی آسانسور اشتباهی رو سوار شدی ولی در عین حال هیچ نشونی هم از ورودی اون‌یکی نیست، بنابراین باز شانست رو امتحان میکنی و یکبار دیگه سوار همون میشی، این‌ بار هم بعد از کلی پیچ و خم در آسانسور رو به راه‌پله‌های اضطراری ساختمون باز میشه، دیگه مطمئن میشی که گم شدی، از بالای پله‌های آهنی زنگ‌زده و باریک به پایین نگاه میکنی، خیلی زیادن، اونقدر که انتهاش معلوم نیست، تو اوج بلاتکلیفی یکهو گوشه‌ی یه دیوار بتنی چشمت به در اون یکی آسانسور میوفته، همونی که پیداش نمی‌کردی، با خوشحالی بدوبدو میری و سوار میشی، هنوز در بسته نشده که یه پسر جوون و یه پیرمرد قدخمیده هم وارد میشن، شبیه گذشته و آینده‌‌ت، با واردشدن اونها انگار کابین آسانسور از قبل تنگ‌تر شده، سه‌نفری سینه به سینه‌ی هم ایستادید، در بسته میشه و آسانسور شروع به بالا رفتن میکنه، «آخیش» نفس راحتی میکشی که بالاخره راه رو پیدا کردی، اما هنوز چند ثانیه‌ای نگذشته که ناغافل صدای وحشتناکی از بالای سرتون میاد، کابل آسانسور پاره شد، اتاقک تکون محکمی میخوره و با سرعت به سمت پایین سقوط میکنه، لامپها تند و تند روشن و خاموش میشن و گوشهات فقط صدای فشار هوا رو میشنوه، پسر جوون مضطرب و ترسیده فریاد میزنه و به پیرمرد میگه بشین و دستات رو بذار روی سرت، پیرمرد ناتوان و با چشمهایی مات به سقف نگاه میکنه، در این میون تو برای لحظه‌ای به ارتفاع بلند ساختمون فکر میکنی، و فقط زیرلب میگی «آخیش»
15 536
13
آدم از چند سالگی با تقدیرش کنار میاد دکتر؟
15 480
14
همه‌چیز تغییر کرده ولی هیچ‌چیز عوض نشده
30 544
15
«حالا مدت‌هاست که به نظرم این جمله‌ی نغز (هرآنچه که ما را نکشد قویترمان می‌کند) کمی غلط‌انداز است. خیلی چیزها هست که ما را نمی‌کشد اما تا ابد ضعیفمان می‌کند. از کسانی که با قربانیان شکنجه سروکار دارند بپرسید، از مشاورانی بپرسید که درگیر قربانیان تجاوز و خشونت خانگی‌اند. به دوروبر نگاه کنید، به آنها که همین زندگی روزمره از حیث عاطفی ویرانشان کرده»
19 626
16
تدریس دانشگاه، پول زیاد، زندگی پایدار عاطفی، هیچکدوم نشد، تنها چیزی که ممکنه بتونم قدرت عبور کردنه، استعداد در مصیبتی باقی نموندن
22 441
17
«ترس از ماشین پلیس و توقیف در مسیر، ترس از به خواب رفتن در شب، ترس از به خواب نرفتن، ترس از گذشته‌ی بازگشته، ترس از این ­دَمی که پر می‌گیرد، ترس از تلفنی که نیمه شب زنگ می‌خورد، ترس از صاعقه‌ها، ترس از نظافتچی با لکه‌ای بر گونه‌­اش، ترس از سگ‌هایی که گفته شده گاز نمی­‌گیرند، ترس از تشویش، ترس از شناسایی جسد یک دوست، ترس از بی پول شدن، ترس از ثروتمند بودن، اگرچه مردم این را باور نمی­‌کنند، ترس از نمایه‌های روان­شناسانه، ترس از دیر رسیدن و ترس از رسیدن پیش از دیگران، ترس از دست‌خط فرزندانم روی پاکت‌های نامه، ترس اینکه آنها قبل از من می­‌میرند و من احساس گناه می­‌کنم، ترس از زندگی با مادرم در پیرسالی او و خودم، ترس از سرگشتگی، ترس اینکه امروز با یادداشتی غم انگیز پایان می‌گیرد، ترس از بیدار شدن و فهمیدن اینکه تو رفته‌ای، ترس از فقدان عشق و ترس از عاشق نبودن به کفایت، ترس اینکه آنچه دوست دارم برای آنانکه دوستشان دارم مهلک است، ترس از مرگ، ترس از عمری طولانی، ترس از مرگ، یکبار گفته ام این را» ریموند کارور
27 067
18
از فلاکت بدتر خوکردن بهشه
20 862
19
از سرشب که میشه دیگه کم‌کم نور خونه رو کم میکنم، در واقع به استقبال تموم‌شدن روز میرم، اصرار دارم که زودتر تموم بشه، همزمان به موسیقی گوش میدم، به هرچیزی که جای حرف‌هایی که نگفتم رو بگیره، حرف‌هایی که فکر میکردم گفتنش انرژی میگیره، ولی حالا فهمیدم نگفتنش بیشتر خسته‌ت میکنه، قبلترها تماشای آسمون شب موقع دودگرفتن آرومم میکرد، اما این نامردها آرامش آسمونم ازم گرفتن، حالاحالاها هر آرامشی موقتیه و همین دونستنش کافیه که دیگه آروم نباشی، خودشناسی امروز: در کنار مابقی چیزها خلوتم رو هم باختم
23 464
20
شکست مقدمه‌ی پیروزیه، فقط گاهی
17 931