uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

Mohammad Aleph

Mohammad Aleph

Відкрити в Telegram

Non bene pro toto libertas venditur auro. On X (Twitter): https://x.com/mohammadaleph?t=Ja80M6C7JbRAaFnGrpq9HQ&s=09

Показати більше
6 588
Підписники
+324 години
+37 днів
+330 днів
Архів дописів
مجسمه‌ای ۱۹ متری از لنین در برلین شرقی قرار داشت که نماد نظم سیاسی و تاثیر کمونیسم شوروی بر آلمان شرقی بود و به نوعی آلمان شرقی را تعریف می‌کرد. سال ۱۹۹۰ تصمیم گرفته شد که این مجسمه را بردارند، جهان تغییر کرده بود، دیوار برلین فرو ریخته بود و قدرت جدید باید تصمیم می‌گرفت با نمادهای دوران سلطه کمونیسم چه باید کرد. در این تصویر معروف کارگران در حال جابجایی سر جداشده چند تنی این مجسمه هستند. خود مجسمه به قطعات زیادی تقسیم شد و در محوطه‌ای جنگی زیر خاک مدفون شد. گروه‌های چپ زیادی اعتراض کردند، تظاهرات به راه انداختند، پتیشین امضا کردند، شکایت کردند تا جلوی تخریب مجسمه را بگیرند اما دوران لنین در آلمان شرقی به سر آمده بود.

photo content

ما دو نوع ایران داریم: ایران به عنوان یک وطن، ایران به عنوان یک پروژه. ایران به عنوان یک وطن چیزی است که شخص وطن‌دوست می‌داند پیش از او وجود داشته است و امیدوار است پس از او هم همچنان وجود داشته باشد. یعنی ایران اصلا برای وطن‌پرست مساله الان و شرایط جنگی و دیدگاه سیاسی‌اش نیست. اما ایران به عنوان یک پروژه، آن تصویر مورد علاقه و مطلوب یک جریان قدرت است که دوست دارد در این لحظه ایران را اینطور نمایش بدهد. اگر دوست دارید ایران بعد از شما اصلا وجود نداشته باشد یعنی اساسا آن را وطن نمی‌دانید، ملک شخصی است که حالا امروز سودتان در نمایش وطن‌دوستی است.

بیلی‌جین فقط یکی از ترانه‌های مایکل جکسون نیست، نقطه‌ای است که می‌شود گفت ما با یک ابرپدیده روبرو شده‌ایم که موسیقی پاپ را به قبل و بعد از خود تقسیم کرده است. مایکل آن اجرای معروف مون‌واکش را اولین بار با این ترانه بود که به نمایش گذاشت و بیننده‌ها در آن لحظه این‌طور بودند که این الان چی بود که ما دیدیم؟ مایکل تعریف یک ستاره بودن را برای چند نسل مختلف مشخص کرد.

056 - Michael Jackson - Billy Jean.mp34.84 MB

در باب خود شخص او قبلا اینجا به طور کلی‌تر نوشته بودم.

دقیقا ۵۹ سال پیش در این روز چگوارا کشته شد. اگر او را از این تی‌شرت‌های نوجوان پسند، پوسترهای اتاق خواب و خالکوبی‌های روی بازو کنار بگذاریم، چگوارا هیولایی بود که هیچ محدودیت و مرزی در خشونت و خونریزی در راه انقلاب و آرمان‌ها برایش معنا نداشت. در آن روزهای شور انقلابی اوایل دهه ۶۰ ژان پل سارتر و سیمون دوبوار هم برای دیدن ماه عسل انقلاب به کوبا رفته بودند و چگوارا برای سیگار برگشان فندک می‌زد. سیمون دوبوار که انگار مجذوب کاریزمای چگوارا شده بود و سر از پا نمی‌شناخت بعد از بازگشت به فرانسه در وصف انقلاب کوبا گفته بود «بالخره برای اولین بار در زندگی‌مان شاهد خوشبختی‌ای بودیم که از طریق خشونت به دست آمده بود.» یک بار هم نشد که روشنفکر از خودش بپرسد خب چه تضمینی هست که این خشونتی که اکنون اینطور ستایشش می‌کنی را فردا علیه مردم و مخالفان کنونی انقلاب به کار نبرند که بردند و نتیجه انقلاب کوبا را هم که امروز بعد از دهه‌ها می‌شود دید. سارتر بعد از مرگ او گفته بود «معتقدم که چگوارا نه فقط یک روشنفکر که اصلا کامل‌ترین نمونه انسان عصر ما بود.» سارتر و دوبوار که روشنفکر بودند و برایشان فرش قرمز بود که پهن می‌شد نتایج ترسناک آرمان‌های قشنگ در انقلاب‌های معاصرشان و در راس آن‌ها روی کار آمدن کمونیست‌ها در شوروی را ندیده بودند که دیده بودند اما وقتی همه چیز در ایدئولوژی خلاصه می‌شود، داوری منطق دیگر وجود ندارد و فرد به جای سنجش اعمال قدرت با متر و معیار مشخصی و نه فقط اخلاق، همه چیز را با وعده یک آینده آرمانی توجیه می‌کند.

photo content

دکتر امانوئل شفر Emanuel Schafer یک سرباز عادی نبود. دکترای حقوق داشت و آدم تحصیلکرده‌ای بود، خوب می‌فهمید در حال انجام چه کارهایی هستند. اصلا دست‌پرورده خود شخص راینهارت هایدریش (فرمانده RSHA اداره اصلی امنیت رایش) بود و در پیشبرد برنامه‌های حزب نازی نقش تعیین‌کننده داشت. فرمانده پلیس امنیتی و رییس SD (اداره اطلاعات SS) در صربستان بود. اردوگاه زیر نظرش بود. فقط در دوران مسئولیتش در صربستان حدودا ۶۲۰۰ نفر با کامیون‌های سیار گاز کشته شدند، فکر کنید یک آشوویتسی در مقیاس کوچکتر که روی چهار چرخ است و عملیات کشتار جمعی را همانجا در محل بدون دردسر انجام می‌دهد. بعد از جنگ دوم جهانی توانست با جعل هویت یک زندگی عادی برای خودش دست و پا کند تا اینکه سال ۱۹۵۱ بازداشت شد. اما خب در سه پرونده مختلف بابت کشتار جمعی، عضویت در گشتاپو و این حرف‌ها با قدرت در مجموع به ۶ سال و ۶ ماه حبس محکوم شد که از همان هم چندسالش را بیشتر نکشید و سال ۱۹۵۶ آزاد شد و دوباره به زندگی عادی و شغل آبرومند بازگشت. به همین راحتی جنایت از حدی که گذشت، در مورد او شامل مرور زمان شد. اینکه در آن کشوری که جنایت‌ها را در آن انجام داد هم دستگیر نشد بی‌تاثیر نبود. آلمانی‌ها دوست داشتند آن خاطره جمعی از ج‌ج‌دوم را به فراموشی بسپارند، زیاده از حد یادآوری هر روزه‌اش دردسر داشت. در تصویر بالا شفر را در سمت چپ تصویر پیدا می‌کنید، همان که عینک به چشم دارد، تاریخ عکس به سال ۱۹۴۳ و محلش در بلغارستان است، بعد از مراسم خاکسپاری پادشاه بوریس سوم که خودش چند روز بعد از دیدار با هیتلر به طرز ناگهانی مُرد.

photo content

تصویر افسر بریتانیایی و یکی از دختران چینی از «گردان‌های عشرت ارتش امپراتوری ژاپن» به تاریخ ۸ آگوست ۱۹۴۵ است. ارتش ژاپن در سطح لجستیک برای برخورداری سربازان از خدمات جنسی، از خدمات واحدهایی استفاده می‌کرد به نام گردان‌های عشرت/آسایش Comfort battalion که البته گردان به آن معنای نظامی نبودند اما ساختارشان کاملا تحت نظر ارتش بود. در مواردی پیمانکار/جاکش‌های خصوصی‌ای وجود داشت که زنان مورد نیاز را از کره، چین، میانمار و حتی از خود ژاپن تامین می‌کرد. ارتش برای کنترل بیماری‌ها، پزشکانی را مامور رسیدگی به این زنان می‌کرد، نحوه، نوبت و مدت استفاده از این زنان حساب شده بود، واحدهای مختلف نظامی واجد شرایط استفاده از این زنان طبق دستورالعمل‌های روزانه تعیین می‌شد و کار حساب کتاب داشت. در کل به نحوی در نظر ارتش ژاپن، وجود این مراکز برای کنترل تفریح و استراحت سربازان امری حیاتی بود و از طرف دیگر رفتار سربازان هم تحت نظر و کنترل ارتش قرار داشت. اوضاع این زنان چگونه بود؟ خب برده جنسی بودند حالا در سطح نظامی و نوع خاصی از مشتریان. در یک مورد خاص، در اوکیناوا وقتی ارتش شدیدا تحت حمله بود، به غیرنظامیان اجازه خروج داده شده بود اما به زنانی که از این واحدها بودند اجازه خروج ندادند، به جای آن شغلشان تغییر کرد و تبدیل به آشپز و نظافتچی و این قسم برای ارتش شدند.

photo content

می‌گویند «یک انسان خوب بدون توانایی اعمال قدرت و خشونت فقط می‌تواند منتظر بماند تا شرور از خود رحم نشان دهد.» اخلاق و خوب بودن به تنهایی نمی‌تواند از انسان دفاع کند. اگر شر توانایی اعمال شرارت را دارد، خوبی فقط می‌تواند به انتظار این بماند که شر خودش «تصمیم» بگیرد تا از خود رحمی نشان بدهد. اخلاق شاید به فرد نشان بدهد که چیزی خوب است، اما این قدرت و توانایی اعمال زور در مقابل شرارت است که اجازه می‌دهد تا بتوانی از آن خوبی دفاع کنی.

اینها فقط افراد حاضر در این عکس بودند وگرنه کسان دیگری مانند آلبرت اشپر، بورمان و هانس فرانک هم بودند که احکام همه همان روز ۱ اکتبر اعلام شد. البته بورمان رییس دفتر هیتلر غیابی محاکمه شد. مدتها ایده این بود که توانسته به نحوی از آلمان فرار کند و احتمالا در آمریکای جنوبی پنهان شود که یک ۳۰ سالی طول کشید تا تایید شود همان روزهای اول حین فرار کشته شده است. آن رودولف هِس را هم با رودولف هُس اشتباه نباید گرفت. هُس فرمانده آشوویتس بود که کلا در لهستان محاکمه شد و در همان آشوویتس هم به دار کشیده شد.

معروف است که گوبلز زمانی گفته بود «آینده یا از ما به عنوان بزرگترین سیاستمداران تاریخ یاد خواهد کرد یا به عنوان جنایتکار به ما نگاه خواهد کرد.» دقیقا ۸۰ سال پیش در این روز حکم دادگاه اصلی نورمبرگ علیه متهمان صادر شد. ۲۲ نفر از سران زنده نازی‌ها محاکمه شدند که مهمترین و عالی‌رتبه‌ترینش همان نفر اول از سمت چپ است. هرمان گورینگ، مهمترین مرد آلمان بعد از هیتلر (قبلا به طور خاص در موردش نوشته‌ام) که به اعدام محکوم شد اما شب قبل از اجرای حکم خودکشی کرد. در تصویر بعد از گورینگ، رودولف هس معاون سابق هیتلر نشسته است که حبس ابد گرفت. بعد از او ریبنتروپ وزیر امور خارجه نشسته است همان کسی که با نماینده استالین قرارداد عدم درگیری امضا کرد، حکم اعدام گرفت و به همین ترتیب ویلهلم کایتل رییس فرماندهی نیروهای مسلح که حکم اعدام گرفت. پشت سرشان از سمت گورینگ، کارل دونیتس فرمانده نیروی دریایی است که بعد از مرگ هیتلر برای مدت کمی دولت را به دست گرفت، ۱۰ سال حکم گرفت. کنارش اریش ردر است که او هم فرمانده کل نیروی دریایی بود، حبس ابد گرفت که کلا چندسالش را کشید. کنارش فون شیراخ رهبر جوانان هیتلری است که ۲۰ سال حکم گرفت. آخرین نفر حاضر در تصویر هم فریتس زاوکل است که سمت رسمی‌اش نماینده تام الاختیار تامین نیروی کار اجباری برای بیگاری بود، به اعدام محکوم شد.

photo content

به رجب طیب اردوغان می‌گوید: «آره خب وقتی بحث تقلب در انتخاباته، کی بهتر از اردوغان می‌دونه.» به سانائه تاکایچی نخست وزیر ژاپن می‌گوید: «کی بهتر از ژاپنی بلده غافلگیر کنه، هی چرا در مورد پرل هاربر (حمله ناگهانی ژاپن به پایگاه‌های آمریکا در جنگ دوم جهانی و مرگ حدودا ۳ هزار نیروی آمریکایی) چیزی بهمون نمیگی.»

ترامپ جدا مرز بین ترول کردن و حرف‌های عادی‌اش که مشخص نیست. لعنتی آنجایی که فردریش مرتس صدرالاعظم آلمان دارد در مورد سالگرد D-day (پیاده شدن سربازان آمریکایی در سواحل نرماندی و آغاز شکست آلمان نازی) حرف می‌زند و ترامپ می‌گوید: «آره خیلی هم روز خوشایندی براتون نبود درسته.»

داستان باله زیبای خفته که دیگر توضیح خاصی ندارد و همان داستان اصلی زیبای خفته است که شاهزاده آرورا با طلسم جادوگر بدذات و لمس سوزن یک نخ‌ریس به خواب می‌رود تا شاهزاده‌ای پیدایش بشود و با بوسه‌ای او را از خواب بیدار کند و این حرف‌ها. در پرده سوم که دیگر همه چیز به خیر و خوشی پیش رفته است و جشن ازدواج برپا شده است، مهمانان مختلفی می‌آیند و می‌رقصند. متیو بال در نقش بلوبرد و یاسمین نقدی در نقش پرنسس فلورین.

The Sleeping Beauty Bluebird pas de deux by Yasmine Naghdi and Matthew Ball The Royal Ballet زیبای خفته اجرای دو نفره بلوبرد یاسمین نقدی و متیو بال رویال باله لندن