uk
Feedback
یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

یٰا مُحْیِیَ الْاَمْوٰاتْ

Відкрити в Telegram

“ما اصالت را به دنیا داده ایم و کار از همینجا خراب می شود” @Hosseinrek

Показати більше
493
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
« هنگامى كه از شيطان ياد مى‏شد» اَللَّهُمَّ اِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ نَزَغاتِ الشَّيْطانِ الرَّجيمِ وَكَيْدِهِ وَ بارخدايا، به تو پناه مى‏بريم از فتنه‏انگيزيهاى شيطان رانده شده، و از حيله و مَكآئِدِهِ، وَمِنَ الثِّقَةِ بِاَمانِيِّهِ وَمَواعيدِهِ وَ غُرُورِهِ وَمَصآئِدِهِ، مكرهاى گوناگونش، و از تكيه كردن به آرزوها و وعده‏ها و فريب او و درافتادن به دامهايش، وَاَنْ يُطْمِعَ نَفْسَهُ فى اِضْلالِنا عَنْ طاعَتِكَ، وَامْتِهانِنا و از طمع بستن او به گمراه كردن ما از راه بندگيت، و خوار ساختن ما به عصيان و بِمَعْصِيَتِكَ، اَوْ اَنْ يَحْسُنَ عِنْدَنا ما حَسَّنَ لَنا، اَوْ اَنْ يَثْقُلَ نافرمانيت، يا خوب دانستن چيزى كه آن را در نظرمان نيكو جلوه داده، يا گران دانستن عَلَيْنا ما كَرَّهَ اِلَيْنا. اَللَّهُمَّ اخْسَأْهُ عَنّا بِعِبادَتِكَ، وَاكْبِتْهُ چيزى كه نزد ما زشت نشان داده. بارخدايا به قدرت عبادتت او را از ميدان زندگى ما بران، و به سبب بِدُؤُوبِنا فى مَحَبَّتِكَ، وَاجْعَلْ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ سِتْراً لايَهْتِكُهُ، كوششمان در راه محبتت دماغش را به‏خاك بمال، و بين ما و او پرده‏اى افكن كه آن را ندرد، وَ رَدْماً مُصْمَتاً لايَفْتُقُهُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، و حجابى ضخيم كه آن را نشكافد. بارخدايا برمحمد و آلش درود فرست، وَاشْغَلْهُ عَنّا بِبَعْضِ اَعْدآئِكَ، وَ اعْصِمْنا مِنْهُ بِحُسْنِ و شيطان را با سرگرم شدن به برخى دشمنانت از ما منصرف كن، و ما را به حسن رعايت خود رِعايَتِكَ، وَ اكْفِنا خَتْرَهُ، وَ وَلِّنا ظَهْرَهُ، وَاقْطَعْ عَنّا اِثْرَهُ. از او حفظ فرما، و از حيله‏اش كفايت كن، و چنان كن كه از ما بگريزد، و نشان پائى از او براى ما نماند. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَ اَمْتِعْنا مِنَ الْهُدى‏ بِمِثْلِ بارخدايا بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از هدايتى كه در دوام و پابرجايى مانند گمراهى او باشد ضَلالَتِهِ، وَ زَوِّدْنا مِنَ التَّقوى‏ ضِدَّ غَوايَتِهِ، وَاسْلُكْ بِنا مِنَ بهره‏مند ساز، و در برابر تباهى او به ما توشه تقوا كرامت فرما، و خلاف راه هلاكت‏بار او ما را به التُّقى‏ خِلافَ سَبيلِهِ مِنَ الرَّدى‏. اَللَّهُمَّ لاتَجْعَلْ لَهُ فى قُلُوبِنا راه تقوا رهنمون شو. الهى در قلب ما براى او راهى مَدْخَلاً، وَلاتُوطِنَنَّ لَهُ فيما لَدَيْنا مَنْزِلاً. اَللَّهُمَّ وَما سَوَّلَ لَنا قرار مده، و براى وى در شئون زندگى ما منزلى فراهم نياور. بارخدايا ما را به هر مِنْ باطِلٍ فَعَرِّفْناهُ، وَ اِذا عَرَّفْتَناهُ فَقِناهُ، وَبَصِّرْنا ما نُكائِدُهُ باطل كه در نظرمان بيارايد آگاه كن، و - چون آگاهمان كردى ما را از آن حفظ كن، و به راه و روش جنگ با او بينايى بِهِ، وَاَلْهِمْنا ما نُعِدُّهُ لَهُ، وَاَيْقِظْنا عَنْ سِنَةِ الْغَفْلَةِ بِالرُّكُونِ ده، و ما را ملهم ساز كه براى نبرد با او چه بايد آماده كرد، و از خواب غفلتى كه سبب گرايش به اوست اِلَيْهِ، وَاَحْسِنْ بِتَوْفيقِكَ عَوْنَنا عَلَيْهِ. اَللَّهُمَّ وَاَشْرِبْ قُلُوبَنا بيدار كن، و به توفيق خود ما را در مسير مبارزه با او يارى ده. بارخدايا، قلوبمان را از اِنْكارَ عَمَلِهِ، وَالْطُفْ لَنا فى نَقْضِ حِيَلِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ انكار كارهاى شيطان سرشار ساز، و براى درهم شكستن حيله‏هايش ما را چاره بياموز. بارخدايا بر محمد و آلش مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَحَوِّلْ سُلْطانَهُ عَنّا، وَاقْطَعْ رَجآئَهُ مِنّا، درود فرست، و سلطه شيطان را از ما بگردان، و اميدش را از ما قطع كن، وَادْرَأْهُ عَنِ‏الْوُلُوعِ‏بِنا.اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَالِهِ، وَاجْعَلْ و وى را از حرص ورزيدن به گمراهى ما دفع فرما. بارخدايا، بر محمد و آلش درود فرست، و ابآئَنا وَاُمَّهاتِنا وَاَوْلادَنا وَاَهالِيَنا وَذَوى اَرْحامِنا وَقَراباتِنا پدران و مادران و فرزندان و اهل ما و خويشان و نزديكان وَجيرانَنا مِنَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنْهُ فى حِرْزٍ حارِزٍ، و همسايگان ما را از زن و مرد مؤمن، از شرّ او در جايگاهى محكم، وَحِصْنٍ حافِظٍ، وَكَهْفٍ مانِعٍ، وَاَلْبِسْهُمْ مِنْهُ جُنَناً واقِيَةً، و دژى حفظ كننده، و پناهگاهى امن قرار ده، و آنان را براى دفع ضرر او زره‏هاى نگهدارنده بپوشان، و وَاَعْطِهِمْ عَلَيْهِ اَسْلِحَةً ماضِيَةً. اَللَّهُمَّ وَاعْمُمْ بِذلِكَ مَنْ آنان را اسلحه بُرّا بر ضدّ او عطا كن. بارخدايا، و مشمول اين دعا فرما هر كس را شَهِدَ لَكَ بِالرُّبُوبِيَّةِ، وَاَخْلَصَ لَكَ بِالْوَحْدانِيَّةِ، وَعاداهُ كه به پروردگاريت گواهى داده، و به توحيدت اخلاص ورزيده، و از باب لَكَ بِحَقيقَةِ الْعُبُودِيَّةِ، وَاسْتَظْهَرَ بِكَ عَلَيْهِ فى مَعْرِفَةِ حقيقت بندگى با شيطان دشمنى نموده، و براى دريافت علوم ربّانى از سوى تو بر الْعُلُومِ الرَّبّانِيَّةِ.

گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا

بفرموده امام در امور خود تدبیر نکنید....شما بسراغ کار نروید...ولی از خدا طلب یک کار مناسب بکنید....اجازه بدهید کار بسراغ شما بیاید...وظیفه شما فقط فراهم کردن معدات و شرایط یک کار خوب است....و شرایط یک کار مناسب با پرهیزکاری و تقوا ایجاد میشه.....من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب....و لو اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم ابواب السماوات و الارض...وقتی هم انشالله کار بسراغ شما آمد بخاطر خدا و خدمت به خلق (خدا در ظهور خلق) قبول بفرمایید و نه برای کسب روزی چه او روزی دهنده است...البته اگر شما هم بسراغ کار رفتید ولی با بینش توحیدی مشکلی نیست هر چند اولی اولاتر است ولی بسیار سخت تر و نیازمند توکل بیشتر.... چند سال پیش به حدیثی از مولا امیر المومنین برخوردم که خیلی در اداره زندگی دنیا بهم کمک کرد....خیلی بر قلبم نشست و سرلوحه قرارش دادم...فرمود...الدنیا بمنزله ظلک....یعنی دنیا به منزله سایه تو است....اگر بدنبالش بری هرچه زحمت و تلاس و سختی هم که بکشی هیچگاه بهش نمیرسی ولی اگر ازش روی گردانی و فرار کنی او بدنبال تو خواهد آمد و بدون رنج و زحمت ازش بهره ها خواهی گرفت... #روزی #توکل #عنوان_بصری

💎زیارت امیرالمومنین علیه السلام توسط صفوان جمّال ( به روایت مرحوم مجلسی رحمه الله) السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْأَئِمَّةِ وَ مَعْدِنَ الْوَحْیِ وَ النُّبُوَّةِ وَ الْمَخْصُوصَ بِالْأُخُوَّةِ السَّلَامُ عَلَی یَعْسُوبِ الدِّینِ وَ الْإِیمَانِ وَ کَلِمَةِ الرَّحْمَنِ وَ کَهْفِ الْأَنَامِ السَّلَامُ عَلَی مِیزَانِ الْأَعْمَالِ وَ مُقَلِّبِ الْأَحْوَالِ وَ سَیْفِ ذِی الْجَلَالِ السَّلَامُ عَلَی صَالِحِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَارِثِ عِلْمِ النَّبِیِّینَ وَ الْحَاکِمِ یَوْمِ الدِّینِ السَّلَامُ عَلَی شَجَرَةِ التَّقْوَی وَ سَامِعِ السِّرِّ وَ النَّجْوَی وَ مُنْزِلِ الْمَنِّ وَ السَّلْوَی السَّلَامُ عَلَی حُجَّةِ اللَّهِ الْبَالِغَةِ وَ نِعْمَتِهِ السَّابِغَةِ وَ نَقِمَتِهِ الدَّامِغَةِ السَّلَامُ عَلَی إِسْرَائِیلِ الْأُمَّةِ وَ بَابِ الرَّحْمَةِ وَ أَبِی الْأَئِمَّةِ- السَّلَامُ عَلَی صِرَاطِ اللَّهِ الْوَاضِحِ وَ النَّجْمِ اللَّائِحِ وَ الْإِمَامِ النَّاصِحِ وَ الزِّنَادِ الْقَادِحِ السَّلَامُ عَلَی وَجْهِ اللَّهِ الَّذِی مَنْ آمَنَ بِهِ أَمِنَ السَّلَامُ عَلَی نَفْسِ اللَّهِ تَعَالَی الْقَائِمَةِ فِیهِ بِالسُّنَنِ وَ عَیْنِهِ الَّتِی مَنْ عَرَفَهَا یَطْمَئِنُّ السَّلَامُ عَلَی أُذُنِ اللَّهِ الْوَاعِیَةِ فِی الْأُمَمِ وَ یَدِهِ الْبَاسِطَةِ بِالنِّعَمِ وَ جَنْبِهِ الَّذِی مَنْ فَرَّطَ فِیهِ نَدِمَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مُجَازِی الْخَلْقِ وَ شَافِعُ الرِّزْقِ وَ الْحَاکِمُ بِالْحَقِّ بَعَثَکَ اللَّهُ عَلَماً لِعِبَادِهِ فَوَفَیْتَ بِمُرَادِهِ وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ فَصَلَّی اللَّهُ عَلَیْکُمْ وَ جَعَلَ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْکُمْ فَالْخَیْرُ مِنْکَ وَ إِلَیْکَ عَبْدُکَ الزَّائِرُ لِحَرَمِکَ اللَّائِذُ بِکَرَمِکَ الشَّاکِرُ لِنِعَمِکَ قَدْ هَرَبَ إِلَیْکَ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ رَجَاکَ لِکَشْفِ کُرُوبِهِ فَأَنْتَ سَاتِرُ عُیُوبِهِ فَکُنْ لِی إِلَی اللَّهِ سَبِیلًا وَ مِنَ النَّارِ مَقِیلًا وَ لِمَا أَرْجُو فِیکَ کَفِیلًا أَنْجُو نَجَاةَ مَنْ وَصَلَ حَبْلَهُ بِحَبْلِکَ وَ سَلَکَ بِکَ إِلَی اللَّهِ سَبِیلًا فَأَنْتَ سَامِعُ الدُّعَاءِ وَ وَلِیُّ الْجَزَاءِ عَلَیْنَا مِنْکَ السَّلَامُ وَ أَنْتَ السَّیِّدُ الْکَرِیمُ وَ الْإِمَامُ الْعَظِیمُ فَکُنْ بِنَا رَحِیماً یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ- وَ السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ. 📖بحارالانوار، ج۹۷، ص۳۳۰

انساني كه مالك خويش است ، مالكِ كُلِ جهان است.

صبر آرد آرزو را نه شتاب صبر کن؛والله اعلم بالصواب

مهرخوبان دل و دین از همه بی پَـــروا برد رُخ شَــطرنج نبُرد آنــچه رخ زیبـــا برد   تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سَمَک تا به سُهایش کشش لیلی برد   من به سرچشمه خورشید نه خود بردم راه ذرٌه یی بودم و مِهــــر تو مــرا بالا برد   من خَس بی سر و پایم که به سیل افتادم او که می رفت مرا هـــم به دل دریا برد   جام صَهبا ز کجا بود مگر دست که بود که درین بزم بگردید و دل شیـــدا برد؟   خَمِ ابروی تو بود و کف مینوی تو بود که به یک جلوه زمن نام و نشان یکجا برد   خودت آموختِیَم مِهر و خودتِ سوختِیَم با برافروختــه رویی که قــرار از ما بــرد   همه یاران به سر راه تو بودیم ولی خـــم ابروت مــرا دید و زمن یغمـا برد   همه دل باخته بودیم وهراسان که غمت همه را پشت سـر انداخت مرا تنـها برد

اره بر فرقش نهاد و گفت : چونى گفت : بر سر اولاد آدم هرچه آید بگذرد

گوش بده تزکیه کن انقدر گوش کن‌تا گوش باطنت باز شه زبانت رو‌ببند حرف نزن فقط گوش کن و تزکیه و خلوت

خاموش باش ۲ - بشنو قرآن خودش را به نامَحرم نشان نمی‌دهد. مشکل اساسی ما نامحرم بودن ماست. ما با عالم ملکوت نامحرم هستیم. مولانا حتی می‌گوید که جمادات هم با ما نامحرم هستند. سنگ و چوب هم با ما نامَحرم هستند !! وقتی از این عالم به عالم دیگر بروی ارزش تو به این است که چه مقدار به بُعد ثابت عالم توانسته‌ای نفوذ کنی و حقایقی را از آن بُعد ثابت عالم بتوانی در بیاوری. در عالم دیگر ارزش و میزان به این است که چقدر انسان توانسته است محرم کند خودش را با ایشان. چقدر قرآن روی خودش را برای او باز کرده است؟ واقعیت این است که انسان باید یک مدتی از عمرش را فقط بشنود. آن هم نه از هر کسی ! هر کسی قابلیت این را ندارد که انسان بخواهد بنشیند و حرف او را بشنود. کسی باید باشد که خودش یافته باشد. کسی که خودش این راه را رفته باشد. کسی که ذوق کرده باشد، چشیده باشد. انسان به فلاح نمی رسد مگر با شنیدن اگر خودت را دوست داری زبانت را ببند #سطح_یک #عمومی #عرفانی #مثنوی جلسه ۱۲ #فایل_صوتی_بلند #خاموش #بشنو #سکوت https://anqa-e-tale.com/masnavi12/ https://youtu.be/GtmQN3yOQYk?t=371 🆔 @MORAVEJI_SABZEVARI

کو یک نفر که یاد دل خستگان کند؟ یا لا اقل حکایت مـــــــا را بیان کند من زیر بار معصیتم ضعف کرده ام دستی کجاســــــت تا مدد ناتوان کند تب کردم از مرور گناهان کوچکم کو آتشی که خجلت ما را نهان کند؟ ما بی سلیقه ایم،تو حاجات ما بخواه ورنه گدا مطالبه ی آب و نـــــان کند آتش میاورید که اشکم مرا بسوخـــــت کار شرار تو آب روان کنـــــــــــــــــــد ما را مران ز خويش چرا که زمانه راند حاشاکه دوست کار زمين و زمان کنـــد چیزی نصیب تو نشود از عذاب من ایزدکجا محاربه با استخوان کند شبها مرا برای خودت انتخاب کن فرصت مده که دیگری ام امتحان کند درهم بخر که سخت گرفتار و در همیم خوب است گرچه چشم تو ما را نشان کند محرم نمی شود به مناجات نیمه شب هرکس که رو به محفل نامحرمان کند صبح قیامت از تو، به تو می برم پناه آغوش تو مگر که مرا میهمان کند با آفتاب روز جزا پاک می شود هر کس که قهر از کرم آسمان کند

عشق آن زنده گزین کو باقیست کز شراب جان‌فزایت ساقیست عشق آن بگزین که جمله انبیا یافتند از عشق او کار و کیا تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست

سبب رونق کفر است مسلمانی ما

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تنزل علیهم الملائکه الا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنه التی کنتم توعدون: آنان که گفـتند پروردگار ما الله است و بر این ایمان پایدار ماندند، فرشتگان بر آن ها نازل شوند که دیگر هیچ ترسی و حزن و اندوهی نداشته باشید و شما را به همان بهشتی که وعده دادند بشارت باد. «فصلت آیه 30».

علم حضوری و‌علم حصولی غیبگویی شرط نیست،ممکن است از شیطان باشد شیعه ابن الدلیل است عقل بر همه چیز حاکم است هیچ چیز بر عقل حاکم نیست #انسان_بعد_از_دنیا_رحیمی۴۲

هدف وسیله را توجیه نمی‌کند شرح نامه ۳۱ نهج‌البلاغه، جلسه۱۹ محمدعلی انصاری زمان: ۳:۵۵ حجم: ۱۲.۶ MB #تعامل_و_تکامل #ویدئو @MohammadaliAnsari

شریعت" مغز عقل و حقیقت مغز شریعت است پس حقیقت مانند روغنی است که در مغز "دانه" قرار دارد و پوسته ی هسته از آن نگهداری می کند. مغز، روغن را نگه می دارد و پوسته مغز را همینطور عقل نگهدار شریعت است و شریعت نگهدار حقیقت هر کس ادعای شرع بدون عقل نماید ادعای او صحیح نیست همانطور که اگر کسی ادعای حقیقت نماید ولی شرع نداشته باشد ادعای او قبول نیست..... #ابن_عربی

 دانستن علم دین ،شریعت باشد چون در عمل آوری ،طریقت باشد گر علم و عمل جمع کنی با اخلاص، از بهر رضای حق حقیقت باشد #شاه_نعمت_الله_ولی

ای درویش هرکه سلوک خواهد کرد، او را معرفت چهار چیز ضرورت باشد یکی معرفت مقصد، و یکی معرفت رونده بمقصد، و یکی معرفت راه بمقصد، و یکی معرفت هادی که شیخ و پیشواست بی معرفت این چهار چیز سلوک میسرّ نشود بدان که مقصد و مقصود سالکان کمال خود است بعضی گفته اند که خدای است رونده بمقصد، و بعضی گفته اند که روح سالک است، و بعضی گفته اند که عقل سالک است، و بعضی گفته اند که نوراللهّ است، و این ضعیف میگوید که رونده باطن سالک است از جهت آن که باطن سالک یک نور است، و آن یک نور را باضافت و اعتبارات بأسامی مختلفه ذکر کرده اند، باعتباری نفس، و باعتباری روح، و باعتباری قلب، و باعتباری عقل و باعتباری نوراللهّ گفته اند، و مراد ازین جمله یک جوهر است، و آن یک جوهر حقیقت آدمی است در بیان راه بمقصد بدان که راه بمقصد به نزدیک این ضعیف یک طریق بیش نیست و آن یک طریق آن است که در اولّ تحصیل و تکرار باشد و در آخر مجاهده و اذکار بود اولّ بمدرسه روند و از علم شریعت آنچه مالابد است بیاموزد، و بعد از مالابد علمی که نافع باشد بخوانند تا زیرک شوندو سخن نیک فهم کنند که دریافت سخن درین باب رکنی معظمّ است، و دریافت سخن در مدرسه حاصل میشود آنگاه بخانگاه آیند و مرید شیخی شوند، و ملازم در وی شوند و بر یک شیخ قناعت کنند و از علم طریقت آنچه مالابد است بیاموزند، و بعد از مالابدّ حکایت مشایخ بخوانند، یعنی از ریاضات و مجاهدات و از تقوی و پرهیزگاری و از احوال و مقامات مشایخ چیزی بخوانند، آنگاه ترک کتب کنند، و آنچنانکه شیخ مصلحت بیند بکار مشغول شوند و بنزدیک بعضی راه بمقصد دو طریق است، و هر دو طریق موصلاند بمقصد اگر بشرط روند، یعنی سائرین الى اللهّ دو طائفه اند، و هر طایفه بطریقی میروند یکی طریق تحصیل و تکرار است، و اینها سالکان کوی شریعت اند؛ و یکی طریق مجاهده و اذکار است، و اینها سالکان کوی طریقت اند. عزیز الدین نسفی