دیالکتیک روشنگری
Відкрити в Telegram
833
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-230 день
Архів дописів
آلبر کامو یک سال بعد از سرکوب خونین قیام مردم مجارستان، در پیامی به نشست نویسندگان مجار در لندن نوشت:
«رژیمهای توتالیتر متحدانی بهتر از #فراموشی و #خستگی ندارند. پس دستور کار ما بدیهی است: #حافظه و #پایداری.»
📕در دفاع از فهم
▪️آلبر کامو
@ELDialectico
همهی ما
اندکاندک تنها میشویم
یکی خود را در زلالی آب غرق میکند
آن یکی دلواپس عشق میشود
و سکوت میکند
چون تسلیم شده است
آرامآرام تنهایی اسم میشود
اسمِ زمان میشود
اسمِ مکان میشود
اسمِ روزگار در بند میشود
اسمِ خیابان میشود
اسمِ زمستان میشود...
#احمدرضا_احمدی
Photo:Peter Erickson / 2013
@ELDialectico
“شاید تو از شدت جستجوست که چیزی پیدا نمیکنی”
▪️هرمان هسه
▫️عکس: ریچارد آودون
کارمن به دنبال کاردین
(1957)
@ELDialectico
“مهمترین چیزی که در مدرسه یاد میگیریم، اینست که مهمترین چیزها را در مدرسه نمیتوان یاد گرفت”
▪️هاروکی موراکامی
▫️عکس: تورستن هاپکینز
اسکاتلند (1955)
@ELDialectico
بهترین افراد جامعه غالبا ویژگیهایی مشترک دارند؛ عشق به زیبایی و زیباییشناسی، شهامت در مقاومت، نظم و شکیبایی در ناملایمات جسارت گفتن حقیقت و توان بالای فداکاری.
افسوس که از قضا همین فضایل هم آنها را آسیبپذیر، زخمی و در نهایت نابود میکند”
-ارنست همینگوی (با لورن باکال ۱۹۵۹)
@ELDialectico
“گاهی آرام هستم و میتوانم آنگونه که میخواهم زندگی کنم. نمیتوانم آن زندگیای را که میخواهم در اینجا بکنم. یعنی زندگیای که در آن وقتم بیهوده هدر نشود و مجبور نشوم با کسانی باشم که دوستشان ندارم و مرا تا سر حد جنون میکشانند”
▪️از نامه اولگا کنیپر به همسرش آنتوان چخوف
@ELDialectico
♦️ انقلاب از زهدان غمها متولد میشود
اکنون
برخیز
از زیر آورها برخیز
همچون شکوفهای در بهار
برخیز ... اندوهت را کنار بگذار و برخیز
که انقلاب...
که انقلاب...
که انقلاب از زهدان غمها متولد میشود
برخیز
به عشق جنگلها برخیز
به عشق رودها برخیز
به عشق رودها و درهها و انسان برخیز
که انقلاب...
که انقلاب...
که انقلاب از زهدان غمها متولد میشود
▪️ نزار قبانی
◾️ترجمه: سعید هلیچی
▫️عکس : مسعود امیری
@ELDialectico
“میگویند آنچه مردم در جستجویش هستند، یافتن معنایی برای زندگیست. گمان نمیکنم!
آنچه ما بهدنبالش هستیم تنها تجربهای از زنده بودن است.” البته اگر بگذارند!
◾️جوزف کمبل (اسطوره و دینشناس)
▫️عکس: دیوید سیمور
@ELDialectico
«تو بزرگترین خوشبختی ممکن را به من دادهای. گمان نمیکنم پیش از این که این بیماری لعنتی شروع شود، هیچ زوجی به خوشبختی ما بوده باشند. دیگر نمیتوانم بجنگم. میدانم که زندگیات را تباه میکنم، میدانم که بدون من موفق خواهی بود و خودت هم میفهمی.»
از آخرین نامهی ویرجینیا وولف▪️
@ELDialectico
«ملال مردم را از درون میخورد. مثل نوعی غبار است که بی اینکه ببینیم میآید و میرود، آن را تنفس میکنیم، میخوریم و مینوشیم. همواره باید این باران خاکستر را از سر تا پای خود پاک کنیم. به همین دلیل مردم چنین بیقرارند.»
📕فلسفه ملال
▪️لارس اسونسن
@ELDialectico
“ما سالها اندوه را بر دوش کشیدیم
و صبح طلوع نکرد”
▪️محمود درویش
▫️عکس: رنه بووری
انتظار / قبرس (1959)
@ELDialectico
- اینجا انقدر چیزای بدتر می بینی که همه چیزای بد از یادت میره …
🎬برادران لیلا
▪️سعید روستایی
@ELDialectico
تنهایی در اتوبوس چهل و چهار نفر است
تنهایی در قطار
هزار نفر.
به تو فکر میکنم
در چشمهای بسته آفتاب بیشتری هست
به تو فکر میکنم
و هر روز
به تعداد تمام دندانهایم سیگار میکشم.
ما چون بارانی هستیم
که همدیگر را خیس میکنیم...
▪️غلامرضا بروسان
▫️عکس : محمد شهسواری
@ELDialectico
خون در زمین فرو نرفت. روی زمین پخش شد، از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد. هرکس آن را میدید میفهمید جایی بیگناهی را کشتهاند.
▪️شاهرخ مسکوب
📕سوگ سیاوش: در مرگ و رستاخیز
@ELDialectico
🎼ساز و آواز ماهور
آواز: محمدرضا شجریان
▪️نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
▪️ای دل چو زمانه میکند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زآن پیش که سبزه بر دمد از خاکت
▪️گر کار فلک به عدل سنجیده بدی
احوال فلک جمله پسندیده بدی
ور عدل بدی بکارها در گردون
کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی
@ELDialectico
“پیشترها فکر میکردم، بدترین اتفاق در زندگی، تنهایی است. اما اشتباه میکردم!
بدترین اتفاق، زیستن در کنار کسانی است که حس تنهایی در تو ایجاد کنند”
▪️رابین ویلیامز
عکس: سائول لایتر▫️
تنهایی
نیویورک
(1949)
@ELDialectico
“کلیسا چون نمیتوانست عشق را از میان بردارد، بر آن شد که دستکم ضدعفونیاش کند، و ازدواج را درست کرد”
▪️شارل بودلر
▫️عکس: وینچزو بالوچی
ازدواج | توسکانی (1960)
@ELDialectico
اسب سپید | باز اجرایی از فرخزاد و آلیس
«آنکس که دست من را، در دستش میفشرد،
مرا به دست غم داد، به فراموشی سپرد
ای دریغ از هرچه دادم برای دوست
اسب خوبم، اسب خوبم، رفیقم اوست»
@ELDialectico
" ای کاش مردمان میدانستند که زیرکترین و با استعدادترینشان تا چه اندازه بیاختیارند، و از میان عوامل بیشماری که حرکت منظم تاریخ جهان را پدید میآورند چه حصهی ناچیزی در ظرف دانش آنها میگنجد؛ و بالاتر از همه اینکه چه یاوه و خیرسرانه است دعوی اینکه ما نظمی را تشخیص میدهیم، فقط بر این اساس که در کمال نومیدی اعتقاد داریم چنین نظمی باید وجود داشته باشد، و حال آن که آنچه در واقع می توان تشخیص داد چیزی جز آشوب بی معنی نیست-آشوبی که هرگاه بالا میگیرد ، هرگاه آشفتگی زندگی انسانی با وضوح تمام در آن منعکس میشود، به صورت جنگ در میآید."
▪️آیزیا برلین
📕متفکران روس
@ELDialectico
“مرا به ایمانتان، ایمان نیست”
▪️ایلیا ارنبورگ (شاعر و نویسنده روس)
عکس: خاویر مسراخس▫️
(1960)
@ELDialectico
