uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Відкрити в Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Показати більше
5 029
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-1130 днів
Архів дописів
«خاله اونجا من داشتم می‌مُردم…» خـدا لعنت کنه قاتلـینِ پدرت رو، خـدا لعنت کنه ماله‌کشانِ قاتلینِ پدرت رو، خدا لعنت کنه حامیان قاتلینِ پدرت رو، خدا لعنت کنه کتمان‌کننده‌هایِ جنایات قاتلین پدرت رو، خدا لعنت کنه هم‌دستانِ قاتلین پدرت رو. مرگ بر اسرائیل، مرگ بر امریکا، مرگ بر امریکا، مرگ بر امریکا…

- ببین می‌فهمم که بالاخره عطشِ رقابت آدم رو کور می‌کنه و تلاش می‌کنه تا رقیبِ بالقوهٔ داخلی‌ش رو پیشاپیش به دَر کنه. درک می‌کنم که قدرت‌طلبی واقعا چیزِ عجیبیه. حتی وقتی که جامعه به انسجامِ بیش از پیش نیاز داره؛ بازم شهوتِ قدرت به فعالیت خودش ادامه می‌ده و حدِ یقفی براش وجود نداره. برای همینه که در اجلاسِ داووس در سوئیس جلویِ افراد خارجی هم به این «رقابتِ متعفنِ داخلی» اشاره می‌کنن که اگه فلانی میومد ما الان وسطِ جنگ بودیم!! یا مثلا آنتنِ زنده در یک برنامه می‌شه محلی برایِ ادعاهای دروغ و شنیع، و در نهایت ورودِ دستگاه قضایی به مسئله. می‌پذیرم. اما بالاخره اینجا یه محیط معمولیه و منم یه فردِ معمولی، لذا بعنوان یه مخاطبِ غیرمتصل(!)، برام سواله و خیلی دلم می‌خواد بفهمم «دقیقا» چی بهشون می‌رسه از اینکه برای هرچیزی یه گردن پیدا می‌کنن بنامِ سعید‌جلیلی تا پروازِ پشه بر فرازِ آسمان رو هم بندازن روش. تو این یکسال تقریباً فقط آتیش‌سوزی‌های تپه‌های هالیوود رو ننداختن گردن این فرد. خیلی پشتکار عجیبی می‌خواد که بجای اینکه به نواقص کار و انفعالِ خودت برسی؛ حتی وقتی‌که خودت مسئول مستقیم موضوعی هستی، یه اسم همش تو توییتِ آدم‌هات تکرار بشه و حتی وقتی بهت سلام می‌کنن هم این اسم رو بیاری. چه می‌کنه قدرت‌طلبی. واقعاً هدف، منافعِ ملی و محورِ هویتی بنامِ «ایرانه»؟ یه‌ مقدار مسئله در نظرِ عُموم چندش شده. می‌دونی؟

امروز سالگرد قمری فوت پدرمه. ممنون میشم به فاتحه و اخلاصی مهمونشون کنین.

می‌پرسند مرعوب یعنی چه؟ مرعوب. [م َ]مفعول از رُعب. رجوع به رعب شود. ترسانیده شده. ترسیده. هراسیده. ترسان. جماعتِ مرعوب یعنی جماعتی که رضایِ کدخدا برایشان از رضایِ خدا مهم‌تر است. یعنی جماعتی که رُعبِ ابهت پوشالیِ کدخدا، از ابهتِ واقعیِ خدا برایشان ترس‌آورتر است. یعنی آنهایی که خداوند بهشان چشم داده تا ببینند عاقبتِ اعتماد به غرب چیست و عادت و ذاتِ این دشمن بدعهدی‌ست و قلدری، اما نمی‌بینند. گوش داده تا تهدیدها و گنده‌گویی‌هایِ امریکا را برای تجزیهٔ وطن بشنوند، اما نمی‌شنوند. قوهٔ‌تعقل داده تا همین چشم‌ها و گوش‌‌هایشان را به کار بیندازند که «اسرائیلِ قاتلِ کودک‌کش، با همکاری و حمایت و چراغ‌سبزِ امریکایِ قاتل به خاکشان تجاوز کرده، هزار عزیز از ما گرفته و زبان به تهدیدِ عزیزترینِ ما باز می‌کند» اما قوهٔ تعقل‌شان هم تعریفی ندارد! جماعتِ مرعوب یعنی آنها که متجاوز به خانه را رها کرده، فریادِ ناشی از نتایجِ خوش‌خیالی‌ متعددشان را به وعده‌هایِ متجاوز، بر سرِ صاحب‌خانه می‌زنند؛ که چرا با متجاوز نمی‌سازی؟ چرا به سازِ متجاوزی را که در طول تاریخش جز تحریم و تهدید و ترور و جنایت و دروغ و فریب کاری نداشته؛ نمی‌رقصی؟ چرا بطورِ «سازنده‌ای» تسلیمِ خواسته‌های متجاوز نمی‌شوی؟ یعنی خدا برایشان اتمامِ حجت کرده که «هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، تا کاملاً تسلیمِ خواسته‌هایِ آنها شَوی‌» اما هنوز فکر می‌کنند راه‌‌حل، راضی‌کردنِ قلدرهایی‌ست که تفریح‌شان کودک‌کشی و حمایت از کودک‌کشان است. یعنی از ترسِ اخمِ کدخدایی که در فانتزی‌هایشان ساخته‌اند؛ هنوز یک‌ماه نشده اما یادشان رفته کدخدایِ دنیای وارونه‌شان، چطور می‌خواست با بمب‌افکن، تهدید، ترور، تحریم؛ پیامِ «صلح و سازش» بیاورد. چنان‌که کارنامه‌اش مملوء است از صلح و سازش‌هایی که برای ملت‌ها به ارمغان آورده. جماعتِ مرعوب یعنی آنها که به‌طور مشمئزکننده‌ای از «تجربه» «عبرت» نمی‌گیرند.

ترامپ و ابلیس‌بچه‌اش اسرائیل، علناً ولی‌فقیهِ ما را تهدید به ترور می‌کنند؛ صدایـی از این جماعتِ مرعوب درنمی‌آید که هیچ، پیشاپیش به استقبال تعیینِ جانشین هم می‌روند! اما تا یک‌نفر در ایران در جوابِ تهدید، متقابلاً از ادبیاتِ تهدید خطاب به دشمن استفاده می‌کند؛ کم مانده گریبان بدَرند و سر به بیابان بگذارند که وای امنیت ملی به خطر افتاد! دوتا فحـش هم به «آقا دزده» بدهـید، شاید خوش‌تان آمد! حتی اگر دزد، همان قبلهٔ آمال‌ و سرابِ رویایی‌تان بود که نقاب از صورتش افتاد!

آن‌که کلامـش زیاد باشد، لغزشش زیاد خواهد بود و آن‌که لغـزشش بسـیار باشد، حیایَش کم می‌شود. هرکه حیایـش کم شود، پارسـایی‌اش اندک می‌شود و هر‌کس پارسایی‌اش اندک شود، قلبش خواهـد مُـرد و آن‌کس که قلبـش بمیرد، گرفتارِ دوزخ خواهد شد. - امیرالمومنین(ع) -کنزالعمال، ج ۲، ص ۱۱۲.

- تاریخ باید این روزها رو دقیق روایت کنه. اگر غبارِ این هیاهوهایِ بی‌جهت بخوابه و دوباره عده‌ای مرعوب، سرِ یک کوچهٔ تکراریِ بن‌بست راهنمای انحرافِ افکار عمومی به سمتِ سراب نزنن؛ همه [تاکید می‌کنم که همه] بابتِ نعمتِ ولایت فقیه، حضورِ ولی‌فقیه، و شخصِ آیت‌الله خامنه‌ای در کسوتِ رهبریِ جمهوری اسلامی ایران، در پیشگاه خدا سجدهٔ شُکر به‌جا خواهند آورد. کسی که با توکل به خدا و اقتدا به امیرالمومنین(ع) شجاعانه، شخصاً و مستقیماً در خطِ مقدمِ مبارزه با دشمن حضور داشت؛ در میانهٔ جنگ از تبیینِ دقیق ابعاد مختلفِ این جنگ برای «مردم» غافل نبود؛ ادبیاتِ محکم، رسا، عزت‌مندانه و از موضعِ قدرت خطاب به دشمن ارائه داد، مؤمنانه و طبقِ روال هرسال روضهٔ سیدالشهدا رو برگزار کرد، با‌ صلابت در مراسم عزای ماهِ محرم حضور پیدا کرد و مایهٔ دل‌گرمیِ دوستان؛ و بر آب شدنِ نقشهٔ دشمنان شد، خاضعانه برایِ این حُزنِ مقدس عزاداری کرد. یک حضورِ چند‌دقیقه‌ای با یک زبانِ بدنِ فوق‌العاده در همون مراسـم، ساعت‌ها درسِ «میدان و دیپلماسی» بود! عزیزِ ما و مایهٔ عزّت‌مندیِ ما. عزّتت روزافزون! فَلِلّهِ اَلْعِزَّةُ جَمِیعاً.

رئیس‌مجلس: فرماندهٔ ‌کل‌ قوا منحصر به فردترین کسی بود که تونست در چندساعت، نیروهایِ مسلح رو از شوک خارج کنه! ما فرماندهٔ کل قوا رو مثل سال ۵۹ -در اتاقِ جنگ دوران دفاع‌مقدس در اهواز- در فرماندهی دیدیم، حکم داد، فرمانده‌ها رو حضـوری توجیه کرد، فرمان داد و در میدان بود!

از اهلِ معنا پیام آمده… بنا به توصــیهٔ رهبر‌ی‌انقلاب خواندنِ سورهٔ فتح، دعای توسل و دعایِ چهاردهم صحیفهٔ سجادیه رو فراموش نک
از اهلِ معنا پیام آمده… بنا به توصــیهٔ رهبر‌ی‌انقلاب خواندنِ سورهٔ فتح، دعای توسل و دعایِ چهاردهم صحیفهٔ سجادیه رو فراموش نکنید؛ می‌تونید با خانواده یا دوستان‌تون یه گروه بزنید برای ختمِ جمعـی! و هر روز به هم یادآوری کنید. این‌جوری فراموش هم نمی‌کنید.

باید بگم که خیلی موافقم با این حرف. مثلاً به خودِ من یه مدت از هر طیفی پیامِ تهدید میومد! هم موقع انتخابات، هم مواقع دیگه. اینجوری بودن که «تو که پول می‌گیری اینارو میگی! خدا لعنتت کنه و پولی که می‌گیری کوفتت شه!» بعد من اینجوری بودم که وا. کجا پول می‌دن؟! کی پول می‌ده جدی؟! یه جای دیگه می‌گفتن «انقدر از غم و غصهٔ غزه نگو، حالمون بهم خورد!» از یه جایی به بعد- حوالی سال ۱۴۰۱- ترجیح دادم کانالی که فضایِ کاملاً شخصی داشت رو ببرم سمتِ دیگه‌ای، اوایل که ربات ناشناس داشتم که اوضاع واقعاً عالی بود! تقریباً دو روز یه بار یه عده می‌خواستن از تیر چراغ‌برق آویزونم کنن :))

- واقعا ماجرا رو از هر طرفی بخونی، حیرت‌انگیزه. امریکا بصورتِ یک‌طرفه از برجام که حاصل بیش از دوسال مذاکره بود، خارج شد بی‌اینکه یک برگِ پوسیده از درختِ برجام نصیبِ ایران بشه. آژانس بارها حُسنِ‌نیت ایران رو در انجام تعهداتِ برجامی مشاهده و تایید کرد. اما امریکا و شرکایِ اروپایی‌ش همچنان به تحریم و گزافه‌گویی نسبت به ایران ادامه دادن. قبل از جنگ و در حینِ همین مذاکرات اخیر؛ چندین ‌‌مرحله تحریمِ جدید علیه ایران اعمال شد. درحینِ مذاکره و درحالیکه امریکا قول داده بود هیچ‌حمله‌ای به ایران رخ نده، حملهٔ‌نظامی اسرائیل و امریکا با هماهنگی و چراغ‌سبزِ کامل امریکا به ایران اتفاق افتاد که البته به لطفِ خدا، با رهبریِ بی‌نظیر فرماندهٔ کل قوا، شاهکار نیروهای مسلح و حضورِ به موقع مردم مواجه شد. اما بعد از گذشت مدتِ کوتاهی از درخواستِ آتش‌بس از سمت دشمنِ صهیونی-امریکایی، باز حرف از «اشتیاقِ امریکا به بازگشت به میزِ مذاکره» در محافل سیاسی داخلی مطرح شد! و الان خبر رسیده که «امریکا تحریم‌های جدید علیه ایران اعمال کرد!» پس یعنی امریکا اشتیاقش به دیپلماسی‌ رو با این فرمول نشون می‌ده: *تحریم-ترور-بدعهدی-خروج از برجام-ترور-قلدری-تحریم-بدقولی-حملهٔ نظامی-تحریم! کاش اساتیدی که معتقدن «تعامل با امریکا» باید سرلوحهٔ سیاست‌خارجه باشه، دربارهٔ این دورِ تسلسلِ «فرمول تعاملِ امریکایی» باز هم مقاله‌ در روزنامه‌هاشون درج کنن تا استفاده کنیم!

جای شکرش باقیه که اقای پزشکیان، لااقل در بَیان حرف از انسجام می‌زنه و شخصاً به سیاقِ روحانی منتقـدین رو به رگبارِ توهین نمی‌بنده. این وظیفهٔ خطیر رو چند‌سالی می‌شه که اکانت‌های توییتری و روزنامه‌ای انجام می‌دن!

جای شکرش باقیه که اقای پزشکیان، لااقل در بَیان حرف از وحدت می‌زنه و شخصاً به سیاقِ روحانی منتقدین رو به رگبارِ توهین نمی‌بنده و این وظیفهٔ خطیر رو، چند‌سالی می‌شه که اکانت‌های توییتری و روزنامه‌ای انجام می‌دن!

نمی‌دونم این واژهٔ «تندرو» دقیقا از کِی و توسط چه کسی ابداع شد. اما یه‌چیزی دربارهٔ این تندروها برای من جالبه. اینکه همین‌ها در ابتدای مذاکرات برجام هشدارِ دلسوزانه می‌دادن که امریکا قابل اعتماد نیست؛ از امریکا باید تعهدات برجامی‌ش تضمینِ محکم بگیرید. می‌گفتن بند ۳۷ برجام در واقع یک بمبِ ساعتی‌ست و هر لحظه ممکنه توسطِ طرفِ بدعهد شما منفجر بشه؛ بند ۳۷ همون مکانیسم ماشه‌ست اما گفتید چیزی به اسم نام در برجام نیومده! می‌گفتن این ایدهٔ اختلاف‌افکنی بینِ امریکا و اروپا در قضیهٔ برجام خیلی عجیب و شاذ و ناپخته‌ست؛ مگه می‌شه کسی در سیاست‌خارجه فعال باشه و از اقتضائاتِ بین‌الملل بی‌خبر باشه؟! می‌گفتن صفر تا صدِ کشور رو به مذاکره‌ای نبندید که از عاقبتش مطمئن نیستید. می‌گفتن دنیا در همین چندتا کشورِ غربی و اروپاییِ بدعهد خلاصه نمی‌شه که شما کشورهای متحد و همسایه‌هاتون رو فراموش می‌کنید و به امیدِ سراب توافق با همین چندتا کشور پیش می‌رید. می‌گفتن مذاکره هدف نیست! مذاکره صرفاً یک وسیله‌ست که باید منافعِ ملی شما رو تضمین کنه؛ وگرنه این چهرهٔ معتاد به مذاکره‌ای که در عرصهٔ جهانی از ایران در دورانِ دولت‌های شما به نمایش درمیاد، طرفِ امریکایی رو نسبت به بدعهدی‌هایِ بیشتر هار و وحشی‌تر می‌کنه. می‌گفتن قبل از سر دادنِ شعارِ مذاکره، اول بیاید بگید از این ساز و کار چه‌چیزی و با چه تضمینی عایدِ ما شده؟ می‌گفتن به قول‌هایِ امریکایی دل نبندید؛ تابحال هیچ‌کشوری از دل بستن به قول و قرارِ امریکایی جواب نگرفته! اما رئیس‌جمهور دولتِ یازدهم و دوازدهم در برابرِ نگرانی‌ نسبت به عاقبتِ اعتماد به غرب می‌گفت «هر‌وقت مذاکره می‌شود، می‌گویند می‌لرزیم؛ به جهنم! بروید جای گرم که نلرزید، خدا شما را ترسو و لرزان آفریده!» اما گویا حرفِ همین‌ها، حداقل نسبت به عاقبت مذاکره با غرب درست بود. بهتر نیست بجایِ زدنِ انگ به منتقدینِ «نگاهِ صرف‌مذاکره»، به کُندرویِ خودتون «در فهمِ عاقبت خوش‌خیالی نسبت به طرف غربی» اذعان کنید؟

نمی‌دونم این واژهٔ «تندرو» دقیقا از کِی و توسط چه کسی ابداع شد. اما یه‌چیزی دربارهٔ این تندروها برای من جالبه. اینکه همین‌ها در ابتدای مذاکرات برجام هشدارِ دلسوزانه می‌دادن که امریکا قابل اعتماد نیست؛ از امریکا باید تعهدات برجامی‌ش تضمینِ محکم بگیرید. می‌گفتن بند ۳۷ برجام در واقع یک بمبِ ساعتی‌ست و هر لحظه ممکنه توسطِ طرفِ بدعهد شما منفجر بشه؛ بند ۳۷ همون مکانیسم ماشه‌ست. می‌گفتن این ایدهٔ اختلاف‌افکنی بینِ امریکا و اروپا در قضیهٔ برجام خیلی عجیب و شاذ و ناپخته‌ست؛ مگه می‌شه کسی در سیاست‌خارجه فعال باشه و از اقتضائاتِ بین‌الملل بی‌خبر باشه؟! می‌گفتن صفر تا صدِ کشور رو به مذاکره‌ای نبندید که از عاقبتش مطمئن نیستید. می‌گفتن دنیا در همین چندتا کشورِ غربی و اروپاییِ بدعهد خلاصه نمی‌شه که شما کشورهای متحد و همسایه‌هاتون رو فراموش می‌کنید و به امیدِ سراب توافق با همین چندتا کشور پیش می‌رید. می‌گفتن مذاکره هدف نیست! مذاکره صرفاً یک وسیله‌ست که باید منافعِ ملی شما رو تضمین کنه؛ وگرنه این چهرهٔ معتاد به مذاکره‌ای که در عرصهٔ جهانی از ایران در دورانِ دولت‌های شما به نمایش درمیاد، طرفِ امریکایی رو نسبت به بدعهدی‌هایِ بیشتر هار و وحشی‌تر می‌کنه. می‌گفتن قبل از سر دادنِ شعارِ مذاکره، اول بیاید بگید از این ساز و کار چه‌چیزی و با چه تضمینی عایدِ ما شده؟ می‌گفتن به قول‌هایِ امریکایی دل نبندید؛ تابحال هیچ‌کشوری از دل بستن به قول و قرارِ امریکایی جواب نگرفته! اما رئیس‌جمهور دولتِ یازدهم و دوازدهم در برابرِ نگرانی‌ نسبت به عاقبتِ اعتماد به غرب می‌گفت «هر‌وقت مذاکره می‌شود، می‌گویند می‌لرزیم؛ به جهنم! بروید جای گرم که نلرزید، خدا شما را ترسو و لرزان آفریده!» اما گویا حرفِ همین‌ها، حداقل نسبت به عاقبت مذاکره با غرب درست بود. بهتر نیست بجایِ زدنِ انگ به منتقدینِ «نگاهِ صرف مذاکره»، به کُندرویِ خودتون «در فهمِ عاقبت خوش‌خیالی نسبت به طرف غربی» اذعان کنید؟

باورم نمی‌شه بخاطرِ این‌که به مصاحبهٔ کم‌رمق اقای پزشکیان انتقاد محترمانه و دلسوزانه کردیم و گفتیم برادر من! حداقل اون شعار «مرگ بر امریکا» رو صحیح روایت کن. یعنی چی مرگ بر امریکا یعنی مرگ بر جنایت و به مقامات امریکا برنمی‌گرده؟ پس به کی باید برگرده؟! مثلا مرگ بر بمب‌افکنِ امریکایی بدونِ آمر و فاعل؟ بمب‌افکن و بمب اتم بصورت خودکار سر بقیه فرود اومده؟ هوش‌مصنوعی دستور شلیک داده؟ مثلا لعنتِ خدا بر بنی‌امیه، بدونِ معاویه و یزید؟ بله بیانِ علتِ بدبینی ما به آژانس، یا اشاره به اینکه ایران هرگز آغازگر‌جنگی نبوده و همیشه قربانیِ تروریسم بوده نکتهٔ خوبی بود اما اگه هدف، جامعهٔ داخلی هواداران ترامپ بوده؛ نمی‌شد بجای تاکید به تفکیک بینِ امریکا و اسرائیل، به همون جامعه بگی که اگر دولتِ مدنظر شما مدعیِ صلح و پایان جنگ در منطقه‌ست؛ «کدوم صلحی با بمب‌افکن و تهدید به ترورِ رهبر یک جامعه بدست میاد؟ کدوم صلحی با افتخار به ترورِ سردارِ مبارزه با تروریسمِ تکفیری حاصل می‌شه؟» نمی‌شد از پاسِ گل خبرنگار استفاده کنی و در جایگاهِ دفاعی و اتهامی قرار نگیری؟ درحالی که کشورت در میدان دستِ برتر داشت و در واقع تو طلبکاری. بالاخره ادبیاتِ نمایندهٔ یه کشور در عرصهٔ بین‌المللی مهمه دیگه. بابتِ اینا، روزنامه‌هاشون دارن بهمون می‌گن تندرو و از اسامیِ منتقدین به مصاحبه لیست تهیه کردن. باورم نمی‌شه. خب یه عده انتقاد کردن، یه عده هم صفر تا صد پسندیدن، یه عده هم انتقاد کردن و هم یه جاهاییش رو پسندیدن! این حرکات چیه؟! ما که همون اول گفتیم حد وفاق رو مشخص کنید بفهمیم منظورتون از وفاق اینه که فقط تعریف کنیم!

ساده‌سازیِ جریان‌سیاسی غرب‌گرا در داخل کشور، از موضوع «مذاکره» و بستنِ همه‌چیزِ مملکت به مذاکره‌ای که قرار بود سایهٔ جنگ رو از کشور دور کنه اما عایدی جز «جنگ و تحریم» برای کشور نداشته، قطعاً از بمب‌افکن‌های امریکایی که وسطِ‌ مذاکره به ایران تعرض نظامی کرد، خطرناک‌تره. مذاکره یعنی امتیاز بده و امتیاز بگیر! اما برایِ این جریان که به سندروم‌استکهلم دُچارن؛ خود مذاکره موضوعیتِ حیثیتی و اعتیادآور داره. بدونِ توجه به اینکه بعد از هربار مذاکره؛ حتی «تقریبا‌هیچ» هم دریافت نکردن. این تفکّر واقعاً خطرناکه!

. ترکیب کارِ رسانه‌ای-عملیاتیِ فوق‌العاده! یَمَن و ماادراکَ مایَمن...

- درسته؟! «احساسِ ما در مورد رئیس‌جمهور سابق امریکا [ترامپ] احسـاس نسبت به یه کسی‌ست که مرتکـبِ یک جنایت و یک قتل شده. نه یک نفر رو! بلکه امّتی رو عزادار کرده، و کسی‌که قهرمان مبارزه با تروریسم در منطقه بوده رو به شهادت رسونده… ما معتقدیم او باید محاکمه بشه! در یک دادگاهِ عادلانه! باید به جرمِ او رسیدگی بشه تا دیگه کسی جرات نکنه به یک جنایت هولناک دست بزنه...» از دیشب این پُستِ مربوط به دیدار شهید‌رئیسی با اندیشمندان سیاست‌خارجیِ امریکا در نیویورک رو بارها مرور کردم؛ مجدد می‌ذارمش. چقدر ثانیه به ثانیهٔ این صراحتِ‌‌کلام، این تبیینِ بی‌لکنت، و این در جایگاهِ مطالبه‌گر و پرسشگر بودن لذت‌بخش بود. چقدر حیف! چقدر حیف! رحمتِ خدا بر سید‌ابراهیمِ عزیز…