uk
Feedback
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫

Відкрити в Telegram

«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0

Показати більше
4 956
Підписники
+1424 години
+897 днів
+21830 день
Архів дописів
حاج‌آقا توکّل می‌گه دلیلِ این‌که یه عدهٔ قلیل دارن به مقدسات و مفاهیمِ ارزشی حمله می‌کنن و فازِ اکثریت می‌گیرن اینه که یه عده‌ای که اعتقاد به این مفاهیم دارن «فقط به یه سر تکون دادن و افسوس خوردن اکتفا می‌کنن.» قبولش دارم. شما اگه ده تا فالوور داشته باشی که بینِ این ده‌تا، یکی‌شون استوریِ توهین‌آمیز دربارهٔ کرمان گذاشته و حرص بخوری و نهایتاً بلاکش کنی؛ همون افسوس خوردن و سر تکون دادنه. اما اگه شما اونی باشی که یه استوری می‌ذاره و از این شهدا و مسیرِ شهدا دفاع می‌کنه؛ چرخهٔ سکوت و سر تکون دادنِ صرف رو شکستی. در یک بسترِ بلندمدت‌تر نگاهش کنیم؟! شما اگه می‌بینی که بینِ هزاران استاد و وکیل و دکتر و مهندس؛ یه عدهٔ قلیلِ هتاک وجود داره که محتواهایِ توهین‌آمیزشون همه‌جا پخش می‌شه و ضدانقلاب هم داره روش مانور می‌ره؛ دلیل‌ش اینه که اولاً عدهٔ زیادی از همکارانِ متعهد رشته‌های مختلف که احتمالاً جایِ دیگه پایِ کار هم هستن؛ در این مواقع به همین سر تکون دادن اکتفا می‌کن. دوماً به قولِ استاد غلامی ما همیشه و همه‌جا به متخصصِ متعهد نیازمندیم؛ متخصصی که در حیطهٔ رشتهٔ خودش به درجاتی برسه که حرفی برای گفتن داشته باشه، و متعهدی که به ارزش‌هایِ دینی و ملی پایبند باشه، پزشک، وکیل، مهندس، معلم، استاد، روان‌شناس، کارآفرین و … هرچقدر جامعهٔ نخبگانیِ ما از این افراد پر باشه و این افراد هم درونِ خودشون جراتِ ظهور و بروز پیدا کنن؛ چرخهٔ اقلیتِ هتاک [نه منتقد؛ انتقاد با توهین متفاوته] به انزوا می‌ره. اگر شرایط و امکانِ پیشرفت علمی و اجتماعی دارید و عقب‌نشینی می‌کنید؛ به سهمِ خودتون کم‌کاری می‌کنید. لذا هرجایی که هستید همون‌جا رو مرکزِ عالَم بدونید؛ حتی اگر فروشندهٔ یک مغازهٔ کوچیک یا یه دانش‌آموز هستید! نیاز نیست برای بروز و ظهور حتماً یک صفحهٔ چندهزارنفره داشته باشید، تویِ همون بستری که هستید، به حدِ توان موثر باشید.

فارغ از صحـت و سُقمِ یه سری خبرها؛ اگه کسی همچنان با استوری‌هایِ علی‌ کریمی و فرخ‌نژاد و امثالهم براش شُبهه ایجاد می‌شه و بهش استناد می‌کنه، واقعا باید یه فکرِ جدی برای خودش بکنه. چون اون دیگه شُبهه نیست؛ افسارِ حماقته.

این نوشته خاطــرِ شما را آزرده می‌کند. اگر روحیهٔ حسـاس دارید، از آن گذر کنید. وقتی پستِ حسین‌ دارابی را خواندم، قلبم داشت از سینه بیرون می‌زد، رسیدم به جایی که این برادرِ مدافع حرم نوشته بود «دختر ۳-۴ ساله‌ای را دید که تکفیری‌ها به نرده بسته بودند و پایین‌تنه نداشت؛ نارنجکی میانِ پاهایش گذاشته بودند و ضامن را کشیده بودند…» گوشم سوت کشید. یادِ چند استوری افتادم که با این شکلک‌هایِ خندان و تمسخر‌آمیز نوشته بودند «که گفته بودید رفتید تا داعش زنانِ ما را نکُشد…؟!» نمی‌دانم این آدم‌ها چه خورده‌اند که حالا وقاحت را افتخار می‌دانند، نمی‌دانم کجا بزرگ شده‌اند که معرفت سرشان نمی‌شود، آن فوتبالیستِ فراری را می‌دانم که به خواهرِ خودش هم رحم نمی‌کند، لقمهٔ حرامی که با بی‌رحمی به خواهر نصیبِ او شده مگر اجازهٔ معرفت و بینایی به او می‌دهد؟ نمی‌دهد. اما می‌دانم اگر حاج‌قاسم نبود، اگر مدافعانِ حرم نبودند حالا باید بینِ دستانِ ابوفلان‌ها دست به دست می‌شدیم و بر سرِ این‌که کدام زنِ جوان و دخترِ خردسال به حوری‌ها شبیه‌تر است؛ شرط‌بندی می‌شد و باید در بازارِ برده‌فروش‌ها از رویِ مچِ پاها و سفیدیِ دست‌هایمان قیمت‌گذاری می‌شدیم. اگر آنهایی که امروز طعنه‌باران می‌شوند نبودند؛ تهران می‌شد خلافتِ مرکزیِ داعش و قزوین و زنجان و … بقیهٔ شهرها می‌شدند حرمسرایِ تکفیری‌ها. حاج‌قاسم می‌گفت «بچه‌ای را گیر انداخته بودند، اسیر کرده بودند و می‌گفتند دوست داری چطور بمیری؟ سرت با ببُریم یا با تیر؟» نحوهٔ شهادتِ یکی‌شان را برایتان بنویسم؟ شهید رضا اسماعیلی را می‌شناسید؟ مدافع‌حرمی که اصالتاً افغانستانی بود و مقیمِ ایران. مجروح شده بود که به دستِ داعش افتاد؛ تکفیری‌ها بیسیم را جلویِ دهان او گرفتند و می‌گفتند به علی(ع) و‌ زینب(س) توهین کن. آقارضا توهین که نمی‌کرد هیچ؛ تا دمِ آخر یاعلی می‌گفت. تکفیری‌ها درحالی‌که بیسیم روشن بود سرِ او را آرام آرام بُریدند تا صدایِ ناله‌ش در بیسیم بپیچد؛ اما صدای یاعلی‌ش پیچید. شهید عباس آبیاری را می‌شناسید؟ پیکرش که اسیر شد، داعشی‌ها آنقدر از او کینه داشتند که بدنش را ارباً ارباً کردند و مانند گوشتِ قربانی تکه‌های بدنش را پخش ‌کردند. فرمانده داعشی‌ها گفته بود زنده و مُردهٔ او را باید بیاورید و هم‌وزنِ دست و پایش طلا جایزه می‌گذارند. این‌ها را چرا می‌نویسم؟ برایِ آن دسته‌ای که اشتباهی رویِ موجِ بی‌معرفت‌ها سوار می‌شوند و می‌گویند «این‌همه پول گرفتید که چه؟! برای پول رفته بودید پس…» برای آنهایی که غیرتِ به خون آغشتهٔ این جوانان را نمی‌بینند و زبان به طعنه باز می‌کنند و با طعنه‌زنندگان با تایید یا سکوتِ خود همراهی می‌کنند. حاج‌قاسم و رفقایش خلافت و سُلطهٔ مرکزی داعش را نابود کردند تا امروز «بلادِ فارس» را به خودشان ملحق نکنند و در رویایِ هم‌خوابگی با زنانِ ایرانی سر نکنند و نتانیاهو از مجروحانِ تکفیری در بیابان‌هایِ ایران ملاقات نکند؛ اما تفکّراتِ داعشیِ بعضی فارسی‌زبانانِ بی‌رحم را که می‌بینی؟ نابود نمی‌شود؛ حتی اگر آن پرچمِ سیاهِ داعشی را سردرِ صفحاتشان نزنند، این‌ها از خون تغذیه می‌کنند، اما آرزویِ ویرانی شیعه‌خانهٔ ایران را به متعفّن‌ترین قسمت گورستان تاریخ می‌برند؛ چون ما هنوز و همیشه خدایِ حاج‌قاسم را داریم.

دروغ می‌گفتنــد دردِ مردم دارند؛ دروغ می‌گفتند دلشان برایِ این سرزمیـن خون است، دروغ می‌گفتند جانشان را فدایِ ایران می‌کنند؛ دروغ می‌گفتند برایِ آزادیِ ایران و ایرانی یقه پاره می‌کنند و برایِ جوانان عزادارند؛ دروغ می‌گفتند دین‌شان انسانیت است؛ آن‌هایی که پارسال از پشتِ پنجرهٔ اتاق‌هایِ تاریکشان عربده می‌زدند «بسیجی! سپاهی! داعشِ ما شمایی» و در خیابان سلاخی می‌کردند و در صفحات‌شان دروغ‌هایشان را بزک می‌کردند؛ حالا هم‌نوا با کودک‌کُشانِ صهیونیست رویِ خونِ هموطنانِ ترور شده توسطِ داعش [نوچهٔ گوش به زنگی که برایِ اربابِ در گِل‌مانده‌ش خوش‌رقصی می‌کند] هلهله می‌کنند و می‌رقصند. دروغ می‌گفتند، و هنوز دروغ می‌گویند و هنوز از مغزهایِ کوچکِ زنگ‌زده سواری می‌گیرند!

نمی‌تونم تصاویرِ کرمان رو بذارم؛ حتی با سانسور، یعنی نمی‌خوام بذارم، خیلی سختمه، خیلی خیلی سختمه، من خیلی دربارهٔ تکفیری‌ها م
نمی‌تونم تصاویرِ کرمان رو بذارم؛ حتی با سانسور، یعنی نمی‌خوام بذارم، خیلی سختمه، خیلی خیلی سختمه، من خیلی دربارهٔ تکفیری‌ها مستند می‌بینم؛ ولی خیلی بیشتر از دیدنِ تصاویرِ هر روزهٔ فلسطین و دیدنِ جنایاتِ صَدام و سر بریدن‌هایِ داعش سختمه؛ قفسهٔ سینه‌م تابِ نگه‌داشتنِ قلبم رو نداره، قلبم رو چیزی چنگ می‌زنه و گلوم رو فشار می‌ده این غمِ توأم با خشم؛ اما وقتی بعضی واکنش‌هایِ مجازی و فرحت‌به‌آل‌زیادهایِ بی‌دین و ایمون‌ها رو می‌بینم، وقتی می‌بینم اون‌هایی‌که با لباسِ دیانت از غزه نگفتن به بهانهٔ واهیِ ناصبی بودن؛ حالا هم از کرمان نمی‌گن به بهانهٔ حکومتی بودن؛ یا وقتی خیلی بی‌معرفتی‌هارو می‌بینم و کلمه براش پیدا نمی‌کنم؛ «تنهــایی» واژهٔ بهتری برایِ توصیف احوالاتمه؛ هرچند حقیقت با مَجاز زمین تا آسمون توفیر داره.. اما این عکس… اگر ما صاحب نداشتیم و اگر چشم‌انتظارِ طلوع نبودیم؛ یحتمل خیلی وقت پیش‌ها تویِ شب‌هایِ آخرالزمان غُبار و خاکستر می‌شدیم..

گفتنِ بدیهیات…! گفتن نه غزه نه لبنان! جانم فدایِ ایران! -زن و بچه‌هایِ ایرانی توی ترور شهید شدن ولی همین جماعتِ روشنفکر‌نما در عزایِ بچه‌هایِ ایرانی شادی کردن؛ افسر موساد توییت زد «مانندِ پوریم قتل‌عامتان می‌کنیم!» گفتن اسرائیل دقیق می‌زنه! کِی بی‌گناه زده که این دفعهٔ دومش باشه؟! نه پس کارِ خود‌شونه. -اکانت‌هایِ اسرائیلی همون اولِ ماجرا خوش‌حالی کردن و کِیفور از فاجعه اظهارنظر کردن. گفتن کارِ خودشونه تا چهلمِ «کُشته‌ها» بیفته به ۲۲ بهمن و مردم بخاطرِ اونا بیان؛ پس چرا یه اخوند بینِ «کُشته‌ها» نبود؟ -بُغضِ حقیقت کورشون کرد و ترورِ حاج‌قاسم توسطِ دستور مستقیمِ امریکا رو ندیدن که چهلم‌ش افتاد به ۲۲ بهمن؛ کورتر بودن که طلبهٔ شهید علیرضا محمدی‌پور رو هم ندیدن… گفتن کارِ خودشونه! اینا همه‌شون تروریستن؛ هم حکومت هم اونایی‌که کُشته شدن. - کور بودن که آمار و تصاویرِ بچه‌هایِ خردسالِ شهید مراسم دیروز رو ندیدن و خودشون از شهادتِ همین بچه‌ها هلهله کردن؛ این مدعیانِ انسانیت… گفتن کارِ خود‌شونه؛ وگرنه بقیه چه نفعی می‌برن که مردم رو بزنن؟! - داعش بیانیه داد و ترور رو گردن گرفت… گفتن داعش هم کارِ خود‌شونه! می‌خواستن یه جوری حواسِ همه رو پرت کنن. - امریکا علناً اذعان کرده بود داعش و القاعده برای پیش‌بُردِ اهداف غرب؛ ساختهٔ امریکا و حامیان‌شه! نتانیاهو سال‌ها پیش از داعشی‌هایِ مجروح عیادت کرده بود و حاج‌قاسم قهرمانِ مبارزه با تروریست تکفیری بود و نفعِ امریکا در ترورِ قهرمان مبارزه با ساختهٔ خودش. گفتن پس الکی انداختید گردنِ اسراییل؛ حالا که داعش گردن گرفته… -تغییرِ لحنِ اکانت‌هایِ صهیونیست بعد از پیامِ رهبری واضح بود؛ صفحهٔ ترور‌آلارم وابسته به موساد چند‌ساعت قبل از بیانیهٔ داعش گفت این ترور کارِ داعشه؛ بیانیهٔ داعش ۳۰ ساعت با تاخیر صادر شد و برخلافِ تمامِ بیانیه‌هایِ دیگه چهرهٔ تروریست‌ها رو تار کرده بود، داعش خودش رو اسلام‌گرا معرفی می‌کنه و شیعیان رو مُشرک؛ ولی تابحال یک عملیاتِ انتحاری علیهِ اسراییل انجام نداده؛ واضحاً تکفیری و صهیونیست دو رویِ یک سکه‌ن؛ ارباب دستور داد و نوچه گردن گرفت! گفتن مگه نگفتید داعش تموم شده؟! پس چرا می‌گید کارِ داعشه؟ - سالِ ۵۷ پایانِ سلسلهٔ پهلوی‌ بود ولی خودِ این جماعت هنوز با شعارِ جاویدشاه شب و روز می‌گذرونن؛ چون تفکّراتِ سلطنت‌طلبی هنوز تو وجودِ اینهاست؛ مثلِ داعش که سیطره و خلافتِ مرکزی‌ش به همتِ حاج‌قاسم مدافعانِ حرم نابود شد اما تفکّراتِ داعشی نه! مثلِ تفکّراتِ همین آدم‌هایی که از بُغضِ حقیقت، روی خونِ بچه‌ها می‌رقصن. نتیجه چی‌شد؟ آهان! پس هم ترور کارِ خودشونه هم داعش کارِ خودشونه، هم هرکی با داعش مبارزه کرد تروریسته؛ هم هرکی که ترور شد تروریسته؛ زن و بچه هم نداره؛ هم اینا دین‌شون انسانیته.

•این شهیــدِ بزرگ کاری کرد؛ که «یک جهـــان»، جَهِش پیدا کرد به سمتِ ظهور، نه فقط مسلمان‌ها. •استاد شجاعی| پیشنهادِ خوب.🥀

حالا نگاهی به خود بیندازید؛ بی‌وطن شده‌اید…

مخاطبینِ غیرمسلمانی که به تازگی قرآن می‌خوانند تا با اسلام آشنا شوند؛ عمدتاً در جوابِ این‌که چرا قرآن می‌خوانی؟! مگر دورانِ این چیزا تمام نشده؟ اسلام که دینِ تروریست‌هاست! جواب می‌دهند که با دیدنِ صبر و ایمان و توکّلِ وصف‌ناشدنیِ مردمِ غزّه برای علت و منشاء ایمانِ آن مردم کنجکاو شده‌اند؛ یک جلد قرآن خریده‌اند تا ببینند خدایِ مسلمانان در گوشِ اینان چه گفته که بعد از هر داغ و ویرانی زبان جز به «حسبُنالله نعم‌الوکیل» و «کلّنا فداء المقاومة» باز نمی‌کنند؟ یکی‌شان می‌گفت من اگر یکی از ناخن‌هایِ صاف صیقل‌کشیده‌ام بشکند تا سه روز اسمِ خدای خودم را نمی‌آورم. این مردم چه دارند که رویِ ویرانه‌هایِ خانه‌هاشان می‌نشینند و ذکرِ خدا می‌گویند و به حِماس که رسانه‌هایِ غرب آن را عاملِ مرگِ آنها معرفی می‌کنند هم ناسزا نمی‌گویند؟! آنها چه دارند که در عینِ اینکه هیچ ندارند؛ ما در نهایتِ داراییِ خود نداریم؟ مردمِ جهان فوج فوج مسلمان می‌شوند تا گوهرِ ایمان در آغوش بگیرند؛ مادرِ شهید العاروری دیشب بعد از ترورِ فرزندش می‌گفت «خداراشکر، خداراشکر…» مگر ما کم از این مادرها داریم؟ هرگوشهٔ این خاک امّ‌وهب دارد، داغ دیده‌هایی که صدایشان هم نمی‌لرزید تا دشمن‌شاد نشوند. رفقایِ مجازی! فعالینِ تریبون‌دار! دلسوزانِ جبههٔ مقاومت! دارندگانِ خشمِ مقدس! زبان به تحقیر و کنایه برایِ سربازانِ امنیت- کسی چه می‌داند؟ همان‌هایی که شاید فردا نامشان هشتگِ استوری‌هایتان شد- نچرخانید؛ خودی را مقصّرِ «شهادتِ عزیزان» نشان ندهید؛ بی‌خودی‌ها و بیگانه‌ها اگر زورشان به مرز‌ها می‌رسید که این‌طور «وحدت و اتحادِ ملی» ما را نشانه نمی‌گرفتند؛ اجنبی‌ها اگر زورشان به اعتقاد می‌رسید که پیاده‌نظام‌شان را به میدانِ اذهان نمی‌فرستادند! به آن تمسخرکنندگانی که رویِ خون عزیزانِ ما موج می‌رانند بگویید؛ حسبنا‌الله‌نعمَ‌الوکیــــل… -وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ -و آنان از تو [از روی مسخره و ریشخند] شتاب در عذاب را درخواست می‌کنند، درحالی‌ که خدا هرگز از وعده‌اش تخلف نمی‌کند؛ و همانا یک روز نزدِ پروردگارت مانند هزارسال از سال‌هایی است که شما می‌شمارید… حج/۴۷.

مخاطبینِ غیرمسلمانی که به تازگی قرآن می‌خوانند تا با اسلام آشنا شوند؛ عمدتاً در جوابِ این‌که چرا قرآن می‌خوانی؟! مگر دورانِ این چیزا تمام نشده؟ اسلام که دینِ تروریست‌هاست! جواب می‌دهند که با دیدنِ صبر و ایمان و توکّلِ وصف‌ناشدنیِ مردمِ غزّه برای علت و منشاء ایمانِ آن مردم کنجکاو شده‌اند؛ یک جلد قرآن خریده‌اند تا ببینند خدایِ مسلمانان در گوشِ اینان چه گفته که بعد از هر داغ و ویرانی زبان جز به «حسبُنالله نعم‌الوکیل» و «کلّنا فداء المقاومة» باز نمی‌کنند؟ یکی‌شان می‌گفت من اگر یکی از ناخن‌هایِ صاف صیقل‌کشیده‌ام بشکند تا سه روز اسمِ خدای خودم را نمی‌آورم. این مردم چه دارند که رویِ ویرانه‌هایِ خانه‌هاشان می‌نشینند و ذکرِ خدا می‌گویند و به حِماس که رسانه‌هایِ غرب آن را عاملِ مرگِ آنها معرفی می‌کنند هم ناسزا نمی‌گویند؟! آنها چه دارند که در عینِ اینکه هیچ ندارند؛ ما در نهایتِ داراییِ خود نداریم؟ مردمِ جهان فوج فوج مسلمان می‌شوند تا گوهرِ ایمان در آغوش بگیرند؛ مادرِ شهید العاروری دیشب بعد از ترورِ فرزندش می‌گفت «خداراشکر، خداراشکر…» مگر ما کم از این مادرها داریم؟ هرگوشهٔ این خاک امّ‌وهب دارد، داغ دیده‌هایی که صدایشان هم نمی‌لرزید تا دشمن‌شاد نشوند. رفقایِ مجازی! فعالینِ تریبون‌دار! دلسوزانِ جبههٔ مقاومت! دارندگانِ خشمِ مقدس! زبان به تحقیر و کنایه برایِ سربازانِ امنیت- کسی چه می‌داند؟ همان‌هایی که شاید فردا نامشان هشتگِ استوری‌هایتان شد- نچرخانید؛ خودی را مقصّرِ «شهادتِ عزیزان» نشان ندهید؛ بی‌خودی‌ها و بیگانه‌ها اگر زورشان به مرز‌ها می‌رسید که این‌طور «وحدت و اتحادِ ملی» ما را نشانه نمی‌گرفتند؛ اجنبی‌ها اگر زورشان به اعتقاد می‌رسید که پیاده‌نظام‌شان را به میدانِ اذهان نمی‌فرستادند! حسبنا‌الله‌نعمَ‌الوکیــــل…

ما افتخار می‌کنیم جزو دسته‌ای هستیم که هروقت خون یک نفرشان بر زمین بریزد، صدای هلهله از دل لشکریان کفر برمی‌خیزد...

این نوچهٔ قلّاده به گردنِ اسرائیل رو می‌بینید؟ تا دیروز توییت می‌زد و از صلح بینِ مردم ایران و سگ‌هایِ اسرائیلی حرف می‌زد. هم
این نوچهٔ قلّاده به گردنِ اسرائیل رو می‌بینید؟ تا دیروز توییت می‌زد و از صلح بینِ مردم ایران و سگ‌هایِ اسرائیلی حرف می‌زد. همون اراجیفی که احمق‌هایِ فارسی‌زبان با نشخوارِ اون‌ها آب از لب و لوچه‌شون آویزون می‌شد و برای اسرائیل دُم تکون می‌دادن! امروز از حمله تروریستی به کرمان و پرپر شدنِ «مردمِ ایران» خوش‌حاله. چشمتون روشن نوچه‌هایِ مجازی اسرائیل! چشمتون روشن اساتیدِ روشن‌فکرِ دانشگاهی! چشمتون روشن که سال‌ها ترور و تهدید و تجهیزِ تروریست‌ها رو ندیدید و امروز هم‌پایِ حرام‌ها خوش‌حالید! نه غزه نه لبنان، جانتان فدایِ ایران؟ بسم‌الله؛ فدا شدن پیش‌کش، هلهله کردن‌هارو به عیان نیارید بی‌غیرت‌ها…