☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Открыть в Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Больше5 057
Подписчики
-424 часа
+137 дней
+830 дней
Архив постов
Repost from ☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
در هر هفته دو روز [دوشنبه و پنجشنبه] اعمالِ ما به امامزمان عرضه میشود…
خدا میداند در دفترِ امام زمان جز چه کسانی هستیم؟!
-مجموعه بیاناتِ حاجآقا بهجــت(ره) پیرامونِ حضرت ولیعصر/کتاب حضرت حجت.
«صحـرایِ بَلا به وسعتِ تاریخ است و كار به یک یالَیْتَنیكُنْتُمَعَكُم ختم نمیشود. اگر مردِ میدانِ صداقتی، نیک در خویش بنگَر كه تو را نیز با مرگ اُنسی اینگونه هست یا خیر! اگر هست كه هیچ، تو نیز از قبلهدارانِ دایرۀ طوافی؛ و اگرنه... دیگر به جایِ آنكه با زبانْ «زیارتعاشورا» بخوانی،در خیلِ اصحاب آخرالزمانیِ حسین (
علیهالسّلام) با دل، به زیارتِ عاشورا برو.
«ضحاکبنِعبداللهِ مشرقی» را كه میشناسی! عصرِ عاشورا از جبهۀ حق گریخت؛ بعد از آنكه صبح تا شام را در ركابِ امام شمشیــر زده بود.
خوفْ، فرزند شک است و شک زاییدۀ شِرک. و این هرسه، خوف و شک و شِرک، راهزنانِ طـــریقِ حقاند..
كه اگر با مرگ اُنس نگیری، خوفْ، راهِ تو را خواهد زد و امام را در صحرایِ بَلا رها خواهی كرد.»
-شهید سیدمرتضی آوینی.
•فتحِ خون.«إِنَّما الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»
مؤمنان برادرِ یکدیگرند…
- به کوریِ چشمِ مُغرضان، تفرقهافکنان، از آبِ گلآلود ماهیبگیران و دشمنانِ امیرالمومنین
ع•پناه میبرم به تو؛ از شَرِّ این «زبان»…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و هشتمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🤍
-دعایِ روز بیست و هشتمِ ماهِ مبارک.
+استوری
Repost from عجم علوی | مهدی مولایی
سلام و رحمت.
خانوم محترمی از سادات، همسرشون رو از دست دادن و همراه دو تا طفل یتیم خودشون، در حاشیه پرت قم، وسط بیابون توی خونه کوچیکی زندگی میکنند که آب و گاز هم نداره. حالا صاحبخونه هم جوابشون کرده و دارن سرپناهشون رو از دست میدن. نیازمند ۵۰ میلیون قرض الحسنه هستند و امیدشون بعد از خدا به شیعیان امیرالمؤمنینه. بیاید هرچقد که میتونیم کنارشون باشیم.
5894631130669559
6104337447228303
6221061225876806
یاوری#موقت
امشب چندتا از کانالها رو که میخوندم نوشته بودن که ممکنه یه روز به سرشون بزنه و کلاً کانال رو حذف کنن؛ دروغ چرا! چیزایی نوشته بودن که چندروزه تو ذهنِ من میچرخه…
آدم یهجایی مفید بودنِ حضورش رو میفهمه؛ اما از یه جایی به بعد دیگه افسارِ نفْس میفته دستِ بستری که توش حضور داری/آدمهایی که باهاشون ارتباط داری و این تماماً ضــرره.
لذا منم همینطور «کانالهایی که نوشتید یه روز تصــمیم میگیرید که توقفِ فعالیت بزنید» و برید یه گوشه برا خودتــون نون و ماستتون رو بخورید و ذهنتون رو خالی کنید؛ منم همینطور!
وقتهایی که یهنفر ندیده و نشناخته؛ عینِ حرفِ دلــم رو با صدایِ بلند داد میزنه و یه چیزی تهِ دلم هُرّی میریزه و یه بُغضِ قشنگتری به گلوم میشینه، دوس دارم..
بعضی از گناهها هست که انسان توجه ندارد به اینکه اینها گناه است. خیلی از حرف زدنهایِ ما، خیلی از اظهاراتی که در فضای مجازی میکنیم اینها پاسخ لازم دارد؛ بالاخره مراقبت باید کرد.
توصیهام این است که دقت کنید چه میگویید، فکر این را بکنید که در این بیان، در این گفتار، در این نوشتار مرتکب عملی نشویم که بعد نتوانیم برایش جوابی داشته باشیم.
-رهبرانقلاب ۱۴۰۳/۱/۱۹.
- در خـــانه اگر کَــس است؛
یکحرف بَس است دوستان..
•چیزی نموندهها؛ این روزهایِ آخری، عاشقم کن..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و هفتمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🤍
-دعایِ روز بیست و هفتمِ ماهِ مبارک.
+استوری
بزنید ماهِ من شبکهٔ سه. حاجآقا پناهیان دارن ادامهٔ مباحث رو توضیح میدن.
شهیدمطهری از امیرالمومنین بعنوان یک انسانِ «مکتبی»ِ دارایِ جاذبه و دافعه یاد میکنه؛ شیرینی و جاذبه برایِ اهلِ یقین؛ تلخی و دافعه برایِ اغیار. هردو در راهِ خدا.
میگه:
-علی
ع در داشتنِ محبانِ سرازپانشناخته که در راهِ محبّتِ او سَر دادند و بر سرِ دار رفتند؛ بینظیر است.
-علی مردی دشمنساز هم بود؛ و این یکی دیگر از افتخاراتِ اوست. هر مسلکیِ هدفدار و مبارز و مخصوصا انقلابی که در پیِ عملی کردنِ هدفهایِ مقدس است؛ مصداق قولِ خداست: «در راهِ خدا میکوشند و از سرزنشِ سرزنشگری بیم نمیکنند» [بعنوان مثال] پیغمبر علی را به فرماندهیِ لشکری به یمن فرستاد. علی در نزدیکی مکه یکنفر را به جایِ خود گذاشت و خودش به سمتِ رسولالله شتافت. آن شخص حُلّههایی را که علی آورده بود در بین لشکریان تقسیم کرد تا با لباسهای نو واردِ مکه شوند. علی که برگشت دستور داد آنها را از تن بکَنند، سپس آنهارا در جایگاهی قرار داد که تحویلِ پیغمبر داده شود تا ایشان دراینباره تصمیم بگیرند.لشکریان از این عمل ناراحت شدند و از خشونتِ علی دراینباره نزدِ پیامبر شکایت کردند. پیامبر فرمود: لاتشکوا علیّاً فواللهِ انّهُ لَأَخشنُ فیذاتالله…
بخونیم.استاد فاطمینیا میگن ما که اهل دزدی و ربا و شراب نیستیم، پس مشکل کارمون از کجاست؟!
«مشکل اکثرِ ما از ناحیهٔ زبان است»
وقتی در خانه، سر یک موضوعِ ساده ، دل فرزند و همسرت را میشکنی و باهاش تندی میکنی، متوجه هستی که خودت رو از برکاتِ الهی محروم میکنی؟!
دوستانِ بهظاهردلسوزِ مذهبی؛ همین مشکلِ زبان رو توی قضاوتها و تهمتهاتون هم لحاظ کنید. مخاطبِ حرف؛ مدعیانِ یک جمعاند! وگرنه از آدم بیادعا انتظاری نیست؛ شما مدعیِ دفاع از اهلبیت هستی؟ پس چجوری در هر موضوعی «بدترین ادبیات» رو برای ادعات انتخاب میکنی؟ شما مدعیِ آگاهتر بودنی؟ پس چرا در سوادِ رسانه میلنگی؟ چرا هنوز براساسِ یک ویدیویِ «تقطیعشده» نظر خودت رو با بیرحمانهترین ادبیات بیان میکنی؟ چرا وقتی شخصی بنام فائزه هاشمی گفت «پیامبر پولهای حضرتِ خدیجه رو حروم کرده» صدات درنیومد؟ چرا تا حرف از نفوذِ ظلمِ یهود میشه؛ رگِ گردنت ورم میکنه و واژهٔ «یهودستیزی» رو بولد میکنی؟ چرا وقتی هشتگ میزدن و از ابنملجم تشکر میکردن؛ معتقد بودی که این واکنشی به خفقانِ دینیِ جامعهست؟ چرا تلاش نمیکنی ابتدا ویدیویِ کامل رو ببینی بعد زبان بچرخونی؟ چرا تا شخصی مثل پناهیان که همیشه از جنگِ احزاب و ادعاهایِ فراجناحی حرف میزنه و اونها رو به بادِ انتقاد میگیره؛ میشه سیبْلِ اهانتهایِ تو؟
دفاع از «شخص» نیست؛ چون اشخاص معصوم از خطا نیستن؛ بلکه بحثِ سواریگرفتنِ معدود افرادِ موجسوار از اذهانِ اکثریتِ مدعیِ سادهست.
فرصت بذار؛ ویدیوی کاملِ حرفهای اقای پناهیان رو از تلوبیون ببین؛ که از زبانِ دشمنانِ پیغمبر و امیرالمومنینه؛ و اتفاقا دربارهٔ اینه که وقتی «حسادت» آمپر بچسبونه، «تقوا»یِ تو به تَقّی، وا میره.
نمیدونم وقتی یک پدر جلویِ شما اشکهاشو با پشتِ دست پاک میکنه درحالیکه یه گوشه نشسته و عکسِ پارهٔ تنش رو به دست گرفته؛ چه حالی میشید. ولی من آتیش میگیرم. شرمنده میشم؛ خیلی شرمنده؛ شرمندهٔ اون پدری که جَوونش میتونست مثلِ خیلی از ماها از قُماشِ «تزدهندگانِ زیرِپتو» باشه و با دوتا استوریِ کنایهآمیز خیالِ وجدانِ خودش رو راحت کنه، ولی کفِ مِیدونِ واقعی با جماعتِ تروریست جنگید و امنیتِ ماها رو اینشکلی تضمین کرد. با جونش. تا یه عبدالفُلانی پشتِ میکروفون از «گفتگو» با «تروریستها»یی دَم بزنه که زبانی جز «خـون ریختن» نمیفهمن.
اینروزها مُدام دارم به این فکر میکنم که چقدر شرمندهام، شرمندهام که اسمتون هشتگ نمیشه. شرمندهٔ شما..
•ثبّتقلبي علیدینِک…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و ششمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌿
-دعایِ روز بیست و ششم ماهِ مبارک.
+استوری
استاد غلامی در مباحثِ تکبّــر میگفت گاهی میزانِ تکبّر و خودخفنپنداریهامون ارتباطِ مستقیمی داره با صدای تَق تَقِ کفــشهای پشتسرمون؛ باید از این ترسید. یعنی هرچی پامنبریها و مخاطبها بیشتر؛ اون تکبّره هم احتمالش بیشتره.
[نقل به مضمونه]
اگه در مقیاسِ کانالداری بخوای درنظر بگیری؛ هرچی بیشتر منتظرِ ویو و اون عددِ بالا باشی؛ احتمال افتادنت تو چالهٔ تکبّر بیشتره. اینجوری «بهبه نگاه کن در کسری از ثانیه انقدر نفر منو دیدن؛ منو به اشتراک گذاشتن؛ تحویلم گرفتن؛ واردِ کانالِ من شدن..»
با همین فرمون پیش بری؛ از «از دست دادن» بیشتر میترسی؛ تا انفالو میشی و اون عدده کم میشه؛ دلسرد میشی، عصبی میشی، چون جنسِ دلبستگیت رو اینشکلی تعیین کردی؛ به خودت میای میبینی محوِ تماشاگرها شدی و یادت رفته برای چهکاری اومدی..
همین رو در مقیاسهای دیگه تصور کن؛ پیج و منبر و محیطِ کار و کارآفرینی و …
هرچی «خودم» رو جدی نگیرم؛
برا خودم بهتره؛ «هدف» مهمه.
