☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Відкрити в Telegram
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...» •نویسـندهٔ متـنهایِ طولانـی| متنها کُپـی نیستند. •بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است. کانال «بله» هم با همین آیدی فعاله. • دورهمیِ کوچکِ غیرجدی: https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Показати більше5 003
Підписники
+1524 години
+597 днів
+27230 день
Архів дописів
دعایِ لحظهٔ افطارِ بیست و دومین روزِ ماهرمضون امسالم اینه که «خدایا منو به هرنحو و به هر زبان و به هر اشاره؛ از طعنهزنندگان و مسخــرهکنندگان و لگدپراکنان به دین و آئین و وطن قرار نده؛ از هر لباسی؛ خودی یا بیخودی.»
آمین.هر اتفاقِ تلخ در جامعه [هر جامعهای] همدلی و وفاقِ ملی به دنبال داره. یعنی باید همینجوری باشه؛ چون اتحادِ ملی میتونه بحرانهای جدی که خصوصاً ریشهٔ خارجی داره رو مدیریت کنه؛ پس همون عنصرِ بیگانه تمام تلاش خودش رو میکنه تا این اتحاد و همدلی رو به پایینترین حدِ خودش برسونه و اون رو به یک انشقاق و بحرانِ جدید تبدیل کنه.
حالا چیشده؟! از دیروز تا حالا شاهدِ تحلیلهایِ عجیب [و نه دقیق] از طرفِ افرادی که احتمالاً هیچ تخصصِ نظامی [مثلِ خیلیهامون] ندارن؛ توی بعضی کامنتها و اکانتها هستیم که غالباً نوکِ پیکانِ حمله [و نه مطالبه] رو به سمتِ خودیها میگیره. البته نه از طرفِ اونهایی که با خم شدنِ پرچم ایران خَم به ابروشون نمیاد و با ایموجیهایِ خنده زیرِ تصاویر شهدایِ مدافع امنیت؛ بیوطنی خودشون رو فریاد میزنن. بهقولِ جناب «محلّل» ظاهراً این تفکّرِ خودتحقیــری؛ مُختصِ جریان غربگرا نیست…
حالا بینِ این شلوغیها؛ پیدا کنید پرتقالفروشِ اتحادشکنرا..!
- خیلی خوشحالم…
+ این خندهها، خندههایِ شهادته!
• دو دوتایِ بعضی آدمها واقعا چهارتاست؛ مو لایِ درزش نِمیره. با دو دوتایِ ماهایی که چُرتکـــه گرفتیم دستمون و باهاش یقه پاره میکنیم؛ زمین تا آسمون فرقشه…
•برسان منتقمِ خونهای به ناحق ریخته را..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و دومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌙
-دعایِ روز بیست و دومِ ماهِ مبارک.
+استوری
پرسید که «وقتی امامعلی در محرابِ نماز شهید شدن؛ چجوری مردم ندیدن و باز پرسیدن که مگه علی نماز میخوند؟ کور بودن؟»
بله عزیزان. کور بودن. حاجآقا کاشانی در تبیینِ شرایط جامعهٔ اونموقع میگه خیال نکنید همه مثلِ امروز به مقام امامت و ولایتِ امیرالمومنین واقف بودن؛ نه! مردم خیال میکردن که امامعلی هم یک انسانِ عادی و معمولیه و به عصمت از گناهِ ایشون باور نداشتن. گویی حضرت یوسف که تا قبل از نبوت یک انسانِ عادی بود. چی این وسط دامن زد به این عدمِ شناخت؟ دستگاهِ تبلیغاتیِ معاویه.
اینها سوالاتِ ذهن منه؛ چند درصد اطمینان داریم که اگر اونزمان بودیم؛ با این توجیهات که «اینا بازیِ سیاسته. اینا کارِ خودشونه. علی و معاویه هردو درگیرِ سیاستن» و … از حمایت از حق کنارهگیری نمیکردیم؟! از کجا اطمینان داریم که گولِ بازی رسانهایِ معاویه رو نمیخوردیم و از دلِ سپاه امیرالمومنین؛ حضرت رو به «قتالالعرب» بودن محکوم نمیکردیم و با این تیتر که «علی مردان و فرزندانِ شما را کُشت» ایجادِ تشکیک نمیکردیم؟ چرا رسانه رو دستکم میگیریم؟ چجوری اطمینان داریم که حضرت رو در جریانِ حکَمیتِ صفین کنار نمیزنیم؟ چجوری اطمینان داریم که به مُسلِم نمیگفتیم «حالا شما برو؛ هروقت حسینابنعلی اومد برای بیعت میایم»؟
شهید مطهری(ره) بیانِ بسیار عجیب و جالب و عمیقی از رسانهای داره که از گذشته تا امروز به دستِ یهود میچرخه؛ «همینقدر به شما بگویم امان از دستِ یهود كه بر سر دنیا از دست اینها چه آمد، یکی از كارهایی كه قرآن به اینها نسبت میدهد كه هنوز هم ادامه دارد مسألهٔ تحریف و قلبِ حقایق است. در هر مملكتی اگر بتوانند؛ آن شاهرگها و وسایل به قول امروزیها ارتباط جمعی مثل مطبوعات و به طور كلی آن جاهایی كه فكرها را میشود تغییر داد و تحریف كرد و تبلیغ كرد و گرداند و نیز شاهرگهای اقتصادی را در دست میگیرند. و اینها از قدیمالایام كارشان این بوده.»
و خیالِ خامه اگر فکر کنیم که همین صهیونیسم [یهودیتِ تحریفشده] بعد از هر تنش و اتفاقی؛ بخشِ مهمی از افکار جریاناتِ داخلی کشورهایی که جلویِ پیشرویِ اونها رو در راهِ رسیدن به هدفِ اصلیشون [غلبه در نبردِ نهاییِ مُنتهی به ظهور] گرفتن؛ رو به حالِ خودش رها میکنه و با ایجادِ تشکیکها؛ در روندِ «دشمنشناسی» اونها خلل ایجاد نمیکنه و اونها رو علیهِ «ستونِ خیمهٔ متمرکز» تحریک نمیکنه. اتفاقاً به وسیلهٔ رسانه، و قلب و تحریفِ حقایق! و از طریقِ تاثیرِ معدود جماعتِ منافق بر اکثریتِ سادهلوح.
باور کنید که تاریخ برایِ «عبرتگرفتن» است و در ابتلائات؛ بجایِ دوراهیِ «ذکر مصیبت» و «القایِ ناامیدی»؛ در کنارِ مطالبهٔ منصفانهٔ صحیح؛ جهاد تبیین رو انتخاب کنید.
تمامِ کوفه پر از ردِّ اشکهای علیست
و چاهها که پُر از نالههای پنهــــاناند؛
شکست فرقِ نمازِ خدا به شمشیـــری
به من نگو که دگر کوفیان مسلماناند..
داغِ مولا شود از یوسفِ زهرا، تسکیــن؛
ورنه جانسوزیِ این غصّه بهپایان نشود..
•أشهدأنّعليّاًوليالله..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیست و یکمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🌙
-دعایِ روز بیست و یکمِ ماهِ مبارک.
+استوری
خدایا لحظهای و کمتر از لحظهای مارو به حالِ خودمون و نفْسِ نامردمون رها نکن؛ لحظهای و کمتر از لحظهای در مسیرِ ولایت و ولایتپذیری دربِ دلهامون رو به شَک و شبهــه شُل نکن که ابتلائات و «غـــربال»هایِ تو در این روزگار هم لحظهای و کمتر از لحظهست؛
در کمتر از لحظهای بندهٔ ابلیسِ نفْس شدن همانا و از «نمایندهٔ منتخبِ جمعِ بیعتکننده با امام» به «قاتلِ شمشیرِ زهرآلود بهدستِ امام» تبدیل شدن، همانا..
اعوذباللهمِنشَرِّنَفْســـي…
Repost from Stars_motion.ir
«آجرکاللهیابقیةالله»
تهدَّمَت واللهِ ارکانُ الهُدی…
•استوری | اینستاگرام
شب است و تشنگـی،
نخــلها نمیخوابند،
یتیــمهایِ خدا هم گرسنهٔ ناناند..
قنوتِ نافلهها هم زِ درد میسوزند؛
به یادِ مسجد و محـراب
نوحه میخوانند..
تجربهگرِ دیروزی میگفت چندسال پیش تصادف کردم و با ماشین زدم به یه دختربچه، سراسیمه رسوندمش بیمارستان و دنبالِ پدرش و مادرش گشتم؛ رفتم حرمِ امامرضا و التماس کردم کمکم کنه. برگشتم، تموم کرده بود. به پلیس و پدر و مادرش گفتم من مقصرم ولی پدرش گفت «من ازت شکایتی ندارم؛ حتماً حکمتی تو این اتفاق بوده، سالِ گذشته هم پسرم تو همچین روزی از دنیا رفت.» مادرش که باردار بود گفت «بهشرطی ازت میگذرم که دعا کنی بچهٔ من سالم بهدنیا بیاد.» ازم گذشتن. امامرضا اینجور کمکِ من کرد.
اون دنیا وقتی اتفاقاتِ زندگیم رو نشونم میدادن؛ گفتن تویِ این اتفاق دوتا امتحان بود؛ یکی برایِ تو و امتحــانِ دیگه برایِ اون پدر و مادری که بر دو مصیبت صبوری کردن و از تو گذشتن…
دارم به بخشــشِ اونهایی فکر میکنم که شاید گذشتن از اونها- هرچقدر سخت- سهمِ من از این امتحان باشه؛ منی که سخت محتاجِ مغفرتم..
حاجاقا طباخیان در «وقتِ سحر» حکایتی عجیب بیان کرد؛
میگه بعد از شهادتِ امیرالمومنین(ع) و زمانیکه دورانِ معاویهٔ ملعون بود؛ یه نفر رفت درِ خونهٔ امّسلمه(س) [همسر پیامبر] تا حال و احوالی ازشون بپرسه؛ امّسلمه تا این فرد رو دید؛ عصبانی و برافروخته شد و بیسلام و علیک گفت «شماها زندهاید و امروز رویِ منبر، پیغمبر رو لعن و نفرین میکنن؟»
میگه گفتم نه اشتباه به عرضتون رسوندن خانوم، احدی جرات نداره به پیغمبر بد بگه؛ معاویه خودش رو مُحبِ پیغمبر میدونه؛ معاویه نماز جمعه میخونه و مدحِ پیغمبر میگه؛ اینها فقط با علی مشکل دارن…
امّسلمه(س) با ناراحتی گفت مگه بالایِ منبرهاتون لعن و فحش به علی نمیگید؟ مگه بعدش نمیگید و «هرکس علی را دوست بدارد؟» من بعنوانِ همسر پیغمبر شهادت میدم که پیغمبر اولیندوستدارِ علی بود…
وقتی رو منبرهاتون بر علی و محبینِ علی نفرین میکنید پیغمبر رو نفرین میکنید؛ بفهمید دارید به چه کسی توهین میکنید…
گفتم مادر! اینها بازیِ سیاسیه؛ جدی نگیرید؛ اینها نمیخوان به پیغمبر توهین کنن؛ قصدشون فقط علیست!
امّسلمه تندتر شد؛ برافروختهتر شد و گفت «برو به دوستانت بگو من خودم شنیدم پیغمبر فرمود: هرکسی علی را دوست بدارد مرا دوست میدارد و هرکسی مرا دوست بدارد؛ خدا او را دوست میدارد…»
هیچکاری هم نکرده باشیم که نکردیم؛ محبّتِ علی(ع) رو در دل داشتیم، نداشتیم؟ خدایا اون دنیا میتونیم سرمون رو بالا بگیریم و بگیم همین یه جا اسمِ ما در کنارِ اسمِ پیغمبر آورده شد؟ میتونیم بگیم بخاطرِ علی(ع) فحش خوردیم…؟ امشب میتونیم بگیم خدایا از تو محبّتِ علی و آلِعلی رو میخوایم و لاغیر…؟
به جمهوریِاسلامیِایران گفتهایم #آری
به هرچه غیرِ جمهوریِاسلامیِایران؛ نه!
-پایَنـــــده مانی و جــــاودان..
•هر نفس شُکرِ خدا؛ که شیعــهٔ حیدرم…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ بیستمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بیخطر..🖤
-دعایِ روز بیستم ماهِ مبارک.
+استوری
میگه نگاه به این نکن که کاری ازت برنمیاد وقتی چندتا بیهویت میشینن دورِ هم و مدحِ قاتل امیرالمومنین رو میگن و هشتگش میکنن و خیال میکنن «حقیقتِ قرآن» عوض میشه و زورشون به نفْسِ ماندگارِ دین میرسه و زهی خیالِ باطل؛ ببین تو از چی ناراحتی؟ تو نسبت به قاتلین و دشمنانِ اهلبیت دشمنی داری و «اِنّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ»؟ حالا اینو ببین…
