.....کلبه شعر.....
Відкрити в Telegram
به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1
Показати більше600
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Архів дописів
..بی عشق، جهان هیچ تماشاشدنی نیست
عشق آن تب تندیست که حاشاشدنی نیست
هر کار کنم تا بشود جا به دل او
بینم که در آن خاطر من جاشدنی نیست
نومید نشو نیست دلی کآن چو بخواهد
از لوث کدورات مصفاشدنی نیست
چون عشق بیاید بشوی واله و شیدا
بی عشق دلی واله و شیداشدنی نیست
در لمس حضور تو دلم زنده و شاد است
دانی که دل من ز تو تنهاشدنی نیست
یک لحظه به دنیای بدون تو چو بینم
بسیار کریه است! نه! زیبا-شدنی نیست
هر چند سخن اوج بگیرد چو نباشی
کآن را به زبان آری؛ شیواشدنی نیست
@hamnafasane1
..خسته از حَرّاف های بی غمِ دور و برم
می کِشم تیغِ سکوتم را به جای خنجرم
خسته از شهرِ نقابم ، خسته از شهرِ ریا
می روم بلکه کمی سالم بمانَد باورم
چون همین هستم که هستم ، کار و بارم سکّه نیست
مثل این رویِ من است ای دوست ! رویِ دیگرم
ساعتی شمّاطه دارم ، مانده ام جُرمم چه بود ؟
هر که را بیدار کردم با غضب زد بر سرم
تا تک و تنها شدم ، دیدم به حکمِ زندگی
تک که باشم تا ابد از شاه بودن سرترم ...
#محسن_کاویانی
@hamnafasane1
..چشمهای مهربانت آیت پیغمبریست
گفتن از اعجاز چشمانت فقط یاد آوریست
من تو را یکبار دیدم بعد از آن شاعر شدم
پیشه ی چشمِ تو بی تردید شاعرپرویست
میشود با چشمهایت رفت تا عمق غزل
بیت بیت و واژه واژه، هر نگاهت دفتریست
تهمت سنگین بی مهری نمیچسبد ب تو
دامن پاک تو از هر عیب میدانم بری است
نیستی اما دلم گرم است با رویای تو
تلخی ماندن کنار دایه از بی مادریست
شعر من مشهور اگر شد بین مردم کار توست
مو پریشانی تو سرمایه ی نام آوریست ...
اتفاقی نیست این ضد و نقیض حال ما
بازی چرخ است کار چرخ هم بازیگریست
عاکف! از شوق وصال ماهرویان دم مزن
روز وصل عاشقان شهر، روزِ داوریست
@hamnafasane1
..خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم
هرچند کنی زنده دگر بار بمیرم
دانم که چرا خون مرا زود نریزی؟
خواهی که به جان کندن بسیار بمیرم
من طاقت نادیدن روی تو ندارم
مپسند که در حسرت دیدار بمیرم
خورشید حیاتم به لب بام رسیده ست
آن به که در آن سایه ی دیوار بمیرم
گفتی که ز رشک تو هلاکند رقیبان
من نیز بر آنم که از این عار بمیرم
چون یار به سروقت من افتاد "هلالی"
وقتست اگر در قدم یار بمیرم
@hamnafasane1
..نیستی!آغوش من، احساس سرما می کند
پنجـره تـن لـرزه هایم را، تمـاشـا می کند
صبح تا شب در اتـاق کـوچکی زنـدانی ام
هر كسی بامن سر این عشق دعوا می کند
زخم بـر خـود میـزنم تـا درد از حد بگذرد
بعـد تـو تنهـا مـرا، انـدوه ارضـا می کنـد
میگـذارم سر بـه روی شانـه ی تنهـایی ام
غـم بسـاط اشک هـایـم را، مهیّـا می کند
بالشۍکه شاهد هق هق زدنهای من است
توی گوشم با همان لحن تو نجوا می کند
حال دنیـایم وخیم است و نگاهم عشق را
از سکـوت کهـنه ی عکست، تمنـا می کند
بی تـو بر تصویر تلـخ زنـدگی زل می زنم
مـرده ای در آیـنـه، گـاهـی تقـلا می کند
#بهاره_ظریف
@hamnafasane1
..قسم به خوبی حالم...شبی که می آیی..
قسم به شعر و ترانه....شب و هم آوایی
قسم به تلخی دوری...به واژه برگرد
به زجر و صبر و تحمل...به این شکیبایی
به سیل خاطره ها و عبور حسرتها
به وسعت دل تنگ و به عمق تنهایی
قسم به لحظه نابی که فاصله طی شد
به شور و شوق من و تو....در اوج شیدایی
قسم به بکری آغوشمان...به ایجازش
به بوسه های مداوم...سکوت رویایی
که زنده ام به هوایت...فقط همین و همین
که بی تو ذوق ندارم به هیچ دنیایی
بیا و با دل تنگم کمی مدارا کن
بخوان...بخوان غزلم را...بگو که می آیی
@hamnafasane1
..روي قبرم بنويسيد؛که از شهر وفا آمده بود...
هيچکس هيچ نفهميد چرا آمده بود؟؟؟
بنويسيد؛نفهميد کسی دردش را...
هيچکس درک نميکرد،دل سردش را...
بنويسيد؛که يک عمر خدااااااا را کم داشت...
در دوچشمش اثر از گمشده ای مبهم داشت...
بنويسيد؛دمادم دل او ابری بود
بنويسيد؛که اسطورهء بی صبری بود...
بنويسيد؛دلش مثل دل شیشه شکست
آن زمانی که دلی بر دل رویا ها بست
بنويسيد؛که با عدل خدا مساله داشت...
بنويسيد؛که از خلقت خود هم گله داشت...
بنویسید؛که در بی کسی اش سوخت پرش
بنويسيد؛غمی بود به چشمان ترش...
بنويسيد؛که همواره غمی پنهان داشت...
بنويسید؛ به تقدير خداااا ايمان داشت..
@hamnafasane1
..در مزرعــهی چــــــشم تو آرام چریدم
اندازه ی لب های تو من بوسه خریدم
در حـیرت صحرای صفایم که نبودی
از دامنه ی تند و پر از صخره پریدم
این طرح فراق از خطر زهر و وفا بود
ای وای خـدایا چه شـــد از پای بریدم
من در کِش و قوس و قزحَم ای گلِ نرگس
دیـــباچهی هـــفت رنگ تویی، دیر رسیدم
#مصطفی_خسروی
@hamnafasane1
..شیشهی عطریم و در افسوس، بوی رفته را
عشق، برگردان به ما این آب جوی رفته را
یوسفم را گرگ برد و حسرت پیراهنش
پس نخواهد داد نور چشم و سوی رفته را
منّت رسواییات را بر سرم نگذار عشق
تا به سر خاکی بریزم، آبروی رفته را
بیحساب امروز دل بازیچه کن اما بدان
میکشد روزی خدا از ماست موی رفته را
هرچه در دنیا دلم پوسید دیگر کافی است
تا نپوسیدم صدا کن مردهشوی رفته را
#حسین_زحمتکش
@hamnafasane1
..تو هم شبیه خودم ، در دلت تَرَک داری
وچون شبیه منی ، ارزشِ محک داری!
شنیده ام که درختان کوچه می گویند
که با بهار و خزان ، حس مشترک داری
نیاز نیست که چیزی به صورتت بزنی!
به لطف حضرت حق ، تا ابد بزک داری
به عشق چشم تو آرام و رام می خوابم
دو چشم قهوه ای تلخ و با نمک داری
همیشه گلّه به دنبال توست ، شک دارم!
درون حنجره ی خویش نی لبک داری؟
تمام مسئله حل است ، پس چرا دیگر
به من، به سبزیِ چشمم، به عشق شک داری؟
#امید_صباغ_نو
@hamnafasane1
..دیدمت وه چه تماشایی و زیبا شده ای !
ماه من ، آفت دل ، فتنه ی جانها شده ای !
خوبی و دلبری و حسن , حسابی دارد
بی حساب از چه سبب اینهمه زیبا شده ای ؟
حیف و صدحیف که بااینهمه زیبایی و لطف
عشق بگذاشته اندر پی سودا شده ای
شبِ مهتاب و فلک خواب و طبیعت بیدار
باز آشوبگر خاطر شیدا شده ای
بین امواج مهت رقص کنان می بینم
لطف را بین ،که به شیرینی رویا شده ای
دیگران را اگر از ما خبری نیست چه غم .
نازنینا ، تو چرا بی خبر از ما شده ای ؟
#شهریار..
@hamnafasane1
..نیستی؛قلبِ من آغوش،تمنا دارد
دل که عاشق بشود،خواهشِ بیجا دارد
غمِ هر لحظه ی پاییز؛ فقط می فهمد
که چه حالی دلِ یک عاشقِ تنها دارد
بارشِ برف،به دریاست،محبت به کسی
که از احساسِ تو و عشقِ تو پروا دارد
قابِ عکسِ تو شده سهم اتاقم،اما
عکسِ ماه است که در برکه تماشا دارد!
دور از آغوشِ تو هر ذره ی من می گرید
در وجودم؛ غمِ دوری تو نجوا دارد
ما چه نزدیک به هم وصل گریزان ازما
ساحل عمریست به دل حسرتِ دریا دارد
@hamnafasane1
..منم و خانهی بیپنجره و حال خراب
قفسِ تنگ و خیالاتِ بد و نقشِ برآب
حرفِ حق میزنم و تلخیِ من زیبا نیست
بهتر آن است بمانم همه جا پشتِ نقاب
دیرگاهیست ڪه سر تا سر من فریاد است
گرچه عڪسی شدهام در بغلِ ساڪت قاب
عشق درد است ولی دردِ خوش و شیرینیست
پیڪ در پیڪ گواراست همین ڪهنه شراب
ڪاش میشد ڪه من و شوق فراگیرم را
شرح میداد ڪسی توی ورقهای ڪتاب
سردِ سرد است هوا، ڪاش به دل میگفتم
شڪلِ خورشید به تاریڪیِ این خانه بتاب
#شانی_بختیاری
@hamnafasane1
..وقتے ڪه غزل هست و تو هستے گله اے نیست
انگار براے گله هم حوصله اے نیست
یک شهر پر از سردے و قصد نشڪفتن
فریاد زدم هے "گلم" اما... بله اے نیست
تڪرار به تڪرار دل آموخته اڪنون
تنها به میان من و من فاصله اے نیست
عمریست پے شوق رهایے و امان از
روزے ڪه گرفتارے و ...اما تله اے نیست
بگذار بگویم ڪه بخندے به غرورم
امروز به جز شوق توام مشغله اے نیست
در دایره ے بازے بے برد، و بے باخت
جز اینڪه فقط دور خودت ...مرحله اے نیست
@hamnafasane1
مثل هرشب
مانده ام در حسرت
یک شب بخیر ...
گاهی آدم
بی قرار چیزهای ساده است ...
#حسین_شفیع_زاده
#شبتون_سرشااااار_از_آرامش
@hamnafasane1
دور باش ،، اما دلت را ،
با دلم ، همسوی کن ،
گر دلت با غیر باشد ،
همنشینی را ، چه سود ؟
#راحم_تبریزی
@hamnafasane1
..کوچ کردم
که دلم را به کسی نسپارم
حس خوبیست که من این همه بی آزارم
عشق احساس قشنگیست
ولی من شخصا
دیدگاهی متفاوت به دو عاشق دارم
خوش ندارم
به کسی قولی و قلبی بدهم
که به یک حادثه روزی دل از او بردارم
این دلیلیست
که در این سفر تنهایی
از مسیری که به عشقی برسد بی زارم....
@hamnafasane1
