uk
Feedback
هـ

هـ

Відкрити в Telegram

روشن، تا آبی شب. روشن ناتمام. کانال حکایات: https://t.me/SomethingAboutGhosts @Zarashahsvnd

Показати більше
1 626
Підписники
-224 години
+27 днів
-430 днів

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
вер '26
вересень '26
+29
в 2 каналах
серпень '26
+57
в 1 каналах
Get PRO
липень '26
+56
в 2 каналах
Get PRO
червень '26
+66
в 2 каналах
Get PRO
травень '26
+39
в 1 каналах
Get PRO
квітень '26
+11
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+8
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+45
в 2 каналах
Get PRO
січень '26
+17
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+52
в 3 каналах
Get PRO
листопад '25
+30
в 2 каналах
Get PRO
жовтень '25
+33
в 1 каналах
Get PRO
вересень '25
+21
в 1 каналах
Get PRO
серпень '25
+38
в 0 каналах
Get PRO
липень '25
+34
в 1 каналах
Get PRO
червень '25
+25
в 0 каналах
Get PRO
травень '25
+46
в 3 каналах
Get PRO
квітень '25
+46
в 2 каналах
Get PRO
березень '25
+38
в 0 каналах
Get PRO
лютий '25
+56
в 2 каналах
Get PRO
січень '25
+105
в 6 каналах
Get PRO
грудень '24
+114
в 3 каналах
Get PRO
листопад '24
+119
в 3 каналах
Get PRO
жовтень '24
+96
в 1 каналах
Get PRO
вересень '24
+194
в 6 каналах
Get PRO
серпень '24
+54
в 1 каналах
Get PRO
липень '24
+120
в 5 каналах
Get PRO
червень '24
+106
в 4 каналах
Get PRO
травень '24
+31
в 1 каналах
Get PRO
квітень '24
+25
в 1 каналах
Get PRO
березень '24
+17
в 1 каналах
Get PRO
лютий '24
+47
в 0 каналах
Get PRO
січень '24
+20
в 0 каналах
Get PRO
грудень '23
+65
в 2 каналах
Get PRO
листопад '23
+10
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '23
+20
в 1 каналах
Get PRO
вересень '23
+29
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+16
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+34
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+15
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+85
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+10
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+3
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+2
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+30
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+11
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+13
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+16
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+14
в 0 каналах
Get PRO
червень '220
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+15
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+343
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+14
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+16
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+2
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+10
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+16
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+12
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+14
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+31
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+42
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+80
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+28
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+22
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+464
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
25 вересня0
24 вересня+1
23 вересня+1
22 вересня+1
21 вересня0
20 вересня+2
19 вересня+2
18 вересня+3
17 вересня0
16 вересня+2
15 вересня+1
14 вересня0
13 вересня+3
12 вересня0
11 вересня+2
10 вересня0
09 вересня0
08 вересня+3
07 вересня0
06 вересня+1
05 вересня+1
04 вересня+3
03 вересня0
02 вересня0
01 вересня+3
Дописи каналу
شیخ ابوسعید بوالخیر گفته است که: «آدمی را از چهار چیز ناگزیر بُوَد، اوّل نانی، دوّم خُلقانی، و سوّم ویرانی، چهارم جانانی.» قابوس‌نامه.

2
📖 تناسب اندام با هاروکی موراکامی ✍️ محسن حامد 📚 ترجمه‌ی امیرمحمد شیرازیان 🔴 ویراسته‌ی دلبر یزدان‌پناه چند سال پیش که برگشت
📖 تناسب اندام با هاروکی موراکامی ✍️ محسن حامد 📚 ترجمه‌ی امیرمحمد شیرازیان 🔴 ویراسته‌ی دلبر یزدان‌پناه چند سال پیش که برگشتم لاهور، بین من و دوستان نویسنده‌ام فاصله افتاد. در لاهور آشنا تا دلتان بخواهد دوروبرم بود؛ کلی پسرخاله و دخترعمو، رفیق‌های شش‌دانگ کودکی‌ام، و لشکری خاله و عمو و خواهرزاده و برادرزاده. اما لااقل اوایلش نویسنده‌ای پیدا نمی‌شد که بشود با او جوشید؛ هم‌پیاله‌ای که کنارش بنشینم و از چم‌وخم کار نوشتن بگویم. برای این مورد هنوز باید راهی نیویورک و لندن می‌شدم، شهرهایی که زمانی خانه‌ام بودند، ولی بیش از سالی یکی دو بار قسمتم نمی‌شد بروم آن‌جاها. خوش‌حال بودم که از شلوغی‌های دنیای نشر دور شده‌ام: جشن‌های رونمایی، مراسم جوایز، و این بحث‌های کشدار که این هفته نقد کتاب فلانی چه‌طور از آب درآمده. ولی دلم برای حال‌وهوای رفاقت اهل قلم لک زده بود. رمان‌نویسی ذاتاً کاری انفرادی است؛ در لاهور اما این حرفه به تنهاییِ محض گره خورده بود. 👁 ادامه‌ی این جستار را رایگان در کتاب‌خوان اسب بخوانید. #ناداستان #جستار #محسن_حامد #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدان‌پناه #نویسندگی #انسداد_قلم #زیست_نویسنده 🐎 نشر اسب • سر در پی افق‌ها ‏〰️ 🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیام‌گیر ❤️ حمایت از ما
355
3
Cold Little Heart.mp3
1 061
4
I Keep Your Memory Around.m4a
1 175
5
4_5952026100396730309.mp3
1 068
6
ما به غم خو کرده‌ایم؛ ای دوست! ما را غم فرست تحفه‌ای کز غم فرستی، نزد ما هر دم فرست جامه‌هامان چاک ساز و خانه‌هامان پاک سوز، خِلعه‌هامان درد بخش و حُلّه‌هامان غم فرست چون به یاد ما رسی، دستی به گِرد خود برآر گر همه اشکی به دست آید تو را، آن هم فرست خستگی سینه‌ی ما را خیالت مرهم است ای به هجران خسته ما را! خسته را مرهم فرست یوسف گم گشته‌ی ما زیر بند زلف توست گهگهی ما را خبر زان زلف خم در خم فرست زلف تو گر خاتم از دست سلیمان در ربود، آن بر او بگذار؛ وز لعلش یکی خاتم فرست رَخت خاقانی در این عالم نمی‌گنجد ز غم؛ غمزه‌ای بر هم بزن، او را بدان عالَم فرست   خاقانی.
1 874
7
رخ تو رونق قمر بشکست لب تو قیمت شکر بشکست لشکرِ غمزه‌ی تو بیرون تاخت صف عقلم، به یک نظر بشکست بر در دل رسید، حلقه بزد پاسبان خفته دید؛ در بشکست من خود از غم شکسته‌دل بودم؛ عشقت آمد؛ تمام‌تر بشکست نیش مژگان چنان زدی بر دل که سر نیش در جگر بشکست نرسد نامه‌های من به تو، زآنْک پر مرغانِ نامه‌بر بشکست قصّه‌‌ها می‌نوشت خاقانی؛ قلم اینجا رسید؛ سر بشکست   خاقانی.
1 060
8
تا زنده‌ایم قسمت ما غیر داغ نیست • #صائب_تبریزی #نیم‌بیت خوشه‌گاه
212
9
📖 ‌نان ✍️ مارگارت اَتوود 📚 ترجمه‌ی انسیه آرزومندی 🔴 ویراسته‌ی امیرمحمد شیرازیان تکه‌نانی را تصور کن. نیازی نیست تصور کنی؛
📖 ‌نان ✍️ مارگارت اَتوود 📚 ترجمه‌ی انسیه آرزومندی 🔴 ویراسته‌ی امیرمحمد شیرازیان تکه‌نانی را تصور کن. نیازی نیست تصور کنی؛ همین جاست، توی آشپزخانه، روی تخته‌ی نان، توی کیسه‌ی پلاستیکی‌اش، کنار چاقوی نان‌بری. چاقوی نان‌بری قدیمی است؛ در حراجی پیدا کرده‌ای. روی دسته‌ی چوبی‌اش کلمه‌ی «نان» حک شده. کیسه را باز می‌کنی، روکش را کنار می‌زنی و یک تکه برای خودت می‌بُری. رویش کره می‌مالی، بعد کره‌ی بادام‌زمینی، بعد هم عسل، و بعد هم تایش می‌کنی. کمی عسل بیرون می‌زند و روی انگشت‌هایت می‌ریزد. می‌لیسی‌شان. حدود یک دقیقه طول می‌کشد تا نان را بخوری. این نان دست‌برقضا نان تیره است. البته نان سفید هم در یخچال داری، و ته‌نان چاوداری که هفته‌ی پیش خریدی. آن زمان مثل یک شکمِ سیرْ گِرد بود و حالا دارد کپک می‌زند. گاه‌گداری نان می‌پزی. این‌که با دست‌های خودت این کار را می‌کنی به‌ نظرت آرام‌بخش است. 👁 ادامه‌ی این داستان را در وبگاه اسب بخوانید. #داستان_برق‌آسا #مارگارت_اتوود #انسیه_آرزومندی #امیرمحمد_شیرازیان #فراداستان 🐎 نشر اسب • سر در پی افق‌ها ‏〰️ 🔎 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیام‌گیر
214
10
این‌جا برای خوشه‌هایی است که دوست می‌دارم. پس از نُه سال هرچه بود رفت بر باد فنا. اما دوباره خوشه‌ها را گِرد می‌آورم. ١٢ تیرماه ١۴٠۵
212
11
آن ناله‌ای که فاخته می‌کرد بامداد امروز یاد دار که فردا من آن کنم • #خاقانی #بیت خوشه‌گاه
218
12
✨ من رؤیایی دارم همیشه دلم می‌خواست نشر خودم را داشته باشم و کتاب‌هایی را منتشر کنم که دوستشان دارم؛ با همان کیفیتی که فکر می‌کنم لایق خواننده‌ها و کتاب‌هاست. سال‌ها با این رؤیا زندگی کردم تا شاید روزی شرایط فراهم شود، اما مگر در این جغرافیای همیشه‌متلاطم روز خوب از راه می‌رسد؟ این شد که در دل سیاه‌ترین روزها که هزار بلا و مصیبت بر سرمان ریخته بود و در ناامیدی دست‌وپا می‌زدم دیدم دیگر جای صبر نیست. با خودم گفتم: «مگر عمر ما چه‌قدر است که دست‌به‌کار نشوم؟» نشر اسب این‌گونه زاده شد؛ برای انتشار داستان‌هایی گُلچین‌شده که دقیق و باحوصله ترجمه و ویرایش می‌شوند تا به زیباترین شکل ممکن به دست شما برسند و از خواندنشان لذت ببرید. این تازه آغاز راه است؛ فعلاً داستان‌ها به‌صورت آنلاین منتشر می‌شوند. به خودم و خوانندگانی که نشر اسب را انتخاب می‌کنند قول می‌دهم بهترین داستان‌ها را با بالاترین کیفیتی که در توانم است منتشر کنم. بسیار خوش‌حال می‌شوم در این مسیر همراهم باشید؛ داستان‌هایمان را بخوانید و اگر دوستشان داشتید، به دوستانتان معرفی کنید. به نشر اسب بپیوندید: 🔊 کانال: t.me/asb_pub 👥 گروه: t.me/asb_pub_group 💬 پیام‌گیر: t.me/asb_pub_contact 🌐 وبگاه: asbpub.ir ✉️ ایمیل: asbpub.official@gmail.com امیرمحمد شیرازیان، ۱۱ تیرماه ۱۴۰۵
304
13
در این عهد از وفا بویی نمانده‌ است به عالم آشنارویی نمانده‌ است جهان دستِ جفا بگشاد آوخ! وفا را زور بازویی نمانده‌ است چه آتش سوخت بستان وفا را که از خشک و ترش بویی نمانده ا‌ست فلک جایی به موی آویخت جانم، کز آن‌جا تا اجل مویی نمانده‌ است به که نالم؟ که اندر نسلِ آدم بدیدم آدمی‌خویی نمانده‌ است نظر بردار خاقانی ز دونان، جگر می‌خور که دل‌جویی نمانده‌ است خاقانی.
1 901
14
کامِ جان تلخ شد از صبر که کردم بی‌ دوست عشوه‌ای زان لب شیرین شکربار بیار حافظ.
1 223
15
✨ من رؤیایی دارم همیشه دلم می‌خواست نشر خودم را داشته باشم و کتاب‌هایی را منتشر کنم که دوستشان دارم؛ با همان کیفیتی که فکر می‌کنم لایق خواننده‌ها و کتاب‌هاست. سال‌ها با این رؤیا زندگی کردم تا شاید روزی شرایط فراهم شود، اما مگر در این جغرافیای همیشه‌متلاطم روز خوب از راه می‌رسد؟ این شد که در دل سیاه‌ترین روزها که هزار بلا و مصیبت بر سرمان ریخته بود و در ناامیدی دست‌وپا می‌زدم دیدم دیگر جای صبر نیست. با خودم گفتم: «مگر عمر ما چه‌قدر است که دست‌به‌کار نشوم؟» نشر اسب این‌گونه زاده شد؛ برای انتشار داستان‌هایی گُلچین‌شده که دقیق و باحوصله ترجمه و ویرایش می‌شوند تا به زیباترین شکل ممکن به دست شما برسند و از خواندنشان لذت ببرید. این تازه آغاز راه است؛ فعلاً داستان‌ها به‌صورت آنلاین منتشر می‌شوند. به خودم و خوانندگانی که نشر اسب را انتخاب می‌کنند قول می‌دهم بهترین داستان‌ها را با بالاترین کیفیتی که در توانم است منتشر کنم. بسیار خوش‌حال می‌شوم در این مسیر همراهم باشید؛ داستان‌هایمان را بخوانید و اگر دوستشان داشتید، به دوستانتان معرفی کنید. به نشر اسب بپیوندید: 🔊 کانال: t.me/asbpub 👥 گروه: t.me/asbpubgroup 💬 پیام‌گیر: t.me/asbpubcontact 🌐 وبگاه: asbpub.ir ✉️ ای‌میل: asbpub@atomicmail.io امیرمحمد شیرازیان، ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵
332
16
✨ من رؤیایی دارم همیشه دلم می‌خواست نشر خودم را داشته باشم و کتاب‌هایی را منتشر کنم که دوستشان دارم؛ با همان کیفیتی که فکر می‌کنم لایق خواننده‌ها و کتاب‌هاست. سال‌ها با این رؤیا زندگی کردم تا شاید روزی شرایط فراهم شود، اما مگر در این جغرافیای همیشه‌متلاطم روز خوب از راه می‌رسد؟ این شد که در دل سیاه‌ترین روزها که هزار بلا و مصیبت بر سرمان ریخته بود و در ناامیدی دست‌وپا می‌زدم دیدم دیگر جای صبر نیست. با خودم گفتم: «مگر عمر ما چه‌قدر است که دست‌به‌کار نشوم؟» نشر اسب این‌گونه زاده شد؛ برای انتشار داستان‌هایی گُلچین‌شده که دقیق و باحوصله ترجمه و ویرایش می‌شوند تا به زیباترین شکل ممکن به دست شما برسند و از خواندنشان لذت ببرید. این تازه آغاز راه است؛ فعلاً داستان‌ها به‌صورت آنلاین منتشر می‌شوند. به خودم و خوانندگانی که نشر اسب را انتخاب می‌کنند قول می‌دهم بهترین داستان‌ها را با بالاترین کیفیتی که در توانم است منتشر کنم. بسیار خوش‌حال می‌شوم در این مسیر همراهم باشید؛ داستان‌هایمان را بخوانید و اگر دوستشان داشتید، به دوستانتان معرفی کنید. به نشر اسب بپیوندید: 🔊 کانال: t.me/asbpub 👥 گروه: t.me/asbpubgroup 💬 پیام‌گیر: t.me/asbpubcontact 🌐 وبگاه: asbpub.ir ✉️ ای‌میل: asbpub@atomicmail.io
36
17
دریچه‌ای ز بهشتش به روی بگشایی که بامداد پگاهش تو روی بنمایی جهان شب است و تو خورشیدِ عالم‌آرایی صباح مقبل آن کز درش تو بازآیی بَهْ از تو مادر گیتی به عمر خود فرزند نیاورد که همین بود حد زیبایی هر آن‌که با تو وصالش دمی میسر شد میسرش نشود بعد از آن شکیبایی درون پیرهن از غایتِ لطافتِ جسم چو آب صافی در آبگینه پیدایی مرا مجال سخن بیش در بیان تو نیست کمال حسن ببندد زبانِ گویایی ز گفت‌وگوی عوام احتراز می‌کردم کزین سپس بنشینم به کنج تنهایی وفای صحبت جانان به گوش جانم گفت: «نه عاشقی، که حذر می‌کنی ز رسوایی» گذشت بر من از آسیبِ عشقت آن چه گذشت هنوز منتظرم تا چه حکم فرمایی دو روزه باقیِ عمرم فدای جان تو باد اگر بکاهی و در عمر خود بیفزایی گر او نظر نکند سعدیا به چشم نواخت به دست سعی تو باد است تا نپیمایی سعدی.
1 366
18
ستم از کسی‌ست بر من که ضرورت است بردن نه قرارِ زخم خوردن، نه مجالِ آه دارم نه فراغتِ نشستن، نه شکیبِ رخت بستن نه مقامِ ایستادن، نه گریزگاه دارم نه اگر همی نشینم نظری کند به رحمت نه اگر همی گریزم دگری پناه دارم (مصلح‌الدین #سعدی. کلیاتِ سعدی. «غزلیات». به‌ تصحیحِ #محمدعلی_فروغی. تهران: هرمس. ١٣٩٩. چاپِ ۴. صفحه‌ی ۷۷۷.) خوشه‌گاه
507
19
کو صبح که بار شب کشیدم در راه بلا تعب کشیدم صبرم نکشید تا سحر زآنک از موکب غم شَغَب کشیدم جان هم نکشد به حیله تا روز من تا به سحر عجب کشیدم زنده به امید صبح ماندم تا صبح بدین سبب کشیدم دارم ز خمارْ چشم میگون بی‌آن‌که می‌طرب کشیدم صبحا، به گلاب ژاله بنشان این دردسری که شب کشیدم بر چرخْ کمان کشیدم از دل کز آتش دل لهب کشیدم تیرم همه بر نشانه شد راست هرچند کمان به چپ کشیدم پُرآبله شد لبم، ز بس تف کز سینه به سوی لب کشیدم گویند: «لب تو را چه افتاد؟» این عذر نهم که «تب کشیدم» کردم طلب و نیافتم اهل اکنون قدم از طلب کشیدم خاقانی‌وار خطِ ناخواست بر عالم بوالعجب کشیدم خاقانی.
1 386
20
سگ و زمستان بلند. بعد از چندین و چند ماه نبودن، امیدوارم بتونم مثل سابق چراغ این‌جا رو روشن نگه دارم. ✨
سگ و زمستان بلند. بعد از چندین و چند ماه نبودن، امیدوارم بتونم مثل سابق چراغ این‌جا رو روشن نگه دارم. ✨
1 041