نسیم کتاب | Book Nasim Library
Відкрити в Telegram
🌱هر کتاب، سرآغاز فصلی تازه در زندگی. امیدوارم هر کداممان، سهم کوچکی در ترویج کتاب و کتابخوانی داشته باشیم.
Показати більше4 107
Підписники
+224 години
+27 днів
+230 днів
Архів дописів
Repost from اَرغو
بیشتر تبارنامههای بایبل به نفیلیم بازمیگردند. آغاز این رشته در «پیدایش» است؛ آنجا که آدم بهدست خدا ( که در نگاه نویسنده همان نفیلیم است) آفریده میشود. در «اکبرنامه»ی شیخ ابوالفضل علّامی، نوح نیز از زادگان نفیلیم بود؛ ولی دربارهی پدر او دودلی افتاد. همسر لامِک نیز، همچون مادر عیسی، از ناپاکدامنی یا کژرفتاری پاک شناخته شد.
لامِک، همانند یوسف، سرپرستی مادر و کودک را میپذیرد؛ با آگاهی روشن از این که کودک از خون او نیست، بلکه نیمهنفیلیم است. بر چه پایه و چه گواهی، کودکِ زن ناراست را از کودکِ نفیلیم بازمیشناختند؟ خنوخنامک (بخش ۱۰۶)، برگردان جورج هنری شودی (۱۸۸۲)، نیز این گره پدری را بررسی میکند:
«فرزندم مِتوشِلَخ، برای پسرش لامِک زنی گرفت. او آبستن شد و پسری زاد. تنش سفید چون برف و سرخ چون گل سرخ بود. موی سر و گیسوان بلندش سفید به سان پشم بود. چشمانش زیبا بود. چون چشمانش را گشود، خانه را چو خورشید روشن کرد و همه جا بسیار تابناک شد. لامِک از او ترسید و گریخت و به نزد پدرش مِتوشِلَخ پناه برد و گفت: «پسری شگفت زادهام، ناهمانند آدمی، همچون پسران خدای آسمان. سرشتش دیگرگونه است و چون ما نیست؛ چشمانش به سان پرتوهای خورشید است و چهرهاش پرشکوه. او از من نیست، بلکه از فرشتگان است. در روزگار او شگفتیها بر زمین رخ خواهد داد. به نزد خنوخ، پدر ما، که میان فرشتگان میزید، برو و راستی را دریاب.»
چون مِتوشِلَخ سخنان پسرش را شنید، به نزد من، به کرانههای زمین آمد؛ زیرا شنیده بود که آنجایم و مرا خواند. صدایش را شنیدم و به نزدش آمدم و گفتم: «اینک من اینجا هستم. چرا به نزد من آمدی؟»
گفت: «برای لامِک پسری زاده شده که همتایش نیست. سرشتش چون سرشت آدمی نیست. تنش از برف سپیدتر و از شکوفهی گل سرخ، سرختر است. مویش از پشم سپیدتر. چشمانش چون پرتوهای خورشید. لامِک ترسید و باور نکرد که از او باشد. به نزد تو آمدهام تا راستی را بر من آشکار کنی.»
من، خنوخ، پاسخش دادم: «خداوند کار تازهای بر زمین خواهد کرد. این را پیشتر در خواب دیدهام و اکنون بر تو آشکار میسازم: در نسل پدر من، یِرِد، فرشتگان از آیین سرپیچیدند، با زنان آمیختند، با آنان بدکاری کردند، با برخی پیمان همسری بستند و از ایشان فرزند آوردند. آنان بر زمین دیوان خواهند آورد — نه بر پایهی جان، که بر پایهی تن. سزایی بزرگ بر زمین خواهد آمد و زمین از همهی ناپاکیها پاک خواهد شد. آری، نیستی بزرگی بر تمام زمین خواهد آمد؛ توفان و بربادرفتگی بزرگ، بهدرازای یک سال.
این پسری که برای تو زاده شد، بر زمین خواهد ماند و سه فرزندش با او رهیده خواهند شد، آنگاه که همهی مردمان روی زمین بمیرند.
لامِک را آگاه کن که آن که زاده شده، بهراستی پسر اوست. نامش را نوح بگذار. او و پسرانش از نیستی رهیده خواهند شد — نیستیای که از پی همهی بدکاریها و ناراستی بر زمین خواهد آمد.»
📌خوانندگان گرامی بدانند که نویسنده، در راستای پژوهشهایش، خود به سرزمینهای شرقی سفر کرده و در جستوجوها از دانستههای مردم بومی و نوشتههای کهنشان بهره گرفته و در پایان به بازگفتها و دیدگاههایی رسیده است. این برگردان، برای شناساندن دیدگاههای نویسنده است — نه پذیرا شدن آنها و نه نپذیرفتنشان. بسیاری از گفتارها با باورهای جاافتاده میان مردم هماهنگی نداشته و گفتوگوبرانگیزند. خواهشمندم این نوشتهها را چون یک بازگفت و دیدگاه پژوهشی بخوانید، نه راستیِ بیچونوچرا.
📖 عیسی در کشمیر: آرامگاه فراموش شده
نوشتهی: #سوزان_مری_اولسن
ترجمهی : #مریم_نظریان
💢در حال ترجمه
https://t.me/ArghouLegacy
Repost from N/a
به نظر میرسد انسانها نژادی به بردگی گرفتهشدهاند که در سیارهای دورافتاده و جداافتاده از کهکشان، به تولیدمثل واداشته میشوند. نژاد بشر برای تمدنی فرازمینی، نیروی کار محسوب میشد. برای حفظ سلطهٔ خود و تبدیل زمین به نوعی زندان، آنها درگیریهای بیپایان میان انسانها را شعلهور کردند، به گسترش تباهی معنوی دامن زدند و شرایطی از سختیهای مادی و جسمانیِ جبرانناپذیر را در زمین به وجود آوردند.
📚 #خدایان_عدن
#ویلیام_براملی
مقالاتی درباره زرتشت و دین زرتشتی
✍ ژان کلنز
ترجمه به انگلیسی: شروو
Repost from دریچه
جهان هستی مملو از هزاران نوع پیکر زیستی با درجات متفاوتی از تراکم فیزیکی است. تجربهٔ «انسان بودن» روی زمین، تنها پردهای کوچک از این صحنهٔ عظیم است.
هنگامی که #روح درسهای خود را در اینجا به پایان برساند (یا از این نظام بگریزد)، شایستهٔ آن میشود که شکلهای زیستی پیشرفتهتری را تجربه کند؛ موجوداتی با تواناییهایی در سطحی بسیار فراتر، حتی با قابلیتهایی «#خداگونه». اما به ادعای نویسنده، «حصار فرکانسی #آنوناکی» در زمین، همچون مانعی قرنطینهای عمل میکند که اجازه نمیدهد روحها به پیکرهایی خارج از این سیاره منتقل شوند. او مدعی است این حصار فرکانسی پس از #سقوط_آتلانتیس، در دورهٔ یانگر درایاس، ایجاد شد تا روحها را در چرخهای تکرارشونده روی زمین نگه دارد و راه انتقال آنها به ابعاد بالاتر یا تجربهٔ شکلهای زیستی پیشرفتهتر را مسدود کند.
📖صحنهٔ زمان: رازهای گذشته، ماهیت واقعیت و خدایان باستانی تاریخ
نویسنده: مت لاکروا
https://t.me/Daricheh_1
Repost from دریچه
🔘 رازِ کیسهٔ چرمی پازیریک؛
از شمنها تا معنای پنهان اشیا
در باستانشناسی، گاهی یک شیء کوچک میتواند پرسشهایی بزرگ دربارهٔ باورها و جهانبینی انسانهای گذشته پیش روی ما بگذارد. در بحثهای مربوط به فرهنگ مادی #سکاها، اغلب از #شمنها سخن به میان میآید؛ متخصصان #مناسک_آیینی که در برخی جوامع، واسطههایی میان مردم و قلمروهای #فراطبیعی به شمار میرفتند و در مراسم درمانی و ارتباط با #ارواح نقش داشتند.
برخی یافتههای باستانشناختی نیز احتمال ارتباط با مناسک آیینی را مطرح میکنند. برای نمونه، در یکی از کیسههای چرمی بهدستآمده از گورپشتهٔ شمارهٔ ۲ در گورستان #پازیریک، مجموعهای از ناخنهای انسان پیدا شد که ظاهراً همگی در یک زمان چیده شده بودند؛ شاید در ارتباط با مراسم تدفین. ناخنها را در کیسهای کوچک از چرم جمع کرده بودند، با نخ زردپی دوخته بودند و پس از بستن کیسه، آن را محکم در قطعهای چرم پیچیده بودند.
پیچیدن و بستهبندی اشیا در مطالعات انسانشناختی دربارهٔ #اعمال_جادویی و مناسک آیینی نیز نمونههای شناختهشدهای دارد. در چنین مواردی، کنار هم قرار گرفتن اشیا و مواد گوناگون ممکن است معنایی فراتر از ویژگیهای هر یک از آنها پیدا کند.
برگرفته از کتاب سکاها؛ تمدنهای گمشده
#کاسپار_مایر
ترجمه: مهرزاد شجاعی
https://t.me/Daricheh_1
Repost from دریچه
🔘 #یوفوها؛ ارابههای خدا؟
نوشتهٔ تد پیترز
این کتاب از نخستین پژوهشهایی است که به بررسی ارتباط میان پدیدهٔ یوفوها (اشیای پرندهٔ ناشناس)، دین و علم میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا #موجودات_فرازمینی میتوانند نقش #نجاتدهندگان_بشریت را ایفا کنند؟
https://t.me/Daricheh_1
#تاریخی
☃ وقایع و اتفاقات زمان داریوش و سپس خشایارشاه
📖 جلد دوم
@BookNasimLibrary
#تاریخی
☃ توصیف ایران از زمانهای بسیار قدیم
📖 جلد اول
@BookNasimLibrary
لشکرکشی خشایارشاه به یونان
نویسنده : چارلز هینگنت
مترجم : خشایار بهاری
ویراستار : ناصر پورپیرار
@BookNasimLibrary
Repost from مهر و میترا: پیمان باستان
🔘در متون ادبی پس از اسلام، واژه «#مغ» به معنی #آفتابپرست و واژه «#مغان» به معنی #پرستندگان_آفتاب، که مظهر جلوه #ایزد_مهر دانسته میشد، به کار رفتهاند. در #آیین_مهر، «#پیر» و «#مغپت» عنوانهایی برای نامیدن روحانیان بودند. این عنوانها در دورههای بعد نیز از سوی #زرتشتیان و #مسیحیان به کار گرفته شدند؛ بهطوریکه مسیحیان روحانیان خود را «#پدر» و زرتشتیان آنان را «مغپت» مینامیدند.
گفتنی است که واژه «مغ» در #آموزههای_زرتشتی دیده نمیشود و در اوستا از #کاهنان با عنوان «#آثرون» یاد شده است؛ همچنین واژه اوستایی «#ایزد» (Yazata) نیز در فارسی باستان به کار نرفته است. واژه «مغ» (magu) تنها یک بار، آن هم در اشارهای گذرا و احتمالاً تحت تأثیر سنتهای جنوبغربی، در اوستای دوره #ساسانی آمده است.
#هرتل، ایرانشناس آلمانی، میگوید: «مغان کاهنان کیش قدیمیِ #پرستش_خدایان و عوامل طبیعی، یعنی #دیوان، بودهاند که زرتشت آنان را نفی کرده بود. هنگامی که مغان موقعیت #زرتشتیگری را مشاهده کردند، ظاهراً به آن دین گرویدند تا آن را از درون متلاشی کنند و عملاً معتقدات خویش را جایگزین آن سازند.»📖#این_آتش_نهفته تاثیر #مهرپرستی بر حافظ شیرازی فاطمه ملکزاده ص۹۱ https://t.me/MehrAndMithra
ما و جهان اساطیری
گفتوگوی هوشنگ گلشیری با مهرداد بهار
@BookNasimLibrary
