406
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-130 днів
Архів дописів
406
بزدلان پیش از مرگشان
بارها میمیرند
شجاعان تنها یکبار
مرگ را تجربه میکنند.
-ویلیام شکسپیر
406
آخر قصه،
هیچ کس از این دنیا چیزی با خود نمیبرد؛
جز ردپایی که بر دل دیگران گذاشته است.
شاید جاودانگی،
همین باشد.
406
متولد شدم از تاریکی...
پوست انداختم از گهواره
و فرود آمدم از پلهی ماه...
روی غمناکترین سیاره
406
وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی
تا با تو بگویم غم شب های جدایی
بزم تو مرا میطلبد ، آمدم ای جان
من عودم و از سوختنم نیست رهایی...
ابتهاج
406
و او کسی بود که حتی تصور آغوشش، صدایش، چشم هایش، خنده هایش و حضورش نیز مرا از غم نجات میداد.
406
وقتی چیزی مرا رنج میداد، درمورد آن با هیچکس حرفی نمیزدم و به تنهایی مشکل را حل میکردم، نه اینکه واقعاً احساس تنهایی کنم، بلکه فکر میکردم انسانها خودشان باید خودشان را نجات دهند.
406
مرگ بزرگترین باخت زندگی نیست...
بزرگترین باخت زندگی، چیزهایی است که درون شما میمیرند وقتی هنوز زندهاید!
406
«چیزی در وجودم سر جایش نبود:
چیزهای زیادی را تحمل کرده بودم، چیزهای زیادی را تاب آورده بودم...»
406
عشق و رنج دو روی یک سکهاند
و ارزش عشق به اندازه رنجی است
که آدم از بابت آن میکشد و اگر عشق
همین طور مفت و مجانی پای آدم تمام شود،
در واقع عشق نبوده
و فقط خودش را گول زده!
-ویلیام فاکنر
406
به یکدیگر نگاه کردند
غرور اجازه نمیداد نزدیک شوند،
پس از هم دور شدند
و این شروع تمام شدن صمیمیتشان بود.
مقیمی
406
فراموش نکن!
آدمها همچون هر حیوان دیگری فقط با زبان تعریف میکنند،
و بر خلاف هر حیوان دیگری فقط با زمان تعریف میشوند...
قانونهای نانوشته
شهرام شریف پیران
