کانال رسمی مرکز تئاتر مولوی
Відкрити в Telegram
اخبار، برنامههاٰ و اطلاعات نمايشهای روی صحنه مركز تئاتر مولوی را از طريق کانال رسمی این مرکز دنبال كنيد. نشاني: خ.انقلاب، ابتداي خ.١٦آذر، جنب کلینیک 16 آذرٰ، تالارمولوی تلفن: ۶۶۴۱۹۸۵٠ https://www.instagram.com/molavi.theatre 1
Показати більше749
Підписники
-124 години
+17 днів
+430 день
Архів дописів
باری، بیضایی در تاریخ زندگیاش، علاوه بر اینکه بخشی از حیات نمایش در ایران را به رشتهی تحریر در آورد؛ جهان نمایشِ ایرانی را دستخوش دگرگونی کرد و آنرا پرورد. او نخستین شعلههای تئاتر نوینِ ایرانی را روشن کرد و با ذوقی سرشار در آثار سینمایی و پژوهشهای ارزشمندش، روش منحصر بهفرد خود را دنبال کرد. دلیل اصرار بر لغت (ایران) در توصیف بیضایی، نه تأکیدی بابِ طبع و دلپذیر، بلکه دقیقا آن چیزیست که او حقیقتاً بر آن انگشت مینهاد و از آن وام میگرفت. برای نمونه او در مرگ یزدگرد، حرکت از تاریخ به اسطوره را رقم زد و عملاً بخشی مهم از تاریخ ایران را بر قامت یزدگرد دوخت و از او نیز عبور کرد تا به آسیبشناسی فرهنگ مردم دست یازد. در ندبه با تفسیری روشنفکرانه و استثنایی، هستیِ اجتماعیِ مردان و زنان را به ستیز کشاند و از آن میان وضعیت پدیداری باشندگانِ ایرانی را تبیین کرد و نهایتاً مخاطرهآمیزیِ گسست و پیوستی سیاسی/فرهنگی را هشدار داد. در آرش با گذار از فضیلتگراییِ ذهن اسطورهپرداز و در نظر گرفتن زوایای پنهان آرزوی جمعی مردم، دست به کاوشی کژنگرانه زد و آن سویِ حیات آرش را عریان کرد. رویکرد تکینِ بیضایی در مایه گرفتن از اوراقِ تمدن و رفتارهای فرهنگی، گاهاً به جهانی رمزی وارد میشد که زمینهساز بروز نمایشنامهی راهِ طوفانیِ فرمان و فیلم چریکهی تارا شد. در این کوتاهسخن مجال سخن راندن در باب خصلتهای آثار بیضایی نیست؛وگرنه اوراقی بسیار سیاه خواهد شد.
اسلوب بخصوص بیضایی در بهره گرفتن از اساطیر و باورهای ایرانیان، نکتهایست که با غیاب او، الزاما بیش از پیش ضرورتی را بر ما عیان میکند؛ و آن اینکه بطور ویژه دانشجویان تئاتر باید با الهام از او این روش را بپرورند و سروِ کهنی که او به خوبی از آن نگاهداری کرد را پاس بدارند.
فقدان بیضایی صرفا به منزلهی از دست رفتن یک هنرمند نیست، بلکه امروز یکی از برجستهترین نمایندگانِ تمدنِ کهن ایران تن به خاکِ ابدیت سپرده است. او کسی است که حیاتِ خود را قربانی بارآوری فرهنگ در ایران کرد و در نهایت همچون بذری به کِشتگاه اندر شد. باشد که کشتورزانی شایسته او را دَر یابند و دُر یابند.
امیرحسین حریری
(صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید)
بیضایی سترگترین بازماندهی قلمِ پارس در عرصهی ادبِ نمایشی در ایرانزمین است. ناکرانمندی روح و غنای آنچه او آفرید، تا امروز در سطحی نه درخور تراوشات خلاقانهی او کاویده شدهاند و پهنهی نمایش در ایران نه آنسان که باید از فانوسی چون او بهرهمند شده است. از یک سو کسانی ناشنیدهپند و تنگنظر دست تطاول به غارت روح و جسم دردمندانی چون او بردند، از دیگر سو جامعهی تئاتردان و به اصطلاح تئاترخوان نیز آنچنان که شایسته بود به او نپرداختند. همچنانکه میدانیم بیضایی زمانی کوتاه بر مسند راهبریِ گروه آموزشی نمایش دانشکدهی هنرهای زیبا سکنا داشت و دیری نپایید که متخصصان قدرناشناسی، کلید خروج او را فشردند و عملاً نیروی حیاتبخشی که در وجود او بود را از دانشگاه برون افکندند و پس از آن هیچگاه مجالی مجدد و شایسته برای سلوکِ بیضایی در دانشگاههای ایران فراهم نشد و نظام دانشگاه کسی چون او را به محاق فراموشی سپرد و همچون کالبدی مدفون در نظرش گرفت.
در یادبود هنرمند محبوب "شیرین یزدانبخش"
آه! می گویند چون بگذشت روزی
بگذرد هر چیز با آن روز.
باز می گویند خوابی هست کار زندگانی
ز آن نباید یاد کردن
خاطر خود را
بی سبب ناشاد کردن.
(نیما)
"با اندوه فراوان درگذشت هنرمند پیشکسوت عرصهی سینما، زندهیاد شیرین یزدانبخش را به خانواده ایشان ، هنرمندان و دوستداران این هنرمند نیکوسرشت تسلیت میگویم.
شیرین یزدانبخش هنرمندی فروتن، نجیب و شیفتهی تئاتر؛ بخصوص آثارِ جوانان بود که همواره تا واپسین روزگاران حیات، به تماشای تئاتر و آفرینشگری جوانان نشست و با شوقی آمیخته به زیباشناسی، جهان را وداع گفت.
حضور مداوم این هنرمند به عنوان یکی از مخاطبان حرفهای تئاتر در تالار مولوی و حمایت از اجراهای دانشجویان، نشان از روح غنی ایشان داشت. بیشک خویِ خوش و لبخند همیشگیشان در صحیفهی جانِ اهالی تئاتر ساکن خواهد بود.
امیرحسین حریری
"مکبث،خنجری در ذهن" در مرکز تئاتر مولوی
به گزارش روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی، نمایش "مکبث،خنجری در ذهن" نوشته و کارگردانی مهران یاراحمدی از جمعه پنجم دی ماه ماه هر شب ( به جز شنبه ها) از ساعت20:00در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه می رود.
نگار سلحشور، ابوذر فرهادی، شقایق افتاده، امین مهران بازیگران این نمایش 60 دقیقه ای هستند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: مرگ لحظهی رهایی از میل است؛ آنگاه که بدنِ شرور آرام میگیرد و در تاریکی مطلق فرو میرود.
همچنین از دیگر عوامل این کار میتوان به: طراح حرکت: گلزار حذفی
طراح صحنه: مهران یاراحمدی، طراح لباس: سارا مژده، طراح نور و مپینگ: نیلوفر نقیب ساداتی و محمدرضا رحمتی، طراح صدا و موسیقی: شایان صفوی
طراح گریم: محدثه بیجاری، طراح گرافیک: محمد موحدنیا عکاس: شاهین آزما
روابط عمومی و تبلیغات: علی خوارزمی، مشاور صحنه: بابک حجری، گروه کارگردانی: محسن نظری،نرگس سهرابی،احمد زارع،مرجان بیات،
دستیاران نور: آندیا اسلامی،یگانه نورایی، دستیار لباس: مرسده نقیزاده
دستیار گریم: میگل ایمانیپوراشاره کرد.
علاقه مندان میتوانند برای تهیه بلیط این نمایش به سایت تیوال مراجعه نمایند.
https://www.tiwall.com/p/macbeth50
#تئاتر_دانشگاهی #تالار_مولوی #تئاتر #تئاتر_ببینیم
🔹صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/molavi.theatre🔹
🔹کانال: @molavitheatre
"در آخر بر روی خورشید هم برف نشست" در مرکز تئاتر مولوی روی صحنه می رود.
به گزارش روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی، نمایش "در آخر بر روی خورشید هم برف نشست" نوشته و کارگردانی پوریا علیمحمدی از پنجشنبه چهارم دی ماه ماه هر شب ( به جز شنبه ها) از ساعت18:00در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه می رود.
پروانه ذابح، اهورا بهرامی، آرتمیس نظری، آیدا جلالیان و پوریا علی محمدی بازیگران این نمایش 50 دقیقه ای هستند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: اینجا نوشته که آفتاب یک روز میاد و با نور زیادش همه جا رو گرم و روشن میکنه...
همچنین از دیگر عوامل این کار میتوان به: مشاور پروژه: شاهین صادقیان،مشاور نور: مرتضی نجفی، مشاور تبلیغات: امیر قالیچی، دستیاران کارگردان: امیرحسین جلالیان، صبا ذابح، منشی صحنه: پریسا صدر، مدیر صحنه: پادینا بختیاری، مدیر تولید: احمد فتحی، برنامهریز: علی فتحی، طراح نور: علیرضا افشاری، طراحی صحنه: مهسا اسمعیل زاده، طراح صدا و آهنگساز: فربد رحمانی، طراح پوستر: رضا حسین زاده، تبلیغات: رضا حسین زاده و unreal ads، ساخت تیزر: آرمین سجادی،مجتبی رحامیان اشاره کرد.
علاقه مندان میتوانند برای تهیه بلیط این نمایش به سایت تیوال مراجعه نمایند.
https://www.tiwall.com/s/darakhar
#تئاتر_دانشگاهی #تالار_مولوی #تئاتر #تئاتر_ببینیم
🔹صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/molavi.theatre🔹
🔹کانال: @molavitheatre
"رسالهای درباب هنر مرگ یا کودوکوشی" در پلاتو تمرین مرکز تئاتر مولوی
به گزارش روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی، نمایش "رسالهای درباب هنر مرگ یا کودوکوشی" نوشته و کارگردانی امیر شمس از دوشنبه اول دیماه ماه هر شب ( به جز شنبه ها) از ساعت۲۰:۳۰: پلاتو تمرین مرکز تئاتر مولوی اجرا میشود.
مهدی ابوحمزه. سحر مصباح. مجید عیوضی، دلارا خدای، امیر شمس و حامد عابدی بازیگران این نمایش ۵۵ دقیقه ای هستند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: دختر و پسر دانشجوی تئاتر که در ترم آخر تحصیل می کنند تصمیم می گیرند که پایان نامه ای را با هم کار کنند که دچار مشکلاتی می شوند.
همچنین از دیگر عوامل این کار میتوان به: دستیار کارگردان: غزل شجاعی
طراح پوستر و بروشور: هدی اساسی، ساخت تیزر: هدی اساسی، امیر شمس اشاره کرد.
علاقه مندان میتوانند برای تهیه بلیط این نمایش به سایت تیوال مراجعه نمایند.
#تئاتر_دانشگاهی #تالار_مولوی #تئاتر #کودو_کشی #تئاتر_ببینیم
🔹صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/molavi.theatre🔹
🔹کانال: @molavitheatre
"کارگولا" در مرکز تئاتر مولوی روی صحنه می رود.
به گزارش روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی، نمایش "کارگولا" نوشته و کارگردانی حسن مظلوم رضایی از چهارشنبه ۲۶ آذرماه ماه هر شب ( به جز شنبه ها) از ساعت۱۹:۰۰ سالن کوچک مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه می رود.
حسین فیروزی، حسن مظلوم رضایی، محمد قائینی، علیرضا سیسخت پور
و علی لطفی بازیگران این نمایش ۷۰ دقیقه ای هستند.
در خلاصه داستان این نمایش آمده است: اول بودن خیلی مهمه، نه؟
نمیدونم خاص بودن تو این موقعیت خوبه یا بد.
همچنین از دیگر عوامل این کار میتوان به: دراماتورژ : مهدی پورمیرزا،طراح نور : نازنین یارویسی، طراح صحنه : هلیا مرادی،طراح صدا و موسیقی : عباس شیرازی،دستیار کارگردان : فاطمه حیدری، برنامه ریز : عسل رنجبر، منشی صحنه : سوین خامودچی، مدیر تولید: امیررضا مفاخریان،مجری طرح: زهرا ولیزاده
مدیر اجرایی : گلناز زندکریمی، مدیر صحنه : فاطمه موسوی،دستیار صحنه: یگانه فراهانی، نوازنده (تنبک): مصطفی خالصی،روابط عمومی و تبلیغات: مهدی پورمیرزا، عکاس: مطهره ترابی، گرافیست: سید محمد حسین حسینی
موشنگرافیست: محمد جواد خزایی اشاره کرد.
علاقه مندان میتوانند برای تهیه بلیط این نمایش به سایت تیوال مراجعه نمایند.
tiwall.com/p/kargoula
#تئاتر_دانشگاهی #تالار_مولوی #تئاتر #کارگولا #تئاتر_ببینیم
🔹صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/molavi.theatre🔹
🔹کانال: @molavitheatre
ساختار دراماتیک و رویکرد مدرن
آزموده در این نمایش از فرم مدرن بهره میبرد تا درام را بر پایه تضادهای ساختاری بنا کند، نه صرفاً روایت خطی سنتی. این رویکرد، یادآور تئاتر ابزورد (مانند آثار بکت یا یونسکو) است، جایی که انسان در برابر نیروهای مکانیکی و بیرحم سیستم قرار میگیرد. جهان ساختهشده در نمایش، جهانی است که انسانها در آن ابزارهایی صرف برای چرخدندههای بزرگتر هستند؛ ارزش فردی نه بر اساس وجودی، بلکه بر اساس کارکرد سنجیده میشود. این تم، به طور ضمنی به نقد بیگانگی (alienation) در جوامع مدرن اشاره دارد – مفهومی که از مارکس تا نظریهپردازان پستمدرن مانند فوکو ادامه یافته است.
طراحی صحنه و نورپردازی: در خدمت اهداف کارگردان
یکی از نقاط قوت برجسته نمایش، طراحی صحنه و نورپردازی است که کاملاً در راستای اهداف مفهومی کارگردان عمل میکند. صحنه با فضایی مینیمال و صنعتی طراحی شده که حس سردی و مکانیکی سیستم را به خوبی منتقل میکند. عناصر ساده اما مؤثر، مانند مکعب های سفید و ساده ، سایههای تیز و فضاهای خالی، جهان بیرحم و فاقد انسانیت را بازسازی میکنند. نورپردازی نیز هوشمندانه به کار گرفته شده: نورهای سرد و مستقیم که شخصیتها را ایزوله میکنند و به ویژه در پایان نمایش، تاباندن نور از سوی بازیگران و عوامل سیستم بر تماشاگران، که این تکنیک نه تنها دیوار چهارم را میشکند، بلکه تماشاگر را مستقیماً بخشی از انسان های تحت کنترل سیستم میسازد. این انتخابها، حس بیارزشی و نظارت دائمی را تقویت کرده و پیام انتقادی نمایش را عمیقتر میکنند.
بازیگری: قابل قبول با پتانسیل بیشتر
بازی بازیگران در این اثر نسبتاً قابل قبول است و موفق میشود حس بیگانگی و فشار سیستم را منتقل کند. بازیگران با حرکات بدنی کنترلشده و بیانهای محدود، به خوبی نقش ابزارهای سیستم را ایفا میکنند. با این حال، در برخی لحظات، میتوانستند عمیقتر و لایهدارتر عمل کنند تا تضادهای درونی شخصیتها بیشتر نمایان شود. این عملکرد، هرچند مؤثر، پتانسیل رسیدن به سطوح بالاتری را دارد – بازیگرها میتوانستند احساسات شخصیّتها را با جزئیات ظریفتر و لایهدارتر نشان بدهند تا ما تماشاگرها بهتر درونیات شخصیتها رو حس کنیم. به ویژه در انتقال نوانس های عاطفی که میتوانست تأویل نهایی را غنیتر سازد.
نقص دراماتیک و تأثیر تأویلی
یکی از نقاط قوت و همزمان چالشبرانگیز نمایش، وجود یک نقص دراماتیک عمدی است. این نقص، که به جای حلوفصل کاتارتیک، به تأویل باز میانجامد، تماشاگر را در وضعیتی مشابه شخصیتها قرار میدهد: احساس بیارزشی در برابر سیستم. این تکنیک، شبیه به «تئاتر شکستن دیوار چهارم» است، جایی که مرز بین صحنه و سالن محو میشود و حس مشترکی از قربانیبودن برای تماشاچی ایجاد میکند.
پیشنهادهای ساختاری: ریتم و مدت زمان
با وجود نقاط قوت مفهومی و فنی، نمایش از نظر ریتمیک میتوانست فشردهتر باشد. مدت زمان فعلی، هرچند اجازه تعمق میدهد، گاهی به کشدار شدن منجر میشود که ریتم کلی را کند میکند. کوتاهتر کردن برخی صحنه ها – بدون آسیب به لایههای تأویلی – میتوانست تأثیر عاطفی و فکری را شدت بخشد و حس تعلیق را حفظ کند.
در مجموع، " انتظارات " ( داستان غمانگیز خوشبختی ) اثری جسورانه و مفهومی است که تئاتر ایران را به سمت کاوشهای وجودی و اجتماعی مدرن سوق میدهد. آزموده با این کار، نه تنها سؤالاتی بنیادین در مورد ارزش انسان مطرح میکند، بلکه تماشاگر را به تأمل در موقعیت خود وامیدارد – تجربهای که فراتر از سرگرمی، به نقد جامعه میپردازد. این نمایش، ارزش دیدن دارد، به ویژه برای علاقهمندان به تئاتر انتقادی و تجربی.
حسین فضل الهی _ نمایشنامه نویس و کارگردان
نمایش " انتظارات " (داستان غمانگیز خوشبختی ) نوشته و کارگردانیشده توسط پدرام آزموده، که در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه رفته است، نمونهای برجسته از تلاش برای ترکیب ساختار مدرن تئاتری با مفاهیم اجتماعی عمیق است. این اثر، با اتکا بر یک وضعیت دراماتیک مرکزی، جهانی خیالی اما آشنا میسازد که در آن انسانها به عنوان عناصری حاشیهای و فاقد ارزش ذاتی برای سیستمِ حاکم تصویر میشوند. این جهان میتواند تفسیری چندلایه داشته باشد: از کیهانشناسی وجودی گرفته تا ساختارهای سیاسی معاصر، یا حتی میکروکاسمهای اجتماعی مانند خانواده، سازمان یا جامعه مصرفی.
نقد اصلی به اینگونه اجراها اغلب بر محوریت دسترسی استوار است. آیا این نمایش با تمرکز افراطی بر زیرمتنها و فرمهای انتزاعی ریسک تبدیل شدن به یک اثر صرفا نخبهگرایانه را نمیپذیرد؟ جایی که تجربه حسی آنقدر پیچیده میشود که مخاطب عام بهجای درگیر شدن با وضعیت ناامن صرفا از فقدان روایت سردرگم میماند. در نهایت کاوالو یک گام مهم در راستای نشان دادن قابلیت تئاتر برای تامل در باب اضطرابهای پنهان فرهنگی و روانی است. این اثر ثابت میکند که گاهی سکوت، تکرار یک کلمه بیمعنی یا نگاه خیره قدرتمندتر از هر دیالوگ پرطمطراق و رویداد دراماتیک آشکار است. این نمایش یک دعوت است به تماشای خود فرایند ناامن بودن.
دختر بینام «کاوالو» با گردنبند نیمقلب سوژهای است که هویت فردیاش تعلیق شده و تنها در نسبت با دیگری معنا مییابد. نیمه قلب نشانه عشقی رمانتیک نیست بلکه استعارهای از کمبود نهادینهشده است؛ زخمی که بهجای درمان به زیور تبدیل شده و به بدن آویخته شده است. در خوانش باتلری این دختر سوژهای است که هنوز بهطور کامل در نظم نمادین به رسمیت شناخته نشده اما بدنش پیشاپیش در منطق میل و تعلق ثبت شده است. گردنبند نیمقلب نشانه هویتی رابطهمحور و تحمیلی است؛ هویتی که نقص را طبیعی جلوه میدهد و رضایت را از پیش مخدوش میکند. این دختر نه «خود» بلکه اجرایی موقت از انتظارات جنسیتی است.
اما از منظر ایریگارهای دختر بینام «کاوالو» سوژهای است که در زبان فالوسمحور جایی ندارد و تنها بهمثابه «نیمه» به رسمیت شناخته میشود. گردنبند نیمقلب نه نشانه عشق بلکه تصویری از زن تقلیلیافته به پارهای از کلیت مردانه است؛ بدنی که تعلق دارد اما سخن نمیگوید. اگر بخواهیم دختر بینام «کاوالو» را کریستووایی بررسی کنیم باید بگوییم او در آستانه ورود به نظم نمادین ایستاده است؛ سوژهای نیمه کودک، نیمه بدن که بینامیاش او را به امر نیمه نمادین پیوند میزند. گردنبند نیمقلب ابژهای آستانهای است: هم جذاب هم تهدیدکننده؛ یادآور پاره شدن بدن و ناتوانی زبان در مهار تجربه.
مرد در نمایش نه یک شخصیت فردی بلکه دستگاهی از قدرت است؛ مجموعهای از ژستها، پرسشها و تصمیمسازیها که وضعیت ناامن را فعال و پایدار میکند. او نه با خشونت مستقیم بلکه با تعلیق، پرسش و اخلاقسازی عمل میکند. مرد دیده نمیشود اما فضا را اشغال میکند؛ نام ندارد اما نامگذار است. در کاوالو قدرت نه در بدن مرد بلکه در معماری وضعیتها جریان دارد. مرد، پدر و عمو تنها اپراتورهای قابلتعویض این شبکهاند که با دستور، پرسش و بازی وضعیت ناامن را فعال و پایدار میکنند. بدن دختر محل ثبت پیامد قدرت است و تماشاگر ناخواسته در آستانه این دیاگرام به شاهدی تبدیل میشود که با دیدن چرخه را کامل میکند.
زبان در «کاوالو» بهگونهای مورد استفاده قرار میگیرد که کارکرد اصلی خود یعنی انتقال اطلاعات را از دست میدهد و به یک عنصر ایزوله و مکانیکی تبدیل میشود. دیالوگها اغلب از معنای خود تهی شدهاند؛ جملاتی پیشساخته، کلیشههای روزمره یا سوالاتی که پاسخ آنها اهمیتی ندارد. تکرار ابزار اصلی کارگردان برای فرسایش معناست. یک جمله یا یک حرکت تکرار میشود تا در وهله اول پوچی و بیاهمیت بودن آن تصریح شود اما در تکرارهای بعدی این پوچی خود به یک بار معنایی تبدیل میشود؛ بار معنایی ناشی از بنبست این تکرار مکانیکی، تداعیکننده روتینهای خردکننده زندگی مدرن است که در آن فرد خود را در دام عملکردی بیپایان مییابد.
خشونت در این اثر تقریبا بهطور کامل پنهان است. خبری از خشونت فیزیکی آشکار نیست؛ خشونت اصلی خشونت زبانی و روانی است که از طریق ساختار ارتباطی اعمال میشود. کلماتی که بر زبان جاری میشوند اغلب حامل بار انتظارات جامعه، قضاوت یا مرزبندیهای جنسیتی هستند. این خشونت نامرئی به دلیل پنهان بودنش بسیار خطرناکتر است زیرا فرد قربانی نمیتواند نقطه دقیقی را برای دفاع مشخص کند. تماشاگر نیز در این میان با تماشا کردن این تعاملات به شکلی ناخواسته در چرخه تایید و بازتولید این نوع از خشونت نهفته شریک میشود.
تعریف کارگردان در اجرای کاوالو از خالق یک داستان (Storyteller) به «کیوریتور وضعیت» (Curator of Situation) تغییر شکل میدهد. کیوریتور در معنای مدرن کسی است که آثار هنری را در یک فضا چیدمان میکند تا ارتباطات جدیدی میان آنها شکل بگیرد. کارگردان «کاوالو» نیز دقیقا همین کار را میکند. او عناصر اجرایی، صدا، نور، بازیگر و فضا را نه برای ساختن یک ارجاع مستقیم بلکه برای خلق یک محیطزیست اضطرابآور بر صحنه میچیند.
کیوریتور وضعیت بهجای هدایت تماشاگر به یک مقصد مشخص او را در یک فضای چندلایه رها میکند. وظیفه او تنظیم پارامترهایی است که تجربه تماشاگر را تعیین میکنند؛ میزان نویز صوتی، دمای نور، فاصله فیزیکی میان بازیگران و سکوتهای اجباری. در این رویکرد متن نمایشی اگر وجود داشته باشد تنها یکی از صدها شی است که باید به نمایش گذاشته شود نه متنی که باید «تفسیر» شود.
کیوراسیون در اینجا مترادف با انتخاب استراتژیک «کمبودها» و «اضافهها» است. کمبود روایت منطقی و اضافه بودن نشانههای اضطرابآور مثل یک لرزش مداوم در نور یا یک بوی فرضی سبب میشود که صحنه به یک آزمایشگاه روانشناختی تبدیل شود که در آن وضعیت ناامنی بهمثابه شی اصلی هنری به نمایش گذاشته میشود.
«کاوالو» اگرچه ممکن است در ظاهر از فرمهای کلاسیک فاصله بگیرد اما در باطن عمیقا با دغدغههای تئاتر معاصر ایران در ارتباط است. تئاتر ایران در دهههای اخیر بهتدریج از سلطه درامنویسی تاریخی و اجتماعی سنگین رهایی یافته و به سمت اکتشاف فرمهای بدنی و فضاسازیهای انتزاعیتر حرکت کرده است. یکی از مهمترین پیوندهای این اثر با بستر ایرانی مسئله سرکوب نانوشته است. فرهنگی که در آن بسیاری از ساختارهای قدرت به شکل غیرصریح و از طریق نرمهای اجتماعی اعمال میشوند زمینه مناسبی برای پذیرش فرمهای پسادراماتیک فراهم میآورد که کارشان برملا ساختن همین لایههای زیرین است. نمایشهایی که بدن را به ابزاری برای اعتراض خاموش تبدیل میکنند همواره در بطن فضای فرهنگی ما حضور داشتهاند و کاوالو با نگاهی مدرنتر و جهانیتر این میراث را ادامه میدهد. با اینحال چالش این دست آثار در ایران فاصله گرفتن از رویکردهای صرفا فرمالیستی است. «کاوالو» تلاش میکند تا کیوراسیون وضعیت ناامن صرفا بازی با فرم نباشد و بتواند با حداقل ابزار حداکثر دلالتهای زیستی و اجتماعی را به مخاطب ایرانی منتقل سازد؛ مخاطبی که بهشدت با تجربه زیستن در مرزهای امنیت و ناامنی آشناست.
«کاوالو» اثری است که از شجاعت لازم برای نپذیرفتن قراردادهای رایج تئاتری برخوردار است. این نمایش با تکیه بر اصول پسادراماتیک بدن را به میدان تجربه قدرت تبدیل کرده و زبان را تا مرز انحلال پیش میبرد. موفقیت اصلی کارگردان در این است که توانسته است با کیوریتوری دقیق عناصر صحنه یک «جو» یا «وضعیت» را بهجای یک «داستان» ارائه دهد.
ساختار «کاوالو» بهوضوح در قلمرو تئاتر پسادراماتیک جای میگیرد؛ جایی که ارجاع به ساختار سهپردهای سنتی صرفا بهمثابه یک شبح باقی میماند. در اینجا اصل سلسلهمراتب اطلاعات فروپاشیده است. دیگر شاهد انباشت منطقی رویدادها برای رسیدن به یک اوج نمایشی نیستیم. در عوض با مجموعهای از صحنههای متوالی یا مجموعههای استاتیک مواجهیم که هر یک بهمثابه یک تصویر مستقل عمل میکنند.
اگر بخواهیم از منظر ساختار تحلیلی پیش برویم کاهش خطی روایت بهوضوح مشهود است. تاکید از «چه اتفاقی میافتد؟» به «چگونه این وضعیت رخ میدهد؟» منتقل شده است.
این امر مستلزم پذیرش این نکته است که در تئاتر پسادراماتیک صحنه بیشتر شبیه به یک صفحه خالی White Cube میشود که کارگردان مواد اجرایی، صدا، بدن، نور و فضا را بر روی آن پاشیده است بدون آنکه الزاماً انتظار انسجام سببی را از بیننده داشته باشد.
مفهوم «نشانهگذاری چندگانه» در اینجا کلیدی است. هر عنصر صحنه، یک قطره آب، یک صدای سوت ناگهانی، مکثهای طولانی بهمثابه یک نشانه عمل میکند که میتواند چندین تفسیر متضاد را برانگیزد. در نبود یک ابرروایت منسجم مخاطب مجبور است با اضطراب ناشی از فقدان قطعیت درگیر شود. ساختار اجرایی بهنوعی شبیه به یک پازل نامرتب است که تکههایش بهجای تکمیل یک تصویر، تصویری متفاوت از بینظمی را ترسیم میکنند. این دگردیسی ساختاری مخاطب را از موضع مصرفکننده منفعل به مشارکتکننده فعال در بازتولید معنا ارتقا میدهد یا حداقل او را در این فرایند به چالش میکشد.
یکی از نقاط کانونی تحلیل در «کاوالو» مواجهه مکرر میان دو پرسوناژ محوری است که میتوانیم آنها را «عمو» و «دختر» بنامیم فارغ از اینکه ارتباط خونی مشخصی داشته باشند. این دوگانگی نمادینترین تجلی رابطه قدرت در این اثر است.
بدن در این نمایش نه ابزار بازنمایی احساسات بلکه میدان نبرد یا حداقل مکان تجلی نیروهای سرکوبگر است. بدن «دختر» اغلب در وضعیتی از آسیبپذیری طراحیشده قرار میگیرد؛ نه از طریق ژستهای صریح نمایش رنج بلکه از طریق نحوه قرارگیری در فضا. او بهندرت در مرکز میدان دید قرار دارد یا اگر قرار گیرد نور بهگونهای بر او میتابد که بیش از نمایش زیبایی یا جوانی بر نمایش تحتنظر بودن تاکید کند.
در مقابل بدن عمو با نوعی سکون متراکم و سنگین تعریف میشود. حرکتهای او کم و حسابشده است. هر قدم یا هر نگاهش بار معنایی سنگینی دارد که از پیشفرضهای اجتماعی ما درباره اقتدار مردانه نشأت میگیرد. در صحنههایی که این دو در تعامل مستقیم قرار میگیرند دیالوگها اغلب کوتاه، منفعل و مبتنی بر دستور یا انتظار هستند. قدرت در اینجا نه از طریق زور بازو بلکه از طریق کنترل فضا و زمان اعمال میشود. بهعنوان مثال صحنهای که عمو صرفا به تماشای فعالیتهای دختر مینشیند بدون هیچ کلامی میزان بیشتری از تنش را ایجاد میکند تا یک نزاع کلامی بلند. این «نظارت بدون نیاز به کنش» مکانیسم اصلی اعمال قدرت در فرهنگ معاصر است که تئاتر توانسته آن را به شکلی عریان اما نه آشکار بر صحنه بیاورد. بدن دختر در این چارچوب تبدیل به یک اثر نمایشی میشود که توسط نیروی نامرئی نظارت شکلدهی شده است.
یادداشتی بر نمایش «کاوالو»؛
سکوت، تکرار و معماری قدرت
منتقد - فریال آذری: نمایش «کاوالو» که در سالن اصلی تئاتر مولوی روی صحنه است، اثری است که در میانه شکافهای موجود میان روایت سنتی و فرمهای نوین اجرایی متولد شده است. بافت اجرایی این نمایش که اغلب در فضاهای غیرمتعارف یا با کمینهگرایی حداکثری طراحی میشود از همان ابتدا تعهد اثر به فراتر رفتن از مرزهای نمایش رئالیستی را اعلام میدارد. داستان در صورت وجود اگرچه به هستههایی از مناسبات خانوادگی یا قدرت اشاره دارد اما کارکرد اصلیاش نه قصهگویی بلکه فراهم آوردن بستری برای مشاهده مکانیزمهای ایجاد تعلیق است.
تئاتر مولوی، ضمن عرض تبریک و گرامیداشت روز دانشجو افتخار دارد تا همه روزه و برای تمام نمایش های روی صحنه، به کلیه دانشجویان رشته ها و مقاطع تحصیلی بلیط نیم بهاء ارائه دهد.
تعطیلی اجراهای مرکز تئاتر مولوی به علت آلودگی هوای تهران
▫️به گزارش روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی، و به نقل از دبیر کار گروه اضطرار آلودگی هوای استان تهران کلیه مراکز تجمعی مانند سینماها و تئاترها در روز یکشنبه ۹ آذر و دوشنبه ۱۰ آذر تعطیل خواهد بود.
▪️گفتنی ست اجرای نمایش های "کاوالو" به کارگردانی امیر حسین توکلی، "تاسیان" به کارگردانی رضا صفری و " انتظارات" به کارگردانی پدرام آزموده مجددا از روز سه شنبه ۱۱ آذر ماه در مرکز تئاتر مولوی اجرای خود را ادامه خواهند داد.
🔹صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/molavi.theatre🔹
🔹کانال: @molavitheatre
به گزارش روابط عمومی مرکز تئاتر مولوی نمایش «انتظارات یا داستان غم انگیز خوشبختی » به نویسندگی و کارگردانی پدرام آزموده که اثر برگزیده نخستین رپرتوار آموزشی مرکز تئاتر مولوی بوده است از ششم آذر 1404هر شب (به جز شنبه ها) از ساعت 20:00 در سالن اصلی مرکز تئاتر مولوی به روی صحنه میرود.
در این نمایش 80دقیقه ای ،کسرا فرحناک ، محمود محمدی ، محمد پوریا هلالی ، سمیرا زائری ، فاطمه رادمرد ، سید حمید رضا حسینی، علی واحدیان ، سیامک پسران ، هدا قنواتی به ایفای نقش میپردازند.
همچنین نمایش "کاوالو" به نویسندگی و کارگردانی امیرحسین توکلی و دراماتورژی آریا کیانفرد و بازی پویان حاجیحسنی و فاطمه رادمردکه در هفتمین دوره نمایشنامه خوانی مولوی (یادمان پری صابری) توسط هیئت داوران به عنوان اثر برگزیده انتخاب گردید از پنجم آذرماه و از ساعت 18:00 اجرای عموم خود را در این مجموعه آغاز میکند.
علاقه مندان برای تهیه بلیط میتوانند به سایت تیوال مراجعه نمایند.
https://tiwall.com/p/entezarat
https://www.tiwall.com/p/cavallo
🔹صفحه اینستاگرام: https://www.instagram.com/molavi.theatre🔹
🔹کانال: @molavitheatre
