SevenHells
Відкрити в Telegram
468
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-730 днів
Архів дописів
468
بیشتر شب ها ناامید میشود و با غم بزرگی که از گلویش پایین نمیرود، میخزد توی تخت خواب. فکر میکند آخرش کی میمیرد؟ پایان یک روز معمولی و پر از ناراحتی یا پایان روزی که بعد مدت ها به کام او گذشته است؟
468
مرا ببوس، جلوی چشم های حسودی که میخواهند زندگی را تیره ببینند. مرا ببوس، جلوی قلب هایی که نفرت را بیشتر از عشق میشناسند. مرا ببوس، جلوی مردمی که فکر میکنند عشق گناه است...
468
بدون تو ویولونی هستم که نوازنده ای ندارد و گوشه ی خیابان ایستاده، به جای نواخته شدن به رهگذرها میگوید:« باور کنید، او زیبا بود، مرا مینواخت، دست هایش... دست هایش...» و تکه تکه میشود میان چشم هایشان...
468
تعریف خانواده برای من مجموعه آدماییه که خیلی دوستم دارن ولی به بدترین روش ممکن عشقشونو ابراز میکنن.
468
چی میشد سقف دغدغه منم ست کردن ژله و رژ لب و ریشه زدن قلمه ی حسن یوسفِ سمیرا خانوم باشه؟ چی میشد مث این قرررریا عقل نمیداشتم؟ خدااااا.
468
ببینید فن اصلی چیه؟ هرکی بهتون گفت بیا با هم این گوشه رو بگیریم درست کنیم بگین اون گوشه ی دیگه خراب تره بیا اونجا رو درست کنیم. و تا طرف روشو برگردوند نگاه کنه فرار کنید برید کانادا.
468
سعی کردن برای تغییر دادن کسی که نمیخواد تغییر کنه با اختلاف زیادی بیهوده تر از آب در هاون کوبیدنه.
