SevenHells
Відкрити в Telegram
475
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-930 день
Архів дописів
474
تنها چیزی که مایهٔ آرامشمه الان، لوبیاست. واقعا نمیتونم توصیف کنم چقدر احساساتم رو داره پایدار میکنه. عکساشو موقع استرس میذارم چون از مرگ میترسم. اگر مردم بدونید، قشنگترین موجود عالم از نظرم لوبیاست. اینو نگفته بمیرم، بیهوده مردم.
بله. گربهم واسهم خیلی مهمتر از خودمه. بله. زوال عقل هم دارم. بله. همینقدر ضعیفم که وسط موشکبازی به گربهم زل میزنم. در اوضاع فعلی سلامت روانی هم ندارم. درسته.
474
خوشحالم که نمیفهمه جنگ یعنی چی و خوشحالم که سالمه. بابت همین یه دونه هزاران بار خدا رو شکر میکنم.
474
اگه پنجرهمون میریخت و لوبیا فرار میکرد خودم رو میکشتم. از صبح دارم از فکرش روانی میشم. نمیدونم چیکار کنم که اگر فرار کرد بازم پیداش کنم. باید بریم براش میکروچیپ بذارن، ولی خب از کجا معلوم اگه کسی پیداش کنه ببرتش برای پیداکردن چیپش؟ بچهم عاشق اینه دم پنجره بخوابه آفتاب بگیره. اگه چیزی بشه و از ترس فرار کنه چی؟ واقعا خودمو میکشم. :((((((((((
474
و بله، درست فکر کردید. بهجای یک ساعت، پنج ساعت از عمرم امشب به گا رفت. یک ساعتش رو فقط توی دستگاه بودم. 🙏
474
۶ نفر تو صف امآرآی بودن. همه زن. نمیدونم مردا به خودشون ظلم میکنن و دنبال درمان نیستن یا زنها زیادی مریض میشن ولی عجیبترین چیز بود واسهم. حتی از بیمارای بخش هم دو نفر اضافه شدن که خانوم بودن. واقعا عجیب.
474
مریضی عمردزده. توی مطب، توی راه مطب، توی آزمایشگاه، توی صف آزمایش، توی داروخونه، درحالیکه داری کار میکنی تا هزینهٔ درمان کوفتیت دربیاد، همهجاش باید با عمرت باج بدی. نفرین خدایگان بر طبیعتی که بیمار هم میشود.
474
اون یک ساعتی که باید امشب بدون حرکت و صدا بخوابم توی دستگاه امآرآی داره روانیم میکنه. حتی چشمای بستهم رو هم نباید حرکت بدم. با حالت تهوع، معدهٔ خالی و صدای وحشتناک، باید یه تیکه از عمرت رو بدی تا بگذره. همینقدر دریده و پاچهپاره، یه تیکه از زندگیت رو بدون ذرهای شرم ازت میدزده. آدم خدازدهٔ خداخوردهٔ بدبخت بشه ولی مریض نشه. اصلا بمیره ولی مریض نشه.
474
راستی دو روز تمام، زنگ زدم به هرکی دوست داشتم و با هم حرف زدیم. با دوستم هم کلی حرف زدم پوستم شفاف شد و بهترم. اخبار هم نمیخونم دیگه خیلی بهترم. فردا هم میرم دکتر. دعا کنید لیتیم به من برگرده. دارم از نوسان خلقی میمیرم. 🧌
474
کسی رو میشناسید که خیلی جدی بگه چون پت دارم بچه نمیآرم؟ خیلی برام عجیبه که یه سریا هی میگن «آنها که میگویند سگ و گربه را بهجای بچه نگهداری میکنیم، مانع رشد جمعیتاند» از کجا حرفشون رو میآرن. هیچکس رو ندیدم که دلش بچه بخواد و شرایطش رو داشته باشه، ولی بگه نه سگم مهمتر از اینه که بچه بیارم. چنین آدمی موجوده اصلا؟ 🤨
474
در دو روزی که حالم بد بود، سبد رختا رو شکسته، یه نمکدون شکسته، یه در قندون، الانم که لیدیفینگر خورده، تو پروسهای که میخواستم ازش بگیرم هم پوستم رو پاره کرده. 🙂 واقعا سیل مشکلات 🙏
474
ببر و پلنگ و شیر و روباه باید یه رژیم رعایت کنه که وزنش بالاتر نره (الان وزنش نرماله. نمیخوایم چاق بشه فقط). همین الان، دم یخچال داشتم مرغ درمیآوردم، یه تیکه لیدیفینگر رو، که شکسته بوده و اصلا ندیده بودم، از کف یخچال دزدید و تا قبل اینکه بتونم ازش بگیرم رفت یه جایی که دستم بهش نرسه و همهش رو خورد. ☺️ میخواهم خودم را بوکوشم. 🙂
