uk
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Відкрити в Telegram

...

Показати більше
549
Підписники
+124 години
+37 днів
+830 день
Архів дописів

Repost from 3imar سیمار
... ما خسته ایم ! خسته به معنای واقعی دلهای ما شکسته به معنای واقعی ما لشکریم! لشکر پخش و پلا که دید؟ خیلِ ز هم گسسته به معنای واقعی این زخمِ سجده نیست به پیشانی‌ام رفیق جای دری‌ست بسته به معنای واقعی از بادبان نخیزد و از ناخدا بخار کشتی به گل نشسته به معنای واقعی @simar50 شعر :#حسین_جنتی اجرا:#سارا_ساور

... کار موساد است موساد در درمانگاه قم، موساد در مترو، موساد در بازار ارز، موساد در بازار طلا، موساد در...؛ چنین توجیه یا تفسیری حتی بر فرض درست  بودن، ماهیتا چند پرسش بنیادین در پی دارد: ۱- نخست آن که چرا کوچکترین سناریوهای منتسب به این سازمان در جمهوری اسلامی، در مقیاس ملی وایرال شده و گاه حتی به حرکت های اجتماعی علیه حکومت-دولت تبدیل می شود؟ چرا موساد قادر به چنین حد از تاثیرگذاری در ملت های دیگر نیست؟! ۲- چرا سازمان اطلاعاتی کشوری بیگانه در ایران باید از چنین قدرت گسترده و بلکه فراگیری برخوردار باشد؟ پس این همه نهادهای رنگارنگ اطلاعاتی چه مسئولیتی دارند؟! ۳- چنان چه پشت هر مساله، مشکل و بحران ملی مانند روند رو به نابودی کامل محیط زیست، تورم و گرانی خرد کننده، میزان سرمایه‌گذاری متمایل به صفر، تحریم های گوناگون، همبستگی اجتماعی رو به افول،‌ قرار نداشتن ایران در زنجیره جهانی ارزش(کالا- خدمات- فناوری)، موساد یا سیا ایستاده و در حال خط دادن است، پس کار جمهوری اسلامی و نهادهای گوناگونش در امر کشورداری کجا نمود عینی پیدا می کند؟ جلوه های جمهوری اسلامی را در کجا باید دید؟! #یدالله_کریمی_پور @simar50

4_6010407427642495085.mp38.67 MB

Sattar-Ey-Kash-@Otaghe8Bot.mp39.86 MB

... آخرین ضربه رو محکم تر بزن!!! با دیدن ویدئوی فیلم‌برداری یک «روحانی» از زنی بی‌پناه و مستأصل که در گوشه‌ای از یک درمانگاه نشسته و نوزادی را در آغوش دارد تا (مثلاً) او را اصلاح کند: -چند درصد از تحصیل‌کرده‌های این کشور تصمیم نهائی خود برای مهاجرت از ایران را گرفتند؟ در جای دیگری( اینجا ) نوشتم که بخش قابل‌توجهی از ایرانیان در زمینه مهاجرت در موقعیت تردید بسر می‌برند و هر کدام از این اتفاقات برای آنان به‌مثابه «شوک» عمل می‌کند و عزم آنان را برای مهاجرت جزم می‌کند. -چند درصد از خانواده های ایرانی از اینکه فرزندان شان را به هر شکلی به خارج از ایران فرستاده اند خوشحال شدند؟ -چند درصد از نخبگان و فرهیختگان و حتی مردم عادی به این نتیجه قطعی رسیدند که بهبود شرایط این مملکت غیرممکن است و کاملا ناامید شدند؟ -چند درصد از مردم و به‌ویژه جوانان نسبت به دین از حالت بی‌تفاوتی؛ به حالت تنفر رسیدند؟ -چند درصد از مردم خشمگین شدند و به دلیل ناامیدی از اینکه صدایشان به جایی نمی‌رسد به‌ناچار به افسردگی دچار شدند؟ -چند درصد از جوانان پریشان‌حال، به دلیل ناتوانی برای تغییر شرایط به دامن خوشی‌های موقت و زودگذر پناه بردند؟ -چند درصد از جوانان بیش‌ازپیش جمله «که چی بشه» را سرلوحه زندگی در این مملکت کردند و شیوه زندگی‌شان «باری به هر جهت» شد؟ به عنوان پژوهشگر حوزه رسانه می‌گویم. کاری که آن «روحانی» در چند دقیقه با قضاوت‌ها، افکار و احساسات ایرانیان کرد شبکه ماهواره‌ای ایران اینترنشنال در یک سال نمی‌تواند انجام دهد. در این چند روز که ویدئوی یادشده را دیده‌ام مدام قسمتی از ترانه‌ای در ذهنم مرور می‌شود: «آخرین ضربه‌رو محکم‌تر بزن» «آخرین ضربه‌رو محکم‌تر بزن». برخی از «روحانیون»(و بی گمان نه همه آنان) در این کشور با تبر به پیکر بی‌جان و نحیف دین می‌کوبند. در نتیجه اگر در خط‌مشی‌ها تجدیدنظری صورت نگیرد بی‌تردید در آینده‌ای نزدیک جامعه ایرانی به‌ویژه جوانان از وضعیت «بی‌تفاوتی» و «بی‌میلی» نسبت به دین به حالت «بیزاری» خواهند رسید؛ از «بی طرفی» به «عداوت» خواهند رسید. هر چند برخی از جامعه شناسان معتقدند که به دلیل تندروی‌ها؛ هم‌اکنون هم این وضعیت حاصل شده است. نمی‌دانم این هشدارها و نگرانی‌ها چقدر برای حاکمیت اهمیت دارد. امیدوارم تا دیر نشده آنها را جدی بگیرد. جامعه برای تحمل بحران‌های پی‌در‌پی تحمل و آستانه مشخصی دارد. جامعه هم می تواند متلاشی شود. می تواند فروبریزد. متلاشی شدن همیشه به این شکل نیست که در مقابل دیدگان ما باشد. متلاشی شدن هم اشکال مختلفی دارد. زوال اجتماعی، پیامد حتمی این بحران های پی در پی است. فردین علیخواه