uk
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Відкрити в Telegram

...

Показати більше
549
Підписники
+124 години
+37 днів
+830 день
Архів дописів

... حریم خصوصی مردم را ندرید محمد فاضلی یک روحانی در قم از مادری که حجاب بر سر نداشته و بچه‌ای در بغل داشته، در محل درمانگاه، با موبایل عکس گرفته؛ زن نیز پاسخی از سر استیصال و تند داده است. هم‌مسلکان این روحانی تلاش می‌کنند ماجرا را ساده‌سازی کنند. من هم در این متن تلاش می‌کنم عمق ماجرا را نشان دهم. این گونه کارها، درافتادن با جوهره زندگی مدرن است.  مفهوم «بی‌تفاوتی مدنی» را جامعه‌شناسان برای معرفی یکی از ویژگی‌های زندگی در دنیای جدید به‌کار می‌برند. آدم‌های دنیای جدید در خیابان – حتی بسیار شلوغ – یا هر جای دیگری، سعی می‌کنند هیچ نگاهی که نشان دهد به دیگران خیره شده‌اند، از خود بروز ندهند. برای مثال، در خیابان‌ها هر چند لحظه یک بار، نگاهی به روبه‌رو می‌کنند تا به افرادی که به آن‌ها نزدیک می‌شوند نشان دهند حضور آن‌ها را درک کرده‌اند، اما با دزدیدن نگاه‌شان و خیره نشدن به آن‌ها، دوباره نشان می‌دهند که قصد ندارند در حریم شخصی آن‌ها وارد شوند.  آدم‌ها در دنیای مدرن، با خیره نشدن به یکدیگر نشان می‌دهند که قصد ندارند با نگاه‌شان حریم شخصی دیگران را سوراخ کنند. این رفتار را «بی‌تفاوتی مدنی» می‌گویند. رفتاری که نشان می‌دهد حضور دیگران را درک کرده و به رسمیت می‌شناسند، به آن‌ها احترام هم می‌گذارند، اما از سر احترام به حضورشان و حریم خصوصی‌شان، بی‌تفاوتی پیشه می‌کنند. (این بحث را در مبحثی درباره مفاهیم بنیادین جامعه‌شناسی به تفصیل توضیح داده‌ام)  انسان به‌طور کلی، و انسان مدرن به‌طور خاص، حریم خصوصی خود را محترم می‌شمارد و از پاره شدن حریم خصوصی خود برمی‌آشوبد. انسان مدرن، بپسندید یا نپسندید، نوع پوشش را بخشی از حریم خصوصی خود می‌داند. وقتی حکومت، و به تبع آن بخش‌های همراه با ایدئولوژی حکومت، تلاش می‌کنند به این حریم خصوصی وارد شوند، عمیق‌ترین لایه زندگی فرد مدرن را نشانه گرفته‌اند.  حکومت در چهار دهه گذشته بر سر مسائل مختلف – از ممنوعیت ویدئو و ماهواره، تا به امروز که این گونه بر مسأله حجاب اجباری پافشاری می‌کند – حمله به این لایه عمیق از زیست انسان مدرن را هدف قرار داده است. حکومت با اصرار بر رویه‌های ناقض حریم شخصی افراد، در قامت بیرقدار یک ایدئولوژی ضدمدرن با اکثریت جامعه ایرانی درافتاده است.  بخشی از روحانیت، تندروهای مذهبی، و حاکمانی که حجاب را پرچم حکمرانی خود می‌دانند، ظاهراً هیچ فهمی ندارند از عمق زخمی که این رویه بر جان ایرانیان وارد می‌کند، و خسارتی که به همبستگی اجتماعی و حتی دینداری می‌زند. همبستگی اجتماعی، بنیان زیست مسالمت‌آمیز است و به قربانگاه بردن چنین سرمایه گرانبهایی، کار نابخردان است.  بفهمید که «بی‌تفاوتی مدنی» هنجار و شیوه زیست حاصل از عقلانیت بشری برای کنار آمدن با تنوع‌ها و تکثرهاست. خرد بشری گرانبهایی در ژرفای کنش ساده «بی‌تفاوتی مدنی» نهفته است. ستیز با خرد برآمده از تجربه بشری، به هر نام که باشد - به نام قانون یا دین – جز خسران و خشونت‌پروری نیست.  حریم خصوصی مردم را ندرید، بر طبل زوال همبستگی اجتماعی نکوبید، عقل و خرد انباشته بشری را ارج نهید، و از پیشینه سیاه دوره پیوند قدرت و دین در کلیسای مسیحی، از قرون تاریک، درس بگیرید.  جامعه‌ای مستأصل و دراُفتاده به فقر، در برابر هیولای تحریم، برآمده بر قله تورم ۴۰ درصد، در انتظار برآمدن ترامپ، در فردای انتخاباتی که هیچ چسبی به شکاف‌های اجتماعی و سیاسی نزده، و در پس یک دهه رشد اقتصادی صفر و سه برهه اعتراض اجتماعی شدید، تاب و تحمل این نابخردی‌ها را ندارد. این گونه کردارهای‌تان درافتادن با ساده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین لایه‌های زندگی مدرن است که آدمیان را به خشم می‌آورد.  @simar50 #جامعه_شناسی_مدرن

... حریم خصوصی مردم را ندرید محمد فاضلی یک روحانی در قم از مادری که حجاب بر سر نداشته و بچه‌ای در بغل داشته، در محل درمانگاه، با موبایل عکس گرفته؛ زن نیز پاسخی از سر استیصال و تند داده است. هم‌مسلکان این روحانی تلاش می‌کنند ماجرا را ساده‌سازی کنند. من هم در این متن تلاش می‌کنم عمق ماجرا را نشان دهم. این گونه کارها، درافتادن با جوهره زندگی مدرن است.  مفهوم «بی‌تفاوتی مدنی» را جامعه‌شناسان برای معرفی یکی از ویژگی‌های زندگی در دنیای جدید به‌کار می‌برند. آدم‌های دنیای جدید در خیابان – حتی بسیار شلوغ – یا هر جای دیگری، سعی می‌کنند هیچ نگاهی که نشان دهد به دیگران خیره شده‌اند، از خود بروز ندهند. برای مثال، در خیابان‌ها هر چند لحظه یک بار، نگاهی به روبه‌رو می‌کنند تا به افرادی که به آن‌ها نزدیک می‌شوند نشان دهند حضور آن‌ها را درک کرده‌اند، اما با دزدیدن نگاه‌شان و خیره نشدن به آن‌ها، دوباره نشان می‌دهند که قصد ندارند در حریم شخصی آن‌ها وارد شوند.  آدم‌ها در دنیای مدرن، با خیره نشدن به یکدیگر نشان می‌دهند که قصد ندارند با نگاه‌شان حریم شخصی دیگران را سوراخ کنند. این رفتار را «بی‌تفاوتی مدنی» می‌گویند. رفتاری که نشان می‌دهد حضور دیگران را درک کرده و به رسمیت می‌شناسند، به آن‌ها احترام هم می‌گذارند، اما از سر احترام به حضورشان و حریم خصوصی‌شان، بی‌تفاوتی پیشه می‌کنند. (این بحث را در مبحثی درباره مفاهیم بنیادین جامعه‌شناسی به تفصیل توضیح داده‌ام)  انسان به‌طور کلی، و انسان مدرن به‌طور خاص، حریم خصوصی خود را محترم می‌شمارد و از پاره شدن حریم خصوصی خود برمی‌آشوبد. انسان مدرن، بپسندید یا نپسندید، نوع پوشش را بخشی از حریم خصوصی خود می‌داند. وقتی حکومت، و به تبع آن بخش‌های همراه با ایدئولوژی حکومت، تلاش می‌کنند به این حریم خصوصی وارد شوند، عمیق‌ترین لایه زندگی فرد مدرن را نشانه گرفته‌اند.  حکومت در چهار دهه گذشته بر سر مسائل مختلف – از ممنوعیت ویدئو و ماهواره، تا به امروز که این گونه بر مسأله حجاب اجباری پافشاری می‌کند – حمله به این لایه عمیق از زیست انسان مدرن را هدف قرار داده است. حکومت با اصرار بر رویه‌های ناقض حریم شخصی افراد، در قامت بیرقدار یک ایدئولوژی ضدمدرن با اکثریت جامعه ایرانی درافتاده است.  بخشی از روحانیت، تندروهای مذهبی، و حاکمانی که حجاب را پرچم حکمرانی خود می‌دانند، ظاهراً هیچ فهمی ندارند از عمق زخمی که این رویه بر جان ایرانیان وارد می‌کند، و خسارتی که به همبستگی اجتماعی و حتی دینداری می‌زند. همبستگی اجتماعی، بنیان زیست مسالمت‌آمیز است و به قربانگاه بردن چنین سرمایه گرانبهایی، کار نابخردان است.  بفهمید که «بی‌تفاوتی مدنی» هنجار و شیوه زیست حاصل از عقلانیت بشری برای کنار آمدن با تنوع‌ها و تکثرهاست. خرد بشری گرانبهایی در ژرفای کنش ساده «بی‌تفاوتی مدنی» نهفته است. ستیز با خرد برآمده از تجربه بشری، به هر نام که باشد - به نام قانون یا دین – جز خسران و خشونت‌پروری نیست.  حریم خصوصی مردم را ندرید، بر طبل زوال همبستگی اجتماعی نکوبید، عقل و خرد انباشته بشری را ارج نهید، و از پیشینه سیاه دوره پیوند قدرت و دین در کلیسای مسیحی، از قرون تاریک، درس بگیرید.  جامعه‌ای مستأصل و دراُفتاده به فقر، در برابر هیولای تحریم، برآمده بر قله تورم ۴۰ درصد، در انتظار برآمدن ترامپ، در فردای انتخاباتی که هیچ چسبی به شکاف‌های اجتماعی و سیاسی نزده، و در پس یک دهه رشد اقتصادی صفر و سه برهه اعتراض اجتماعی شدید، تاب و تحمل این نابخردی‌ها را ندارد. این گونه کردارهای‌تان درافتادن با ساده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین لایه‌های زندگی مدرن است که آدمیان را به خشم می‌آورد.  @simar50 #جامعه_شناسی_مدرن

🦋

‌‌... «فرمانروایی بر خویشتن» #زهرا_عبدی «آن معلّمانِ اخلاقی که ( منظور نیچه اینجا انواع آخوند است از مسیحی تا غیر مسیحی) عمدتاً به انسان توصیه می‌کنند که «بر خویشتن مسلّط باش!» اینها بیماریِ عجیبی را در انسان مُزمِن می‌سازند. این بیماری نوعی حسّاسیّت دائم نسبت به طبیعی ترین تمایلات و انگیزه های وجودیِ خویشتن است. به بیان ِدیگر نوعی خارش در او پیدا می شود. به نظرِ این انسانِ حسّاس که فرمانروای خویش است هر چیزی که از درون یا برون رخ دهد، هر چیزی که او را بر انگیزد، او را جلب یا ترغیب نماید خطری عظیم برای فرمانروایی او بر خویشتن است. از نظر این جنس دینداران، انسان حق ندارد به هیچ غریزه‌ای یا به هیچ پروازی اعتماد کند؛ او دائماً در حالتِ تدافعی خواهد بود. علیه خویش مسلّح خواهد شد و تا ابد با چشمانی نگران و بی اعتماد نگهبانِ قلعه‌ای خواهد بود که از وجود ِخویش ساخته است. البتّه بی تردید او می‌تواند، علی رغم این وضع، عظمت داشته باشد امّا وجودش برای دیگران غیر قابل تحمّل است، حتّی تحمّلِ او برای خودش بسیار سنگین است. او خود را از حالات زیبای ِروح، و از هر گونه تجربه‌ی نو و تازه در خویشتن محروم می‌سازد؛ اگر ما بخواهیم اندکی بدانیم چه چیزی نیستیم باید بدانیم چگونه خویشتن را برای مدّتی فراموش کنیم.» ‌پاره‌ای از کتاب حکمت شادان، اثر فیلسوف یگانه: #فردریش_نیچه #حکمت_شادان برگرفته شده از  بند ۳۰۵ @somar50

... رنج‌های گذار از توتالیتاریسم خصوصیات یک نظام توتالیتر (تمامیت خواه) را می‌توان این‌گونه فهرست کرد:اصالت رهبر، انقیاد نظام قضایی، تسلط کامل حکومت بر رسانه‌ها، اقتصاد دولتی، ذهن‌شویی عمومی، پروپاگاندا، بسیج عظیم عمومی، ایدئولوژی‌‌سالاری، مناسک‌محوری، از بین بردن هویت‌های فردی، متشکل کردن مردم در نهادها و ارگان‌های انقلابی، دخالت مستمر حکومت در عرصه زندگی خصوصی مردم، هم‌شکل کردن جامعه و برنتابیدن فردیت‌ها، و افراط‌گرایی مستمر و جنون‌آمیز در عرصه‌ سیاست‌های داخلی و خارجی و غیره. غالب این خصوصیات در ده سال اول حیات جمهوری اسلامی قابل مشاهده بود.حتی به نظر من در این دوره ما با یک نظام فراتوتالیتر روبرو بودیم زیرا هسته اصلی ایدئولوژی حاکم، دین اسلام بود که در ذات خودش تمامیت‌خواه است به این معنا که از بدو تولد تا زمان مرگ فرد مسلمان در تمام حیطه‌های زندگی خصوصی فرد،از نحوه زناشویی کردنش تا نحوه نظافت کردنش و غیره ،برایش برنامه و دستورالعمل دارد و عمل به این دستورات را از وی مصرانه می‌طلبد.هیچ ایدیولوژی حکومتی تمامیت ‌خواهی ، هرگز تا این حد به اعماق زندگی خصوصی فرد ورود نکرده بودند‌ که اسلام سیاسی در ده سال اول انقلاب اسلامی ورود کرد. اما جمهوری اسلامی در دوره‌ی دومش بسیاری از این خصوصیات را به ناگزیر از دست داد.به طوری که حالا مطلقا فاقد انحصار رسانه‌ای است .دیگر قادر به تبلیغات موثر و ذهن‌شویی نیست.فضای مجازی این ابزار را از دست حکومت گرفته است.حکومت قادر به بسیج عظیم توده‌ای نیست و ایدیولوژی حکومتی ‌اش به شدت فرسوده شده است.حالا دیگر نمی‌توان با حامیانی که تعدادشان بنا به اذعان خود حکومت به چهل درصد کاهش یافته به شیوه توتالیتر حکومت کرد.توتالیتاریسم جمعیت‌های انبوه و مطیع می‌خواهد و کارش با جمعیت‌های اندک پیش نمی‌رود.حکومت دیگر نمی‌تواند مثل دهه اول به افراطی تر کردن دمادم سیاست‌هایش ادامه دهد ؛ می‌خواهد اما نمی‌تواند. تمایل درونی حکومت احیای دوران گذشته است و خدای تمامیت خواه دهه شصت را آرزو دارد.حکومت به نظرم هنوز نتوانسته به طور کامل از تمامیت‌خواهی به اقتدارگرایی گذر کند و رنج‌هایی که می‌کشد رنج‌های همین دوره گذار است.جدایی از اسلام سیاسی تمامیت خواه نیز برای حاکمان امری دشوار و چه بسا ناممکن است. و البته عبور از این دوره گذار برای حکومتی که با انواع بحران‌ها روبروست بشدت پرمخاطره و چه بسا مهلک است. #بیژن_اشتری

اومدم (هوش مصنوعی) مهستی @simar50 #آهنگ_شاد

سینه بی کینه سینا سرلک @simar50 #آهنگ کانال سیمار

سینا سرلک چه کنم @simar50 #آهنگ

... ‍ حکومت «هیچ‌کسان» حکایت عجیبی است این بی عملی و ناتوانی حکومت در قبال حوادثی که پشت سر هم در حال وقوع است.ایوان کلیما،نویسنده‌ی چک ، به این عارضه ،"بی‌روح شدن قدرت " می‌گوید.آدم‌هایی که قدرت را نمایندگی می‌کنند انگار روحشان را وانهاده‌اند و کالبدی بیش برایشان باقی نمانده و نگرانند که حتی این کالبد فاقد روح (پست‌ها و مناصب حکومتی ، و انواع امتیازات نومن کلاتوریایی)را نیز از کف بدهند.سیستمی که زمانی فعال و کارآمد به نظر می‌آمد، حالا سنگین و کند و ناتوان شده،خلاقیتش را از دست داده و در مواجهه با سیل بحران‌ها هیچ چاره‌ای ندارد جز انکار بحران‌ها یا متوسل شدن به پروپاگاندایی نخ‌نما شده و زور عریان .قشر صاحب امتیاز و قدرت به مرور زمان به فساد مالی گراییده و چاق و تنبل و نالایق شده و خودش به جای حل بحران‌ها زاینده‌ی بحران‌ها شده است .این قشر قادر به عرضه چهره‌های لایق و ارزشمند،که قادر به حل مسائل باشند،نیست.حکومت عملا به دست"هیچ‌کسان" افتاده و این حضراتی که همه چیزشان را از سیستم دارند حالا که سیستم به ورطه بحران‌ها افتاده نمی‌توانند هیچ کاری برایش بکنند.سیستم به این ترتیب حتی قادر نیست در یک هم‌اندیشی جمعی اهداف اصلی و راهبردی خود را از نو تعریف و در روش‌هایش برای دستیابی به این اهداف تغییراتی ایجاد کند.در یک کلام، سیستم در ورطه خودنابودگری افتاده و حتی عاجز از تغییرات روبنایی و ظاهر ی است.و این در حالی است که جامعه وارد مرحله تحول‌خواهی شده.حاکمان نمی‌توانند به روش‌های سابق حکومت کنند و مردم نمی‌خواهند به روش‌های سابق از حکومت تمکین کنند.سیستم در طول حیاتش اجازه نداده که افکار و عقاید گوناگون مطرح شوند و فعالیت فکری را عملا ناممکن کرده و جان و ذهن آدم‌ها را در قالب‌های تنگ فروریخته و حالا که نیاز به اندیشه و ابتکار عمل دارد نه اندیشمندی برایش باقی مانده نه مبتکری نه نخبه‌ای.آن‌چه برایش مانده ابتذال است و فرومایگی. ترس و احتیاط موجب نابودی خلاقیت‌ها حتی در بین نیروهای خودی شده و در نتیجه امید چندانی برای به عرصه آمدن اندیشمندان و عقلا برای حل بحران‌ها باقی نمانده و این سیستم سرانجام با ته کشیدن آخرین نیروهای درونی‌اش به خط پایان خواهد رسید لاجرم. #بیژن_اشتری @simar50