548
Підписники
-124 години
+27 днів
+630 день
Архів дописів
549
...
طبق قانون...
#رحیم_قمیشی
طبق قانون قرار بود از هر کسی شکایت داشتیم، حتی شخص اول نظام باشد، اجازه داشته باشیم. نشستیم طرح شکایت بنویسیم، دستگیر شدیم که شما غلط کردید باور کردید قانون حرف اول را میزند!
دستگیر که شدیم گفتیم اولین حق هر متهم، داشتن وکیل است، این یک قانون است. یک پس گردنی که خوردیم فهمیدیم این لوس بازیها برای کشورهای دیگر است.
طبق قانون گفتیم تورم چه اهمیتی دارد، دولت موظف است پرداختهایش به بازنشستگان، کارگران و حقوقبگیران معادل تورم باشد، به ما خندیدید، کدام قانون!؟ که یعنی برویم کشکمان را بسابیم!
گفتیم طبق قانون، بیکاران جویای کار باید تامین شوند. گفتیم افراد معلول و جانبازان و زنان سرپرست خانوار و خانوادههای نیازمند، باید برای زندگی مشکلی نداشته باشند، جوابمان پوزخند شما بود.
پرسیدیم بودجههای کمک از خزانه مردم به خارج از ایران و گروههای مسلح خارجی، چقدر است؟ طبق قانون همه چیز باید شفاف باشد، مصوبه مجلس باید باشد، خندیدید.
گفتیم قانون گفته دادگاه ها باید علنی باشند، قانون گفته ورود خانمها به ورزشگاهها منعی ندارد، قانون گفته موتورسواری خانمها ممنوع نیست، به ما خندیدید و قدرتتان را به رخ ما کشیدید!
گفتیم طبق قانون برگزاری کنسرت منعی ندارد، والیان شما در گوشه و کنار گفتند قانون خود ماییم!!
قانون گفته بود دارایی مقامات باید شفاف باشد، آن را مسخره کردید.
قانون گفته بود دزدی هر چقدر باشد ممنوع است، گفتید دزدان مؤمن که نباید آبرویشان برود، به نماز جمعه دعوتشان کردید.
قانون گفته بود حمله به سفارتخانهها در کشورمان ممنوع است، خندیدید!
قانون گفته بود هیچکس بدون دلیل نباید از شرکت در انتخابات، برای انتخاب شدن منع شود، خندیدید. که اسلام ممکن است با انتخاب آزادانه مردم، به خطر بیفتد!
گفتیم قانون گفته رفراندوم حق مردم است، مردم حق تعیین سرنوشت خودشان را دارند، نگاه عاقل اندر سفیه به ما کردید، مگر مردم قدرت تشخیص مسائل مهم را دارند...
حالا سنگ قانون را به سینه میزنید!؟
حجاب حتی برای پیرزنان، برای اقلیتها، برای توریستهای خارجی، برای کودکان هم، قانون است!! قانون ناگهان مقدس شد!
در دزدیها مهم نبود، در تعیین مقامات ارشد، در گذاردن هیاتهایی برای فروش املاک مهم، در معاف کردن حسابرسی شرکتهای سپاه و آستان قدس و ستاد اجرایی و اوقاف، قانون مهم نبود. برای دختران ما ناگهان قانونی که هنوز تصویب نشده میشود حکم لایتغیر الهی!
قانونی که اکثریت قبولش ندارند، برای همه لازمالاجراست! قانونی که هر عقلی قبولش میکند، مهم نیست!!
گفتهاید از شنبه ۲۵ فروردین میخواهید بگیرید و ببندید و جریمه کنید و قانونمند شوید!! بسمالله.
فکر میکنم سوژهای به ما هدیه میدهید تا اینبار ما مردم کمی بخندیم.
زورتان به اسرائیل نرسید، برگشتید داخل!
زورتان به تورم نرسید آمدید سراغ جوانها.
امکان افزایش تولید را نداشتید
عرضه جذب سرمایهگذار را پیدا نکردید
عدالت ائمه جمعهتان زیر سؤال رفت
دزدیهای میلیارد دلاریتان افشا شد
یادتان افتاد حجاب موضوع مهمی است!
از شنبه روزهایمان را قشنگ میکنید.
چند میلیون مامور دارید؟
چند میلیون سلول؟
شما در مقابله با موشک اسرائیل کم آورید
توان مبارزه با دختران این سرزمین را دارید!؟
شروع کنید
ببینید واقعا این همه قدرت داشتهاید
و ما همه بیخبر مانده بودیم؟
گوشهایتان را گرفتهاید...
اما به جنگ مردم نروید!
با مردم میخواهید بجنگید
سراغ جوانها نروید!
با جوانها در میافتید؟
نزدیک دختران نشوید!
ما برای دلسوزی گفتیم و نشنیدید
بروید...
و نتیجهاش را ببینید!!
@simar50
549
...
گوشت تلخها
به نظر می رسد «مکر خداوند» گاهی آرام و با دست خود اشخاصی که باید رسوا شوند، محقق میشود. در یکی دو ماه گذشته دست کم دو مورد چنین بوده است
اگرچه برای بیشتر مردم، چهره واقعی چنین اشخاصی شناخته شده است اما باید اتفاقاتی پیش آید تا اندک افرادی که صاحبان زر و زور و تزویر را به چشم آدمهایی محترم و صاحب فضل میشناسند نیز به خود آیند. البته که حامیان این افراد همچنان از آنها پشتیبانی میکنند ولی تلخی چنین گوشتهایی نمیتواند کام آنها را شیرین کند.
🔸 اما اینها باید بدانند که:
گوشت تلخ وجود شیادان شکم سیری است که با استفاده از امکانات عمومی مشغول دروغ و فریبند و دین مردم را تحریف و تخریب می کنند.
گوشت تلخ آنانی هستند که نه تنها چشم بر واقعیات تلخ جامعه بسته اند بلکه آن را در چشم اصحاب قدرت وارونه و مطابق میل مینمایند.
گوشت تلخ آن کسانی هستند که بی اعتنا به زندگی مردم با سیاستها و تصمیمات خود روز به روز بر مشکلات و گرفتاریهای این ملت میافزایند.
گوشت تلخ آن مشاورانی هستند که به بالاتران خویش دروغ میگویند و ذهن دور از جامعه آنان را گمراه میکنند.
گوشت تلخ مدیرانی هستند که برای بقای پست و مقام خویش آمار دروغ میدهند.
گوشت تلخ آن کسانی هستند که برای امنیت اینملت رجز میخوانند و جز لاف و گزاف چیزی در وجود ندارند.
گوشت تلخ کسی است که در این درد و گرفتاری مردم با رفتار و گفتار خویش بر رنج آنان میافزاید.
گوشت تلخ کسی است که هیچ از مدیریت و اقتصاد و کشور داری نمیداند اما جای شایستگان را اشغال میکند.
گوشت تلخ کسانی هستند که با کنار گذاشتن ملت و سپردن امور به مریدان و نورچشمان، کشور را به چنین روزی کشاندهاند.
گوشت تلخ آن خطیبان متملق و دور از مردمی هستند که جز قطر شکم خویش نمیبینند و حتی منکر تاثیر مشکل اصلی بر زندگی مردم هستند.
گوشت تلخ کسانی هستند که خرابی جاده ها و کشته شدن هزاران نفر از هموطنان را در طول سال در این خرابیها نمیبینند.
گوشت تلخ کسانی هستند که چنان فقر و فلاکت را به مردم تحمیل کرده اند که بیشتر مردم آرزوی خوردن گوشت داشته باشند.
گوشت تلخ آن کسی است که دست در جیب مردم کرده و سرمایههای مردم را بر باد میدهد.
گوشت تلخ دشمن این مردم است؛ آن کسانی که نه تنها زندگی مردم، بلکه کرامت و عزت مردم را نیز تباه کردهاند.
گوشت تلخ کسانی هستند که ظلم تحریم را بر مردم تحمیل کرده و خود از آن می خورند.
و گوشت تلخ آنی است که ...
#امید_پورمصطفی
@simar50
549
....
جنگی نخواهد شد ؟!
#رحیم_قمیشی
با یک اقتصاددان دانشگاهی صحبت میکردم، که این وضعیت اقتصاد کشور به کجا میرسد؟ منظور من بالا رفتن قیمت دلار و سکه بود و بیارزش شدن مستمر پول ملی، بدون آنکه جنگی در گرفته باشد!
او که میدانست من درس سیاست خواندهام پرسید، شما میدانی این جنگ قدرت در داخل کشور و این تهدیدهای جنگ با اسرائیل، و برخورد با بیحجابها و بیکفایتی مدیران ارشد کشور، به کجا خواهد انجامید؟
گفتم واقعا نمیشود تحلیل کاملی ارائه داد،
او گفت وضعیت تحلیل دادههای درهم و برهم اقتصاد، از این هم بدتر است!
با خودم گفتم پس این همه تحصیل، و علمی که نتواند بگوید فردا پول ملی باز هم سقوط میکند یا نه، به چه درد میخورد!؟
حداقل یک پیشبینی علمی بکن، بعد بگو اشتباه شد! عامل دیگری آن را به هم زد.
برای اینکه خودم مشمول همان بیتحلیلی برخی اقتصاددانها نشوم، نظرم را بگویم؛ ولو ساعتی بعد متوجه شوم اشتباه بوده.
حاکمان ایران از ۱۶ سال پیش در یک تصمیم مهم، بدون مصوبه مجلس و مجمع و مراجعه به کارشناسان واقعی، تصمیم گرفتند، بهجای کار بر روی دفاع سرزمینی در برابر تهدیدهای اسرائیل، انرژی و بودجه خود را صرف گروههای نیابتی در منطقه کنند.
شاید ایران اگر از همان موقع بر روی تسلیحاتی برای مواجهه مستقیم با اسرائیل کار میکرد، در این زمینه پیشرفتهایی هم بهدست آورده بود، اما چنین نخواست و نشد.
به هر دلیلی.
جنگ غزه، با وجود تلفات انسانی بالایش اما پرده از یک واقعیت پنهان برداشت. اسرائیل به موازات ایران، خودش را برای مواجهه با این سیاست ایران آماده کرده بود!
ورود حماس و جهاد اسلامی به نبرد مستقیم، متعاقب آن انصارالله یمن و حشدالشعبی عراق، فاطمیون و زینبیون، و نهایتا حزبالله لبنان، به درگیری با اسرائیل و منافعش، نتوانست آن رژیم را به زانو درآورد. حتی کشتار صورت گرفته در غزه که افکار عمومی جهان را تحت تاثیر قرار داد، ذرهای در دفاع تمام قد آمریکا از اسرائیل کم نکرد.
ایران ناخواسته مجبور شد تمام کارتهای خود را در ماجرای غزه بازی کند، و حال همه نیروهای نیابتی، که میلیاردها دلار طی سالهای متوالی صرف تجهیزشان شده بود، عملاً به کار گرفته شده و ضمن ایجاد خراشهایی بر پیکره اسرائیل نتوانسته بودند، نقش خود را برای هدف نهایی، که در تهدید دائمی نگاه داشتن موجودیت اسرائیل بوده، ایفا نمایند.
ایران برای مواجهه مستقیم با اسرائیلی که نحت حمایت همه جانبه آمریکا باشد، برنامه موثر و واقع بینانهای نداشته است. و هرگز نیندیشیده بود؛
برابر تلافی حمله اسرائیل و آمریکا، بدون گروههای نیابتی، چه باید بکند؟
به ویژه آنکه نظام، دیگر به آن حمایتهای مردمی که بیبرقی، بیآبی، گرانی، قحطی، بیبنزینی را بخواهند برای تقویت نظام تحمل بکنند، نیستند.
نظام میداند امروز حتی حقوق بگیرانی که وظیفهشان حمایت از نظام است، با یک ماه قطع حقوقشان، پشت به سیستم خواهند کرد.
امروز دیگر نمایش تهدید دشمنان، هیچ انگیزهای بین طرفدارانشان، برای حمایت از نظام، ایجاد نمیکند، بلکه به نارضایتی بیشتر آنها، و دفعشان منتهی خواهد شد. مردم عادی که جای خود دارند.
با همۀ مقدماتی که ذکر شد، میتوان گفت؛
هیچ جنگی در راه نیست. جنگها شده.
چیز مهمی برای رو کردن نمانده.
تسلیحات ما در برابر تسلیحات آمریکا یک اسباببازی بیشتر نیستند. آمریکا دست از حمایت اسرائیل برنمیدارند، تنگه هرمز بسته شدنی نیست، نیروهای نیابتی ۹۰ درصد پتانسیل خود را به فعل رساندهاند.
ایران هرگز برای چنین روزی آماده نشده بود.
به نظرم ورود ایران به هر جنگ مستقیمی با اسرائیل، یک دیوانگی بیشتر نیست.
و اسراییل و آمریکا از آن اقدام استقبال خواهند کرد.
بی پاسخی ایران نه از سر عقلانیت و با برنامۀ استراتژیکش، بلکه از سر ناتوانیاش برای چنین روزهایی باید محاسبه شود.
ایران یا عملیاتی بسیار خسارتبار را تدارک خواهد دید.
و یا خواهد پذیرفت، به همان نیروهای نیابتی، اکتفا کند!
شاید وقتش شده رمالهای معتمدی را که گفته بودند بزودی اسرائیل سقوط میکند، از مجموعه مشاوران و تصمیمگیران سیستم، اخراج کنند. از نگاه آخرالزمانی دست بردارند، و بپذیرند اشتباههای بزرگ و متوالی داشتهاند.
همه اینها را برای آن اقتصاددان نوشتم تا بگویم این هم تحلیل.
حالا بگوید با توجه به جنگی که نخواهد شد، دلار باز هم بالاتر خواهد رفت و ما بدبختتر خواهیم شد؟
جنگ را خودمان میدانیم؛
قحطی و شورش و فرار مقامات و پولدارها
و چون حفظ نظام از اوجب واجبات است
جنگی نخواهد شد.
مگر از طرف نیابتیهای بیچاره
که بلافاصله بگوییم
ما نبودیم!!
@simar50
549
...
رفورماسیون و مارتین لوتر
«هیچ بندهای از دیگران به خدا نزدیکتر نیست و احدی حق ندارد خود را نماینده خداوند بر روی زمین بداند.»
لوتر یک کشیش تجدید نظر طلب یا رئفورمیست مسیحی بود که در قرن ۱۵ پایههای کلیسای کاتولیک را لرزاند و جامعه مذهبی اروپا را چند دسته کرد او بهشدت علیه آخوندیسمِ مسیحی شورش کرد و بر این باور بود که هر فرد میتواند بی واسطه به «خدا» متصل شود و نیازی به پاپ و اسقفهایش ندارد. نام جنبش پروتستانیسم از «تز ۹۵ مادهای» او آغاز شد. این اعتراضی به فروش بهشت و بخشش گناهانشان در کلیساهای کاتولیک رم بود.
لوتر در مقابل فروش قطعهزمینهایی از بهشت به مردم عوام توسط کشیشان، گفت: ای مردم! من تمام جهنم را از همین کشیش خریدهام و این هم سند آن است. دیگر لازم نیست بهشت را بخرید چون من هیچ کسی را داخل جهنم راه نمیدهم.
لوتر از قانون عدم ازدواج کشیشها نیز سرپیچی کرد و با راهبهای به نام «کاترین فن بورا» ازدواج کرد که انقلابی در نوع خود محسوب میشد.
از خدمات مهم او ترجمه انجیل عهد جدید و سپس عهد قدیم به زبان آلمانی بود. تا قبل از این انجیل فقط به زبان لاتین و یونانی بود و عوام نمیتوانستند بخوانند. لوتر با اینکار گفت که هرکس میتواند انجیل را خودش بخواند و تفسیر کند و نیازی به کشیش برای اینکار نیست. تاثیر سریع جنبش او در آلمان و کشورهای اسکاندیناوی که تازه مسیحی شده بودند به وضوح دیده میشود و پروتستانیسم سریعا مذهب رسمی آن کشورها شد ولی جنوب اروپا(فرانسه،اسپانیا، ایتالیا) که ریشههای عمیق مسیحی داشتند بر مذهب کاتولیک ماندند.
لوتر بسیاری از رسوم کلیسا را «سنتهای افزوده شده» به دین دانست و دربارهی پاپ چنین گفت:
«هیچ بندهای از دیگران به خدا نزدیکتر نیست و احدی حق ندارد خود را نمایندهی خداوند بر روی زمین بداند.» او علاوه بر اینکه علیه ظلم و فساد در دستگاه کلیسا و انجام رفتارهای ضد دینی از قبیل؛ فروش عفو برای گناه کاران، تجمل گرایی و... شورش کرد و آن رسوم را اصلاح کرد.
ضربهی مالی شدیدی به کلیسای رم نیز زد و پرداخت مالیات بدان مرجع را ملغی اعلام کرد. لوتر ۱۴ قرن پس از ظهور مسیحیت اصلاحاتی در دین انجام داد که ماحصل آن پیشرفت و تجددی است که امروزه در همه کشورهای پروتستان از قبیل رشدِ قانونمندی، دمکراسی، اقتصاد، آزادی، حقوق بشر و امنیت، قابل رویت است.
#سعید_مینایی
549
...
ناصرالدینشاههای کمتر از کریمشیرهای!
وصل به قدرتی، عنوان و پست و مقام داری، قهرمان ورزشی بودهای، مدرک دکتری گرفتهای و در دانشگاه تدریس میکنی، خانه و زندگیات در شمال شهر است و ثروت قابل توجهی داری... اما هنوز چیزی کم داری که جایش با هیچکدام از آنها پر نمیشود: میخواهی دیگران تو را به خاطر خودت دوست داشته باشند، نه اینکه برای پست و ثروتت به تو احترام بگذارند؛ نگاه رسانههای مستقل به خودت را نمیپسندی و تصور میکنی در چشم آنها «کریمشیرهای» هستی، و از آن بدتر به دیگرانی حسادت میکنی که در چشم مردم عزیزند.
این نداری، همان چیزی است که بسیاری از صاحبان قدرت مطلقه به آن گرفتارند. امثال صدام و قذافی و رهبر کرهشمالی ظاهرا نیازی به مردم نداشته و ندارند اما هر از چندگاهی انتخاباتی نمایشی برگزار میکنند تا به خودشان بقبولانند که صد در صد مردم آنها را میپسندند! این نمایش دموکراسی نه برای مردم بوده و نه برای خارجیها؛ برای التیام دادن به خودشان است که با همه قدرت و بینیازی، نیاز به دلهای آنانی دارند که بر آنها حکومت میکنند.
«حاکم خودکامه به افکار و اندیشههایی که مورد قبول عام قرار گرفته و از طرف مردم استقبال شدهاند، شدیدا حسادت کرده و همانند فردی شکستخورده به دنبال آن است تا به هر ترتیبی که شده مقبولیت خودش را به مردم تحمیل کند. جمعیت میلیونی باید یکصدا سرود عشق به او را سردهد...» اما مگر میشود؟!
به این ترتیب باید به آنکه خود را در چشم دیگران کریمشیرهای میبیند، گفت: زیاد غصه نخور! درد تو در مقابل درد قدرتمداران بسیار بزرگتر از تو چیزی نیست. دلها بسوزد برای ناصرالدینشاههایی که در خلوت، خودشان را کریمشیرهای هم نمیبینند!
#محمدحسین_روانبخش
@simar50
549
...
بادکنک خشم
✔️ یک ماشین بوق میزند و ما با تمام وجود میخواهیم رانندهاش را از وسط نصف کنیم.
✔️ در اتوبوس بچهای گریه میکند، دندانهایمان را از خشم به هم فشار میدهیم.
✔️ یک نفر سؤالی را دو بار تکرار میکند و میخواهیم سرش را به دیوار بکوبیم.
✔️ در ترافیک، ماشین جلویی چند ثانیه دیر حرکت میکند، دلمان میخواهد گاز بدهیم و از رویش رد شویم.
✔️ بچه چیزی از دستش میافتد و میشکند. چنان داد میزنیم که انگار کسی را کشته است.
آیا واقعا این چیزها تا این حد عصبانیکننده هستند؟
بسیاری از چیزهایی که باعث میشوند به شدت عصبانی شویم، در واقع دلیل اصلی عصبانیت ما نیستند. از جای دیگری دلخوریم. مسائل حلنشده در زندگیمان به مرور زمان جمع شدهاند و بادکنکی از خشم ساختهاند. حالا هر سوزن کوچکی میتواند ما را منفجر کند.
مرد یا زنی ممکن است به خاطر رفتاری خاص از همسرش دلخور باشد و سالها در مورد آن چیزی نگوید. آن رفتار هم مدام تکرار میشود و بادکنک باد میشود. کارمندی از همکار خود گلایه دارد و هیچ نمیگوید و بادکنک هرروز باد میشود. فردی از خانواده آسیب دیده، در زندگی سرگردان و افسرده است و برای سالها تراپی نمیرود و از هیچکس هم کمک نمیخواهد. بادکنک هرروز بیشتر باد میشود. دانشجو، زورگویی استاد راهنما را سالها تحمل کرده و سکوت میکند.
تکلیف مسائل زندگی را روشن کنید. نگذارید مسائل در طولانیمدت، حلنشده باقی بمانند. در مورد آنها حرف بزنید، گفتگو کنید یا توافق کنید. اگر با تلاش هم حل نمیشوند و راهی ندارند، آنها را بپذیرید و راه دیگری در زندگی آغاز کنید.
بلاتکلیف ماندن مسائل، روان ما را فرسوده میکند. نگذارید بادکنک خشمتان، بیش از حد باد شود.
@simar50
#مدرسه_توسعه
549
نگذارید بادکنک بیش از حد باد شود!
✔️ یک ماشین بوق میزند و ما با تمام وجود میخواهیم رانندهاش را از وسط نصف کنیم.
✔️ در اتوبوس بچهای گریه میکند، دندانهایمان را از خشم به هم فشار میدهیم.
✔️ یک نفر سؤالی را دو بار تکرار میکند و میخواهیم سرش را به دیوار بکوبیم.
✔️ در ترافیک، ماشین جلویی چند ثانیه دیر حرکت میکند، دلمان میخواهد گاز بدهیم و از رویش رد شویم.
✔️ بچه چیزی از دستش میافتد و میشکند. چنان داد میزنیم که انگار کسی را کشته است.
آیا واقعا این چیزها تا این حد عصبانیکننده هستند؟
بسیاری از چیزهایی که باعث میشوند به شدت عصبانی شویم، در واقع دلیل اصلی عصبانیت ما نیستند. از جای دیگری دلخوریم. مسائل حلنشده در زندگیمان به مرور زمان جمع شدهاند و بادکنکی از خشم ساختهاند. حالا هر سوزن کوچکی میتواند ما را منفجر کند.
مرد یا زنی ممکن است به خاطر رفتاری خاص از همسرش دلخور باشد و سالها در مورد آن چیزی نگوید. آن رفتار هم مدام تکرار میشود و بادکنک باد میشود. کارمندی از همکار خود گلایه دارد و هیچ نمیگوید و بادکنک هرروز باد میشود. فردی از خانواده آسیب دیده، در زندگی سرگردان و افسرده است و برای سالها تراپی نمیرود و از هیچکس هم کمک نمیخواهد. بادکنک هرروز بیشتر باد میشود. دانشجو، زورگویی استاد راهنما را سالها تحمل کرده و سکوت میکند.
تکلیف مسائل زندگی را روشن کنید. نگذارید مسائل در طولانیمدت، حلنشده باقی بمانند. در مورد آنها حرف بزنید، گفتگو کنید یا توافق کنید. اگر با تلاش هم حل نمیشوند و راهی ندارند، آنها را بپذیرید و راه دیگری در زندگی آغاز کنید.
بلاتکلیف ماندن مسائل، روان ما را فرسوده میکند. نگذارید بادکنک خشمتان، بیش از حد باد شود.
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»نگذارید بادکنک بیش از حد باد شود!
✔️ یک ماشین بوق میزند و ما با تمام وجود میخواهیم رانندهاش را از وسط نصف کنیم.
✔️ در اتوبوس بچهای گریه میکند، دندانهایمان را از خشم به هم فشار میدهیم.
✔️ یک نفر سؤالی را دو بار تکرار میکند و میخواهیم سرش را به دیوار بکوبیم.
✔️ در ترافیک، ماشین جلویی چند ثانیه دیر حرکت میکند، دلمان میخواهد گاز بدهیم و از رویش رد شویم.
✔️ بچه چیزی از دستش میافتد و میشکند. چنان داد میزنیم که انگار کسی را کشته است.
آیا واقعا این چیزها تا این حد عصبانیکننده هستند؟
بسیاری از چیزهایی که باعث میشوند به شدت عصبانی شویم، در واقع دلیل اصلی عصبانیت ما نیستند. از جای دیگری دلخوریم. مسائل حلنشده در زندگیمان به مرور زمان جمع شدهاند و بادکنکی از خشم ساختهاند. حالا هر سوزن کوچکی میتواند ما را منفجر کند.
مرد یا زنی ممکن است به خاطر رفتاری خاص از همسرش دلخور باشد و سالها در مورد آن چیزی نگوید. آن رفتار هم مدام تکرار میشود و بادکنک باد میشود. کارمندی از همکار خود گلایه دارد و هیچ نمیگوید و بادکنک هرروز باد میشود. فردی از خانواده آسیب دیده، در زندگی سرگردان و افسرده است و برای سالها تراپی نمیرود و از هیچکس هم کمک نمیخواهد. بادکنک هرروز بیشتر باد میشود. دانشجو، زورگویی استاد راهنما را سالها تحمل کرده و سکوت میکند.
تکلیف مسائل زندگی را روشن کنید. نگذارید مسائل در طولانیمدت، حلنشده باقی بمانند. در مورد آنها حرف بزنید، گفتگو کنید یا توافق کنید. اگر با تلاش هم حل نمیشوند و راهی ندارند، آنها را بپذیرید و راه دیگری در زندگی آغاز کنید.
بلاتکلیف ماندن مسائل، روان ما را فرسوده میکند. نگذارید بادکنک خشمتان، بیش از حد باد شود.
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
