548
Suscriptores
+124 horas
+27 días
+730 días
Archivo de publicaciones
548
...
ناصرالدینشاههای کمتر از کریمشیرهای!
وصل به قدرتی، عنوان و پست و مقام داری، قهرمان ورزشی بودهای، مدرک دکتری گرفتهای و در دانشگاه تدریس میکنی، خانه و زندگیات در شمال شهر است و ثروت قابل توجهی داری... اما هنوز چیزی کم داری که جایش با هیچکدام از آنها پر نمیشود: میخواهی دیگران تو را به خاطر خودت دوست داشته باشند، نه اینکه برای پست و ثروتت به تو احترام بگذارند؛ نگاه رسانههای مستقل به خودت را نمیپسندی و تصور میکنی در چشم آنها «کریمشیرهای» هستی، و از آن بدتر به دیگرانی حسادت میکنی که در چشم مردم عزیزند.
این نداری، همان چیزی است که بسیاری از صاحبان قدرت مطلقه به آن گرفتارند. امثال صدام و قذافی و رهبر کرهشمالی ظاهرا نیازی به مردم نداشته و ندارند اما هر از چندگاهی انتخاباتی نمایشی برگزار میکنند تا به خودشان بقبولانند که صد در صد مردم آنها را میپسندند! این نمایش دموکراسی نه برای مردم بوده و نه برای خارجیها؛ برای التیام دادن به خودشان است که با همه قدرت و بینیازی، نیاز به دلهای آنانی دارند که بر آنها حکومت میکنند.
«حاکم خودکامه به افکار و اندیشههایی که مورد قبول عام قرار گرفته و از طرف مردم استقبال شدهاند، شدیدا حسادت کرده و همانند فردی شکستخورده به دنبال آن است تا به هر ترتیبی که شده مقبولیت خودش را به مردم تحمیل کند. جمعیت میلیونی باید یکصدا سرود عشق به او را سردهد...» اما مگر میشود؟!
به این ترتیب باید به آنکه خود را در چشم دیگران کریمشیرهای میبیند، گفت: زیاد غصه نخور! درد تو در مقابل درد قدرتمداران بسیار بزرگتر از تو چیزی نیست. دلها بسوزد برای ناصرالدینشاههایی که در خلوت، خودشان را کریمشیرهای هم نمیبینند!
#محمدحسین_روانبخش
@simar50
548
...
بادکنک خشم
✔️ یک ماشین بوق میزند و ما با تمام وجود میخواهیم رانندهاش را از وسط نصف کنیم.
✔️ در اتوبوس بچهای گریه میکند، دندانهایمان را از خشم به هم فشار میدهیم.
✔️ یک نفر سؤالی را دو بار تکرار میکند و میخواهیم سرش را به دیوار بکوبیم.
✔️ در ترافیک، ماشین جلویی چند ثانیه دیر حرکت میکند، دلمان میخواهد گاز بدهیم و از رویش رد شویم.
✔️ بچه چیزی از دستش میافتد و میشکند. چنان داد میزنیم که انگار کسی را کشته است.
آیا واقعا این چیزها تا این حد عصبانیکننده هستند؟
بسیاری از چیزهایی که باعث میشوند به شدت عصبانی شویم، در واقع دلیل اصلی عصبانیت ما نیستند. از جای دیگری دلخوریم. مسائل حلنشده در زندگیمان به مرور زمان جمع شدهاند و بادکنکی از خشم ساختهاند. حالا هر سوزن کوچکی میتواند ما را منفجر کند.
مرد یا زنی ممکن است به خاطر رفتاری خاص از همسرش دلخور باشد و سالها در مورد آن چیزی نگوید. آن رفتار هم مدام تکرار میشود و بادکنک باد میشود. کارمندی از همکار خود گلایه دارد و هیچ نمیگوید و بادکنک هرروز باد میشود. فردی از خانواده آسیب دیده، در زندگی سرگردان و افسرده است و برای سالها تراپی نمیرود و از هیچکس هم کمک نمیخواهد. بادکنک هرروز بیشتر باد میشود. دانشجو، زورگویی استاد راهنما را سالها تحمل کرده و سکوت میکند.
تکلیف مسائل زندگی را روشن کنید. نگذارید مسائل در طولانیمدت، حلنشده باقی بمانند. در مورد آنها حرف بزنید، گفتگو کنید یا توافق کنید. اگر با تلاش هم حل نمیشوند و راهی ندارند، آنها را بپذیرید و راه دیگری در زندگی آغاز کنید.
بلاتکلیف ماندن مسائل، روان ما را فرسوده میکند. نگذارید بادکنک خشمتان، بیش از حد باد شود.
@simar50
#مدرسه_توسعه
548
نگذارید بادکنک بیش از حد باد شود!
✔️ یک ماشین بوق میزند و ما با تمام وجود میخواهیم رانندهاش را از وسط نصف کنیم.
✔️ در اتوبوس بچهای گریه میکند، دندانهایمان را از خشم به هم فشار میدهیم.
✔️ یک نفر سؤالی را دو بار تکرار میکند و میخواهیم سرش را به دیوار بکوبیم.
✔️ در ترافیک، ماشین جلویی چند ثانیه دیر حرکت میکند، دلمان میخواهد گاز بدهیم و از رویش رد شویم.
✔️ بچه چیزی از دستش میافتد و میشکند. چنان داد میزنیم که انگار کسی را کشته است.
آیا واقعا این چیزها تا این حد عصبانیکننده هستند؟
بسیاری از چیزهایی که باعث میشوند به شدت عصبانی شویم، در واقع دلیل اصلی عصبانیت ما نیستند. از جای دیگری دلخوریم. مسائل حلنشده در زندگیمان به مرور زمان جمع شدهاند و بادکنکی از خشم ساختهاند. حالا هر سوزن کوچکی میتواند ما را منفجر کند.
مرد یا زنی ممکن است به خاطر رفتاری خاص از همسرش دلخور باشد و سالها در مورد آن چیزی نگوید. آن رفتار هم مدام تکرار میشود و بادکنک باد میشود. کارمندی از همکار خود گلایه دارد و هیچ نمیگوید و بادکنک هرروز باد میشود. فردی از خانواده آسیب دیده، در زندگی سرگردان و افسرده است و برای سالها تراپی نمیرود و از هیچکس هم کمک نمیخواهد. بادکنک هرروز بیشتر باد میشود. دانشجو، زورگویی استاد راهنما را سالها تحمل کرده و سکوت میکند.
تکلیف مسائل زندگی را روشن کنید. نگذارید مسائل در طولانیمدت، حلنشده باقی بمانند. در مورد آنها حرف بزنید، گفتگو کنید یا توافق کنید. اگر با تلاش هم حل نمیشوند و راهی ندارند، آنها را بپذیرید و راه دیگری در زندگی آغاز کنید.
بلاتکلیف ماندن مسائل، روان ما را فرسوده میکند. نگذارید بادکنک خشمتان، بیش از حد باد شود.
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»نگذارید بادکنک بیش از حد باد شود!
✔️ یک ماشین بوق میزند و ما با تمام وجود میخواهیم رانندهاش را از وسط نصف کنیم.
✔️ در اتوبوس بچهای گریه میکند، دندانهایمان را از خشم به هم فشار میدهیم.
✔️ یک نفر سؤالی را دو بار تکرار میکند و میخواهیم سرش را به دیوار بکوبیم.
✔️ در ترافیک، ماشین جلویی چند ثانیه دیر حرکت میکند، دلمان میخواهد گاز بدهیم و از رویش رد شویم.
✔️ بچه چیزی از دستش میافتد و میشکند. چنان داد میزنیم که انگار کسی را کشته است.
آیا واقعا این چیزها تا این حد عصبانیکننده هستند؟
بسیاری از چیزهایی که باعث میشوند به شدت عصبانی شویم، در واقع دلیل اصلی عصبانیت ما نیستند. از جای دیگری دلخوریم. مسائل حلنشده در زندگیمان به مرور زمان جمع شدهاند و بادکنکی از خشم ساختهاند. حالا هر سوزن کوچکی میتواند ما را منفجر کند.
مرد یا زنی ممکن است به خاطر رفتاری خاص از همسرش دلخور باشد و سالها در مورد آن چیزی نگوید. آن رفتار هم مدام تکرار میشود و بادکنک باد میشود. کارمندی از همکار خود گلایه دارد و هیچ نمیگوید و بادکنک هرروز باد میشود. فردی از خانواده آسیب دیده، در زندگی سرگردان و افسرده است و برای سالها تراپی نمیرود و از هیچکس هم کمک نمیخواهد. بادکنک هرروز بیشتر باد میشود. دانشجو، زورگویی استاد راهنما را سالها تحمل کرده و سکوت میکند.
تکلیف مسائل زندگی را روشن کنید. نگذارید مسائل در طولانیمدت، حلنشده باقی بمانند. در مورد آنها حرف بزنید، گفتگو کنید یا توافق کنید. اگر با تلاش هم حل نمیشوند و راهی ندارند، آنها را بپذیرید و راه دیگری در زندگی آغاز کنید.
بلاتکلیف ماندن مسائل، روان ما را فرسوده میکند. نگذارید بادکنک خشمتان، بیش از حد باد شود.
@DevelopmentSc
✔️ کانال «مدرسه توسعه»
548
...
مرا تنها میتوان با من سنجید و تو را تنها با تو!
که سالهاست در جستجوی تو بودم.
با تو آبی می بینم تمام بیناییام را!
چشمانت شکوه شکیبایی،
گیسوانت ادامهی بارانها....
و دلت ترانهی دریاهاست!
شعر: #محمدرضا_عبدالملکیان
دکلمه: #خسرو_شکیبایی
548
...
چند پرسش اساسی نسبت به حساسیت حوزه نسبت به مسالهی حجاب که نه در اصول دین است نه حتی در فروع آن :
۱- حوزه در مورد دلار ۶۵ هزارتومانی و سکهی ۴۶ میلیونی نظری ندارد؟
۲- در مورد اختلاس چای دبش و کاظم صدیقی و موقوفات مادامالعمر علمالهدی چطور؟!!!
۳- از اینکه اکثریت جامعه زیر خط فقر هستند ناراحت نمیشود؟!
۴- نظری در مورد بانکهای ربوی ندارد؟!
زکات فطریه چطور؟
@simar50
#محمد_پارسی
548
...
گوشت تلخ
#رحیم_قمیشی
چه کسی پیامبر اسلام را از نزدیک دیده که امروز معترض آفای پناهیان شدهاند؟
چه کسی با امام علی حشر و نشر داشته که از توصیف پناهیان دلخور شدهاند!
او تنها گفته پیامبر اسلام هم مثل حضرت علی گوشت تلخ بوده است.
چرا نباید بگوید!؟
چندین سال پیش در مورد پیامبر اسلام گفتند "پیامبر اعظم"، من که اطلاعات دینیام کم بود (و هست) خیلی تعجب کردم، مگر صفت اعظم خیلی خوبست؟
مگر پیامبر رحمت، پیامبر خدا، پیامبر عزیز چه اشکالی داشت که حالا تصمیم گرفتند پیامبر اعظمش بنامند.
مسجد اعظم شنیده بودم، کاخ اعظم، بنای معظم اما فکر میکردم برای یک انسان صفت خیلی پسندیدهای نیست که معظم باشد.
در هندوستان مهاتما اسم کوچک گاندی نیست، صفتی است که مردم به او دادهاند و معنایش روح مردم است. یعنی گاندی کسی است که روح مردم بزرگ هند در او تجلی پیدا کرده، مدارا، مهربانی، مبارزه با ظلم، صبر زیاد داشتن، امید به پیروزی، و گر نه گاندی نه در عکسهایش، نه در رفتارش و نه گفتارش هرگز معظم نبوده!
اصلا اگر خیلی معظم بود که در دل یک و نیم میلیارد هندی جا نمیگرفت. او اتفاقا خیلی افتاده بود، متواضع بود، سر به زیر بود، مهربان بود، صدها محافظ نداشت.
پیامبر اسلام همان موقع شد گوشت تلخ، که مدعیان جانشینیاش گفتند مهمترین صفت او اعظم بودنش بوده، آنقدر معظم که همه ازش میترسیدهاند.
حالا آقای پناهیان لفظ دیگری از آن معظم بودن را به کار برده، اینکه با کسی شوخی نداشته، احکام خدا را با ابهت و محکم پیاده میکرده، دستوری که میداده باید اجرا میشده، اصلا جایی برای عذرخواهی نداشته، اساسا روح خود خدا در او تجلی پیدا کرده بوده، سبکنندهاش باید گردن زده شود، اهانت به آنها که مدعیاند جانشینش هستند سالها زندان دارد. نگاه کنید به زندانها تا ببینید واقعا گوشت تلخ نبودهاند!؟
مهمترین عمل یک مومن فرستادن درود به او باید باشد، تا یک آجر طلایی به قصر پر از حوریاش اضافه شود! فقط با درود گفتن به او، نه هیچ کار مثبت دیگری!!
چه کسی پیامبر را دیده، علی را دیده؟
من بزرگان و آخوندهایی که خودشان را مروجین او میدانند را که میبینم، ناخودآگاه تجسم میکنم محمد هم همینطور بوده! روایتها که هزار ضد و نقیض دارند، اما اگر از استثناها بگذریم، مگر میشود با یک عالم اسلامی، با یک آخوند هم شوخی کرد؟ میشود کاریکاتوری از او کشید؟ میشود گفت اگر چهار هزار متر زمین به خودش بخشیده باید برود دادگاه؟ میشود از آنها و از بزرگترینشان شکایت کرد؟ میشود از آنها توضیح خواست؟
ما نمیدانیم!
اگر امروز پیامبر اسلام بود و میگفت واکسن وارداتش ممنوع است و پنجاه هزار نفر انسان میمُردند، و بعد هم هرگز کسی نمیتوانست بپرسد چرا، به او چه میگفتید؟ خب، گوشت تلخ که خیلی با محبتش است. سانسور شدهاش است.
میدانم پیامبر امکان نداشت چنین کاری بکند!
شما به ما علی و محمدی معرفی کردید، که با برق شمشیر هدایت میکردند، گیسوی بانوان را میگرفته و میکشیدند که چرا بیحجابند، دختران را با اتهام ارتباط با بیگانگان به زندان میانداختند و بعد از سالها زندان، منت میگذاشت که عفو کردیم! ملت فریاد میزدند خسته شدیم از ماجراجوییهای شما، آنها میگفتند ما خودمان بهتر از شما میفهمیم!
شما را به خدا به آن پیامبر و آن علی چه میگفتید؟
گوشت تلخ که شیرینترینش است.
اینقدر آقای پناهیان را سرزنش نکنید.
دهها سال است ما پیامبر و علی و امام زمان و قرآن و اسلام را مثل برادران داعشیتان بدنام و بدفرم و بداخلاق و بدنهاد معرفی کردهایم، و البته بسیار هم اعظم!
اتفاق مهمی نیفتاده.
پیامبر را بسیار بدتر از این الفاظ زشت در عمل معرفی کردهایم.
واقعا نمیبینید در جامعه چقدر مردم به اسم اسلام، ائمه و پیامبر حساسیت پیدا کردهاند؟ یعنی همهاش پس از سخنرانی و توصیفات زشت پناهیان بوده؟!
نهخیر شما سالهای زیادی است پیامبر و علی را بدنام کردهاید...
اگر نگویم خدا را!
@simar50
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
