544
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
-530 день
Архів дописів
544
...
روزتون به عشق♥︎
از هرچیز و هرکسی که شادی شما را میکاهد، دوری کنید.
زندگی بسیار کوتاهتر از این است که بخواهید با احمقها سر و کله بزنید…
@simar50
#رقص_ایرانی
#مهشیدک
544
...
زیبایی واقعی
محیط مبتذل و بیقواره، آرمانهای زشت، مذهبِ زشت، امید زشت، عشق زشت، لباسها و خانههای زشت، روابط زشت. زشتی به آرامی روح آدمیان را تسخیر میکند. دریغ که روح انسان به زیباییِ واقعی، بسیار بيش از نان نیاز دارد .
#دی_اچ_لارنس
#مکثی_در_ادبیات
@simar50
#رقص_خیابانی
#روزگار_زشت
544
...♡
با قلبی دیگر بیا
ای پشیمان
ای پشیمان!
تا زخمهایم را به تو بازنمایم.
- من که، اینک!
از شیارهای تازیانه قوم تو
پیراهنی کبود به تن دارم -
ای که دست لرزان بر سینه نهادهای
بنگر !
اینک منم که شب را سوار بر گاو زرد
به میدان میآورم.
@simar50
#فائزه_زارع_رفیع
#وقتی_که_عشق_میاد
#شعر_نو
544
...
ناخداهای نابودگر
سیاهتر از فشار روزافزون ببنالمللی به ایران و بازگشت قریبالوقوع تتمهی تحریمها، جنگ زرگری و حال بههمزن جریانهای اصولگرا و اصلاحطلب است. آن طرف امثال ثابتی و رسایی و نوچههای رائفیپور به ریش ظریف و روحانی میخندند که پس توافقتان چه شد، این طرف هم پسماندههای درماندهی اصلاحات جواب میدهند اگر برجام نبود، زودتر از اینها بدبخت میشدیم.
میبینید؟!!
در اصل این که باید بدبخت باشیم و اساسا زاده شدهایم برای عذاب کشیدن هیچ شکی نیست؛ گویا فقط چند و چون و نوع و زمانش فرق دارد. ممنون که برای بیچاره کردنمان در رقابت بودید!
کاش میدانستید چقدر از همهی شما بیزاریم؛ چپ، راست، میانهرو، معتدل، ابری، بارانی، آفتابی... از آبادگرانی که اسوه و چکیدهاش شد محمود احمدینژاد و کمر یک تمدن را شکست، از اصلاحاتی که سی سال تمام یک نسخهی شکستخورده را فروخت و هر بار بعد از ناکامی گفت: «شرمنده، زورمان نمیرسید»، از رییسجمهور کلیدسازی که در ویلای درندشت سعدآباد به کوخنشینان رویا میفروخت، از آن شیخ شیکی که شغلش فاتحهخوانی سر مزار پدربزرگش است و هر سال بودجههای مفصل چند میلیاردی میگیرد، از سوپرانقلابیهای چرکین که هنوز با لایحهی حجاب و فیلترینگ و ممنوعیت سگگردانی کاسبی میکنند؛ جریانی که صادق محصولیاش با چند میلیارد دلار ثروت برای مردم پابرهنه نسخهی «پایداری» میپیچد.
پایداری در مقابل چی؟
مقاومت جلوی کی؟
ملتی در گروگان شماست که حتی درست نمیداند بیستسال مذاکره سر چه چیزی بوده؛ فقط چوب و پیازش را خورده و تا مغز استخوان درد کشیده.
کشتی شکستگانیم که در میانهی غرق شدن، باید جنگ و جدل ناخداهای نابودگر را هم به جان بکشیم؛ پلیس خوب و پلیس بد که با همین سناریو، عمر و زندگی میلیونها ایرانی را سوزاندند، گرد فقر و پیری بر چهرهی یک کشور شاداب و ثروتمند ریختند و امروز دعوای «تو بدتری» راه انداختهاند. به هم نپرید لطفا؛ همه با هم نفرتانگیزید!
@simar50
544
ما سرخوشان مست دل از دست داده ایم
همراز عشق و هم نفس جام باده ایــم
https://t.me/NasimAtaei
544
...
فاصله ی جهنمی!
#جعفر_بخشی_بی_نیاز
فقط پانزده ماه از بهمن سال ۵۷ گذشته بود. زمان زیادی برای اصلاحات و تغییر نبود. اما داشتند به گمانشان خانهتکانی میکردند تا ایرانیان را به مقام انسانیت برسانند.
نه از رانت خبری بود و نه اختلاس. فساد مثل حالا فراگیر نبود. نیمچه وجدانی میان مسئولین و مردم وجود داشت. ولینعمتان انقلاب بر صدر بودند. آرمانها و ارزشها معنای خود را مخدوش نکرده بود.
در همان زمان بود که گفت : قابل قبول نيست براى ما كه ادارهی جامعه در دست ما باشد و باز هم در اين مملكت كسى شب گرسنه بخوابد. كسى زير طاقى بخوابد كه نگران است بر سر او و عزيزانش خراب شود. از آب آلوده براى شُرب استفاده كند. از بیدرمانی و نبود دارو جان خود و عزيزانش در معرض خطر باشد. اين قابل قبول نيست برای ما.
من اين را چندين بار در شوراى انقلاب گفتهام. ولى الان اعتراف می کنم در برابر ملت عزيزمان كه موفقيت ما در اين زمينه بسيار ناچيز بوده. کم بوده. ما موفق نبوده ایم. بعد هم ادامه داده و گفته: بايد حركت و اقدامى سريع و قاطع و مؤثر آغاز كنیم و هرچه زودتر به اين فاصله ى جهنمى سطح زندگى در جامعهی جمهورى اسلامى ايران پايان دهيم. اعلام میکنم بايد هرچه زودتر تلاشى براى تقسيم عادلانهی سرانهی همهى امكانات بهزيستى در كشور ايران بر اين سى و شش ميليون جمعيت حتما به عمل بيايد وگرنه اسلاممان باز هم تک بُعدی خواهد بود و انقلاب اسلامیمان همهجانبه نخواهد بود. ما بايد سال اول انقلابمان اين كار را می كرديم و الان دیر شده. سال دوم دير است ولى ضرر را هر جا جلويش را بگيرى نفع است. البته نه نفع شخصى. نفع اسلام. نفع انقلاب. امسال بايد به هر عنوان و به هر قيمت شده سال تقسيم عادلانهى سرانهى همهی توليد داخلى و امكانات ديگر موجود در ايران بر كل جمعيت ايران بشود. و اگر زود اين كار را كرديم سال؛ سال استوارى انقلاب اسلامى ايران خواهد بود.حالا نه پانزده ماه که چهل و هفت سال از آن گفتمان صریح و بیپروا میگذرد و آن رخدادی که تلاش می شد تا در جامعه اتفاق بیفتد و مسیر زندگی فقرا و مستمندان را تغییر دهد؛ هرگز نیفتاد. فاصلههای طبقاتی آنقدر زیاد شد که معنای فاصلهی جهنمی را نه تغییر داد و نه کم کرد. حالا مردم در کثرتِ فراوان به معنای واقعی کلمه در کشور فقیرند. ثروتهای ملی به کل دود شدند و به هوا رفتند. سرمایههای اجتماعی که میتوانست بازوی قدرتمند حاکمیت باشد از بین رفت و جامعه را بیاعتمادی فرا گرفت. این شکاف و این فاصله آنقدر زیاد شد که فقر را در ابعادی گسترده به همهی شهرها سوغات برد و سفرهها را هی کوچک و کوچکتر کرد. جامعه برای آن چیزی که برخواسته بود و به خاطرش جان داده بود به دست نیاورد. مدعیان رفاه و آرامش و آنها که میخواستند ایرانیان را به مقام انسانیت برسانند؛ خود و آبا و اجدادشان را از سفرهی انقلاب بینیاز کردند و گورخوابی و زبالهگردی و خودکشی را به مردم ارمغان دادند. این همان وعدهای بود که مردم را خام کرد و زندگیشان را به نابودی کشاند. @simar50 #آرمانهای_انقلاب #وعدههای_دروغین #قله_پیشرفت #گسترش_فقر_فساد_اختلاس
544
...
فاصله ی جهنمی!
#جعفر_بخشی_بی_نیاز
فقط پانزده ماه از بهمن سال ۵۷ گذشته بود. زمان زیادی برای اصلاحات و تغییر نبود. اما داشتند به گمانشان خانهتکانی میکردند تا ایرانیان را به مقام انسانیت برسانند.
نه از رانت خبری بود و نه اختلاس. فساد مثل حالا فراگیر نبود. نیمچه وجدانی میان مسئولین و مردم وجود داشت. ولینعمتان انقلاب بر صدر بودند. آرمانها و ارزشها معنای خود را مخدوش نکرده بود.
در همان زمان بود که گفت : قابل قبول نيست براى ما كه ادارهی جامعه در دست ما باشد و باز هم در اين مملكت كسى شب گرسنه بخوابد. كسى زير طاقى بخوابد كه نگران است بر سر او و عزيزانش خراب شود. از آب آلوده براى شُرب استفاده كند. از بیدرمانی و نبود دارو جان خود و عزيزانش در معرض خطر باشد. اين قابل قبول نيست برای ما.
من اين را چندين بار در شوراى انقلاب گفتهام. ولى الان اعتراف می کنم در برابر ملت عزيزمان كه موفقيت ما در اين زمينه بسيار ناچيز بوده. کم بوده. ما موفق نبوده ایم.
بعد هم ادامه داده و گفته: بايد حركت و اقدامى سريع و قاطع و مؤثر آغاز كنیم و هرچه زودتر به اين فاصله ى جهنمى سطح زندگى در جامعهی جمهورى اسلامى ايران پايان دهيم. اعلام میکنم بايد هرچه زودتر تلاشى براى تقسيم عادلانهی سرانهی همهى امكانات بهزيستى در كشور ايران بر اين سى و شش ميليون جمعيت حتما به عمل بيايد وگرنه اسلاممان باز هم تک بُعدی خواهد بود و انقلاب اسلامیمان همهجانبه نخواهد بود.
ما بايد سال اول انقلابمان اين كار را می كرديم و الان دیر شده. سال دوم دير است ولى ضرر را هر جا جلويش را بگيرى نفع است. البته نه نفع شخصى. نفع اسلام. نفع انقلاب.
امسال بايد به هر عنوان و به هر قيمت شده سال تقسيم عادلانهى سرانهى همهی توليد داخلى و امكانات ديگر موجود در ايران بر كل جمعيت ايران بشود. و اگر زود اين كار را كرديم سال؛ سال استوارى انقلاب اسلامى ايران خواهد بود.
حالا نه پانزده ماه که چهل و هفت سال از آن گفتمان صریح و بیپروا میگذرد و آن رخدادی که تلاش می شد تا در جامعه اتفاق بیفتد و مسیر زندگی فقرا و مستمندان را تغییر دهد؛ هرگز نیفتاد.
فاصلههای طبقاتی آنقدر زیاد شد که معنای فاصلهی جهنمی را نه تغییر داد و نه کم کرد. حالا مردم در کثرتِ فراوان به معنای واقعی کلمه در کشور فقیرند. ثروتهای ملی به کل دود شدند و به هوا رفتند. سرمایههای اجتماعی که میتوانست بازوی قدرتمند حاکمیت باشد از بین رفت و جامعه را بیاعتمادی فرا گرفت. این شکاف و این فاصله آنقدر زیاد شد که فقر را در ابعادی گسترده به همهی شهرها سوغات برد و سفرهها را هی کوچک و کوچکتر کرد. جامعه برای آن چیزی که برخواسته بود و به خاطرش جان داده بود به دست نیاورد.
مدعیان رفاه و آرامش و آنها که میخواستند ایرانیان را به مقام انسانیت برسانند؛ خود و آبا و اجدادشان را از سفرهی انقلاب بینیاز کردند و گورخوابی و زبالهگردی و خودکشی را به مردم ارمغان دادند. این همان وعدهای بود که مردم را خام کرد و زندگیشان را به نابودی کشاند.
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
