547
Підписники
+124 години
+17 днів
+130 день
Архів дописів
547
گل سر ره غمزه کمبه دگردی
داره خال ره تازه کمبه دگردی
بهار ره ابر تسه وارمبه
سر راه ره سازه زمبه دگردی
547
...
در فضیلت ناامیدی
آدمی باید درست بهموقع ناامید شود؛ اما وجه تراژیک زندگی این است که نمیداند آن "درست بهموقع ناامیدشدن" چه وقت است؛ زیرا اگر زودتر از موقع ناامید شود و سپس در آینده بفهمد راهی برای رهایی بوده است، افسوس و حسرت گریبانش را میگیرد. افسوس از اینکه چرا پنجره باز را برای پرواز ندیده است و اگر دیر ناامید شود، پشیمانی به سراغش میآید و جانش را چنگ میزند. پشیمان از اینکه چرا تمام عمر و توان را بر وقوع امر ناممکن نهاده است. پشیمان از این همه هزینه بیفایده، از این همه تلاش پوچ و زحمت بیپاداش. ناامیدی، دست از کار کشیدن بهنحو مطلق و متوقفشدن بهطورکلی نیست؛ بلکه نومیدی، یعنی آگاهی از اینکه این تلاش و این مسیری که در پیش دارد، راه به هیچ دهی نمیبرد و او را به مقصودش نمیرساند.
موقعیتی است که باید از آن پا پس بکشد و در جستوجوی راهی دیگر برآید؛ از اینرو لازم است هریک از ما در خویش بکاویم تا دریابیم به کدام امر مطلوب ناممکن دل بستهایم؟ جان در گرو کدام امر تحققناپذیر نهادهایم و امید به کدام امر محال سپردهایم؟ ضرورت این آگاهی از آن است که طلب امر محال، عمر ضایعکردن و زندگی را به باددادن است.
آنان که ترس از تغییر و هراس از دلکندن دارند، آنان که ثقل سهمگین واقعیتهای چارهناپذیر و کنترلنشدنی رنجشان میدهد و دری گشوده برای رهایی نمییابند و نمیخواهند بهروی خودشان بیاورند که کار تمام است، اما به حکم غریزهی بقا، خودشان را به چیزی فریب میدهند و چه بهتر که زیر سایهی درخت امید بنشینند و غرق در توهم، درد خویش را فراموش کنند.
ناامیدی، فضیلت عبور از واقعیت تغییرناپذیر است. جسارت مواجهشدن با توهماتی است در حلقهی سیزیف [اشاره به داستانی از آلبر کامو؛ خدایان، سیزیف را محکوم کرده بودند که دائما سنگی را به بالای کوهی بغلتاند، تا جائیکه سنگ بهخاطر وزنش به پایین میافتاد. آنان بهدلائلی فکر میکردند که تنبیه وحشتناکتری از کار عبث و بیامید وجود ندارد] که فرد را چونان تکرارشوندهی عبث و پوچی گرفتار کرده است. فقط آنکس که جسارت ناامیدشدن دارد، میتواند به چیزی امید بورزد. فضیلت ناامیدی بر دو فضیلت دیگر استوار میشود: اول، فضیلت معرفتشناختی، یعنی آ گاهی و دوم، فضیلت روانشناختی، یعنی جسارت کنارنهادن امر بیهوده و رهیدن از امر بیفرجام.
#علی_زمانیان
547
چرا هر نقطه ای از جهان که جنگی رخ دهد، تن و بدن ایرانیان باید بلرزد؟
✍ حبیب رمضانخانی
با داغ شدن گمانه زنی و ادعاها در مورد ارسال موشک های بالستیک از ایران به روسیه، کشورهای غربی با محوریت سه قدرت اروپایی، دنبال اعمال تحریم های سنگین علیه ایران، از جمله ایجاد محدودیت و ممنوعیت ها برای صنعت هوایی ایران هستند.
تحریم هایی که اینبار نه از بابت مسأله هسته ای و گروه های نیابتی، بلکه به خاطر نقش ایران در جنگ روسیه و اوکراین اعمال شده که به تجربه، تبعات و هزینه آن را مردم ایران با رنج و فشارهای مضاعف بایستی متحمل شوند!
آری، گویا این تقدیر مردم ایران است که در بیشتر جنگ های رخ داده در این دو دهه، بایستی درگیر و پایشان گیر باشد!
سوریه درگیر جنگ داخلی می شود، حضور نظامی و مستشاری با میلیاردها دلار هزینه از جانب ایران انجام می شود!
جنگ در لبنان و فلسطین انجام می شود، سایه ترور اسراییل و اقدامات تلافی جویانه ایران خواب از چشم ایرانیان می رباید!
جنگ بین یمن و ائتلاف امارت و عربستان رخ می دهد، از انفجارها در آرامکو تا کشتی ها و نفت کش ها در خلیج فارس، پای ایران و تهدید و تحریم کشورمان به میان می آید!
و حالا هم جنگ روسیه و اکراین که با وجود در گیر نشدن همسایگانشان، اینجا اما هزاران کیلومتر دورتر از صحنه جنگ، نقش و پای ایران در میان است و خطر تحریم و تبعات آن فشار مضاعف تری را متوجه مردم ایران می کند!
آری، یک سو ترکیه و عربستان را داریم که در نزاع روسیه و اکراین، ضمن حفظ جانب هر دو طرف، کلی از این تقابل نفع می برند. در مقابل ایران را داریم که به پای جانبداری و همراهی با روس ها، نه تنها تهدید و تحریم غرب را به جان می خرد، بلکه از خود روس ها هم به جای پاداش، خنجر از پشت در قضیه جزایر سه گانه و دالان زنگزور، پاسخ می گیرد!
چکیده کلام: بدیهی ترین نکته و اصلی ترین وظیفه در امر حکمرانی، تامین منافع و آرامش مردم توسط حاکمانشان است. پس وقتی مدام مردم ایران در پی هر جنگ و تقابلی، پایشان گیر و منافعشان در خطر بوده و همیشه از استرس و فشار ناشی از جنگ و تحریم به خود می لرزند، این چه مناسبتی با حکمرانی مطلوب دارد؟
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
