uk
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Відкрити в Telegram

...

Показати більше
546
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-530 день
Архів дописів

من که شاعر نیستم ‏دلم تو را میطلبد ‏دل میگوید و ‏قلم میرقصد ... https://t.me/NasimAtaei

‌‌[ ••• ] سینما رِکس ده سالی از آخرین سفری که به آبادان رفتم می‌گذرد. سالها از روزگار آبادانی آن شهر می‌گذشت. سالها پیش از آن، شهر خوش ‌‌و خرمی بود. با مردمانی شاد. بیخود نیست که همان مردم خودشان را شبیه برزیلی‌ها می‌دانند! چون “حتی از فقر، شادی می‌سازند”. از یک پیت حلبی و یک گُله آتش در زمستان کنار بهمنشیر، یک شب خاطره‌انگیز باقی می‌گذارند. خودشان که به شوخی می‌گویند روزگاری برزیل جزیی از قاره‌ی آبادان بود که حالا از آن دور افتاده است! مردمان شوخ‌طبع و بذله‌گویی که به هیچکس و هیچ‌چیز سخت نمی‌گیرند. در آن سالها - دهه پنجاه - همه دلخوشی‌شان سینما و فوتبال بود. چه کسی تصور می‌کرد قرار است شادترین شهر ایران را آنگونه متنبه کنند!؟ گناه آن مردم چه بود!؟ شادی!؟ لابد گروهی انقلابی متعصب گمان کرده بودند که مردم آبادان، مردمانی معصیت طلبند که باید در آتش جهنم بسوزند. و آنگونه بود که آن جهنم را برای آنها تدارک دیدند. ۶۷۷ زن ، مرد ، خرد و کلان را یک شب در آتش سوزاندند تا همه‌ی شهر متنبه شود . شد؟ اصلاً چه شد؟ حاصل آن خشم احمقانه چه بود؟ زنده سوزاندن ده‌ها کودک ، جوان و پیر چه تصویری برجا گذاشته بود؟ بهشت؟ ... البته که آن فاجعه، حرکت انقلاب را شتاب داد. اما آن شهر - آبادان - چه شد؟ شهری که انقلابی نبود، با آن خشم حالا انقلابی شده بود. بجای خنده، خشم به شهر آمده بود ... چندی بعد هم که جنگ کل شهر را ویران کرده بود ... از آن پس آبادان دیگر هیچگاه آبادان نشده بود ... پ.ن: نمی دانم این عکس را چه عکاسی گرفته است. شاید عباس عطار یا آلفرد یعقوب زاده ؟ شاید هم عکاسی دیگر . نمی دانم . امیدوارم دوستان یاری کنند تا نام عکاس از قلم نیفتد .سپاس #سینمارکس ، #آبادان ، #انقلاب۵۷ ، #تاریخ_معاصر_ایران ، #مهردادحجتی @simar50

مردم را شکار کردید! شهاب الدین حائری شیرازی ما مردم رخدادهایی که برایمان روی می دهد و اتفاقاتی که برایمان پیش می آید را ناشی از کارهای بد و خوب خود می دانیم. هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی. حکومتها هم چنین اند. حکومت ج ا ا به جای ملاحظه خواست مردم که زندگی و رفاه و توسعه بود، خواست خودش را که پیش بردن اهداف و شعارهای انقلابی مثل نابودی اسرائیل و تحقیر آمریکا بود مد نظر قرار داد. اگر کسی انتقاد کرد که این مسیر به فروپاشی می انجامد و راه کج به منزل نمی رسد، به زودی برایش پرونده تشکیل دادند و تنبیه و توبیخ و زندان نصیبش شد. مردم در اثر همان اهداف ایدئولوژیک نظام، که پیش‌تر اشاره شد، در اثر تحریم و انزوای بین المللی که پیامد همان شعارها بود، جیبشان خالی و خالی تر شد. همزمان با آن شعارهای فقرگستر، در عرصه اجتماعی نیز، حجاب اجباری که ربطی به شرع نداشت، مستمسکی شد به دست حاکمیت، برای فشار بیشتر بر جامعه. حجاب واجب است اما مگر نماز اجباری در شرع هست، که حجاب اجباری باشد؟! جامعه با سیاست حاکمیت، فقیر و حقیر شد. جامعه فقیر، از عزت دور می شود و در چنین جامعه ای حاکمیت دست خود را باز می بیند که با مردمانی که حس عزت نفس ندارند هر کاری می خواهد بکند. جامعه وامانده در اجاره خانه و خرید مایحتاج، در خود مانده است و به کار حکومتی که ارزش و احترامی برایش قائل نیست سعی می کند نگاه هم نکند تا آزار کمتری ببیند. چرا می گویم حکومت ارزش و احترام برای خلق الله قائل نیست؟ چون اگر مردم حرمت داشتند، جان و مال و عزت مردم قدر و قیمت داشت در نزد حاکمیت، حکومت برای حفظ آنها از شعارهای پوچ ناشدنی اش کوتاه می آمد. این که امروز جامعه کنش خاصی در قبال خطر حمله اسرائیل و آمریکا به مملکت، از خود نشان نمی دهد، نتیجه ظلم مضاعف و مستمر و بی نهایتی است که حاکمیت در طی چند دهه بر مردم روا داشته و حاضر به رفع این ظلم نیست. حاضر به قربانی کردن شعارهای صدمن یک غاز نابودی اسرائیل و تحقیر امریکا، برای رفاه مردم نیست. ملت را ضعیف و در خود مانده کردید. ملت را پریشان و فقیر کردید. حال می خواهید برای شما چه کند؟! شما بودید به جای ما، چه می کردید؟ نیک گفت مولا امیر مومنان به مالک اشتر که برای مردمی که بر آنها حکمرانی می کنی چون حیوانی درنده که دنبال شکار و دریدن است نباش. ببینید چه کردید با این مردم با سیاستها و قوانینی که جز دریدن خلق نتیجه‌ای ندارد. نتیجه آن عملکرد شما، شده پراید چند صد ملیونی، شده ناامنی، شده فرونشست اخلاق و زمین توامان. شده ملتی که برای بقا بایست جیب هم را بزنند، به هم دروغ بگویند. این ملت غیر از رها شدن از ظلم فرمانروایان خود، چه اندیشه و آرزویی می‌تواند داشته باشد.

Garsha Rezaei - Kabootare Omid.mp38.21 MB

از پَنْجِرَه اَکُنی نِگاه👀✨ «اثر خاطره انگیز محمد روهنده - کاور شده به وسیله هوش مصنوعی» @amiroorunrun

Repost from 3imar سیمار
... ما خسته ایم ! خسته به معنای واقعی دلهای ما شکسته به معنای واقعی ما لشکریم! لشکر پخش و پلا که دید؟ خیلِ ز هم گسسته به معنای واقعی این زخمِ سجده نیست به پیشانی‌ام رفیق جای دری‌ست بسته به معنای واقعی از بادبان نخیزد و از ناخدا بخار کشتی به گل نشسته به معنای واقعی @simar50 شعر :#حسین_جنتی اجرا:#سارا_ساور

Reza Sadeghi - Shabi Khoon.mp37.35 MB