uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Відкрити в Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу جمع مدیران نامدار ایران

Канал جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 27 353 підписників, посідаючи 2 220 місце в категорії Бізнес та 12 626 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 27 353 підписників.

За останніми даними від 08 жовтня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -41, а за останні 24 години на -1, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 22.52%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 10.41% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 6 163 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 2 849 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 09 жовтня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Бізнес.

27 353
Підписники
-124 години
-177 днів
-4130 днів
Архів дописів
#تبلیغات

🔺نمایندگان مجلس ✍فرهاد قنبری 🔰فریدون عباسی نماینده مجلس شورای اسلامی در پاسخ به انتقادات رسانه ها از واگذاری خودروهای رانتی به نمایندگان گفته است: «چرا باید این گدابازی‌ها را درآوریم و به ماشین شاسی بلند گیر بدهیم؟ مگر قیمت ماشین شاسی بلند چقدر است؟»** ♈️به شخصه تصور نمی کنم در هیچ برهه از تاریخ صد و بیست ساله ای که از نهضت مشروطه می گذرد جایگاه مجلس و نماینده مجلس در این حد سقوط کرده باشد. ♈️مجلس ملقب به مجلس انقلابی که بیش از سه سال پیش با شعار احیای اقتصاد و نجات معیشت مردم خود را به صندلی های اصلی ترین نهاد قانوگذاری کشور رساند، کارش به جایی رسیده است که حالا به اعتراض مردمی در قبال رانتخواری [که به لطف قانوگذران روز به روز ارزش دارایی خود را از دست داده اند] متلک می گوید و آنها را به گدامنشی متهم می کند. ♈️اما برای فهم و شناخت بهتر چرایی این میزان سقوط نهاد قانوگذاری کشور باید روزهای قبل از انتخابات و فرآیند تبلیغات و چگونگی انتخاب شدن این افراد به عنوان نمایندگان ملت را به‌خاطر آورد. ♈️شورای نگهبان طی دوره های اخیر تقریبا هر کاندیدی که موضع سیاسی مشخصی در قبال مسائل مختلف داشت و نمایندگی مجلس را با کارمندی [آن هم با مزایای خوب] اشتباه نگرفته بود رد صلاحیت کرد. ♈️شورای نگهبان آگاه بود که هر چه بیشتر کاندیداهای صاحب فکر را [به ویژه در کلانشهرها] ردصلاحیت کند باعث شکل گیری انتخاباتی کم رونق خواهد شد و نمایندگانی با رای حداقلی راهی مجلس خواهند شد. این مسئله یک نتیجه مهم در پی داشت و آن اینکه وقتی نماینده ای از شهر تهران یا اصفهان و شیراز و تبریز با دویست هزار و صدهزار رای راهی مجلس می شود به خوبی به پایگاه مردمی خود آگاه است و این نمایندگی را نه لطف و رای مردم بلکه هدیه شورای نگهبان می داند و طبیعتا برای قدرشناسی هم که شده به جای نمایندگی مردم سعی در نمایندگی شورای نگهبان خواهد داشت. ♈️در سوی دیگر شورای نگهبان هر چه در تایید صلاحیت کاندیداهای تهران و سایر کلان شهرها وسواس به خرج داده و کاندیدهای دارای گرایش و فکر سیاسی را حذف می کرد، در شهرستانهای کوچک با دست و دلبازی کامل عمل می نمود. ♈️ این شورا به خوبی به رقابتهای قومی-قبیله ای شهرهستانهای کوچک آگاه بود و می دانست که تایید صلاحیت بیشتر کاندیدها در این مناطق به معنای مشترکت حداکثری مردم و بالا رفتن میزان کل مشارکت در کشور است و فرد پیروز انتخاباتی هم که از این شهرستانها می آید فرد پرت از دنیایی است که یا به امور حوزه انتخابیه خود پرداخته و کاری امورات کشوری ندارند و یا دنبال منافع خود و اقوام خویش است. ♈️(ایام تبلیغات نامزدهای انتخابات مجلس را به‌خاطر بیاوریم که کاندیدایی زیر برف خوابیده و می‌گفت به من رأی بدهید، دیگری ساعت‌ها زیر برف ایستاده و می‌گفت من رکورد ایستادن در برف را دارم به من رأی بدهید. دیگری سوار گرده یکی شده و بالا و پایین می‌پرید و می‌گفت به من رأی بدهید. آن دیگری هر شب چلوکباب می‌داد، دیگری خود برای طرفدارانش جوجه سیخ می‌کرد. گروه دیگری با بیل و کلنگ از خجالت هم در می‌آمدند. یکی حنا‌بندان راه انداخته بود، یکی با بلندگوهای سبزی‌فروشی و باندهای حسینیه در خیابان دنبال طرفدار می‌گشت. یکی با ماشین های خارجیِ اقوام و نزدیکانش اردوکشی خیابانی راه انداخته بود. دیگری مراسمی شبیه افتتاحیهٔ المپیک را هدایت می‌کرد. یکی می‌گفت پول بدهید کنار می کشم، دیگری می‌گفت پول هم بدهید کنار نمی‌کشم، یکی با زنش ایستاده و روی عکس خانوادگیش سرود برنامه‌های عمو پورنگ می‌خواند، یکی شبیه گنگسترهای فیلمهای اسکورسیزی با تیراندازی و رگبار اعلام وجود می‌کرد. یکی وعدهٔ ارضاء جنسی حلال می‌داد، دیگری وعدهٔ یارانه یک میلیون تومانی سر می‌داد. یکی با موتور تک چرخ می‌زد و..) ♈️این مجلس نتیجه و ماحصل چنین وضعیتی است و طبیعی است که نماینده ای که به این طرق به مجلس راه یافته دنبال دریافت خودرو و پیگیری امورات شخصی باشد و مردم معترض را هم به گدابازی متهم نماید.

🔴 همشهری و سردار رادان: کارکرد کاریکاتور چیست؟ 🔸 سال ۸۷ موسسه‌ی گل‌آقا برای آخرین بار تلاش کرد که چراغ نشریات طنز خود را روشن نگه دارد اما انتشار هفته‌نامه‌اش فقط ۲۰ شماره دوام آورد و تعطیل شد. از جمله مواردی که در آن زمان به تعطیلی این نشریه انجامید انتشار کاریکاتور احمدی‌نژاد رئیس دولت وقت بود. 🔸 صفار‌هرندی که آن روزها وزیر ارشاد بود ( و البته ادعای مطبوعاتی بودن هم داشت!) صراحتا گفت که در کدام کشور با کشیدن کاریکاتور رئیس‌جمهور او را مسخره می‌کنند؟ بگذریم از اینکه او نمی‌دانست که کشیدن کاریکاتور مقامات سیاسی از جمله رئیس‌جمهور چقدر در رسانه‌های دنیا مرسوم و عادی است؛ موضوع مهم این بود که تعریف او از طنز و کاریکاتور، توهین و تحقیر بود! معلوم بود که با این نگاه انتشار نشریه‌ی طنز سیاسی ناممکن بود. 🔸 اما واقعیت این است که طنز به طور عام، که کاریکاتور هم زیرمجموعه‌ی آن است الزاما معنای تمسخر ندارد. کاریکاتور، هنری است که با بزرگنمایی و تاکید بر موضوع یا مفهومی خاص، تحلیلی تصویری از آن می‌دهد. اما در کشور ما چنین تعریفی به رسمیت شناخته نمی‌شود. در واقع قدرت در نگاه بسیاری، همراه خود هاله‌ای از تقدس هم می‌آورد که با کاریکاتور و طنز و شوخی شکسته می‌شود! 🔸 بر همین مبناست که امروز هم می‌شنویم که انتشار کاریکاتوری از فرمانده‌ی نیروی انتظامی به صدور کیفرخواست برای مدیرمسئول همشهری منجر شده است. حالا اگر پرسیده شود که واقعا چه توهینی به سردار رادان شده، هیچ پاسخی جز این وجود ندارد که کشیدن کاریکاتور، تحقیر و تمسخر است! 🔸 گذر از این وضع و رسیدن به این باور که اولا قدرت، تقدس نمی‌آورد؛ و ثانیا نقد و طنز و کاریکاتور، توهین و تمسخر نیست و کسی را ضعیف نمی‌کند، بلکه او را در معرض قضاوت عام قرار می‌دهد و در جایگاه واقعی و عرفی می‌نشاند، آرزویی است که امیدوارم روزی به آن برسیم.  🖋 محمدحسین روانبخش با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

🔴🔴🔴وزارت آموزش و پرورش ماه ها است که با موضوعی به نام رتبه‌ بندی ، معلمان را سر کار گذاشته ، شاعری منتقد و طناز با الهام از شعر پروین اعتصامی این موضوع را به نقد کشیده است: روزی گذشت معلمی از گذرگهی فریاد حزن بر سر هر کوی و بام خاست پرسید زان میانه یکی از اهالی محل کاین رتبه چیست که دایم در رسانه هاست؟! آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست نزدیک رفت بازنشسته ای گوژپشت و گفت این مکر و حیله ای ز مسئولین شماست ما را به آب و تاب رتبه بندی فریفته اند این گرگ سالهاست که با گله آشناست گویند که آموزش و پرورش گداخانه است لیک آنکس که مال معلم خورد گداست بر قطره سرشک معلمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست پرویز به کجروان سخن ز راستی چه سود کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

🔴 شخصی میگفت اکثر معلمان ایرانی عاقبت به خیرند. گفتم چطور؟ گفت وقتی به بازنشستگی میرسند اگه ازشون بپرسی که: خونه ی شخصی داری؟ میگن خیر ماشین مدل بالا داری؟ میگن خیر دخترت را شوهر دادی؟ میگن خیر پسرت را داماد کردی؟ میگن خیر مکه یا سفر خارجی رفتی؟ میگن خیر و... واقعا درست میگن که معلم های ایرانی عاقبت به «خیر» اند! روز معلم مبارک با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

🔴 او یک کارگر بود! ✍️رحیم قمیشی نوجوان بود که پدرش مُرده بود. خودش مانده بود و خواهرانش. چهار کلاس بیشتر نخوانده بود که مجبور شد برود کار کند. و از همان وقت پدرم شد یک کارگر. کودک کار! کارگری هم دنیای خودش را دارد. کار می‌کرد و خوشحال بود که دستش به طرف هیچ غریبه‌ای کشیده نیست. قیل از سال ۵۷ کارگران را روز کارگر می‌بردند جاوید شاه بگویند، او نمی‌رفت. خیلی بدش می‌آمد. بعد از ۵۷ کارگران را می‌بردند برای روز کارگر، باز نمی‌رفت! پدرم یک کارگر بود! نان بازوی خودش را می‌خورد، ماه‌های رمضان همیشه روزه بود، خانه که می‌آمد آنقدر عرق ریخته بود که نرسیده می‌پرید حوض کوچک خانه‌مان و در آبش دراز می‌کشید. من کودک بودم، برادرانم می‌گفتند سرت برود زیر اب روزه‌ات باطل می‌شود. او می‌خندید. چه حرف‌ها!! دم غروب با رادیوی خانه ور می‌رفت کدام موج اذان را زودتر می‌گوید تا پارچ آب یخ را سر بکشد و سیگارش اُشنویش را روشن کند. ما می‌خندیدیم؛ - این که اذان اهواز نبود. او کاری نداشت! - اذان، اذان است... پدرم یک کارگر بود! از سیاست‌بازی چیزی نمی‌دانست، از تصمیمات مهم کشوری هم، اما جنگ که شد حتی یک روز اهواز را ترک نکرد، بمب می‌آمد و‌خمپاره و گلوله، اما حاضر نبود برود. می‌گفت رزمنده‌ها به امید ما می‌جنگند، ما کجا برویم!؟ پدرم یک کارگر بود! وقتی پنج پسرش هم‌زمان جبهه بودند، دم برنیاورد. نگفت پس دیگران چه؟ نگفت فرزندان مقامات کجایند! او یک کارگر بود. می‌دانست اگر همه بگویند پس آن دیگری، هیچ‌کاری پیش نمی‌رود! کار برای کارگران است، بقیه بیمارند! آن‌وقت خوزستان می‌افتاد دست عراقی‌ها پدرم یک کارگر بود! وقتی پسرش در عملیات کربلای چهار مفقود شد، و گروه‌هایی آمدند برای تبریک گویی شهادتش، همه را از خانه بیرون کرد. - اگر تبریک دارد خودتان بروید شهید شوید. پسرم تا پیکرش نیاید برایم زنده است. تحملش چند ماه بیشتر طول نکشید، پسرش را ندیده و رفت. دلش به او دروغ نگفته بود. وقتی رفت دست‌هایش هنوز بوی گونی‌های برنجی را می‌داد که هر روز باید جابه‌جا می‌کرد. یک بار هم سراغ بنیاد شهید نرفت. او یک کارگر بود. شرافتش اجازه نمی‌داد. پدرم یک کارگر بود! درآمد اندکش را صرف تحصیل بچه‌هایش می‌کرد، همه را فرستاد دانشگاه تا مثل خودش با زحمت و رنج بزرگ نشوند. تا مثل خودش ندوند دنبال کارهای سخت جانفرسا. پدرم یک کارگر بود! از مملکت‌داری همین را می‌دانست، که اگر فرمانروایان خوب باشند وضع مملکت خوب می‌شود، و اگر بد باشند وضع مملکت بد! برای همین هیچوقت آنها را قبول نداشت. نمازش را تند می‌خواند، او برای نمایش نماز نمی‌خواند، می‌دانست خدا نماز تند تند او را قبول‌تر می‌کند. پدرم یک کارگر بود! کف دست‌هایش زمخت بود. چین‌های پیشانی‌اش زیاد، صورتش آفتاب خورده، صبح تا شام سر کار بود و کم می‌دیدمش. اما به او افتخار می‌کردم. او نان حلال برایمان می‌آورد. عرقش هم خوشبو بود، خِر و پُف کردنهای شبانه‌ خوابش هم، دل‌نشین! پدرم یک کارگر بود! عمرش کوتاه بود. اما با عزت زندگی کرد. او زیاد نماند. نماند تا ببیند روزی به او می‌گویند تو از مسائل پیچیده کشور چه می‌دانی! نماند تا ببیند اگر بگوید می‌خواهم کشورم حاکمانی با نظر من داشته باشد، به او خشم می‌گیرند؛ کارگر را چه به این حرف‌ها... برخی به‌جایت تصمیم می‌گیرند. آنها بهتر می‌دانند! نماند تا ببیند همان فرزندان تحصیکرده‌اش که در زمان جنگ جبهه بودند و بعضی ترکش خوردند و بعضی مفقود، می‌شوند ناخودی، متهم می‌شوند به تحت تاثیری اجانب!! متهم می‌شوند به عدم درک اسلام... پدرم یک کارگر بود! از حقه‌بازی‌های سیاسی چیزی نمی‌دانست! از دروغگویی برای قدرت چیزی نمی‌فهمید. ولی ذاتش به او گفته بود، پولدارها همه حقه‌بازند. نمی‌شود‌کسی ده خانه داشته باشد و دزد نباشد! هر چقدر هم ریش و تسبیح داشته باشد. می‌دانست قدرتمندان همه دغلبازند. فقط دروغ می‌گویند تا بیشتر چپاول کنند. شاید او یک کمونیست بود، و خودش نمی‌دانست! پدرم یک کارگر بود! و من می‌دانم، کارگران خیلی خوب می‌فهمند. هم پیچیدگی‌های دروغگویان را هم نافهمی متظاهرین را... اگر او بود شک ندارم می‌گفت اینها که فکر می‌کنند خیلی می‌فهمند از نادان‌ترین آدم‌ها هستند فقط خودشانند که نمی‌فهمند! روز کارگر به همه کارگران وطنم مبارک دست‌های آنها چه بوسیدنی است! من باور دارم کارگران از همه بیشتر می‌فهمند. آنها آزادگی و راستگویی و دردها و حقایق مردم را خوب می‌دانند. فقط کارگرها می‌دانند تورم یعنی چه! فقط کارگرها می‌دانند ظلم یعنی چه. نداشتن چه طعمی دارد! و داشتن شرافت چه لذتی! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

✍️ آلیسون پارجتر 🖊 نتیجه ۴۲ سال اشتباه قذافی برای لیبی چه بود؟ ▪️قذافی زمانی در لیبی به قدرت رسید که جمعیت این کشور یک و نیم میلیون نفر و تولید نفت خامش روزی سه میلیون بشکه بود. با این جمعیت کم و این پول هنگفت می‌شد لیبی را به بهشت روی زمین تبدیل کرد اما قذافی راه غلط را انتخاب کرد و اگر تاریخ ۴۲ سال حکومتش بر لیبی را مرور کنیم کلکسیونی از اشتباهات قذافی را می‌بینیم. ▪️قذافی یک دوران کارآموزی ۴۲ ساله را در لیبی گذراند، مردم لیبی موش آزمایشگاهی قذافی بودند. شاید بتوان گفت هیچ دیکتاتوری به اندازه قذافی بنیان و ساختارهای متعارف سیاسی و اجتماعی یک کشور را زیر و رو نکرد. این تجربیات احمقانه که زیر نام انقلاب انجام می‌شد جز مصیبت و فاجعه، هیچ دستاورد دیگری نداشت. یکی از همین آزمون و خطاهای قذافی قتل عام تقریبا سه هزار زندانی سیاسی در زندان ابوسلیم طرابلس بود زندانیانی که مشغول گذراندن احکام زندانشان بودند. سال ها بعد، دادخواهی خانواده‌های همین قربانیان جرقه انقلاب علیه قذافی را زد و دودمان او را بر باد داد. ▪️اشتباه دیگر قذافی، حمایتش از تروریسم بین الملل بود که بمب گذار هواپیمای پان آمریکن را تحویل نداد کسی که موجب مرگ حدود دویست انسان بیگناه شده بود همین‌کار باعث شد لیبی تحریم بین‌المللی را تحمل کند. تحریم‌هایی که حدود ده سال طول کشید و نتیجه آن پایین آمدن سطح رفاه عمومی، فقیرتر شدن مردم و افزایش نارضایتی‌ها بود. اعتراضات و نارضایتی‌ها که بالا گرفت، قذافی فهمیده بود که بدون اصلاحات اقتصادی و سیاسی رژیمش دوام پیدا نمی‌کند برهمین اساس به جناح اصلاح طلب اجازه فعالیت داده بود اما از پشت پرده چوب لای چرخ آنها می‌گذاشت و نهایتا هم بساطشان را کاملا جمع کرد و با این کار نارضایتی عمومی تشدید پیدا کرد. قذافی بعد از چهل و دو سال حکمرانیِ اشتباه، حالا با مردمی روبرو شد که علیه او دست به اعتراضات زده بودند. قذافی تصمیم به سرکوب معترضین گرفت و اینطور ارزیابی کرده بود که آمریکا و انگلیس بخاطر تجربیات ناگوار در افغانستان و عراق حاضر به دخالت نظامی در لیبی نمی‌شوند، پس می‌تواند با خیال راحت مردم لیبی را سرکوب کند. اما محاسبات دیکتاتور کاملا غلط از آب درآمد و شورای امنیت سازمان ملل متحد، ضمن اعلام منطقه پرواز ممنوع بر فراز خاک لیبی به دولت های غربی اجازه دخالت نظامی در لیبی را داد. مردم لیبی هم تحت حمایت قوای نظامی غربی‌ها توانستند قذافی را از تخت حکومت پایین بیاورند. قذافی از بین رفت و دیکتاتور سقوط کرد ولی لیبی هنوز بعد ازسال‌های سال، نتوانسته رنگ آرامش و صلح را به خود ببینید، نکته اینجاست که تاوان اشتباهات کارهای قذافی به قدری فجیع بود که حتی بعد از مرگش هم مردم بیگناه در حال پرداخت تاوان آن اشتباهات هستند! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

‌ وقتی که داده‌ها از دست می‌روند! 🫣🧩 📣 وبینار رایگان تحلیل و بررسی نقش High Availability در SQL Server 🗓زمان برگزاری: چها
‌ وقتی که داده‌ها از دست می‌روند! 🫣🧩 📣 وبینار رایگان تحلیل و بررسی نقش High Availability در SQL Server 🗓زمان برگزاری: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت 🔅 ساعت ۱۱ صبح 👨🏻‍💼ویژه مدیران عامل و مدیران ارشد سازمانی 👩🏻‍💼مدیران و کارشناسان فناوری اطلاعات و متخصصین پایگاه داده 🎤 سخنــران: مهندس مسعود طاهری 🖥 موضوعات وبینار: 🔸 آشنایی با مفهوم High Availability 🔸 دلایل نیاز به High Availability در کسب و کار 🔸 چه کسب و کارهایی در ایران از HA استفاده می‌کنند؟ 🔸 کدام کسب و کارها به علت عدم وجود HA زیان دیده‌اند؟ 🔸 نقش High Availability در هنگام کار با Databaseها 🔸 آیا نسخه پشتیبان جایگزین High Availability می‌باشد؟ 🔸 بررسی زیر‌ساخت‌های مورد نیاز برای پیاده‌سازی HA 🔸 بررسی راهکارهای SQL Server برای پیاده‌سازی HA 🔸 برنامه‌های کاربردی چگونه با HA تعامل می‌کنند؟ 🔸 هزینه پیاده‌سازی High Availability در SQL Server چقدر است؟ 👀 کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام رایگان 💸 👇👇👇 🔗 لینک ثبت‌نام 🟣@nikamooz

#تبلیغات

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

کودکان کنسروی و توسعه دکتر محمدرضا اسلامی ویدئویی در شبکه های اجتماعی دست به دست می شد که یک مدرسۀ ابتدایی ژاپنی را نشان می دهد که بچه ها خودشان مدرسه و کلاسِ درسشان را تمیز می کنند. همچنین نشان می دهد که کودکان مدرسه ابتدایی بعد از عبور از خیابان، بر می گردند و به سمت ماشینهایِ ایستاده در خیابان (با احترام) تعظیم می کنند. این ویدئو با «تحسین» مخاطبان مواجه شد. به شخصه جزء کسانی بودم که از اوایل ورود به ژاپن، اینهمه نظم و سیستم را تحسین می کردم. مطالب مختلفی هم در این خصوص نوشتم (مثلا این و این). حتی زمانی که در آزمایشگاه فولاد دانشگاه کوبه، روز آخر سال بچه های دانشجوی ارشد و کارشناسی، «خانه تکانی (اوسوجی)» می کردند، متنی نوشتم و این رفتارها را تحسین کردم. گویا زمان لازم بود تا چند سال بگذرد و متوجه بشوم که چقدر این سیستم بیمار است و چقدر بهداشتِ روانی و روحی انسان را خراب می کند. آقای دکتر محمود گلزاری (به عنوان یک روانشناس مبرّز و با تجربه) معتقد است که مدارس اسلامی (مذهبی) بهداشت روحی کودک را خراب می کنند. این را کسی می گفت که خودش مذهبی و متدین است ولی دانشِ روانشناسی به او آموخته بود که عمدۀ آنچه در مدارس مذهبی ما (در تهران) رخ می دهد، در کوتاه مدت، ظاهرا عالی، ولی در بلندمدت، ویرانه است. همین ماجرا به شکل بدتر و گسترده تر در سیستم آموزشی ژاپن برقرار است. 🔹 آن بچۀ کلاس سوم ابتدایی که بعد از عبورِ از خیابان بر می گردد و «تعظیم» می کند (و رو به ماشینهای خیابان که قبل از خطِ عابر متوقف شده اند) احترام می گذارد، او «کودکی» (به آن مفهومی که دکتر محسن رنانی می گوید) ندارد، بلکه او را در اوج سنینِ پرطراوت کودکی، در چنان «قوطیِ کنسِرو» تنگ و صلبِ از بایدها و نبایدها کرده اند، که ثمره اش در بزرگسالی می شود انسانی پر وسواس، خجالتی، (بعضا) همراه با انواع تیک های عصبی، و مقداری از خمیر مایۀ خشم. این مانند همان دختر نوجوانی است که در اوج سنین با طراوت کودکی و نوجوانی، او را در چادر مشکی قرار می دهیم و بعد افتخار می کنیم که ببین، چقدر تربیتِ نظام مند و ارزشمندی را انتخاب کرده ایم! امتداد و ادامۀ آن کودکی و آن نوجوانی را باید در سی و شش/هفت سالگی دید که ثمره اش چه می شود؟ 🔹در دانشگاه کیوتو، به دفتر ریاست مرکز مطالعات زلزله دانشگاه رفته بودم. این مرکزی است که جزء برترین مراکز مطالعات زلزله در دنیا محسوب می شود و برترین اساتید دانشگاههای آمریکا، دورۀ فرصت مطالعاتی خود را به این مرکز می آیند. در دفتر ریاست مرکز جلسه ای بود. بعد از جلسه (وقتی که همه رفته بودند) رئیس مرکز زلزله پرسید: وضعیت پیشرفتِ پایان نامه ات چطور است؟ چه زمانی فارغ التحصیل می شوی؟ توضیحاتی دادم و همزمان گلایه کردم که استاد راهنمایم قدری بد اخلاق است و این بد اخلاقی هایش، گاه باعث کند شدنِ مسیر پایان نامه می شود. گفت بداخلاقی؟! دست بردار. بعد به گوشه اتاق اشاره کرد و گفت: اینجا را می بینی؟ من دانشجویان دکترایم را می آورم اینجا و چنان می بندمشان به رگبار سوال و فریاد و چنان تحت فشاری قرارشان می دهم که همین گوشه می ایستند و گریه می کنند (یعنی که برو آقا جان بداخلاقیِ استاد که چیزی نیست!) این «امتدادِ» همان مسیر بیمار است که در بالا اشاره شد. اینکه تصوّر کنی در گوشۀ آن اتاق مجلل مرکز پژوهشی، دانشجویِ دکترا ایستاده و گریه می کند. مسلّم است که همان دانشجوی دکترا، وقتی که استاد شد، بلایی بر سر دانشجوی دکترایش می آورد، که آن بدبخت هم بایستد و گوشه ای گریه کند. همین خطا ممکن است در مورد آمریکا نیز رخ دهد: الگوی آمریکایی که بیشتر بر خلاقیت، فردگرایی و انعطاف و آزادی تاکید دارد. نکته همین است که باید دید «امتدادِ» آن رفتارِ کودکی (مثل امتدادِ تعظیمِ به ماشین و چادر در ده سالگی) به کجاها می رسد؟ وگرنه «در لحظه دیدنِ» امور و تحسین کردن، که هُنری نیست. درد از اینجا آغاز شد که ما همیشه در دیدنِ «اکستریم» ها (چه ژاپن باشد و چه آمریکا و چه هر کشور دیگری)، به وجد می آئیم. حکایتِ همان گزارشِ بازدید آقای حدادعادل از مدرسه ابتدایی ژاپنی (که در کتابهای دورۀ دبیرستانِ ما چاپ شده بود) و حکایت همان دو/سه مقاله خودم که در سالهای نخست تحصیلم در ژاپن، به «تحسین» از سیستم آموزشی نوشته بودم. دقت کنیم که ما نیز اگر در جستجوی توسعه هستیم باید در مدارس خود سخت کوشی، انضباط، کار گروهی و خلاقیت، انتقادگری و انتقادپذیری... را پرورش دهیم و می دانیم که آن نظم ژاپنی (با معایبش) بهتر از بی سیستمی و بی نظمی و شلختگی است، اما خاطرمان باشد که وقتی به تحسین از یک «رفتار» یا یک «ساختار» می پردازیم، همۀ وجوه ماجرا را دیده باشیم و ببنیم «امتدادِ مسیر» قرار است به کجاها ختم شود؟ از ژاپن الهام بگیریم اما لزوما کپی-پیست (Copy-Paste) راه حل نیست.

۱۰ پیش بینی برای اقتصاد جهان در سال ۱۴۰۲ کاهش حداقل ۱% رشد اقتصاد جهان کاهش حداقل ۵% تورم اقتصاد جهانی در بین ۱۳۵ کشور جهان تنها اقتصادهای مطرح جهان که پیش بینی رشد مثبت اقتصادی نسبت به سال قبل دارند چین ، هنگ کنگ و تایلند هستند همه کشورهای غربی و اقتصادهای مطرح شرقی مانند هند و ژاپن پیش بینی کاهش رشد اقتصادی دارند مبارزه با تورم جهانی یا بحرانهای بانکی به یک بحران اقتصادی مانند 2008 منتهی نخواهد شد و ما شاهد یک فرود آرادم خواهیم بود غذا و انرژی که مهمترین عوامل رشد تورم بودند به آرامی فرود خواهند آمد

🔴 تبلیغات مجانی با پلمب بی حجابی ✍️ رضا غبیشاوی ♈️رستوران "باب البحر" در مرکز خرید "بام لند" تهران متعلق به علیرضا منصوریان است. بهاره رهنما هم رستوران دارد. رستوران‌های چیلای و زئوس در پارک نهج البلاغه تهران هستند. "اُ پال" مرکز خرید بزرگ و زیبایی در شمال غربی تهران است. رضا رشیدیان مجری سابق صداوسیما در کیش رستوران شیکی به نام تایم لپس دارد. علی دایی، قلعه نوعی و گلزار هم در تهران رستوران دارند. ♈️حالا به لطف مسوولان، جمعیت زیادی در تهران و  کشور و خارج از ایران، با این رستوران ها و مراکز خرید آشنا یا آشناتر شده اند زیرا خبر و عکس و فیلم پلمب آنها به دلیل بی حجابی به طور گسترده و بی سابقه در همه رسانه ها منتشر شده است.  این تبلیغات مجانی برای این مراکز است فقط با پلمب آنها به دلیل ححاب زنان و دختران. ♈️پلمب فروشگاه ها،‌ رستوران ها، مراکز خرید و ... به دلیل بی حجابی،‌ نه تنها مجازات نیست بلکه به شیوه ای برای تبلیغات رایگان و گسترده آنها تبدیل شده است. به ویژه که با عکس و فیلم و توضیحات زیاد همراه می شود و بسیاری از رسانه های اصولگرا و حتی صداوسیما هم پوشش می دهند. ♈️فقط فکر کنیم هر ثانیه تبلیغات در صداوسیما یا شبکه های تلویزیونی فارسی زبان خارج از کشور چقدر هزینه دارد. تازه تبلیغات داخلی ها در شبکه های فارسی زبان خارجی ممنوع است. کافی است فکر کنیم هرکدام از این رستوران ها یا مراکز خرید اگر می خواستند در همه سایت ها و شبکه های اجتماعی و رسانه ها خود را معرفی و فیلم و عکس خود را منتشر کنند چقدر باید هزینه می کردند؟ اما حالا به لطف مسوولان این اتفاق به رایگان می افتد. ♈️این حجم از تبلیغات، بی سابقه و در حالت عادی، غیرممکن است. نه تنها تبلیغات است بلکه تبدیل یک کسب و کار به برند یا تقویت برند هم اتفاق می افتد. "برندینگ مجانی" هم دیگر هدیه مسوولان به آنهاست. ♈️به دلیل تقاوت و تضاد ارزشی و هنجاری میان دو طرف ماجرا،‌ آنچه که از نگاه یک طرف، منکر و بد شناخته می شود از نظر طرف مقابل اینگونه نیست. آنچه که از سوی یک طرف ماجرا،‌ مجازات و وارد کردن ضربه تلقی می شود از سوی طرف مقابل،‌ با واکنش هایی متفاوت، جبران می شود. ♈️به عنوان مثال اگر یک رستوران به دلیل عدم رعایت بهداشت از سوی ماموران اداره بهداشت پلمب و خبر و فیلم آن در رسانه ها منتشر شود آبروی  رستوران می رود و با بدنامی و کاهش شدید مشتریان و تحریم آنها روبه رو می شود. ♈️اما اگر رستورانی به دلیل موضوع بی حجابی،‌ پلمب شود و خبر آن با جزئیات و فیلم و عکس در رسانه ها منتشر شود داستان متفاوت و عکس خواهد بود. در شرایط فعلی شاید این نوع پلمب به سود آنها باشد چرا که علاوه بر تبلیغات رایگان انبوه و بی سابقه، ارزش افرینی و تقویت برند را با کمترین هزینه،‌ نصیب شان می کند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

🔴 دفن شدن زیر زمین یکی دو ماه پس از اعتراض‌های اجتماعی سال 1401 با یکی از دوستان بحثی مفصل درباره آینده جامعه و اقتصاد ایران داشتیم. آن روز تلقی ما این بود که بخش کوچکی از سیاستمداران که فرمان قدرت را در اختیار دارند، هرگز حاضر نمی‌شوند پیام تحولات جامعه را بشنوند. پیش‌بینی این بود که با این روند، به احتمال زیاد بخش بزرگی از جامعه که در چند دهه گذشته انتخاب‌ها و کنش‌هایش سیاسی نبوده، به سمت سرخوردگی بیشتر می‌رود و امورات خود را جدا از دستورات رسمی و بایسته‌های سیاسی پیش می‌برد. اساتید سرشناس در این زمینه پیش‌بینی‌های دقیقی داشتند. ابراهیم فیاض احتمال افزایش خودکشی را پیش‌بینی کرد، علینقی مشایخی تشدید مهاجرت و مسعود نیلی سرخوردگی جوانان را متحمل دانستند و محمدمهدی بهکیش از احتمال زیرزمینی شدن سیاست سخن گفت. محمد فاضلی و عباس عبدی هم درباره تشدید شکاف میان حاکمیت و مردم ابراز نگرانی کردند. اکنون به نظر می‌رسد همه آن پیش‌بینی‌ها به شکلی در حال محقق شدن است. جوانان سرخورده، ناامید و بی‌انگیزه شده‌اند، مهاجرت به اوج رسیده، پیرمردها دوست دارند زودتر از دنیا بروند و جوانان سرخورده، ناامید از اصلاح و ترمیم خرابی‌ها، مسیر خود را از سیاست‌های رسمی جدا کرده‌اند. این روزها آن‌چه در خیابان‌های رسمی می‌بینیم در کوچه‌های غیر رسمی مشاهده نمی‌کنیم. همان‌ها که در محیط‌های رسمی، مبادی برخی آداب و بایسته‌های سیاسی و مذهبی هستند، در کوچه‌ها و پس‌کوچه‌ها، زندگی دیگری دارند و به شکلی دیگر سخن می‌گویند. قبلا آدم‌ها دو نوع زندگی داشتند که یکی رسمی بود و دیگری غیر رسمی. یعنی در محیط‌های رسمی و اداری سعی می‌کردند حداقل استانداردهای حکومتی را رعایت کنند اما در زندگی شخصی، رویه‌های مورد علاقه خود را دنبال می‌کردند. یعنی زندگی روز و شب‌شان کاملا متفاوت بود. این رویه چند دهه ادامه داشت اما امروز مخفی‌کاری‌های فردی به مخفی‌کاری‌های جمعی تبدیل شده است. یعنی اگر تا دیروز آدم‌ها زندگی شخصی خود را از چشمان حکومت دور نگه می‌داشتند، امروز فعالیت‌های گروهی و اجتماعی خود را از چشم حکومت دور نگه می‌دارند. نمونه این اتفاق را در موسیقی به وضوح مشاهده می‌کنیم. محدودیت‌های زیاد باعث شکل‌گیری موسیقی زیرزمینی شد و آثار تولید شده به طرق مختلف به گوش مردم رسید. بعدها جوانانی که سال‌ها در بازار غیر رسمی فعالیت می‌کردند، ویدئوها و کلیپ‌های زیادی در داخل کشور تولید کردند که از طریق ده‌ها شبکه ماهواره‌ای پخش شد. وزارت ارشاد که حیطه نظارت خود را هر روز محدود می‌دید، به دادن مجوز رسمی برای انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت بسنده کرد اما همین محدودیت هم دیگر کاربرد ندارد و این روزها در اغلب ساختمان‌های بزرگ که سالن اجتماعات دارند، کنسرت‌هایی برگزار می‌شود که دور از چشم ناظران ارشاد است. بنابراین امروز دیگر کاری از دست سیاستگذار این حوزه برنمی‌آید و جوانان علاقه‌مند هم، زیر زمین بازاری تشکیل داده‌اند که دست مقام رسمی به آن نمی‌رسد. این روند کم‌کم به سینما و تئاتر کشیده شده و شنیده‌ام؛ گروه‌های زیر زمینی موسیقی و تئاتر تشکیل شده و مثل دهه 20 و 30 انجمن‌های مخفی هنری و سیاسی در حال شکل‌گیری است. یکی از دوستان دعوتنامه یک گروه تئاتر زیرزمینی را نشانم داد که قرار است در سالن اجتماعات یکی از ساختمان‌های مسکونی نمایشنامه‌ای را اجرا کنند. دیگری هم درباره برگزاری یک کنسرت به شیوه‌ای مشابه برایم نوشت. پیش از این کالاهای ممنوعه مثل مشروبات الکلی و مواد مخدر، بازار زیرزمینی داشت اما امروز فعالیت‌های عادی هنری و گعده‌های سیاسی و اجتماعی هم دور از چشم حکومت برگزار می‌شود. تاریخ به ما می‌گوید که این اتفاقات نشانه خوبی برای حکمرانی نیست. در شوروی، پیش از آن‌که همه چیز به هم بریزد، بازارهای غیر رسمی زیادی شکل گرفته بودند. بازارهایی که در واکنش به محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها به وجود آمده بودند و حکومت مرکزی هرچه تلاش کرد موفق به برچیدن آنها نشد. شاید بخش عمده مشکلات ما هم ناشی از این باشد که بخش کوچکی از سیاستمداران که فرمان قدرت را در اختیار دارند، حاضر نمی‌شوند پیام تحولات جامعه را بشنوند. آنها می‌دانند زیر پوست جامعه چه می‌گذرد؟ ☑️محسن جلال‌پور با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

🔸 شیخ بهایی نماد پناه دهی به مغزها در دوره صفویه ✍️ مجید مرادی 🔺 دیروز سوم اردی بهشت روز بزرگداشت فقیه و ریاضی دان و شاعر بزرگ شیخ بهایی یود. او نخستین فقیهی است که رساله احکام شرعی به زبان پارسی نوشته است. در مقام علمی او به ویژه در ریاضیات و معماری هم فراوان نوشته اند‌. او موسس شهر زیبای نجف آباد هم هست که به لحاظ شهرسازی نمونه منحصر به فرد است و به گونه ای خیابان بندی شده که طی چهارصد سال نیازی به توسعه و بازسازی نداشته است. در مقام شعری او غزل عاشقانه ساقیا بده جامی زان شراب روحانی تا دمی بیاسایم زین حجاب جسمانی کافی است. 🔺 با این که عالم و آدم می دانند او لبنانی بوده و همراه پدرش عبدالصمد به ایران عصر صفوی وارد شده و در دربار صفویه ارج دیده است ایرانیان همواره او را از مفاخر خود شمرده اند‌ اما در یک قرن اخیر دو‌ دانشمند خارجی را ایرانی نکردند، بر عکس بنگرید به امریکا که بهترین پزشکان و معماران و استادان علوم اجتماعی دنیا را امریکایی کردند و یک بچه یتیم کنیایی هم توانست به ریاست جمهوری آن برسد. 🔺 سخن‌گفتن از شیخ بهایی دشوار است و مجموعه ای از عالمان علوم‌ مختلف می توانند نقاب از رخ اندیشه اش بگشایند، شاهد سخنم دولت صفویه است که نخبگان بیگانه را جذب و بومی و خودی می کرده است. 🔺 مشکل کجاست که ما ایرانیان در این چهار دهه نه تنها نخبه ای خارجی را جذب نکردیم که زمینه گریز نخبگان را هم فراهم کردیم. 🔺 چرا حتی شیعیان لبنان هم سرمایه های خود را به ایران وارد نمی کنند؟!چرا ما از هر خارجی ای می ترسیم؟! مگر این جا چه خبر است؟ مگر و هزاران مگر دیگر! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

🔴 چرا اشعار فردوسی، سعدی و حافظ همچنان برای ایرانیان تازگی دارند؟ ✍️ مهران صولتی در سرزمینی که شاعرانگی وجه ممتاز فرهنگ و تمدن آن بوده و دیوان شاعران زینت بخش خانه های ساکنان آن به شمار می روند تازه بودن پیام فردوسی، سعدی و حافظ امری متعارف و قابل انتظار تلقی می شود. برخی اما این تازگی را نشان از سکون و رکود جامعه ای گرفته اند که همچنان در نوعی بن بست فکری به سر می برد. اما یک نگاه عمیق تر شاید بتواند پاسخی برای این پرسش فراهم آورد که؛ چرا هنوز فردوسی، سعدی و حافظ برای جامعه ایران کهنه نشده اند؟!  ✅ تداوم مسائل جامعه ایران در طول تاریخ: جامعه ایران در سالیان متمادی درگیر مسائلی همچون استبداد حاکمان، تزویر عالمان، نابرابری ارباب - رعیت، و حاشیه نشینی زنان بوده است. اگر چه بخش قابل توجهی از این مسائل در بستر نوعی پدر سالاری نهادینه شده در فرهنگ این اقلیم قابل دفاع به نظر می رسیده اند ولی گذشت زمان موجب توجیه ناپذیری آن ها شده است. مشکل اما از جایی بروز کرده که به رغم پیشرفت های جامعه این مسائل همچنان به نحوی مزمن ادامه یافته اند. ✅ فقدان افق گشایی برای حل مسائل جامعه: این که فردوسی دغدغه ایرانی ماندن ما را پس از هجوم اعراب دارد و سعدی بعد از حمله مغولان، این که حافظ و سعدی در پی اندرز دادن به حاکمان و نقد قدرت اند، این که حافظ همچنان از خشکی دماغ فقیهان می گوید و تزویر عالمان بر آفتاب می افکند، و سعدی دغدغه لزوم درایت در حکمرانی را فاش می گوید همه و همه نشان از تازه ماندن مولفه های؛ "هویت"، "قدرت"، و "دیانت" به عنوان مسائل اصلی این سرزمین دارد که هنوز افق روشنی برای حل و فصل آن ها گشوده نشده است. ✅ بی تعادلی ناشی از مواجهه با مدرنیته برون زا: مدرنیته بعد از پیدایش آتشی در خرمن تعادل جوامع مختلف افکند و آن ها را دچار بی تعادلی ساخت. در خود غرب اما تحولات ناشی از ظهور آن به شکل گیری تعادل نوینی انجامید که توانست توسعه، آزادی و رعایت حقوق بشر برای آن سامان به ارمغان آورد. اتفاقی که در کشورهای پیرامونی از جمله ایران رخ نداد و همان بی تعادلی نخستین ادامه یافت. شاید اگر تجدد در ایران جنبه ای درون زا یافته بود امکانی برای حل و فصل برخی از مسائل مهم فراهم می آمد. ✅ نقش مخرب حکومت ها در بحرانی شدن مسائل: اگر جامعه مجال می یافت که بدون دخالت حکومت ها به زیست طبیعی خود ادامه دهد بسیاری از ناسازگاری ها مرتفع می شد. اگر به داستان "هویت" و زیست ایرانیان ذیل سه فرهنگ؛ ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت نگاه کنیم می توانیم نشانه هایی از یک تلفیق سازنده را ببینیم. اما تلاش نافرجام حکومت ها در ایران معاصر به تفوق برخی از این جنبه ها انجامیده و مسئله هویت ایرانی را بحرانی ساخته است. داستان "قدرت" و "دیانت" هم از این جنس اند که همچنان مزمن، کژکارکرد و حل نشده باقی مانده اند. 🔹 نکته پایانی: تازه بودن اشعار فردوسی، حافظ و سعدی برای جامعه ایران ناشی از حل نشدن مسائل مرتبط با "هویت"، "قدرت" و" دیانت" برای ماست. به عبارت دیگر شاعرانگی نهفته در ژرفای روح جمعی ایرانیان آن جایی که اشعار این بزرگان را تلنگری بر دردهای بی درمان و گره های نا گشوده خود تلقی می کند آن ها را همچنان سرشار از تازگی و درس آموزی می یابد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

۱۰ پیش بینی برای اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۲ اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o /#حا
۱۰ پیش بینی برای اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۲ اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o /#حامد_پاک_طینت #HamedPaktinat 📌@Iran_economy_online

🟢#گربه_ماهی_های_زندگی ✍️دکتر مجید شرفخانی 🔅در اوایل قرن بیستم، محبوبیت یک ماهی لذیذ و معروف به نام کاد در امریکا به سرعت در حال افزایش بود. این ماهی در اقیانوس اطلس شمالی یافت می شد و به سرعت مورد تقاضا در نقاط مختلف امریکا قرار گرفت. 🔅سوال مهمی که در آن زمان مطرح شد آن بود که چگونه می توان ماهی کاد تازه را در سراسر امریکا در اختیار داشت و با همان کیفیت در اختیار مصرف کننده نهایی قرار داد. 🔅در ابتدا سعی کردند ماهی را منجمد کرده و با واگن حمل کنند، اما زمانی که ماهی به مقصد رسید و آماده طبخ شد، نرم بود و طعمی نداشت. 🔅سپس شخصی به این فکر افتاد که یک واگن ریلی را به یک آکواریوم بزرگ تبدیل و ماهی کاد را زنده به سراسر امریکا ارسال نماید. ماهی مطمئنا تازه می ماند. اما پیش بینی ها چندان درست از آب در نیامد. با وجود اینکه آن را زنده حمل می کردند، ماهی کاد همچنان نرم و بی مزه بود. 🔅سرانجام شخصی ماهی کاد را مطالعه کرد و متوجه شد که شکارچی طبیعی آن گربه ماهی است. آنها در هر مخزن چند گربه ماهی گذاشتند و ماهی کاد را به سراسر کشور ارسال کردند. در طول سفر گربه ماهی ماهی کاد را تعقیب می کرد. وقتی ماهی کاد از سواحل شرقی به ساحل غربی رسید و مورد طبخ قرار گرفت طعم تازه ای داشت. برای تازه بودن ماهی کاد باید در محیطی دارای گربه ماهی باشد. 🔅مشاهده نتایج این نگاه در زندگی نیز به من ثابت کرد فقط با ایستادن بر یک تفکر ، شغل، مسیر یا مکان زندگی خود را به پایان نبرید. تازه ماندن یعنی ناخوشایند بودن. تازه بودن به این معنی است که شما تحت تعقیب هستید. 🔅همه ما می‌خواهیم بدون اضطراب، راحت زندگی کنیم و اجازه دهیم زندگی ما را به جایی که می‌خواهد ببرد. ولی #خداوند گربه ماهی ها را(که میتواند یک انسان، یک تجربه و ... باشد ) به یک دلیل خاص وارد زندگی ما نموده و آن این است که وقتی کسی شما را تعقیب می کند، شما با سریع ترین سرعت خواهید دوید. همچنین زمانی که این گربه ماهی ها به دنبال شما باشد بهترین و اصرار ورزانه ترین و خالص ترین دعاها را می خوانید. 🔅وقتی تحت تعقیب گربه ماهی های زندگی قرار می گیرید بهتر، محکم و استوار تر، سرسختانه تر و سریع تر حرکت خواهید کرد و پیروز جریان زندگی شما خواهید بود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o ‏

🔴 یک اقدام موثر برای سال ۱۴۰۲ شروع دوره های MBA و DBA موسسه آموزش عالی آزاد بهار در سال جدید 🔹پیش ثبت نام جهت ارتباط واحد آ
🔴 یک اقدام موثر برای سال ۱۴۰۲ شروع دوره های MBA و DBA موسسه آموزش عالی آزاد بهار در سال جدید 🔹پیش ثبت نام جهت ارتباط واحد آموزش با شما : b2n.ir/h86108 b2n.ir/h86108 شماره تماس جهت کسب اطلاعات بیشتر👇 02188730184

#تبلیغات