uk
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Відкрити в Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу جمع مدیران نامدار ایران

Канал جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 27 598 підписників, посідаючи 2 280 місце в категорії Бізнес та 12 254 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 27 598 підписників.

За останніми даними від 28 червня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -161, а за останні 24 години на -3, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 20.65%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 8.97% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 5 701 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 2 477 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 29 червня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Бізнес.

27 598
Підписники
-324 години
-337 днів
-16130 день
Архів дописів
🔴 یکی از بازماندگان حادثه سیل در امامزاده داوود: حداقل الان ۲۰۰ نفر آدم زیر آوار هستند/ مگر می‌شود این بوی زننده از جسد دو، سه نفر باشد/ همه خانه‌ها و مغازه‌های تخریب‌شده را ول کرده‌اند و صحن را جمع می‌کنند روزنامه شرق در مصاحبه با بازماندگان حادثه سیل در امامزاده کوه نوشت: 🔹محمد یکی از آن‌هایی است که شش عزیزش را در سیل از دست داده. بچه لرستان است و با پسرعمو‌ها و پسرخاله‌هایش برای ساختن زندگی بهتر به امامزاده داوود آمده بودند و رستوران و مسافرخانه‌ای را اجاره کرده بودند. 🔹از شش نفرشان سه جسد پیدا شده و سه نفر دیگر زیر خروار‌ها گل مدفون شده‌اند. بی‌حوصله است و به سختی جواب می‌دهد. می‌گوید: «همه چیزمان رفت. از ماشین‌ها تا تمام وسایل و مواد خوراکی و هرچه داشتیم. فدای یک تار مویشان، جوانان ۲۵ ساله‌مان را از دست دادیم. عموزاده‌ها و پسرخاله‌هایم رفته‌اند و خودم جسدشان را پیدا کردم» 🔹حدود ساعت ۱۱ شب بود، در رستوران نشسته بودیم و در حال دیدن باران بودیم، من داشتم فیلم می‌گرفتم که یک دفعه دیدیم یک کوه آب به سمت ما سرازیر است و همه‌چیز تمام شد...». 🔹مگر به شما دستور تخلیه و هشدار نداده بودند؟ این را من می‌پرسم و او می‌گوید: «به ما که در مرکز حادثه بودیم هیچ‌کس نگفته بود. اینجا کسی تلویزیون تماشا نمی‌کند. شما حساب کنید اگر راه را می‌بستند، حداقل این همه زوار و مسافر از بین نمی‌رفت... حداقل این همه آدم کشته نمی‌شدند. حداقل الان ۲۰۰ نفر آدم زیر آوار هستند. 🔹 آدم‌های تکه‌تکه‌شده که آب صد بار به در و دیوار کوبیدشان. خودم حداقل چهار تا دست و پا پیدا کردم.. 🔹یکی دیگر از آن‌ها نامش اسماعیل است و در سیل سه نفر را از دست داده 🔹اسماعیل می‌گوید: «همه جا را ول کرده‌اند و اصرار دارند بگویند اجساد را پیدا کرده‌اند. کلی کارگر در مغازه‌ها بوده‌اند که اصلا خانواده‌هایشان در جریان نیستند که محل کارگری آن‌ها امامزاده داوود بوده. حالا چند وقت که بگذرد همه‌چیز معلوم می‌شود. شما فکر می‌کنید این بوی تعفن برای چیست؟ 🔹 مگر می‌شود این بوی زننده از جسد دو، سه نفر باشد. تکه‌تکه‌های عزیزان ما اینجاست. اما همه خانه‌ها و مغازه‌های تخریب‌شده را ول کرده‌اند و صحن را جمع می‌کنند. 🔹این عادلانه نیست... تمام این سال‌ها کسی سراغ ما را نمی‌گرفت که اصلا زنده‌ایم یا مرده، ما بودیم که نوکری امامزاده را کردیم، حالا شده‌اند بزرگ‌تر امامزاده. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 تفاوت قیمت ارزاق عمومی در دولت ر حانی و دولت رئیسی ✍️ محمد مهاجری 🔺روحانی: ▪️برنج ایرانی طی ۸ سال از ۲۰ هزار تومان به ۳۰ هزار تومان 🔻رئیسی: ▪️برنج ایرانی بعد از ۸ ماه از ۳۰ هزار تومان به ۸۰تا ۱۸۰ هزار تومان 🔺روحانی: ▪️تخم‌مرغ طی ۸ سال از ۱۳ هزار تومان به ۲۰ هزار تومان 🔻رئیسی: ▪️تخم‌مرغ بعد از ۸ ماه از ۲۰ هزار تومان به۷۰ تا ۱۰۰ هزار تومان 🔺روحانی: ▪️روغن ۵ کیلویی طی ۸ سال از ۲۸ هزار تومان به ۵۰ هزار تومان 🔻رئیسی: ▪️روغن ۵ کیلویی بعد از ۸ ماه از ۵۰ هزار تومان به ۴۰۰ هزار تومان 🔺روحانی: ▪️یک کیسه آرد طی ۸ سال از ۵۰ هزار تومان به ۶۰ هزار تومان 🔻رئیسی: ▪️یک کیسه آرد بعد از ۸ ماه از ۶۰ هزار تومان به ۷۰۰ هزار تومان 🔺روحانی: ▪️سیب‌زمینی طی ۸ سال از ۳ هزار تومان به ۵ هزار تومان 🔻رئیسی: ▪️سیب‌زمینی بعد از ۸ ماه از ۵ هزار تومان به ۲۰ هزار تومان 🔺روحانی: تمام ارکان نظام اعم از صدا و سیما، مجلس خبرگان، شورای نگهبان، ائمه جمعه سراسر کشور، نیروهای نظامی، مجلس شورای اسلامی، رسانه‌های حکومتی، حوزه‌های علمیه و نهادها و ارگان‌های لشگری و کشوری چوب لای چرخ دولتش می‌گذاشتند و برای تخریب روابط بین‌الملل از دیوار سفارت بالا می‌رفتند و کف خیابان شعار می‌دادند «ای آنکه مذاکره شعارت، استخر فرح در انتظارت» ▪️قبل از خروج آمریکا از برجام دو سال تورم تک‌رقمی بود و علت تمام افزایش قیمت و تورم در سه سال آخر دوره دوم روحانی اعمال تحریم‌ها بود 🔻رئیسی: ابر و باد و مه و خورشید و فلک شبانه‌روزی از او حمایت می کنند و به برکت حاکمیت یکدست کوچکترین مانعی بر سر راهش نیست ▪️تحریم‌های دوره رئیسی همان تحریم‌های دوره روحانی است که قبلاً اثر خود را در تورم و گرانی گذاشته بود و هیچ تحریم اثرگذار جدیدی نسبت به دوره روحانی اضافه نشده و حتی بایدن بخاطر جلوگیری از افزایش بهای نفت نفت، تحریم‌های نفتی را عملاً اجرا نمی‌کند با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

📒 اولین گزارش تحلیلی اسنپ اکسپرس از بازار کالاهای سوپرمارکتی ایران اسنپ اکسپرس نخستین گزارش تحلیلی خود را از بازار کالاهای س
📒 اولین گزارش تحلیلی اسنپ اکسپرس از بازار کالاهای سوپرمارکتی ایران اسنپ اکسپرس نخستین گزارش تحلیلی خود را از بازار کالاهای سوپرمارکتی ایران در سال ۱۴۰۰ منتشر کرد. 📈 این گزارش تحلیلی که نگاهی جامع و دقیق به صنعت کالاهای سوپرمارکتی ایران دارد، حاصل تحقیقات مطالعاتی و میدانی از بزرگترین پایگاه داده بازار است 🔺بسیاری از عوامل و آمارهای مفید برای کسب‌وکارها مانند اندازه بازار کالاهای سوپرمارکتی در ایران، سهم فروش آنلاین از کل بازار کالاهای سوپرمارکتی، محصولات پرخرید از نظر مبلغی و تعدادی و ... از جمله مسایلی است که در این گزارش به آنها پرداخته شده و می‌تواند پاسخگوی بسیاری از چالش‌های کنونی کسب‌وکارها باشد. دانلود گزارش از طریق لینک زیر :👇🏻 🟠 https://snpx.ir/jm

#تبلیغات

🔴 درسهایی از "پیکان سرنوشت ما" برای توسعه ایران ✍️ محمدرضا یوسفی 🔹 کتاب "پیکان سرنوشت ما" خاطرات احمد خیامی است. زندگی احمد خیامی پر از فراز و فرود، شکست و پیروزی بوده است. او از ذهنی قوی، هوشی سرشار، شم بالای تجاری، پشتکاری فوق العاده برخوردار بود. احمد خیامی صاحب کارخانه ایران ناسیونال و بعد پیکان، مبلیران، فروشگاه زنجیره ای کوروش و... بود. زندگینامه احمد خیامی، برای گروههای مختلف بسیار آموزنده است. شاید دلیل اینکه این کتاب به چاپ یازدهم هم رسید همین نکات درس آموز آن است. در این یادداشت کوتاه از منظر توسعه به سه درس مهم اشاره می‌کنم. 🔹 او چند سال بزرگتر از برادرش محمود بود. از اول جوانی با همدیگر کار می کردند. اما در نهایت از همدیگر جدا شدند. عده ای در این میان شیطنت کردند و میان دو برادر اختلاف انداختند. عمر شراکت آنان کمتر از سه دهه بوده است. این در حالی است که همکاری خانواده راکفلرها در امریکا، خانواده أنیلی مالک فیات در ایتالیا، بیش از یک قرن ادامه دارد. اینکه چرا کار جمعی در کشور ما تداوم ندارد یک نکته کلیدی فرهنگی است. 🔹احمد خیامی در دهه بیست با کانون نشر حقائق اسلامی همکاری داشته، در جوانی پیشرفت کرده و در سال 31 در سفر مصدق به مشهد، به نمایندگی از صنفش با وی دیدار کرد و همین امر بعد از کودتا برایش دردسر شد و مدتی را متواری بود. سپس به تهران آمده و فعالیت اقتصادیش را ادامه داده، رشد خوبی داشت. او و برادرش پس از وقایع سال 42 به این فکر می افتند که فعالیت های اقتصادی ما در حال بزرگ شدن است و در ایران کسی نمی تواند بدون داشتن حامی ادامه راه دهد. به عبارت دیگر تا زمانی که سطح فعالیت ها در حد بنگاه و کارخانه های کوچک و متوسط است فرد میتواند به تلاش و توانمندی خود اتکاء کند اما از مرحله ای که میگذرد، اگر رابطه خوب با حاکمیت وجود نداشته باشد هر لحظه ممکن است که برنامه ای برای نابودی آنها طراحی شود. لذا دو برادر به این نتیجه می رسند که ما باید در دربار کسی را داشته باشیم که مانع دست درازی ها شود و در مواقع حساس از ما حفاظت کند.. آنان درست فکر می کردند. چرا که در آن دوران مشهور بود که کارخانه های بزرگ باید سهم برخی شاهزادگان را بدهند تا بتوانند ادامه حیات داشته باشند. برخی عامل جدایی دو برادر خیامی را غلامرضا پهلوی می دانند. در آن دوران ورود مادر ملکه، برخی شاهزادگان در هیات های امناء با همین منطق انجام میشد. امری کاملا تشریفاتی جهت حمایت از آن واحد و یا جلوگیری از خطرات احتمالی که با گرفتن سهم سالانه انجام میشد. شاید یکی از دلایل اینکه برخی از بزرگان در موسسات بسیاری عضو هیات امناء هستند نیز همین باشد. این نیز یکی دیگر از ویژگی های جهان توسعه نیافته است. زیرا در کشورهای پیشرفته، حکومت با تضمین حقوق مالکیت، بهبود فضای کسب و کار به بخش خصوصی امکان رشد و رقابت می دهد. اما در کشورهای در حال توسعه به دلیل ساختار حکومتی، چنین ریل گذاری ها و فضاسازی هایی وجود ندارد. از این رو بخش خصوصی که از حدی فراتر رود احساس نیاز به حمایت افراد داخل حکومت میکند تا تضمینی برای تداومشان باشد. همین امر در تحولات بزرگ مانند انقلاب و یا کودتا برایشان مشکل ساز می‌شود. 🔹تمامی اموال خیامی در داخل کشور پس از انقلاب مصادره شد. در حالی او یک کارآفرین به معنای واقعی بود. او برای اوج گرفتن در نظام سلطنتی نیاز به حمایت هم داشت اما ثروتش از طریق رانتخواری ایجاد نشده بود. البته او برای رشدش همیشه اصول اخلاقی را رعایت نمی کرد. ایران ناسبونال، ایران خودرو، مبلیران و... مصادره شدند. چنانکه می دانیم همه اینها پس از دولتی شدن به طور ناکار آمد اداره میشوند. در زمان خیامی، اتوبوسهای کارخانه وی به کشورهای اروپای شرقی مانند مجارستان، آلمان شرقی صادر میشد. و این مایه افتخار هر ایرانی بود. بنا بود تا 1360 اتومبیل تمام ایرانی ساخته شود اما اکنون اگر به کارخانه مصادره شده ایران خودرو نگاهی انداخته شود، باید حسرت خورد. 🔹ناپایداری کار جمعی، عدم تضمین حقوق مالکیت موجب عدم شکل گیری بخش خصوصی کاملا مستقل شده و با تغییر نظام سیاسی، بخش خصوصی نیز در تلاطم قرار می گیرد. و بالاخره عطش مصادره نیز موجب تبدیل صنایع کارآمد به صنایع ناکارآمد شد. دو نکته اخیر موجب شده اند که مالکیت پایدار که شرط توسعه هر کشوری است در ایران شکل نگیرد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 برادران خیامی‌ «کارگران؛ کارآفرین» احمد در سال ۱۳۲۰ در کنار درس خواندن، به خرید و فروش کالا مشغول شد. سرمایه اولیه زندگی‌اش هم در ابتدا فقط ۶۰۰ تومان بود که این مبلغ را از فروش یک چادر برزنتی که روی بار کامیون‌ها می‌کشیدند، به دست آورده بود. او در بخشی از خاطراتش می‌گوید: «در نقش دلال، کامیون پدرم را به جواد فولادی فروخته بودم و چون نمی‌توانستم از پدرم حق‌العمل بگیرم، فولادی چادر برزنتی روی کامیون را که روی کالا می‌کشیدند به من دستخوش داد. چادر را فروختم و سرمایه اولیه زندگی‌ام کردم.» پس از شهریور ۱۳۲۰، قیمت تمام کالاهای وارداتی و خواربار افزایش یافت. در آن زمان اداره بازرگانی شوروی و کنسولگری این کشور در مشهد پس از اشغال کشور از سوی متفقین در جنگ جهانی دوم، هر هفته حداکثر پنجاه کیسه آرد و قند و شکر به عده‌ای خاص می‌فروختند. احمد هم در آن دوران حواله‌ها را به قیمت بالاتری از این افراد می‌خرید و می‌فروخت. گاهی سود حدود ۳۰ درصدی از این کار نصیبش می‌شد. آنقدر در کارش خوب پیش رفت که بعد از چند ماه بازار قند و شکر خراسان را در دست گرفت. بعد از مدتی ترک تحصیل کرد و در سرای فردوسیه مشهد حجره‌ای را اجاره و در آن تجارتخانه‌ای تاسیس کرد. محمود هم در زمان مصادره کامیون‌های پدر شاگرد دبیرستان «شاه رضا» در مشهد بود و به‌خاطر کمک به پدر به تحصیل شبانه در دبیرستان «رازی» ادامه داد. وقتی کامیون‌های پدر مصادره شد و ما بقی را هم ارزان فروخت، آنها کارهای پدر را اداره کردند. محل باربری را به ارتش شوروی برای توقف کامیون‌ها ماهانه سیصد تومان اجاره دادند. اما اواخر سال ۱۳۲۵ همین محل هم تبدیل به کارواش شد. احمد و محمود هر دو در کارواش پدر مشغول به کار شدند. احمد در مورد برادرش محمود در کتاب «پیکان سرنوشت ما» چنین نوشته است: محمود سخت‌کوش بود و پرکار و از رویارویی با هیچ خطری هراس نداشت. گاهی تا ۲۰ دستگاه را در روز گریس کاری می‌کرد. آن زمان زیر خودروها و نزدیک موتور حداقل ۲۰ گریس‌خور وجود داشت و برخلاف امروز، محل اصطکاک دو تکه آهن واشر لاستیکی یا پلاستیکی کار نمی‌گذاشتند و ناچار باید در این محل‌ها از گریس استفاده می‌کردیم. اکثر کارگران به واسطه سختی گریس‌کاری و مشکل بودن نفوذ گریس در محل‌های لازم، مقداری گریس به ناحیه می‌مالیدند و کار را نیمه تمام رها می‌کردند. این عمل موجب می‌شد محمود شخصا با سختی فراوان کار نیمه‌تمام را تمام کند. کار مکانیکی را من و محمود با هم انجام می‌دادیم؛ با اینکه تجربه زیادی در این کار نداشتیم. بعدها یکی از دکان‌های حاشیه خیابان را به محل مکانیکی و دیگری را به محل صافکاری واگذار کردیم و از آنها کمیسیون می‌گرفتیم. اما به شدت بر کارشان نظارت می‌کردیم تا وظایفشان را به بهترین وجه انجام دهند و اجرتی زیادتر از معمول از مشتریان مطالبه نکنند.» اما در تلاش برای پیشرفت بیشتر راهی تهران شدند و در ابتدا برای فروش قطعات یدکی خودرو و واردات چند نمایندگی گرفتند و توانستند در کارشان موفق شوند. اما این کار هم آنها را راضی نکرد تا اینکه به سمت تولید خودرو رفتند. بر کسی پوشیده نیست که احمد و محمود خیامی از جمله معدود کارآفرینان صنعتی در ایران بودند که کارشان را با کارگری ساده در گاراژ پدرشان در شهر مشهد شروع کردند. آنها از گریس‌کاری گرفته تا شست‌و‌شوی ماشین و تا حدی مکانیکی را خود انجام می‌دادند. همین پیشینه کارگری بعدها که کارخانه ایران‌ناسیونال را تاسیس کردند، باعث نزدیکی بیشتری بین آنها و کارگران می‌شد. آنها واقعا اعتقاد داشتند که کارگر ایرانی لایق و مستعد است و در فرآیند ساخت خودرو در ایران و تبدیل مونتاژ قطعات به تولید داخلی قطعات خودرو، به انتقال مهارت به کارگران ایرانی معتقد بودند. هرگاه تعدادی از کارگران را برای طی کردن دوره‌های کارآموزی به خارج اعزام می‌کردند، شاهد پیشرفت آنها بودند. متخصصان و مهندسان خارجی نیز بر استعداد کارگران ایرانی در مقایسه با کارگران خودشان صحه می‌گذاشتند. به تدریج که شرکت توسعه یافت، محیط شرکت به مثابه یک هنرستان صنعتی برای کارگران بود. این دو برادر به رفاه کارگران نیز اهمیت می‌دادند. در نتیجه برنامه‌های رفاهی مختلف در شرکت ایران‌ناسیونال به اجرا در می‌آمد. یکی از برنامه‌ها ساخت پیکان شهر بود که به مسکن کارگران ایران‌ناسیونال اختصاص داشت. رفتار برادران خیامی با کارگران به نحوی بود که نوعی یکسان‌سازی منافع بین آنها با کارگران ایجاد شده بود تا کارگران شرکت را از آن خود بدانند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 در حکومت علی بن ابی طالب علیه السلام مردم چه داشتند؟ 1️⃣ آزادی بیان (نهج‌البلاغه خطبه ۲۰۷) و گمان نكنيد كه شنيدن سخن حق بر من سنگين است.. کسی كه اگر سخن حق به او گفته شود، يا عدالت به او پيشنهاد گردد بر او سنگين آيد، عمل به حق و عدل بر او دشوارتر است. بنابراين از حق گويی يا مشورت به عدل خودداری نكنيد 2️⃣ حقوق بشر (نهج‌البلاغه نامه ۵۳ به مالک اشتر) مهربانی و محبت و لطف به مردم را شعار قلب خود قرار ده و بر مردم همچون حيوان درنده مباش كه خوردن آنان را غنيمت دانی، زیرا مردم بر دو گروهند: يا برادر دينی تو هستند (با تو هم عقیده و مسلمان هستند) يا (اگر هم عقیده تو و مسلمان نیستند) مانند تو انسان هستند 3️⃣ جلوگیری از فساد قبل از وقوع آن (نهج‌البلاغه نامه ۲۰ به زیاد بن ابیه) به خدا قسم می خورم، قسم صادقانه که اگر به من خبر رسد كه در بيت المال مسلمانان در مالی اندك يا زياد خيانت ورزيده ای، چنان بر تو سخت گيری كنم كه تو را تهيدسـت و سنگين بـار و ذليـل و پسـت كنـد! والسّـلام 4️⃣ محاکمه عادلانه مفسدین اقتصادی (نهج‌البلاغه نامه ۴۱ خطاب به یکی از کارگزاران) چون زمينه تشديد خيانت به امت برايت فراهم شد به سرعت حمله كرده، و به شتاب از جای جَستی، و آنچه توانستی از اموالی كه براي بيوه زنان و يتيمان نگهداری می شد مانند گرگ تيز رو كه بزغاله مجروحِ از پا افتاده را بربايد، ربودي، و آن مال را با خيال راحت به حجاز منتقل كردي، بدون اينكه در اين غارتگری احساس گناه كني! آن گاه که خداوند به من قدرت دست يابی به تو را بدهد چنان عقوبتت كنم كه عذرخواهم نزد حق باشد، و با شمشيرم گردنت را بزنم شمشيری كه احدی را با آن نزدم جز اينكه وارد جهنّم شد. به خدا قسم اگر حسن و حسينم آنچه را تو انجام دادی انجام می دادند، از من نرمشی نمی ديدند، و به مرادی نمی رسيدند، تا اينكه حق را از آنان بازستانم، و باطلی را كه از ستمشان به وجود آمده نابود سازم. 5️⃣ سرکوب رانت خواری (نزدیکی و قوم و خویشی با حاکم امتیاز نبود) (نهج‌البلاغه خطبه ۲۱۵) به خدا قسم عقيل (برادر حضرت علی) را در اوج فقر ديدم كه يك مَن گندم از بيت المال شما را (بیشتر از سهم خودش) از من درخواست داشت آهن پاره ای را گداخته و به بدن او نزديك كردم تا مايه عبرتش شود ناگهان ناله زد، و نزديك بود از آن آهن گداخته بسوزد، به او گفتم: مادران داغدار بر تو بگريند ای عقيل، آيا تو در برابر آهن پاره ای كه انسانی آن را به شوخی و بازی روشن کرده، ناله می زنی، ولی مرا به جانب آتشی كه خداوند قهّار به جهت خشم خود افروخته، می كشاني؟! آيا تو از اين درد اندك ناله بزنی، و من از آتش سوزنده جهنم ناله نزنم؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 نقطه‌ حداکثر تأمل کجاست؟ ✍️ رولف‌ دوبلی 👈 بهترین ایده‌ها زمانی به سراغ‌تان می‌آیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکرکردن. اگر قرار باشد در یک جزیره‌ دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان می‌برید؟ همسرتان؟ دوست‌تان؟ یک مشاور؟ باهوش‌ترین استاد دانشگاه؟ یک‌نفر که سرگرم‌تان کند؟ البته که هیچ‌کدام برای بلندمدت به‌کارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد. دوستی دارم که برای راه‌اندازی و تاسیس شرکت داروسازی‌اش ده‌سال وقت گذاشت. او با دقت صدها کتاب در زمینه‌ی کارآفرینی مطالعه کرد، ساعت‌ها صرف یادگیری نحوه‌ عرضه‌ محصولاتش کرد. انبوهی از تحقیقات علمی درباره‌ بازار را بررسی کرد و دوجین طرح برای کسب و کارش نوشت. نتیجه‌ کار؟ فعلا هیچ؟ او همواره به نقطه‌ای می‌رسد که تفکراتش به او می‌گویند: "ایده‌ خوبی است، اما بستگی به شیوه‌ اجرایی تو و عملکرد رقبایت دارد." ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به ‌نقطه‌ای می‌رسیم که دیگر هرچه‌قدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلی‌متر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره‌ آن موضوع به‌دست می‌آوریم، به صفر می‌رسد. این همان لحظه‌ای است که "نقطه‌ حداکثر تأمل" نام دارد. البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسی‌کردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه می‌تواند دید فوق‌العاده‌ای به انسان بدهد. با این‌حال بازدهی این فرآیند به‌سرعت کاهش می‌یابد و شگفت‌آور است که چه‌قدر زود به نقطه حداکثر تأمل می‌رسیم. البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بی‌جهت روی تصمیم‌تان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجه‌ای که گرفته‌اید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دست‌به‌کار شوید. اگر تأمل‌کردن را یک چراغ‌قوه‌ جیبی در نظر بگیریم، عمل‌کردن مانند یک نورافکن به‌ معنای واقعی کلمه است. به‌محض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، می‌توانید مجددا چراغ‌قوه‌ خود را روشن کنید. اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه‌ حداکثر تأمل! چرا؟ چون این‌طور راحت‌تر است. خیلی ساده‌تر است که روی مسائل فکر کنیم تا این‌که ابتکار عمل آن‌ها را به‌دست بگیریم. گمانه‌زنی لذت‌بخش‌تر از عمل‌گرایی است. مادامی که هنوز درحال سبک‌سنگین‌کردن گزینه‌های‌تان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما به‌محض این‌که وارد عمل می‌شوید، خطر شکست‌خوردن به‌مراتب بیشتر خواهد بود. به‌همین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیل‌کردن را ترجیح می‌دهند. پیکاسو می‌گوید برای اینکه بدانید می‌خواهید چه چیزی بکشید، باید دست‌به‌قلم شوید. در مورد امور زندگی‌تان هم همین‌طور است. برای اینکه بدانید چه می‌خواهید باید دست‌به‌کار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواس‌تان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمی‌رسید. لطفا دفعه‌ بعد که می‌خواهید تصمیم مهمی بگیرید، به‌دقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه‌ حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه‌ حداکثر تأمل می‌رسید. به‌محض رسیدن، چراغ‌قوه‌ خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محل‌کار و هم در خانه به‌کارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایه‌گذاری روی حرفه‌تان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانه‌تان. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

شامل تمام کالاهای دیجی‌کالا ( کالای سوپرمارکتی، کالای دیجیتال، لوازم خانگی و ....) برای کارکنان سازمان‌ها و شرکت‌ها الان بخر،
شامل تمام کالاهای دیجی‌کالا ( کالای سوپرمارکتی، کالای دیجیتال، لوازم خانگی و ....) برای کارکنان سازمان‌ها و شرکت‌ها الان بخر، ماه بعد پرداخت کن لینک ثبت‌نام: https://zil.ink/mydigipay.obnpl اگر عضو تیم منابع انسانی شرکتی که درش کار می‌کنید نیستید، اما دوست دارید از این طرح استفاده کنید، کافیه این پست یا لینک رو برای واحد منابع انسانی‌تون ارسال کنید.

🔴 نقطه‌ حداکثر تأمل کجاست؟ ✍️ رولف‌ دوبلی 👈 بهترین ایده‌ها زمانی به سراغ‌تان می‌آیند که مشغول نوشتن هستید، نه درحال فکرکردن. اگر قرار باشد در یک جزیره‌ دورافتاده در وسط اقیانوس یک همراه داشته باشید، چه کسی را با خودتان می‌برید؟ همسرتان؟ دوست‌تان؟ یک مشاور؟ باهوش‌ترین استاد دانشگاه؟ یک‌نفر که سرگرم‌تان کند؟ البته که هیچ‌کدام برای بلندمدت به‌کارتان نخواهد آمد. کسی را با خود ببرید که بتواند یک قایق بسازد. دوستی دارم که برای راه‌اندازی و تاسیس شرکت داروسازی‌اش ده‌سال وقت گذاشت. او با دقت صدها کتاب در زمینه‌ی کارآفرینی مطالعه کرد، ساعت‌ها صرف یادگیری نحوه‌ عرضه‌ محصولاتش کرد. انبوهی از تحقیقات علمی درباره‌ بازار را بررسی کرد و دوجین طرح برای کسب و کارش نوشت. نتیجه‌ کار؟ فعلا هیچ؟ او همواره به نقطه‌ای می‌رسد که تفکراتش به او می‌گویند: "ایده‌ خوبی است، اما بستگی به شیوه‌ اجرایی تو و عملکرد رقبایت دارد." ما در زمان فکرکردن به یک موضوع، به ‌نقطه‌ای می‌رسیم که دیگر هرچه‌قدر هم که فکر کنیم، حتی یک میلی‌متر هم از این نقطه جلوتر نخواهیم رفت. از این لحظه به بعد، مقدار اطلاعات اضافی که با فکرکردن درباره‌ آن موضوع به‌دست می‌آوریم، به صفر می‌رسد. این همان لحظه‌ای است که "نقطه‌ حداکثر تأمل" نام دارد. البته منظورم این نیست که من با فکرکردن روی جزئیات مخالفم. بررسی‌کردن یک ایده حتی برای لحظاتی کوتاه می‌تواند دید فوق‌العاده‌ای به انسان بدهد. با این‌حال بازدهی این فرآیند به‌سرعت کاهش می‌یابد و شگفت‌آور است که چه‌قدر زود به نقطه حداکثر تأمل می‌رسیم. البته ممکن است لازم شود کمی زمان اضافه هم به خودتان بدهید تا احساسات گذرا، بی‌جهت روی تصمیم‌تان تاثیر نگذارند. اما بعد از آن، فکرکردن، شما را از نتیجه‌ای که گرفته‌اید جلوتر نخواهد برد. اگر به اطلاعات جدید نیاز دارید، بهتر است دست‌به‌کار شوید. اگر تأمل‌کردن را یک چراغ‌قوه‌ جیبی در نظر بگیریم، عمل‌کردن مانند یک نورافکن به‌ معنای واقعی کلمه است. به‌محض اینکه به یک جایگاه جدید و جذاب رسیدید، می‌توانید مجددا چراغ‌قوه‌ خود را روشن کنید. اما چرا ما عادت داریم بیش از اندازه روی مسائل فکر کنیم، بسیار فراتر از نقطه‌ حداکثر تأمل! چرا؟ چون این‌طور راحت‌تر است. خیلی ساده‌تر است که روی مسائل فکر کنیم تا این‌که ابتکار عمل آن‌ها را به‌دست بگیریم. گمانه‌زنی لذت‌بخش‌تر از عمل‌گرایی است. مادامی که هنوز درحال سبک‌سنگین‌کردن گزینه‌های‌تان هستید، احتمال شکست صفر است؛ اما به‌محض این‌که وارد عمل می‌شوید، خطر شکست‌خوردن به‌مراتب بیشتر خواهد بود. به‌همین دلیل است که مردم فکرکردن و تحلیل‌کردن را ترجیح می‌دهند. پیکاسو می‌گوید برای اینکه بدانید می‌خواهید چه چیزی بکشید، باید دست‌به‌قلم شوید. در مورد امور زندگی‌تان هم همین‌طور است. برای اینکه بدانید چه می‌خواهید باید دست‌به‌کار شوید. این مطلب ممکن است تلنگری به شما بزند ولی حواس‌تان را جمع کنید که صرفا با فکرکردن به یک زندگی خوب، به آن نمی‌رسید. لطفا دفعه‌ بعد که می‌خواهید تصمیم مهمی بگیرید، به‌دقت روی آن فکر کنید، اما فقط تا مرز نقطه‌ حداکثر تأمل. غافلگیر خواهید شد از اینکه چقدر زود به نقطه‌ حداکثر تأمل می‌رسید. به‌محض رسیدن، چراغ‌قوه‌ خود را خاموش و نورافکن را روشن کنید. این روش هم در محل‌کار و هم در خانه به‌کارتان خواهد آمد؛ چه مشغول سرمایه‌گذاری روی حرفه‌تان باشید، چه دنبال بهبود زندگی عاشقانه‌تان. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

کپشن: محتوای کپشن پست تلگرام: شامل تمام کالاهای دیجی‌کالا ( کالای سوپرمارکتی، کالای دیجیتال، لوازم خانگی و ....) برای کارکنان
کپشن: محتوای کپشن پست تلگرام: شامل تمام کالاهای دیجی‌کالا ( کالای سوپرمارکتی، کالای دیجیتال، لوازم خانگی و ....) برای کارکنان سازمان‌ها و شرکت‌ها الان بخر، ماه بعد پرداخت کن لینک ثبت‌نام: https://zil.ink/mydigipay.obnpl اگر عضو تیم منابع انسانی شرکتی که درش کار می‌کنید نیستید، اما دوست دارید از این طرح استفاده کنید، کافیه این پست یا لینک رو برای واحد منابع انسانی‌تون ارسال کنید.

#تبلیغات

🔴 داستان مردی که «ژاپن زیبا» را می‌خواست ✍️ دکتر سید علی طباطبایی حدود ۵ سال پیش بود که مقاله‌ای از« شینزو آبه»، نخست‌وزیر پیشین و فقید ژاپن در یکی از نشریات خارجی مطالعه کردم. ایده های شینزو آبه درآن مقاله و عمق نگاه وی به عنوان یک سیاستمدار موجب شد که من تصمیم بگیرم مطلبی در خصوص وی بنویسیم که چنین فرصتی پیش نیامد و متاسفانه این مطلب را پس از مرگش می‌نویسم. شینزو آبه، متولد ۱۹۵۴ در یک خانواده سیاستمدار ژاپنی متولد شد. پدر او وزیر خارجه و نخست‌وزیر بود. او در سال ۱۹۹۳ زمانی‌که تنها ۳۹سال داشت، نماینده پارلمان ژاپن شد. بعدأ در سال ۲۰۰۶ نخست وزیر ژاپن شد و به عنوان جوان ترین نخست وزیر ژاپن پس از جنگ جهانی دوم شهرت یافت . او دوباره در سال ۲۰۱۲ نخست وزیر ژاپن شد و تا سال ۲۰۲۰ نخست وزیر ژاپن ماند و رکورد طولانی ترین دوران نخست وزیری ژاپن را به نام خود ثبت کرد . او تلاش زیادی برای احیا اقتصاد ژاپن انجام داد و به دلیل سیاست های اقتصادیش , دوران وی با نام Abenomics شهرت دارد که در آن محرک های مالی و اصلاحات ساختاری در مرکزیت آن قرار داشت‌ و توانست ژاپن را از رکود خارج کند . شینزو آبه ، دو بار به ایران آمد .بار اول در دوم شهریور ۱۳۶۳ به همره پدرش شینتارو آبه ،وزیر خارجه ژاپن , که بعدا نخست وزیر ژاپن شد با هدف میانجیگری درجنگ ایران و عراق و بار دوم بیست و سوم خرداد ۱۳۹۸ به عنوان نخست وزیر ژاپن , حامل نامه ترامپ با هدف میانجیگری میان ایران و آمریکا. هر دو سفر وی با اهداف صلح جویانه بود که ناکام ماندند . قطعا دو تصویر از شینزو آبه در تاریخ سیاست در جهان خواهد ماند . اولین تصویر که موجود است و تصویر او را زمانی به تصویر می‌کشد که نامه ترامپ را از روی میز ، در زیر پاهایش پنهان می‌کند و دوم تصویر او که موجود نیست ولی وجود دارد و مربوط به زمانی است که پس از سفر به ایران خبر حمله به نفتکش های ژاپنی در خلیج فارس را می‌شنود. شینزو آبه، را باید یک سیاستمدار کلاسیک قرن ۲۱ دانست . سیاستمدار رئالیستی که به دلیل دانش و منش خود ,در قامت یک ایدئولوگ نیز برای ژاپن ظاهر شده بود . نتیجه آنکه او شناخته شده ترین سیاستمدار ژاپنی در سه دهه اخیر بود .در اندیشه فکری و روش عملی شینزوآبه، دو تفکر مرکزی وجود داشت . اول ناسیونالیسم ژاپنی و دوم انترناسیونالیسم با هدف خدمت بیشتر به ژاپن . در خصوص،ناسیونالیسم ژاپنی او ایده «ژاپن زیبا» beautiful japan را مطرح کرد . او مهمترین وظیفه خود را امنیت و رفاه براي ملت ژاپن و مهمترین اولویت خود را آموزش مردم َ ژاپن و اصلی ترین ماموریت خود را آماده ساختن ژاپن برای ۵۰ تا ۱۰۰ سال آینده می‌دانست. او اعتقاد داشت که برای آنکه ژاپن یک کشور قدرتمند strong state شود باید شهروندانش به کشور خود افتخار کنند. در خصوص،اندیشه های انترناسیونالیستی وی که در خدمت ژاپن باشد باید به همان مقاله ای که چند سال پیش از وی خواندم اشاره کنم . وی در آن مقاله اشاره کرده بود برای آنکه او درک کند آیا اندیشه‌های دولت وی در محیط بین المللی به درستی درک شده و برای ژاپن مفید است، با طی مسافت ۱۵۰ هزار مایل به ۵۲ کشور دنیا سفر کرده است. او ایده ژاپن،پل آسیا را در چهارچوب ابتکار دروازه آسیا asia gateway initiative مطرح کرد تا ژاپن ، پل ارتباط شرق و غرب دنیا شود. به هر روی شینزو آبه ، سیاستمدار ناسیونالیست ژاپنی در ۱۷ تیر ۱۴۰۱ در شصت و هشت سالگی کشته شد اما میراث وی سال ها برای ژاپن خواهد ماند . سیاستمداری که جوان ترین نخست وزیر ژاپن بود ولی خام ترین و بی تدبیر ترین آنها نبود ، سیاستمداری که طولانی ترین دوره نخست وزیری طولانی ترین دوره نخست وزیری ژاپن را داشت ولی در آن آثاری از اختلاس و ارتشا و ابتلا به قدرت مشاهده نشد. سیاستمداری که زمانی که سلامتیش ، وظیفه اش را مخدوش کرد ,استعفا کردن را آموخته بود و سیاستمداری که همانطور که برای مردمش از جان مایه می‌گذاشت در میان آن‌ها جان داد. و نکته آخر برای آنانی که سیاست پیشگی را انتخاب کرده اند ، هر زمانی که از دغدغه قدرت و ثروت فارغ شدند و اندیشه خدمت به ذهن هاشان خطور کرد ، سخنرانی شینزو آبه، در ۲۶ ژانویه ۲۰۰۷ در جلسه ۱۶۶ پارلمان ژاپن را حتما مطالعه کنند تا بیاموزند یک سیاستمدار چگونه برای وطنش اندیشه ورزی می‌کند و چگونه از فرصت خدمت به ملت بهره می‌جوید با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✍️چند کلامی با آنها که هفته گذشته کنکور دادند 🔹 سلام. خدا قوت! خسته نباشی. هفته ای که گذشت برای یکی از کلاسهای مقطع لیسانس، از یک #سخنران_میهمان دعوت کردم که در کلاس حاضر شود و دربارۀ کارهایش با دانشجویان صحبت کند. #کرونا این امکان را فراهم کرده که دعوت از سخنران به کلاسها آسان شود. افراد بعضا هنوز از منزل کار می کنند و لذا می توانند که فرصتی را برای سخنرانی در یک کلاس برای خودشان فراهم کنند. (ترم قبل از آقای کوین موهر، طراح معروف سازه های بلندمرتبه در کالیفرنیا دعوت شد که در کلاس سازه فولادی سخنرانی کند و پروژه هایش برای بچه ها هیجان انگیز بود) میهمان این هفته، خانم نیوکامر از آزمایشگاه لارنس دانشگاه برکلی بود و قرار بود در خصوص پروژه های محیط زیستی که در این آزمایشگاه کار می کنند برای دانشجوها حرف بزند. قبل از آمدنِ میشل به کلاس آنلاین، دقایقی برای بچه ها توضیح دادم که «آزمایشگاه لارنس» یکی از آزمایشگاههای صاحبنام دنیا محسوب می شود. تا امروز ۱۴ برندۀ جایزه نوبل از این آزمایشگاه بوده اند! ۱۸ تن از افرادی که «جایزۀ سال علوم» رو کسب کرده اند کسانی بودند که در آنجا کار کرده اند. پروژه های پژوهشی آزمایشگاه لارنس، از گرانترین طرحهای تحقیقاتی محسوب می شوند. 🔹خانم میشل به کلاس آمد و حدود ۴۰ دقیقه در مورد پروژۀ آتش جنگلهای کالیفرنیا و اثراتِ آن روی «کیفیت آب» این مناطق، حرف زد. نکته جالبی که از این جلسه در خاطر ماندگار شد اینکه در پایان صحبتها یکی از دانشجوها از میشل سوال کرد که: چه شد که به سَمت دکترا در رشته محیط زیست رفتید؟ پاسخ او جالب بود. گفت: «لیسانس من هیچ ارتباطی با بحثهای مهندسی نداشته! در رزومۀ من می بینید که من لیسانس را زبان فرانسه خوانده ام(!) و بعد از پایان لیسانس مدتی سر کار رفتم، ولی یک «احساس عدم رضایت از خودم» داشتم از خودم سوال می کردم که: قراره تویِ زندگیت چکار کنی؟ شغلت قراره «چه کاری برای جامعه ات» بکند؟ این احساسِ عدمِ رضایت (از خود) باعث شد که به این نتیجه برسم که «دنبال چیزی بیشتر از این» هستم و بروم و یک سری واحدهای فیزیک و ریاضی و علوم پایه را در Community College بگذرانم». (توضیح اینکه) "کامیونیتی کالج" ها در آمریکا، مراکز آموزش عالی ای هستند که رتبه پائینی دارند (ورود به آنها سخت نیست). میشل رفته بود و آنجا تعدادی واحد گذرانده بود تا بتواند با مباحث زمین شناسی آشنا شده و بعد، وارد دورۀ کارشناسی ارشد در بحث زمین شناسی(گرایش منابع آب) بشود. بعد از اینکه کارشناسی ارشد را با موفقیت گذرانده بود وارد دورۀ دکترای محیط زیست شده بود و به قدری خوب کار کرده بود که بعد از پایان تحصیلش در سازمان #ناسا استخدام شده بود. حالا هم بعد از چندسال کار در ناسا، در «آزمایشگاه لارنس» (یعنی در یکی از برترین پژوهشگاههای دنیا) برای خودش یک گروهِ پژوهشی دارد و فاندهای درشتی جذب کرده و... آزمایشگاهی با 14 برندۀ جایزه نوبل! از این حرفهای میشل به وجد آمده بودم. چون بارها شده بود که هنگام تدریس، در چهرۀ بعضی از بچه های لیسانس بی انگیزه بودن را می دیدم. بچه ها به چشم خود دیدند که اگه بخواهی «دنبال چیزی بیشتر از این» باشی، راه تا چنین سطوحی برایت باز می شود. 🔹حرفهای میشل من را به یاد سریال «بهتره به سال زنگ بزنی» انداخت. سریال درخشانی که بعد از «برکینگ بد» ساخته شد. در آن سریال یک نقش اول مرد (جیمی) و یک نقش اول زن (کیم) هستند که هر دو «همزمان با استخدام» و کار در قسمت بایگانی(!) دفتر حقوقی، میروند و شبانه درس می خوانند و موفق می شوند که برایِ خودشان «دفتر وکالت» و شرکت ثبت کنند. در یکی از سکانسهای سریال، وقتی که مدیرعامل یک شرکت حقوقی بزرگ از کیم می پرسد که: «چه شد که از کار در زیرزمین بایگانیِ یک شرکت، خودت را به اینجا رساندی که برای خودت شرکت تاسیس کنی؟» دختر جواب می دهد: «دنبال چیزی بیشتر از اون زندگی بودم». البته میان این دو نفر، «جیمی» می رود و وکیل آدم بدها می شود، ولی دخترِ قصّه ما، روی اصول و ارزشهای خودش زندگی می کند و مسیر خودساختگی را ادامه می دهد و... 🔹عزیزم! واقعیت این است که کنکور، تحصیلات، رشته و رتبه دانشگاه در موفقیت آدمها مؤثرند، اما در دنیای امروز «مسیرِ رشد» بسیار فراخ و باز هست. اینکه در چه رشته ای قبول بشوی و کجا و کدام دانشگاه درس بخوانی، یک قسمتِ ماجراست، اما مهم این است که مسیر «خودساختگی» را برای خودت به جدیت ادامه بدهی. چیزی مشابه آندو که از رانندۀ تریلی بودن در جاده های ژاپن، خودش را کشاند به سمتِ برترین معمار شدن، یا چیزی مشابه این خانم میشل که از لیسانس زبان فرانسه، خودش را کشاند به سمتِ جایگاهی جهانی... اصلِ ماجرا، بعد از کنکوره! و راهِ رشد، باز. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

نوشته ای که در زیر این دو تصویر از مقایسه دو صندلی متفاوت و به زبان عربی درج شده است، معنایی بسیار عمیق ودرسی بسیار مهم است ک
نوشته ای که در زیر این دو تصویر از مقایسه دو صندلی متفاوت و به زبان عربی درج شده است، معنایی بسیار عمیق ودرسی بسیار مهم است که ساکنان مشرق زمین و اسلامی، دردها و رنج های فراوان بی توجهی به این درس مهم و تاریخی را بارها تجربه کرده اند. ترجمه متن زیر نویس این تصویر: وقتی که صندلی معلم را در این وضعیت بد و صندلی مسؤلین را با آن شکوه جلال دیدی، یقین بدان که آینده این نسل به سوی جهل، ترور، فقر و بیکاری می رود.

🔴 هزینه ملی کُندی سرعت اینترنت چقدر است؟ ✍️محمد فاضلی ✅ شما هم حتماً سرعت کُند اینترنت را تجربه کرده‌اید. چای می‌خورید و چرت می‌زنید تا یک صفحه بالا بیاید، فایلی آپلود یا دانلود شود یا ارتباطی برقرار گردد. هیچ از خود پرسیده‌اید هزینه ملی این کُندی اینترنت چقدر است؟ ✅ بیایید فقط فرض کنیم ۴۰ میلیون کاربر ایرانی در روز هر کدام ۵ دقیقه زمان بابت کندی اینترنت از دست می‌دهند. به این ترتیب ۲۰۰ میلیون دقیقه زمان کاربران در روز هدر می‌شود. ✅ این عدد ۲۰۰ میلیون دقیقه معادل ۳۳۳۳۳۳۳ (سه میلیون و سیصد و سی و سه هزار سیصد و سی و سه) ساعت است. ✅ فرض کنیم ارزش وقت هر ایرانی فقط ساعتی ۲۰ هزار تومان است. این رقم را بر اساس حداقل دستمزد برای ۳۰ روز و هر روز ۸ ساعت کار محاسبه کرده‌ام. ✅ ارزش وقت ایرانیان که به دلیل کندی اینترنت هدر می‌شود – با مفروضات فوق – روزانه حدود ۶۷ میلیارد تومان است. اگر این رقم را در ۳۶۵ روز ضرب کنید به عدد ۲۴ هزار میلیارد تومان می‌رسید. ✅ بله، درست می‌بینید. کُندی اینترنت اگر فقط از هر کاربر ایرانی در روز ۵ دقیقه وقت هدر بدهد، فقط به ارزش وقت ایرانیان به اندازه ۲۴ هزار میلیارد تومان در سال خسارت می‌زند. ✅ خسارت به روان مردم، اعتماد عمومی، شرکت‌ها و کسب‌وکارها، اخلاق و زبان مردم و ... در این محاسبه لحاظ نشده است. نتیجه‌گیری هیچ ناکارآمدی یا اخلالی در سیستم‌های فنی و حکمرانی بدون هزینه و رایگان نیست. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

💰مشاوره حرفه‌ای مالیات شوید!! 🧮دوره آموزشی صفر تا ۱۰۰ مشاوره مالیاتی #آنلاین_در_سراسر_کشور ✅کسب اطلاع‌بیشتر و مشاوره رایگان
💰مشاوره حرفه‌ای مالیات شوید!! 🧮دوره آموزشی صفر تا ۱۰۰ مشاوره مالیاتی #آنلاین_در_سراسر_کشور ✅کسب اطلاع‌بیشتر و مشاوره رایگان ارسال کد " 67 " به 30002134 برخی از سرفصل‌ها: -معافیت‌ها و بخشودگی‌های مالیاتی -مالیات بر ارزش افزوده -مهم‌ترین آیین نامه‌ها و بخشنامه‌های مالیاتی -مالیات بر درآمد اشخاص حقیقی و حقوقی و ... #جدیدترین_قوانین_مالیاتی_1401 🎓بهمراه ارائه مدرک معتبر 🎁٪تخفیف ویژه٪ + *شرایط اقساط* ✅کسب اطلاع‌بیشتر و مشاوره رایگان ارسال کد " 67 " به 30002134 #موسسه_فنی_و_حرفه‌ای_پندار

#تبلیغات

🔲⭕️مادرم را می کشم تا زنده بمانم! مجتبی لشکربلوکی نسل بعد راجع به ما (نسل فعلی) چه قضاوتی خواهند کرد؟ نسلی بی عقل، پرمدعا، فاسد و زیاده خواه که تا می توانست خورد و برد و از خود زمینی سوخته به جای گذاشت!؟ امیدوارم چنین قضاوتی نکنند اما یک بار به این آمار و ارقام نگاه کنیم بعد خودمان را بگذاریم جای نسل بعدی. از جنگل شروع کنیم: د‌ر ایران هر ۲۰ثانیه مساحتی به اند‌ازه یک زمین فوتبال از جنگل‌های کشور نابود‌ می‌شود! طی ۶د‌هه اخیر، ۱.۵میلیون هکتار از سطح جنگل‌های کشور کم شد‌ه. هر ۵ سال یک‌میلیون هکتار از جنگل‌های ایران حذف می‌شود‌. اگر با همین روند‌ پیش برویم تا ۷۵ سال دیگر اثری از جنگل‌های امروزی ایران باقی نمی‌ماند‌! تخریب تدریجی پوشش گیاهی طی ۱۰۰ سال بدست ما و پدرانمان بوده وضعیت اسف باری رقم زده است. به آب نگاه کنیم؛ در سال های گذشته، ۷۴ میلیارد مترمکعب بیش از ظرفیت از سفره‌های آب زیرزمینی برداشت شده و این روند در ۱۰ سال آینده ادامه خواهد یافت. به بهانه خودکفایی در کشاورزی، در ۱۰ سال آینده امنیت غذایی را از دست خواهیم داد. چون امنیت غذایی، ارتباط مستقیم با ذخایر آب شیرین دارد. خاک ایران حال بدتری دارد: بر اساس گزارش ۲۰۱۸ سازمان ملل کل فرسایش خاک جهان ۲۴ میلیارد تن است و یک دوازدهم آن یعنی ۲ میلیارد تن در ایران! در حالیکه ایران یک صدم خاک جهان را دارد. میزان فرسایش خاک ایران ۸ برابر میانگین جهانی است. موضوع وقتی نگران کننده‌تر می‌شود که بدانیم شکل گیری یک سانتی مترمکعب خاک در ایران به طور متوسط ۸۰۰ سال زمان نیاز دارد در صورتی که متوسط شکل‌گیری خاک در کره زمین ۴۰۰ سال است بنابراین وخامت اوضاع در ایران ۱۶ برابر متوسط جهانی است. نگاهی به تنوع زیستی کنیم: به عنوان نمونه تعداد سم‌داران (کَل، بز، قوچ، میش، آهو، جبیر، گوزن، شوکا و..) به نسبت ۴۷ سال پیش که سازمان محیط زیست تشکیل شده ۹۰ درصد کمتر شده. این وحشتناک است. ممکن است از خود بپرسیم حالا چه می شود اگر یگ گونه گیاهی یا جانوری از بین برود. برای تقریب به ذهن بگویم که محیط زیست یک اکوسیستم است اگر یک جز آن حذف شود تمام چرخه هایی که به آن وابسته است زنجیره وار تخریب خواهد شد. این خاصیت اکوسیستم هاست مانند این است که بگویید من تمام بدنم خوب کار می کند فقط معده ام کار نمی کند. خوب چه ایرادی دارد؟ در انتشار کربن نیز پنجمین کشور آلاینده‌ جهان هستیم! آنچه نوشته شده فقط گوشه ای از فاجعه زیست محیطی است که در رسانه ها بازتاب داشته (منابع: تابناک، ایرنا، همشهری آنلاین، ایمنا، فرارو) اگر اقتصاد خراب باشد، فاتحه محیط‌زیست هم خوانده است. ▫️اعتراف می‌کنم سواد من، مثل عموم شهروندها، در حوزه محیط زیست و تاثیر یک بطری پلاستیکی که در کنار ساحل رها می‌کنم ناچیز است و مطمئنم اگر بدانم که پسماندها چه بلایی سر طبیعت می آورند معقولانه تر رفتار خواهم کرد. تغییر در جوامع از جمع اندکی که متفاوت فکر و عمل می‌کنند شروع می‌شود و سپس مانند ویروس همه گیر می شود. آنچه از دست ما برمی آید: تغییر رفتار فردی (به عنوان آدم های متفاوت از عموم جامعه) در کنار افزایش آگاهی جمعی (برای تشویق عموم جامعه به حفاظت از محیط زیست) مانند راه اندازی پویش‌های نجات خاک و جنگل و سرزمین. ▫️نظام حکمرانی توانایی حل مسایل پیچیده را از دست داده. باید به کمک آن رفت. با تبدیل مشکل به مساله، تبدیل مساله به دستورکار و سپس مشارکت در سیاست گذاری منطقی برای دستور کار. راهی جز نتوکراسی (حکمرانی شبکه ای و همکاری چند جانبه دولت، بخش مدنی، رسانه‌ها و بخش خصوصی) نداریم. کسانی که مادر خود (طبیعت و کره زمین) را می کشند، ممکن است در کوتاه مدت زنده بمانند اما در بلندمدت طبیعت تنبیه سختی برای شان در نظر خواهد گرفت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام خبری در راه است 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o