روانشناسی-احساس خوب
Відкрити в Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Показати більше773
Підписники
+37724 години
+3717 днів
+36530 днів
Архів дописів
*عااالی عااالی عاااالی*
حتماً بخونید و برای دیگران هم ارسال کنید 🤝
کانون بازنشستگان دانشگاه شریف
این مقاله که به قلم خانم دكتر شاهین نوشته شده؛ شاهکاری است از حقیقت واقعی وضع مملکت ما !
تحسیــن فراوان بــر اين خانم كه بدون ترس حقیقت واقعی وضع وطن ما را تشریح کرده است .
مقالهای از خانم دکتر شاهین/دانشگاه صنعتی شــریف تهران
انقلاب نتیجهی نا آگاهى بود ...
جنگ نتیجهی انقلاب بود ...
عقبماندگی نتيجهی جنگ بود ...
تحريم نتیجــۀ عقب ماندگی شد ...
و اختلاس و دزدى نتیجهی تحريم !!!
فقر و فلاکت اقتصادی و فرهنگی نتیجــۀ اختلاسها ...
خرافات نتیجهی فقر ...
و ناآگاهى نتيجه خرافات ...
اين چرخه ٤٠ ساله كابوسي است كه با ناآگاهى شكل گرفت و هنوز هم با ناآگاهى ادامه دارد ...
ايران کشوريست که توسط مردمش *چهار ميخ* شده ...
*ميخ اول : جهل*
*ميخ دوم : خرافات*
*ميخ سوم : تعصب کور*
*ميخ چهارم :امامزاده پرستی*
ما جماعتی هستيم که ميخ بر دامان خود و کشورمان گذاشته و بر تخته چهارميخ کرديم که نه خود و نه کشور قادر به حرکت رو به جلو نيستيم .....
گسستن از اين ميخ کوبها فقط با انديشيدن ممکن است، پس بايد احساس را کنار گذاشت و لحظه ای در تفــکــّـر عميق فرو رفت .
آهای آقای نسبتا محترم با شما هستــم !
وقتی که پوشاندن چند تار مو در محیط اجتماع مهمتر از مقابله با فسادهای درون جامعه بشود ...
*نجابت* از بین میرود !
......
وقتی که کنترل ظاهر و صحبتهای مهماندار هواپیما مهمتر از نظارت فنی پیش از پرواز بشود ...
*امنیت* از بین میرود !
.......
وقتی که دلسوزی مسئولین برای کشورهای عربی مهمتر از داخل باشد ....
*بودجه مملکت* از بین میرود !
.......
وقتی که جرم اختلاس و رانت خواری نادیده گرفته ميشود و اقساط عقب افتاده یک کارگر ساده توهین آمیز قلمداد میشود ......
*عدالت* از بين میرود!
.......
وقتی که هزینه ساخت مسجد و ضریح طلا در کشورهای عربی واجب تر از ساخت بیمارستان و مدرسه در مناطق محروم و جنگ زده وطنم میشود .....
*ارزش پول* از بين میرود !
.......
وقتی که پول بادآورده و اضافه حاجی خرج مکه و کربلا رفتن بشه و روز به روز بر شمار گرسنگان و مستضعفان اضافه بشه .....
*وجدان بیدار* از بين میرود !
......
وقتی که خرافات و جهالت در جامعه جزو دستور کار باشه و ملت رو بلانسبت خر حساب کنند .....
*اعتماد* در بين مردم از بین میرود !
......
وقتی که بی کفایتی مسئولین باعث گرانی و قحطی و تحریم و نابودی ایران باشد ....
*درآمد و پس انداز و آرامش و تحکیم خانواده* از بين میرود !
......
وقتی مسئولین بزرگترین دزدان سرگردنه هستند و بیانش تخلف باشد ....
*ایمان و اعتقاد* در بين مردم از بین میرود !
......
وقتی که آدرس بهشت را به من و تو آموزش میدهند و خودشان خطاکارترین و دروغگو ترين باشند .....
*مذهب و دیانت* ازبين میرود !
.....
وقتی که تفکیک جنسیتی مهمتر از احترام به حقوق انسان ها و ایجاد فرصت های برابر بشود ...
*آزادی* از بین میرود !
......
وقتی که فیلتر کردن، سانسور و پارازیت انداختن مهمتر از حذف آسیب های اجتماعی بشود ...
*شادابی* از بین میرود !
.....
وقتی که فروش و سود بیشتر مهمتر از هزارجور پالم و زهر مار تو مواد غذایی بشود ...
*سلامت* از بین میرود !
......
وقتی که تقلب و کپی کاری مهمتر از اندیشه و ایده پردازی برای پیشرفت بشود ...
*خلاقیت* از بین میرود !
......
وقتی که ساخت و ساز بیشتر، مهمتر از حفظ محیط زیست و طبیعت و درختکاری میشود ...
*طبیعت* از بین میرود !
.....
وقتی که دلواپسی عقیدتی دانشجویان مهمتر از دلواپسی های علمی شان بشود ...
*دانش* از بین میرود !
......
وقتی که دروغ و ریاکاری در ارتباطات مهمتر از صداقت و راستی بشود ...
*اخلاق* از بین میرود !
......
وقتی که درآمد عسلویه به تنهایی درآمدی معادل *هفت* کشور معادل ایران باشد که ملت بتوانند *لارژ* زندگی کنند ؛
سایر منابع نفتی و طلا و مس و فولاد و پسته و زعفران و ...
به کجا میروند ؟!؟
وقتی که صدای بوق ماشینهای مدل بالا مهمتر از صدای تیشه فرهاد بشود ...
*عشق* از بین میرود !!!
......
وقتی که این مطالب توسط من و تو خوانده میشود و سکوت میکنیم و جرأت نشر آنرا نداریم .....
*شهامت* از بین میرود !!!
با اهداء سلام و احترام، حضور دوستان گرامی ام؛ وقت تون بخیر
🙏💐
جهت تکمیل و انجام رساله دکترا، نیازمند یاری سبز شما عزیزان می باشم!
به همین منظور، پرسشنامه چند وجهی (بصورت آنلاین) تهیه شده! این پرسشنامه می بایست توسط فرد ایثارگر(رزمندگان دفاع مقدس) انجام گردد.
حالا خودتون، پدر گرامی تون، عمو، دایی و همکار و ایثارگران محل کارتون یا هر آنکس که در جرگه پیشکسوتان جهاد و شهادت هستند می توانند انجامش دهند (اعم از ایثارگران و جانبازان و آزادگان دوران دفاع مقدس). که جنگ رو بطور کامل یا بخشی از جنگ رو تجربه کرده اند...
نکته مهم در اینباره اینکه: تا پایان سوالات بایستی انجام شود که ارسال گردد و نتیجه لحاظ شود.
از لطف همگی اتان بی نهایت سپاسگزارم دست تک تک تون رو می بوسم.
https://survey.porsline.ir/s/DfIpdan9
از مکالمه طولانی بپرهیزید
اگر با یک فرد بدبین و شکاک به بحث نشسته اید مطمئن باشید که گفتگوی شما به انحراف خواهید رسید و ادامه یافتن این گفتمان ممکن است به نتیجه مطلوبی نرسد، بخصوص اگر شما هم برداشت های منفی به هر موضوع داشته باشید. از این رو، در همنشینی با این افراد به خاطر خودتان هم که شده اجازه ندهید مکالماتتان طولانی شود.
یاد بگیرید در چنین مواقعی چگونه بتوانید موضوع قابل بحث را تغییر دهید. این یک مهارت مهم ارتباطی است که بسیار مهم و کاربردی است و می توانید در زندگی خود به کار نبرید.
زمانی که قرار است با یک فرد منفی نگر گفتگوی طولانی داشته باشید، سعی کنید این مهارت را به کار گیرید و ماهرانه موضوع قابل بحث را به جهات دیگر سوق دهید و سعی کنید راجع به چیزهایی صحبت کنید که مورد علاقه آنهاست و این گفتگو را طوری مدیریت کنید که بیشتر آنها صحبت کنند و شما سکوت کنید.
https://t.me/ehsasekhooob
چرا از رنج آگاه شویم؟
گاهی از من میپرسند چرا باید وقت خود را به آگاهی از گستردگی رنج بگذرانیم. مردم میپرسند «آیا تلاش برای کم کردن رنج طبیعی نیست؟» البته که هست! بسیار هم طبیعی است. برای سگی که با اتوموبیل تصادف کرده هم طبیعی است که غریبهای را که به کمکش آمده گاز بگیرد. اما گاز گرفتن به سگ کمک نمیکند به مطب دامپزشکی برسد.
زمانی که منبع رنج ما شیرها و ببرها و خرسهایی هستند که به ما حمله میکنند و ما را میخورند، اجتناب کاملاً سازگارانه است. اما پیامد اجتناب از رنج روانی –از خجالت، از سوگواری، از ترس– چیست؟ اگر اجتناب از رنج مستلزم اجتناب از فرد رنجور باشد چه؟ به عنوان درمانگر، باید از خودمان بپرسیم اگر همراهی با رنج کمک کند با مراجعینم همراه شوم، آیا حاضرم با رنج بمانم؟
قصدم این نیست که مشغلۀ ذهنی بیمارگونهای با رنج پیدا کنیم. حتی قصدم این نیست که زمان زیادی را با آن بگذرانیم. میخواهم بگویم مادام که ما تحمل رنج را نداشته باشیم، آگاه یا ناآگاه مجبوریم هم در مراجعین و هم در خودمان از آن روگردان باشیم. همانطور که سباستین مور گفته:
نپذیرفتن تقدیر مشترک
ما را از هم بیگانه میسازد.
آری گفتن به این تقدیر مشترک، در بستر عشق،
آشکار میسازد که همه از یک پیکر واحد هستیم.
– سباستین مور (1985، 94).
📕برگرفته از کتاب توجهآگاهی در اتاق درمان (انتشارات ارجمند)
✍🏻 نوشتۀ ویلسون و دوفرن
ترجمۀ جلالی و کشمیری
https://t.me/ehsasekhooob
Repost from روانشناسیوزندگی(دکترحلاج)
⛔از قهر دوري کنيد
«قهر» يکي از مهلک ترين آسيب هاي يک رابطه است!
قهر، يک رفتار کودکانه است. اين اولين چيزي است که بايد درباره قهر بدانيم. پس هر کدام از ما که از اين حربه به عنوان يک رفتار دفاعي يا رفتاري براي آزار دادن همسرمان يا به هر نيت ديگري استفاده مي کنيم، بايد بپذيريم که اصلا به عنوان يک فرد عاقل و بالغ ظاهر نشده ايم!
حتي کودکان گاهي پس از قهرهاي شديد با دوستانشان پس از چند دقيقه يا چند ساعت آشتي مي کنند و دوباره بازي پرنشاط خود را از سرمي گيرند، گويي به بي اهميتي قهر پي مي برند اما خيلي از آدم بزرگ ها همچنان در رفتار کودکانه خود باقي مي مانند!
البته ناراحت شدن و به اصطلاح «سرسنگين بودن» با همسر زماني که از دست او ناراحت هستيم، هميشه «بد» نيست، حتي مي تواند در شرايطي به عنوان راهي و نشانه اي براي آگاه کردن او از رفتار اشتباهش موثر هم باشد ولي در برخي شرايط و نه هميشه و نه براي مدتي طولاني!
@ravanshenasy_va_zendegy
*محبت ریزی*
🖊️دکتر علیرضا کوشکی جهرمی
■اگه بدون هیچ مقدمه ای از یه نفر بپرسن که به نظرت پنگوئن ویژگی خاصی داره که بتونیم ازش یاد بگیریم؟ احتمالا از ته دل میخنده و میگیه مثل اون لاتی راه نریم شایدم بریم؛ در همین حد.
□جالبه بدونید اصطلاحی وجود داره به نام *Pebbling*. شاید قشنگترین ترجمش *"محبت ریزی"* باشه و یکی از اصیل ترین مفاهیم علم روانشناسی هست. جالبتر اینکه از رفتار همین پنگوئن ها گرفته شده. چون این ساکنین سیاه-سفید قطب جنوب یه عادت جالب دارن که با *"هدیه دادن سنگ به همدیگه ابراز علاقه و محبت ریزی میکنن".*
*●محبت ریزی میگه انسان ها ذاتاً تمایل دارن به هم نوعشون محبت کنن (محبت ریزی) و محبت هم ببینن (محبت گیری).*
○یک مثال ساده:
حتما براتون پیش اومده که وقتی یه پست و مطلب باحال یا خنده دار میبینین، دوست دارین به آدم مهم های زندگیتون هم بفرستین که اون ها هم ببینن؟! این همون محبت ریزی هست و آدم های سالم روانی به شدت بهش گرایش دارن. و جالبه بدونید اینکار، یکی از راه های ارسال پیغامِ "تو فکرتم، برام مهمی، به یادتم، دوستت دارم و ..." شناخته میشه.
▪︎خوب تا اینجا رو داشته باشین.
■از طرف دیگه (pebbling) به معنای *"سنگریزه کردن"* هم هست. یعنی ایجاد بافت یا پوشش دادن سطوح با سنگریزه ها. ظاهراً این تعریف میخواد بگه که انسان ها *بارون نم نم محبت ریزی و محبت گیری رو بیشتر ترجیح میدن تا سیلابی که گاها میتواند مخرب باشد.*
*□با این توصیفات میشه فهمید که بیشترین اثر بخشی محبت ریزی زمانی هست که:*
۱. حتما ابراز بشه و به قول شاعر معروف شفایی اصفهانی:
آن عشق که در پرده بماند به چه ارزد؟
عشق است همین لذت اظهار و دگر هیچ
۲. محبت ریزی و محبت گیری به صورت مستمر و خرد باشد تا منقطع و سیلابی.
*●بریم سراغ درس آموزهای مدیریتی محبت ریزی:*
▪︎با توجه به تفاوت اساسی بین محبت ورزی و محبت ریزی (در محبت ورزی توقع جبران محبت داریم ولی در محبت ریزی چنین چیزی وجود ندارد) قاعدتا ویژگی محبت ریزی از خصائل و مرام رهبران بزرگ است.
▪︎بعضی وقتا آدمها دچار خلأ احساسی یا هیجانی میشن و اون موقعی هست که یک فرد نه احساس خوشحالی داره و نه ناراحتی! نه امید داره نه ناامیده! حتی دنبال پاسخی برای این حالتش هم نیست! نه چیزی خوشحالش میکنه نه برعکس! بیشترین میزان تاثیر گذاری محبت ریزی برای افراد در حالت خلا عاطفی هست و آثار معجره آسایی دارد. بگردید ببینید کدام همکارتون درگیر خلا عاطفی هست، تکنیک محبت ریزی میتونه به شدت کمک کننده باشه.
▪︎خیلی وقتا درد دل مدیران این هستش که میگن همه چی خوب بود ولی یهو فلانی گذاشت رفت، یهو گفت دیگه نمیتونم من رو جابجا کنید و .... همه میدانیم که شیشه عطر شکسته قویترین رایحه رو تولید میکنه، ولی برای آخرین بار! احتمالاً این کارمندا درگیر پدیده شیشه عطر شکسته شدن. با محبت ریزی و اقدامات احساسی کوچک مانند ارسال پیام های متنی، صوتی و ... ، غیر از موضوعات کاری، قدردانی فیزیکی، دیدن کوچکترین تلاش ها و ... اجازه ندیدم که کارکنانمون تو اوج و با بیشترین رایحه به یکباره تموم بشن؛ با محبت ریزی رایحه خوش همیشگی رو میتونیم داشته باشیم.
▪︎"اثر پروانه ای" به ما یاد داد که یک اقدام کوچک گاهاً میتونه پیامدهای بسیار بزرگ و طوفان گونه ای داشته باشه! "اثر پروانه ای هیجانی" به ما گوشزد میکنه که توجه به احساسات و هیجانات کارکنان؛ میتونه طوفانی از احساسات مثبت و اقدامات مثبت رو در یک سازمان و جامعه راه بندازه.
*○در انتها میخوام خواهش کنم به این سوالات فکر کنید:*
• آیا تاکنون تجربه محبت ریزی و محبت گیری را داشته اید؟
• برای اینکه بتونیم محبت ریزی با توجه به درس آموز بالا داشته باشم، چه کارهایی میشه کرد؟
✍شاید خود تروما ما را نکشد، اما سکوت درباره آنچه تجربه کردهایم ذره ذره روحمان را نابود میکند.
از کتاب بدن فراموش نمیکند
نوشته Bessel van der Kolk
https://t.me/ehsasekhooob
Ⓜ️ زندگی مثل والیبال است یا فوتبال؟
🔻۱۸ سالم بود که عمهام متوجه شد شوهرش با یک زن دیگه رابطه دارد. آبروریزی به پا کرد. بعد فهمید فقط رابطه نیست، عقد هم کرده و طرف باردار است. مدتی دعوا و جار و جنجال کرد. ۲۰ سالم که بود از هم جدا شدند.عمهام ۵۶ ساله بود در آستانه بازنشستگی با سه بچه نوجوان و جوان.
🔻۲۲ سالم بود که عمهام بعد از بازنشستگی کلاس نقاشی ثبت نام کرد.نقاشیهایی که می کشید در حد بچههای دبستانی بود. در نظرم یک آدم داغون و شکستخورده بود.به قول فرنگی ها یک لوزر به تمام معنا که حالا سر پیری یادش اومده بود با یک مشت بچه کم سن و سال همشاگردی بشه و نقاشی یاد بگیره
🔻پدرم در نظرم یک قهرمان بود.یک سال با عمه ام اختلاف سنی داشتند. همه چیز زندگی پدرم مرتب و منظم بود.بچههاش درسخون بودند. کار و زندگی مرتبی داشت و کمکم آماده میشد برای بازنشستگی.ده سال از اون زمان گذشت.۳۲ ساله بودم. درسم تمام شده بود در شرکتی کار میکردم.اتفاقی با خواهرم تلفنی حرف میزدم گفت الان گالری هستیم رفتیم خونه بهت زنگ میزنیم. پرسیدم گالری چی؟ گفت نقاشیهای عمه دیگه!
عمه؟ نقاشی؟ گفت آره دیگه الان خیلی وقته این کار رو میکنه.نقاشیهاش رو میفروشه یکی دو جا هم تدریس میکنه. خیلی معروف شده. داشتم شاخ در می آوردم.حالا بعد از چند سال که نگاه میکنم میبینم آدم لوزر من بودم که چنین دیدگاهی به زندگی داشتم و فکر میکردم از یه جایی به بعد پیر هستی و نمیشه چیز جدید یاد گرفت و زندگی را تغییر داد و بعضی کارها را باید از بچگی شروع کرد و گرنه دیگه خیلی دیره.
🔻عمهام بعد از بازنشستگی،زندگی جدید برای خودش شروع کرد و آدم متفاوتی شد اما پدرم یاد گرفت چطور با کامپیوتر بازی کنه و سرخودش را با بازی کردن و شکستن رکوردهای پیاپی خودش گرم کنه.عمهام تبدیل شده به الگوی خانواده.دو تا از خواهرهام بعد از لیسانس رشتههاشون رو عوض کردند و رفتند سراغ چیزی که دوست داشتند. یکیشون کامپیوتر را ول کرد رفت مترجمی زبان.دومی علوم سیاسی را ول کرد رفت سراغ معماری که از بچگی بهش علاقه داشت.
🔻میخوام بگم زندگی مثل بازی والیبال میمونه مثل فوتبال نیست که اگر نیمه اول خیلی عقب باشید نیمه دوم کار خیلی سختی برای جبران دارید.مثل والیبال میمونه. هر ست که تمام میشه شروع ست جدید یک موقعیت تازه است و همه چیز از اول شروع میشه.مهم نیست تا حالا جلو بودی یا عقب. یه مسابقه جدیده (برگرفته از یک مطلب توئیتری)
🛜تحلیل و تجویز راهبردی:
تصور از ما افق های پیش رو بسیار وابسته است به سن و سالمان. هر مقدار که پیش می رویم افق هایمان بسته تر می شود و گزینه هایمان محدودتر.اما به این فکر نمی کنیم که بسیاری از افراد موفق در نیمه دوم زندگی به یکی از شش مطلوبیت شخصی (شهرت،ثروت، قدرت، منزلت، معرفت و یا معنویت) رسیده اند.
🔻ناصرخسرو، در نیمه اول در پی جستجوی بی فرجام حقیقت، دچار سرگردانی شد و برای فرار به شراب و میگساری روی آورد.اما در نیمه دوم غوغا کرد و شد شاعر و نویسنده درجه یک ادبیات فارسی و خالق گنجینههای ادب و فرهنگ.
🔻دیوید سندرز بعد از فوت پدرش از ده سالگی مشغول به کار شد: مامور آتش نشانی،فروشنده بیمه، کارگر کشتی، فروشنده لاستیک و کارگر پمپ بنزین.اما در ابتدای نیمه دوم زندگی، ساندرز برای مشتریان یک پمپ بنزین خوراک مرغ درست میکرد.دستپختش مورد استقبال قرار گرفت و در طول سه دهه بعدی وی به یکی از ثروتمندترین ها تبدیل شد: صاحب رستوران های زنجیره ای معروف کی.اف.سی (KFC ) با حضور در بیش از 100 کشور جهان.
🔻مثال آخر،پیرمردی 92ساله ای از نحوه اداره کشورش ناراضی بود.سال های دور نخست وزیر بود. اما اکنون مدت ها بود که سیاست را کنار گذاشته بود.اما با این حال به خاطر شرایط کشورش تصمیم گرفت که دوباره وارد عرصه سیاست شود. بسیاری پیش بینی می کردند که شکست بخورد و آبرویش برود.اما امروز او مسن ترین نخست وزیر دنیاست: ماهاتمیر محمد از مالزی.
▪️در هر مرحله ای از زندگی که هستید این سه نکته را با خود مرور کنید:
🏷1-هر گذشته ای که داشتم مهم نیست،اکنون اگر از اول می خواستم شروع کنم چه کاری انجام می دادم؟
🏷2-اگر نیمه اول زندگی را 4 بر هیچ عقب باشم،کافیست که نیمه دوم را یک بر هیچ ببرم. لازم نیست با اختلاف 4 گل برنده شوم.
🏷3-خداوند دنیا را سرشار از فرصت آفریده و در کتاب آسمانی خود فرموده آنچه برای شما روا و حلال شده است را برای خود ممنوع و حرام نکنید.پس چرا به این فکر نکنیم که در چهل سالگی یک رشته دانشگاهی جدید بخوانیم،در پنجاه سالگی بعد از یک طلاق تلخ یک ازدواج مجدد شیرین داشته باشیم و در شصت سالگی نویسندگی را شروع کنیم و در هفتاد سالگی راه اندازی یک بنیاد نیکوکاری و در هشتاد سالگی سرمایه گذاری روی ایده های جوانان خلاق.همیشه می توان از نو شروع کرد.
دکتر لشکر بلوکی
https://t.me/ehsasekhooob
انواع بهانه تراشیها
دستههای مختلفی از بهانهتراشی وجود دارد، اما اینها چهار گروه رایجند:
1. موانع: ذهن ما به تمام موانع و سختیهایی که در مسیرمان قرار دارد اشاره میکند.
2. خودداوریها: ذهن تمام کارهایی را که در آنها خوب عمل نمیکنیم، خاطرنشان میکند.
3. مقایسهها: ذهن، بدون هیچ انصافی، ما را با کسانی که از ما بهتر یا بااستعدادترند مقایسه میکند.
4. پیشبینیها: ذهن شکستها، طردشدنها یا سایر نتایج ناخوشایند را پیشبینی میکند.
📚 #برشی_از_کتاب : #شکاف_اعتماد_به_نفس
✍️ اثر: #دکتر_راس_هریس
https://t.me/ehsasekhooob
#کلیپ_جذاب 🎥
📌عنوان:
رنج های دوران کودکی
💠 پدر و مادر خود باشید
https://t.me/ehsasekhooob
📌 کنترل خشم :
💠 از ديدگاه تئوری انتخاب،
خشم يك بيماری نيست.
يك اختلال در ساختار شخصيت نيز به شمار نمی رود، يك مشكل هورمونی يا چيزی كه فراسوی كنترل فرد پرخاشگر باشد هم تلقی نمی شود
بلكه رفتاری است كه فرد به هنگام مواجهه با مانع و ناكامی از خود بروز می دهد.
اين رفتار معطوف به هدفی است و آن هدف رفع ناكامی است.
چون اين رفتار هدفمند است، پس فرد به طور كاملاً آگاهانه آن را انتخاب می كند.
ممكن است بپرسيد چرا افراد خشم را انتخاب می كنند؟
خشم يعنی :
كنترل خودت را از دست بده
تا كنترل ديگران را به دست بگيری!!
وقتي خشمگين می شويم و پرخاشگری می كنيم، در واقع شيوه ای را انتخاب می كنيم تا ديگران را وادار كنيم،
كاري را كه از آنها می خواهيم انجام بدهند.
اين شيوه ای است كه
ما در دنيای مبتنی بر كنترل بيرونی آموخته ايم.
https://t.me/ehsasekhooob
#خودشناسى
📘برگى از كتاب
👈🏿هنگامی که بچه بودم احساس خوبی درباره ی خودم نداشتم. گاهی از خودم نفرت داشتم، احساس می کردم تنها کسی در این جهان هستم که تا این اندازه بی عرضه است و نمی تواند حتی یک دوست داشته باشد و به همین دلیل هم سن و سال هایم که آرزو داشتم با آنها دوست باشم، مرا مسخره می کردند.
👈🏿در نوجوانی هم چیز زیادی تغییر نکرد. فکر می کردم همه چیز عوض خواهد شد. حتی به شهری جدید نقل مکان کردم که کسی در آنجا مرا نمی شناخت. در این شهر هیچ کس چیزی درباره ی کودکی ام نیز نمی دانست اما در این شهر هم بی عرضگی ام در ایجاد روابط اجتماعی همان طور ادامه داشت.
👈🏿متوجه شدم که سفر به شهری جدید و زندگی در آنجا راه حل مشکلی که داشتم نبود. در هر حال من خودم» را همراهم به این شهر نیز برده بودم.
🔅ناگهان روزی خودم را در دوره ی رشد شخصی ای که در محل کارم برگزار می شد یافتم. استادمان در آن دوره چیزی گفت که هرگز آن را فراموش نخواهم کرد.
تمامی به اصطلاح مشکلات شما و تمامی مواردی که در خودتان دوست نمی دارید در حقیقت جزو امتیازات برجسته و ویژگی های مثبت تان هستند.
⭐️او ادامه داد: خیلی ساده می توانم بگویم این موارد در شما غلو شده اند و اندازه شان بیش از اندازه است. کافی است کمی مقدار آنها را کم کنید و به زودی متوجه خواهید شد که شما و تمامی اطرافیانتان این به اصطلاح نقاط ضعف را جزو توانایی هایتان به حساب خواهید آورد. به این شکل نقاط ضعف تان به ابزارهایی شگفت انگیز تبدیل خواهند شد که به سودتان عمل می کنند. تمام کاری که لازم است انجام دهید این است که اندازه ی این به اصطلاح مشکلات را براساس موقعیتی که در لحظه در آن قرار دارید، تنظیم کنید.
🔅احساس کردم که دچار برق گرفتگی شده ام. هرگز چیزی شبیه به این نشنیده بودم. به طور غریزی مطمئن بودم که حرف های او حقیقت دارد. ناگهان متوجه شدم که حس پز دادن» همان اعتماد به نفس اغراق شده در من است.
📘#جوجه_اردك_زشت_درون
#دبى_فورد
https://t.me/ehsasekhooob
فیلم هندی با عنوان: "متاسفم" فقط 1:58 ثانیه طول می کشد. با این حال، پیام آن ماندگار است، زیرا ما باید نه تنها برای ایفای نقش یک انسان، بلکه در واقع انسان باشیم * دوباره یاد بگیریم. کلمه *"Overload"* که در فیلم آمده به معنای: *"بالاتر از ظرفیت"*، بالاتر از ظرفیت تحمل، نگرش، تعهد، وظیفه، مشارکت... آسانسور حرکت نمی کند، بالا نمی رود، به خاطر فردگرایی و حقوقی که هر کدام *فکر می کنند دارند*. تماشا کنید و این به هر یک از ما به عنوان یک بازتاب بستگی دارد...
بی تفاوت نباشیم
خودخواه نباشیم🙏
#تلنگر
آگاه بودن از تنفس توجه را از افکار برداشته و فضاگشایی میکند. این یکی از راههای ایجاد آگاهی است.
از نفس کشیدنت آگاه باش. به این احساسِ نَفَس توجه کن. این هوایی که به درون بدن میرود و خارج میشود را احساس کن. توجه کن که چطور قفسه سینه و شکم با دم و بازدم کمی منقبض و منبسط میشود. یک تنفس آگاهانه کافی است تا درجایی که پیشازاین، جریان افکار، بیوقفه ادامه داشتند فضایی ایجاد شود. یک تنفس آگاهانه (اگر دو یا سه تا باشند حتی بهتر است) که چندین بار در روز انجام شود، یک راه عالی برای آوردن فضا به زندگیتان است.
در حقیقت تنفس چیزی نیست که شما انجامش دهید بلکه چیزی است که شما شاهد اتفاق افتادنش هستید. تنفس خود به خودی اتفاق میفتد. این شعور و آگاهیِ درون بدن است که این کار را انجام میدهد. تنها کاری که باید انجام دهید مشاهده آن است. هیچ تلاش و کوششی در کار نیست. همچنین به وقفهی کوتاه تنفس نیز توجه کنید بهخصوص سکونِ انتهای بازدم پیش از اینکه دوباره دم را شروع کنید.
آگاه بودن از تنفس شما را وارد لحظه حال یعنی کلید تمام تحولات درونی میکند. هرزمان که شما از نفس کشیدنتان آگاه باشید، کاملاً حضور دارید. همچنین ممکن است متوجه شوید که نمیتوانید هم فکر کنید و هم از تنفستان آگاه باشید. تنفس آگاهانه ذهنتان را متوقف میکند.
👤اکهارت تُلِه
https://t.me/ehsasekhooob
