uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Відкрити в Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Показати більше
419
Підписники
-124 години
-87 днів
-1230 днів
Архів дописів
◾️خندیدن، خطر دیوانه قلمداد شدن را دارد، گریستن، خطر احساساتی قلمداد شدن ، .. ابراز احساسات، خطر برملاشدن شخصیت را دارد، عشق ورزیدن، خطر این را دارد که متقابلا به ما عشق نورزند! زیستن، خطر مردن را دارد؛ تلاش کردن، خطر شکست را دارد؛ ولی با خطر نکردن، برده‌ای خواهید بود که گرفتار زنجیر قاطعیت شده است و آزادی را به اسارت داده است؛ تنها یک نفر آزاد است، آن که خطر کند. ▪️#ریچارد_لیدر

🔰🔰راهکارهایی برای صبور شدن فرزندان 🔘خودتون صبور باشید در برخورد با مشکلات زندگی صبور بوده، از ابراز اعتراض‌های علنی و برخورد منفی با کودک خودداری کنید. 🔘گام به گام شروع کنید. بعد از دوسالگی، وقتی کودکتون درخواستی از شما داره، در پاسخ به درخواست‌هاش کمی تامل کنید. گام به گام از ۲۰ ثانیه  شروع و کم‌کم زمانشو اضافه کنید تا درخواست‌های کودک به تعویق بیفته و صبر کنه.  🔘بگذارید خودش کارهاشو انجام بده. در انجام کارهایی که برای کودک مشخص کردین مثل «تمیز کردن اتاق» یا «جمع کردن اسباب بازی‌ها» صبور باشید و مداخله نکنید. 🔘از مواجهه کودک با مشکلات نترسید. اگر کودکتون زمین افتاد یا دستش بُرید، خونسردیتون رو حفظ کرده و اجازه بدید کودک کمی درد رو تحمل کنه. 🔘انتظار رو شیرین کنید. در زمان‌هایی مثل انتظار در مطب دکتر و یا ... برای کودک سرگرمی‌هایی مثل کتاب و پازل ببرید و مشغولش کنید. 🔘به قول‌هاتون عمل کنید به قول‌هایی که بعد از صبر کودک بهش میدین عمل کنید تا نسبت به حرف‌هاتون بی‌اعتماد نشه.

sticker.webp0.36 KB

تحلیل روانشناسی فیلم رگ خواب را با ما ببینید👆👆👆👆💔💔💔💔💔💔 https://t.me/ehsasekhooob
تحلیل روانشناسی فیلم رگ خواب را با ما ببینید👆👆👆👆💔💔💔💔💔💔 https://t.me/ehsasekhooob

قسمتی از #فیلم رگ خواب https://t.me/ehsasekhooob

کلام پایانی در مطلب حاضر با تفکر سوالی آشنا شدیم و آموختیم استفاده از تفکر سوالی (تفکر یادگیرنده) به ما کمک می‌کند بتوانیم هنگام مواجهه با مسائل و مشکلات زندگی، اقدامی آگاهانه انجام بدهیم، گزینه‌ها و امکاناتمان را مشاهده کنیم و به سوی اقدام‌های عملی گام برداریم. در نقطه‌ی مقابل تفکر سوالی، تفکر قضاوتی قرار دارد که بسیاری از ما به آن عادت کرده‌ایم. با هم مشاهده کردیم که تفکر قضاوتی معمولاً ما را به راه‌حل نمی‌رساند، بلکه صرفاً ما را درگیر سرزنش خود یا دیگران می‌کند و در بن‌بست بی‌تصمیمی باقی می‌گذارد. باید به یاد داشته باشیم همه‌ی ما چه بخواهیم چه نخواهیم تفکر قضاوتی را داریم و به طور معمول اولین واکنشمان به رویدادهای بیرونی، قضاوت است. این موضوع فی‌النفسه اشکالی ندارد، به شرطی که بتوانیم پس از لحظات ابتدایی، متوجه این موضوع شده و از مسیر قضاوت‌کننده به مسیر یادگیرنده وارد شویم. به بیان دیگر، همه‌ی ما قضاوت‌کننده‌هایی هستیم که داریم خودمان را بهبود می‌دهیم تا به جای قضاوت به مشاهده بدون قضاوت بپردازیم. به‌کارگیری تفکر سوالی به جای تفکر قضاوتی، به ما کمک می‌کند به جای این‌که خودمان را قربانی و محصول شرایط بیرونی بپنداریم، خودمان را مسلط بر اوضاع و دارای حق انتخاب ببینیم. با تشکر از همکار گرامی ساجد متولیان عزیز🌸 https://t.me/ehsasekhooob/9838

رگ خواب لیلا حاتمی تفکر قضاوتی تغییر از لحظه‌‌ی پرسیدن سوال شروع می‌شود، البته پرسیدن سوالات امکان‌محور که اقدام را هدف می‌گیرند. وضعیت مینا از زمانی تغییر می‌کند که او از مسیر قضاوت‌کننده به مسیر یادگیرنده پا می‌گذارد. اینجاست که مینا پیش‌فرض‌های خودش را یک‌بار دیگر مورد ارزیابی قرار می‌دهد و این سوال مهم را از خودش می‌پرسد: آیا ادامه‌ی رابطه با کامران به سود من است؟ و وقتی به این پاسخ قطعی می‌رسد که خیر، مسیر اقدام برای او مشخص می‌شود. هر چند مینا برای عملی کردن اقدام آگاهانه‌اش (قطع رابطه با کامران)، متحمل درد و رنج می‌شود؛ اما از چرخه درد و رنجی که سال‌ها در آن قرار داشت خارج می‌شود و به هشیاری دست می‌یابد. در واقع مینا گزینه‌هایی را که پیش رویش قرار دارد، مشاهده می‌کند و این بار نه از روی ترس و نیاز بلکه از روی آگاهی تصمیم می‌گیرد که یکی را انتخاب کند. https://t.me/ehsasekhooob/9849

#موسیقی #قیلم رگ خواب https://t.me/ehsasekhooob

📚 ادامه‌ی تحلیلِ رگ خواب به نظرم آن چه انگیزه اصلی مینا به ادامه رابطه با کامران است اثبات نادرستی کامران به همه ی اطرافیان است.مینا از یک سو خود را شیدای دیوانه وار کامران نشان می دهد اما از دیگر سو به درستی و عشق او باور ندارد همان طور که به محبت مهمترین مرد زندگی اش(پدرش) اطمینانی نداشت .پدری که باید سرچشمه ی سیراب کردن محبت مینا می شد با کم محلی هایش او را تا ته جهنمی ویران کننده می برد؛ و کامران یکی است مثل همان پدر از سویی عاشقانه دوستش دارد از طرفی از طرد شدن از سوی او واهمه دارد .حتی در عاشقانه ترین زمان هایی که کنار کامران است نگران پس زدن های کامران است.این حس اجتناب و طرد درونی کاری می کند که هیچ گاه نتواند نگاهی واقع بینانه به عشق داشته باشد.همیشه می ترسد که در اوج کامروایی هم فردایی نباشد.در این دوگانگی عشق و ترس کم کم فضای ذهنی مه ۀود و طوفانی می شود.او این رابطه ی بی هوده را ادامه می دهد نه به این دلیل که کامران را برگرداند که اثبات کند این کامران هم مثل پدرش فردی بی محبت و تحقیر کننده است.و این گونه مینایی که به نفرت از خود معتاد شده بود،هر کاری می کند که آدم های مهم اطراف خود را بی رحم نشان بدهد.انتقاد آیدا دوستش برای نریختن تفاله در سینک ظرفشویی را چنان از دید او می بینیم که انگار دوستش بدترین جفا را در حق او کرده است.زمانی که در انتها به رستوران می رود و برروی زندگی کامران و معشوقش بالا می آورد ترحم همه را بر می انگیزد حتی خانم صندوقداری که قبلا با او به درشتی رفتار کرده بود.و این جلب ترحم و شفقت دیگران بالاترین هنری است که مینا دارد. در پایان مینا را می بینیم که نزد پدرش برگشته و به او قول می دهد که دیگرراه درست را انتخاب کند.با این که خیلی دوست داریم فیلم را با پایان خوش ببینیم با خود می گوییم یعنی دیگر این شفقت طلبی ها،وابستگی های افراطی،حساسیت ها به طرد شدن،تحقیرخودها،شاد نبودن ها،تنفرها و بیزاری ها از خود وخلاصه به هر دری زدن که "مینا نباشی" با این قول تمام شد!؟

📚 نقدِ رگ خواب #دکتر_ارسیا_تقوا. روان‌پزشک 📎 باغ زیبای غرق خار کامران شخصیتی سرراست و آشنا دارد. نمونه‌ای از خیل جوان‌های جویای نامی که برای سری در سرها در آوردن به هر دری می‌زنند. و در راه این برکشیدن خود هر آشنا و دل سپرده قبلی را به سادگی کنار می گذارند.نمونه های سینمایی زیادی از این دست جوان ها می شناسیم که برای کسب نام و جاه تعلقات قبلی خود را کنار گذاشتند و رفتند.کامران نسبت به سعید کنگرانی دایره مینا شاید امروزی تربه نظر برسد درس خوانده است،فرانسه می داند،حرف های قشنگ قشنگ می زند،موسیقی می شناسد اما جلوتر که می رویم  شاید بتوان گفت شخصیت کامران تفاوت زیادی با سعید کنگرانی چهل سال پیش دایره مینا نکرده است.چه کامران و چه سعید هرگاه در باد موافق جریان دیگری قرار بگیرند که جاه طلبی آن ها را ارضا می کند به راحتی تعلقات گذشته را رها می کنند و پی کامیابی خود می روند.با این نظر کامران در رگ مینا نه چندان کاراکتری جدید است و نه چنان پیچیده که شناخت او کاری سخت باشد.از دیگر سو مینا که شخصیتی ساده اندیشتر از کامران دارد.به سادگی خام او می شود و گول حرف های فریبنده او را می خورد،همچون بازیچه ای در دستان کامران این سو و آن سو می شودهرحرف او را گوش می کند .با این حساب شخصیت نخ نمای کامران کسی را به دنبال خود می کشد که از خودش ضعیفتر و شکننده تر است؛پس ما چرا به تماشای این شخصیت شکننده،ضعیف و آویزانی جلب می شویم و تمایل داریم که او را تا آخر دنبال کنیم که خود آویزان جویای نامی حقیرانه ی خودش است؟! مینا مشکلات درونی زیادی دارد کم طاقت است،عصبی است،درسش را ناتمام رها کرده،هیچ کاری را تا انتها به آخر نمی رساند در کاری چون کارگر فست فودی هم مدام اشتباه می کند جوری که از این کار هم اخراج می شود. در زندگی اولش ولو همسرش معتاد بوده،شکست خورده،خجالتی و شکننده است،جرات اعتراض، و از خود دفاع کردن ندارد،با شادی چندان قرابتی ندارد،قرص های آرام بخش می خورد،یک دوست بیشتر ندارد که با همین دوست هم چندان نمی سازد و سرمساله ای کوچکی چون تفاله ی چای در سینک نریختن قهر می کند،با یک تلفن یادش می رود جویای حال پدرش شود؛ خلاصه بد ذلیل مضمحلی است.با این وصف تماشاگرعافیت طلب بی آن که مینا را رها کند تا به آخر فیلم او را دنبال می کند.به راستی مینا چه چیزی برای تماشا دارد؟ ساده اندیشانه است که علت میل به تماشای سرنوشت مینا را لیلا حاتمی بدانیم؛ می دانید لیلا حاتمی علاوه بر فیلم لیلا فیلم هایی چون آسمان محبوب،نارنجی پوش و میکس هم در کارنامه اش با کارگردان بزرگی چون داریوش مهرجویی دارد که بسیاری برغم این نام های بزرگ آن را دنبال هم نکرده اند؟! اگر بگوییم فیلم را دنبال می کنیم چون می خواهیم بدانیم فرجام این عاشقانه به کجا می رسد ؛باز هم نمی تواند حدس درستی باشد از اواسط فیلم و پیش از آن که کامران و خانم منصور را در فرودگاه ببینیم و بعد سیرقهقرایی مینا را شاهد باشیم هم مطمئن شده ایم رابطه ی کامران و مینا به اتمام رسیده است. حتی آن زمان که مینا عاشقی را می دید که به خاطر او کاهگل می خورد این عشق عیب و ایرادی داشت،نه به این دلیل که کامران عاشقی تمام و کمال نبود که مینا خصوصیاتی داشت که راه عشق وعاشقی را بر او می بست.او ساعت های خوشی را با یاد کامران داشت اما در کنار خود کامران چندان شاد نبود گفتگوهای آن ها از جنس دیالوگ نیست ،مینا در کنار کامران بیشتر یاد خلاهایش است تا در کنار او به مفاهمه ای برسد.شرط دلبستگی کمک به بلوغ رابطه است مینا درراه این عشق تازه بچه تر می شود،شکننده بود شکننده تر می شود،گریه و گله و شکایتش بیشتر می شود.بیشتر دلمان برایش می سوزد و از این که کامران به او کم محلی می کند ناراحت می شویم و حتی رفته رفته از این جوان خوش سیما متنفر می شویم.این قدر خشممان اوج می گیرد که وقتی در انتها خورد شدن کامران در صحنه ی رستوران را می بینیم دلمان خنک می شود، که حقش بود! کسی که پای عهد خود نماند باید هم این چنین بلایی سرش بیاید! کامران برای حفظ این رابطه از جایی دیگر تلاشی نمی کند و به نظر می رسد که مینا عشق خود را یک طرفه پیش می برد.در خانه ای منزوی، بی یار و بی خانواده ای ادامه می دهد.شاید پیش خود فکر کنیم آن چه او را به ادامه دادن در این محیط سرد و ترسناک ترغیب می کند عشق او به کامران است.اما این چه عشقی است که دیگر نه گرمایی دارد نه طراوتی !با این حساب دل مینا به چه چیزی خوش است و از چه کانون گرمی دارد مراقبت می کند.در یک سوم انتهایی سردی عبث ناک زندگی مینا تماشاگر رابه اوج تاسف می برد.اما لیلا کماکان ادامه می دهد تا انگار چیزی را اثبات کند.این که کامران دنبال کامروایی خودش است این را که خیلی زودتر فهمیده ایم و فهمیده است.از همان دندانپزشکی ،از همان نیامدن ها، از همان حقیرشدنی که شاگرد کامران می گوید اگر کامران نیست ما هستیم! 🔻 بقیه در ادامه...

💎چگونه بعضی ها در هر مکانی خیلی راحت باب گفتگو را با دیگران باز می کنند؟ 🔴معمولا کسانی که به طور غیرکلامی، قابل اعتماد به نظر می رسند، بیشترین شانس را برای برقراری ارتباط با دیگران دارند. این دسته از افراد بی خطر به نظر می رسند. خانم های مسن و ریز نقش راحت تر از مردان عضلانی درشت اندام، شروع به حرف زدن می کنند. این دسته از افراد پوششی "بی خطر" به تن دارند. پوشیدن لباسهای غیررسمی معمولی بیش از چرم مشکی و زنجیر آویزان، احساس امنیت ابجاد می کند. آرام ایستادن در یک ایستگاه اتوبوس در اواسط روز، شانس برقراری ارتباط را بیش از ورود به همان ایستگاه اتوبوس، در نیمه شب با حالتی مست، افزایش می دهد. 🔴کسانی که راحت باب گفتگو را باز می کنند، از زبان بدنی صمیمانه بهره می برند. آنها با چهره ای غمگین یا تکان های عصبی،سرشان را به پایین خم نمی کنند و با حالتی آسوده گام برمیدارند. نشانه های حفاظتی مثل دست به سینه ایستادن یا به جلو آوردن شانه ها و یا نشانه های "هرجا غیر از این جا" مثل نگاهی خیره، حاکی از حواس پرتی یا اخم های متفکرانه بروز نمی دهند. آن ها به طور طبیعی اغلب چهره ای بشاش دارند که حاکی از آن است که می توان از بودن با آن ها لذت برد و در امان بود. به خاطر بسپارید مطالعات اخیر نشان می دهند افرادی که لبخند بر لب دارند، در مقایسه با کسانی که چهره ای عادی دارند،خوشبین تر به نظر می رسند! #زبان_بدن https://t.me/ehsasekhooob

#تیکه_کتاب یکی از مضرترین تمایلاتی که من در طبیعت بشر دیده‌ام ناراضی بودن از حال و چشم‌داشت به آیندهٔ مجهول است. به جای اینکه از گل‌های زیبایی که در کنار پنجره اتاق‌مان روییده است لذت ببریم در عالم رؤیا به گلستان سحرآمیزی که در کرانهٔ افق است چشم دوخته‌ایم. بعضی چیزها در جهان خیلی مهم‌تر از دارایی هستند. یکی از آنها توانایی خوش بودن با چیزهای ساده است. 📕 #آیین_زندگی ✍🏽 #دیل_کارنگی

🌈 یک تحقیق جدید دیگر نشان میدهد، نوشیدن قهوه می‌تواند خطر شکل گیری الزهایمر  را کاهش دهد.

خشمی که جایی برای رفتن ندارد به شکل افسردگی، خودانزجاری و اقدامات خود مخرب به شخص باز می گردد. بسل ون در کولک ✍ بدن فراموش نمی کند📕 اکبر درویشی

🔴🔹مدارس استان تهران در کلیه مقاطع  ‌فردا سه‌شنبه غیرحضوری شد! 🔹با توجه به تداوم سرما و برودت هوا و پایداری جو،مدارس استان تهران در کلیه مقاطع تحصیلی فردا سه شنبه تعطیل شد.

💎بانوی معلمی که در مدرسه ناشنوایان یکی از آهنگ‌های معین را به دانش‌آموزان آموزش می‌دهد واقعا عشق این معلم برای کار با دانش‌آموزان ناشنوا قابل تحسین است👌👌🥰

ریچارد آلپرت ملقب به رام داس، روانشناس آمریکایی و استاد دانشگاههای هاروارد و پرینستون، صحبتهای استادش،ماهاراجی را در سه کلمه خلاصه می کرد: عاشق انسانها باشید،به انسانها خدمت کنید و خداوند را فراموش نکنید.

از امروز تا یک ماه یه به خودت قول بده یه سری عادت ها رو برای خودت ایجاد کنی و سعی کن هر روز بعد از بیدار شدن یه بار خودت مرورشون کنی! -سعی کن با آدمای اطرافت مهربون تر باشی،بیشتر لبخند بزنی..قشنگ تر صحبت کنی -رویاهاتو فراموش نکنی و یکی یکی براشون برنامه ریزی کنی -زود عصبانی نشو!اجازه نده هرکسی یا هر مسئله ی به راحتی ذهنتو بهم بریزه! -به خودت اعتماد کن،باور کن که لیاقتشو داری و نمیخوای یه آدم معمولی باشی! -به خودت،ظاهرت،محیط اطرافت نظم بده،اهمیت بده؛تا ذهنت هم آروم بشه.. -خوشحال باش و تو حال زندگی کن،بین تو و رسیدن به آرزوهات دیواری هست به نام اعتماد به خدا پس امیدوار باش!

کو آن‌که داند مشکلِ من این مِحنتِ بی‌حاصلِ من تا کِی خداوندا جُدایی وای از من و وای از دلِ من 🎵 تصنیف دلنشین #به_دنبال_دل 🎙 با صدای زیبای بانو #حمیرا آهنگ و تنظیم؛ علی تجویدی • ترانه‌سرا ؛ معینی کرمانشاهی 𝐉𝐎𝐈𝐍 ❥❥𖦤‌‍‎‍‎‌‌‍‎‌ @Cafemusic_3 🔇