روانشناسی-احساس خوب
Відкрити в Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Показати більше420
Підписники
-224 години
-57 днів
-930 днів
Архів дописів
👨👩👧👦 چگونه به استقلال فرزندانمان کمک کنیم؟
بدون شک همهی والدین آرزو دارند که فرزندانشان در بزرگسالی به افرادی تبدیل شوند که توانایی انجام کارها و تصمیمگیریها را به صورت مستقل داشته باشند. اما ما به عنوان والدین چگونه میتوانیم به این توانایی کمک کنیم؟
🤔 به فرزندانمان اجازهی تصمیمگیری بدهیم:
قطعاً نمیتوان از فردی که تا دوران جوانی تمام تصمیمهایش توسط والدین گرفته میشود انتظار داشت که ناگهان در دوران بزرگسالی بتواند به راحتی در مورد انتخاب مسیر شغلی، همسر و سبک زندگی تصمیم بگیرد. توانایی تصمیمگیری را میتوان از همان کودکی با دادن حق انتخابهای کوچک، مانند انتخاب لباس، زمان انجام تکالیف یا نوع غذای مورد علاقهشان، در آنها پرورش داد. به مرور و متناسب با سن و تواناییهای فرزندمان، میتوانیم دامنهی این انتخابها را گستردهتر کنیم.
👏 به تلاشهای فرزندانمان احترام بگذاریم :
شاید بستن بند کفش اکنون برای ما کاری بسیار ساده باشد، اما باید به خاطر بیاوریم که این کار در کودکی چقدر میتوانست چالشبرانگیز باشد. پس هنگامی که میبینیم فرزندمان در حال تلاش برای بستن بند کفش خود یا کارهایی از این قبیل است، به جای اینکه او را سرزنش کنیم یا گوشزد کنیم که این که "این کار که ساده است" یا از سر دلسوزی خودمان این کارها را برایش انجام دهیم، به او اجازه دهیم که خودش تلاش کند و شکست بخورد و یاد بگیرد. در کارهایی که انتظار داریم فرزندمان در این سن تلاش کند که انجام دهد، تنها زمانی که واقعاً از ما کمک خواست، با راهنماییهای هوشمندانه به او یاری برسانیم. مثلاً اگر میبینیم که کودکمان برای مدت طولانی است که برای بازکردن ظرف خیارشور به مشکل برخورده است، ضمن احترام به تلاش او و بیان اینکه میدانیم که این کار سختی است، بگوییم که "گاهی اوقات زدن یک ضربهی قاشق روی در ظرف خیارشور هم میتواند کمککننده باشد".
🤷♂️ برای جواب دادن به سوالات فرزندمان عجله نکنیم:
بسیاری از والدین فکر میکنند که اگر به تمام سوالات فرزندشان جواب ندهند یا نتوانند از پس تمام نیازهای آنها بربیایند، نشاندهندهی ضعف آنهاست. این در حالی است که فرزند باید یاد بگیرد که گاهی اوقات خودش جواب سوالات و نیازهایش را پیدا کند. برای مثال اگر فرزندمان از ما پرسید که "چرا باران میآید"، به جای سریع جواب دادن در مورد علت آن، ابتدا بگوییم که "چه سوال جالبی" و بخواهیم که او نظرش را بگوید و بعد بگوییم که "چه خوب است که برای پیدا کردن جواب کامل آن به منابع مراجعه کنیم". یا اگر فرزندمان پرسید که "چرا امروز حالش خوب نیست"، بگوییم که "شاید بهتر باشد نظر دکترت را در این زمینه بپرسیم".
🌈 امید را از فرزندانمان نگیریم:
یکی از ترسهای رایج والدین که از سر دلسوزی برای فرزندشان با آن مواجه هستند، ترس از شکست و ناامیدی است. اما گاهی برای محافظت از شکست، ناخواسته آنها را از تلاش کردن، امید داشتن، و آرزو داشتن محروم میکنیم. اگر کودکمان یک روز با خوشحالی به ما گفت که میخواهد مهندس معمار شود، کافی است به جای اینکه در اولین برخورد با اشاره به نمره های ریاضیش او را از این کار باز بداریم، با او همراه شویم، به او احترام بگذاریم و از او بخواهیم که بیشتر برای ما توضیح دهد که چرا این شغل را دوست دارد و چطور میخواهد به آرزوی خود برسد.
با همراهی، احترام و اعتماد به فرزندانمان، میتوانیم آنها را به سمت استقلال و خوداتکایی هدایت کنیم تا در آینده به افرادی توانمند و تصمیمگیرنده تبدیل شوند🌟
📖 برگرفته از Faber A. and Mazlish E., Encouraging Autonomy, “How to Talk so Kids Will Listen and Listen so Kids Will Talk”
📝 دکتر مهران زارع
پزشک و پژوهشگر علوم اعصاب
#فرزندپروری
زیر باران برقصان مرا…
میان خیابان برقصان مرا!
میان ترافیک و دود و مه…
نفس گیر تهران برقصان مرا…
تو جانی تو جانی تو جانی مرا تو هر لحظه ورد زبانی مرا… من از نو به دنیا میآیم اگر! دوباره بخوانی بخوانی مرا 🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥
سلام
من این را در گروه قرار میدم 👍☺️
تا دوستان پاسخ را برای خودتان ارسال کنتد💥
باسلام اینجانب دانشجوی دندانپزشکی هستم و موضوع تحقیقاتی ما درمورد وضعیت سلامت دهان ودندان هموطنان می باشد درصورت تمایل ممنون میشوم به پرسش نامه پاسخ دهید باتشکر.
✅وضعیت سلامت دندان
⏹ تعداد دندان ترمیم شده
⏹ تعداد درمان ریشه
⏹تعداد ایمپلنت
⏹ تعداد پوسیدگی
⏺ سن
⏺ بیماری
دیابت
بیماری قلبی
📎
*دنیا چگونه با "ما" حرف میزند؟!*
🔴"من ۳ بار در کالج رد شدم. بیش از ۳۰ بار برای استخدام اقدام کردم اما همیشه تقاضای من رد شد! زمانی که KFC برای اولین بار به چین وارد شده بود، ما ۲۴ نفر بودیم که برای استخدام تقاضا داده بودیم، اما من تنها نفری بودم که نتوانست وارد شود! برای ورود به پلیس هم تقاضا داده بودم که آنجا هم تنها متقاضی ناکام بودم. در ضمن ۱۰ بار برای ورود به دانشگاه هاروارد در آمریکا اقدام کردم که هر ۱۰ بار پاسخ منفی بود..."
🟢شاید فکر کنید اینها خاطرات یک بیمار روانی یا آخرین نامه کسی است که به دلیل افسردگی شدید خودکشی کرده است! اما اگر چنین فکر میکنید سخت در اشتباهید؛ چرا که اینها جملات جک ما (Jack Ma) خالق سایت معروف عليبابا و یکی از ثروتمندترین افراد دنیا است.
🔵نتیجهگیری: هیچ وقت به خاطر یک، دو یا چند بار شکست ناامید نشوید. بدانید که گاهی اوقات شکست راهی است که از آن طریق دنیا به شما میگوید ماموریت شما در زندگی در جای دیگری است!
🌸
تو بگومگوها چیکار کنیم که ماجرا به دعوا ختم نشه؟
۱. شکایت کنید ولی سرزنش نکنید، شکایت رفتار رو نشونه میده ، سرزنش شخصیت رو ، آدمها دوست ندارن شخصیتشون زیر سوال بره ، پس به جای گفتن اینکه چیزی رو برمیداری بذار سرجاش دیگه چقدر تو تنبلی! بهتره بگیم حجم کارهای خونه به اندازه کافی خسته کننده ست، این رفتار تو خسته کننده ترش میکنه
۲. به جای تو بیشتر از جملاتی استفاده کنید که با من شروع میشه ، هیم گینات میگه عبارتهایی که با "من" شروع میشه بار سرزنش و عیب جویی کمتری داره و شنونده در برابر اون کمتر دفاعی میشه به جای گفتن تو به خرج کردنا توجهی نداری بهتره بگی من از هردومون میخوام که بیشتر پس انداز کنیم!
۳. . تو بحث ها مودب بودن به نفع خودته به سه دلیل یک بی ادبی فقط لج آدم رو بالا میاره. دو تو دلش بمونه شر میشه و سه آدم بیشتر دوست داره به حرف آدم مودب گوش بده. پس از لطفا، ممنونم میشم اگه و ... تو رابطه تون زیاد استفاده کنید.
تشویق کودک به بازیهای خلاقانه:
- کودکان با بازیهای خلاقانه مانند ساختن اشکال با لگو یا کشیدن نقاشی، مهارتهای حل مسئله و تخیل خود را تقویت میکنند. به جای اسباببازیهای پیچیده، از او بخواهید با وسایل ساده مثل کاغذ و مداد دنیای خودش را بسازد.
🌀 این است عاقبت آنچه خوشآیند میدانی
بخش دوم
مطلب فوق برای کسانی که تصور میکنند اراده ضعیفی دارند و نمیتوانند بر عادات نامطلوب غلبه کنند، درس قابلتوجهی دارد.
درواقع چیزی به اسم اراده ضعیف یا قوی نداریم. کسانی که ما آنها را افراد بااراده میخوانیم آدمهایی هستند که ناخودآگاهشان براثر تمرین و تکرار، عادت به پیروی از خودآگاهشان کرده است.
از حیث ارتباط و هماهنگی، میان خودآگاه و ناخودآگاه شما فاصله یا شکافی وجود دارد. هرقدر از احساسات و تمایلات خودکار، بیشتر اطاعت کنید، این شکاف عمیقتر میشود و ترک عادات، سختتر. برعکس، هرقدر عادت به ترک عادت داشته باشید، ناخودآگاه شما هشیار میشود و یاد میگیرد از آنچه خودآگاه آن را صحیح میداند تبعیت کند.
توصیه حافظ نیز همین است:
از خلافآمد عادت بطلب کام که من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم
و نظامی که میگوید:
هرچه خلافآمد عادت بود
غافلهسالار سعادت بود
اراده شما با ضرب و زور و قول و قرار تقویت نمیشود. بجای آن لازم است شناخت خود را نسبت به ماهیت و نتایج آن شی یا رفتار، عمق ببخشید. زبان خودآگاه شما زبان روزمزه است، زبان گفتگو و آموزش و قول و قرار ارادی. اما ناخودآگاه شما زبان خاص خودش را دارد و شما باید به زبان خود او با او حرف بزنید.
باید بخش ناخودآگاه را با دانستههای مفید و تکاندهنده بمباران کنید، اطلاعاتی نه لزوما از جنس حرف و نصیحت و قول و قرار، بلکه از جنس هنر، موسیقی، عکس، تکرار و تمرین.
در بعضی کشورها بر روی پاکت های سیگار عکس های دلخراشی از بیماران سیگاری و وضعیت بدن آنها چاپ می کنند.
این تصاویر هیچ اطلاعات جدیدی به مصرف کننده نمی دهند بلکه با ناخودآگاه او حرف می زنند: این است عاقبت آنچه که خوش آیند میدانی.
دکتر ساسان حبیب وند
🌀 این است عاقبت آنچه خوشآیند میدانی!
(مطبی درباره ضعف اراده)
بخش اول
میدانستم که غذاهای چرب، شیرین و فرآوریشده زیانآورند و باید از زندگیام حذف شوند. میدانستم که پرهیز از این خوراکیها، تغذیه سالم و ورزش، بهویژه پس از چهلسالگی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. اما گویی زنجیر عادت و لذتهای اعتیادآور مرا به روش کهنه و ناسالم زندگیام بسته بود و مانع از تغییر میشد.
🔹 علیرغم نارضایتی و کشمکش درونی، همچنان به آن سبک نادرست ادامه میدادم. هر روز به خودم میگفتم: «فردا همه چیز را تغییر میدهم... از فردا شروع میکنم... فردا، فردا، فردا...» تا اینکه آن دردها از راه رسید.... پس از مراجعه به پزشک و انجام آزمایش، به من گفته شد که وضعیت سلامتیام جدی است و باید سبک تغذیه و زندگیام را تغییر دهم.
🔹 ناگهان انگیزهای بسیار قوی در من شکل گرفت. به خانه برگشتم و همه خوراکیهای ناسالم را دور ریختم. اهل سیگار، الکل یا سموم دیگر نیستم اما رژیم غذاییام را اصلاح کردم، ورزش را به برنامه روزانهام افزودم، مقدار قابلتوجهی وزن کم کردم و سبک زندگی متفاوتی را در پیش گرفتم.
🔹 آن اتفاق تلنگری محکم به ذهنم زد و همه چیز را دگرگون کرد. گویا دانستهها و خواستههایم منتظر ضربهای بودند که آنها را به نیرویی بزرگ برای تغییر و حرکت تبدیل کند.
🔹 سقراط و افلاطون بر این باور بودند که علت رفتارهای نادرست آدمها، جهل است. آنها میگفتند هرکس مرتکب کار نادرستی شود، در حقیقت تفاوت میان خوبی و بدی را درک نکرده است؛ زیرا اگر واقعاً میدانست که عملی زیانآور است، آن را انجام نمیداد. آنان میپرسیدند: چگونه ممکن است کسی بداند که کاری او را به درد و گرفتاری میاندازد و باز، آن کار را انتخاب کند؟
🔹 اما ارسطو موافق نبود. او معتقد بود که رفتار نادرست همیشه از جهل ناشی نمیشود، بلکه گاهی از سر ضعف اراده است. او استدلال میکرد که بسیاری از افراد میدانند که دروغگویی ناپسند است، تجاوز شرمآور است یا پرخوری موجب بیماری است، اما باز هم این کارها را انجام میدهند. پس آگاهی و تشخیص، لزوماً مانع ارتکاب خطا نمیشود و مسئله فقط آگاهی نیست، بلکه عامل دیگری نیز در میان است: ضعف اراده.
🔹 اخلاق ارسطویی، بهحق، بهخاطر اعتدال و واقعبینی همواره تحسین شده است و من نیز با آن موافقم؛ اما در این مورد، حق با سقراط و افلاطون است. بهنظر من انسانها مرتکب خطا میشوند، چون در واقع آگاهی و شناختشان کافی نیست اما لازم است آگاهی را به دقت تعریف کنیم.
🔹 فروید نشان داد که ذهن ما از دو بخش عمده تشکیل شده است: بخش خودآگاه، جایی که به افکار، تصمیمات و اعمال خود آگاهیم. بخش ناخودآگاه، جایی که اطلاعات پنهان، خاطرات قدیمی، هیجانات و تمایلات عمیق ما ذخیره شده است. بخش عمدهی کنشها و واکنشهای ما ارادی و آگاهانه نیستند، بلکه بهصورت خودکار، نیمهآگاه یا حتی ناخودآگاه رخ میدهند.
🔹 اگر داستانی بامزه دربارهی سرقت یک کیف پول را برایتان تعریف کنند، ناخودآگاه خواهید خندید. اما اگر در پایان بفهمید که آن کیف پول، کیف خودتان بوده است، بلافاصله خندهتان جای خود را به خشم یا اضطراب خواهد داد. این نشان میدهد که دانستههای ما حتی واکنشهای ناخودآگاهمان را نیز شکل میدهند.
من نیز، مانند بسیاری دیگر، از زیانهای سبک زندگی ناسالم آگاه بودم، اما این آگاهی فقط در سطح خودآگاه من بود. در حالی که ناخودآگاهم، آن غذاها و آن سبک زندگی را همچنان دلپذیر و مطلوب میدانست.
🔹 اما زمانی که این آگاهی از سطح خودآگاه به ناخودآگاهم نفوذ کرد، یعنی وقتی با یک واقعیت عینی و جدی روبرو شدم، احساس و رفتارم تغییر یافت—بدون آنکه، به قول ارسطو، به «ارادهی خاصی» نیاز داشته باشم.
🔹 در روانشناسی و توسعهی فردی، روشهای مختلفی برای ترک عادات نامطلوب یا ایجاد عادات مطلوب هست، از جمله تکرار و تلقین، اما همهی این روشها، در اصل، راههایی برای انتقال آگاهی از سطح خودآگاه به ناخودآگاه هستند.
🔹 در حقیقت، آنچه عموم مردم از آن به «اراده» تعبیر میکنند، موجودی مستقل از شناخت نیست، بلکه حاصل اهمیت و ضرورت یک چیز در ذهن ماست. هرگاه اهمیت چیزی را با تمام وجود درک کنیم، آن را انجام خواهیم داد. اگر چنین نشود، به این معناست که هنوز در عمق ذهنمان، به قدر کافی آن را مهم نمیدانیم.
بخش دوم، بهزودی
*
تا دیر نشده سراغ انجام کاری برو که مدت هاست از آن طفره میروی!
موضوع انتخاب نشده همان چیزى است که باعث بروز مشکل مى شود. اگر کارى با موضوع انتخاب نشده نکنید، جایى در ضمیر ناخودآگاه تان عفونتى جزئى ایجاد مى کند و بعدآ از شما انتقام مى گیرد. شما قرار است چه کاری انجام بدهید که مدام از زیر آن شانه خالی می کنید؟
زندگى نزیسته در اثر عدم استفاده به سادگى «راهش را نمى گیرد برود»، یا به صِرفِ اینکه دورش بیندازیم و فکر کنیم دیگر به دردمان نمى خورد از بین نمى رود. برعکس، زندگى نزیسته آتش زیر خاکستر است که با افزایش سنّمان سربرمى آورد و مشکل ساز مى شود و حتى گاهى خیلى مشکل ساز.
البته هیچکس نمى تواند تمام امکانات زندگى را در اختیار داشته باشد و با آنها زندگى کند، اما جوانب اساسى اى از وجود شما هست که باید وارد زندگى تان شود وگرنه هرگز احساس رضایت خاطر نخواهید کرد.
وقتى در دوران میانسالى افسرده مى شویم و ناگهان از همسرمان، شغلمان، و زندگى مان متنفر مى شویم مى توانیم مطمئن باشیم که زندگى نزیسته مان در پى جلب توجه ماست. وقتى احساس بى قرارى، ملال یا پوچى مى کنیم و به رغم اینکه زندگى بیرونى مان سرشار از ثروت است زندگى مان را توخالى مى بینیم، زندگى نزیسته از ما طلب مشارکت مى کند.
انجام ندادن این کار شیره وجودمان را مى کشد و دلسردمان مى کند و احساسى منفى از ملال یا شکست وجودمان را فرامى گیرد. همانطور که شاید قبلا کشف کرده باشید، بیشتر کار کردن یا بیشتر کسب کردن هم ناراحتى یا نارضایتى تان را فرو نمى نشاند. سرکوب کردن این احساسات سرکش یا انجام دادن کارها با احساس وظیفه شناسى هم کافى نیست. «مراقبه کردن روى نور» یا تلاش براى فراتر رفتن از رنج و درد زندگى زمینى هم مؤثر نیست.
تنها آگاهى از خصوصیات سایه مى تواند کمک تان کند تا جایگاه مناسبى براى تاریکى پنهان درونتان بیابید و به این ترتیب تجربه رضایت بخش ترى خلق کنید. انجام ندادن این کار یعنى به جاى بیدار شدن و دعوتِ زندگى والا را لبیک گفتن، در دام ملال، تنهایى، برافروختگى و نارضایتى هاى زندگىِ محدود باقى ماندن.
پرحرفی به خودی خود یک اختلال روانی محسوب نمیشود، اما میتواند نشانهای از برخی اختلالات روانی یا شخصیتی باشد. در واقع، اینکه چه زمانی پرحرفی به عنوان یک مشکل در نظر گرفته میشود، بستگی به میزان آن، تأثیر آن بر زندگی فرد و سایر علائم همراه دارد.
چه زمانی پرحرفی میتواند نشانهای از اختلال روانی باشد؟
* اختلال دوقطبی: در فاز شیدایی این اختلال، فرد ممکن است به طور غیرقابل کنترلی و با سرعت زیاد صحبت کند.
* اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD): افراد مبتلا به ADHD ممکن است به دلیل تکانشگری و عدم توانایی در کنترل رفتار خود، بیش از حد صحبت کنند.
* اختلالات اضطرابی: برخی افراد در زمان اضطراب، برای کاهش تنش خود، به صحبت کردن بیش از حد روی میآورند.
* اختلال شخصیت خودشیفته: افراد مبتلا به این اختلال ممکن است برای جلب توجه و تأیید دیگران، به طور مداوم و با صدای بلند صحبت کنند.
* اسکیزوفرنی: در برخی موارد، پرحرفی و صحبتهای نامربوط میتواند از علائم اسکیزوفرنی باشد.
عوامل دیگری که میتوانند باعث پرحرفی شوند:
* ویژگیهای شخصیتی: برخی افراد به طور طبیعی برونگرا و پرحرف هستند.
* اضطراب اجتماعی: برخی افراد در موقعیتهای اجتماعی برای کاهش اضطراب خود بیش از حد صحبت میکنند.
* نیاز به جلب توجه: برخی افراد برای جلب توجه دیگران بیش از حد صحبت میکنند.
* نقص در مهارتهای گوش دادن: برخی افراد به دلیل عدم توانایی در گوش دادن فعال، بیشتر صحبت میکنند.
چه زمانی باید به متخصص مراجعه کرد؟
اگر پرحرفی شما باعث ایجاد مشکلات در روابط اجتماعی، شغلی یا تحصیلی شما شده است، یا اگر با علائم دیگری مانند اضطراب، افسردگی، یا تغییرات خلقی همراه است، بهتر است به یک متخصص روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید.
متخصص میتواند با بررسی دقیق وضعیت شما، علت پرحرفی را تشخیص داده و در صورت نیاز، درمان مناسب را ارائه دهد.
Psychological test: Choose a door and find out if you’re creative in less than 30 seconds
https://okdiario.com/metabolic/en/psychology/miscellany-and-curiosities/psychological-test-choose-a-door-and-find-out-if-youre-creative-in-less-than-30-seconds-7940/
🔻 اظهارات تکان دهنده دکتر سهیل رحیمی، روانشناس:
در ماههای اخیر بعد از افزایش وحشتناک و چند برابری هزینههای دارو و درمان، بیمارانی داریم که از فرط فقر و عدم توان مالی، به پزشکان التماس میکنند که: ما را بکشید!
بیماریهای روانی: آشنایی با انواع اختلالات روانی و درمانهای نوین
بیماریهای روانی یا اختلالات روانی، گروهی از بیماریها هستند که افکار، احساسات و رفتار فرد را تحت تاثیر قرار میدهند. این بیماریها ممکن است باعث مشکلاتی در زندگی روزمره شوند و کیفیت زندگی فرد را به شدت کاهش دهند. اختلالات روانی ممکن است به دلایل مختلفی از جمله ژنتیک، شرایط محیطی و تجربیات زندگی رخ دهند. خوشبختانه، با پیشرفتهای علم پزشکی، درمانهای موثری برای بسیاری از این بیماریها وجود دارد. در این مقاله، انواع بیماریهای روانی، علائم و روشهای درمان آنها را بررسی خواهیم کرد.
بیماریهای روانی چیست؟
بیماریهای روانی به اختلالاتی گفته میشود که بر تفکر، احساسات، رفتار و تعاملات اجتماعی فرد تاثیر میگذارند. این بیماریها میتوانند توانایی فرد را در انجام فعالیتهای روزانه، حفظ روابط اجتماعی و شغلی و حتی حفظ سلامتی جسمانی تحت تاثیر قرار دهند. اختلالات روانی ممکن است کوتاهمدت یا بلندمدت باشند و در صورت عدم درمان، منجر به مشکلات جدیتری شوند.
انواع بیماریهای روانی و اختلالات روانی
بیماریهای روانی یا اختلالات روانی شامل مجموعهای از شرایط هستند که تفکر، احساسات، رفتار و تعاملات اجتماعی افراد را تحت تاثیر قرار میدهند. این بیماریها میتوانند کیفیت زندگی فرد را به شدت کاهش دهند و نیاز به درمان و مراقبتهای ویژه دارند. اختلالات روانی از نظر شدت و نوع علائم متنوع هستند. در ادامه، به معرفی مهمترین انواع بیماریهای روانی میپردازیم.
افسردگی (Depression)
افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانی است که میتواند تفکر، احساسات، رفتار و حتی عملکرد جسمانی فرد را تحت تاثیر قرار دهد. افراد مبتلا به افسردگی معمولاً احساس غمگینی، ناامیدی و از دست دادن علاقه به فعالیتهایی که قبلاً از آنها لذت میبردند، دارند.
علائم افسردگی:
احساس غم، ناراحتی یا پوچی
از دست دادن علاقه به کارها یا فعالیتهای روزمره
احساس خستگی و ناتوانی
کاهش تمرکز و یادآوری
تغییرات در اشتها و وزن
افکار خودکشی
درمان افسردگی: افسردگی معمولاً با درمان دارویی (مانند داروهای ضدافسردگی) و رواندرمانی (مانندCBT) قابل درمان است.
اضطراب (Anxiety Disorders)
اختلالات اضطرابی شامل مجموعهای از اختلالات هستند که با احساس ترس یا نگرانی بیش از حد همراه هستند. این احساسات ممکن است بیدلیل یا از کنترل فرد خارج باشند.
انواع اختلالات اضطرابی:
اختلال اضطراب عمومی (GAD): نگرانی مفرط در مورد مسائل مختلف
اختلال اضطراب اجتماعی (SAD): ترس و اضطراب از قرار گرفتن در موقعیتهای اجتماعی
اختلال هراس (Panic Disorder): حملات ناگهانی و شدید اضطراب و ترس
اختلال وسواس اجباری (OCD): انجام مکرر رفتارهای خاص به منظور کاهش اضطراب
علائم اضطراب:
نگرانی و اضطراب بیش از حد
تپش قلب، تعریق و لرزش
اختلالات خواب
احساس بیقراری
درمان اضطراب : افسردگی معمولاً با درمان دارویی (مانند داروهای ضداضطراب) و رواندرمانی (مانندCBT) قابل درمان است.
اختلالات دیگر
اسکیزوفرنی (Schizophrenia)
اسکیزوفرنی یک اختلال روانی مزمن است که باعث میشود فرد درک واقعیت را از دست بدهد. این اختلال میتواند باعث هذیان، توهم و رفتارهای عجیب شود.
علائم اسکیزوفرنی:
توهمات (مانند شنیدن صداهایی که دیگران نمیشنوند)
هذیانها (افکار غیرواقعی مانند داشتن قدرتهای خاص)
اختلالات تفکری (مشکل در تمرکز و ترتیب تفکر)
کاهش توانایی عملکرد اجتماعی و شغلی
درمان اسکیزوفرنی: درمان این اختلال معمولاً با داروهای ضد روانپریشی (Antipsychotics) و درمانهای روانشناختی
🌈⭕️🌈⭕️🌈⭕️🌈
Repost from 💠 بہ سوے حقیقت 💠 حقیقت شما را آزاد خواهد کرد 🕊️
🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆🔆
چگونه احساس خستگی از برقراری ارتباط با دیگران را متوقف کنیم؟
وقتی بعد از برقراری ارتباط با کسی احساس خستگی می کنیم، غریزه ما در ابتدا به ما میگوید دلیل را در این شخص جستجو کنیم.
پس فکر می کنیم: "او من را خسته کرده." اما حقیقت این است که دلیل اغلب در درون ما نهفته است. بیایید بفهمیم که چرا این اتفاق می افتد.
⏺ مقاومت در برابر شرایط
وقتی چیزی آنطور که میخواهیم پیش نمیرود (و گاهی اوقات حتی نمیدانیم چه میخواهیم)، شروع به مقاومت در برابر آنچه در حال وقوع است میکنیم.
این "اختلاف" درونی مستلزم صرف انرژی عظیم است.
ما انرژی خود را صرف حل کردن وضعیت نمی کنیم، بلکه صرف مبارزه با آنچه از قبل وجود دارد می کنیم. نتیجه فرسودگی است.
⏺ میل به اثبات محق بودن خود
در ارتباطات، ما اغلب بر متقاعد کردن دیگران به جای درک آنها تمرکز می کنیم. فشار آوردن از ما انرژی می گیرد، به خصوص اگر احساسات و افکار طرف مقابل خود را در نظر نگیریم.
به جای گفت و گو، نتیجه مبارزه ای است که هر دو طرف را تحلیل می برد.
⏺ ناهماهنگی انرژی
وقتی طرف مقابل را درک نمی کنیم، باعث عدم تعادل انرژی ما میشود.
این ناهماهنگی به عنوان خستگی احساس می شود، به خصوص اگر ارنباط آگاهانه باشد.
وقتی یاد بگیرید که انرژی های خود و اطرافیانتان را احساس و درک کنید، ارتباط دیگر یک مبارزه نیست و به تبادلی تبدیل می شود که برآورده کننده و الهام بخش است.
آیا هرگز در زندگی با مثبتاندیشی مسموم مواجه شده اید؟
آیا گفتن این عبارت که «شاید مشکلات و سختیهایی که کشیدی به صلاح و قسمتت بوده» میتواند به دیگران کمک کند احساس بهتری نسبت به موقعیت خود پیدا کنند؟
این جملات "پریسیلا گویینز" را دیوانه میکرد! درواقع او مخالفتی با این جملات نداشت. اما آن لحظات او به دنبال شنیدن واقعیتها نبود. در عوض، او میخواست دیگران خستگی مفرطی که دچارش بود را به رسمیت بشناسند. برخی اوقات پاسخهایی که دوستانش به او میدادند آنچنان احساس بدی در او ایجاد میکرد که باعث میشد فکر کند حتی فکر کردن به اینکه میتواند چند دقیقهای برای خودش وقت بگذارد نیز گناهآلود است. او میگوید: «بعد از آن پاسخها من هنوز دلم میخواست برای خودم وقت بگذارم، اما این بار احساس میکردم این خواسته از اساس اشتباه است»
تمرکز بر تفکر مثبت، درحالیکه تجربههای سخت و چالشهای زیادی را پشت سر گذاشتهاید، چیزی است که کارشناسان به آن «مثبتاندیشی مسموم» میگویند.
"گوینز" اخیراً با این اصطلاح آشنا شد و میخواست بداند آیا دیگران هم تجربههای مشابه او داشتهاند. او در توئیترش نوشت: «آیا هرگز در زندگی با مثبتاندیشی مسموم مواجه شدهاید؟»
نوشتههای پیشین گوینز درباره شیوههای فرزندپروری و خاطرات روزانه چندان مورد استقبال قرار نمیگرفت، اما این پرسش توجه بیش از ۲۰۱۰۰۰ نفر را به خود جلب کرد. این پرسش خیلیها را به یاد خودشان انداخت. سال ۲۰۲۰ سال سختی بود. خیلی از مردم در سراسر جهان به دلیل قرنطینه و همهگیری شغلهای خود را از دست دادند و دچار مشکلات روانی جدی شدند. در این اوضاع شاید آخرین چیزی که یک نفر دوست دارد بشوند این است: «شاید همه اینها به صلاح و قسمت بوده است»
همیشه مثبت بودن چه ایرادی دارد؟
جیمی لانگ، روانشناس بالینی میگوید شاد بودن اصلاً چیز بدی نیست. نگرش مثبت برای نزدیکان شما یک موهبت تلقی میشود، اما این نگرش نباید جای با جانودل گوش سپردن به دردِ دلهای دیگران را بگیرد. لانگ توضیح میدهد: «وقتی شما تصمیم میگیرید که به یک مسئله فقط از یک بعد یا نظرگاه نگاه کنید، یا فقط جنبه های مثبت یک تجربه را ببینید، بسیار محتمل است که یک تجربه اصیل را از دست بدهید یا آن را از درجه اهمیت ساقط کنید. این نوع نگرش مثبتاندیشی مسموم است که گوینز هم زمانی که به دنبال ذرهای همدردی درباره مشقات فرزندپروری بود با آن مواجه شد.
شاید هدفتان شاد کردن افراد باشد، اما زمانیکه تلاش میکنید این کار را انجام دهید در واقع باعث میشوید که تجربههای سختی که او داشته کماهمیت جلوه کند و آن فرد نیز یاد میگیرد که در آینده احساسات منفی خود را مخفی نگه دارد. لانگ میگوید: «این برخورد باعث میشودما در مواجهه با جهان به چهره نقاب بزنیم و بین هویت واقعی و هویتی که به جهان عرضه میکنیم شکاف ایجاد شود. فاصله بین این شکاف را احساس شرمساری و خجالت پر میکند». او پیشنهاد میدهد که به جای جستجوی راهی برای چرخش مثبت(مثبت جلوه دادن هر رویدادی) بهتر است از زبانی تصدیقکننده و پذیرنده استفاده کنیم.» او میگوید: «خیلی طبیعی است که بخواهیم کمک کنیم و مشوق دیگران باشیم. اما برخی اوقات بهتر است شتابزدگی برای درست کردن کارها را کنار بگذاریم.
آنچه ما در آن لحظات نیاز داریم به رسمیت شناختهشدن تجربیات و احساساتمان است، اما اغلب چیزی که دریافت میکنم راهکار و نقشه راه است و این توصیهها اغلب کمککننده نیستند.
لانگ و همکارش، مثالهایی از پاسخهای «مثبت» را فهرست کردند که میتوانند مانع از آن شوند که یک دوست احساسات واقعیاش را با ما به اشتراک بگذارد: «به جنبههای مثبت قضیه نگاه کن»، «حتماً حکمتی در این اتفاق بوده»، «فکر کن میتوانست بدتر از این باشد.»
آنها میگویند بهتر است به جای عبارات بالا از عباراتی استفاده کنیم که فرد مشتاق شود صحبت کند و لحظات سختی که در زندگی تجربه کرده است را با کسی که برایش مهم است، درمیان بگذارد. جملاتی از این قبیل: «خیلی سخت است، من همهاش به تو فکر میکنم. هر اتفاقی بیفتد - خوب یا بد - من کنارت هستم.»
لانگ میگوید برخی اوقات فقط کافی است بگوییم: «بله من هم همینطور» یا «حق با توست.» لانگ میگوید: «این عبارتها به فرد فرصت میدهد تا آن تجربه ناب را هرقدر گفتنش یا شنیدنش سخت باشد با ما درمیان بگذارد.»
*میکرومنس یا ریز احساسات*
میکرومنس میگه؛ رفتارهای کوچیک هستن که رابطههای موندگار رو میسازن و واسه موندگاری عشق، این رفتارها واجبتر از کارهای بزرگه...
چرا!؟
چون؛ حرکات و اتفاقات بزرگ تکرارپذیریشون کمه و ممکنه خیلی عملی و پایدار نباشن. تازه با ساختن یه مجموعه انتظار غیرواقعی تو ذهن آدمها، این تصور اشتباه رو به وجود میارن که با یه حرکت و ژست خفن میشه کل ظرف عاطفه رو پر کرد. در حالی که؛
درست مثل تمرینهای ریز پشت صحنه که موفقیتهای بزرگ رو رقم میزنن!، درست مثل قطره قطره آبی که به نهال سبز جون میدن!، درست مثل نتهایی که یه ملودی زیبا رو میسازن و درست مثل قدمهایی که یک رقص زیبا رو خلق میکنن، چراغ عشق بین شما از توجههای ریز اما مداوم روشن میمونه...
▪️در طول روز حال و احوال هم رو جویا شدن!
▪️ قبل از بیرون رفتن و بعد از برگشتن به خونه به استقبال هم رفتن!
▪️همدیگه رو بیدلیل در آغوش کشیدن و دست همدیگه رو گرفتن!
▪️ تو لحظات حساس احساسی، به احساسات هم اهمیت دادن و ارزش قائل شدن!
▪️خوب گوش دادن و خوب شنیدن!
▪️اطلاعات مفیدی که شریک عاطفیتون بهش نیاز داره رو براش پیدا کردن!
▪️ تو کارهای خونه یا خرید کمک کردن!
▪️ریختن چای و قهوه وقتی هنوز خواب آلوده!
▪️ میوه پوست گرفتن و کشیدن پتو وقتی که خوابه!
و از ظاهرش تعریف کردن...
خلاصه که میکرومنس میگه؛ اگه کسی رو پیدا کردی که به اضطرابهای تو اهمیت میده، به جای دیدن خودش و نیازهاش، زمانی از روز رو به رابطهش اختصاص میده، به جزئیات چیزهای که دوست داری توجه میکنه و دنبال اینه که نگرانیهات رو کم کنه!، دو دستی بچسب بهش که اون آدم راز دوام عشق رو فهمیده.
