روانشناسی-احساس خوب
Відкрити в Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Показати більше606
Підписники
-324 години
-1557 днів
+17530 днів
Архів дописів
ازت میخوام تا آخر ببینی و این روایت میتونه برای تو باشه.
@dr.juliet.rou
گروه سوپرویژن روانشناسی
🍂🍁🍂🍁🍂
گاهی مادر، بهجای آنکه فرزندش را از زخمهای خودش در امان نگه دارد، او را به قربانیِ همان زخمها تبدیل میکند. و این، یکی از تلخترین شکلهای آسیب در رابطه انسانی است؛ وقتی کودکی که باید پناه بگیرد، خودش پناهگاه مادرش میشود.کودکی که باید مراقبت شود، مراقب مادرش میشود؛ باید شنیده شود، اما شنونده دردهای مادر میشود؛ باید اجازه داشته باشد خشمگین، غمگین و نیازمند باشد، اما یاد میگیرد احساسات خودش را پنهان کند تا مادرش فرو نریزد. او خیلی زود میفهمد که برای حفظ رابطه، باید از نیازهای خودش بگذرد
و هیچکس نمیفهمد چه اتفاقی افتاده است؛ چون این کودک ممکن است همان فرزندی باشد که همه تحسینش میکنند: مستقل، موفق، مسئولیتپذیر و همیشه مراقب دیگران. اما پشت این بزرگسالیِ زودرس، گاهی کودکی ایستاده که هیچوقت فرصت نکرده فقط کودک باشد.
زخم عمیق این رابطه فقط این نیست که مادر نتوانسته نیازهای فرزندش را ببیند؛ این است که فرزند یاد گرفته برای حفظ عشق مادر، نیازهای خودش را نبیند. و تلخترین بخش ماجرا اینجاست: کودک نمیتواند بهسادگی نتیجه بگیرد که مادرش در دوست داشتن درستِ او ناتوان است؛ خیلی وقتها نتیجه میگیرد که خودش بهاندازه کافی دوستداشتنی نیست!
و این الگو ممکن است سالها بعد، در روابط عاشقانه، دوستیها و حتی رابطه با فرزندان خودش تکرار شود؛ هر بار که بهجای پرسیدن «من چه احساسی دارم؟» بپرسد «دیگران از من چه انتظاری دارند؟»؛ هر بار که از ترس رها شدن، بیشتر از توانش ببخشد و هر بار که برای دوست داشته شدن، خودش را کوچکتر کند
این کودک نمیداند مادرش از او چیزی میخواهد که فراتر از توان و جایگاه اوست. او فقط میداند که وقتی مادرش را راضی نگه میدارد، رابطه آرامتر است و وقتی از خودش میگوید، ممکن است با خشم، سرزنش یا طرد مواجه شود. پس برای حفظ عشق، خودش را کنار میگذارد.
این کودک ممکن است در بزرگسالی به انسانی موفق، مستقل و مسئولیتپذیر تبدیل شود؛ کسی که همه روی او حساب میکنند، اما خودش بهسختی میتواند به دیگران تکیه کند. کسی که مراقبت کردن را خوب بلد است، اما وقتی نوبت به نیازهای خودش میرسد، احساس گناه میکند.
وقتی مادر از فرزندش برای پر کردن خلأهای عاطفی خود استفاده میکند، ممکن است فرزندی بزرگ کند که تمام عمر، دیگران را از تنهایی نجات میدهد، اما خودش نمیداند چگونه از تنهاییِ درونش رها شود.
هیچ کودکی نباید بهای دوست داشته شدن را با از دست دادن خودش بپردازد.
🍂🍁🍂🍁🍂
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
✳️ فوبی های خاص
با تکنیک های:
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
❇️ و به زودی با دستگاه واقعیت مجازی
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
✍ در جهانی که ذهن، پرآشوبترین میدان نبرد است؛ [روانشناس] همان فرماندهایست که بیهیاهو، صلح میآفریند.
₪ در عصر اضطراب و فرسودگی، هنوز کسانی هستند که با واژهای آرام، با نگاهی عمیق و با درکی ناب، نجاتبخش جانها میشوند.
🩵 روانشناس، معمار ناپیدای روان آدمیست...
با واژگانی نرم، بنایی میسازد از جنس فهم، از جنس امن بودن.
❤️🩹 روانشناس، تجلّی فهمِ بیقضاوت است؛
آیینهای روشن در برابر ذهنهایی که از هجوم ناگفتهها خستهاند.
🩵 هنرمندیست که خطوط درهمِ ذهن را باز میکند و رنجِ گرهخورده را به آگاهی بدل میسازد.
هنر او، شنیدن بیقضاوت است؛
علم او، خواندن زخمهای بیصدا؛
و رسالتش، آشتیدادن آدمیست با خویشتن خویش
● او نه تنها درد را میشنود، که در لابهلای سکوتها، آنچه ناگفتنیست را نیز میفهمد.
🫀🩺 رواندرمانی، فقط علم نیست... هنر شنیدن بیقضاوت، فهمیدن بیپرسش و التیامدادن بیداروست.
❤️🩹 روانشناس، مرهمدار زخمهاییست که دیده نمیشوند، اما ریشه دارند؛
کسی که با شنیدن، التیام میآفریند و با فهمیدن، نجات میدهد.
👤 کارل راجرز روانشناس برجسته چنین میگوید:
«عجیبترین چیز درباره انسانها این است که وقتی کسی واقعاً به آنها گوش میدهد، شروع میکنند به شنیدن خودشان.»
و چه حقیقتی ژرفتر از این؟
❤️🩹 روانشناس، راه را نشان نمیدهد؛
او شمعیست که روشن میکند تا خودت راه را ببینی.
و این، هنریست بیصدا، اما عمیق.
https://t.me/ehsasekhooob
مرز گذاشتن، بیمهری نیست؛ گاهی نخستین نشانهی
احترام به خود، پس از سالها نادیده گرفتن نیازهای
شخصی است.
https://t.me/ehsasekhooob
📌بلوغ روانی یعنی بپذیری که گذشتهات، هرچقدر هم دشوار بوده باشد، توضیحی برای برخی از رفتارهایت است؛ اما مجوزی برای تکرار آنها نیست.
نحوهی بزرگشدن، سبک دلبستگی و تجربههای آسیبزا میتوانند بر شخصیت، باورها و الگوهای رفتاری ما اثر بگذارند؛ اما انسان توانایی رشد، خودآگاهی و بازسازی الگوهای ناکارآمد را نیز دارد.
در نقطهای از زندگی، مسئولیت التیام زخمهایت، شناخت سایههای شخصیتت و اصلاح رفتارهایت بر عهدهی خودت قرار میگیرد.
تو مسئول آنچه بر سرت آمده نیستی؛ اما مسئول آنچه با آن میکنی، هستی.
بلوغ واقعی از جایی آغاز میشود که بهجای پناهگرفتن پشت گذشته، شجاعانه با خودت روبهرو میشوی و انتخاب میکنی که چرخهی درد را ادامه ندهی.
۱. گذشتهات ممکن است توضیح دهد چرا اینگونه شدی؛ اما قرار نیست تا ابد تعیین کند چه کسی خواهی بود.
۲. آنچه در کودکی بر تو گذشته، انتخاب تو نبوده است؛ اما آنچه در بزرگسالی با آن میکنی، بخشی از مسئولیت توست.
۳. بلوغ روانی از جایی آغاز میشود که بهجای پرسیدن «چه کسی مرا اینگونه کرد؟»، از خودت میپرسی: «اکنون برای تغییر چه میتوانم بکنم؟»
۴. زخمهای کودکی، رفتارهای امروزت را قابل فهم میکنند؛ اما هر رفتاری را قابل توجیه نمیکنند.
۵. تو مسئول آسیبهایی که دیدهای نیستی؛ اما مسئول این هستی که آن آسیبها را به دیگران منتقل نکنی.
۶. بزرگشدن، یک اتفاق زیستی است؛ بالغشدن، انتخابی آگاهانه و گاهی دردناک است.
۷. تا وقتی تمام رفتارهایت را به گذشته نسبت میدهی، قدرت تغییر را از خودت گرفتهای.
۸. شفای واقعی زمانی آغاز میشود که بهجای دفاع از الگوهای ناکارآمدت، جرئت شناختن و اصلاح آنها را پیدا کنی.
۹. والدینت ممکن است ابزارهای سالم زندگی را به تو نیاموخته باشند؛ اما در بزرگسالی، یادگیری آنها میتواند بخشی از مسیر رشد تو باشد.
۱۰. بلوغ یعنی بفهمی «من همینم» همیشه یک حقیقت روانشناختی نیست؛ گاهی فقط نام دیگری برای ترس از تغییر است.
۱۱. گذشته میتواند ریشههای درد تو را توضیح دهد، اما نباید بهانهای برای ساختن آیندهای شبیه گذشتهات باشد.
۱۲. انسان بالغ کسی نیست که هرگز آسیب ندیده؛ کسی است که میآموزد با آسیبهایش آگاهانه و مسئولانه برخورد کند.
۱۳. اگر کودکی دشواری داشتهای، حق داری برای آن سوگوار باشی؛ اما حق نداری تمام زندگیات را در نقش قربانی آن گذشته متوقف کنی.
۱۴. خودآگاهی یعنی دیدن سهم گذشته در رفتارهایت؛ مسئولیتپذیری یعنی پذیرفتن سهم خودت در تغییر آنها.
۱۵. هیچکس نمیتواند کودکیات را از نو بنویسد؛ اما میتوانی با انتخابهای امروزت، پایان متفاوتی برای داستان زندگیات بسازی.
۱۶. رنجی که تجربه کردهای، ارزش همدلی دارد؛ اما رنج، بهتنهایی، تو را از مسئولیت اخلاقی رفتارت معاف نمیکند.
۱۷. بلوغ روانی یعنی بتوانی همزمان بگویی: «من آسیب دیدهام» و «من مسئول بهبود خودم هستم.»
۱۸. تو مجبور نیستی شبیه خانوادهای بمانی که در آن بزرگ شدهای؛ مگر آنکه ناآگاهی، ترس یا بیمسئولیتی را به انتخاب خودت ادامه دهی.
۱۹. تغییر از لحظهای شروع میشود که بهجای دفاع از چرایی رفتارت، برای چگونگی اصلاح آن قدم برمیداری.
۲۰. گذشتهات بخشی از داستان توست، نه تمام هویت تو؛ بالغشدن یعنی نویسندگی آگاهانهی فصلهای بعدی زندگیات. 💯
Repost from دانشگاه مجازی تکنولوژی فکر برتر
🔰 جملات عمیق روانشناسی درباره بلوغ، مسئولیتپذیری و رهایی از گذشته
۱. گذشتهات ممکن است توضیح دهد چرا اینگونه شدی؛ اما قرار نیست تا ابد تعیین کند چه کسی خواهی بود.
۲. آنچه در کودکی بر تو گذشته، انتخاب تو نبوده است؛ اما آنچه در بزرگسالی با آن میکنی، بخشی از مسئولیت توست.
۳. بلوغ روانی از جایی آغاز میشود که بهجای پرسیدن «چه کسی مرا اینگونه کرد؟»، از خودت میپرسی: «اکنون برای تغییر چه میتوانم بکنم؟»
۴. زخمهای کودکی، رفتارهای امروزت را قابل فهم میکنند؛ اما هر رفتاری را قابل توجیه نمیکنند.
۵. تو مسئول آسیبهایی که دیدهای نیستی؛ اما مسئول این هستی که آن آسیبها را به دیگران منتقل نکنی.
۶. بزرگشدن، یک اتفاق زیستی است؛ بالغشدن، انتخابی آگاهانه و گاهی دردناک است.
۷. تا وقتی تمام رفتارهایت را به گذشته نسبت میدهی، قدرت تغییر را از خودت گرفتهای.
۸. شفای واقعی زمانی آغاز میشود که بهجای دفاع از الگوهای ناکارآمدت، جرئت شناختن و اصلاح آنها را پیدا کنی.
۹. والدینت ممکن است ابزارهای سالم زندگی را به تو نیاموخته باشند؛ اما در بزرگسالی، یادگیری آنها میتواند بخشی از مسیر رشد تو باشد.
۱۰. بلوغ یعنی بفهمی «من همینم» همیشه یک حقیقت روانشناختی نیست؛ گاهی فقط نام دیگری برای ترس از تغییر است.
۱۱. گذشته میتواند ریشههای درد تو را توضیح دهد، اما نباید بهانهای برای ساختن آیندهای شبیه گذشتهات باشد.
۱۲. انسان بالغ کسی نیست که هرگز آسیب ندیده؛ کسی است که میآموزد با آسیبهایش آگاهانه و مسئولانه برخورد کند.
۱۳. اگر کودکی دشواری داشتهای، حق داری برای آن سوگوار باشی؛ اما حق نداری تمام زندگیات را در نقش قربانی آن گذشته متوقف کنی.
۱۴. خودآگاهی یعنی دیدن سهم گذشته در رفتارهایت؛ مسئولیتپذیری یعنی پذیرفتن سهم خودت در تغییر آنها.
۱۵. هیچکس نمیتواند کودکیات را از نو بنویسد؛ اما میتوانی با انتخابهای امروزت، پایان متفاوتی برای داستان زندگیات بسازی.
۱۶. رنجی که تجربه کردهای، ارزش همدلی دارد؛ اما رنج، بهتنهایی، تو را از مسئولیت اخلاقی رفتارت معاف نمیکند.
۱۷. بلوغ روانی یعنی بتوانی همزمان بگویی: «من آسیب دیدهام» و «من مسئول بهبود خودم هستم.»
۱۸. تو مجبور نیستی شبیه خانوادهای بمانی که در آن بزرگ شدهای؛ مگر آنکه ناآگاهی، ترس یا بیمسئولیتی را به انتخاب خودت ادامه دهی.
۱۹. تغییر از لحظهای شروع میشود که بهجای دفاع از چرایی رفتارت، برای چگونگی اصلاح آن قدم برمیداری.
۲۰. گذشتهات بخشی از داستان توست، نه تمام هویت تو؛ بالغشدن یعنی نویسندگی آگاهانهی فصلهای بعدی زندگیات. 💯
آدم باید با خودش در صلح باشد...
ویرانه های جنگ های یک نفره، درگوشه و کنار لبخندها و سکوت های ما پیداست. همه ما مهربانی های مادرانه ی زیادی به خودمان بدهکاریم...
🍁🍂
🍂🍁🍂🍁🍂🍂🍂🍂
.
سال ۲۱۲۶ نه من هستم، نه تو.
کافهای که عاشقش هستی دیگه وجود نخواهد داشت و توی خونهای که الان مال توئه، آدمهای غریبه زندگی میکنن.
حالا واقعاً هنوزم میترسی بقیه دربارهات چی بگن یا چی فکر کنن؟
بیخیالش شو.
زندگی رو زندگی کن.
لذت ببر، تجربه کن، اشتباه کن، یاد بگیر.
این لحظه، این روزها و این فرصتها فقط یک بار بهت داده میشن.
الان وقتشه که دست به کار بشی و برای چیزی که میخوای قدم برداری.
https://t.me/ehsasekhooob
انتظار داشتن، ریشهی تمام #دلشکستگیهاست.
✍️ : ویلیام_شکسپیر
https://t.me/ehsasekhooob
آرزیم برایت این است:
در میانِ مردمی که میدوند برای زنده بودن،
آرام قدم برداری برایِ زندگی کردن… 🌱
«زندگی کردن، یعنی حضور در لحظه؛
نه دویدن برای رسیدن به جایی که هرگز نمیرسد.
کودکان از ما یاد میگیرند که
چطور زندگی کنیم، نه فقط چطور زنده بمانیم.»
امروز،
به جای عجله برای انجام کارها،
کمی آرامتر قدم بردار.
به صدای خندههای فرزندت گوش کن،
به نفسهایت توجه کن،
و به خودت یادآوری کن که
زندگی، همین لحظههای ساده است.
🍁
🍂🍁🍂
🍁🍂🍁🍂🍂🍂
آيا فرزندتان رفتاری دارد كه شما را آزار
میدهد و هرچه تذكر میدهيد اثری ندارد؟
به عنوان مثال:
از بيرون كه میآيد لباسش را پرت میكند و تا شما تذكر ندهيد و غر نزنيد آن را مرتب نمیكند؟
نكته دقيقا همين جاست كه او عادت كرده كه تا وقتی شما غر نزديد آن كار را انجام ندهد.
راه حل اين است:
به جای غر زدن او را مجبور كنيد لباسها را بردارد از خونه بيرون برود دوباره برگردد و آنها را مرتب سر جايش گذارد با چند بار انجام اين كار انجام آن به جای غر زدن شما با ورود به خانه تداعی میشود.
🍂🍁🍂🍁🍂
سلام
اولین شنبه ابانماه بر تمامی دوستان و همراهان گروه بخیر و سلامتی باد
گروه سوپرویژن روانشناسی
🍂🍁🍂🍁🍂
نوزدهمین کنگره دانش اعتیاد
جنگ ، بی ثباتی. و. اعتیاد
گروه سوپرویژن روانشناسی
۲۹ مهرماه ۱۴۰۵
🍂🍁🍂🍁🍂
نوزدهمین کنگره دانش اعتیاد
جنگ ، بی ثباتی. و. اعتیاد
گروه سوپرویژن روانشناسی
۲۹ مهرماه ۱۴۰۵
🍂🍁🍂🍁🍂
