uk
Feedback
رؤیای ایرانی / محمد صادق شهبازی

رؤیای ایرانی / محمد صادق شهبازی

Відкрити в Telegram

بازخوانی مسائل انقلاب مردم https://telegram.me/joinchat/A2I_lj-DqVKedeyPiF6ofQ ارتباط با ادمین @jomhouriadmin

Показати більше
4 951
Підписники
-524 години
-67 днів
+830 днів
Архів дописів
▪️ امید دادن به دشمن ناامید ✍️ مسعود براتی| روزنامه عصر ایرانیان 🔹بازنمایی دکتر پزشکیان از موضع جمهوری اسلامی ایران و آرایش سیاسی داخل کشور در سفر به نیویورک، برای مردم ایران خطرناک و پرهزینه تمام خواهد شد. 🔸هرچند آقای پزشکیان سخنرانی قابل قبولی در مجمع عمومی سازمان ملل داشت و در مجموع با صرف نظر کردن از برخی جزییات مواضع قابل قبولی داشت اما در گفتگوهای خود با رسانه‌ها مواضعی غیر اصولی گرفت. همچنین کنش‌های دیپلماتیک عراقچی خصوصا انجام مذاکرات غیرمستقیم با آمریکایی‌ها این وضعیت را تشدید کرد. 🔹اصلی‌ترین نکته این است که مواضع آقای پزشکیان یک شکاف و فاصله میان مسئولان ایرانی را درباره مواجهه با آمریکا آشکار کرد که حتما برای دشمن شیرین است و او را به طمع می‌اندازد. همزمان که آقای پزشکیان طی مصاحبه‌های مختلف چندین بر آمادگی برای مذاکره و توافق با آمریکا تاکید کردند، در ایران دبیر شورای عالی امنیت ملی از کافی بودن مذاکره با آمریکا و ضرورت عمل به تعهدات را تاکید کردند. یعنی در ایران دولت نگاهی متفاوت به مواجهه با آمریکا دارد و معتقد است مذاکره نسبت به عمل به تعهدات اولی‌تر است. 🔸همچنین در مصاحبه با فاکس‌نیوز آقای پزشکیان به گونه‌ای به سوالات پاسخ دادند که مخاطب فاصله میان دولت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را متوجه می‌شود. برای مثال درباره اقدام نیروهای مسلح در برخورد با کشتی‌هایی که نقض تفاهم‌نامه انجام داده بودند، خود را در میانه قرار داد و خواهان ارتباط میان نیروهای مسلح ایران و ارتش تروریست آمریکا شد. 🔹طبیعی خواهد بود که آمریکا از این مواضع به شکاف قابل سرمایه‌گذاری در میان مسئولان ایرانی برسد و برای آن برنامه‌ریزی کند. با این نگاه به سوالات مجری فاکس نیوز توجه کنید. توجه ویژه بر بازنمایی حاکمیت دوگانه در ایران بود. 🔸از طرف دیگر اصرار آقای پزشکیان بر مذاکره با آمریکا به جای انجام تعهدات اعلام شده به عنوان ۷ شرط، در زمانی که ترامپ از نابودی ایران صحبت می‌کند و ادعا می‌کند که ضربات مهلکی به ایران وارد کرده و فشار اقتصادی روی ایران سبب مشکلات زیادی از جمله تورم ۳۰۰ درصدی شده است، آمریکا را به این درک می‌رساند که دولت ایران با مشکلات جدی روبه‌رو است و با حفظ فشار می‌تواند اختلاف میان بخش‌های داخلی ایران را افزایش دهد تا نقطه‌ای که به هدف خود برسد. در این شرایط آمریکا کوچکترین امتیازی به ایران نخواهد داد. بلکه فشار را افزایش و برای حملات آتی برنامه‌ریزی جدی‌تر خواهد کرد. این مواضع برای آمریکای ناامید، امیدواری می‌آورد. 🔹مذاکره غیرمستقیم نماینده ویژه ترامپ، ویتکاف، با عراقچی وزیر خارجه نیز این وضعیت را تشدید کرد. یعنی تمام نشانه‌ها حکایت از تشنگی دولت ایران (به معنای قوه مجریه) برای مذاکره و توافق با آمریکا دارد و با بخش‌های دیگر حاکمیت (به طور خاص رهبر معظم انقلاب اسلامی و نیروهای مسلح) تفاوت نظر جدی دارد. 🔸این مواضع احتمال امتیازگیری از آمریکا را کمتر و کمتر می‌کند و عقب‌نشینی او از منطقه را دورتر و دورتر می‌کند. یعنی هزینه‌ها برای مردم ایران افزایش خواهد یافت. هزینه‌های جانی و مالی که به سبب طولانی‌تر شدن زمان عقب‌نشینی آمریکا افزایش خواهد یافت. 🔻انتظار این بود که بعد از سه بار جنگ در میانه مذاکره و تفاهم با آمریکا، دولتمردان خطاهای محاسباتی خود را اصلاح کنند. نه اینکه بر آنها اصرار کنند و زمینه را برای افزایش فشارها و جنگ‌ بعدی مهیا کنند. @mbarati1364

🎯 چگونه کیفیت بعثت مردم می‌تواند افزایش یابد؟ بخش دوم 🎭 ۳- تکثر فرهنگی: در این تجمعات جمع زیادی آمدند که به خاطر غالب شدن فضای هیئتی رفتند. اگر قرار است فضا عمومی‌تر باشد نباید محدود به مدل خاصی باشد. مثلاً از موسیقی‌های ملی تولید شده تلویزیون هم می‌شود استفاده کرد. از مدل‌های مختلف برنامه می‌توان بهره برد. موضوع تجمعات نباید از مسائل جنگ منحرف شود، مسائل مهم دیگر از جمله حجاب، مسائل اقتصادی نامرتبط با جنگ، اختلافات سیاسی و... نباید در این تجمعات طرح شود. کسانی که پایبندی‌های متفاوت دارند، می‌توانند در این تجمعات به رسمیت شناخته شوند و بیش از همه برای متقاعد کردن افراد شبیه خودشان فعال شوند. میدان صادقیه یا تجریش در تهران نمونه‌ای موفق از فعال کردن آنها داشت. اگر هم قرار است اصلاحی در این افراد صورت گیرد بدون رویکردهای چکشی و با رفاقت و حرکت جمعی و... انجام شود. البته اینکه عده‌ای به بهانه جذب طیف خاکستری بخواهند تجمعات را از محتوا خالی کنند و فستیوال‌سازی آن را مثل بعضی میادین اصلی تهران پی بگیرند اشتباه استراتژیک است. محتوای سیاسی و پیگیری شروط رهبری و خون‌خواهی باید در تجمع حفظ شود، و تکثر قالب ، مدل و... به رسمیت شناخته شوند. نه اینکه محتوا زدوده شود. ⚙️ اصلاح ماهیت اداره ماهیت اداره تجمعات نباید فردمحور، مداح‌محور، سخنران‌محور و... شود. این باعث خروج افراد مختلف با سلیقه‌های متفاوت می‌شود. تجربه مشهدی‌ها در تکثر تجمع و وصل نشدن تجمع به چهره خاص را استفاده کرد. مردم از کارهای مشارکت‌محور بیش از مدل مخاطب منفعل استقبال می‌کنند. 🏗 نهادسازی دائمی نیازهای تجمعات باید به صورت دائمی حل شود، از استیج تا موکب تا نیازهای لجستیکی و نیازهای مردم و... را می‌توان با برنامه‌ریزی از طریق نهادهای عمومی یا داوطلبی حل کرد. ادامه از بخش اول👇 https://t.me/jomhouri/12041 @jomhouri

🎯 چگونه کیفیت بعثت مردم می‌تواند افزایش یابد؟ بخش اول 🔥 نیاز و مأموریت واقعی تجمعات در نقطه اوج خود با نیاز و مأموریت‌های واقعی شکل گرفت: مقابله با ضد انقلاب و دشمن، جلوگیری از آتش‌بس تحمیلی، تسریع در انتخاب رهبری، پیگیری اهداف ایران در جنگ، جلوگیری از تسلیم مقابل دشمن، اثرگذاری بر نتیجه مذاکرات، حفظ تنگه هرمز، دفاع از جبهه مقاومت و مشخصاً لبنان، پیگیری شروط رهبری، اعتراض به تعاملات ذلت‌بار و... 📌 مهم‌ترین عنصر در بسط و تداوم آن احساس این نیاز است. مأموریت واقعی باید احساس شود. مهم‌ترین مأموریت چیزی است که رهبر انقلاب مواظبت بر تحقق شروط تا پایان یافتن کامل سایه جنگ اعلام کردند: اخراج آمریکا، غرامت، مدیریت ایرانی بر تنگه، یکپارچگی جبهه‌های مقاومت و مذاکره نشدن موضوع هسته‌ای. باید این مأموریت مورد محافظت قرار بگیرد، مدام تکرار و برجسته شود. 💥 اثرگذاری مهم‌ترین مسئله احساس اثرگذاری است. دشمن و خط غربگرا و وفاق هم برای گرفتن این اثرگذاری به لحاظ نظری و عملی تلاش کردند. اقداماتی مثل پلاکارد، پارچه‌نوشته، تریبون‌آزاد، رسانه‌ای کردن و... به بهبود این حس کمک کرده است که باید تقویت شود و قالب‌های جدید به آن اضافه شود. 🗣 مطالبات مردم احتیاج به تیزی پیدا کردن، پیگیری و... دارد که دانشجویان و طلاب می‌توانند این خلأ یا توانمندسازی تجمعات را پی بگیرند. 🤝 مخصوصاً قشری که تا پیش از جنگ، طرفدار انقلاب نبوده یا این طرفداری را ابراز نمی‌کرده یا سازماندهی شده نبوده است، احتیاج به گفتگو و تخاطب دارد. این طیف دلش می‌خواهد، نمی‌داند چه کند، تجربه هم ندارد، هم احتیاج به تحویل گرفته شدن دارد، هم احتیاج به آموزش، هم احتیاج به صبر از طرف سایر طیف‌ها. انتظار از این طیف نباید مثل بقیه باشد، مهم‌تر از همه این طیف می‌تواند در همراه کردن افرادی مثل خود فعال شود. 🧩 عاملیت باید به خود مردم عاملیت داد. این عاملیت از سطح اجرایی اداره میادین، تا سیاست‌گذاری آن، تا مشارکت در رفع مشکلات محل، تا پرداختن به نیازهای کشور در جنگ، تا پیشبرد کشور و... قابل انجام است. تکثر توانمندی، قشر، سن و... را باید به عنوان فرصتی که خودشان با هم مرتبط شده و عاملیت پیدا کنند به رسمیت شناخت. طبیعی است ماهیت این در میادین محلی با میادین اصلی متفاوت خواهد بود. مردم می‌خواهند خود را ابراز کنند، بعضی پیشنهاد برای کشور دارند، بعضی توانمندی خاص دارند، اینها بیش از لیست‌های بزرگ و نمایشی کشوری باید از پایین با محوریت داوطلبی جلو برود. چنان‌که در ابتدای انقلاب در نهادهایی نظیر جهادسازندگی صورت می‌گرفت. برای ارائه توانمندی و پیشنهادات مردم و هم‌اندیشی درباره آن چه در تریبون یا خارج تریبون باید فرصت گذاشت. 🚫 ترک تصدی‌گری نهادهایی که در توهم هدایت، جهت‌دهی و... به تجمعات هستند، بزرگ‌ترین مانع جوشیدن از درون تجمعات هستند. بگذارید تجمعات مثل مشهد درون‌جوش شکل بگیرد. البته اشتباهات تصدی‌گری نباید یک‌شبه با کناررفتن منجر به فروپاشی تجمعات شوند. بزرگ‌ترین اشتباه مخصوصاً این است که برای پایگاه بعثت، عناصری از بیرون یا درون تجمع انتخاب شوند که آن را کنترل کنند. پایگاه را به همان جمع‌های خودجوشی که تجمعات را شکل داده بسپارید، برای ارسال سخنران، دخالت در اداره تجمعات محلی، بخشنامه و سری‌کاری احساس تکلیف نکنید. بزرگ‌ترین کمک اکثر نهادها، مزاحم کار مردم نشدن و دخالت نکردن است. 🔍 دیدن تکثرهای مختلف مهم این است که نه تنها شیوه برگزاری اصلاح شود که جا برای مشارکت تکثرهای مختلف دیده شود. 👶 ۱- تکثر سنی: طراحی تجمعات و مسئولیت‌های در آن به گونه‌ای نبوده که همه سن‌ها به یک اندازه پوشش داده شوند. احتیاج به تعریف نقش برای به ویژه سنین ۱۲ تا ۳۰ سال یا به صورت مشخص‌تر ۱۵ تا ۲۵ سال داریم. در مشهد مثلاً برای نوجوان‌ها کمپین نقالی جنگ طراحی شده است. برای دانشجویان کارهای محتوایی، مطالبه‌ای، گفتمان‌سازی و... طراحی شود به ویژه که با آغاز حضوری سال تحصیلی دانشجویان الآن ظرفیت جدیدی هستند که میتوانند اضافه شوند. 💼 ۲- تکثر شغلی: ما برای طیف‌های مختلف شغلی برنامه‌ریزی نکرده‌ایم. مثلاً در تجمع شب دویستم تجریش از پاکبان‌ها تکریم کردند یا در شادآباد در ایام عید، کمپین خرید از مغازه‌های محلی راه انداخته بودند. استاد دانشگاه، کارگر، کاسب، شرکت دانش‌بنیان، دانشجو، خانم خانه‌دار و... باید در تجمع‌ها جایگاه پیدا کنند. چه در مخاطبه، چه در تقدیر، چه برنامه‌ریزی، چه در استفاده از ظرفیت‌ها و.... ادامه در بخش دوم👇 @jomhouri

سلام خدمت همراهان گرامی بنا به مسائل فنی ادامه فعالیت کانال بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در بستر تلگرام از طریق آدرس
سلام خدمت همراهان گرامی بنا به مسائل فنی ادامه فعالیت کانال بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر در بستر تلگرام از طریق آدرس زیر ادامه خواهد یافت. باتشکر از همراهی شما @AUT_Basij

Repost from N/a
خاطراتی که زنده می‌شود 📍سال ۹۵ دولت روحانی بدون هماهنگی با هیچ نهادی برخلاف قانون و حتی بدون اطلاع مجلس در تعامل با fatf برای اجرای برنامه اقدام این نهاد تعهد داده بود. 📍در یکی از مراکز پژوهشی_حاکمیتی، قرار شد به عنوان کارشناس گزارشی از اثرات برنامه اقدام و تعهد به fatf تهیه کنیم. وقتی گزارش نهایی شد، آن مرکز که مسئولیتش با یکی از سفرای فعلی کشور بود جلسه‌ای برگزار کرد. 📍در آن جلسه وزیر اقتصاد و معاونش که تعهد داده بودند نیز حضور داشتند. بحث‌ها جدی شد و خلاصه معلوم شد دولتی‌ها گاف بزرگی دادند. 📍مسئول آن مرکز پژوهشی وقتی دید اوضاع خوب پیش نمی‌رود خطاب به وزیر اقتصاد گفت دولت اصلاحات معروف به لیبرال بود و دولت شما معروف به غرب‌گرا. وقتی می‌خواهید کاری کنید قبلش با ما هماهنگ کنید تا اینطوری نشود و در کشور شلوغ کاری نشود و همه راضی شوند. ✅منظور مسئول محترم مرکز این بود که از قبل می‌بستید که کارشناسان نخوان نظر متفاوت بدهند. فردای آن روز از ما خواستند گزارش کارشناسی را تغییر دهیم و مثبت کنیم. ما هم انجام ندادیم و بیخیال قرارداد شدیم و کار را رها کردیم. ✔️این خاطره را گفتم که بگویم وفاق ترجمه توصیه همان مسئول مرکز است. غرب‌گرایی با هماهنگی برای ساکت کردن دیگران. از گذشته درس گرفتند. #سید_حامد_ترابی @khacky

📌کدام آقا؟! استحاله قائد حماسه‌ساز به یک قربانی منفعل تاملی بر بازنمایی امام شهید در صحن سازمان ملل (محمد اصغری) صحن مجمع عمومی سازمان ملل در روزهای گذشته نه تنها آوردگاهِ خواندن بیانیه انفعال دیپلماتیک که قتلگاهِ نمادها و معانی انقلاب نیز بود. در میان بهت و تاسف، بخشی از بدنه حزب‌اللهی و جریان انقلابی، با دیدن صحنه بالا رفتن عکس قائد شهید در دستان رئیس‌جمهور، در گردابی از ذوق‌زدگی غرق شدند. اما اگر از پوسته ظاهری نمایش عبور کنیم و با تیغ تحلیلی به کالبدشکافی این کنش بپردازیم، به حقیقتی تلخ و گزنده می‌رسیم؛ عکسی که در نیویورک بالا رفت، عکس آقای ما نبود؛ بلکه پرتره‌ای بی‌جان از یک سوژه منفعل بود که برای برانگیختن ترحم قاتلانش به نمایش درآمد. امام مجاهدی که ما می‌شناسیم و سال‌ها از او درس مبارزه فرا گرفته‌ایم، مقتدای آزادگان جهان است که تا لحظه شهادت، سر سازش با کفر آمریکایی را نداشت؛ کسی که چهار دهه تلاش برای تولد نظمی جدید در برابر هژمونی غرب را در کارنامه داشت و در آخرین سخنرانی تاریخی‌اش مانیفست مقاومت را با جمله ماندگار مِثْلِی لَا یُبَایِعُ لِمِثْلِ یَزِید در تاریخ ثبت کرد. اما آقای رئیس‌جمهور در سازمان ملل کدام رهبر را معرفی کرد؟ بر اساس تحلیل گفتمان متن سخنرانی، شخصیتی که آقای پزشکیان از ایشان ترسیم کرد، نه یک ایدئولوگ جهانی و نه فرماندهی تاریخی، بلکه صرفاً یک قربانیِ بی‌دفاع بود. رئیس‌جمهور ما، رهبرِ شهید را به ابزاری برای مظلوم‌نمایی تقلیل داد تا به غرب بگوید: «ببینید شما چقدر ظالمید که رهبر ما را کشتید». در این سخنرانی، حتی یک کلمه از عظمتِ شخصیت ایشان، اهمیت ایدئولوژیک تفکرش برای ملت ایران و جهان، و از همه مهم‌تر، یک کلمه ولو مبهم، از عزمِ قطعی برای مجازات و انتقام از قاتلانش به میان نیامد. ما در اولین حضور جهانی‌مان پس از این فاجعه، رهبرمان را از یک عامل بازدارنده به یک سند استغاثه تبدیل کردیم. این یک ... [تقلیل] معنایی بود که پشت یک عکس پنهان شد. برای فهمِ عمق این اشتباه کافی است به نحوه مواجهه جنایتکاری چون نتانیاهو با تاریخ و نمادهایش بنگریم. در همان تریبون، نتانیاهو برای مشروعیت‌بخشی به ماشین کشتارش، از مارک تواین تا اسپنسر شاهد می‌آورد؛ جملاتی حماسی از متفکران و گذشتگان یهود نقل می‌کند و حتی یک سرباز ذخیره زخمی ارتش خود را به یک قهرمان تمدن‌ساز بدل می‌کند. او با کلمات، برای کشته‌هایش قدرت می‌خرد. در نقطه مقابل، رئیس‌جمهور ما، رهبری که چهار دهه سکاندار یکی از مهم‌ترین اضلاع مقاومت در جهان بوده را در حد یک نام مجهول تقلیل می‌دهد که فقط می‌دانیم کشته شده است. نتانیاهو از خاکستر سربازانش افسانه می‌سازد و ما از آتشفشان قائد شهیدمان، خاکستری از انفعال به جهان مخابره می‌کنیم. فاجعه‌بارتر از عملکرد ماشین دیپلماسی دولت، واکنش بخشی از جامعه مذهبی و انقلابی به این رویداد است. این ذوق‌زدگی از بالا رفتن یک عکس، نشان‌دهنده موفقیت پروژه استیلای ظاهرگرایی مهلک و دور شدن از ساحت کنش عاقلانه سیاسی است. وقتی جامعه‌ای به جای مطالبه‌ی سیاست سخت و بازدارندگی واقعی، به دریافت نمادهای توخالی راضی می‌شود، در واقع به اصحاب استحاله و وادادگی چک سفیدامضا می‌دهد. این ذوق‌زدگی، دقیقاً همان کارکرد تخدیر توده را دارد. جریان وفاق، عکس رهبر را بالا می‌برد تا خشم انقلابی جامعه را خاموش کند و پازل امتیازدهی، تعارف اورانیوم و مذاکره با فرستادگان ترامپ را تکمیل نماید. تقلیل دادن منافع حیاتی و انقلابی به تماشای یک نمایش احساسی، به معنای از دست دادن قدرت محاسبه و تحلیل است. وقتی ما معنای مهلک نهفته در این عمل را نمی‌بینیم و برای آن هورا می‌کشیم، به تکنوکرات‌ها پیام می‌دهیم که می‌توانند با یک پوزخند و یک عکس، روی تمام خطوط قرمز پا بگذارند و از ما استفاده کنند. عکسی که در نیویورک بالا رفت، پرچم دادخواهی نبود؛ برگه انفعال بود که روی آن تصویر قائد شهیدمان را چاپ کرده بودند تا تلخی این مرحله را برای بدنه داخلی شیرین کنند. تا زمانی که درک سیاسی ما در سطح لایک کردن لایه رسانه‌ای متوقف بماند، جریان استحاله باز هم قطار انقلاب را به دره مذاکرات نابه‌جا هدایت خواهد کرد. ما به جای دلخوش کردن به عکس‌ها، باید راه و رسم صاحب عکس را به میدان سیاست تحمیل کنیم؛ راهی که در آن، تعامل این چنینی با قاتلان، جایی در منطق حکمرانی ندارد. متن اصلی👇 https://t.me/MuhammadAsghari/223

Repost from MuhammadAsghari
📌عملیات نجات ترامپ؛ مرحله انتخابات (محمد اصغری) حضور آقای رئیس‌جمهور در استودیوی فاکس‌نیوز و گفت‌وگو با یکی از تهاجمی‌ترین چهره‌های رسانه‌ای محافظه‌کاران آمریکا در آستانه انتخابات، نه یک کنش دیپلماتیک تصادفی، بلکه نقطه اوج پروژه‌ای خطرناک بود: عملیات نجات دونالد ترامپ از تبعات اشتباهات و ماجراجویی‌های نظامی‌اش علیه ایران. برای درک عمق این خطای راهبردی، باید روان‌شناسی سیاسی پایگاه رأی جمهوری‌خواهان را در مقطع فعلی بازخوانی کرد. بخش مهمی از بدنه حامی ترامپ و جریان موسوم به «اول آمریکا» (MAGA)، هویتی عمیقاً ضدجنگ‌های بی‌پایان دارند. ورود به درگیری نظامی فرسایشی با ایران، ترورها و بمباران‌ها تردیدهای سنگینی را میان رأی‌دهندگان مرددِ راست‌گرا ایجاد کرده است؛ تردیدی از این جنس که آیا ترامپ بار دیگر آمریکا را به باتلاقی پرهزینه در غرب آسیا کشانده است؟ در چنین بزنگاه حساسی، جناب رئیس‌جمهور دقیقاً روی صندلی رسانه اصلی هواداران ترامپ نشست تا مأموریت نانوشته‌ای را تکمیل کند: اثبات کارآمدی دکترین جنگی ترامپ به رأی‌دهندگان آمریکایی. تصویری که از ایران در این قاب مخابره شد، دقیقاً همان چیزی بود که ستاد انتخاباتی ترامپ برای پیروزی به آن نیاز داشت؛ تصویر کشوری به‌شدت مستأصل، تحت فشار خردکننده و نگران، که پس از تحمل ضربات سخت نظامی، حاضر است برای رسیدن به هرگونه توافقی التماس کند. وقتی رئیس‌جمهور کشوری که در معرض تهاجم قرار گرفته، به سرعت اعلام می‌کند «اورانیوم ۶۰ درصدی چیز مهمی نیست و آن را رقیق می‌کنیم»، با افتخار تأکید می‌کند که «ما حتی در اوج جنگ تنگه هرمز را نبستیم و آبراه امن بود»، به صراحت به مشکلات و تنگناهای اقتصادی اعتراف می‌کند و مکرراً یادآوری می‌کند که «ما با رئیس‌جمهور شما توافق کردیم و هنوز هم مشتاقیم همان را پیش ببریم»، یک پیام عریان به جامعه آمریکا صادر می‌شود: سیاست مشت آهنین و جنگ‌طلبی ترامپ جواب داده و ایران را پای میز تسلیم کشانده است. این رفتار حاصل یک انحراف فکری ریشه‌دار در بخشی از دستگاه دیپلماسی و جریان وفاق است. مدت‌هاست در تمامی بزنگاه‌های استیصال ترامپ و جمهوری‌خواهان، جریانی در داخل بر اساس منطق موهوم «باید برای ترامپ راه در رو باز گذاشت»، به عنوان تنفس مصنوعی برای دشمن عمل می‌کند. این شبه‌تئوریِ سازش‌کارانه مدعی است که اگر ترامپ را به بن‌بست برسانیم رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیرتری نشان خواهد داد، پس باید با نرمش و اعطای امتیازاتِ آبرودار، او را از بن‌بست نجات داد! فاجعه اصلی آنجاست که این جریان ظاهراً توانسته مراجع تصمیم‌ساز در تهران را متقاعد کند که آستانه انتخابات آمریکا، بهترین زمان برای امتیازگیری از ترامپِ تحت فشار است. اما در عالم واقعیت، آنچه اتفاق افتاد نه امتیازگیری، بلکه یک حراجِ رایگان است. در سیاست واقعی، اگر دشمن در آستانه انتخابات احساس آسیب‌پذیری می‌کند، باید با افزایش تصاعدی هزینه‌ها (استفاده جدی از اهرم تنگه هرمز، غلظت‌بخشی به ابهام هسته‌ای و مسدودسازی منافع منطقه‌ای واشنگتن) او را در موضع تمکین قرار داد، نه اینکه پیشاپیش تمامی کارت‌های برنده را بسوزانیم و به او اطمینان دهیم که حتی در صورت بمباران شهرهایمان، امنیت عبور انرژی غرب برقرار است و حاضریم به نظارت‌های بیشتر تن بدهیم. سفره‌ای که در نیویورک پهن شد، نقشه نجات ترامپ از شکست انتخاباتی بود. وقتی دولت ایران داوطلبانه اعلام می‌کند در آستانه انتخابات آماده معامله است، دست ترامپ را پر می‌کند تا در مناظرات و کارزارهای انتخاباتی، خلع سلاحِ ارادی ایران را به عنوان بزرگ‌ترین فتح‌الفتوح سیاست خارجی خود فاکتور کند. تبدیل دیپلماسی رسمی به کاتالیزور پیروزی جنایتکارانی که ترور و جنگ را بر این ملت تحمیل کردند، امنیت نمی‌آورد. اگر ترامپ با تصویر شکست‌ناپذیریِ دکترین ضربه از این انتخابات عبور کند، اولین قربانی این نمایشِ التماس، خود ما خواهیم بود؛ چرا که به طرف متخاصم اثبات کرده‌ایم که هر بار فشار نظامی را بالا ببرد، جریان سازش در تهران نه‌تنها پاسخ متناسب نمی‌دهد، بلکه برای نجات او از تبعات جنایاتش، برایش راه فرار و برگ برنده بزرگ‌تر تدارک می‌بیند. @MuhammadAsghari

Repost from MuhammadAsghari
📌 سندرم متهمِ ملتمس تحلیلی بر خلع سلاح گفتمانی در نیویورک (محمد اصغری) در این جهان بی‌رحم روابط بین‌الملل، واژگان تنها ابزار سخنوری و هیجان‌های پسینی نیستند، بلکه کدهای محاسباتیِ دقیقی‌اند که مرزهای بازدارندگی یا آسیب‌پذیری یک کشور را برای سرویس‌های اطلاعاتی و اتاق‌های فکر دشمن ترسیم می‌کنند. بازخوانی نشانه‌شناختیِ سخنرانی رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، پرده از یک خطای راهبردی هولناک برمی‌دارد: متنی که قرار بود کیفرخواستی علیه تروریسم دولتی غرب باشد، در عمل به یک دفاعیه انفعالی برای اثبات بی‌گناهی ایران تبدیل شد. بر اساس یافته‌های تحلیل مضمونِ این سخنرانی، به جرات می‌توان گفت ماشین دیپلماسی ما دچار یک سندرم استیصال شده است که پیامدهای آن مستقیماً امنیت ملی را هدف قرار می‌دهد و مشابه روند خطای پیش از جنگ‌های ۱۲ و ۴۰ روزه، باز هم احتمال جنگ تمام عیار جدید را به شدت بالا می‌برد. سخنان رئیس‌جمهور که در کمال تعجب و تاسف، استقبال‌های ابلاغی و تقدیرهای دستوری را در پی داشت، متضمن نکات ذیل بود: ۱. پذیرش ناخودآگاهِ محکمه غربی و ایفای نقش متهم منطق قدرت ایجاب می‌کند کشوری که به قول رئیس‌جمهور مهمان رسمی‌اش در اولین روز دولت در پایتخت ترور شده، دو جنگ و هزاران شهید از سر گذرانده، در جایگاه شاکیِ انتقام‌جو بایستد. اما سخنرانی با گزاره‌ی «ما تروریست نیستیم و قربانی تروریم» و افتخار به اینکه «۲۰۰ سال است به کسی حمله نکرده‌ایم»، آغاز و ادامه می‌یابد. این همان ترکیب آشنای محمدجواد ظریف است. در پارادایم رئالیسم تهاجمی که زبان مادریِ سیاست خارجی آمریکاست، این ادبیات به معنای اخلاق‌مداری نیست؛ بلکه به عنوان فقدان اراده برای فرافکنی قدرت رمزگشایی می‌شود. وقتی رسماً اعلام می‌کنیم قدرت را صرفاً برای «له نشدن» و «بقا» می‌خواهیم، در واقع به دشمن تضمین داده‌ایم که ایران هرگز آغازگرِ تغییر معادلات به ضرر منافع شما نخواهد بود و استراتژی‌اش در برابر ضربات شما، صرفاً واکنشی، محدود و قابل کنترل است. ۲. خلع سلاح ژئوپلیتیک و حراج برگ‌های برنده یکی از فاجعه‌بارترین بخش‌های این گفتمان، نحوه مواجهه با اهرم‌های فشار ایران بود. تنگه هرمز یک نقطه خفگی استراتژیک است که می‌تواند اقتصاد جهان را به نفع تغییر رفتار دشمن، گروگان بگیرد. اما در این سخنرانی، به جای تهدیدِ صریحِ شریان‌های انرژی غرب در پاسخ به تحریم‌ها، رویکرد به یک گلایه اخلاقی تقلیل یافت که چرا دیگران از تنگه استفاده می‌کنند اما ما تحریمیم؟. از سوی دیگر، در پرونده هسته‌ای نیز به جای استفاده از سکوت و ابهام پیش‌رونده‌ی هسته‌ای به عنوان یک چتر بازدارنده، ملتمسانه از «راه‌حل توافقی» سخن به میان آمد تا «به جهان اطمینانی معتبر بدهیم». این یعنی سوزاندن ابزارهای چانه‌زنی پیش از نشستن سر میز؛ چرا که ما پیشاپیش به جهان (بخوانید غرب) حق داده‌ایم که نگران باشد و وظیفه رفع این نگرانی را بر دوش خود انداخته‌ایم. ۳. پارادوکس ویرانگر در کلام آخر: تهدیدی که با التماس خنثی شد اوج فروپاشیِ بازدارندگی در پایان‌بندی سخنرانی رخ داد. آنجا که پس از برشمردن سیاهه جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا، به جای تولید یک وحشت محاسباتی، ناگهان به سوی همین سیستمِ قاتل دست همکاری دراز شد. الصاق کردن جمله «ما آماده گفت‌وگو هستیم» دقیقاً در کنار جمله «متجاوزان را پشیمان خواهیم کرد»، یک خودزنی دیپلماتیک است. این تناقض در اتاق فکرهای واشنگتن یک معنای روشن دارد: تهدیدهای نظامی ایران فاقد پشتوانه اراده است، چرا که آن‌ها در اوجِ خشم و فشار نیز، میز مذاکره را رها نمی‌کنند. النهایه ما در نیویورک با زبانی سخن گفتیم که قرار بود سایه تهدید را دور کند، اما عمیقا چرخه تهدید را تثبیت کرد. وقتی به دشمن پیام می‌دهیم که پاسخ‌های ما همواره مهارشده است، اهرم‌های ژئوپلیتیکی خود را فریز کرده‌ایم، و در نهایت تحت هر شرایطی آماده توافقیم، در واقع ریسکِ اقدام نظامی و تروریستی علیه ایران را برای آمریکا و اسرائیل به شدت کاهش داده‌ایم. این هشداری صریح است؛ دیپلماسیِ التماسی در برابر دشمنی که جز زبان زور نمی‌فهمد، نه تنها صلح نمی‌آورد، بلکه با نشان دادن ضعف، فرش قرمز را برای ترورها و فشارهای سال‌های آینده پهن می‌کند. قطار دیپلماسی ما، هنوز هم روی ریلِ محاسبات دشمن در حال حرکت است... @MuhammadAsghari

⭕️از جشن و پایکوبی تا مذاکره با آمریکا! 🔹بعد از ۴۸ ساعت جشن و پایکوبی بخاطر سخنرانی دکتر پزشکیان در سازمان ملل کم کم ابعاد ماجرا دارد روشن می شود. سخنرانی رئیس جمهور هرچند به واسطه مشارکت نهادهای بالادستی در تنظیم متن فرازهای خوبی هم داشت اما متن و بخصوص فرامتن آن متاسفانه از موضع انفعالی برای اثبات بی گناهی و قربانی شدن بود، مرثیه برای مظلومیت بود نه تهاجم برای دادخواهی و انتقام علیه آمریکا و نه حماسه برای ایجاد نظم جدید. 🔹آن هم در شرایطی که دشمن محاصره هوایی را هم افزوده و یک روز قبل تهدید به نابودی کلیت ایران می کند. نه حرفی از خروج آمریکا از منطقه زده شد نه ترتیبات ایرانی در تنگه هرمز نه انتقام نه هیچ حرف رو به جلویی بجایش مدام سیگنال مذاکره مخابره شد. 🔹اساسا فرامتن حضور و پذیرش نظم آمریکایی در سازمان ملل با قبول محدودیت پروازی و تحریم سوخت، محدودیت در همراهان تیم ایرانی، محدودیت تردد و...خطای راهبردی بود. خطایی که گویا فرصتی بوده برای گفتگو و مذاکره مجدد با آمریکا زیر سایه تهدید! 🔹و اما مهمتر تکمیل این پروژه با بقیه پازل هاست، مصاحبه تامل برانگیز پزشکیان با فاکس نیوز و ان بی سی و ارسال سیگنال ضعف؛ از عدم در دستور کار بودن انتقام، رقیق سازی اورانیوم۶۰درصدی، تلاش برای توافق قبل انتخابات کنگره، پذیرش بازرسی های مجدد آژانس و حتی بدتر پیشنهاد تیم حقیقت یاب برای بررسی ابعاد کودتای دیماه۱۴۰۴. 🔹مذاکره(مستقیم یا غیرمستقیم) عراقچی با آمریکایی ها، گفتگو مستقیم با وزیرخارجه انگلیس و اوکراین که در جنگ علیه ایران مشارکت مستقیم داشتند و همین دیروز علیه ایران بیانیه صادر کردند و از آن طرف حضور مقامات دولتی در جشن ملی عربستان که مشوق محاصره هوایی است؛ همه اینها قطعات پازلی است که می گوید درب بر همان پاشنه می چرخد. 🔹تداوم این روند موجب تثبیت این گزاره در ذهن آمریکایی ها خواهد شد که فشارها جواب داده و اکنون بهترین زمان برای حمله نظامی و اتمام کار است. این روند مقدمه ساز جنگ بعدی است. خواص و نخبگان انقلابی مراقب پیچیدگی پروژه های جریان غرب گرا باشند... ✍ #علیرضا_فقیهی_راد ✅ @haallaj

تلاش مذبوحانه یعنی تلاشی بیهوده مصداقش تلاش آقای پزشکیان برای مذاکره و توافق با آمریکا آن هم در زمان ترامپ است. متاسفانه این
تلاش مذبوحانه یعنی تلاشی بیهوده مصداقش تلاش آقای پزشکیان برای مذاکره و توافق با آمریکا آن هم در زمان ترامپ است. متاسفانه این تلاش نه تنها بیهوده نیست بلکه مضر هم است. تصویر ایران ضعیف را تشدید می‌کند و دشمن را در ضربه زدن جری‌تر می‌کند. مسعود براتی @mbarati1364

خب انصاف حکم می‌کند اعتراض خودمان را به مواضع غیر اصولی آقای پزشکیان در مصاحبه با فاکس نیوز اعلام کنیم. انتقام سیاست اصولی و
خب انصاف حکم می‌کند اعتراض خودمان را به مواضع غیر اصولی آقای پزشکیان در مصاحبه با فاکس نیوز اعلام کنیم. انتقام سیاست اصولی و قطعی جمهوری اسلامی ایران است و اگر کسی به آن اعتقاد ندارد نمی‌تواند مسئولیت رسمی داشته باشد. مسعود براتی https://x.com/mas_barati/status/2103325237634888002 @mbarati1364

💢 *چه کسی از مردم خواست به خیابان بیایند؟* 🔻 قرآن به مومنین و حزب‌اللهی‌هایی که به دنبال توجیه مذاکره با دشمن هستند چه می‌گوید؟ 🔸 روز اول جنگ رمضان برخلاف اطلاعیه رسمی ترک تهران، مردم به خیابان‌ها آمدند. / صداوسیما تنها جایی است که دارد حضور مردم را نشان می‌دهد و بخاطر همین به آن حمله می‌کنند. 👤 محمدصادق شهبازی 📍 [شانزدهمین دوره انسان انقلاب اسلامی](https://ble.ir/hhonar_ir/-1167153419443716316/1788284437450) 💠 @hhonar_ir | @ensanenghelabeslami

Repost from سیرت
▪️سخنرانی رهبر شهید؛ مهرماه ۴۰۴ برای امروز ▫️در سالروز سخنان رهبر شهید با مردم ایران در مهرماه سال گذشته، بهتر بود(و هست) که
▪️سخنرانی رهبر شهید؛ مهرماه ۴۰۴ برای امروز ▫️در سالروز سخنان رهبر شهید با مردم ایران در مهرماه سال گذشته، بهتر بود(و هست) که آن سخنرانی بازخوانی و بازبخش شود. صداوسیما و دیگر رسانه های رسمی که اگر صلاح دیدند پخش می‌کنند؛ ▫️لیکن می‌‌توان در بعثت خیابان با همه ابزاری که در اختیار است سخنان رهبر شهید را بازنشر کرد. تمام آن سخنرانی درباره وضعیت امروز است؛ و جنس تلاش های جریان تسلیم و سازش نیز، هنوز با آن روز تفاوتی نکرده. ▫️برخی ایده هایی که به ذهن می‌رسد از جمله: پلاکارد نویسی از جملات عکس نوشته و کار گرافیکی از جملات انتشار بخش های مختلف آن در فضای مجازی پخش صوت/فیلم کامل یا بخشی از آن در تجمعات میادین چاپ متن کامل یا خلاصه‌ی متن و توزیع در بین مردم و ... 📃متن سخنرانی: https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/61393/14040701.pdf https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61393 🎙️صوت: https://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=61389 📽️فیلم: https://farsi.khamenei.ir/video-content?id=61388 @sirat_1357

‍ 🗒️ فرصت نادری که از دست رفت ▪️ یادداشت | نوید نظری: سخنرانی دکتر پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل، نقاط قوت متعددی داشت؛ اما وجود این نکات مثبت، در عین تحسین و تقدیر، نباید بر نکات مهمی که گفته نشده است سایه بیندازد. ➖ دکتر پزشکیان در سخنرانی خود تلاش کرد تا صدای شجاعت و مقاومت تمدن تاریخی ایران را بازتاب دهد. متذکر شدن استانداردهای دوگانه، پاسخ به بخشی از اظهارات روز قبل ترامپ و زنده کردن یاد رهبر شهید و شهدای مظلوم ایران در تریبون جهانی؛ مواجهه مقتدرانه اما منطقی با تهديدها، ثبت مظلومیت ایران، تأکید بر آمادگی برای گفت‌وگو بدون پذیرش زبان زور، و ترسیم تصویری از ایران صلح‌طلب اما تسلیم‌ناپذیر، دیگر نکات قوت سخنرانی ایشان بود. ➖ اما ساختار و محتوای سخنرانی دچار کاستی‌هایی بود که شاید دیگر هیچ‌گاه چنین فرصتی برای تبیینشان وجود نداشته باشد. ➖ تمرکز اصلی اتهامات بر رژیم اسرائیل در توصیف جنگ اخیر، عملاً نقش آمریکا را به حاشیه برد. در حالی که نقطه آغاز و محور اصلی جنگ، نزاع با ایالات متحده بود و اسرائیل در ادامه آن وارد شد. این جابه‌جایی اولویت، روایت را از سطح استراتژیک به سطح ایدئولوژیک تقلیل داد و امکان طرح مسئولیت مستقیم آمریکا را از بین برد. ➖ عدم اشاره به کنترل مطلق ایران بر تنگه هرمز نیز معنادار است. تنگه هرمز یکی از معدود ابزارهای واقعی بازدارندگی اقتصادی و امنیتی ایران است. سکوت در این باره، فرصت تبدیل واقعیت جغرافیایی به اهرم سیاسی را از میان برد. ➖ همین سکوت در مورد قطعی بودن انتقام خون رهبر شهید و شهدای ایرانی نیز تکرار شد. سخنرانی نه تنها اعلام نکرد که این خون‌ها بی‌پاسخ نمی‌ماند، بلکه حتی از ظرفیت تکرارنشدنی معرفی شخصیت و جایگاه رهبر شهید به مخاطب جهانی استفاده نکرد. تریبون سازمان ملل نادرترین موقعیت‌ برای چنین روایتی بود که صد افسوس، از دست رفت. ➖ روایت بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران با وجود عضویت در پادمان نیز مسکوت ماند. حمله‌ای که نه فقط نقض حقوق بین‌الملل، بلکه نقض مستقیم رژیم عدم اشاعه بود. عدم طرح آن، امکان ثبت رسمی این نقض در پرونده بین‌المللی را از بین برد. به همین ترتیب، هیچ هشداری متوجه کشورهای همسو با آمریکا و رژیم اسرائیل نشد و تهدیدهای علنی ترامپ درباره بمباران هسته‌ای ایران نیز بی‌پاسخ ماند؛ سکوتی که پیام بازدارندگی را تضعیف کرد. ➖ آمادگی نیروهای مسلح برای افزایش سطح نزاع و پیام روشن افکار عمومی داخلی مبنی بر درخواست انتقام نیز غایب بزرگ این سخنرانی بود. در شرایط جنگ، این دو عنصر بخشی از محاسبات بازدارندگی محسوب می‌شوند. حذف آن‌ها، سخنرانی را از سطح اعلام موضع قدرت به سطح اعلام موضع اخلاقی پایین آورد. ➖ مهم‌تر از همه، هیچ اشاره‌ای به نظم جدید منطقه‌ای با محوریت ایران وجود نداشت. در حالی که تحولات میدانی سال‌ها و ماه‌های اخیر این ادعا را قابل طرح کرده بود، متن سخنرانی همچنان در چارچوب دعوت‌های کلی به صلح و عدالت باقی ماند؛ دعوت‌هایی که در میانه جنگ جاری، فاقد وزن عملی بودند. ➖ سکوت مطلق درباره کشتار مردم مظلوم لبنان و اشغال خاک آن نیز نه تنها با روایت مقاومت منطقه‌ای، که با رسم مروت در تناقض بود. ➖ در نهایت، تأکید مکرر بر آمادگی برای گفت‌وگو، بدون اعلام خطوط قرمز و هزینه‌های ادامه تجاوز، پیام ضعف مخابره خواهد کرد. گمانه‌زنی درباره نقش احتمالی دکتر ظریف در تدوین متن نیز از همین‌جا ناشی می‌شود: لحن و ساختار سخنرانی بیش از آن‌که بازتاب وضعیت جنگی و آرمان‌های مقاومت باشد، شبیه متون دیپلماتیک دوره برجام‌طلبی بود. ➖ متنی که می‌توانست روایت مقاومت، قدرت و بازدارندگی ایران را در جهان ثبت کند، به بازتولید گفتمان صلح‌طلبی تقلیل یافت. فرصتی که دیگر هیچ‌گاه تکرار نخواهد شد. #یادداشت #ژئوپلتیک 🌐خانه اندیشه‌ورزان را در بله | ایتا | تلگرام | ایکس | لینکدین دنبال کنید!

مجمع دانشجویان حزب‌الله دانشگاه علم و صنعت برگزار می‌کند: 🔴 شانزدهمین دوره انسان انقلاب اسلامی ▫️جلسه چهارم با ارائه: 🎙️ مح
مجمع دانشجویان حزب‌الله دانشگاه علم و صنعت برگزار می‌کند: 🔴 شانزدهمین دوره انسان انقلاب اسلامی ▫️جلسه چهارم با ارائه: 🎙️ محمدصادق شهبازی 🔸بازخوانی مکتب امام خامنه‌ای 🎙️ فؤاد ایزدی 🔸آینده رابطه ایران و آمریکا 🕝 پنج‌شنبه ۲ مهر | ساعت ۱۵ 📍 حسینیه هنر تهران | خیابان ۱۶ آذر ورود برای عموم آزاد است لینک مجازی 📲 @ensanenghelabeslami 📲 ️@majmahezbollah

▪️مذاکره از موضع قدرت؛ زیبا اما خیالی - بخش دوم ✍ مسعود براتی| روزنامه عصر ایرانیان 🔻اظهارات ترامپ 🔸مرور اظهارات ترامپ در روزهای اخیر درباره مذاکره نیز به روشن شدن موضوع کمک می‌کند. در روزهای گذشته ترامپ اظهارات زیر را درباره مذاکره با ایران انجام داده است: • توافق با ایران «ارزش کاغذی که روی آن نوشته شده را ندارد». • اگر توافق، توافقِ درستی نباشد، حتی به آن فکر هم نمی‌کنم. • اما حالا آنها می‌خواهند به توافق برسند، چون از هر جهت در حال شکست خوردن هستند. از نظر مالی در حال شکست خوردن هستند. از نظر نظامی در حال شکست خوردن هستند. از هر نظر ممکن در حال شکست خوردن هستند. • ایران به‌شدت خواهان دستیابی به توافق است، اما ما نمی‌دانیم که آیا خودمان چنین چیزی را می‌خواهیم یا نه. 🔹این اظهارات به خوبی روشن می‌کند که مذاکره در نظر ترامپ نه برای رسیدن به صلح بلکه برای رسیدن به اهداف آمریکا است و اگر غیر از این باشد برای او اهمیت و ارزش ندارد. او حتی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را که امضا کرده است، بی‌ارزش می‌داند. ترامپ تلاش می‌کند ایران را نیازمند و مشتاق به مذاکره نشان دهد تا از این طریق خود را در شکست دادن ایران موفق نشان دهد. 🔸در این شرایط صحبت از مذاکره از موضع قدرت با آمریکا معنا ندارد. خصوصا زمانی که این اظهارات در کنار تجربه تاریک تفاهم‌نامه اسلام آباد قرار گیرد، موضوع روشن‌تر می‌شود. 🔹البته این موضوع گویا برای خود آقای قالیباف نیز روشن است که اکنون شرایط برای مذاکره حتی از موضع قدرت مهیا نیست. او می‌گوید: « دشمن به‌خوبی می‌داند که مسیر فریب و تحمیل یک‌طرفه بسته است و تا زمانی که این شروط محقق نشده و حقوق حقه ملت ایران به رسمیت شناخته نشود و تعهدات آمریکایی‌ها اجرا نشود هیچ روزنه‌ای برای بازگشت به شرایط پیشین مذاکره و باز شدن تنگه هرمز وجود نخواهد داشت.» این گزاره عملا در برابر دو گزاره ابتدایی است و معنایش این است که شرایط برای مذاکره با آمریکا آماده نیست. @mbarati1364

▪️مذاکره از موضع قدرت؛ زیبا اما خیالی - بخش اول ✍ مسعود براتی| روزنامه عصر ایرانیان 🔸آقای دکتر قالیباف مسئول تیم مذاکرات در جلسه اخیر مجلس شورای اسلامی دو گزاره مطرح کرد. «با اقتدار و عقلانیت باید مذاکره کرد» و «در زمانی که پیروزی قابل توجه به دست آوردیم و دشمن در ضعف است با ابزار دیپلماسی این امتیازات را تثبیت کنیم.» 🔹این گزاره‌ها علی‌رغم ظاهری درست و زیبا اما به شدت غلط است. چرا؟ 🔸مذاکره یک ابزار در جعبه ابزار سیاست خارجی کشور است. ارزش‌گذاری این ابزار به صورت مطلق و بدون تعیین نسبت با واقعیت بیرونی کاری بیهوده است. یعنی بیان گزاره‌های کلی و همیشه درست کار فاقد ارزش است. لذا ارزش‌گذاری یک ابزار با نسبت برقرار کردن با واقعیت بیرونی امکان پذیر است؟ 🔹مذاکره یک ابزار است و از همین قاعده پیروی می‌کند. لذا برای ارزش‌گذاری دو گزاره مذکور باید بررسی کنیم که آیا واقعیت بیرونی آن‌ها را تایید می‌کند یا خیر؟ از دو مسیر می‌توان این کار را انجام داد. یکی بررسی تجربه مذاکرات منتهی به تفاهم‌نامه اسلام‌‌آباد و دیگری اظهارات ترامپ درباره مذاکره با ایران که در روزهای اخیر انجام داده است. تجربه اسلام‌آباد 🔸در ۱۹ فروردین ایران به دلیل اینکه آمریکا پذیرفته بود شروط ده گانه مبنای مذاکرات باشد (البته بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی چنین ادعا کرده بود که دشمن تمام شروط را پذیرفته است و صرفا جزییات آن باقی مانده است.) آتش‌بس را پذیرفت و بنا شد از چند روز دیگر مذاکرات در اسلام‌آباد آغاز شود. قبول آتش‌بس امتیازی مهم از سوی ایران به آمریکا بود و قرار بود آمریکا آتش‌بس در تمام جبهه‌ها و آزاد شدن بخشی از پول‌های آزاد شده را مابه‌ازای این امتیاز بدهد (رجوع شود به توییت آقای قالیباف قبل از رفتن به اسلام‌‌آباد). 🔹آمریکا تعهداتش را انجام نداد (نه پولی از پول‌های بلوکه شده ایران آزاد شد و نه در جبهه لبنان آتش‌بس رخ داد)، اما مذاکرات انجام شد. آمریکا در ادامه نقض تعهدات روز بعد از مذاکرات اسلام آباد و با ارزیابی اینکه آتش‌بس و مذاکرات به هم نخواهد خورد، محاصره دریایی را علیه ایران اعمال کرد. 🔸آمریکا از همان ابتدا نشان داد که به تعهدات خود پایبند نیست و مذاکره را صرفا برای کاهش فشار در بخش انرژی و سیاسی دنبال می‌کند. در بیش از هفتاد روز مذاکره (۱۹ فروردین تا ۲۸ خرداد) ایران با این هدف که به توافق برسد (رجوع کنید به صحبت‌های قربان‌زاده مشاور رئیس تیم مذاکره کننده در برنامه به وقت ایران)‌ گام به گام از مطالباتش عقب‌نشینی کرد (عدم پیگیری غرامت و تعیین متجاوز، عدم ایستادگی بر لزوم آزاد شدن پول‌های بلوکه شده به عنوان پیش‌شرط اجرای تفاهم‌نامه، عدم تثبیت مدیریت ایرانی بر تنگه هرمز و ...)،‌ آمریکا توانست با تثبیت محاصره دریایی به عنوان یک برگ برنده در مذاکرات، بازگشایی تنگه هرمز را به دست آورد. نه پایان جنگ چه در ایران و چه در لبنان رخ داد، نه حاکمیت ایران بر تنگه هرمز پذیرفته شد و نه پول‌های بلوکه شده ایران آزاد شد. 🔹از اواخر مذاکرات آمریکا با برنامه‌ریزی قبلی مسیر جنوبی تنگه هرمز را فعال کرد تا دیگر تنگه هرمز یک اهرم راهبردی در اختیار ایران نباشد. این مسیر به گونه‌ای پیش رفت که در روزهای پس از اجرای تفاهم میزان تردد در آن مسیر بیش از مسیر شمالی در اختیار ایران بود. این تجربه که به تعبیر رهبر انقلاب «تجربه تاریکی از بد عهدی و جنایت» بود، به خوبی نشان می‌دهد که مذاکره با آمریکا خصوصا در زمان ریاست جمهوری ترامپ، مفید نبوده و نخواهد بود. 🔸اینکه بیان می‌شود از موضع اقتدار می‌توان به نتیجه رسید نیز حرف اشتباهی است. آقای محمدی مشاور آقای قالیباف در توجیه مذاکرات اسلام‌آباد همین گزاره را بیان می‌کرد و مدعی بود که تفاوت مذاکرات اخیر با مذاکرات گذشته در این است که ایران در موقعیت برتر قرار دارد و می‌تواند از موضع قدرت امتیازهای مهمی از آمریکا بگیرد. اما همه دیدند که این‌ تصور نتیجه یک برآورد اشتباه بود. @mbarati1364

باز هم امتیاز رایگان به ترامپ درمانده دادید. مانند ۱۹ فروردین که قبول آتش بس کردید و امتیاز رایگان دادید. حداقل کمی پول بلوکه
باز هم امتیاز رایگان به ترامپ درمانده دادید. مانند ۱۹ فروردین که قبول آتش بس کردید و امتیاز رایگان دادید. حداقل کمی پول بلوکه شده آزاد می‌کردید... مسعود براتی @mbarati1364

🔰دنیا فقط چهار تا کشور چشم آبی نیست؛ با همه دنیا باید تعامل داشت. 🔷️در خصوص رابطه با چین، یک عده فقط به دنبال جلسه با رئیس جمهور چین هستند؛ اما مدل چینی‌ها این نیست. سطح کار اصلا آن نیست. مسئولین مربوطه باید با مسیولین همسطح پیگیری کنند. 🔷️مسئولین ما کی رفتند با چین سر قراداد ۲۵ ساله کار جدی کنند؟ اگر همین الان از چین بخواهیم که نفت ما را بخرد و محاصره آمریکا را بشکند چین قبول خواهد کرد و آمریکا هم با چین کاری نخواهد داشت؛ مشکل از داخل کشور است. یک عده نمی‌خواهند پیگیری کنند. 🎙 دکتر محمدصادق شهبازی ◽️ در تجمع مقابل وزارت خارجه 📅 پنجشنبه ۱ شهریور ماه