uk
Feedback
خرمالوی سیاه

خرمالوی سیاه

Відкрити в Telegram

من آلما توکل هستم. من یک خبرنگار آزادم. یعنی برای نهاد خاصی کار نمی‌کنم. در این کانال درمورد زنان، کودکان و روزمرگی‌هایم می‌نویسم. https://t.me/HarfBeManBOT?start=HBM1559949

Показати більше
3 838
Підписники
+824 години
+97 днів
+3430 день
Архів дописів
مبحث امروز: گات!

جندسال پیش یه مطلب نوشته بودم درباره اتاق‌هایی در ژاپن که ظرف و ظروف توشه، می‌زنی به دیوار می‌شکونی و خشمت خالی می‌شه. الان فکر می‌کنم خبر واقعی بود یا نه؟ ولی از یه کارآفرین درخواست دارم از این چیزا بسازه هرچه‌سریعتر، جواب میده. فقط لطفا ورودیش رو با اسنپ و دیجی‌پی قسطی بدیم. :)

تلاش کنید از شوک دربیاید. :)))))

در تمام این‌ماه‌ها که سیم‌کارت‌های من مسدود شده، تلفن خانه قطع است، اینترنت نداشته‌ام. چه چیز بیشتر اذیتم کرده؟ طرف با صدتا واسطه رسیده به من و داد و بیداد مشکلت با من چیه؟ بعد به او خط دوست عزیزی را داده‌ام تا بتواند به من دسترسی داشته باشد. آن را گم کرده و مجدد این پروسه تکرار شده.

چون بحث تراپی شد و چندنفر هم سوال کردند. تراپیست خوب معرفی کنید در این روزها.

عصری پاشدم رفتم روانپزشک، برم حرف بزنم و بگم حالم بده و تراپی هم نمی‌رم، و فکر می‌کنم نیاز به کمک دارم، ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه از وقتم گذشت، گفتن هنوز وقتت نشده، یه بیماری به بیماری‌هام اضافه شد. و خب زدم بیرون.

چنددقیقه قبل بعد از ۸ سال با این مرد که عزیزترین آدم این سالهایم بود خداحافظی کردم. در تمام این سالها هرآنچه من را رنجانده بود به او گفته بودم. یک ربع آخر مکالمه‌ی امروز، فهمید آن جمله در آن سال را اشتباه برداشت کرده بود و سالها آن را با خودش کشیده بود، حتی با اینکه تراپیستش خواسته بود درباره‌اش حرف بزند، نگفته بود. نگاهش کردم و گفتم می‌شد گفت‌ها. گفت بیا درستش کنیم. اما دیگر همه‌چیز از هم پاشیده بود.

چه بخواهیم، چه نخواهیم ما مردمی قضاوتگر و تحلیل از روی ظواهر امر هستیم. خودم را هم جمع می‌بندم. اما توصیه‌ای به خودم و دیگران دارم. چرا فلانی بداخلاق است؟ چرا فحش می‌دهد؟چرا خودش را از جمع کشیده بیرون؟ چرا هی سیگار پشت سیگار؟ چرا پرخور شده؟ واه واه، از این اخلاق این روزهایش! به چه حقی جواب تلفن نمی‌دهد؟ چرا به خودش نمی‌رسد؟ خجالت نمی‌کشد که فلان؟ عزیزانم، ما زندگی نرمالی داریم؟ دست کم در این یک سال داشته‌ایم؟ اگر یک نفری در اروپا این بلاها را از سر گذرانده بود بستری نمی‌شد؟ تو را به قرآن مجید بیایید از هم توقع رفتار نرمال نداشته باشیم. خب برویم تراپی؟ مساله همین است عزیزان، پول آن را هم نداریم. پس لطفا، خواهشا، التماسا، آن برچسب‌هایمان را دست کم برای یک‌سال بگذاریم در جیبمان تا ببینیم بعد چه می‌شود!

مبحث امروز: ........ به معنی عشق نیست!

بقیه‌ش ۳ تا مرد نشستن درمورد ماهی آکواریوم حرف زدن. بابا من عادت دارم ضمن اینکه ازم بپرسن با کسی هستی یا نیستی، بگن زشتم! ماهی آکواریوم چیه آخه؟ اینم شد موضوع در آرایشگاه؟ :)

گفتم از ته بزن! و مهدی‌جون موهایم را زد و زد. خوبی‌اش این است که آرایشگرم تمام مدت فحش داد بابت آنچه این ماه‌ها از سر گذراندم.

می‌گم: آره تو توییتر فلان. می‌گه: منظورتون x ئه؟ بابا من هنوز می‌گم روزولت درحالی که شما می‌گید خیابان شهید مفتح. پیرم، پیر.

یه کانالی زده: زلیخا ۱/ دنیا جهان‌بخت ۱ :)

این بچه می‌گه "اوکراین جلو در خونه رو زد، تو حموم بودم و خوبه فوری لباس پوشیدم، چون ۵ بار بعدش هم زد و رفتیم تو خیابون." گفتم خوبه پوشیدی، وگرنه فیلمت تو محل درمیومد که حجابت درست نیست. خنده‌ی تلخی کرد. پیوست ۱: وضعیت زندگی ما تو این محله تحت هر شرایطی! پیوست ۲: وااای! چقدر همش غر می‌زنی توکل، اطرافیانت چطور تحملت می‌کنن؟ :))))

مبحث امشب: خونه‌ی مادربزرگ_پدربزرگ

آدم وقتی بزرگ و بزرگتر می‌شود، تلاشش را می‌کند کمتر سخت‌ بگیرد. و این سخت نگرفتن باعث می‌شود از شادی‌های کوچک زندگی لذت ببرد. بعد از سالها ترس از سقوط، امروز در ساعت ۷ صبح نشسته بودم در کافه عمران، و به این فکر می‌کردم که طی این چندسال دوستانم دستم را گرفتند، پابه‌پایم آمدند، آنجا که احساس می کردم نمی‌توانم قدم از قدم بردارند به من یاداوری کردند تنها نخواهم ماند. امروز برای اولین‌بار تنها رفتم کوه، تنها برگشتم و از افتادن نترسیدم و تنها سوالی که از خودم پرسیدم این بود که در کدام مرحله از این روند حالم خوب شد؟ و چرا آن را نفهمیدم؟ بعد در دلم و یواشکی بابت این شادی کوچک بینهایت خوشحال شدم.

مبحث امروز: احمدرضا عابدزاده

مبحث امشب: تمیزی فیک، تمیز بودن فیک!

کم بدبختی دارم، ۳۰ ساله به "دایانا" و رفتارای "چارلز" هم فکر می‌کنم.

مبحث امشب: شهربازی.