3 379
Підписники
-424 години
-107 днів
-3930 днів
Архів дописів
3 379
حرفاتون، توجیههاتون، بهونههاتون
همه رو قبول کردم و پذیرفتم و ساکت شدم.
نه چون قانع کننده بود،
نه چون به حرفاتون باور داشتم،
فقط برای اینکه بفهمین
دقیقا همینجایی که دیگه
بابت کاراتون باهاتون بحث نمیکنم
همینجا نقطهایه که تموم شدین 🖐️
@gitmit
3 379
من دقت کردهام؛ به مرور زمان بیشتر میفهمی
و با هر فهم، چهرهات عمیقتر میشود
و با هر عمق، صورتت به سمت پایین متمایل میشود
و شبیه به آدمهایی میشوی که از گریه بازگشتهاند
مواجههی چندگانهی فهمیدن و تجربه کردن
و رنج کشیدن و پشتسر گذاشتن!
و این زیباست...
دردناک و تلخ و بیرحمانه، اما زیبا...
@gitmit
3 379
طولمیکشد بفهمی کسی که مدتها
به نقطهای زل میزند و سکوت میکند،
غمگینتر از کسی است که گریه میکند.
@gitmit
3 379
تنها در یک صورت میتوانید
مرا تحت تاثیر قرار دهید:
اینکه آدم خوبی باشید.
نه دارایی تان، نه لباستان،
نه جایی که زندگی میکنید.
تنها آنان که قلب صافی دارند،
احترام مرا خواهند داشت.
@gitmit
3 379
من فقط ظاهرا قوی ام ولی
اگه بغلم کنی گریه ام میگیره
بهم بگی خوبی؟ گریه ام میگیره
چاییم یخ میکنه گریه ام میگیره
آهنگ گوش میدم گریه ام میگیره
انگار حجم قوی بودنم تموم شده
@gitmit
3 379
هروقت بیش از حد دلتنگش شدم به این فکر کردم که
اون آدم میتونست به یه قهوه دعوتم کنه اما نخواست،
میتونست کنارم باشه اما نخواست،
میتونست زنگ بزنه و صدام رو بشنوه اما نزد،
میتونست خودش رو تو زندگیم پررنگتر کنه اما نخواست،
میتونست برای نگه داشتنک تلاش کنه اما نخواست،
نکرد چون نمیخواست باشم، چون براش ارزشی نداشتم...
@gitmit
3 379
امیدوارم روزایی وجود داشته باشه
که قهوه مزه خیلی خوبی زیر زبونت بده،
لیست آهنگات باعث رقصیدنت بشن،
غریبهها دلیل لبخند زدنت بشن
و آسمون پر ستاره شب روحت رو لمس کنه.
امیدوارم روزایی باشه که از زنده بودن لذت ببری❤️
@gitmit
3 379
هیچوقت تا حالا با همچین ورژنی از خودم
که بعد از کلی صبوری، یهو تو یک لحظه،
تمومِ چیزایی که با چنگ و دندون
نگهشون داشته بودم و رها کنم و برم،
روبرو نشده بودم...
@gitmit
3 379
اینهمه فساد و ویرانی طبیعی نیست!
اینهمه خشکشدن، آلودگی، نباریدن!
اینهمه کمبود انرژی، آب، برق! اینهمه آتش گرفتن، سوختن...
کمر به نابودی ایران بستهاند!
وگرنه تالابهای چندهزارساله و جنگلهای
چندین میلیونساله را که نمیشود راحت از پای در آورد!
نمیشود راحت به مردمی که سراسر امیدند بقبولاند که
هیس! فریاد بزنی که چه؟ صدایت به کجا میرسد؟
نمیشود راحت دریاچهای را خشکاند
که از پرآبیاش شکایت میکردهاند پیش از این!
طبیعی نیست! طبیعی نیست این حجم از ویران شدن!
طبیعی نیست اینهمه به قعر کشاندن و نابود کردن!
کدامین گروه از کدامین جغرافیا کمر همت به
نابودیِ این خاک و این مردم بستهاند؟!
میخواهیم شاد باشیم، اما سوال اینجاست که چگونه؟
چگونه باید خودمان را به نفهمیدن بزنیم؟!
@gitmit
