گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
Відкрити в Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
Показати більше604
Підписники
+124 години
+27 днів
+530 днів
Архів дописів
ضربه گیرهای استراتژیک برای مرزهای کشور*
سید هاشم هدایتی**
1. مرزهای هر کشور محدوده های سرزمینی هستند که در جوار آن، سرزمین های همسایگان قرار دارند. فارغ از اینکه مرزها چگونه شکل گرفته باشند- در یک پروسه طبیعی یا دراثر جنگ ها و تهاجمات و درگیری های نظامی - تعامل، بده بستان، رفت و آمد و اقتصادی و فرهنگی یک امر عادی درمرزهاست. مرزداری همواره و در هر عصری یکی از امور استراتژیک هر کشور تلقی شده است. با وصف تغییر ماهیت "مرزداری" که از حفاظت فیزیکی و خط کشی های فیزیکی به حفاظت نرم تبدیل شده است، هنوز هم مدیریت مرزداری اهمیت ملی خاص خود را دارد تا جایی که در کشورهای مختلف سازمان ها و نهادهای متعددی در حوزه مرزداری ایجاد شده و ایفای نقش می نمایند: از سازمان های نظامی و انتظامی گرفته تا گمرکات، نهاد های توریستی و فرهنگی و ...البته غالبا میزان سرمایه گذاری و توجه هر حکومتی به مسائل مرزنشینی بستگی به شرایط ژئوفیزیک، چالش های تاریخی، تفاوت ها و شباهت های فرهنگی و نوع سیستم های سیاسی حاکم بر هر کشور دارد. برخی مرزها را به دریچه ای برای تعامل باز فرهنگی و اقتصادی تبدیل می کنند و برخی نیز با پذیرش مادام العمری و استمرار دشمنی های تاریخی با همسایگان، همواره دشمن یا دشمنانی را پشت مرزهای خود فرض نموده و آمادگی نظامی را مهم ترین رکن دفاع از مرزها می دانند.
2. تاریخ گویای این واقعیت است که ایران زمین یکی از مناطق حساس خاورمیانه و آسیا، درطول تاریخ بوده و هست.نیم نگاهی به تاریخ پر فراز و نشیب این سرزمین و تغییرات استراتژیکی که در گستردگی آن در مقاطع مختلف روی داده است نشانگر این اهمیت است. زمانی بخش عمده ای از آسیا و قسمت هایی از اروپا – وحتی افریقا – جزو امپراطوری کشور بزرگ ایران بوده است تا جایی که هنوز هم آثار فرهنگ و تمدن ایرانی در سرزمین های هند و آسیای میانه – که با زبان فارسی سخن می گویند – قابل رویت است. اگر بپذیریم برخورداری از منطق عقلانی حکمرانی و قدرت نظامی مهمترین عامل توسعه سرزمین ایران در گذشته ها بوده است شاید درست تر آن باشد بگوئیم در عصر حاضر قدرت گفتگو و دیپلماسی قوی و توان تعامل نرم و بهره گرفتن از فرصت ها را می توان مهمترین عامل حفظ و ثبات موقعیت کنونی است وگرچه قدرت نظامی را نمی توان از این دایره حذف کرد اما با قاطعیت می توان گفت که ظهور روش های جدید دفاعی و نظامی همچون سیستم های موشکی دوربرد و امثالهم روش های سنتی مدیریت مرزی را دچار تغییرات جدی و حتمی نموده است. کشورهایی که هنوز دفاع فیزیکی صرف را به عنوان مدیریت مرزی بر می گزینند از قافله ثبات مرزهای شان باز می مانند.
3. بررسی تحولات مدیریت مرزی ایران درطول تاریخ موضوع این یادداشت نیست اما نیم نگاهی به صد سال اخیر گویای این واقعیت است که ما هنوز با چالش مدیریت مرزداری مواجه هستیم. پس از تحمیل قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای و جداشدن بحرین از سرزمین بزرگ ایران، ضرورت اثربخش کردن مدیریت مرزی بیشتر خودنمایی می کند. اظهار نظرهای مکرر برخی دولت های حاشیه خلیج فارس، تهاجم رژیم بعث عراق به مناطغ غربی و جنوبی کشور، اصطکاک های مربوط به دریای خزر و تحرکاتی که در شرق و غرب کشور – که هر از چند گاهی رخ می نماید – همه نشانگر این ضرورت است. گرچه دراین زمینه اختلافی بین حکومت، جریان های سیاسی و نخبگان کشور در پایتخت و مناطق مرزی وجود ندارد اما انکار نمی توان کرد که درمورد نحوه مدیریت مرزی هنوز اختلاف نظرهای جدی وجود دارد. برخی روش های سنتی حفاظت فیزیکی و امنیتی رایج و کنترل صرف از مرکز را محور قرار می دهند و برخی نیز حفاظت انسانی، توسعه ای و نرم را اثربخش تر از سایر روش ها قلمداد می کنند.
از حقوقدانان و نمایندگان مجلس انتظار می رود در مورد نقش" قانون قاچاق کالا و ارز" در کار و زندگی کولبرها را تحلیل و پیشنهاد اصلاحی به دولت برای تنظیم لایحه اصلاحی ویا به نمایندگان مناطق مرزی برلی تنظیم طرح پیشنهادی ارایه دهند
وقتي درد خیلی خیلی گران باشد آرزوی مرگ، کسی را حیرت زده نمی کند. خدا نیاورد روزی را که درد و مرگ، هم وزن شوند!
مرگ کولبران مظلوم کرد،دردی است خیلی خیلی گران!
@DKproblems
لقمان حکیم گفت:
من سیصد سال با داروهای مختلف، مردم را مداوا کردم؛
و در این مدت طولانی به این نتیجه رسیدم؛
که هیچ دارویی بهتر از "محبت" نیست!
کسی از او پرسید: و اگر این دارو هم اثر نکرد چی؟
لقمان حکیم لبخندی زد و گفت؛
"مقدار دارو را افزایش بده!
⚫️ خانه ام #آتش گرفته ست،آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را،تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
@iranyaran
استاد #شجریان
شعر:مهدی اخوان ثالث
شرافتت را و غیرتت را با کدام واژە بنویسم کە اوج شرمندگیم از ناتوانی در کاستن از دردهایت را بە نمایش بگذارد. عطر خوش بوی همدردی میلیون ها هم وطن شاید قطه آبی باشد بر آتش درونمان.درود بر حمیت تو 🙏
مصاحبه تریبون همدلی با دکتر سیدهاشم هدایتی ، مدیر کل سابق صنایع و معادن کوردستان ، مشاور ، نویسنده و روزنامهنگار
https://t.me/joinchat/AAAAAD0GN7BlubVnSZHLUw
نیم نگاهی به منشور حقوق شهروندی دولت تدبیر و امید*
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸
* این یادداشت در سال 1392 در روزنامه شهروند به چاپ رسید
@KDproblems
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
ز چالش های حقوق شهروندی بیش از ده میلیون هم میهن محسوب می شود - و مسائلی مثل حقوق مرزنشینی - که آن هم در مرزهای غربی به یک معضل جدی و تلفات انسانی فراوان منجر شده است - حذف شده است. اجازه می خواهم ازکم رنگ جلوه دادن حقوق شهروندی قومیت های هم میهن نام ببرم که آنچنان ضعیف و سطحی مورد اشاره قرار گرفته اند که گویی در سطح حقوق مسافرت و حمل و نقل اهمیت ندارند. دریکی از این بندها برای امور مهمی همچون تنوع قومی، مذهبی و زبانی صرفا از واژه "احترام" نام برده اند و هیچ اشاره ای به تکلیف دولت و ضمانت های اجرایی تحقق این مسایل نشده است. حتی در حد تصریح انشای اصل پانزده قانون اساسی که به حق آموزش زبان های مادری و تدریس ادبیات آن درمدارس و دانشگاه ها تاکید شده است، بحث نشده است. در بند دیگر نیز صرفا به آزادی مراسم مذهبی ادیان به رسمیت شناخته شده در کشور اشاره شده، گویا اهل سنت ایران در این مورد حقوقی ندارند و یا آنچنان حقوق شان تادیه می شود که نیازی به تصریح دراین متن نبوده است. در جای دیگر صرفا در مورد کاربرد آزادانه زبان ها و گویش های قومی و محلی درکنار زبان فارسی در صدا وسیما اشاره شده است در حالی که شان زبان های محلی درحقوق شهروندی علاوه بر آزادی مکالمه و نگارش و آموزش در مراکز رسمی آموزشی کشور، کاربردهای عملی و نیز چاپ کتب و نشریات و ... در اسناد معتبر جهانی و قانون اساسی کشور به رسمیت شناخته شده و در متون دینی نیز با تعابیری همچون " من ایاته الوانکم و السنتکم" بر اصالت آن و به رسمیت شناختن تنوع های آن تاکید شده است.
5. کاستی های فرایندی: نمی دانم شاید معنای این کاستی هایی که نام می برم فرایندی نباشد اما منظورم این است که گویا دولت – به عنوان قوه مجریه - به دلیل اینکه خواسته است فقط برای خود منشور بنویسد درمورد سایر قوا و نهادهای فراقوه ای و حتی مردم، دست به عصا وارد شده است. در حالی که به نظر می رسد رئیس جمهور حافظ قانون اساسی است و حقوق شهروندی هم مُرّ قانون اساسی است و کسی انتظار ندارد منشور دولت فراتر از قانون اساسی باشد. حقوق دانان می گویند رئیس جمهور می تواند در مواردی که خلاف قانون اساسی عمل شود – از سوی هر شخص یا سازمان و نهادی – به مردم گزارش دهد. این یعنی رئیس جمهور در قبال رعایت حقوق شهروندی آحاد ملت، مسئولیت تام دارد. لذا انتظار می رفت که با صراحت بیشتری تکالیف سایر قوا و نهادهای حکومتی هم درقبال رعایت حقوق شهروندی مورد اشاره قرار گیرد.مگر می شود بدون نقش آفرینی قوای مقننه و قضائیه و سایر نهادهای قدرتمند اثرگذار همچون رسانه ملی – که جملگی خارج از سیطره مدیریتی دولت هستند - حقوق شهروندی درجامعه تحقق یابد؟ درموارد متعدد نیز، تکلیف دولت درقبال حقوق مسلمی مثل تحصیل و بهداشت رایگان مشخص نشده است.
6. در پایان این یادداشت کوتاه ضمن تقدیر از بانیان این سند گرانسنگ پیشنهاد می کنم اولا در مقدمه این سند تصویر گذرایی از وضعیت حقوق شهروندی در واقعیت های موجود جامعه ایرانی درج شود. چرا که آشنایی سیستماتیک با واقعیت های موجود درکنار درج ایدآل ها و مسلمات می تواند مخاطبان را با فاصله موجود و سختی های راه و نقش آفرینی آحاد مردم و دولتمردان آشناتر سازد. و ثانیا پس از جمع آوری و دسته بندی پیشنهادهای واصله، متن نهایی را تنظیم و دستکم برای دویست نفر از نخبگان عرصه فعالیت های حقوق بشر و فعالان مدنی و اساتید حقوق و علوم سیاسی نامدار کشور، ارسال و در یک نشست دو روزه جنبه های انسانی، حقوقی، سیاسی و فرهنگی، مورد بحث و تبادل نظر قرار داده و دراین فرایند از نمایندگان سایر قوا و نهادهای اثرگذار نیز دعوت به عمل آید. زیرا همانطوری که درمتن آمده است قرار است این سند سرانجام به عنوان یک لایحه به مجلس برود. بدیهی است در آن صورت حضور سایر قوا در فرایند تنظیم می تواند ضمانتی باشد برای تصویب و اجرایی شدن آن. البته در بدترین شرایط در صورتی که مشارکت و یا همکاری آنان کم رنگ باشد رئیس جمهور می تواند سند را به عنوان منشور منتخب ملت منتشر ساخته و در چارچوب آن ساختار پیشنهادی همانند یک نهاد نظارتی وتحت نظر رئیس جمهورایفای نقش کند.
* این یادداشت در سال 1392 در روزنامه شهروند به چاپ رسید
**دانش آموخته مدیریت استراتژیک
نیم نگاهی به منشور حقوق شهروندی دولت تدبیر و امید*
سید هاشم هدایتی**
1. انتشار پیشنویس "سند منشور حقوق شهروندی" از سوی معاونت حقوقی ریاست جمهوری اسلامی ایران، فارغ از شکل و محتوای آن یک اقدام قابل ستایش به شمار می رود. از این نظر که حاوی چند پیام است:
اول اینکه پس از سی و پنج سال، دولتمردان جمهوری اسلامی ضرورت طرح چنین مسئله ای را در فضای عمومی جامعه تشخیص داده اند
دوم با طرح چنین موضوع مهمی، دولت از یکسو خود را مسئول تامین حقوق شهروندی ملت محسوب نموده و از سویی مردم را دعوت می کند که حقوق شهروندی را به عنوان یک حق مسلم، بشناسند، مطالبه و مد نظر قرار دهند
سوم به نخبگان جامعه اجازه می دهد – ویا به عبارت دیگر از آنان دعوت می کند – در مورد ابعاد حقوق شهروندی در مطبوعات و رسانه ها بحث کنند و نکته مهمتر اینکه ایشان را به نقد این سند پیشنویس فرا می خواند. لذا باید گفت آقای رئیس جمهور دستمریزاد! به یکی دیگر از عهدهای خود وفا کردید!
2. پیشنویس منشور حقوق شهروندی همانند هر متن دیگر می تواند از جوانب مختلف مورد بررسی قرار گیرد و البته با یک نگاه منصفانه به ابعاد مثبت و ضعف آن اشاره شود. امیدوارم بتوانم با این رویکرد در یک بررسی اجمالی و نه الزاما کارشناسی(انشالله بحث تفصیلی را برای متولیان امر ارسال خواهم نمود) به عنوان یک شهروند ایرانی، نیم نگاهی به متن داشته باشم. ابتدا به جنبه های مثبت و قوت و سپس به کاستی ها و ضعف های شکلی و محتوایی آن می پردازم:
• قوت ها:
1) در این متن تقریبا سرفصل ها و عناوین اکثریت مسائل حوزه حقوق شهروندی به ویژه حق حیات، هویت، آزادی اندیشه، بیان و نشر، دسترسی به اطلاعات، حریم خصوصی، شفافیت، مشارکت و رفاه و آموزش و... مورد اشاره قرار گرفته است
2) در موارد زیادی تکلیف دولت را در قبال این مسائل مورد تاکید قرار داده است
3) بعضا به ضرورت تدوین لوایح مربوطه و پی گیری تنظیم قوانین مورد نیازاشاره شده است
4) درغالب موارد، از جمله آزادی بیان، شکنجه، تنفتیش عقاید، حریم خصوصی، تبعیض های ناروا و...، مسائل را شفاف و به دور از مصلحت اندیشی های رایج مطرح و بهانه ای بدست داده است تا مردم و نخبگان با رویکردها و نظریات متفاوت در این زمینه گفتگو کنند
5) رعایت لحن معتدل و به دور از تحریک احساسات و تهییج عواطف طرفداران و مخالفان موضوعات حقوق شهروندی که در فضای واقعی جامعه ایران مورد نیاز جدی است. این رویکرد هماهنگی قابل توجهی با مشی اصلاح طلبانه داشته و نافی افراط و تفریط های محافظه کارانه و انقلابی است
6) سرعت عمل دولت تدبیر و امید درتنظیم و انتشار این پیشنویس و پشت سر نینداختن آن به بهانه اولویت های اقتصادی و سیاست های بین المللی و... نیز به جد قابل تقدیر است.
• ضعف ها: کاستی های این متن کم از قوت های آن ندارد. گرچه می توان به خوبی محدودیت های درونی و محیط شناسانه مرتبط با نهادهای قدرت را درک نمود، اما درهر حال ضرورت دارد به منظور درک فاصله این مطالبات حداقلی، با نیازهای واقعی و قابل دفاع، کاستی های آن را مورد توجه قرار داد. ضعف های این پیشنویس از سه جنبه ساختاری، محتوایی و فرایندی قابل تحلیل است.
3. کاستی های شکلی و ساختاری: در این متن دسته بندی مهم ترین حقوق شهروندی، منطقی نیست و مطالب درهم ریخته و بدون نظم پشت سر هم قرار گرفته اند. از جمله درمواردی صرفا به توصیف عناصر حقوق شهروندی پرداخته است اما درجاهای دیگر پس از توصیف مسئله، به تکالیف دولت نیز اشاره نموده است. شایسته آن است که ابتدا ابعاد حقوق شهروندی به ترتیب اولویت و در یک دسته بندی معقول و رایج مثلا از مسائل زیر بنایی تا سطحی ترین آن ها تبیین شود سپس تکالیف دولت در مورد هرکدام از آن موارد مورد اشاره قرار گرفته و درپایان توصیه های لازم مبتنی بر ضرورت و آگاهی بخشی، در دو بند مجزا خطاب به سایر بخش های حاکمیت(قوای مقننه و قضائیه و نهادهای انتصابی) و مردم و نخبگان مطرح شود.در پایان هر بند می توان ملاحظات خاص درونی و محیطی نیز مورد تاکید قرار بگیرد. در خصوص تنظیم متن و ادبیات آن نیز اشکالاتی به چشم می خورد که نیازمند ویرایش ادبی است.
4. کاستی های محتوایی: علاوه بر فقدان تواتر و نظم منطقی، فقدان دسته بندی شناخته شده موضوعات و اولویت بندی آن ها، تعمدا یا سهوا برخی از مسائل ریشه ای و بنیادی مثل آزادی اندیشه و بیان، حریم خصوصی و حقوق اقلیت ها و زنان، در ردیف مسائلی همچون بحث های محیط زیستی و روستا نشینی و...قرار گرفته اند درحالی که در دنیای جدید یک سری جنبه های حقوق شهروندی وجود دارند که به تنهایی هم وزن سایر ابعاد هستند و نمی توان در یک دسته بندی عادی بدین صورت در کنار ابعاد کم اهمیت تر قرار گیرند. در مواردی هم موضوعاتی مورد غفلت واقع شده است ازجمله دربند اول ماده یک که درمورد قواعد سخن می گوید و دامنه حقوقو شهروندی را معرفی می کند، مذهب - پدیده ای که یکی ا
نگران مباش ای قلب نا آرام آرزومند
رنج های زندگی شکیبایم کرده است
راه ها را خواهم بافت...مصطفی شعاعیان
است.البته تاكيد نويسنده روی برنامه ريزی ملی ودولتی به منزله نفی نقش وجايگاه بخش خصوصی در توسعه نيست ،بلكه مي خواهم بگويم بدون فعال شدن دولت واجرای طرح های بزرگ ، عقب ماندگی های كردستان تاصد سال ديگر ، با اين روند نه تنها جبران نمی شود بلكه فاصله ی آن با ساير مناطق توسعه يافته ی كشور بيشتر می شود.البته مسئولان امر نيز از اين مسئله بی اطلاع نيستند ، اما چرا فكری اساسی نمی شود ، به همين مسئله مربوط است كه اشاره شد....ادامه دارد...
مسائل استراتژيك توسعه كردستان ( قسمت دوم )
در قسمت اول از جمله موانع توسعه کردستان به فقدان نگاه استراتژیک و نبود سند ملی با برش های منطقه ای قانونمند و به رسمیت شناخته شده پرداختیم. در این قسمت به دو مسئله دیگر خواهیم پرداخت:
دو . شناخت توانمندی ها و كاستي هاي كردستان از اهم مسائلی است كه بدون آن پيمودن مسير توسعه مقدور نيست. گاهی تصور می شود با احصاء اعداد وارقامی پيرامون تعداد آدم ها ، اموال واحشام ومايملك كردستاني ها مي توان وضع موجود آن ها را شناخت ، غافل از اينكه اين اعداد وارقام زماني كارسازند كه متوجه مسائل اساسی باشند. بدون شناخت ديدگاه ها ، فلسفه زندگی ، باورها ، ارزش ها ، آرزوها ، نيازها ، مطالبات واولويتهای مردم كرد ، بدون توجه به فرهنگ اين منطقه ، وحتي فراتر ازهنجارها وارزش ها ، بدون درك مفروضات اساسي آنها، يعني آنچه رويكرد آنها به زندگي را تعريف مي كند ، نمي توان مسير توسعه كردستان را تعيين كرد . به علاوه شناخت ميزان رضايتمندی مردم ، برداشت آن ها از اثربخشي سيستم مدیریتی كشور و منطقه يك ضرورت انكار ناپذير است . چگونه مي توان در تداوم وضعيت فعلی برنامه ريزي نمود در حالي كه نمي دانيم مردم از وضع موجود رضايت دارند يانه ؟!چگونه مي توان درپی برنامه ريزی برای توسعه مردم كرد بر آمد در حالی كه هويّت آن ها تعريف نشده باشد ؟! آيا كردها دارای هويّت مشخص و منحصر به فردي هستند ؟ اين هويّت حول چه چيزی شكل گرفته است ؟ هيچ پرسيده ايم محور اساسي هويّت كردها از منظر خود آنان چيست ؟ آيا نظام حاكم تعريف خودرا از هويت كردها به صراحت وبه طور شفاف بيان كرده است ؟ كجا در كدام سند با كدام عملكرد مؤيد ؟اگر پاسخ مثبت است، آيا اين تعريف با تعريف خودكردها همخوانی دارد؟
سه . وقوف به منابع طبيعي و پتانسيل هاي اقتصادی قابل تبدیل کردن به مزّیت رقابتی و نيز ظرفيت هاي بازار در منطقه كردستان از شرايط لازم تدوين استراتژی واقع بينانه است . آنچه به تبعيت از برنامه های توسعه ای كشور در كردستان در حوزه ی اقتصاد انجام گرفته است به خوبی نشان می دهد كه پتانسيلهای موجود ومزيّت هاي نسبی اين منطقه مورد كم توجهی قرار گرفته است . ذكر چند نمونه ، دلايل اين ضعف راتا حدي روشن مي سازد : درياچه زريبار مريوان ، كه يكي از پديده هاي منحصر به فرد طبيعت است ، می تواند به عنوان محور توسعه بخش هايی از كردستان مورد توجه قرار بگيرد . اما آنچه مشاهده می شود جز شعار و تعريف خشك وخالی چيزي عايد نشده است . ساخت يك فرودگاه و تبديل مريوان به يك منطقه آزاد تجاری مي تواند اين هدف را محقق سازد . البته همگان می دانيم تبديل مريوان به يك مركز توريستی و تجاری بين المللی نيازمند سرمايه گذاری عظيم دولتي است و نبايد انتظار داشت مردم محروم منطقه به تنهایی و بدون حمایت و مشارکت دولت چنين كار مهمی را به نتيجه برسانند مگر اينكه اجازه ورود سرمايه گذاران خارجی با تامين امنيت كامل داده شودكه خود اين نيازمند تغيير نگرش امنيتی به مناطق مرزی واعتماد به هم وطنان كرد است. وجود معادن غنی سنگ آهك ،سنگ آهن وسنگ هاي تزئينی مي توانست قروه را به یک قطب صنايع فلزی وغير فلزی تبديل كند . اما آنچه به چشم می خورد يك كارخانه سيمان است كه اولا طرح آن به نام سيمان ديواندره مربوط به قبل از انقلاب است و ثانيادر مقايسه با ظرفيت های سنگ آهك منطقه بسيار ناچيزاست. و يك كارخانه در حال ساخت ذوب آهن كه ده ساله شدن فاز اول اين پروژه گويای اين امر است كه دولت تمايل عميقی براي تكميل آن ندارد و يا اهميت راه اندازی آن را درك نكرده ویا اساسا فاقد توجیه اقتصادی بوده است. و تعدادی سنگبری غير مدرن وناكافی كه عموما بدون رعايت صرفه هاي مقياس وناتوان از حضور در عرصه های رقابت ملی وجهانی از سوي بخش خصوصی راه اندازی شده اند وبعيد به نظر می رسد توان تبديل منطقه به يك قطب سنگ را دارا باشند درحالي كه سالانه ميليونها تن سنگ تزئينی تراش نخورده از كشور خارج مي شود . بخش كشاورزی استان به خصوص در مناطقی مثل سارال ودشت هاي قروه وديواندره و بيجار و باغ های مريوان وبانه
می توانست با استفاده از سيستم های آبياری مدرن به مراكز مهم كشت وصنعت تبديل شوند ، اما آنچه در عمل مشاهده مي شود حركت لاك پشتی است كه با اين روند كشاورزی منطقه سال های سال به جايگاه واقعی خود نمي رسد. نكته نگران كننده اين است ، درحالی كه پتانسيل های خدادادی منطقه اينگونه مورد بی توجهی قرار می گيرند دولتمردان شعار صنايعی را سر می دهند كه ايجاد آن ها در مقايسه با بخش های توريستی ، معدنی وكشاورزی قابل رقابت نيست و غالبا با سیاست های زیست محیطی نیز مشکل خواهند داشت.
شفاف نبودن ديدگاه دولت در قبال كردها تاحدی دلايل امر را عيان می سازند.
درد مندانه بايد گفت خط مشی های تلويحی ونانوشته دست كم ، بخشی از حاكميت كشور، باعث پديد آمدن يك ديدگاه غیر کارآمد امنيتی نسبت به كردستان شده
عاقبت نیک!
تا جایی کە بە یاد دارم از همان کودکی بزرگانمان می فرمودند بهترین دعا در حق هر انسان این است که بگویی خداوند عاقبت تو را ختم به خیر کند. هرچه بر روزهای سپری شده عمرم افزوده شد بیشتر به عمق عظمت و بلندی این دعا پی بردم. مردمان زیادی را دیدم و دیدیم که با وجود خطاها و لغزش های زیاد سرانجام با عاقبت خیر سر بر بالین مرگ نهادند و از سوی مردم قلم عفو بر خطاهای شان کشیده شد و چه بسیار مردمانی که بخش عمده عمرشان به خوبی گذشت اما سرانجام با عاقبت تلخ و عملکردی سیاه دفتر عمرشان بسته شد و مطرود دل مردم شدند.
آقای هاشمی رفسنجانی یکی از مردان بزرگ ایران زمین است که در عمر طولانی خود همچون همه انسان ها کارهای بسیار کرده است. تردید نمی شود کرد در زمان هایی با شرایطی خاص کارهایی انجام داد که ما با منطق امروزمان نمی پسندیم و بسیار مردماتی از آن کارها ناخشنود بودند. او چون مرد بزرگی بود بدیهی است خطاهای بزرگی نیز داشت. چه خوب گفته اند انسان های بزرگ خطاهای بزرگ هم دارند. اما...اما هرچه به اخر عمر نزدیک شد از تصمیم های ناصواب کاست و بر کارهای نیکش افزود. هر روز از تعداد منتقدانش کاسته و بر تعداد هواخواهانش افزوده شد... و امروز با چشم خود دیدم که صدها هزار انسان در خیابان های تهران از جماران تا دانشگاه تهران واز دانشگاه تهران تا بهشت زهرا در سوگش ناله کردند. گریستند و بر فقدانش حسرت خوردند. این یعنی عاقبت خیر. این یعنی عاقبت نیک. آقای هاشمی امروز صدها هزار دل مهربان را همراه خود داشت. این یعنی عاقبت خیر... بیایید از ته دل دعا کنیم خداوند عاقبت مان را ختم به خیر بفرماید.
انالله واناالیه راجعون
این خاصیت مرگ است
نا به هنگام می آید
ایران هنوز سخت به عقلانیت هاشمی نیاز داشت
