uk
Feedback
درباره‌ ما | رضا کلاهی

درباره‌ ما | رضا کلاهی

Відкрити в Telegram

نوشته‌های من، رضا کلاهی، درباره‌ی اوضاع اجتماعی و سیاسی ما

Показати більше
1 215
Підписники
+124 години
-27 днів
+430 день

Триває завантаження даних...

Схожі канали
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Хмара тегів
Немає даних
Виникли проблеми? Будь ласка, оновіть сторінку або зверніться до нашого support-менеджера.
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
червень '26
червень '26
+9
в 0 каналах
травень '26
+31
в 1 каналах
Get PRO
квітень '26
+108
в 2 каналах
Get PRO
березень '26
+21
в 3 каналах
Get PRO
лютий '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
січень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+1
в 0 каналах
Get PRO
листопад '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
вересень '250
в 0 каналах
Get PRO
серпень '25
+14
в 1 каналах
Get PRO
липень '25
+2
в 0 каналах
Get PRO
червень '25
+15
в 1 каналах
Get PRO
травень '25
+8
в 0 каналах
Get PRO
квітень '25
+13
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+1
в 0 каналах
Get PRO
лютий '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
січень '25
+1
в 0 каналах
Get PRO
грудень '24
+5
в 0 каналах
Get PRO
листопад '24
+2
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '24
+4
в 0 каналах
Get PRO
вересень '24
+5
в 1 каналах
Get PRO
серпень '24
+4
в 0 каналах
Get PRO
липень '24
+168
в 7 каналах
Get PRO
червень '24
+36
в 5 каналах
Get PRO
травень '240
в 0 каналах
Get PRO
квітень '24
+7
в 0 каналах
Get PRO
березень '24
+5
в 0 каналах
Get PRO
лютий '24
+12
в 0 каналах
Get PRO
січень '24
+5
в 0 каналах
Get PRO
грудень '23
+5
в 0 каналах
Get PRO
листопад '23
+17
в 2 каналах
Get PRO
жовтень '23
+1
в 0 каналах
Get PRO
вересень '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+10
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+22
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+15
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+18
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+251
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+10
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+53
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+33
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+262
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+410
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+13
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+3
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+3
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+5
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+17
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+1
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+3
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+3
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+15
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+2
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+7
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+13
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+1
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+949
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
17 червня0
16 червня+1
15 червня0
14 червня0
13 червня0
12 червня+1
11 червня0
10 червня0
09 червня0
08 червня+5
07 червня0
06 червня0
05 червня0
04 червня0
03 червня+2
02 червня0
01 червня0
Дописи каналу
2
گزارش روزنامه شرق از چهارمین نشست از سلسله نشست های "زیست در زمانه بحران" شورای دانشجویی انجمن جامعه شناسی ایران: تجربه زیست خبرنگاران در دوران جنگ با حضور: الناز محمدی، سوگل دانایی و زهرا جعفرزاده از میدان تا تحریریه جنگ چه بر سر خبرنگاران آورد؟ دیوارهای سالن انتهای نیم‌طبقه اول ساختمان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران‌ بعد‌از‌ظهر دوشنبه‌ گوش بودند برای شنیدن حرف‌های سه خبرنگاری که تجربه روزنامه‌نگاری در جنگ داشتند؛ خبرنگارانی که از سانسورها، محدودیت‌ها، فشارها، ‌گلایه کردند، درباره تصویر ذهنی‌شان از جنگ احتمالی و خبرنگاری در میدان سخن گفتند و به زبان آوردند که یک بار آنها را با حاکمیت و یک بار مقابل حاکمیت خوانده‌اند. 📌برای خواندن کامل گزارش بر روی لینک کلیک کنید. #انجمن_جامعه‌_شناسی_ایران @iran_sociology
144
3
3714941895613685505_176211588908508.aac
247
4
صوت این جلسه 👇🏼
233
5
۱۴۰۵_۰۳_۱۲_فروپاشی_و_برپایی_ایماژها_.m4a
106
6
صوت نشست: ایران پس از ۴۰ روز جنگ: فروپاشی و برپایی ایماژها
122
7
Немає тексту...
445
8
اطلاعیه‌ی ناشر سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی سال گذشته و سال‌های پیش از آن برای ما ایرانیان در شرایطی گذشته است که ما بیش از هر زمانی نیاز به گفت‌وگو درباره‌ی ایران داریم. انتشارات اگر به‌زودی کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی» نوشته‌ی محمدجواد غلامرضا کاشی را منتشر خواهد کرد؛ اثری مهم، برانگیزاننده و بحث‌برانگیز درباره‌ی آینده‌ی سیاست، جامعه و امکان همزیستی در ایران امروز. این کتاب تلاشی است برای بازاندیشی در یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های زمانه‌ی ما: آیا می‌توان سیاست را در ایران نه به‌مثابه‌ی نزاع دائمی بر سر قدرت، بلکه به‌مثابه‌ی ساختن «جهانی مشترک» فهمید؟ کاشی در این اثر، با عبور از زبان فرسوده‌ی ایدئولوژی‌ها و دوگانه‌های رایج سیاسی، می‌کوشد افقی تازه برای اندیشیدن به زندگی جمعی ایرانیان بگشاید. چرا این کتاب را منتشر می‌کنیم؟ «خلق جهان مشترک ایرانی» فقط یک کتاب نظری در حوزه‌ی علوم سیاسی نیست. این کتاب روایتی فکری و فرهنگی از تجربه‌ی زیسته‌ی ایرانیان در دوران فرسایش ایدئولوژی‌ها، بی‌اعتمادی عمومی و بحران‌های پی‌درپی اجتماعی و سیاسی و جنگ است. نویسنده از خلال مفاهیمی چون «خانه»، «سکونت»، «جهان مشترک»، «زندگی روزمره»، «دوستی» و «مسئولیت» می‌کوشد نشان دهد که چرا زبان‌های قدیمی سیاست دیگر قادر به توضیح جامعه‌ی امروز ایران نیستند و چرا نیازمند نوعی تخیل سیاسی تازه‌ایم. یکی از ایده‌های مرکزی کتاب، جایگزین کردن استعاره‌ی «احداث خانه» به جای «بازگشت به خانه» است. کاشی استدلال می‌کند که بخش بزرگی از سیاست معاصر ایران بر نوستالژی بازگشت به گذشته بنا شده، در حالی که آینده تنها از مسیر ساختن خانه‌ای تازه و مشترک برای همه‌ی ساکنان این سرزمین ممکن خواهد شد. درباره‌ی نویسنده محمدجواد غلامرضا کاشی از شناخته‌شده‌ترین استادان و اندیشمندان علوم سیاسی ایران است. نوشته‌ها، گفتارها و تحلیل‌های او در دو دهه‌ی گذشته تأثیر قابل‌توجهی بر بحث‌های روشنفکری، دانشگاهی و عمومی در ایران داشته است. او با زبانی فلسفی اما نزدیک به تجربه‌ی روزمره، همواره کوشیده است نسبت میان سیاست، فرهنگ، زندگی اجتماعی و تحولات تاریخی ایران را بازخوانی کند. این کتاب را می‌توان از مهم‌ترین و شخصی‌ترین آثار او دانست؛ کتابی که هم حاصل تأملات نظری و هم نتیجه‌ی تجربه‌ی زیسته‌ی یک نسل در ایران معاصر است. دعوت به گفت‌وگو این کتاب برای علاقه‌مندان به ایران معاصر، فلسفه‌ی سیاسی، جامعه‌شناسی، مطالعات فرهنگی، مطالعات خاورمیانه و همچنین برای گروه‌های کتاب‌خوانی، مروجان کتاب، روزنامه‌نگاران، کتاب‌فروشان، پژوهشگران، کنشگران مدنی و سیاستمدارانی که به آینده‌ی زندگی مشترک در ایران می‌اندیشند، اثری مهم و قابل‌تأمل خواهد بود. ناشر از گروه‌های کتاب‌خوانی، کتاب‌فروشی‌ها، منتقدان، رسانه‌ها، روزنامه‌نگاران، فعالان فرهنگی، مروجان کتاب، دانشگاهیان و همه‌ی علاقه‌مندان دعوت می‌کند در معرفی این کتاب و شکل‌دادن به گفت‌وگو پیرامون آن مشارکت کنند. نسخه‌های ویژه‌ی پیش از انتشار برای منتقدان، برگزارکنندگان نشست‌های کتاب‌خوانی، رسانه‌ها، کتاب‌فروشی‌ها و علاقه‌مندان حرفه‌ای، پیش از انتشار رسمی کتاب در دسترس قرار خواهد گرفت. علاقه‌مندان بویژه کتابفروشی‌هایی که برنامه‌ای برای برگزاری نشست درباره‌ی کتاب دارند و صاحبان رسانه‌ها، منتقدان و روزنامه‌نگارانی که نقد و بررسی این کتاب و گفت‌وگو با نویسنده‌ی آن را مهم می‌دانند، می‌توانند برای دریافت نسخه‌ی پیش از انتشار، هماهنگی گفت‌وگوها، نشست‌ها و اطلاعات تکمیلی، آمادگی خود را به ناشر اعلام کنند. https://t.me/agarpub
381
9
درباره‌ی آزارگری و ضدآزارگری (تحلیلی بر فیلم «شکار»، محصول ۲۰۱۲ دانمارک) رضا کلاهی «شکار»، محصول ۲۰۱۲ دانمارک، به کارگردانی ت
درباره‌ی آزارگری و ضدآزارگری (تحلیلی بر فیلم «شکار»، محصول ۲۰۱۲ دانمارک) رضا کلاهی «شکار»، محصول ۲۰۱۲ دانمارک، به کارگردانی توماس وینتربرگ و بازی مدس میکلسن، فیلمی است درباره‌ی کودک‌آزاری اما از زاویه‌ای متفاوت. داستانِ یک شکارچیِ روستایی است که نه مقصر، که قربانی کودک‌آزاری است. ادامه‌ی متن را این‌جا بخوانید
630
10
زمانی، و در بسیاری از جاها هنوز هم، «غیرت مردانه» زنان را به حبس و حصر خانگی کشانده، از برخورداری از آموزش، شغل، و امکان ارتقاء شخصی بی‌بهره کرده و حتا در معرض خطر جانی قرار داده. در گذشته، و چه بسا هنوز هم، در بسیاری جاها، کودک، کاراکتری شبیه مجرم دارد که باید با تنبیه و سرکوب بزرگ شود. اما در اثر تلاش‌های ضدسرکوب و گسترش آموزه‌های برابری‌خواه، در بسیاری از موقعیت‌ها این تبعیض‌ها و سرکوب‌ها بسیار ملایم‌تر شده، و مهم‌تر از آن کیفیت و جنس آن به کلی دگرگون شده است. به اقتضای ماهیت انسانی جهان انسانی نابرابری، تعرض، سلطه و سرکوب هیچ‌گاه به صفر نخواهد رسید. اما فضای معنایی تعرض، امروزه ماهیتاً با فضای پیش از گفتمان ضدسرکوب تفاوت دارد. امروز به همان میزان که مناسبات بسیار برابرانه‌تر شده است، ماهیت تعرض هم دگرگون شده است. اما آیا گفتمان ضد سرکوب هم به همین میزان متحول شده و خود را با این تغییرات سازگار کرده است؟ آیا گفتمان ضدسرکوب به قدر کافی داینامیک و زمینه‌مند بوده است که بتواند تغییراتِ کیفی و کمی در میزان و چگونگی روابط سلطه‌آمیز و سرکوب‌گرانه را در درون خود بپذیرد و خود را با آن همراه کند؟
1
11
آزارگری و ضدآزارگری تحلیلی بر فیلم «شکار» ساخته‌ی توماس وینتربرگ شکار، محصول ۲۰۱۲ دانمارک، به کارگردانی توماس وینتربرگ و بازی مدس میکلسن، فیلمی است درباره‌ی کودک‌آزاری اما از زاویه‌ای متفاوت. داستانِ یک شکارچیِ روستایی است که نه مقصر، که قربانی کودک‌آزاری است. (در پاراگراف بعد داستان فیلم لو می‌رود.) مرد، مربی مهد کودک روستا است. ابتدا در معرض سوءظن خفیفی به آزار جنسی یک کودک قرار می‌گیرد. مدیر مهد حساس می‌شود. پی‌گیری و پرس‌وجوهای بعدی سوءظن‌ها را تقویت می‌کند. ماجرا دومینووار گسترش می‌یابد. هر لحظه پای کودکان بیشتری به موضوع کشیده می‌شود. در مدت کوتاهی مرد به چهره‌ی منفور روستا بدل می‌شود. موضوع به دادگاه می‌کشد. مرد ابتدا محکوم می‌شود و در میان روستاییان به تصویر شرارت بدل می‌شود. بعدتر، تحقیقات دقیق‌تر معلوم می‌کند که اتهامات ناروا بوده. مرد تبرئه می‌شود. اما این ماجرا روستاییان را به دو دسته تفکیک می‌کند. از یک سو اکثریتی که همچنان سرشار از خشم و نفرت نسبت به مرد هستند و معتقدند باید روایت‌های آزاردیدگان را جدی گرفت و نباید به سادگی از حق کودکان گذشت. حکم دادگاه بر تبرئه‌ی مرد، نه تنها این اکثریت خشم‌گین را قانع نمی‌کند، بلکه آن‌ها را جری‌تر می‌کند و بر نفرت‌شان از مرد می‌افزاید، چراکه معتقدند حکم تبرئه، حق کودکان را پامال کرده است. و از سوی دیگر اقلیت کوچکی هستند که پنهانی با مرد هم‌دل‌اند اما در علن ساکت‌اند و جرأت ابراز نظر ندارند. فیلم از خلال این داستان، معصومیت گفتمان ضدکودک‌آزاری را به چالش می‌کشد. این امکان را به میان می‌آورد که یک گفتمان ضدسلطه و پیشرو به تدریج مقدس‌سازی شود، به تصلب کشیده شود،‌ از نیروی انتقادی خود تهی شود و از رویکردی پویا،‌ انتقادی، و در دیالکتیک با زمینه‌ی اجتماعی و تاریخی خود، به عقیده‌ای زمینه‌زدوده، انعطاف‌ناپذیر، قدسی‌شده و درنتیجه طردگرا بدل گردد. در این حالت گفتمان ضدسرکوب، به جای آن‌که گره‌های روانی را به ندریج در درون شکل برابرانه‌تری از مناسبات انسانی مضمحل کند، برعکس،‌‌ خشم‌ها، حسدها و امیال سرکوب شده را فعال می‌کند، به جریان می‌اندازد و به جای آن‌که در خدمت اصلاح مناسبات جمعی قرار دهد، در خدمت کین‌توزی‌ها، انتقام‌جویی‌ها و تسویه حساب‌های شخصی قرار می‌دهد. درنتیجه مناسبات سرکوب‌گرانه را به جای آن‌که از بین ببرد، وارونه می‌کند. ضدسرکوب‌گریِ وارونه شده، نمی‌خواهد از خلال مواجهه با انسانیتِ موجود انسانی،‌ به عنوان موجودی عقلانی و اخلاقی اما هم‌زمان آمیخته با غرایض و امیال، خواستار بازصورت‌بندی مناسبات اجتماعی باشد به نحوی که روابطی هم‌پذیرانه‌تر و کم‌تر سرکوب‌گرانه برقرار شود. بلکه خواستار تشخیص صریح و روشن مقصر است و بسیج همان غرایز در جهت هدف گرفتن او و اطفاء غریزه‌ی انتقام. ضدسرکوب‌گریِ متصلب و استخوانی‌شده، وضعیت قربانی-مقصر را از وجه انسانی‌اش تهی می‌کند تا همگان را درون کلیشه‌ی ثابت و از پیش تعیین تکلیف شده‌ی فرشته-هیولا قالب‌گیری کند.‌ در نتیجه، نوع جدیدی از سرکوب و تبعیض می‌آفریند‌. یکی از نشانه‌های آن‌که یک رویکرد،‌ وجه انتقادی خود را از دست داده و به عقیده‌ای متصلب تبدیل شده آن است که نمی‌توان با آن مخالفت کرد. کوچک‌ترین مخالفت با آن زیر سیل ناسزا و بهتان «سفیدشویی» له می‌شود. در این صورت افراد باید شانس بیاورند که در تله این هیولا نیفتند وگرنه راه نجاتی در کار نخواهد بود. چگونه مقاومت دربرابر سلطه می‌تواند استحاله یابد و خود به هیولایی مخوف بدل شود که اشتیاق‌اش برای بلعیدن تمامی ندارد؟ فیلم به پیش کشیدن این پرسش به‌شدت خطیر، خطر می‌کند که آیا گفتمان ضدکودک‌آزاری این اجازه را داده است که در نزاع بین یک بزرگ‌سال با جهان کودکانه، حق با بزرگ‌سال باشد؟ پاسخ منفی است. گفتمان ضدکودک‌آزاری می‌تواند چهره‌ای هیولایی بیابد. این پرسش را می‌توان عام‌تر کرد: آیا دوگانه‌ی قربانی-مقصر، دوگانه‌ای فیکس شده و از پیش تعیین تکلیف شده است؟ به عنوان مثال می‌توان پرسید آیا در چهارچوب گفتمان ضدمردسالاری، دوگانه‌ی زن-مرد، پیشاپیش درون تقابل قربانی-مقصر فیکس شده است؟ آیا درون این گفتمان امکانی هست که موقعیت‌ها از پیش تعیین تکلیف نشده باشند و هر موقعیتی به شکلی داینامیک و درون مختصات خاص خود داوری شود؟ گفته می‌شود امروز در پس چند دهه تلاش‌های کنش‌گران و متفکرانِ ضدسرکوب، دیگر خطایی پذیرفته نیست؛ خصوصاً از کسانی که در معرض آموزش‌های همین گفتمان و حتا خود از آموزگاران آن بوده‌اند. درست است. و می‌توان اضافه کرد: و به همان میزان کیفیت و کمیت خطاها بسیار تغییر کرده و ظریف‌تر و ضعیف‌تر شده است.
1
12
Немає тексту...
1
13
انجمن علمی مطالعات جهان اسلام با همکاری مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار می کنند: ‌ سلسله نشست‌های نسبت جامعه و دانشگاه
انجمن علمی مطالعات جهان اسلام با همکاری مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی برگزار می کنند: ‌ سلسله نشست‌های نسبت جامعه و دانشگاه در جنگ ۴۰ روزه ‌ نشست پنجم: ایران پس از ۴۰ روز جنگ: فروپاشی و برپایی ایماژها سخن‌ران: دکتر محمدرضا کلاهی عضو هیئت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی اجتماعی دبیر جلسه: دکتر مهدی اسدی عضو هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات جهان اسلام زمان: سه شنبه 12 خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۲۰ ‌ پیوند حضور: https://www.skyroom.online/ch/masoudgh92/aiws
355
14
گزارش نشست کمال مطلوب یا ایده‌آل‌های ایرانی؛ احضار یک فراخوان تاریخی این نشست با هدایت مهسا اسداله‌نژاد، در تاریخ دهم اردیبهشت سال ۱۴۰۵، در موسسه فرهنگی کاژه برگزار شد. موضوع نشست بررسی رویدادی تاریخی و مطبوعاتی در سال ۱۳۰۲ خورشیدی بود. در آن سال، فرج‌الله بهرامی در روزنامۀ «شفق سرخ» فراخوانی منتشر کرد و از فضلا و اندیشمندان پرسید که «ایده‌آل و آرمان ایران چیست؟»، «چه می‌خواهیم؟»، «از چه راهی باید به آن برسیم؟» و «آیا ایران می‌تواند وحدت ایده‌آل داشته باشد؟». پاسخ‌های چهره‌های برجستۀ آن زمان، تصویری دقیق از بحران‌ها و امیدهای جامعۀ ایرانی در یک قرن پیش ارائه می‌دهد. این نشست، دعوتی است برای بازاندیشی در تاریخ تحولات فکری ایران و یافتن پاسخ‌هایی برای بحران‌های ساختاری جامعۀ امروز. فایل صوتی کامل این برنامه در کانال موجود است. 📑 گزارش کامل نشست را می‌توانید در instant view 👇👇 مطالعه کنید
311
15
بازتعریف جغرافیا با تکنولوژی دیویا دویوِدی حوزه‌ی تألیف و اندیشه‌ی دیویا دویوِدی، فلسفه قاره‌ای و معاصر را در برمی‌گیرد و از میان آثار او می‌توان به «گاندی و فلسفه: در باب ضدسیاست الهیاتی» اشاره کرد. وی به همراه شاج موهان، آشیل امبمبه و ژان-لوک نانسی از بنیانگذاران ژورنال بین‌المللی «فلسفه-جهان-دموکراسی» است که در حوزه سیاست و اندیشه انتقادی فعالیت می‌کند. جنگ اخیر در خاورمیانه بیش از هر چیز، یک گسست هستی‌شناختی است... صحنه‌ی فرو ریختن مرزهای مفهومی است که دهه‌ها به ما اجازه می‌داد جهان را درک کنیم. نظم پسااستعماری که پس از جنگ‌های جهانی بر خاورمیانه تحمیل شد، بر پایه مفهوم دولت-ملت بنا شده بود؛ موجودیتی که قرار بود ثبات ایجاد کند. امروز این سد شکسته است، اما نه به نفع آزادی، بلکه به نفع یک ‌بی‌نظمی سیستماتیک‌ که قدرت‌های بزرگ از آن تغذیه می‌کنند. ... با تولد ماهیتی روبه‌رو هستیم که من آن را «حاکمیت بدون مردم» می‌نامم. در این وضعیت، جنگ دیگر یک وضعیت استثنایی‌ نیست که به صلح ختم شود، بلکه خود هنجار و شیوه حکمرانی است. ... ناسیونالیسم فعلی ما، خودش را نه در تقابل با غرب، بلکه به عنوان ‌جایگزینِ کارآمدترِ غرب‌ می‌بیند. ... ایده «جهان چندقطبی» که امروز به عنوان یک آلترناتیو ستایش می‌شود، در واقع بزرگ‌ترین فریب قرن بیست و یکم است. چندقطبی‌گری در غیاب یک ‌اخلاقِ جهانی نو‌، تنها به معنای تکثر مراکز قدرت با منطق سلطه است. در خاورمیانه، ما شاهد ظهور چیزی هستیم که من آن را «امپریالیسم‌های خُرد» یا «ریز-امپریالیسم» می‌نامم ... ما شاهد نوعی «فئودالیسم بین‌المللی» هستیم که در آن هر قطب قدرت، بخشی از زمین را به عنوان قلمرو خود علامت‌گذاری می‌کند. خاورمیانه در این بازی، نه یک بازیگر، بلکه یک ‌میدان‌ است. تا زمانی که تفکر ما بر مدار «قطب‌های قدرت» می‌چرخد، انسان در حاشیه می‌ماند.... رهایی واقعی نه در چندقطبی‌گری، بلکه در ‌غیرقطبی‌گری‌ و بازگشت قدرت به جوامع انسانی است... متن کامل را این‌جا بخوانید.
371
16
گاهی مرگ پایان کبوتر است سعید معدنی در هوای سرد آخر پاییز (۲۲ دسامبر ۱۸۴۹) در سن پترزبورگ چشم‌های چند جوان روس را بسته و آماده اعدام هستند. سربازانی که در هوای سرد زیر شلاق بارش برف تفنگ بدست گرفته‌اند، منتظرند تا نصیحت‌ها و آمرزش طلبیدن کشیش وراج تمام شود و آنها ماشه‌ها را بچکانند و پی کارشان بروند. اما پیکی از راه می رسد و دستور تزار روس را می آورد که: اعدام نکنید. اعدام شوندگان از مرگ نجات پیدا می کنند و سربازان هم نفس راحتی می کشند و در نهایت زندانیان در معرض اعدام به حبس و تبعید محکوم می‌شوند. یکی از این اعدامی‌ها فئودور داستایفسکی، نویسنده نابغه روسی است که اگر نبود واقعا جهان چیزی کم داشت. داستایفسکی در زمان اعدام ۲۸ ساله بود. در جوانی چند کتاب ترجمه کرده و قصه‌هایی نوشته بود و پایش به محافل ادبی باز شده بود. او و دوستانش شبانه حلقه هایی تشکیل داده و بعضا در باره‌ی ادبیات اعتراضی علیه دیکتاتوری و تزار مستبد روس گفتگو می‌کردند که دستگیر می شوند. داستایفسکی پس از رهایی از اعدام ۳۰ سال زنده می ماند و شاهکارهایی مثل جنایت و مکافات، قمارباز، ابله، برادران کارامازوف و غیره را خلق می‌ کند که هنوز هم هر رمان خوان حرفه‌ای به احترامش می‌ایستد و کلاه از سر برمی‌دارد. اگر چه بعدها گفتند که تزار قصد ترساندن داشت و نمی‌خواست اعدام کند، ولی این جمع اهل قلم را تا دم هول مرگ بردند و بعد اعدام را متوقف کردند. هر چه بود بعدها داستایفسکی گفت: " به خاطر ندارم که در هیچ لحظه دیگری از عمرم به اندازه آن روز خوشحال بوده باشم" داستایفسکی در سال ۱۸۸۱ در ۵۹ سالگی فوت می کند. ۹ سال بعد از مرگ داستایفسکی، رابرت استراد در آمریکا متولد شد. او در ۱۳ سالگی از منزل فرار کرد و به بزهکاری روی آورد و به مسیر جرم و انحراف افتاد. از مواد فروشی گرفته تا قوادی و... پرداخت. او به خاطر قتلی که مرتکب شده بود به زندان می‌افتد در زندان هم نگهبان را می‌کشد و به اعدام محکوم می‌شود. مادرش جهت جلوگیری از اعدام دست به دامن مقامات آمریکا می‌شود و حتی به دیدار رئیس جمهور هم می‌رود تا فرزندش را از اعدام نجات دهد تا اینکه تلاش‌های مادر کارساز می شود و با دستور رئیس جمهور آمریکا فرزند این مادر از مجازات اعدام رها و به حبس ابد محکوم شد. رابرت استراد ۵۴ سال در زندان ماند و در ۷۴ سالگی در همان زندان مرد. رابرت استراد در زندان به پرندگان علامند شد و روی آنها شروع به مطالعه کرد. او متوجه برخی بیماری‌های پرندگان و چگونگی درمان آنها شد. در نهایت با پشتکار مداوم مطالعه کرد و نوشت تا اینکه آثارش به محافل علمی و دانشگاهی راه یافت. او در حالی که در زندان آلکاتراز به حبس ابد محکوم بود اما به واسطه‌ی آثارش به یک استاد دانشگاه تمام عیار تبدیل شد. آثار وی بعدها راهگشای درمان بسیاری از بیماری‌های پرندگان شد. داستان زندگی این دو نمونه متفاوت یعنی داستایفسکی روشنفکر اخلاق‌گرا و رابرت استراد مجرم و بزهکار، نشان می‌دهد نباید در اعدام افراد عجله کرد. بخصوص اعدام‌هایی که شاکی خصوصی ندارند و حکومت‌ها تصمیم می‌گیرند و می‌توانند مجازات جایگزین مثل زندان و تبعید را انتخاب کنند. ... [در تاریخ سرزمین ما نیز گاهی] هیجان جای عقل را گرفته و حکومت‌گران و تصمیم‌گیران ما در بزنگاه‌های تاریخی می‌توانستند اعدام نکنند و سایر مجازات را جایگزین کنند تا از چرخه تولید خشونت بیهوده جلوگیری کنند. از شیخ فضل الله نوری گرفته تا حسین فاطمی، از مرتضی کیوان گرفته تا خسرو گلسرخی و از غلامرضا نیک‌پی (شهردار تهران قبل از انقلاب) گرفته تا محسن شکاری، و صدها و هزاران نفر دیگر. سهراب سپهری در فرازی از اشعارش می‌گوید: و نترسیم از مرگ/ مرگ پایان کبوتر نیست. اما واقعاً در باره‌ی افرادی مثل داستایفسکی و استراد اگر اعدام می‌‌شدند پایان کبوتر بود. شاید همین تجربه گران‌قدر بشری باعث شده تا بسیاری از کشورهای جهان قانون منع اعدام داشته باشند. اعدام تنها مرگی است که می توان بخشید و جانی را نجات داد. بخصوص اگر مدعی اعدام حکومت‌گران باشند. #سعید_معدنی #داستایفسکی #استراد #اعدام @Saeed_Maadani
370
17
@anexegesis
301
18
کتاب «#منازعه_در_متن٬‌ فرصت جویی سیاسی و ظهور اعتراض»٬‌ ویراسته جیمز جاسپر و جف گودوین در ادامه تلاش این دو برای نقد و بررسی ایده «‌ #فرصت_سیاسی»‌ #چارلز_تیلی گردآوری و تدوین شده است. تیلی در چارچوب نظریه فرصت سیاسی ادعا می‌کند که اعتراض‌ها و جنبش‌های اجتماعی زمانی شکل می‌گیرند که ساختار سیاسی فرصت‌هایی برای کنش جمعی در اختیار قرار دهد، این فرصت‌ها می تواند در شکاف میان نخبگان، کاهش سرکوب یا دسترسی بیشتر به نهادهای قدرت متجلی باشد و اگر رخ دهد ملزومات موفقیت اعتراض اجتماعی و تغییر ساختار قدرت فراهم می شود. ایده تیلی برای دهه ها مسلط ترین ایده در تفسیر٬ پیشبینی و چه بسا طراحی جنبش های اجتماعی بود٬‌ اما انتقادات به آن عموما کمتر دیده و شنیده شد. پروژه متقدم گودوین و جاسپر نشان می‌دهد که جنبش‌ها الزاما متوقف به بروز فرصت‌های سیاسی نیستند. احساساتی مانند خشم، ترس، ناامیدی یا تعهد اخلاقی، نقش مهمی در بسیج افراد ایفا می‌کنند. چه بسا که فرصت سیاسی وجود داشته باشد اما اعتراض اجتماعی رخ ندهد و چه بسیار نمونه‌هایی از فضاهای به شدت بسته سیاسی که اعتراض اجتماعی را تحریک می کنند بدون این که فرصتی برای اعتراض فراهم کرده باشند. گودوین و جاسپر در این کتاب از شیوه جامعه شناسی تاریخی برای آزمون کردن ایده تیلی استفاده می‌کنند. نویسندگان بیش از پنجاه نمونه تاریخی از انقلاب‌ها، شورش‌ها، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه و جنبش‌های فرهنگی را در کشورهای مختلف بررسی می‌کنند و از طریق این مقایسه‌ها نشان می‌دهد که فرصت‌های سیاسی در برخی شرایط، به‌ویژه در نظام‌های اقتدارگرا، نقش تعیین‌کننده‌ای دارند؛ اما در همه موارد توضیح‌دهنده ظهور اعتراضات نیستند. کتاب در نتیجه‌گیری خود توضیح می دهد که اعتراضات اجتماعی حاصل ترکیبی از عوامل سیاسی، فرهنگی، تاریخی و روانی هستند و چنین نیست که بتوان با دست کاری یک متغیر رفتاری پیشبینی شده را در جامعه هدف ایجاد کرد. می‌شد عبارت ‌«منازعه» را در عنوان کتاب به «‌ستیزه‌جویی» تغییر داد بخصوص که این کتاب نقدی آشکار بر کتاب «‌سیاست ستیزه‌جو» تیلی است که قبلا ترجمه کردم و در همین جا برای دانلود رایگان در دسترس است. با این حال به نظرم در نهایت «منازعه» انتخاب درست‌تری آمد چون کتاب به بررسی ایده تیلی در متون مختلف تشریح و تفسیر انقلابات در طول تاریخ می‌پردازد نه خود «ستیزه‌جویی». البته که تمام کتاب‌هایی که من ترجمه کرده‌ام و ترجمه می‌کنم از اهمیتی شخصی هم برخوردار است اما این توضیح در مورد کتاب اخیر ضروری است که انتخاب این کتاب به غیر از نقشی که در مسیر مطالعاتی خودم داشته٬‌ از این جهت مهم است که توضیح می‌دهد جنگ خرداد ۱۴۰۴ چرا رخ داد و چرا به نتیجه‌ای که مطلوب جنگ‌طلبان بود نرسید و چرا به حوادث دی ماه ۱۴۰۴ و در نهایت جنگ اسفند و فروردین ۱۴۰۵ ختم شد. ریموند بودون در کتاب « منطق کنش اجتماعی» توضیح می‌دهد که «جامعه سیستمی آشوبی است٬ به این معنی که وارد کردن یک متغیر مشخص به آن همواره به نتایجی غیرقابل پیشبینی ختم می‌شود»٬‌ بر همین اساس است که ایده تیلی در مورد فرصت سیاسی و بهره‌برداری‌هایی که از آن می‌شود عملا به نتیجه مورد نظر نمی‌رسد. کتاب «منازعه در متن»‌ طبق معمول با اجازه از اساتید عزیزم گودوین و جاسپر٬ به صورت صرفا انلاین٬‌ رایگان و خارج از بازار رسمی کتاب در ایران منتشر شده است. اگر مایل به حمایت از مترجم هستید می توانید مبلغ دلخواهی به شماره کارت ۵۰۲۲۲۹۱۰۴۴۱۰۱۷۱۳ واریز کنید. در نشر آگاهی بکوشید. @anexegesis
283
19
منتشر شد! منازعه در متن، جف گودوین و جیمز جاسپر ترجمه فاطمه کریمخان @anexsgesis
منتشر شد! منازعه در متن، جف گودوین و جیمز جاسپر ترجمه فاطمه کریمخان @anexsgesis
235
20
بیانیه انجمن جامعه‌شناسی در خصوص تداوم محدودیت بر شبکه بین‌المللی اینترنت و اتصال اینترنت‌ طبقاتی بیش از دوماه است که انسداد گسترده و مداوم اینترنت، سازمانِ زندگی روزمره در ایران را با اختلالی عمیق مواجه کرده است. در جهان شبکه‌ای امروز، دسترسی به اینترنت نه یک امتیاز اعطایی، بلکه «حق طبیعی» و زیرساخت بنیادینِ زیست‌جهان شهروندان است. هرگونه تحدید در این عرصه، به معنای تعرض به «حق بر فضای عمومی» و مخدوش کردن پیوندهایی است که قوام‌بخش جامعه در لایه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی و آموزشی است. توجیهاتِ ناظر بر «امنیت زیرساختی و ضرورت‌های جنگی» در حالی دسترسی توده مردم را مخلِ ثبات می‌پندارند که تداوم بهره‌مندی مسئولان از این فناوری و از سوی دیگر، فروش اینترنت آزاد با قیمت‌های گزاف در بازارهای غیررسمی، اعتبار این استدلال‌ها را مخدوش کرده است. این رویکرد دوگانه نشان می‌دهد که امنیت، به ابزاری برای فرصت‌طلبی‌های مالی و تبدیل یک حق عمومی به «کالایی طبقاتی» بدل شده که تنها برای صاحبان نفوذ و اقشار برخوردارِ اقتصادی در دسترس است. از سوی دیگر، نسبت دادن «ساخت‌یابی اعتراضات» به فضای مجازی، نادیده گرفتن ریشه‌های عینی نارضایتی در بطن جامعه است؛ ابزارها صرفاً حامل پیام‌اند و انسداد آن‌ها نمی‌تواند جایگزین تدبیر برای حل بحران‌های ساختاری شود. همچنین، رویکرد حذفی با هدف کنترل تربیتیِ «نسل ارتباط‌بنیادِ جوان و نوجوان»، نشان از عدم درک هویتی نسلی دارد که کار، آموزش و فراغت خود را در این بستر معنا کرده است؛ این نگاه قیم‌مآبانه تنها به انباشت خشم و بیگانگیِ بیشتر میان این نسل و ساختار حکمرانی دامن می‌زند. پیامدهای این وضعیت، فراتر از نابودی معیشتِ میلیون‌ها نفر در کسب‌وکارهای خرد، به شکل‌گیری یک «شکاف دیجیتال» عمیق و «بی‌اعتمادی ساخت‌یافته» منجر شده است. تداوم این روند، فاصله میان مردم و حاکمیت را به مرزی نگران‌کننده رسانده و سرمایه اجتماعی را به‌شدت فرسوده می‌کند. در این میان، اصرار بر طرح‌هایی چون «اینترنت طبقاتی» (که در قالب‌های تبعیض‌آمیزی چون اینترنت پرو یا ویژه مطرح می‌شود)، مصداق بارز «نابرابری ساختاری» است. ایجاد شهروندان درجه‌بندی‌شده در دسترسی به اطلاعات، احساس محرومیتِ نسبی را در اکثریت جامعه به خشمی پایدار بدل کرده و انسجام ملی را بیش از پیش تهدید می‌کند. انجمن جامعه‌شناسی ایران هشدار می‌دهد که تضعیف بی‌محابای پیوندهای ارتباطی جامعه در لوای تصمیمات کوتاه‌مدت، گسست‌های جبران‌ناپذیری را در آینده رقم خواهد زد. ما خواهان بازگشایی فوری، پایدار و بدون تبعیض اینترنت هستیم و باور داریم که راه رسیدن به ثبات، نه در انسداد فضای مجازی، بلکه در احترام به حقوق شهروندی و بازسازی اعتمادِ آسیب‌دیده میان دولت و ملت نهفته است. انجمن جامعه‌شناسی ایران #انجمن_جامعه‌شناسی_ایران ‏@iran_sociology
260