"زنی کهگم کردم "
Відкрити в Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Показати більше4 419
Підписники
Немає даних24 години
-117 днів
-2630 днів
Архів дописів
4 418
و ما
زمستان دیگرى را
سپرى خواهیم کرد.
با عصیان بزرگى که
در درونمان هست
و تنها چیزى
که گرممان مىدارد،
آتش مقدس امیدوارىست...
ناظم حکمت
@adelehz
4 418
مشهد امشب ۲۰- درجه رو رد کرده مشهدیای عزیز سورتمه ها رو بیرون بیارید و کلبه های یخی تون و آماده کنید 🥶
4 418
فرزندم
فرزند نداشته ام ..
امیدوارم تو روزی در جهانی زندگی کنی که در آن از شادی خودت شرمنده نشوی و لبخند بر لبت وا نرود آنگاه که می دانی اندوه همسایه ات بیشمار ست .
آنچه ما تجربه اش نکردیم.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 418
من سالهاست از مرحله ی توضیح خود برای دیگران عبور کرده ام ،حتی برای آن ها که دوستشان دارم .
این درواقع خیلی هم حس خوبی نیست با اینکه از کلافه نشدن بابت درک اشتباه تو توسط دیگران خوشحالی،ولی از اینکه دیگر برایت مهم نیست در موردت خوب فکر کنند یا بد لذت نمی بری .
البته رسیدن به این نقطه به آن آسانی ها که فکر میکنید نیست شما سالها درگیر عذاب وجدان هستید بخاطر هر کلامی که گفته اید و درد در دلتان پیچیده که مبادا فلانی منظورم را اشتباه فهمیده و ناراحت شده باشد ؟ عذابی که بدنتان را گرن میکند و حسی شبیه بالا آوردن آنچه در معده تان دارد نصیب تان می کند .
اما به محض گذار از اینمرحله هربار که با خودتان میگویید مبادا .....
بلافاصله از خودتان می پرسید مگر او مرا نمیشناسد پس چرا باید چنین فکری در مورد منظوری که نداشتم بکند؟
شما به طرز جالبی روی خودتان متمرکز میشوید و از اینکه کسی به خودش زحمت شناختن تان را ندهد و قضاوت تان کند بیشتر متعجب میشوید تا اندوهگین شدن بابت اشتباه درک کردن کلامتان.
من سالهاست از این مرحله گذشته ام شما چطور ؟
#عادله_زمانی
@adelehz
4 418
شازده کوچلو دستانش را دور گلش پیچید ولی سعی کرد به او نزدیک نشود پس یکحفاظ خیالی دور گلش درست کرد .
گل از شازده کوچلو پرسید چرا مرا در آغوش نمیکشی ؟؟
شازده کوچلو جواب داد چون اگر به تو نزدیک شوم ممکن ست نابودت کنم. میدانی عشق گاهی چنین مفهومی دارد از دور ولی نه خیلی دور مواظبش هستی چون میدانی اگر به او بسیار نزدیک شوی ممکن ست از تو آسیبی ببیند .
عشق گاهی بسیار متفاوت از آنچه ما می دانیم جلوه می کند.
#عادله_زمانی
@adelehz
4 418
یه جوری سرده که من تو خیابون هر لحظه منتظرم یه سورتمه با سگهای هاسکی از کنارم رد بشه😒🥶
4 418
می خندید و میگفت اگر میوه بودی سیب قرمز می شدی حال آدم را خوب میکردی !
اما نمی دانست که من سالهاست انارم ..
دلم هزار دانه است و هر دانه اش یاقوتی خون آلود است .
کسی نمی داند کدام مان اناریم
تا وقتی چاقوی روزگار به دلمان بخورد.
@adelehz
#عادله_زمانی
4 418
Repost from "زنی کهگم کردم "
بنظرم مادر هدیه ی بزرگ خدا به بندگانش بود .نمیدانم اگر مادر نبود چه کسی حرفها را میشنید،چه کسی غصه ها را میخورد چه کسی همیشه دل نگران می ماند.
میدانی مادر مفهوم خاصی ست من نمیتوانم تصور کنم که با تمام بدی های احمقانه ام هنوز کسی مرا اینچنین دوست داشته باشد و میفهمم که همه ی مادرها احمق های کوچولوی گاهی غیرقابل تحملشان را همین قدر دوست دارند .
وقتی بچه بودم همیشه از دور شدن از مادرم می ترسیدم حالا که بزرگم هنوز هم همینطور ست .طبیعی ست که بخواهم همیشه نزدیک کسی باشم که نه ماه با یک بند خونی به وجودش،قلبش و حیاتش وصل بودم.
اگر مادرها هرگز خلق نمیشدند خداوند چه چیزی داشت تا با آن عشق عمیقش را به بندگانش نشان دهد؟
نمیدانم.
#عادله_زمانی
از فیلم مادر اثر مرحوم علی حاتمی
@adelehz
4 418
روز مادر
به طور ویژه به یاد مادرانی هستیم
که فرزندی از دست دادند ...
خدا بر زخم دلشان مرهم گذارد..
که جز این هیچ چیز دیگر سزاوار داغ و عذاب دلهای رنجورشان نیست ...
که روزی در آن دشت های سبز در محشر الهی دیدار بی اندوه شان با پاره گان جگرشان رخ خواهد داد...
بر صبر شان فزون🖤🥀
#عادله_زمانی
4 418
برای تمام مادران
آنها که سایه سار محبتند در خانه.
آنان که دستشان از هستی کوتاه و سفر کرده ی ابدی اند .
آنان که خواستند اما مادر نشدند
آنان که میتوانند اما هنوز مادر بودن نصیبشان نشده .
آنان که فرزند از دست داده اند .
آنان که فرزندی در سفر و راه دور دارند .
برای مادران گوشه ی آسایشگاه سالمندان
و برای هرکس که مادر ست خواه فرزندی زاییده باشد خواه نه
زیرا بسیارند آنان که به ذات مادرند.
روزتان مبارک .
حاصل تان از مزرعه ی زندگی پربار ❤️
#عادله_زمانی
@adelehz
4 418
وقتی بچه بودم در دنیای کودکانه ام جز چند عروسک پارچه ای و مادرم دوست دیگری نداشتم .عروسک ها را هم یا مادرم برایم خریده بود یا برایم بافته بود. در واقعا او بود که واسطه ی دوستی من و خرسی ،خرگوشک،سبزک و سیاهک بود، :)
این بود که مادرم در واقعا مرکز ثقل اصلی دنیای من بود.
وقتی در آشپزخانه اش سخت مشغول آماده کردن ناهار بود ما دوتایی باهم به سفرهای خیالی می رفتیم ،وقتی توی تابی که برایم در چهارچوب در آشپزخانه اش انداخته بود تاب میخوردم من اورا میدیدم که در آن دامن کلوش سیاه زیبایش مثل یک غزال خوش خرام از گوشه ای از آشپزخانه به گوشه ای می خرامد .
زیر نور گیر بزرگ آشپزخانه اش روی فرشی تمیز که آنجا انداخته بود دراز میکشیدم و به جلز وولز کوکوهای سبزی معطرش گوش میدادم .
بعد نزدیکهای غروب صندلی کوچک چوبی را زیر پنجره میگذاشت و از من میخواست به کوچه نگاه کنم و ببینم پدرم کی به خانه برمیگردد..
مادرم با آن چهره ی جوانش و لبانی که از عشق و رژ لب قرمز مخصوصش سرخ شده بود به صورتم میخندید و نوید جایزه های خوبی را میداد که بابا برایم می آورد.
مادرم همیشه بهترین دوستم بود چه آن روزها که در مسیر مدرسه هرچه دیده و ندیده بودم را برایش شرح میدادم چه آن روزها که ناهارش را نمیخورد تا از دانشگاه برگردم و با من سر میز بنشیند و حرف بزند ...ما با هم هرچیزی که زیبا بود را تجربه کردیم .
سفرهای واقعی،بیداری های طولانی ،مسیرهای پرپیچ و خم خنده ها و اشک ها،وقتی نفر اول دانشکده شدم و مادرم از من عکس گرفت ،وقتی پشت در دانشکده منتظر کنکورم ماند ..روزهای سرد و روزهای طولانی پدرم همیشه اینجا بود اما حتی او هم دلش به بودن مادرمگرم بود که خیلی از جاها کنار می ایستاد .
ما دو نفر در لحظاتی که هیچکس نبود باهم بودیم مثل آن روزهایی که مرا حامله بود و در تنهایی اش با من حرف می زد .مثل آن شبی که دوتایی می رفتیم تا از دایی احمد خداحافظی کنیم
من به روز مادر باوری ندارم برای من هر روز روز بهترین رفیقم ست .بهترین همراهم کسی که هیچوقت بخاطر یک اشتباه از من رو برنگرداند و به من باور کرد.
نمیدانم هنوز به اندازه روزهای عجیب کودکی به من امیدوارست یا نه اما من همیشه حتی بعد از مرگم به او به اندازه ای اعتماد دارم که به خدا اعتماد دارم .
مادرممفهوم نور است .روشن کننده و زندگی بخش
مادرم مفهوم گرما نه که خود خورشید است.
برای زندگی در هزار جهان او انتخاب من ست تا مادرم تا بدنیا آورنده ام تا بخشی از وجودم باشد .
برای زندگی در هزار جهان
مادرم
آینه بانوی من روزت مبارک.
#عادله_زمانی
@adelehz
