تفکر و یادگیری متمرکز(تیم)
Відкрити в Telegram
همیشه در خدمتم🍎 @MohammadHassanHosseini mhhosseinipencil@gmail.com
Показати більше626
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
#يادگيري
#اخلاق
🔸بزرگي مي گفت:« اگر مي خواهي ميزان اخلاقي بودنت را بسنجي ببين در جمع هاي مختلف مي تواني خودت را بالاتر از كسی نبيني؟ » راستش دنبال عملياتي كردن اين آموزه اخلاقي بودم و شروع به تمرين كردم. براي اين منظور با خودم عهد كردم حتما از اطرافيانم تا جايي كه مي توانم درس بگيرم. مي خواستم در مسير عادي روابط با آدم ها و گفتگوهاي جاري دنبال درس هايي باشم كه به كارم بيايند و موجبات توسعه روحم را فراهم كنند. يكي از جالب ترين مصداق هاي اين فرايند در يك مهماني خانوادگي روي داد.
روزي با خانواده ام مهمان يكي از بستگانم بودم كه از مسئولين رده بالاي يكي از شهرستان هاست. او مهمان ديگري هم داشت كه از قضا از مسئولين است . هم زمان با آن مهمان شخص ديگري هم حضور داشت كه كارگر يك كارخانه چرم سازي است و هميشه ظاهري بسيار معمولي دارد. از همان ورود سعي كردم فرايند مورد نظرم را دنبال كنم. لذا وارد گفتگوي صميمانه اي با همان شخص كارگر شدم . همسر و دو فرزند او هم در مهماني حضور داشتند . از هردري صحبت كرديم و صحبتمان رسيد به بچه ها و اينكه چطور مي شود آن ها را تربيت كرد و آن شخص گفت:« پسر من شاگرد ممتاز مدرسه و قاري قران است .» گفتم :« چه خوب! از چنين پدري بايد هم چنيني فرزندي تربيت يابد . شما خودتان چطور در تربيت او وقت مي گذاريد؟» گفت: «ما هميشه با هميم. در جريان همه كارهايش قرار مي گيرم و اولين شنونده حرفهاي او از مدرسه و جاهاي ديگر منم. با اشتياق به همه آنها گوش مي دهم.» در حين گفتگو يمان فرزند كوچك او حين دويدن زمين خورد و به شدت گريه كرد . فرزند بزرگتر برادرش را از روي زمين بلند كرد و پيش مادرش برد . پدر حرفش را قطع نكرد و همچنان مشغول گفتگو با من بود .وقتي متوجه پرت شدن حواس من شد گفت:« مهم نيست خودش بلند مي شود. اگر هم نشد برادرش كمكش مي كند.» و با آرامش ادامه گفتگو را دنبال كرد و من هنوز در اين فكرم كه چطور مي شود از آن كارگر ساده شنونده خوب بودن، آرامش درون و مسئوليت دادن به بچه ها را آموخت و اينكه او چقدر از من برتر است.........
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
كانال تفكر ويادگيري
@THINKINGandLEARNING
#تفکرسیستمی و #گفتگو
دیوید بوهم فیزیکدان برجسته، در کتاب «گفتگو» می گوید:
«وقتی با مساله ای مواجه می شویم، به نظر می رسد که باید از فکرمان برای حل مساله استفاده کنیم. اما در واقع مساله اصلی خود فکر است».
ما با فکر غلط مشکلاتی درست می کنیم و بعد از همان فکر می خواهیم که راه چاره ای برای این مشکلات ارایه دهد.
طرز فکری که مشکلات را به وجود آورده، نمی تواند راه حلی برای آنها ارایه دهد. راه حل هایی که به این روش به دست آیند، مشکلات بزرگتری ایجاد خواهند کرد.
اولین قدم برای حل مشکلات، اصلاح فکر است.
و موثرترین اقدام برای اصلاح فکر، گفتگو است.
https://t.me/systemsthinking
☝☝☝☝☝☝☝☝☝☝
#آموزه_تفکر_و_یادگیری
حواست به تغییرات کوچک اطرافت باشد. بسیاری از آنها نامحسوس هستند.
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#خانواده
#مدل_ذهني
🔸پسر كوچكم ارميا دائم خواسته هايش را پيش مي كشد و بر سر آنها به شدت پافشاري مي كند. گاهي جايم را با او عوض مي كنم. او بابا مي شود من ارميا. آن وقت در اغراق آميز ترين شكل ممكن بچگي مي كنم و شديدترين نوع حركات او را به صورت فشرده به نمايش مي گذارم. حركاتي كه گاه ممكن است او در چند روز انجام بدهد را در زمان خيلي كوتاه و به فاصله كم شبيه سازي مي كنم. من نقشم را خوب بازي مي كنم، اما او گاهي با مشكل جدي روبرو مي شود و اصرار به ترك بازي دارد و اينكه ديگر ادامه ندهيم . اما من ول كن نيستم و شروع به غر زدن مي كنم:
- بابايي! چرا حوصله نداري؟ من پارك مي خوام
- من مي خوام از سرو كولت بالا بروم
- من مي خوام اسبم بشي
- من مي خوام توي اتاق فوتبال بازي كنيم
- من مي خوام خوراكي برايم بخري. همين الان
- به من چه كه خسته هستي. من مي خوام .... من مي خوام ....
وقتي بازي تمام مي شود همه چیز سرجايش برمي گردد. او آرام تر از قبل گوشه اي مي نشيند ومن زير چشمي از پشت پرده اشك، معصوميت كودكانه اش را مي نگرم و به این فکر می کنم که بچه ها گناهي ندارند. كودكي هاي ما بسيار آزادتر از بچه هاي امروزي بوده و بايد تا مي توانيم به آنها فرصت بدهيم كودكي كنند . راستش را بخواهيد دلم مي خواست اين بازي هرگز تمام نمي شد و من به دنياي بزرگسالي ام برنمي گشتم. تصمیم می گیرم فردا زودتر به خانه برگردم و با او بازی کنم. گاهی تصمیم بهتری می گیرم ."چرا فردا؟" همان لحظه راحت ترین درخواست او را عملی می کنم. این بار جایم را با یک حیوان عوض می کنم. اسب می شوم. اسب ارمیا. او را سوار می کنم و در دشت های کودکی می تازم......
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
كانال تفكر و يادگيري
@THINKINGandLEARNING
#سخنان_بزرگان
#مفهوم_روندها
🔸از خود بپرسيد آيا يك سال ديگر هم اين مسئله مهم است؟
بسياري از ما با همه مسائل زندگي به گونه اي برخورد مي كنيم كه انگار به شدت مهم اند. در اين زمينه توصيه اي دارم. در برخورد با هر مسئله به اين فكر كنيد كه اگر اين مسئله يك سال ديگر اتفاق بيافتد باز هم مسئله مهمي است؟ از خود بپرسيد:« آيا اين مسئله به آن اندازه كه من فكر مي كنم جدي است؟» در اغلب موارد به اين نتيجه مي رسيد كه نه آنقدر ها هم جدي نيست. خواه مسئله شما مشاجره اي با همسر، فرزند يا رييس باشد، خواه مسئله اشتباهي باشد كه مرتكب شده باشيد، فرصت مناسبي باشد كه آن را از دست داده باشيد و يا مثلا قوزك پايتان ورم كرده باشد. اگر مشكل شما اين باشد كه كيف پولتان را گم كرده باشيد، مترصد شغلي شده باشيد و آن را به دست نياورده باشيد، بدانيد مسئله مهمي نيست كه يك عمر شما را زمينگير كند. گاه وقتي به گذشته نگاه مي كنم و مي بينم برسر موضوعات ساده چه ناراحتي هايي را تحمل كرده ام خنده ام مي گيرد. مي بينم به جاي آن مي توانستم اوقاتم را با زن و فرزندانم بگذرانم و از زندگي لذت ببرم.
منبع:
كتاب "سخت نگيريد، باور كنيد كه مهم نيست"، از دكتر ريچارد كارلسون ، ترجه مهدي قره چه داغي- نشر هستان
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
#آموزه_تفکر_و_یادگیری
هيچ پديده اي را همان لحظه نبين. پديده هاي دنيا در طول زمان تغيير مي كنند. فكر كن يك پديده از قبل تا به حال چه وضعي داشته و در آينده ممكن است چطور بشود.
كانال تفكر و يادگيري
@THINKINGandLEARNING
#تفکر_کمی
#مفهوم_روند
🔸دیروز توی اداره، یکی از دوستانم حالش خوب نبود. به قول خودش «اصلا خوب نبود.» از او پرسیدم: « فکر می کنی ناراحتی ات از 0 تا 10 چند است؟ » گفت:«9 » گفتم: « یادت باشد 10خیلی وضعیت بدی است. مثلا مادرت در حال شیمی درمانی است. پسرت در کماست. با همسرت در دادگاه خانواده کتک کاری... » حرفم را قطع کرد و گفت:«5. ناراحتی ام 5 است.» از او جدا شدم و آن روز یادم رفت در طول روز به او سر بزنم. بعد از ظهر که داشتم به خانه می آمدم. صدای خنده از اتاقش می آمد. لای در باز بود. به بهانه خداحافظی سرم را داخل اتاق کردم و بعد از خداحافظی با همه، از دوستم پرسیدم: «چند؟» با خنده گفت:«3 »
آن روز بعد از ظهر از اداره که خارج می شدم به فردا صبح فکر می کردم و به عدد ناراحتی دوستم که داشت هر لحظه کمتر می شد...
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
#آموزه_تفکر_و_یادگیری
1. اگر نميتواني كمشدن يا زيادشدن پديدهاي را اندازه بگيري، آن را از ذهنت به كلي پاك نكن. راه ديگري براي فهميدن اندازه آن پيدا كن.
2. هيچ پديدهاي را همان لحظه نبين. پديدههاي دنيا در طول زمان تغيير ميكنند. فكر كن يك پديده از قبل تا به حال چه وضعي داشته و در آينده ممكن است چطور بشود.
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
☝☝☝☝☝☝☝☝☝
#انیمیشن
#یادگیری_تیمی
#سیستم
#آموزه_تفکر_و_یادگیری
1. از قابلیت های یکدیگر برای حل مسائل استفاده کنید.
2. سعی کنید همدیگر را تکمیل کنید.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
🔲⭕️تکنیک دو ستونی فرانکلین در تصمیمات دشوار
در سال 1772 نوشته ای بین دو نفر رد و بدل شد که هنوز تازه، راهگشا و کاربردی به نظر می رسد. دانشمند بريتانيايي به نام ژوزف پريستلي (شیمی دانی برجسته که كشف اكسيژن به او نسبت داده می شود) در یک تصمیم گیری دشوار از بنجامين فرانكلين (یکی از بنیانگذاران ایالات متحده که نویسنده، سیاستمدار، مخترع و فعال مدنی بود) راهنمایی می خواهد. فرانکلین به جای آن که به وی پاسخ دهد، الگوریتمی کاربردی به وی پیشنهاد می کند که امروز نیز تازه و جذاب به نظر می رسد با هم این نامه را بخوانیم:
درباره موضوعي بسیار مهمی كه که از من در خواست مشورت نمودهايد، من قادر نيستم كه با قاطعيت توصيهاي کنم، اما اگر اصراري هست به شما تکنیکی را پیشنهاد میکنم: زماني كه انتخاب های دشوار رخ ميدهند، تمام جنبه های مثبت و منفی به طور همزمان به ذهن ما نميرسند. بلكه بعضاً يك دسته از دلايل بروز ميكنند و در مواقع ديگر آن دلايل از ذهن خارج ميشوند. به همین خاطر ما به یک گزینه تمايل پیدا میکنيم و سپس گزینه دیگر غلبه پیدا میکند و عدم قطعيت [بی تصمیمی و تلو تلو خوردن بین گزینه های پیش رو]، ما را سردرگم ميسازد.
براي غلبه بر اين چالش، روش من آن است كه بايد صفحهاي از كاغذ را با يك خط به دو ستون تقسيم كرد: يك ستون به نام جنبه های مثبت (مزایا) و ستون ديگر به نام جنبه های منفی (معايب). سپس ظرف سه يا چهار روز در هر ستون شواهد مربوط به مزايا و معايب در صورت تحقق را يادداشت ميكنم. [در این سه چهار روز به ذهن خودم اجازه می دهم سر فرصت جنبه های مثبت و منفی را شناسایی کند و روی کاغذ بیاورد].
سپس به بررسي اهميت موارد يادداشت شده ميپردازم. اگر در هر ستون مواردي باشند كه از لحاظ اهميت هم¬وزن باشند، هر دو خط ميخورند. اگر يك مزيت معادل دو عيب است، آنگاه هر سه خط خواهند خورد. بدين ترتيب در نهايت مشخص ميگردد كه تعادل به نفع كدام تصميم است و به اين صورت يقين حاصل ميشود.
اگرچه وزن نکات مثبت و منفی نميتواند با كيفيت جبري سنجيده شود، مع الوصف زماني كه آن ها را به صورت مقايسهاي تحلیل می کنم، تصور ميكنم كه می توانم بهتر قضاوت کنم و احتمال تصميمگيري عجولانه كمتر می شود. در واقع من از اين نوع الگوریتم بسيار سود بردهام.
☑️⭕️تجویز راهبردی:
1- بعد از تعریف مساله و اهداف تان و شناسایی گزینه های پیش رو، برای هر گزینه یک تحلیل دوستونی انجام دهید.
2- ظرف چند روز در این تحلیل دو ستونی برای هر گزینه، نقاط مثبت و منفی را بنویسید.
3- حالا ببینید کدام نقطه مثبت برابر کدام نقطه منفی است. اگر یافتید، هر دو را با هم خط بزنید. ممکن است یک نقطه منفی معادل دو نقطه مثبت باشد، هر سه را با هم خط بزنید. این کار را ادامه دهید تا یکی از ستون ها کاملاً خالی شود
4- در انتها بررسی کنید اگر ستون مثبت ها همچنان آیتم خط نخورده دارد و ستون منفی خالی شده است این بدان معنا است که نقاط قوت این گزینه بیشتر از نقاط ضعف آن است چرا که نقاط قوت توانسته تمام نقاط ضعف را پوشش دهد و همچنان باز هم جنبه های مثبت دارد. واگر ستون مثبت خالی شد و ستون منفی ها همچنان آیتم خط نخورده داشت، پس آن گزینه مطلوب نیست.
منبع: کانال استراتژیست
☝☝☝☝☝☝☝☝☝☝☝
#آموزه_تفکر_و_یادگیری
1. ذهن ما نميتواند همزمان به همه چيز فكر كند، ايدهها و برنامههايت را روي كاغذ بياور.
2. هيچ وقت نميشود فقط يك كار انجام داد و روي چيزهاي ديگر اثرنگذاشت.
3. مطمئن شو راهحلهايي كه براي حل مشكلاتت پيدا ميكني درست هستند، بعد كاري بكن.
4. اجازه نده براي حل يك مشكل كسي تو را مجبور كند كه عجله كني. با آرامش و تامل مسئله را كامل بررسي كن. همه جوانب لازم را بسنج.
5. وقتي مسئلهاي را حل ميكني به همه دلايل و راهحلهاي فرضي ممكن فكر كن. اما موقع اقدام از درستي آنها مطمئن شو، بعد اقدام كن.
6. نگذار پيچيدگي يك مشكل كلافهات كند. با حوصله به راهحلها فكر كن.
7. فقط از نگاه خودت به مسئله نگاه نكن، از نگاه ديگران هم مسئله را ببين.
8. همه گوشه وكنارهاي مشكل را ببين، بعد پيدا كن كجا را بايد درست كني تا همه چيز درست شود.
9. حل يك مشكل ممكن است مشكلات ديگري ايجاد كند. هر چه راهحل پختهتر و بهترباشد، مشكلات حاصل از آن كمترخواهد بود.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#خانواده
#متغیر_نرخ_و_حالت
#نقاط_اهرمی
🔶 پسرم امیر حسین را برای تست استعداد تحصیلی و شغلی جان هالند، نزد دوست خوبم جناب پور مهدیان برده بودم. ایشان طی مصاحبه جالبی که با پسرم داشت، دریافت او چندان پای بند نظم نیست. البته غیر از اقتضای سن بلوغ، ایشان گفت:«اهل هنر و خلاقیت غالبا چنینند. اما آنها که نظم دارند موفق ترند.» توصیه او به پسرم خیلی سیستمی به نظرم آمد و آن این بود که: «از فردا تا یک ماه وقتی از مدرسه آمدی. تنها لباست را مرتب از رخت آویز یا کمد بیاویز. همین. کار دیگری نکن.»
او حق داشت. معمولا کارها از جای کوچکی درست می شوند و درستی به همه جا منتشر می شود. خرابی هم همین طور است. هر چقدر آن جای کوچک و اقدام جزیی، مهم تر- یا به تعبیر متفکران سیستمی اهرمی تر- باشد تاثیر آن بیشتر است.
در اتاق امیر حسین(ظرف توپ) بی نظمی توپ قرمز بود، نظم توپ سفید. مداومت انداختن یک توپ سفید ( آویختن منظم لباس) به نوعی تقویت کننده نرخ ورود توپ های سفید دیگر می شد. در واقع لختی ورود توپ های سفید با این کار می شکست. به تدریج و در طول زمان، ورود توپ های قرمز- که بی نظمی ها هستند - محدود می شد و بعد از مدتی ظرف پر از توپ سفید می شد. حالا دیگر با هر نظم کوچک در اتاق، مثل مرتب کردن کتاب ها. جمع کردن ورق پاره ها و .... یک یا چند توپ قرمز را از ظرف پرشده می شد برداشت. کار به جایی می رسید که ظرف پر از توپ سفید می شد و اگر توپ قرمزی باقی می ماند به چشم نمی آمد. همه این بهبودها با یک اقدام کوچک شروع می شد. "مرتب آویختن لباس". همین.
#آموزه
لباستان را مرتب از چوب رختی یا کمد بیاویزید.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
☝☝☝☝☝☝☝☝☝☝☝
#آموزه
در زندگی ظرف هایی وجود دارند که آرام آرام پر و خالی می شوند. حواسمان به این ظرف ها باشد.
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#خانواده
#متغیر_نرخ_و_حالت
#روندها
#تفکر_کمی
🔸فرزند يكي از بستگانم مشكلي با مادرش داشت كه آن را با من در ميان نهاد. قدري با پسر و مادرش گفتگو كردم. پسر گفت:«مادرم از دست من ناراحت شده . امروز هر چقدر از او عذر خواهي مي كنم من را نمي بخشد .»
پرسيدم: «كي عذر خواهي كردي؟ چند بار؟»
-از غروب تا حالا. شايد ده بار .
از مادر پرسيدم:« مي توانيد مقدار ناراحتي تان را همين الان بگوييد؟» ظرف توپ ها را نشان دادم و گفتم: «بگوييد چند توپ قرمز؟»
- 20 تا .
توي ظرف توپ ها 20 عدد توپ قرمز انداختم.
-فكر مي كنيد چند تا از توپ هاي قرمز مربوط به پسرتان است؟
-10 تا .
پسر پريد وسط كه:« خب من كه بيشتر از ده بار عذر خواهي كردم ».
او را آرام كردم و از مادر پرسيدم: «از كي توپ هاي قرمز پسرتان شروع شد؟»
-از ظهر كه از مدرسه آمد و كيفش را يك گوشه پرت كرد.
-چند توپ قرمز مي شود؟
- 3 تا.
- نيم ساعت بعد برادر كوچكش را اذيت كرد . كه مي شود 5 توپ.
-صداي تلوزيون را زياد كرده بود. هر چقدر مي گفتم گوش نمي كرد؟
- از كي تا كي؟
- يادم نيست ولي خيلي بود ؟
- صداي تلوزيون يا زماني كه حرفتان را گوش نكرد؟
-هردو. خيلي توپ مي شود........10 تا قرمز را كم گفتم.
-توپ سفيد هم داشتيد.
- آمد خانه سلام داد.
-دست و رويش را شست
-بعد؟
-یادم نمی آید.
-چند توپ سفيد مي شود؟
-4 تا.
4 توپ سفيد توي ظرف انداختم. از مادر پرسيدم:« فكر مي كنيد خودتان از قبل در ظرف چند تا سفيد و قرمز داشتيد كه مربوط به پسرتان نبود. آنها را هم اضافه كنيد .» مادر فكري كرد و چند توپ به ظرف اضافه كرد. به پسر گفتم چشم بسته يك توپ بردارد. برداشت. قرمز آمد. گفتم :« تو قرمز هاي اين ظرف را يكدفعه پر نكرده اي كه بخواهي يكدفعه خالي شان كني. حالا برو پرش كن . اما خودت نه. هركاري كردي مادرت توپ در ظرف مي اندازد. تعداد قرمز يا سفيد با خودش.»
مادر پرسيد:« اگر كار خوبي كرد قرمز بردارم يا سفيد بياندازم ؟»
گفتم :«دست خودتان است.»
بعد به پسر گفتم:« اگر دست انداختي اتفاقي توپ سفيدي ميان اين همه قرمز ها آمد بيرون تعجب نكن. مادرها گذشتشان خيلي زياد است.»
اشك گوشه چشم مادر پسر جمع شد. پرسيدم:« فكر مي كنيد چقدر طول بكشد پسرتان بتواند توپ هاي قرمز را از ظرف ذهن شما بيرون بياورد؟».
مادر با بغض گفت:« خيلي زود خيلي ....»
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
کانال تفکر و یادگیری
@THINKINGandLEARNING
#خانواده
#جزء_نگري
🔸پسر بزرگم امير حسين در كودكي فكر مي كرد گوينده راديو داخل آن است. سعي ميكرد داخل راديو را نگاه كند .
#كل_نگري
🔸بزرگتر كه شد روزي از من پرسيد :« بابا!؟ اول راديو اختراع شد يا مركز راديو؟ » گفتم :« خودت چي فكر مي كني ؟ »گفت:« معلومه اگه گوينده نباشه كه راديو نمي تونه صدايي رو پخش كنه. بايد از مركز راديو صدا را بفرستند تا راديوها بتوانند آن را پخش كنند.»
#آموزه
بچه ها جزء نگرند بايد با آموزش ارتباط اجزاي يك سيستم به آنها كل نگري و جامع نگري بياموزيم تا جنگل را از لاي درختان تماشا نكنند. مهم اين است كه توازني بين جزء نگري و كل نگري برقرار شود .
⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳⏳
كانال تفكر و يادگيري
@THINKINGandLEARNING
