کانال رسمی حاج شیخ مهدی تهرانی
Відкрити в Telegram
🔴کانال حاج شیخ مهدی تهرانی 🔵انتشار صوت، تصاویر، ویدئوهای منابر و اطلاع رسانی مجالس اینستاگرام https://www.instagram.com/sheikh_mahdi_tehrani کانال مباحث اعتقادی تلگرام https://t.me/SheikhMahdiTehrani2
Показати більше6 848
Підписники
+124 години
+57 днів
+3130 день
Архів дописів
Repost from کانال هدایتگری
🔴 شروط مهم اخلاقی برای پاک شدن زائر از گناهان با زیارت امام حسین علیهالسلام
از حضرت #امام_صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند:
🌿 «كسى كه با معرفت و اميد ثواب به زيارت امام حسين عليهالسلام برود، نه برای خوشگذرانی و نه بخاطر ريا و سُمعه (به گوش دیگران رساندن عمل خیر)، گناهانش پاک میشود همان طور كه لباس به وسیلۀ آب، پاک و طاهر میگردد؛ بنابراين هيچ گناهی بر او باقى نمیماند و به هر قدمى كه بر میدارد، ثواب يک حج و یک عمره برایش نوشته میشود.»
💠 «عن أبي عبدالله عليهالسلام قال: من زار الحسين احتسابا لا أشرا ولا بطرا ولا رياء ولا سمعة محصت عنه ذنوبه كما يمحص الثوب في الماء فلا يبقى عليه دنس ويكتب له بكل خطوة حجة وكلما رفع قدما عمرة.»
📚 المقنعة (شیخمفید)، ص۴۶۸
وسائل الشیعة (شیخحرعاملی)، ج۱۰، ص۳۸۹
زائران #کربلا باید به نیّات و اعمال خود در این سفر آسمانی توجه بسیاری داشته باشند و سعی کنند از خوشگذرانی، شکمپرستی، ریاکاری و خودنمایی پرهیز نمایند تا به ثواب و آثار فراوانی که برای زائر #امام_حسین علیهالسلام در روایات ذکر شده نائل آیند.
#حدیث #اخلاقی #زیارت #اربعین #مشایه #ریا #سمعه #گناه
@Hedayatgary
م
🖤 مجلس عزاداری هفتم صفر
به مناسبت شهادت کریم اهلبیت، حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام
با سخنرانی:
حجتالاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی تهرانی
📅 زمان:
چهارشنبه هفتم صفر
(مصادف با شام غریبان حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام)
🕣 ساعت ۸:۴۵ شب
📍 مکان:
مشهد مقدس
خیابان خاکی، کوچه دبیرستان فروغ
(آخوند خراسانی ۲۶)
مسجد حضرت زهرا سلاماللهعلیها
(میرحوّای سابق)
▪
Repost from قــطره ای از مناقب اهــل بيــت
◾️روضه حضرت رقیه سلام الله علیها بنت الحسين عليه السلام
✅مرحوم آیت الله سید کاظم قزوینی
🍂 اشکهایمان نذر فرج مولای غریبمان
@managheb_ahlebeyt
.
Repost from قــطره ای از مناقب اهــل بيــت
✅ شفای حنجرهٔ ميرزا علی محدثزاده
✅ اعجاز اشک بر مصیبت دختر دردانه سیدالشهداء علیهالسلام
┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄
🔸مرحوم حاج میرزاعلی محدث زاده فرزند محدث، حاج شیخ عباس قمی كه از وعاظ وخطبای مشهور تهران بود، میفرمود:
زمانی من به بيماری و ناراحتی حنجره و گرفتگی صدا مبتلا شده بودم، تاجايي كه منبر رفتن وسخنراني كردن برايم ممكن نبود. مسلما هرمريضي درچنين موقعيتی به فكر معالجه ميافتد. من نيز با درنظر گرفتن طبيبي متخصص و باتجربه، باو مراجعه كردم و پس از معاينه معلوم شد كه بيماري آنقدر شديد است كه بعضی از تارهاي صوتی از كار افتاده و فلج شده است واگر لاعلاج نباشد لااقل صعب العلاج است.
➖ طبيب معالج در ضمن نوشتن نسخه، دستور استراحت دادند كه تاچند ماه ازمنبررفتن خودداري كنم و حتی با كسی حرف نزم و اگر چيزی بخواهم و يا مطلبی را از زن و بچهام انتظار داشته باشم، آنها را بنويسم. تا درنتيجهٔ استراحت مداوم و استعمال دارو، شايد سلامتی از دست رفته مجددا به من برگردد.
➖ البته صبر درمقابل چنين بيماري وحرف نزدن با مردم حتي با زن و بچه، خيلی سخت و طاقت فرساست، زيرا انسان از همه بيشتر احتياج بگفت وشنود دارد، چطور میشود تاچندماه هيچ نگويم و حرفي نزنم و پيوسته در استراحت باشم؟ درحالي كه معلوم نيست نتيجه آن چه باشد!
بر همه روشن است كه با پيش آمد چنين بيماری خطرناکی چه حال اضطراری به بيمار دست میدهد.
اين اضطرار و ناراحتي شديد، آدمی را به ياد يك قدرت فوق العاده مياندازد. اين حالت پريشانی باعث ميشود كه اميد انسان، ازتمام چارههای بشری قطع شود و به ياد مقربان درگاه الهي افتد تا به وسيلهٔ آنها بدرگاه خداوند متعال، عرض حاجت كند واز دريای بیپايان لطف خداوند بهرهای بگيرد.
➖من هم باچنين پيشامدی، جز توسل بذيل عنايت حضرت ابيعبدالله الحسين عليهالسلام چارهاي نداشتم.
روزی بعد از نماز ظهر و عصر حال توسل بدست آمد و خيلی اشك ريختم و حضرت سيد الشهداء را مخاطب قرار دادم وگفتم: يابن رسول الله، صبر درمقابل چنين بيماری براي من طاقت فرسا است! علاوه برآن، من اهل منبر هستم و مردم از من انتظار دارند من از اول عمر تا بحال علي الدوام منبر ميرفتم و از نوكران شما اهلبيت هستم. ولی حالا چه شده است كه يكباره بايد ازاين پست حساس، براثر بيماي بركنار باشم؟
به علاوه ماه مبارك #رمضان نيز نزديك است دعوتها را چه كنم؟ آقا عنايتی بفرما، تاخدا شفايم دهد!
➖بهدنبال اين توسل، طبق معمول هر روز، خوابيدم. درعالم خواب خودم را دراطاق بزرگي كه نيمي از اطاق منور و روشن بود وقسمت ديگر اطاق، كمی تاريك بود؛ ديدم.
←درآن قسمتی كه روشن بود، اباعبدالله الحسين عليهالسلام را ديدم كه نشستهاند.
خيلی خوشحال و خوشوقت شدم و همان توسلی را كه درحال بيداري داشتم، درحال رؤيا نيز پيدا كردم وبه ايشان عرض حاجت نمودم! مخصوصا اصرار داشتم كه ماه مبارك نزديك است و در مساجد متعددی دعوت شدهام، ولی با اين حنجرهٔ از کار افتاده چطور میتوانم منبر روم و سخنرانی نمايم؟
وحال آنكه دكتر مرا منع كرده است كه حتی با بچههای خودم نيز حرفی نزنم!
چون خيلي الحاح وتضرع وزاری داشتم، حضرت عليه السلام اشاره به من كردند و فرمودند:
💠 به آن آقاسيد كه دم در نشسته، بگو چندجمله ازمصيبت دخترم بخواند و شما كمی اشك بريزيد، انشاءالله تعالي خوب ميشوي!
➖من به دراطاق نگاه كردم، ديدم شوهرخواهرم «آقامصطفی طباطبائي قمی» كه از علماء وخطباء واز ائمه جماعت تهران است، نشسته است. فرمان امام حسين عليهالسلام را به او رساندم، ولی ايشان میخواست از ذكر مصيبت خودداری كند! حضرت سيدالشهداء عليهالسلام فرمودند:
💠 «بخوان روضهٔ دخترم را».
ايشان مشغول ذكر مصيبت حضرت رقيه عليهاالسلام شد ومن هم گريه میكردم و اشك میريختم.
اما متأسفانه بچهها مرا از خواب بيداركردند ومن با ناراحتي از خواب بيدار شدم و متأسف ومتأثر بودم كه چرا از آن مجلس پرفيض محروم ماندم؟ ولي دوباره ديدن آن منظره عالی امكان نداشت!
➖همان روز يا روزبعد، به همان پزشك متخصص مراجعه نمودم. خوشبختانه پس ازمعالجه، معلوم شد كه اصلا اثری از ناراحتی و بيماری قبلي نيست! پزشك كه در تعجب بود ازمن پرسيد: شما چه خورديد كه به اين زودی و سرعت نتيجه گرفتيد؟
من چگونگی توسل وخواب خودم را بيان كردم. دكتر قلم در دست داشت و سرپا ايستاده بود، ولی بعد از شنيدن داستان توسلم، بياختيار قلم از دستش برزمين افتاد وبا يك حالت معنوی كه بر اثر شنيدن نام مولی الكونين امام حسين عليهالسلام به او دست داده بود؛ پشت ميز طبابت نشست وقطره قطرهٔ اشك بر رخسارش ريخت. او گريه كرد و سپس گفت:
آقا، اين ناراحتی شما جز توسل و عنايات و امداد غيبی، چاره وعلاج ديگری نداشت.
۱. کرامات الحسينيه ۸۸/۲
۲. توسلات ۱۶۸
۳. ستاره درخشان شام ۲۶۱ - السیدة الرقية ۱۸۳
@managheb_ahlebeyt
Repost from قــطره ای از مناقب اهــل بيــت
▪️ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
جهت شادی روح مداح دلسوخته و پیرغلام حضرت سیدالشهداء
"حاج مهدی آصفی"
که حوالهی آسایش اخروی را از دستان با کرامت حضرت رقیهخاتون دریافت کرد؛
فاتحه و صلواتی نثار فرمایید
@managheb_ahlebeyt
Repost from کانال هدایتگری
🚩 ماجرای شهادت حضرت رقیّه علیهاالسلام
عماد الدین طبری رحمهالله، عالم و مورّخ شیعه قرن هفتم در کامل بهائی این گونه ماجرای شهادت حضرت رقیّه بنتالحسین علیهماالسلام را نقل کرده است که:
در ایام اسارت آل الله، زنان خاندان نبوّت، شهادت پدران را از فرزندان خردسال پنهان مىداشتند و مىگفتند: پدرانتان به سفر رفتهاند؛ و این چنين بود تا #يزيد لعنةاللهعلیه آنان را به (خرابۀ همجوار) سراى خويش در #شام آورد؛ #امام_حسين عليهالسلام را دختركى خردسال بود چهار ساله؛ شبى از خواب برخاست سخت پريشان و گفت: «پدرم كجاست كه من اكنون او را ديدم؟!» چون زنان اين سخن بشنيدند، بگريستند و از كودكان ديگر هم شيون برخاست و يزيد ملعون بيدار شد و پرسيد: چه خبر است؟ تفحّص كردند و قضيه باز گفتند؛ يزيد گفت: «سر پدرش را نزد او بريد!»
آن ملاعین نیز بر آن رأس شريف، دستمال ديبقى افكنده و پيش آن دختر نهادند و روپوش از آن برداشتند و گفتند: «اين سرِ پدر توست!» رقیّه علیهاالسلام سر مطهّر را از طشت برداشت و در دامن نهاد و مىگفت:
🥀 «كيست كه تو را به خون خضاب كرده؟ اى پدر، چه کسی رگ گلوى تو را بريده؟ اى پدر، كه مرا به اين كوچكى يتيم كرده؟ اى پدر، پس از تو به كه اميدوار باشيم؟ اى پدر، اين دختر يتيمت را چه كسی بزرگ كند؟»
تا اینکه دهان بر دهان شريف پدر نهاد و گريۀ سختی كرد چنان كه بيهوش افتاد؛ او را حركت دادند، از دنيا رفته بود و چون اهلبيت اين واقعه را بديدند، صدا به گريه و شیون بلند كردند و داغشان تازه شد و هر كس از اهل دمشق بر آن آگاه شد زن يا مرد، گريان شدند.
📚 کامل بهائی (عمادالدینطبری)(مکتبةالمصطفویقم)، ج۲، ص۱۷۹
نفس المهموم (محدثقمی)، ص۴۱۵
🏴 «آجرک الله یا صاحب الزّمان.»
#حدیث #ذکر_مصیبت #حضرت_رقیه علیهاالسلام
@Hedayatgary
نکته مهمتر آنکه اگر قرار باشد هر روایتی که ثوابی عظیم بیان میکند، به صرف بزرگ بودن پاداش کنار گذاشته شود، باید بخش قابل توجهی از فرهنگ دینی نیز کنار گذاشته شود؛ ثواب شب قدر که از هزار ماه برتر است، ثواب برخی اذکار، صلوات، زیارت، انتظار فرج، محبت اهلبیت علیهمالسلام و صدها روایت فضائل اعمال نیز مشمول همین اشکال خواهد شد؛ در حالی که هیچ فقیه و محدثی چنین روشی را نپذیرفته است.
فراتر از همه اینها، اشک بر حسین علیهالسلام سنتی است که ریشه در سیره انبیا دارد. بر اساس روایات فراوان، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیش از وقوع عاشورا بر مصیبت فرزند خویش گریستند و اهلبیت علیهمالسلام نیز همواره شیعیان را به احیای این مصیبت دعوت کردند. بنابراین، گریه بر سیدالشهداء نه یک احساس زودگذر، بلکه عبادتی است که در امتداد سنت پیامبران و اولیای الهی قرار دارد.
نتیجه آنکه دفاع از عقلانیت، هنگامی ارزشمند است که با روش صحیح علمی همراه باشد. عقلانیت، جایگزین قرآن و حدیث نیست؛ بلکه ابزار فهم صحیح آن دو است. نه میتوان با نقلهای ضعیف دین ساخت و نه میتوان به بهانه وجود برخی نقلهای ضعیف، میراث عظیم و متواتر معنوی مکتب اهلبیت علیهمالسلام را نادیده گرفت. اشک بر امام حسین علیهالسلام، نه محصول احساسات عوامانه، بلکه شعیرهای الهی، عبادتی ولایی و سرمایهای برای بقای اسلام است؛ حقیقتی که قرآن، سنت، سیره اهلبیت و تاریخ هزارساله تشیع، همگی بر آن گواهی میدهند.
✍🏻 *امیری سوادکوهی*
*[یادداشتی در پاسخ به سخنان نسنجیده آقای نقویان درباره گریه بر سیدالشهداء علیهالسلام]*
وقتی یک روحانی موضوع منبرش این است که گریه بر امام حسین آنقدر هم که می گویند ثواب ندارد و بسیاری از احادیث اشک جعلی است.
بسم الله الرحمن الرحیم
در روزگاری که سخن گفتن از دین بیش از هر زمان دیگری نیازمند دقت علمی، امانت در نقل و جامعنگری به منظومه معارف اسلامی است، شایسته نیست که با استناد به یک آیه، مجموعهای از آیات، صدها روایت معتبر، سیره قطعی اهلبیت علیهمالسلام و فهم مستمر فقهای امامیه نادیده گرفته شود.
جناب آقای نقویان در سخنان اخیر خود، با تمسک به آیه شریفه «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى»، چنین نتیجه گرفتهاند که معیار ثواب در قرآن تنها مقدار عمل است؛ ازاینرو پاداشهای عظیم نقلشده برای گریه بر امام حسین علیهالسلام با منطق قرآن سازگار نیست و بسیاری از این روایات نیز بیسند یا ساختگی است.
این نتیجهگیری، از منظر تفسیر، حدیث و کلام امامیه، با اشکال جدی مواجه است؛ زیرا پیش از آنکه نتیجه نادرست باشد، روش استدلال نادرست است. آیهای که در مقام نفی انتساب عمل دیگران به انسان است، به آیهای درباره محدود بودن فضل الهی تبدیل شده؛ میان استحقاق ثواب و تفضل الهی خلط شده؛ میان نقد چند روایت ضعیف و انکار یک منظومه روایی گسترده تفکیک صورت نگرفته؛ و در نهایت، حقیقت اشک بر سیدالشهداء علیهالسلام از یک عبادت ولایی و شعیره الهی، به یک احساس فردی تقلیل یافته است.
نخست باید توجه داشت که آیه «وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى» هرگز نمیگوید خداوند بیش از اندازه عمل پاداش نمیدهد؛ بلکه میفرماید انسان مالک چیزی جز حاصل سعی خود نیست. اما اینکه خداوند بر همان سعی چه اندازه فضل و کرم عطا کند، موضوع دیگری است که خود قرآن به روشنی بیان کرده است. قرآن از پاداش دهبرابری، هفتصد برابری و حتی «وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ» سخن میگوید. بنابراین، مضاعف بودن ثواب، نه مخالف قرآن، بلکه متن قرآن است.
از سوی دیگر، گریه بر امام حسین علیهالسلام در فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام ، یک واکنش عاطفی صرف نیست تا ارزش آن با حجم اشک سنجیده شود. این اشک، اعلام وفاداری به ولایت، اظهار برائت از جبهه ظلم، احیای بزرگترین حماسه توحیدی تاریخ و مشارکت دائمی در نهضت عاشوراست. همانگونه که شهادت یک مجاهد با ظاهر چند لحظه قابل اندازهگیری نیست، اشک بر حسین علیهالسلام نیز با ظاهر چند قطره اشک سنجیده نمیشود؛ بلکه حقیقت و متعلق آن، منشأ عظمت ثواب است.
اشکال دیگر آن است که چنین القا میشود گویی روایات فضیلت گریه، تنها در کتابهایی مانند اسرار الشهادة یا روضة الشهداء آمده است؛ در حالی که این تصور، خلاف واقعیت تاریخ حدیث شیعه است. قرنها پیش از تألیف این آثار، بزرگانی همچون ابنقولویه، شیخ صدوق، شیخ طوسی و دیگر محدثان، بابهای مستقلی درباره فضیلت گریه بر سیدالشهداء علیهالسلام در منابع اصیل شیعه گشودهاند. کامل الزیارات، ثواب الأعمال، امالی، خصال و سپس وسائل الشیعه، سرشار از این روایات است و فقهای امامیه نیز قرنها به آنها استناد کردهاند.
از روشنترین نمونهها، حدیث مشهور ریان بن شبیب از امام رضا علیهالسلام است؛ روایتی که در آن حضرت میفرمایند اگر بر حسین علیهالسلام بگریی تا اشک بر گونههایت جاری شود، خداوند گناهانت را میآمرزد و اگر میخواهی در درجات عالی بهشت با ما باشی، در اندوه ما اندوهگین و در شادی ما شادمان باش. این روایت، تنها یک خبر منفرد نیست؛ بلکه در کنار دهها روایت دیگر از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام، منظومهای منسجم از فرهنگ عاشورایی اهلبیت را تشکیل میدهد.
حتی روایاتی که از گریستن آسمانها و زمین، فرشتگان و دیگر مخلوقات بر سیدالشهداء علیهالسلام سخن میگویند، در منابع متعددی نقل شدهاند. مقصود این روایات، صرفاً بیان یک حادثه طبیعی نیست؛ بلکه تبیین جایگاه کیهانی و الهی واقعه عاشوراست؛ همان حقیقتی که قرآن نیز درباره برخی حوادث بزرگ، از تأثر عالم هستی سخن میگوید. بنابراین، ردّ همه این دسته از روایات با عنوان غیرعقلانی، بدون بررسی سند و دلالت، نه نقد علمی، بلکه داوری پیشینی است.
در این میان، نام مرحوم ملا آقا دربندی نیز نباید دستاویز تضعیف یک شخصیت بزرگ علمی شود. ایشان از فقهای برجسته، محدثان نامدار و عابدان کمنظیر شیعه است که بزرگان حوزه از مقام علمی و تقوای او تجلیل کردهاند. ممکن است هر تالیفی نیازمند بررسی باشد، اما نقد بخشی از محتوای یک کتاب، هرگز مجوز تخریب جایگاه علمی مؤلف آن نیست. این، برخلاف انصاف علمی و سنت رایج عالمان امامیه است.
Repost from کانال هدایتگری
🚩 دوّم صفر: سالروز ورود اسرای آل الله به مجلس یزید لعنةاللهعلیه و جسارت آن ملعون به رأس مطهّر امام حسین علیهالسلام
فخر الدین طُرَیحی نجفی (م۱۰۸۵ق) در کتابش از حضرت #امام_سجاد صلواتاللهعلیه چنین روایت میکند که فرمودند:
🍂 «هنگامی که خواستند ما را در مجلس یزید بن معاویه علیهمااللّعنةوالعذاب وارد کنند، طنابهایی آوردند و ما را مانند گوسفندان به یکدیگر بستند؛ بدین ترتیب که طناب در گردن من و امّکلثوم قرار داشت و به کتفهای عمّهام زینب، سکینه و دیگر دختران بسته شده بود؛
آن ملاعین، ما را با این وضع حرکت دادند و هرگاه (برای مراعات حال کودکان) در راه رفتن کندی میکردیم، ما را میزدند تا اینکه ما را در مقابل یزید ملعون متوقّف کردند؛ در این حال جلو رفتم و به یزید که بر تخت شاهی نشسته بود گفتم: "گمان میکنی اگر رسول خدا ما را بر این حال ببیند، چه حالی به ایشان دست میدهد؟!" سپس یزید دستور داد طنابها را از گردن و کتفهای ما باز کردند.»
📚 منتخب طریحی، ص۴۷۳
بحار الانوار (علامهمجلسی)، ج۴۵، ص۱۳۲
🏴 «آجرک الله یا صاحب الزّمان.»
#حدیث #ذکر_مصیبت #اسارت #شام #یزید
@Hedayatgary
Repost from [ کانال برهان ]
+8
▪️تصاویری از مجالس باشکوه عزاداری در دوره قاجار و پهلوی
✍🏻پینوشت: برخی هیآت جلسات امام حسین علیه السلام را تبدیل به گروه سرود، و یا محلی برای بیان دیدگاههای خاص خود کردهاند! ←خواندن اشعار بی ربط به عزاداری سالار شهیدان و سینهزدن با اشعاری که بايد در فضای مستقل و مناسبی خوانده شود و ربطی به محرّم و مصائب اهل بیت علیهم السّلام ندارد در هیآت، چه وجهی دارد؟! کافیست ذرهای سلایق شخصی را در جلسات منسوب به اهل بیت علیهم السلام داخل کنیم، دیگر ذرهای سوز و حال و بکاء در آن جلسه نخواهد بود.←جهت دهی به مراسمات عزاداری عین خیانت به امام حسین علیه السلام است. مجلسی مقدّس است که بر مبانی و موازین اهل بیت علیهم السلام پیش برود، نه هر مجلسی. (و لو بنام اهل بیت علیهمالسّلام)
امام صادق علیه السلام:
«مجالسی را که نام و یاد ما و معارف ما را زنده کند بسیار دوست دارم. اینگونه مجالس امر ما را زنده میکند.»📗الأمالی مفید ره، ص ۳۲ #ادب_مداحی (۲) #قدمت_عاشورا (۹۲) @borrhan
Repost from قــطره ای از مناقب اهــل بيــت
دم دروازه ساعات غم در جان او حل شد
معطل شد
معطل شد ..
معطل شد ...
@managheb_ahlebeyt
Repost from قــطره ای از مناقب اهــل بيــت
▪️حال أسفناک اهل بیت امام حسین علیهمالسّلام، هنگام ورود به شام
روز اول صفر ، ورود اسرای کربلا به شام
▪️پس از آنکه قافلهٔ اُسرا به شام رسید، ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺭﺍ ﻛﻨﺎﺭ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﻬﺮ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﺘﻮﻗﻒ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ﺗﺎ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﺭﺍﻳﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﻳﻮﺭ ﻭ زینتی ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﺁﺋﻴﻦﺑﻨﺪﺍﻥ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻛﻪ کسی ﭼﻨﺎﻥ ﻧﺪﻳﺪﻩ ﺑﻮﺩ. نزدیکِ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺯﻥ ﺑﺎ ﺩﻑﻫﺎ ﻭ ﺍﻣﻴﺮﺍﻥ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺑﺎ ﻃﺒﻞ ﻭ ﺑﻮﻕ ﻭ ﺩُﻫﻞ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﻣﺮﺩِ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺯﻥ ﺭﻗﺺ ﻛﻨﺎﻥ، ﺑﺎ ﺩﻑ ﻭ ﭼﻨﮓ ﻭ ﺭُﺑﺎﺏ ﺍﺳﺘﻘﺒﺎﻝ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ اهالی ﺷﻬﺮ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﺧﻀﺎﺏ ﻛﺮﺩﻩ، ﺳُﺮﻣﻪ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ﻛﺸﻴﺪﻧﺪ ﻭ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎی ﻓﺎﺧﺮ ﭘﻮﺷﻴﺪﻧﺪ.
📔کامل بهایی، ص ۹۱۵
▪️ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﻴﺪ ﺑﻦ ﻃﺎﻭﻭﺱ مینویسد: ﻛﻮﻓﻴﺎﻥ ﺳﺮ مطهر ﺣﺴﻴﻦ علیه السلام ﺭﺍ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﺍﻥِ ﺍﺳﻴﺮ ﺑﺮﺩند. ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺩﻣﺸﻖ ﺭﺳﻴﺪﻧﺪ، ﺍﻡ ﻛﻠﺜﻮﻡ ﺑﻪ #ﺷﻤﺮ ﻛﻪ ﺟﺰﺀ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ: بتو حاجتی ﺩﺍﺭﻡ. ﮔﻔﺖ: ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﻣﺎ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ میبرید ﺍﺯ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩای ﻭﺍﺭﺩ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﺎﺷد ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺑﮕﻮ ﺍﻳﻦ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻛﺠﺎﻭﻩﻫﺎی ﻣﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺒﺮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺩﻭﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﺲ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ ﺩﻳﺪﻩﺍﻧﺪ ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺫﻟﻴﻞ ﺷﺪﻳﻢ. ﺷﻤﺮِ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺩﺭ مقابلهٔ ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﺁﻥ ﺑﺎﻧﻮ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺩ ﻭ ﻛﻔﺮی ﻛﻪ ﺩﺍﺷﺖ، ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﻧﻴﺰﻩ ﺑﺰﻧﻨﺪ ﻭ ﻣﻴﺎﻥ ﻛﺠﺎﻭﻩﻫﺎ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮﺍﻥ ﺑﮕﺮﺩﺍﻧﻨﺪ. ﺗﺎ ﺁﻥﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺩﻣﺸﻖ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﻠﻪﻫﺎی ﻣﺴﺠﺪ ﺟﺎﻣﻊ ﺑﭙﺎ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ. یعنی ﻫﻤﺎﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺍﺳﻴﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ میﺩﺍﺷﺘﻨﺪ.
📔 لهوف، ص ۱۷ - بحار ج۴۵ ص۱۲۷
▪️«ﻣﻨﺎﻗﺐ» ﺑﻪ ﺍﺳﻨﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺯﻳﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺍﺯ ﭘﺪﺭﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﻔﺮی ﻭﺍﺭﺩ ﺩﻣﺸﻖ ﺷﺪﻡ، ﺷﻬﺮی ﺩﻳﺪﻡ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺁﺑﺎﺩﺍنی، ﺩﺭﺧﺘﻬﺎی ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ، ﻧﻬﺮﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎﺭ، ﻗﺼﺮﻫﺎی ﺑﻠﻨﺪ، ﺧﺎﻧﻪﻫﺎی بیﺷﻤﺎﺭ ﻭ ﺩﻳﺪﻡ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﺁﺋﻴﻦ ﺑﺴﺘﻪﺍﻧﺪ. ﭘﺮﺩﻩﻫﺎ ﺁﻭﻳﺨﺘﻪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺎﺩ ﻭ ﺧﻨﺪﺍﻥ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﻧﻮﺍﺧﺘﻦ ﺳﺎﺯ و آواز ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﮕﺮ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﻭﺯ ﻋﻴﺪ ﺍست! ﺍﺯ ﮔﺮﻭهی ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺷﺎﻡ ﻋﻴﺪی ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻦ نمیدﺍﻧﻢ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺍی ﺷﻴﺦ، ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﻏﺮیبی؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﻫﺴﺘﻢ ﻛﻪ ﺧﺪﻣﺖ ﺭﺳﻮﻝ اکرم صلی ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺭﺳﻴﺪﻩﺍﻡ. ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻣﺎ ﺗﻌﺠّﺐ میﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﭼﺮﺍ ﺧﻮﻥ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧمیﺑﺎﺭﺩ ﻭ ﭼﺮﺍ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻫﻠﺶ ﺭﺍ ﻓﺮﻭ نمیﺑﺮد! ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﺮﺍ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺡ ﻭ ﺷﺎﺩی ﺑﺮﺍی ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺮ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻦ ﻋﻠﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺮﺍﻕ ﺑﺮﺍی ﻳﺰﻳﺪ ﺑﻪ ﻫﺪﻳﻪ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ. ﮔﻔﺘﻢ: عجب! ﺳﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ ﺭﺍ میﺁﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﺎﺩی میﻛﻨﻨﺪ؟ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﺍﺯ ﻛﺪﺍﻡ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ میﻛﻨﻨﺪ؟ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﺯ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺳﺎﻋﺎﺕ (ﻣﻦ ﺳﻮی ﺁﻥ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺷﺘﺎﻓﺘﻢ، ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺁﻥ ﺭﺳﻴﺪﻡ) ﺩﻳﺪﻡ ﻛﻪ ﭘﺮﭼﻤﻬﺎی ﻛﻔﺮ ﻭ ﮔﻤﺮﺍهی ﺍﺯ پی ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ میﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﺳﻮﺍﺭی ﺁﻣﺪ ﻛﻪ ﻧﻴﺰﻩای ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﺮی ﺑﺮ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺷﺒﻴﻪﺗﺮﻳﻦ مردم به ﺭﺳﻮﻝ اکرم صلی ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﻮﺩ. بعد ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ را بر ﺷﺘﺮﺍﻥ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻩ میﺁﻭﺭﻧﺪ. ﻧﺰﺩﻳﻚ یکی ﺍﺯ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ: ﺗﻮ کیستی؟ ﮔﻔﺖ: ﺳﻜﻴﻨﻪ. ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﺳﻬﻞ ﺑﻦ ﺳﻌﺪ ﺍﺯ ﺻﺤﺎﺑﻪ ﺟﺪّﺕ میﺑﺎﺷﻢ، ﺍﮔﺮ حاجتی ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻢ. ﺳﻜﻴﻨﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻪ کسی ﻛﻪ ﺳﺮ ﭘﺪﺭﻡ ﺭﺍ ﺣﻤﻞ میکند ﺑﮕﻮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ مردم ﺑﻪ ﺣﺮﻡ ﺭﺳﻮﻝ اکرم ﻧﮕﺎﻩ ﻧﻜﻨﻨﺪ! ﺳﻬﻞ ﮔﻔﺖ: ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﻳﺎ ﺣﺎﺟﺖ ﻣﺮﺍ ﺑﺮمیﺁﻭﺭی ﻭ ﭼﻬﺎﺭﺻﺪ ﺩﻳﻨﺎﺭ ﻃﻠﺎ ﺑﮕﻴﺮی؟ ﮔﻔﺖ: ﺣﺎﺟﺖ ﺗﻮ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻳﻦ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﺯﻧﺎﻥ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺟﻠﻮ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺒﺮی. ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺯﺭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺣﺎﺟﺖ ﻣﺮﺍ ﺭﻭﺍ ﻧﻤﻮﺩ.
📔بحارالانوار، ج ۴۵ ص ١٢٧ و ۱۲۸
←ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻋﻠّﺎﻣﻪ ﻣﺠﻠﺴﻲ ﺩﺭ «ﺟﻠﺎﺀ ﺍﻟﻌﻴﻮﻥ» ﺍﻳﻦ ﺧﺒﺮ ﺭﺍ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻛﻪ:
ﺑﻪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺍﺑﻦ ﺷﻬﺮ ﺁﺷﻮﺏ ﭼﻮﻥ ﺁﻥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻃﻠﺎ ﺭﺍ ﻣﺼﺮﻑ ﻛﻨﺪ ﺩﻳﺪ، چون ﺳﻨﮓ ﺳﻴﺎﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻳﻚ ﻃﺮﻑ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:
«ﻭ ﻟﺎ ﺗﺤﺴﺒﻦّ ﺍﻟﻠﻪ ﻏﺎﻓﻠﺎ ﻋﻤّﺎ ﻳﻌﻤﻞ ﺍﻟﻈﺎﻟﻤﻮﻥ»
ﻭ ﺑﺮ ﺟﺎﻧﺐ ﺩﻳﮕﺮ:
«ﻭ ﺳﻴﻌﻠﻢ ﺍﻟﺬﻳﻦ ﻇﻠﻤﻮﺍ ﺃﻱّ ﻣﻨﻘﻠﺐ ﻳﻨﻘﻠﺒﻮﻥ»
📜 جلاء العیون، ص ۹۸۶
@managheb_ahlebeyt
