AghayedNet
Відкрити в Telegram
2 489
Підписники
+224 години
-17 днів
-630 день
Архів дописів
2 489
🔺خبر رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در روزنامه دوره قاجار
@AghayedNet
2 489
۲۲ شعبان سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی أعلی الله مقامه
۲۳ شعبان سالروز رحلت عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبایی أعلی الله مقامه
@AghayedNet
2 489
🔺🎙فایل صوتی نشست
🔹دیدگاه عالمان ربانی
مرحوم آقای حاج محمدکریم کرمانی و مرحوم آقای میرزا محمدباقر شریف طباطبایی اعلیاللهمقامهما
درباره مفهوم «بتپرستی»
🔸بهمناسبت ایام رحلت این دو بزرگوار
و همزمان با انتشار کتاب
«انگاره بتپرستی و پیدایش اسلام، از جدل تا تاریخ»
🗓چهارشنبه ۹ اسفند ۱۴۰۲
Instagram.com/aghayednet
@AghayedNet
2 489
🔺دو کتاب تازه منتشر شده
تحیة الزائر
و
تسلیة الحزین لفقد الاحباب و البنین
از آثار مرحوم سید عبدالله شبّر
مرحوم شبر اجازه روايتی به عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله درجته داده بوده است و سید مرحوم نيز در اجازات خود، گاهی به اين امر اشاره میکردهاند.
در اجازهای از مرحوم سيد کاظم رشتی، ایشان از اين شيخ روايی خود با عبارات بسيار مهمی ياد میکنند که حاکی از عمق اعتقادشان به سيد عبدالله شبر است. از گفتار سید مرحوم در دليل المتحيرين، چنين برمیآيد که روابط مرحوم شبر و پدرش با مرحوم شیخ احمد اَحسایی رفع الله شأنه بسيار خوب بوده است.
سید مرحوم همچنين از فرزند مرحوم شبر، سيد حسن، و از پسرعموی شبر، بهعنوان کسانی که از دوستداران شيخ مرحوم بودهاند ياد میکنند.
میدانيم که مرحوم شبر مورد ستايش عالم ربانی مرحوم حاج محمدکريم کرمانی اعلی الله مقامه نيز قرار گرفته بوده است.
@AghayedNet
2 489
🔺کتاب تازه منتشر شده
رسالتان فی الفضائل و العقائد
از آثار شیخ محمد بن عبدعلی آل عبدالجبار حائری قطيفی
مرحوم محمد بن عبدعلی آل عبدالجبار، از علماء بارز مکتبی است. در عظمت ایشان همین بس که وقتی جریانِ مناظرهٔ سید مرحوم اعلی الله مقامه در نجف اشرف پیش آمد، این بزرگوار شیخ محمد آل عبدالجبار را هم بهعنوان حَکَم معرفی فرمودند (جواهر الحکم، ج۷، «دلیل المتحیرین»، ص۲۸۸ _ انوار البدرین فی تراجم علماء القطیف و الاحساء و البحرین، ص۳۱۷).
این عالم مکتبی پساز جریان نجف و مناظره نکردن آقایان با سید مرحوم، رسالهای با عنوان خلاف علماء النجف نگاشت.
ازجملهٔ آثار او، هدی العقول الی احادیث الاصول در شرح اصول کافی است که بخشیاز آن به ما رسیده است.
رسالهٔ دیگرِ ایشان در رد بر صوفیه و خرافات آنها است که با نام رسالة فی ردّ وحدة الوجود و الحلول و الاتحاد چاپ شده است.
تاکنون علاوهبر پارهای از اسناد تاریخی، ۱۳۱ رساله از ایشان شناسایی شده است (الشیخ محمد آل عبدالجبار القطیفی توثیق ببلیوغرافی بآثاره المخطوطة و المطبوعة، ص۶۱ تا ۱۷۴).
@AghayedNet
2 489
🔺اجازه مرحوم شیخ حسین آلعصفور بحرانی به عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی اعلیاللهمقامه
@AghayedNet
2 489
«از برکات و عنایات حضرت بقیةالله علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه، اخیراً مجموعهای خطی از آقابزرگ طهرانی با عنوان مجموعة رجالیة و تاریخیة، بهکوشش عتبه مقدسه عسکریین علیهماالسلام، در سال ١۴٣٨ ق منتشر گردیده که در آن از کتابی نام میبرد به نام مرآة الصفا (فارسی) که مؤلف آن «المولی المفسّر ابیالحسن علی بن الحسن الزواری» است. این کتاب بهطور مبسوط درباره «حج» نوشته شده و مؤلفْ آن را در «سلطانیه» تألیف کرده و به خط «هدایة[الله] بن نورالله» میباشد. مؤلفِ این کتاب در سال ٩۵١ از تألیف آن فراغت یافته و کتاب را بر یک مقدمه و پنج فصل و یک خاتمه تنظیم نموده است.
آقابزرگ طهرانی درباره مطالب این کتاب نوشته است: «فالمقدمة فیما یتعلق بالکعبة و القبلة للبلاد و الفصول فی مناسک الحج و الخاتمة مزار مبسوط فی اربعةعشر مطلباً بعدد المعصومین. و المطلب الرابععشر فی زیارة الحجة علیهالسلام فی مقامه الذی غاب فیه و هو السرداب بسامراء و لفظه ”زیارت مقام صاحبالزمان که در آنجا غائب شده و آن سردابی است در مشهد عسکریین“.» آقابزرگ طهرانی پساز نقل این عبارت چنین نوشته است: «و هذا التعبیر هو اُمّ الاشتباه المشهور.»
بنابر گزارش آقابزرگ طهرانی این کتاب ۶٢٢ سال بعداز غیبت کبریٰ نوشته شده و صراحت دارد در اینکه حضرت علیهالسلام در این سرداب غائب شدهاند و قطعاً مراد مؤلف، که عالمی از علمای شیعه اثناعشری بوده، همین سرداب مشهور و معروف است که شیعیانْ آن حضرت علیهالسلام را در آن زیارت میکنند و آن را سرداب غیبت مینامند. و بدیهی است که مقصود مؤلف سرداب منزل حضرت عسکری علیهالسلام که در تاریخ حضرت مهدی علیهالسلام نام برده شده نمیباشد. پس مطابق حکایت منقول از شیخ بزرگوار اعلی الله مقامه مراد و مقصود مؤلف کتاب مرآة الصفا همین سرداب مشهور بوده است و مؤیّد آن حکایت میباشد و سرّ و علت نامیده شدن این سرداب به «سرداب غیبت» هم روشن میشود. بهخصوص تعبیر مؤلف از این سرداب به «مقام صاحبالزمان» کاملاً ادعاء ما را ثابت مینماید؛ زیرا دأب و روش شیعه بر این بوده که در هر جایی که از امامی از امامان علیهمالسلام اثری و نشانی باشد آنجا را مقام آن امام مینامند. مانند مقامات مبارکه مسجد کوفه و مانند مقامات مبارکه مسجد سهله و مانند مقامات بعضیاز امامان علیهمالسلام در نجف اشرف یا در کربلاء معلّیٰ.
با این توضیح، اشتباه آقابزرگ طهرانی هم روشن میشود که نوشته «و هذا التعبیر هو اُمّ الاشتباه المشهور» زیرا گمان کرده مراد و مقصود مؤلف مرآة الصفا همان سردابی است که در منزل حضرت عسکری علیهالسلام بوده و در تاریخ حضرت مهدی علیهالسلام نقل شده است و نامیدنِ آن سرداب به سرداب غیبت قطعاً اشتباه است که متأسفانه شهرت یافته است و آقابزرگ طهرانی این تعبیر را ریشه و اصل این اشتباه قلمداد نموده است. خداوند از او بگذرد و به آقا محمدصادق موسوی هم جزای خیر عنایت فرماید که در تحقیقات خود به این مجموعه دست یافته است.
ناگفته نماند که آقابزرگ طهرانی در گزارش دیگری در همین مجموعه، درباره این کتاب مرآة الصفا نوشته است: «مرآة الصفا فی المزار فی اربعةعشر مطلباً آخرها لزیارة مقام الحجّة الذی غاب فیه، و فی کلامه هذا مسامحة و مراده المکان الذی لمیر بعده بحیث یعرف شخصه» (مجموعة رجالیة و تاریخیة، ص۳۲۱). در این گزارش، محترمانهتر نوشته و به گمان خود خواسته کلام مؤلف را توجیه کند که مرادش این است که حضرت علیهالسلام پساز آن، بهطوری که شناخته بشوند دیده نشدند.
آنچه تعبیر مؤلف مرآة الصفا را تأیید میکند، که با حکایت منقول از شیخ بزرگوار اعلی الله مقامه هم مطابقت دارد، مطالبی است که از علماء عامّه درباره «سرداب غیبت» نقل کردیم که شیعیانِ آن زمان، برای باقی ماندن این معجزات حضرت مهدی علیه السلام و عجل الله تعالی له الفرج، مانند شبیهخوانیهای عاشورائی، نزد این سرداب مقدس غیبت، در روزهای جمعه اجتماع مینمودند و بهمنظورِ نمادِ هنگامۀ ظهورِ حضرت علیهالسلام، به آن بزرگوار متوسل میشدند و اسبی را هم آماده مینمودند و انتظار خود را برای ظهور آن حضرت علیهالسلام اظهار میکردند و تا زمان سلطنت سلیم بن خان از بنیعثمان ادامه داشته و او مانع انجام این مراسم گردید و مغرضان از علماء عامّه از این مراسم مانند مراسم عزاداری شیعیان انتقاد کرده و میکنند. فذرهم فی طغیانهم یعمهون.»
@AghayedNet
2 489
✔️🔻مجموعه شیخ آقابزرگ طهرانی و نویافتهای درباره سرداب غیبت در سُرّمَنرأی
در یکی از سفرها به عتبات عالیات عراق، پساز زیارت مشاهد کربلای معلی و نجف اشرف و کاظمین، به سرّمنرأی مشرف شدیم. پساز زیارت، در کتابفروشی عتبه عسکریَین علیهماالسلام به عناوین کتابها نگاهی انداختیم. برخیاز کتب بهتازگی چاپ و منتشر شده بود. یکی از این کتابها مجموعه و جُنگی بود از پژوهشگر مشهور، شیخ آقابزرگ طهرانی، با نام مجموعة رجالیة و تاریخیة. آن را تهیه کردیم و چون ساعات پایانی حضورمان در عراق بود، فرصتی نبود و بلافاصله پساز مراجعت مطالعه و بررسی شد.
در ماه شعبان و ایام ولادت امام زمان صلوات الله علیه، مناسب است به نکاتی پیرامون این مجموعه اشاره کنیم.
در این مجموعه و جُنگ، اختصاراتی از کتاب ریاض العلماء (نوشتهٔ میرزا عبدالله افندی اصفهانی) و الکنی و الالقاب (نگاشتهٔ شیخ عباس قمی) و لباب الالقاب (اثرِ میرزا حبیبالله رشتی) نقل شده است. شیخ آقابزرگ نکاتی تاریخی از مسافرت خود به مشهد مقدس و قاهره و مکه معظمه را نیز مکتوب کرده. بعضی اجازات مشایخ عامه نیز نقل شده است. همچنین فهارسِ بعضی کتابهای شیعه نیز درج گردیده. این فهارس در کتاب الذریعة نیامده و برای نخستین بار منتشر شده است.
در این مجموعه، از رسائلی از عالمان ربانی اعلی الله مقامهم نیز یاد شده است: مرحوم شیخ احمد اَحسائی (صفحه ١٧٩) و مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی (صفحه ١۴٨) و مرحوم حاج محمدکریم کرمانی (التذکرة و چهارفصل در صفحات ٢۴۶ و ٢۶٩). همچنین درباره ترجمه دلیل المتحیرینِ سید مرحوم، اثر میرزا محمدرضی، در صفحه ٢٣۴، و نوشتهٔ سید جعفر نجفی به شیخ مرحوم اعلی الله مقامه، در صفحه ٣١۶، گزارشی ارائه شده است.
علاوهبر آنچه اشاره شد، در دو موضع، شیخ آقابزرگ طهرانی نکاتی را درباره سرداب غیبت در سرّمنرأی متذکر شده است.
در نوشتارهای گذشته اشاره کردهایم که شیخ مرحوم اعلی الله مقامه بهنقل از پدر بزرگوارشان، مرحوم زینالدین اَحسائی، جریانی را درباره سرداب غیبت نقل کردهاند. در این مجال آن را تکرار نمیکنیم و تنها به بخش آخر مقاله «شرفالشمس» ارجاع میدهیم.
آنچه شیخ آقابزرگ را به توضیح واداشته معرفی کتاب مرآة الصفا نوشتهٔ ابوالحسن علی بن حسن زواری است که در سال ٩۵١ ق و به زبان فارسی نگاشته است. مرآة الصفا کتاب مبسوطی درباره حج است و یک مقدمه و پنج فصل و خاتمه دارد. مقدمه درباره کعبه و همچنین قبله شهرها است. فصلهای پنجگانه درباره مناسک حج است و خاتمه کتابالمزاری است مبسوط در چهارده مطلب به عدد معصومین علیهمالسلام. مطلب چهاردهم درباره زیارت حضرت حجت علیهالسلام در سرداب غیبت است. در اینجا است (مجموعة رجالیة و تاریخیة، ص۱۰۴) که شیخ آقابزرگ تعلیقی نگاشته است.
همان سال، مجموعهٔ تازهمنتشرشدهٔ شیخ آقابزرگ طهرانی و تعلیق او بر مرآة الصفا را خدمت استاد معظم حفظهالله ارائه کردیم. به همین مناسبت، ایشان مطلبی را درباره سرداب غیبت مرقوم فرمودند.
در این ایام مبارک، یادداشت استاد معظم (منتشرشده در کتاب کاوشی در کیفیت غیبت امام عصر (عج)، «ضمیمه (۱۷)»، ص۴۷۹ تا ۴۸۲) را بازنشر میکنیم:
2 489
▪️نیمه شعبان سال ۳۲۹ق، پایان دوره غیبت صغری با رحلت آخرین سفیر امام زمان عجل الله فرجه، مرحوم علی بن محمد سمری أعلی الله مقامه
(غیبت دوم شروع، اوّلی پایان شدی/ نیمه شعبان از آن، بههم شده حزن و عید)
🔺بغداد، نمایی از ساختمان و ضریح قبلی
@AghayedNet
2 489
✔بیانی از عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه
🔻درباره حدیث زیارت نیمه شعبان
🔹روی الثقة الجلیل ابنطاووس (ره) فی کتاب الاقبال حدیثاً منه قوله (ع) لو علم الناس ما فی زیارة نصف شعبان من الثواب لقامت ذکور رجال علی الخشب.
🔹الجواب: ان فی معنی ذلک وجوهاً و اقربها الی الصحة و الطبیعة و ابعدها عن التکلف ما قیل ان المعنی لتبادر فحول من الرجال الی زیارة الحسین (ع) شوقاً الی ما فی زیارته من الثواب و ان صلبوهم ائمة الجور علی الخشب کما علم السحرة بنبوة موسی (ع) و لمیبالوا بفعل فرعون بهم.
فلو علموا لزاروه و لو فی حال منع حکّام الجور من زیارته و لو فعلوه حینئذ لصلبوا علی الاخشاب فیکون قد قامت ذکور رجال ای فحول رجال علی الخشب.
و کتب احمد بن زینالدین.
🔸در شرح فقرهای از حدیث که امام علیهالسلام میفرمایند: اگر مردم میدانستند که چه ثوابی برای زیارت [سیدالشهداء علیهالسلام] در نیمه شعبان است، «لقامت ذکور رجال علی الخشب»، میفرماید:
[حاصل معنی]:
🔸این فرمایش وجوهی دارد. صحیحترین، طبیعیترین و بیتکلفترینِ آن وجوه همان معنایی است که گفته شده:
هرآینه شجاعان و نامدارانی از مردم به زیارت امام حسین علیهالسلام میشتابند، بهعلت اشتیاقشان به ثواب زیارت آن بزرگوار، حتی اگر ائمه جور و امامان گمراهی و حاکمان بهناحق آنان را به دار بکشند؛ همانگونه که ساحرانِ زمانِ حضرتِ موسی علیهالسلام به نبوت آن حضرت ایمان آوردند و هیچ ابایی نداشتند از آنچه فرعون با ایشان میکند.
پس اگر مردم موقعیت زیارت امام حسین علیهالسلام را بدانند، حضرت را زیارت خواهند کرد، اگرچه حاکمان جور ممانعت کنند. آنگاه اگر چنین کنند و به زیارت روند، به دار کشیده شوند... .
@AghayedNet
2 489
🔺کتاب منتشر شده
اجازات علماء
موجود در نسخههای خطی کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی
در این کتاب اجازههایی مکتبی ملاحظه میشود. از جمله اجازه عالم ربانی مرحوم شیخ احمد اَحسائی اعلی الله مقامه به محمدابراهیم بن حسن و اجازه وکالت این بزرگوار به مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه.
در اجازههای متعددی نیز نام شیخ مرحوم دیده میشود.
صورت اجازه محمدباقر شفتی به ملا عبدالوهاب قزوینی مورد دیگری است که دراین کتاب آمده است.
صورت اجازه و تصدیق اجتهاد از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه به مرحوم میرزا ابوتراب نفیسیِ کرمانیِ طبیب نیز بهطور کامل نقل شده است.
@AghayedNet
2 489
✔️🔻نگاهی گذرا بر مدخل «شیخیه» در کتاب فرهنگ فرق اسلامی دکتر مشکور
شب گذشته (یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۴۰۲)، «شب محمدجواد مشکور» برگزار گردید.
بهمناسبت این رویداد، مدخل «شیخیه» در فرهنگ فرق اسلامی (نوشتهٔ دکتر مشکور) را مرور میکنیم (فرهنگ فرق اسلامی، ص۲۶۶ تا ۲۷۰).
وی اگرچه این مدخلِ حدودِ پنجصفحهای را اینگونه آغاز کرده است که «گروهی از شیعهٔ امامیه و از پیروان شیخ احمد احسایی از علمای بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هستند» و رسماً شیخیه را جزو «شیعه امامیه» معرفی کرده؛ اما در ادامه، بعضی نسبتهای ناصحیح داده است.
ازجمله، عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه و باب ملعون را در یک ردیف معرفی کرده و نوشته است: «ازجملهٔ شاگردان سید [= مرحوم سید کاظم رشتی]، حاج محمدکریمخان کرمانی و سید علیمحمد شیرازی معروف به باب است» (همان، ص۲۶۶).
اهل فن و متخصصان این رشته میدانند که باب ملعون چند صباحی در عتبات عراق بهسر برد و چند روزی در مَدرس مرحوم سید رشتی حضور یافت و به درس دیگر علماءِ آن روز هم رفت. ازاینرو عنوان «تلمیذ» (شاگرد)، بهمعنای متداول آن در اوساط علمیه، بر او صدق نمیکند. در کتاب نویافتههایی از زندگی عالم ربانی مرحوم سید کاظم رشتی، بهتفصیل دراینباره بررسیهایی ارائه کردهایم.
در جایی دیگر، «رکن رابع» را بهمعنای «ناطق اول» که «احکام را بلاواسطه از امام میگیرد و به دیگران میرساند» معرفی کرده (همان، ص۲۶۹) که تقریرِ باطلی از رکن رابع است.
وی نوشته است: «اصل رکن رابع را حاج محمدکریمخان کرمانی بنا نهاده است» (همان، ص۲۷۰) وحالآنکه چنین نیست. تعبیر «رکن رابع» در کلمات مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی اعلی الله مقامه نیز بهکار رفته و مبنای آن روایات معصومین علیهمالسلام است؛ همانطور که در جلد چهارم ارشاد العوام تبیین شده است.
همچنین نوشته است که شیخیه اعتقاد به دو اصل معاد و عدل را «لغو و غیرمحتاجالیه» میدانند که تعبیراتِ ناصحیحی است؛ هرچند در ادامه توضیح داده است: «چه اعتقاد به خدا و رسول ضرورتاً مستلزم اعتقاد به قرآن و مافیالکتاب است و ازجمله عدل و معاد است» (همان، ص۲۷۰).
تقریری ناقص از دیدگاه شیخیه درباره معاد ارائه کرده است (همان، ص۲۷۰) که نقد آن در این گزارش مختصر نمیگنجد.
او از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه با لقب نادرست «خندقآبادی» نام برده و نوشته است: «بعدها معروف به میرزا محمد همدانی شد» (همان، ص۲۶۸).
هر دو تعبیر (محمد همدانی و خندقآبادی) ناصحیح است و «خندقآبادی» تصحیفی از واژه «جندق» است. هرچند این بزرگوار هیچگاه در منابع رسمی و غیررسمی به «جندقآبادی» هم شهرتی نداشتهاند.
درباره این بزرگوار نوشته است که «نخست نماینده حاج محمدکریمخان در همدان بود، سپس دعوی استقلال کرد» (همان، ص۲۶۸).
ادعای استقلال و ریاست یکی از اصلیترین تهمتهایی بود که به ساحت آقای شریف طباطبائی زده شد و اینگونه وانمود کردند که آن بزرگوار حب ریاست داشته و ازاینرو مستقل گردیده و با محمدخان کرمانی بهمقابله برخاسته است. این تهمت رسوب کرد و در آثار نویسندگانی راه یافت که از مؤاخذه خداوندی تغافل میورزند و بیپروا داوری میکنند و دین و آخرت خود را ضایع میسازند، هرچند به این قیمت باشد که نامشان در تاریخ در زمرهٔ پژوهشگران ثبت شود.
با مراجعه به نگاشتههای آقای شریف طباطبائی، مییابیم آن بزرگوار در هیچ نوشتهای، تعبیری بهکار نبردهاند که رایحه حب ریاست داشته باشد. بلکه ازآنسو، مذمت دنیا و دنیاداران را کردهاند و فرمودهاند: «اما دنیاداری را [...] راه نبردهام و مشق آن را نکرده و والله مهلتی در خود نیافتم که مشق کنم» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «پاسخ به ایرادات محمدعلی رفسنجانی»، ص۲۳۵). تفصیل مطلب را در مقالهٔ «داوری تاریخ؛ رقابت؟! یا نبرد با بدعت؟» نگاشتهایم.
@AghayedNet
2 489
Repost from AghayedNet
🔺مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه دورهٔ قاجار
در جلد اول، بخشهایی از خاتمهٔ ناصریهٔ مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه نقل شده است.
در جلد دوم، مکتوباتی از مرحوم میرزا حسین نوری رضوان الله تعالی علیه منتشر گردیده است.
@AghayedNet
2 489
🔺مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه دورهٔ قاجار
در جلد اول، بخشهایی از خاتمهٔ ناصریهٔ مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه نقل شده است.
در جلد دوم، مکتوباتی از مرحوم میرزا حسین نوری رضوان الله تعالی علیه منتشر گردیده است.
@AghayedNet
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
