uk
Feedback
2 489
Підписники
+224 години
-17 днів
-630 день
Архів дописів
Repost from AghayedNet
photo_2024-03-12_12-29-36.webp2.59 KB

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش هفتم ۳. بزرگان دین اعلی الله مقامهم در جاهایی از این تمثیل استفاده کرده‌اند تا بفرمایند که ادراک هر حقیقتی مَدرک مناسب نیاز دارد و اگر کسی بخواهد حقیقتی را با مدرکی نامناسب (ناهمگون و غیر‌هم‌جنس) درک کند، به کُنه آن نخواهد رسید: «و لو سعی الانسان و امعن الفکر و الخیال مدی عمره ان‌یدرک حقیقة من الحقایق مات فی القال و القیل و مثله مثل العمیان و الفیل و لایفوز من درکه بکثیر و لا قلیل. فعلی من رام درک الحقایق ان‌یفتح عین تلک النفس القدسیة و ینظر بها فی عالم الحقایق و یراها بعین غیر حسیرة و یصل الیها بباع غیر قصیرة» (مکارم الابرار (عربی)، ج۶، «المجلد الاول من الفطرة السلیمة»، ص۵۷). همین مطلب را با عبارتی دیگر چنین می‌فرمایند: «ان القوم المتصرفین فی العلوم قبل ان‌یعرفوا مدارکها یکونون کالعمیان و الفیل لایدرون من ای الی ای و یتعرضون لحل المسائل و الابرام و النقض و الاعتراض فمن هاهنا یأتی الاختلافات فی المسائل» (مکارم الابرار (عربی)، ج۹، «رسالة فی جواب الشاهزادة طهماسب‌میرزا»، ص۲۵۷). تعبیر دیگر از همین بیان، لزوم «دلیل» و وسیلهٔ مناسب است: «و ان سلک فی السبیل من غیر دلیل کالعمیان فی بیان الفیل و کثر بینهم القال و القیل و البصیر یراهم علی الحال و اعتبر منهم المقال و لایعتنی بهم فی حال من الاحوال و تلک الامثال نضربها للناس و مایعقلها الّا العالمون. فان کنت من اهل الدیار فابتغ الوسیلة الی الدیّار و هی الدلیل البالغ الواضح الظاهر ظهور النار علی علم بل اوضح و انور و اظهر و اقوم فاَصغ لما اقول تنل المأمول ان سبقت لک من الله الحسنیٰ ان‌شاءالله» (دعائم الحکمة (عربی)، ج۳، «شرح حدیث المفضل قدس‌سره و بیان اقسام الحجب»، ص۵۰۰). شبیه این مطلب در کلمات فیض کاشانی هم هست و اشاره دارد به این‌که در تمثیل «عمیان و فیل»، کوریِ ظاهری مطرح است و در کوتاهی‌های دینی و علمی، بی‌بصیرتی و جهل به تأویل وجود دارد: «[...] کقصة العمیان و الفیل الّا ان تلک کانت لفقد البصر و قلة التحصیل و هذه لفقد البصیرة و الجهل بالتأویل» (الکلمات المکنونة، ص۲۵). ۴. تعبیر آوردن از حقایق باطنی و غیبی در عالَم ظاهر و کلمات، بسیار مشکل است. از‌این‌رو شخص حکیم به‌اجبار، در هر موضعی، از آن حقایق تعبیری می‌آورد. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش ششم این بزرگواران اعلی الله مقامهم از این مثال برای انتقال بعضی مفاهیم عمیق استفاده فرموده‌اند که به نمونه‌هایی اشاره می‌کنیم: ۱. کورِ مادرزادی که فیل را لمس کرده، از فیل چه می‌داند؟ آنچه تصور می‌کند و نام «فیل» بر آن می‌گذارد صرفاً بخشی‌از فیل است، نه همه آن. مثلاً پای فیل را لمس کرده و گمان می‌کند فیل هم‌چون ستون است و تا نام «فیل» را می‌شنود، بر بعضِ فیل (پای فیل) حمل می‌کند و بر تمامِ فیل حمل نمی‌کند. در اصطلاح منطق، این را دلالت تضمنی می‌گویند (در‌برابر دلالت تطابقی و التزامی) که یک تصور مبهم ایجاد می‌کند و البته تصوری کافی نیست؛ چراکه هر موجودی مرکب از اجزائی است که آثاری دارد. از‌این‌رو «فیل‍»‍ی که مصداقِ آن «ستون» باشد مسمای مبهمی است. مرحوم آقای شریف طباطبائی در کتاب شرح تهذیب المنطق از تمثیل عمیان و فیل استفاده فرموده‌اند تا همین نکتهٔ علمِ منطق را بیان نمایند.¹ ۲. ایشان اعلی الله مقامهم این تمثیل را برای کسانی به‌کار برده‌اند که در‌میان احادیث اهل‌البیت علیهم‌السلام اختلاف می‌بینند. می‌فرمایند: کلمات اهل‌البیت علیهم‌السلام مطابق عقول ایشان است. این عقول که اصل است و ماسوای آن فرع است، به‌ظاهر جمع است (عقل‌ها)، ولی در‌حقیقت یکی است. قرآن صفت آن یک عقل است و موجودات شعاع‌های آن‌اند. در‌نتیجه اختلافی در‌ سخنان ایشان علیهم‌السلام نیست. مَثَل «اصحاب قال‌و‌قیل» که اهل ظاهرند و در این فرمایشات اختلاف می‌بینند مثَل «عمیان و فیل» است: «سـر: کلماتهم علیهم‌السلام طبق عقولهم التی هی الاصل و کل ما سواها هو الفرع و هی بصورة الجمع و‌لکنها مفرد و القرآن صفته و الموجودات اشعته اذ کان سراجاً وهاجاً فاین الاختلاف و انما مثل اصحاب القال و القیل مثل العمیان و الفیل فافهم تفهم ان کنت من القلیل و الّا فرده الی اهله تهتدی (فهذا خ) السبیل» (جواهر الحکم، ج۱، «اللوامع الحسینیة»، ص۲۵). بزرگان می‌فرمایند: کلمات اهل‌البیت معانی مختلف دارد. ایشان اعلی الله مقامهم از همین تمثیل برای کسانی استفاده می‌کنند که به همهٔ معانیِ کلماتِ اهل‌البیت علیهم‌السلام اِشراف ندارند و چه‌بسا معانیِ متعدد هم برای آن کلمات قائل نباشند. چنین افرادی در برخورد با فرمایشات معصومین و برداشت از آن دچار مشکل می‌شوند. سید مرحوم اعلی الله مقامه می‌فرمایند: «فلایجوز لاحد ان‌یحصر المعنی فیمن (فیما، نسخة) عرفه [...] و مثله کمثل العمیان و الفیل و لایحیط [...] بجمیع المعانی فی جمیع المراتب (المراتب الّا، نسخة) المحیط الذی لایجوز علیه المحاطیة» (جواهر الحکم، ج۱۴، «رسالة فی حل معمی لبعض فقه المخالفین»، ص۳۷۹). در‌این‌باره خود این بزرگوار عبارتی به زبان فارسی دارند: «[...] ایشان [= ائمه علیهم‌السلام] نور واحد و طینت واحده‌اند، پس در‌میان احادیث اختلافی نباشد. و آن‌که اختلاف می‌بیند مثالش عمیان فیل است» (جواهر الحکم، ج۳، «رساله در جواب سائلی از چهار سؤال»، ص۴۶۹). مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در مقام نقد کسانی که هر روایت را در موضع خود قرار نداده‌اند و میان احادیث «جمع» نکرده‌اند و جزئی‌نگرند و بقیه مباحث را طبق همانی که فهمیده‌اند قیاس می‌کنند، همین تمثیل را به‌کار می‌برند و می‌فرمایند: «بالجملة لو احطت خبراً بما ذکرنا لوضعت کل حدیث موضعه و حمدت الله و عرفت ان القوم لم‌یحلّوا المسألة تحلیلاً تاماً حتی یظهر خوافیها و یتبیّن ما فیها و تکلّموا فیها من غیر ان‌یحلّوها حلّاً تاماً. فهم فی القال و القیل کمثل العمیان و الفیل کل نظر الی جزء منه و قاس علیه ما بقی منه» (مکارم الابرار (عربی)، ج۱۸، «شرح النتایج المجلد الثانی»، ص۵۶). ⏳ادامه دارد... ————————————————— ¹ «و ربما تتوجه الی المعنی التضمنی وحده لتوجهها الی ابعاض الشیء و عدم توجهها الی نفس الشیء و الی لازمه لعدم علمها بهما کمن عرف عظام الفیل مثلاً و لم‌یره و لم‌یعلم لوازمه فاذا سمع لفظ الفیل یدله علی ابعاضه و لایدله علی المسمی مطلقاً.» (دعائم الحکمة (عربی)، ج۴، «شرح تهذیب المنطق للتفتازانی»، ص۵۳۰) @AghayedNet

Repost from AghayedNet
photo_2024-03-12_12-29-39.webp2.39 KB

🔺یادداشتی کوتاه بر نسخه‌ای از تفسیر مرآة الأنوار و مشکاة الأسرار @AghayedNet

🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان ر
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. @AghayedNet

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش پنجم ۵. خطوط بین کارنامه‌های مذاهب مسیحی و هندو به‌هم‌ریخته است. شناخت گاندی از مسیح و ساختار دین او باعث پرورش ظرفیت غیر‌خشونت‌آمیز و خلاقیتِ بینِ مذهبی گردید. ما از این فرایندهای انتقال و دگرگونی چه می‌سازیم؟ صلیب در‌حال‌حاضر جزئی از کارنامه مذهبی برخی‌از هندوها شده است. در‌ضمن اتخاذ یک رویکرد مسیحی، مرگ مسیح بر‌روی صلیب نمی‌تواند جدای از عشق او به موعظه و تعلیم دشمن باشد. با مطالعه این دگرگونی‌ها و این دور زدن‌ها و گرداگردی‌ها، ممکن است تعجب کنیم که چگونه به این اتفاق‌نظر رسیده‌ایم که گنجینه‌های دینی خود را آن هنگامی می‌توانیم بفهمیم که آن‌ها را بدهیم و دوباره دریافت کنیم، در‌حالی که این گنجینه‌ها در این تبادلات غنی و دگرگون شده‌اند (Circling the elephant, p 253). ۶. الهیات تطبیقی یعنی آنچه من می‌گویم درباره تو و سنت تو از واقعیت بی‌نهایت و دانش خودم و تقدیر و تشکرم از آنچه تو می‌دانی. این وابستگی بینابین شناخت خدا و شناخت همسایه معنیِ عمیقِ جمع‌گراییِ ارتباطی یا ائتلاف است. ما باید با هم گرداگرد فیل بچرخیم، اگر قرار است یکدیگر را بفهمیم؛ چه رسد به این‌که فیل را درک کنیم. اگر بخواهم بدانم که چرا تو فیل را به‌طریقه خود نامگذاری کرده‌ای و مثلاً فیل را ستون یا طناب آویزان از آسمان نامیده‌ای، باید تلاش کنم تا مانند تو بدانم و این مستلزم آن است که من هم از آن جهتی که تو به فیل نزدیک شده‌ای نزدیکش شوم. در‌حقیقت، من باید چند نفر شوم، بدون رها شدن از وفاداری به آنچه از سنتِ خود می‌دانم. در حرکت به‌سوی آنچه تو می‌دانی، من باید خطر دگرگون شدن را به‌جان بخرم. باید تلاش کنم تا ببینم چگونه ممکن است حق با هر دوی ما باشد، چگونه تفسیرِ من و تو در‌کنار هم بیش‌از تفسیرِ منِ تنها به من آموزش می‌دهد (Circling the elephant, p 254). به‌نظر می‌رسد پیام کتاب گرداگرد فیل به رسمیت شناختن ادیان مختلف و سنن متفاوت است؛ چراکه هرکدام بخشی‌از حقیقت را بازگو می‌کنند. نویسنده بر الهیات تطبیقی و الهیات سازنده تأکید می‌کند و این سخنش را می‌توان به‌عنوان شعار کتاب در‌نظر گرفت: «ما باید با هم گرداگرد فیل بچرخیم، اگر قرار است یکدیگر را بفهمیم؛ چه رسد به این‌که فیل را درک کنیم.»¹ وی بعضی تناقضات را کاملاً ظاهری و بی‌ریشه می‌داند و مثال می‌زند و می‌گوید: بعضی اختلافات مانند این گفت‌وگو است که کسی می‌گوید: صندلی سبز است و طرف مقابل می‌گوید: ای بی‌خرد، صندلی از چوب است (Circling the elephant, p 4). از نگاه دینی و مکتبی، می‌توانیم بگوییم این تمثیل برای نگاه ظاهری به حقایق غیبی مناسب است؛ اما آیا لزوماً تک‌تک این نگاه‌ها باید محفوظ بماند و همهٔ این نگاه‌ها را در‌کنار هم داشت تا به حقیقت برسیم؟! نویسندهٔ کتابِ گرداگرد فیل بر این باور است. اما بزرگان دین اعلی الله مقامهم می‌فرمایند که این نگاه‌های تک‌بعدی (نگاه عمیان به فیل) لزوماً نگاه صحیحی نیست و چه‌بسا از بُن خطا باشد.ادامه دارد... ————————————————— ¹ “We must circle the elephant together if we are to understand each other, let alone the elephant.” (Circling the elephant, p 254) @AghayedNet

photo_2024-03-12_12-29-36.webp2.59 KB

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش چهارم نگاه دیگر به قضیه «عمیان و فیل» در کتاب گرداگرد فیل؛ الهیات تطبیقی تنوع دینی (CIRCLING THE ELEPHANT; A Comparative Theology of Religious Diversity) نوشتهٔ جان تاتامانیل (John J. Thatamanil) مطرح شده است. وی کتاب را با نقل یک داستان قدیمی آغاز کرده (Introduction: Revisiting an Old Tale) که متضمن جریان عمیان و فیل است و بقیه بخش‌های کتاب مرتبط با این جریان است. با عنوان‌هایی هم‌چون «اختلاف مذهبی و الهیات مسیحی: تفکر در‌مورد چیزی، با چیزی و درون چیزی» (فصل ۱)، «حدود و عهود شمول‌گرایی و انحصارگرایی» (فصل ۲)، «هیچ‌کس به‌تنهایی صعود نمی‌کند (No One Ascends Alone)» (فصل ۳)، «الهیات تطبیقی بعداز دین است؟» (فصل ۴)، «معنی مذهبی و جهت‌گیری کیفی و جامع» (فصل ۵)، «تواضع در پذیرش از مذاهب دیگر» (فصل ۶)، «خدا از‌جهت منشأ، واحد است یا وابسته و اشاره به قاعده تثلیث در مسیحیت» (فصل ۷). وی در این کتاب پیام‌هایی دارد که به مهم‌ترین آن‌ها، به‌زعمِ منِ نگارنده، اشاره می‌شود: ۱. چند سؤال: این جهان‌های مذهبی از کجا آمده‌اند؟ آیا خودجوش هستند؟ جواب «خیر» است. به‌نقل از عالمی بودایی به نام نات هان، (Thich Nhat Hanh (1926 – 2022)) «ما از هم جدا نیستیم. ما به‌گونه‌ای ناگسستنی به هم وابسته‌ایم. گل سرخ زباله است، فاحشه غیر فاحشه است، مرد ثروتمند زن بسیار‌فقیر است، بودایی غیر بودایی است، غیر بودایی نمی‌تواند جز بودایی باشد؛ چون ما با هم هستیم». سنت‌های ما از قوانینِ متافیزیکیِ حاکم بر واقعیت مستثنا نیستند. هیچ‌چیز آن‌طوری که هست جدا از رابطه نیست. پس اگر چنین است، ادیان جوامعِ دیوارکشیده‌شده و منحصر نمی‌باشند. چیزی که وجود دارد دیوار را دوست نمی‌دارد (Circling the elephant, p 250). ۲. چه در سیاست تجاری و چه مبادلات بین مذهبی، آنچه سود من است نباید به‌ضرر تو تمام شود. ما مرزهای نزدیک به‌هم یا دیوار نداریم. سنت‌های ما فقط از‌طریق رابطه به‌وجود آمده‌اند و فقط از‌طریقِ رابطهٔ مداوم زنده می‌مانند. جایی که نفوذپذیری وجود دارد زندگی وجود دارد و مرگ جایی است که نفوذپذیری نیست (Circling the elephant, p 251). ۳. کتاب گرداگرد فیل انزواگرایی مذهبی را رد می‌کند و خواستار بی‌دفاعی کامل است. من اگر بخواهم واقعاً بی‌کرانی باز و پذیرا باشم، باید در‌برابر راز همسایه‌ام بی‌دفاع باشم. اگر من کاملاً در حرکت به‌سوی زندگی الهی باشم، باید در حرکت به‌سوی همسایه‌ام، پذیرایی و عشق داشته باشم. مهاجرت به‌سوی خدا جز مهاجرت به‌سوی تقدس همسایه‌ام نیست (Circling the elephant, p 251). ۴. من باید از آنچه نمی‌دانم و تو دقیقاً می‌دانی لذت ببرم؛ زیرا گفتار و کردار تو مشابه من نیست. یک آهنگِ کوچکِ درحاشیه‌رفتهٔ سنتِ من، برخی اوقات، قطعه طولانی موسیقی تو است. در داخل و خارج، من و تو در ارتباط هستیم و نه در یک گروه‌بندیِ مطلق. از بُعد هستی‌شناسی، مذهب‌ها منزوی نیستند. متمایز هستند، ولی از هم جدا نیستند. نمی‌توان استدلال کرد که هر دین یک جهان‌بینی یا رویهٔ تفسیریِ واحدی دارد. جهان‌بینیِ واحدِ مسیحی یا جهان‌بینیِ واحدِ بودایی وجود ندارد (Circling the elephant, p 251). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش سوم تفاسیر متعددی برای مثال «عمیان و فیل» نوشته‌اند. در مقابسات ابوحیان توحیدی آمده است: «سمعت اباسلیمان یقول: قال افلاطن: ان الحق لم‌یصبه الناس فی کل وجوهه و لااخطأوه فی کل وجوهه بل اصاب منه کل انسان جهة. قال: و مثال ذلک عمیان انطلقوا الى فیل و اخذ کل واحد منهم جارحة منه فجسها بیده و مثلها فی نفسه. فاخبر الذی مس الرجل ان خلقة الفیل طویلة مدورة شبیهة باصل الشجرة و [جذع] النخلة و اخبر الذی مس الظهر ان خلقته شبیهة بالهضبة [العالیة] و الرابیة المرتفعة و اخبر الذی مس اذنه انه منبسط دقیق یطویه و ینشره. فکل واحد منهم قد ادی بعض ما ادرک و کل ما¹ یکذب صاحبه و یدعى علیه الخطأ و الغلط و الجهل فیما یصفه من خلق الفیل. فانظر الى الصدق کیف جمعهم و انظر الى الکذب و الخطأ کیف دخل علیهم حتى فرقهم» (المقابسات، ص۲۵۹). سخن در اینجا پیرامون این است که مردم به همهٔ وجوهِ حقیقت نمی‌رسند و هرکدام وجهی از آن را درک می‌کنند. مولوی نیز در مثنوی، پس‌از نقل ماجرا می‌گوید: چشمِ حس هم‌چون کف دست است و بس / نیست کف را بر همه‌یْ او دست‌رس چشمِ دریا دیگر است و کف دگر / کف بهل و‌ز دیدهٔ دریا نگر جنبش کف‌ها ز دریا روز و شب / کف همی‌ بینی و دریا نی عجب ما چو کشتی‌ها به هم برمی‌زنیم / تیره‌چشمیم و در آبِ روشنیم ای تو در کشتی تن رفته به خواب / آب را دیدی نگر در آب آب (مثنوی معنوی، ج۲، دفتر سوم، ص۵۴۶، بیت ۱۲۶۹ تا ۱۲۷۳) او از «چشم حس» و چشم ظاهر در‌مقابل «چشم دریا» و چشم دل سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که آنچه با نگاه غیبی می‌توان دید کاملاً متفاوت است با آنچه دید ظاهری می‌بیند. هرچند به‌طور ظریف به اندیشهٔ متصوّفانهٔ خود نیز اشاره کرده و «دریا» و «کف» را برابر هم به‌کار برده است. توضیح این‌که منظور از «کف» در نگاه ظاهر کفِ دست است که اشاره به حواس پنج‌گانه و ظاهری دارد. ولی در لایه‌ای دیگر، به کف و موج دریا اشاره دارد که در‌واقع همان دریا است. کسی که نگاه ظاهربین دارد کف و موج می‌بیند؛ اما کسی که نگاه عمیق دارد جز دریا نمی‌بیند. ⏳ادامه دارد... ————————————————— ¹ در اصل، همین‌گونه است. @AghayedNet

Repost from AghayedNet
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش
🔺رسائلی از عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه که در ماه مبارک رمضان (در سال‌های مختلف) نگارش آن به پایان رسیده است. 🔸برای مطالعه این رساله‌ها، عنوان هر یک را لمس یا کلیک کنید: جواب سؤالات مرحوم میرزا حسن موسوی جواب سؤالات مرحوم عباسقلی میرزا رساله النعل الحاضرة شرح حدیث کمیل شرح الدعاء الرجبیة @AghayedNet

Repost from AghayedNet
✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش دوم در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز این تمثیل آمده و بیشتر با تعبیر «عمیان و فیل» از آن یاد شده است. عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه جریانِ تمثیل را چنین گزارش کرده‌اند: «چنان‌که معروف است که کورانی چند به فیلی رسیدند و اسم فیلی شنیدند. پس رفتند نزد فیل و دست‌های خود را به فیل می‏مالیدند. پس دست یکی از آن‌ها به خرطوم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند همیانی است که یک طرف آن وسیع و یک طرف آن تنگ است. و یکی دستش به دست و پای آن مالیده شد، گفت فیل مانند تنه درخت است. و یکی دستش به شکم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند صندوق است» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «جواب سؤالات میرزا محمد اصفهانی»، ص۴۴۰). در جایی دیگر می‌فرمایند: «[...] بعینه عمیان و فیل؛ یکی دست به پاش زده گفته مثل ستون است. یکی دست به خرطومش زده [...]» (دروس، درس یک‌شنبه، ۲۱ ذی‌القعده ۱۳۰۸). عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه به‌اجمال به این تمثیل اشاره می‌فرمایند: «[...] و ناقص چون نظر در آن کند، اختلاف به‌نظرش آید، هم‌چو کوران که اختلاف در فیل کردند» (جواهر الحکم، ج۱۴، «رساله در جواب سائلی»، ص۲۱۸). می‌دانیم ابزار تمثیل از مهم‌ترین وسیله‌ها برای تعلیم است که برای آموزش و پرورش و تربیت به‌کار می‌رود. در عهد انبیاء الهی علیهم‌السلام، برای انتقال مفاهیم اخلاقی، از این روش استفاده می‌شده است. در متون باقی‌مانده از روزگار باستان و ادیان گذشته، تمثیل‌ها فراوان است و بعداز آن در آثار به‌جای‌مانده از عهد عتیق و عهد جدید و بیانات حضرت عیسی علیه‌السلام نیز، تمثیلات متعددی ملاحظه می‌شود. علاوه‌بر مباحث تربیتی، در بُعد اعتقادات و ملموس کردن حقایق غیبیه، از تمثیل استفاده می‌شود. بزرگان اعلی الله مقامهم بیان فرموده‌اند که بخشی‌از توصیفات معراج رسول‌خدا صلی الله علیه و آله تعبیراتی از حقایقی غیبی است (دروس الفطرة السلیمة مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه، «درس بیست و یک»، ص۱۴۲) و چون عالَمِ اَعراض و کلمات عالمِ محدودی است، چاره‌ای نبوده جز این‌که با این‌گونه تمثیلات آن حقایق را بیان بفرمایند. شاعر می‌گوید: چون که با کودک سر‌و‌کارم فتاد / هم زبان کودکان باید گشاد (مثنوی معنوی، ج2، دفتر چهارم، ص854، بیت 2577) تمثیل «پیل و کوران» (و به‌تعبیر بزرگان دین «عمیان و فیل») از این قاعده مستثنا نیست. با مطالعه این تمثیل، تنها نباید بر الفاظ آن متمرکز شد و گمان کرد صرفاً «داستان» یا «افسانه» است و پیامی ندارد. اگر بخواهیم نمونه این تمثیل‌ها را در قرآن نشان دهیم، می‌توانیم بگوییم مانند ضرب‌المثل‌های قرآنی است. ضرب‌المثل‌های قرآنی هم، بلاتشبیه، پیام‌های متعددی دارد و تنها نقل حکایت نیست. عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بیان فرموده‌اند که دو گونه تعبیر در قرآن است. در مواضعی، تعبیرِ و اذکُر آمده و در جاهایی، و اضرب لهم مثلاً. ایشان میان محتوای این دو تعبیر تفکیک می‌کنند و می‌فرمایند: «پس از‌این‌جهت فرمود: و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جاءها المرسلون اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا انّا الیکم مرسلون. و اگر به‌محض اِخبار از حال سابقین می‌خواست خبری بدهد، می‌فرمود: و اذکر اذ ارسلنا الیهم اثنین؛ چنان‌که در جاهایی که خواسته از احوال سابقین خبری داده باشد و بس، فرموده: و اذکر عبدنا ایوب اذ نادیٰ ربه. و اذکر عبادنا ابراهیم و اسحاق و یعقوب اولی الایدی و الابصار. و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الاخیار. و سبک این‌جور آیات در اِخبارِ صرف است. و اما و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة در تعلیم و حکمت آموختن به امت است، نه محض اخبار و بس. مثل آن‌که می‌فرماید: و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لاحدهما جنتین من اعناب تا آخر آیات. و ضرب امثال را از برای تعلیم امور کلیه می‌آورد؛ چنان‌که فرموده: و تلک الامثال نضربها للناس و مایعقلها الّا العالمون؛ یعنی این مثل‌ها را می‌زنیم از‌برای مردم و تعقل نمی‌کند آن‌ها را مگر علماء» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «توضیح»، ص۱۳۶). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش دوم در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز این تمثیل آمده و بیشتر با تعبیر «عمیان و فیل» از آن یاد شده است. عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه جریانِ تمثیل را چنین گزارش کرده‌اند: «چنان‌که معروف است که کورانی چند به فیلی رسیدند و اسم فیلی شنیدند. پس رفتند نزد فیل و دست‌های خود را به فیل می‏مالیدند. پس دست یکی از آن‌ها به خرطوم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند همیانی است که یک طرف آن وسیع و یک طرف آن تنگ است. و یکی دستش به دست و پای آن مالیده شد، گفت فیل مانند تنه درخت است. و یکی دستش به شکم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند صندوق است» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «جواب سؤالات میرزا محمد اصفهانی»، ص۴۴۰). در جایی دیگر می‌فرمایند: «[...] بعینه عمیان و فیل؛ یکی دست به پاش زده گفته مثل ستون است. یکی دست به خرطومش زده [...]» (دروس، درس یک‌شنبه، ۲۱ ذی‌القعده ۱۳۰۸). عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه به‌اجمال به این تمثیل اشاره می‌فرمایند: «[...] و ناقص چون نظر در آن کند، اختلاف به‌نظرش آید، هم‌چو کوران که اختلاف در فیل کردند» (جواهر الحکم، ج۱۴، «رساله در جواب سائلی»، ص۲۱۸). می‌دانیم ابزار تمثیل از مهم‌ترین وسیله‌ها برای تعلیم است که برای آموزش و پرورش و تربیت به‌کار می‌رود. در عهد انبیاء الهی علیهم‌السلام، برای انتقال مفاهیم اخلاقی، از این روش استفاده می‌شده است. در متون باقی‌مانده از روزگار باستان و ادیان گذشته، تمثیل‌ها فراوان است و بعداز آن در آثار به‌جای‌مانده از عهد عتیق و عهد جدید و بیانات حضرت عیسی علیه‌السلام نیز، تمثیلات متعددی ملاحظه می‌شود. علاوه‌بر مباحث تربیتی، در بُعد اعتقادات و ملموس کردن حقایق غیبیه، از تمثیل استفاده می‌شود. بزرگان اعلی الله مقامهم بیان فرموده‌اند که بخشی‌از توصیفات معراج رسول‌خدا صلی الله علیه و آله تعبیراتی از حقایقی غیبی است (دروس الفطرة السلیمة مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه، «درس بیست و یک»، ص۱۴۲) و چون عالَمِ اَعراض و کلمات عالمِ محدودی است، چاره‌ای نبوده جز این‌که با این‌گونه تمثیلات آن حقایق را بیان بفرمایند. شاعر می‌گوید: چون که با کودک سر‌و‌کارم فتاد / هم زبان کودکان باید گشاد (مثنوی معنوی، ج2، دفتر چهارم، ص854، بیت 2577) تمثیل «پیل و کوران» (و به‌تعبیر بزرگان دین «عمیان و فیل») از این قاعده مستثنا نیست. با مطالعه این تمثیل، تنها نباید بر الفاظ آن متمرکز شد و گمان کرد صرفاً «داستان» یا «افسانه» است و پیامی ندارد. اگر بخواهیم نمونه این تمثیل‌ها را در قرآن نشان دهیم، می‌توانیم بگوییم مانند ضرب‌المثل‌های قرآنی است. ضرب‌المثل‌های قرآنی هم، بلاتشبیه، پیام‌های متعددی دارد و تنها نقل حکایت نیست. عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بیان فرموده‌اند که دو گونه تعبیر در قرآن است. در مواضعی، تعبیرِ و اذکُر آمده و در جاهایی، و اضرب لهم مثلاً. ایشان میان محتوای این دو تعبیر تفکیک می‌کنند و می‌فرمایند: «پس از‌این‌جهت فرمود: و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جاءها المرسلون اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا انّا الیکم مرسلون. و اگر به‌محض اِخبار از حال سابقین می‌خواست خبری بدهد، می‌فرمود: و اذکر اذ ارسلنا الیهم اثنین؛ چنان‌که در جاهایی که خواسته از احوال سابقین خبری داده باشد و بس، فرموده: و اذکر عبدنا ایوب اذ نادیٰ ربه. و اذکر عبادنا ابراهیم و اسحاق و یعقوب اولی الایدی و الابصار. و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الاخیار. و سبک این‌جور آیات در اِخبارِ صرف است. و اما و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة در تعلیم و حکمت آموختن به امت است، نه محض اخبار و بس. مثل آن‌که می‌فرماید: و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لاحدهما جنتین من اعناب تا آخر آیات. و ضرب امثال را از برای تعلیم امور کلیه می‌آورد؛ چنان‌که فرموده: و تلک الامثال نضربها للناس و مایعقلها الّا العالمون؛ یعنی این مثل‌ها را می‌زنیم از‌برای مردم و تعقل نمی‌کند آن‌ها را مگر علماء» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «توضیح»، ص۱۳۶). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش دوم در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز این تمثیل آمده و بیشتر با تعبیر «عمیان و فیل» از آن یاد شده است. عالم ربانی مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه جریانِ تمثیل را چنین گزارش کرده‌اند: «چنان‌که معروف است که کورانی چند به فیلی رسیدند و اسم فیلی شنیدند. پس رفتند نزد فیل و دست‌های خود را به فیل می‏مالیدند. پس دست یکی از آن‌ها به خرطوم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند همیانی است که یک طرف آن وسیع و یک طرف آن تنگ است. و یکی دستش به دست و پای آن مالیده شد، گفت فیل مانند تنه درخت است. و یکی دستش به شکم فیل مالیده شد، گفت فیل مانند صندوق است» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «جواب سؤالات میرزا محمد اصفهانی»، ص۴۴۰). در جایی دیگر می‌فرمایند: «[...] بعینه عمیان و فیل؛ یکی دست به پاش زده گفته مثل ستون است. یکی دست به خرطومش زده [...]» (دروس، درس یک‌شنبه، ۲۱ ذی‌القعده ۱۳۰۸). عالم ربانی مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه به‌اجمال به این تمثیل اشاره می‌فرمایند: «[...] و ناقص چون نظر در آن کند، اختلاف به‌نظرش آید، هم‌چو کوران که اختلاف در فیل کردند» (جواهر الحکم، ج۱۴، «رساله در جواب سائلی»، ص۲۱۸). می‌دانیم ابزار تمثیل از مهم‌ترین وسیله‌ها برای تعلیم است که برای آموزش و پرورش و تربیت به‌کار می‌رود. در عهد انبیاء الهی علیهم‌السلام، برای انتقال مفاهیم اخلاقی، از این روش استفاده می‌شده است. در متون باقی‌مانده از روزگار باستان و ادیان گذشته، تمثیل‌ها فراوان است و بعداز آن در آثار به‌جای‌مانده از عهد عتیق و عهد جدید و بیانات حضرت عیسی علیه‌السلام نیز، تمثیلات متعددی ملاحظه می‌شود. علاوه‌بر مباحث تربیتی، در بُعد اعتقادات و ملموس کردن حقایق غیبیه، از تمثیل استفاده می‌شود. بزرگان اعلی الله مقامهم بیان فرموده‌اند که بخشی‌از توصیفات معراج رسول‌خدا صلی الله علیه و آله تعبیراتی از حقایقی غیبی است (دروس الفطرة السلیمة مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه، «درس بیست و یک»، ص۱۴۲) و چون عالَمِ اَعراض و کلمات عالمِ محدودی است، چاره‌ای نبوده جز این‌که با این‌گونه تمثیلات آن حقایق را بیان بفرمایند. شاعر می‌گوید: چون که با کودک سر‌و‌کارم فتاد / هم زبان کودکان باید گشاد (مثنوی معنوی، ج2، دفتر چهارم، ص854، بیت 2577) تمثیل «پیل و کوران» (و به‌تعبیر بزرگان دین «عمیان و فیل») از این قاعده مستثنا نیست. با مطالعه این تمثیل، تنها نباید بر الفاظ آن متمرکز شد و گمان کرد صرفاً «داستان» یا «افسانه» است و پیامی ندارد. اگر بخواهیم نمونه این تمثیل‌ها را در قرآن نشان دهیم، می‌توانیم بگوییم مانند ضرب‌المثل‌های قرآنی است. ضرب‌المثل‌های قرآنی هم، بلاتشبیه، پیام‌های متعددی دارد و تنها نقل حکایت نیست. عالم ربانی مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بیان فرموده‌اند که دو گونه تعبیر در قرآن است. در مواضعی، تعبیرِ و اذکُر آمده و در جاهایی، و اضرب لهم مثلاً. ایشان میان محتوای این دو تعبیر تفکیک می‌کنند و می‌فرمایند: «پس از‌این‌جهت فرمود: و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جاءها المرسلون اذ ارسلنا الیهم اثنین فکذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا انّا الیکم مرسلون. و اگر به‌محض اِخبار از حال سابقین می‌خواست خبری بدهد، می‌فرمود: و اذکر اذ ارسلنا الیهم اثنین؛ چنان‌که در جاهایی که خواسته از احوال سابقین خبری داده باشد و بس، فرموده: و اذکر عبدنا ایوب اذ نادیٰ ربه. و اذکر عبادنا ابراهیم و اسحاق و یعقوب اولی الایدی و الابصار. و اذکر اسماعیل و الیسع و ذا الکفل و کل من الاخیار. و سبک این‌جور آیات در اِخبارِ صرف است. و اما و اضرب لهم مثلاً اصحاب القریة در تعلیم و حکمت آموختن به امت است، نه محض اخبار و بس. مثل آن‌که می‌فرماید: و اضرب لهم مثلاً رجلین جعلنا لاحدهما جنتین من اعناب تا آخر آیات. و ضرب امثال را از برای تعلیم امور کلیه می‌آورد؛ چنان‌که فرموده: و تلک الامثال نضربها للناس و مایعقلها الّا العالمون؛ یعنی این مثل‌ها را می‌زنیم از‌برای مردم و تعقل نمی‌کند آن‌ها را مگر علماء» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۸، «توضیح»، ص۱۳۶). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

photo_2024-03-12_12-29-39.webp2.39 KB

✔️🔻عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی 🔸بخش اول یکی از تمثیل‌های معروف و مشهور نزد اهل خرد و ادب تمثیل «عمیان و فیل» است. این مثال به شکل‌های مختلف در متون ادبی دیده می‌شود. در المقابساتِ ابوحیان توحیدی (المقابسات، ص۲۵۹) و احیاء علوم الدین و کیمیای سعادتِ ابوحامد محمد غزالی (احیاء علوم الدین، ج۱۱، ص۱۵۲ ــ کیمیای سعادت، ص۵۰) و حدیقة الحقیقهٔ سنایی (حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة، ص۳۲) تمثیل «عمیان و فیل»‌ آمده است. مولوی در مثنوی از «پیل اندر خانه‌ای تاریک» یاد کرده که افرادی بینا وارد خانه‌ای تاریک شدند تا فیل را شناسایی نمایند (مثنوی معنوی، ج۲، دفتر سوم، ص۵۴۵، بیت ۱۲۵۹). در منازل القلوبِ عبدالله سیمابی هم این تمثیل آمده و تنها اشتراک آن با منابع پیشین فیل و گروه کوران است و مشبّه‌به‌ها با منابع گذشته متفاوت است (منازل القلوب، چاپ‌شده در روزبهان‌نامه، ص۴۱۴). در عجایب‌نامه، به‌جای انسان‌های نابینا، پشه‌ها به دیدن فیل می‌روند (احادیث و قصص مثنوی، ص۲۶۵). این تمثیل با ریخت‌های مختلفی نقل شده و در هر نقلی، کوران به عضوی دست زده‌اند و آن را به چیزی تشبیه کرده‌اند. در مقالهٔ «پژوهشی در اصل و منشأ تمثیلی از حدیقه سنایی و مثنوی مولوی»، تک‌تک این اعضاء بررسی شده و مشبه و مشبه‌به‌ها در جدولی ارائه گردیده است («پژوهشی در اصل و منشأ تمثیلی از حدیقهٔ سنایی و مثنوی مولوی»، فصلنامهٔ علمی_پژوهشی پژوهش‌های ادبیات تطبیقی، دوره ۷، ش۳، ص۱۴۱). اما بنابر تحقیق دکتر مهری باقری، این تمثیل اصلی بودایی دارد. ایشان بر این باور است که قدیمی‌ترین متنی که این تمثیل در آن به‌کار رفته یک متن بودایی است: «در کتاب اودانا (udana) که از معتبرترین کتبِ تعلیماتیِ مهم‌ترین مکتبِ بودایی یعنی «تِرَوَدا» (Theravada) می‌باشد، از قول بودا حکایتی نقل شده است [...]» (سایه‌روشن، «اصل بودایی یکی از تمثیل‌های مثنوی»، ص۱۳۳). در این حکایت، پادشاهی به یکی از ملازمان خود دستور داد که برود و همه مردانی را که در شهر Sāvatthi کور مادرزاد بودند در جایی جمع کند و پس‌از آن دستور داد که فیل را لمس کنند. هرکدام به عضوی دست کشیدند (سر، گوش‌ها، عاج‌ها، خرطوم، شکم، پشت، نرینه و دم). سپس پادشاه دستور داد که «بگویید پیل شبیه چیست و به چه می‌ماند». هرکدام از آن‌ها به‌طوری فیل را توصیف کرد. وقتی توصیفات یکدیگر را با هم متناقض دیدند، با یکدیگر به گفت‌وگو و جدال برخاستند «و شاه را از جدال آنان خنده می‌گرفت» (همان، ص۱۳۴ تا ۱۳۶). در کلمات بزرگان دین اعلی الله مقامهم نیز این تمثیل آمده و بیشتر با تعبیر «عمیان و فیل» از آن یاد شده است. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

🔸سلسله یادداشت‌هایی با عنوان: ✔️عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی @AghayedNet
🔸سلسله یادداشت‌هایی با عنوان: ✔️عمیان و فیل و کاربست‌های این تمثیل در آثار مکتبی @AghayedNet

Repost from AghayedNet
🔺فایل کتاب شرح دعاء السحر، از تصانیف عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی اع 🔸فایل، توسط محقق کتاب در اختیار کانال @AghayedNet قرار گرفته است. شکر الله سعیه.