Light Workers🔆
Відкрити в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers
Показати більше413
Підписники
+224 години
+57 днів
+1130 днів
Архів дописів
همه ما مسافرانی هستیم،
در این زمان و در این مکان
که در حال عبور کردنیم....
هدف ما این است که:
مشاهده کنیم،
یاد بگیریم،
رشد کنیم و عشق بورزیم
و در انتها به خانه باز میگردیم....
@lightworkers
شما همیشه مشغول پلک زدن هستید آیا میدانید این کار بسیار ساده یعنی پلک زدن میتواند یک مدیتیشن باشد؟
بله پلک زدن میتواند مدیتیشن باشد اگر آگاهانه این کار را انجام دهید.
شما میبایست پلک زدن خود را با چشم درون ببینید.
هنگام این مدیتیشن به هیچ چیز جز پلک زدن خود توجه نکنید.
به روح خود فرصت دهید تا به عنوان یک مشاهده گر شاهد پلک زدن چشم فیزیکی شما باشد.
هنگام این مدیتیشن فقط باز و بسته شدن چشمها و دور و نزدیک شدن پلکها از هم را مشاهده کنید.
هوشیاری از هر حرکت بدن به شما فرصت زندگی در لحظه را میدهد.
زمان مدیتیشن ده دقیقه به مدت ده روز است که میتوانید قبل از خواب آن را انجام دهید....
#مدیتیشن
@lightworkers
می شود پردهٔ چشمم پر کاهی گاهی
دیده ام هر دو جهان را به نگاهی گاهی
وادی عشق بسی دور و درازست ولی
طی شود جادهٔ صد ساله به آهی گاهی
در طلب کوش و مده دامن امید زدست
دولتی هست که یابی سر راهی گاهی
#اقبال_لاهوری
@lightworkers
بعضی از آدمیان میدانند که در این عالم سفلی مسافراند و به طلب کمال آمدهاند، اما به طلب کمال مشغول نیستند،
و دوستی آرایش ظاهر که بت صغیر است،
و دوستی مال که بت کبیر است،
و دوستی جاه که بت اکبر است،
ایشان را فریفته است....
و به خود مشغول گردانیده است...
#عزیزالدین_نسفی
@lightworkers
بنجامین فرانکلین در هفتسالگی اشتباهی مرتکب شد که در هفتادسالگی هم از یادش نرفت...
پسرک هفتسالهای بود که سخت عاشق یک سوت شده بود.اشتیاق او برای خرید سوت بهقدری زیاد بود که یکراست به مغازه اسباببازی فروشی رفت و هر چه سکه در جیبش داشت روی پیشخوان مغازه ریخت و بدون آنکه قیمت سوت را بپرسد همه سکهها را به فروشنده داد.
فرانکلین هفتادساله بعد برای یک دوستی نوشت: سوت را گرفتم و به خانه رفتم و آنقدر سوت زدم که همه کلافه شدن اما خواهر و برادرهای بزرگم متوجه شدن که برای یک سوت پول فراوان پرداختهام و وحشتناک به من میخندیدند...
اوقاتم عجیب تلخ شده بود و از ته دل گریه میکردم...
سالها بعد که فرانکلین سفیر آمریکا در فرانسه و شخصیت معروف و جهانی شد هنوز آن را فراموش نکرده بود و میگفت: همینطور که بزرگ شدم و قدم به دنیای واقعی گذاشتم و اعمال انسانها را دیدم متوجه شدم بسیاری از آنها بهای گزافی برای یک سوت میپردازند...
بخش اعظم بدبختی افراد با ارزیابی غلط آنها از ارزش واقعی چیزها برای پرداختن بهایی بسیار گزاف برای سوتهایشان فراهم آمده است.
تردیدها و انتخابها،اختلافات خانوادگی، مشاجرهها، بحث و جدال بر سر مسائلی که حتی ارزش فکر کردن ندارند همه سوتهایی هستند که بیشتر افراد با نادانی بهای گزافی برایش میپردازند.
#دیل_کارنگی
@lightworkers
ای که گفتی
دل بشوی
از مهر یار مهربان!
من
دل از مهرش نمیشویم!
تو دست از من بشوی!
#سعدی
@lightworkers
معنای مردن را درک کنید_نه مرگ جسمی،که این مرگ اجتنابناپذیر است_بلکه مردن بر همهی چیزهایی که دانستگی به شمار میرود،مردن بر خانوادهتان،بر وابستگیهاتان،بر تمام چیزهایی که جمع کردهاید،دانستگی،لذتهای دانستگی،ترسهای دانستگی.
اگر دقیقه به دقیقه بر آنها بمیرید،خواهید فهمید معنی مردنی که ذهن را تازه،جوان و بنابراین پاک میکند چیست،به طوری که رستاخیز نه در زندگی بعدی،بلکه در روز بعد وجود دارد...
@lightworkers
پیوسته با درونتان در ارتباط باشید
و همواره بدنتان را از درون حس کنید این وضعیت به سرعت زندگی شما را عمیق و دگرگون میکند.
هر چه آگاهی شما به درون بیشتر باشد،ارتعاشِ آن بالاتر میرود،
مانند چراغی که پرنورتر میشود.
در سطِ انرژی بالاتر،دیگر موارد منفی بر شما تأثیر نمیگذارد و شما وضعیت جدیدی را به خود جلب میکنید که بازتابِ ارتعاشِ بالاتر است....
#اکهارت_تله
@lightworkers
چون به اصل اصل در پیوسته بیتو جان توست
پس تویی بیتو که از تو آن تویی پنهان توست
این تویی جزوی به نفس و آن تویی کلی به دل
لیک تو نه این نه آنی بلکه هر دو آن توست
تو درین و تو در آن تو کی رسی هرگز به تو
زانکه اصل تو برون از نفس توست و جان توست
بود تو اینجا حجاب افتاد و نابودت حجاب
بود و نابودت چه خواهی کرد چون نقصان توست
چون ز نابود و ز بود خویش بگذشتی تمام
میندانم تا به جز تو کیست کو سلطان توست
هر چه هست و بود و خواهد بود هر سه ذره است
ذره را منگر چو خورشید است کو پیشان توست
تو مبین و تو مدان، گر دید و دانش بایدت
کانچه تو بینی و تو دانی همه زندان توست
بی سر و پا گر برون آیی ازین میدان چو گو
تا ابد گر هست گویی در خم چوگان توست
عین عینت چون به غیب الغیب در پوشیدهاند
پس یقین میدان که عینت غیب جاویدان توست
صدر غیبالغیب را سلطان جاویدان تویی
جز تو گر چیزی است در هر دو جهان دوران توست
هم ز جسم و جان تو خاست این جهان و آن جهان
هم بهشت و دوزخ از کفر تو و ایمان توست
هم خداوندت سرشت و هم ملایک سجده کرد
پس تویی معشوق خاص و چرخ سرگردان توست
ای عجب تو کور خویش و ذره ذره در دو کون
با هزاران دیده دایم تا ابد حیران توست
بر دل عطار روشن گشت همچون آفتاب
کاسمان نیلگون فیروزهای از کان توست
#عطار_نیشابوری
@lightworkers
ذره ذره در دو عالم هر چه هست
پردهای در آفتاب روی اوست
هر که را در هر دو عالم قبلهای است
گرچه نیست آگاه آنکس سوی اوست
هر دو عالم هیچ میدانی که چیست
هر دو عکس طاق دو ابروی اوست
#عطار_نیشابوری
@lightworkers
یک بغل لبخند و حالِ خوب ، بر میدارم و به استقبالِ اتفاقاتِ خوبِ امروزم می روم....
و شک ندارم که همه چیز ، خوب پیش میرود...
چون من اینطور خواستهام!
به دیروز و اتفاقاتش فکر نمیکنم ، هرچه بود گذشت و تمام شد ،
اما زندگی ادامه دارد و من این ادامه را قربانیِ گذشتههای تمام شده و دیروزهای از دست رفته نخواهم کرد!
ایدئولوژیِ من در مواجهه با آدمهای جدیدِ زندگیام این است که آنها را آدمهای خوبی ببینم و این را در همان نگاهِ اول بهشان بگویم و میدانم که این برای من ، در هر صورت ، یک امتیاز است ؛
اگر خوب باشند که با تأییدهای من خوب تر میشوند ، و اگر بد باشند هم با تلقین های من ، سعیشان را میکنند که خوب باشند...
و من امروزم را با صدایِ بلند ، خوب ترین روزِ ممکن میدانم ؛
تا اگر روزِ خوبی است که خوبتر شود و اگر آمده تا روزِ بدی باشد، با لبخند و اعتمادم ، شرمندهاش کنم !
خوش خیال بودن ، نوعی سیاست در مقابل زندگیست
و من برایِ ساختنِ حالِ خوبم ، سیاستمدارِ کارکشته و قهاریام....
#نرگس_صرافیان
@lightworkers
بسیاری از کسانی که مورد تحسین من هستند زندگیشان شبیه دو کوه بوده است.
از تحصیل فارغ شدند، کارشان را شروع کردند،خانواده تشکیل دادند و کوهی که تصور میکردند باید از آن بالا بروند را شناختند:
میخواهم پزشک و ...بشوم.
کارهایی را کردند که جامعه ما را به آنها تشویق میکند،افرادی که روی کوه اول هستند وقت زیادی را صرف مدیریت شهرت و اعتبار خود میکنند.
میپرسند: مردم چه فکری راجع به من میکنند؟
اما در زندگیِ کسانی که دارم راجع به ایشان حرف میزنم -کسانی که واقعاً تحسینشان میکنم- چیزی اتفاق افتاده که در این زندگیِ خطی که برای خودشان تصور میکردند اختلال ایجاد کرده است. چیزی اتفاق افتاده که مسئلۀ زیستن مطابق ارزشهای فردگرایانه و شایستهسالارانه را هویدا کرده است.
بعضی از ایشان به موفقیت رسیدند و ارضا نشدند.
فهمیدند که زندگی باید چیز بیشتری داشته باشد، یک هدف والاتر.
و البته برای گروه دیگری از افراد اتفاقاتی افتاد که اصلاً بخشی از برنامۀ اصلی نبود.با غول سرطان مواجه شدند یا فرزندی را از دست دادند.
این تراژدیها موجب شد پیروزیهای کوه اول کاملاً به چشم ایشان بیاهمیت جلوه کند.
در این نقطه، بعضیها تغییرات عمیقی در زندگیشان میدهند.
زنی را میشناسم که پسرش خودکشی کرد.به من میگوید آن زن ترسو و کمرویی که درونم بود با پسرم مُرد. صدای درونش را پیدا کرد و حالا به خانوادههای مشکلدار کمک میکند.
این اواخر با کسی آشنا شدم که قبلاً کارمند بانک بود.آن کار ارضایش نکرد، و حالا به آزاد کردن زندانیان کمک میکند.
شاید اکثر کسانی که از دل چنین بدبیاریهایی بیرون میآیند همان شغل قبلی را حفظ کنند،با همان زندگی قبلی، ولی متفاوت میشوند.
اگر کوه اول راجع به ساختن من و تعریفکردن خود است، کوه دوم راجع به کنارگذاشتن من و نابودکردن خود است. اگر کوه اول راجع به کسبکردن است، کوه دوم راجع به اهداکردن است.
دستۀ اول سرسپاری بینهایتی به خود دارند؛ دستۀ دوم سرسپاری بینهایتی به یک تعهد دارند.
در کوه اول هدف ما خوشبختی است، اما در کوه دوم پاداش ما شادی است.
چه تفاوتی دارند؟
خوشبختی یعنی یک پیروزی برای خود. وقتی رخ میدهد که بهسمت اهدافمان حرکت میکنیم.
شادی یعنی تعالی یافتن از خود.
وقتی در کوه دوم هستید، درمییابید که هدفی به غایت پست داریم.
با هم رقابت میکنیم که به شعلۀ شمعی برسیم، اما اگر جور دیگری زندگی کنیم، میتوانیم تابش خورشید واقعی را احساس کنیم.
در کوه دوم شما میبینید که خوشبختی خوب است، اما شادی بهتر است.....
#دیوید_بروکس
@lightworkers
یکی دیگر از راههای شناخت پیشرفت معنوی این است که دیگر با هیچ شرایطی پریشان و دگرگون نمیشوی.
ممکن است شغلت را از دست بدهی یا یکی از اعضای خانوادهات را از دست بدهی، ممکن است تجارب متفاوتی را پشت سر بگذرانی اما ناامید نمیشوی زیرا قادری تا از میان این تجارب سمت دیگری را ببینی؛ و این سمت دیگر بهجز وضعیتهای رؤیا، خواب و بیداری است، آن وضعیتِ چهارمِ آگاهی است.
در وضعیتِ چهارمِ آگاهی همیشه سعادت و شادی وجود دارد چراکه آن اساس هر چیزی است که میبینی. بازهم انتخاب با خودت است.
تو آزادی تا یا با دنیا خودت را هم هویت کنی یا با خویش حقیقیات. اگر توجه ات را روی خدا یا خویش بگذاری آنگاه هیچ کس یا هیچ چیزی وجود ندارد تا به تو آسیب برساند یا پریشان و مضطربت کند.
#رابرت_آدامز
@lightworkers
از دست چو من عاشق دانی که چه برخیزد؟
کاید به سر کویت، در خاک دَرت افتد
این است گناه من کت دوست همی دارم
خطی به گناه من درکش اگرت افتد
#عطار_نیشابوری
@lightworkers
بیرون ریختن نگرانیها
هرگاه احساس کردید که ذهنتان آرام نیست و نگران هستید، ابتدا عمیقا عمل بازدم را انجام دهید.
همیشه با بازدم شروع کنید و تا آنجا که میتوانید عمیقا عمل بازدم را انجام دهید و تمامی هوای موجود در ریههایتان را بیرون بریزید.
با بیرون ریختن این هوا،حالات و احساسات شما نیز بیرون میریزند،
زیرا همه چیز با تنفس شما ارتباط دارد. سپس هنگامی که شکم شما به علت بازدمی عمیق تو رفته است برای چند ثانیه صبر کنید و بعد از آن عمل دم را به طور عمیق انجام دهید.
دوباره برای چند ثانیه صبر کنید .
مدت زمان توقف میان دم و بازدم در این تکنیک باید مساوی باشد.
به همین ترتیب دم و بازدم خود را ادامه دهید و از تنفس خود یک ریتم بسازید. بلافاصله احساس خواهید کرد تمامی وجود شما تغییر کرده است، حالت قبلی شما دیگر ناپدید شده و حال جدیدی بر وجودتان حاکم شده است.
در این حالت شما دیگر نگران نیستید و آرامش زیبایی بر وجودتان حاکم می شود......
@lightworkers
دانلود فیلم PK 2014
یک موجود فرازمینی پس از فرود بر روی سیاره زمین، تنها ابزار برقرارکننده ارتباط با سفینه فضایی خود را از دست میدهد. از سوی دیگر، شخصیت معصومانه و سوالهای کودکانه او موجب میشود که اطرافیانش، مفاهیم بنیادین زندگی خود را مورد ارزیابی قرار دهند و...
دانلود دوبله فارسی BluRay 720p
http://dl9.dlsdm.ir/Movie/1398/05/PK.2014.720p.Farsi.Dubbed.mkv
دانلود فیلم به زبان اصلی BluRay 1080p
http://dl9.dlsdm.ir/Movie/1398/05/PK.2014.1080p.6CH.ShAaNiG.mkv
دانلود زیر نویس
https://subscene.xyz/subtitles/pk/farsi_persian/1567025
@PK_2014
@lightworkers
زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪﯼ ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪ ﺧﻮﺩ
ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪ
ﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷﺮﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒ
ﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻥ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭد
ﺯﻧﺪﮔﯽ آﻥ ﮔﻞ ﺳﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺑﻮﯾﯽ
ﯾﮏ ﺳﺮ آﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺩﺍﺭد
زندگی کن
ﺟﺎﻥِ ﻣﻦ...ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ....
ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖ
ﻗﺼﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎ
ﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪﺍی ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖ
ﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺷﮑﻨﺪ ﮔﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﻣﯿﺮﺩ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓ ﺧﺰﺍﻥ ﻣﯿﮕﯿﺮﺩ
ﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖ
ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪ ﻫﺎﺳﺖ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎهى...
#مشفق_کاشانی
@lightworkers
زمانی ذهن ارضا میشود که شما به چیزی که دوست دارید برسید در این هنگام ذهن در قلب آرام میگیرد.
وقتی ذهن در قلب آرام بگیرد شادی به خودی خود از پسش خواهد آمد به خاطر اینکه شادی همان ذات حقیقی توست.
هر زمان که ذهن برای جستجوی چیزی بیرون میرود تا تو را خوشحال کند، تا زمانی که چیزی که میخواهی را به دست نیاوردهای خوشحال نیستی.
زمانی که آن را به دست آوردی دوباره ذهن در قلب آرام میگیرد و تو خوشحال میشوی.
تمام مدت تو در این فکری که چیزی در بیرون از تو وجود دارد که شادی و خوشبختی برایت به همراه خواهد داشت.
رسیدن به آن هدف برایت شادی عظیمی همراه خواهد داشت.درواقع آن موضوع و هدف هیچ ارتباطی به شادی ندارد.
بلکه شادی زمانی اتفاق میفتد و زمانی شما رضایت خواهید داشت که ذهن در قلب آرام میگیرد.
پس ما برای اینکه همیشه شاد باقی بمانیم باید یاد بگیریم که ذهن را در قلب آرام نگه داریم.
تا زمانی که به ذهن اجازه ندهیم از قلب بیرون بیاید میتوانیم در هر شرایطی شاد باشیم....
درست مثل شخصی که زیر آفتاب داغ نشسته و در حال سوختن است و سپس به زیر سایه درختی میرود و احساس راحتی میکند.
به محض اینکه این شخص احساس راحتی کرد دوباره زیر آفتاب میرود و دوباره آفتاب داغ او را میسوزاند و او دوباره به سمت سایه درخت پناه میبرد. فقط یک احمق میتواند چنین کاری بکند اما این دقیقاً همان کاری است که ما انجام میدهیم ما به بیرون میرویم تا دنبال چیزی بگردیم که خوشحالمان کند و بعد زمانی که چیزها از بین رفتند احساس بدبختی میکنیم این در حالی است که ما میتوانیم خودمان همین احساس عظیم آرامش و شادی را داشته باشیم.
میتوانیم به سینما یا هر کجای دیگر که میخواهیم برویم و این احساس شادی درونمان هیچ تغییری نکند.
شادی، خویش حقیقی تو است.تو آنی.
باید همیشه نسبت به آن آگاه باشی.
باید این نکته را با خودت یادآوری کنی که: من مجبور نیستم که به اینجا و آنجا بروم.
اگر من به اینجا و آنجا میروم به خاطر این است که خودم میخواهم و این مطلقاً هیچ ارتباطی با شادی من ندارد. اینکه من جاهای مختلفی بروم و کارهای مختلفی انجام دهم مرا آدم بهتری نخواهد کرد.
تمام دانشی که نیاز داری، درون خودت است.
تمام شادی و سروری که نیاز داری، درون خودت است.
تمام عشقی که نیاز داری، درون خودت است و ازآنجایی که خویشِ تو همه فراگیر و حضوری مطلق است بنابراین به هر کجا بنگری و هر جا بروی درون خویشت هستی.
فقط یک خویش وجود دارد. زمانی که آن خویش را بشناسی دیگران هم همان خویش خواهند شد، دنیا همان خویش خواهد شد، درختان، آسمان، سیارات و کل کیهان همان خویش است بنابراین هر جا بروی و هر کاری انجام دهی خویش را خواهی دید و خویش همیشه عشق و محبت و صلح و سعادت است. از آنجایی که تو دیگر چیزی را جدای از خودت نمیبینی دیگر چیزی نمیتواند تو را ناراحت کند به این خاطر که تو در حال دیدن خویشت هستی....
#رابرت_آدامز
@lightworkers
