uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Light Workers🔆

Light Workers🔆

Відкрити в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

Показати більше
408
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+830 днів
Архів дописів
هر چه فرد دلبستگی بیشتری داشته باشد، بار زندگی سنگین‌تر و دشوارتر خواهد شد و وقتی از این دلبستگی‌ها جدا شود، رنج بیشتری را تج
هر چه فرد دلبستگی بیشتری داشته باشد، بار زندگی سنگین‌تر و دشوارتر خواهد شد و وقتی از این دلبستگی‌ها جدا شود، رنج بیشتری را تجربه خواهد کرد... شوپنهاور و بودا، هر دو اشاره کرده‌اند که فرد باید خود را از دلبستگی‌های زندگی رها سازد... #اروین_یالوم @lightworkers

بیشتر من‌های درون خواسته‌های متناقضی دارند... آنها در زمان‌های گوناگون چیزهای متفاوتی می‌خواهند یا شاید هم ندانند چه می‌خواهند به جز این که؛ «آنچه هست را نمی‌خواهند» لحظه اکنون! بی‌قراری، آشفتگی، بی‌حوصله‌گی، گرانی و ناخشنودی نتیجه خواسته‌های برآورده نشده آنهاست... #اکهارت_تله @lightworkers

به عشق بگویید‌:‌ هر‌چه گشتیم، ماندگار‌تر از رفاقت نیافتیم تو هم اگر اهل ماندنی کمی رفیق باش.‌ ‌ @lightworkers

رابطه خوب عاطفی، اصطکاک داره، دعوا داره، روابطی که درش دعوا نیست، احتمالآ رابطه نیست، یکی تو دیگری محو شده که هیچ تنشی پیش نمیاد. تو دعوای عاطفی چند نکته خوب یاد بگیریم: ۱- بازی برنده - بازنده راه نیندازید که به هر قیمت غلبه کنید بر طرفتان، فراموش نکنید که اکثراً بازندگان کینه به دل می گیرند. ۲- دنبال "موثر" باشید نه "مقصر" اين طوری از اعتراف به اشتباهتان نخواهید ترسید. ۳- محترم باشید ۴- بعد از یک دعوای درست، یک مسئله از زندگیتون باید " حل" شده باشه نه " اضافه" #روابط_متقابل @lightworkers

هر آنچه می بینی، خودِ تویی در لباسی دیگر. پس با همه، یعنی با خودت بخشنده و مهربان باش! @lightworkers

شاید انسان خود به تنهائی نتواند به جایی برسد اما اگر در میان دیگر عاشقان، درونِ کاروانِ عشق باشد، کاروان هر جا رود او را نیز با خود خواهد برد. عشق مسری است، حال عاشقان بر هم اثر دارد، در میان این قافله بودن انسان را اگر عاشق نباشد، عاشق می کند و اگر عاشق باشد، عاشق‌ترش می‌سازد. @lightworkers

به گذشته بر نگردید. اهمیتی ندارد گذشته را چگونه گذراندید، ممکن است با مشکلات زیادی روبـرو شده بـاشید و این مشکل همچنان در زندگیتان حضور داشته باشد اما جهان هستی به گذشته شما کاری ندارد و تنها چیزی که مهمه فرکانس اکنون شماست. هم اکنون تصمیم بگیرید که روند زندگیتان را تغییر دهید و به آنچه دوست دارید بیندیشید، فرکانستان را از نخواستنی ها به خواستنی ها تغییر دهید تا جهان بـرای شما بهترینها را ارسال کند - نگویید نمیشود... - نگویید نمی خواهم.... - نگویید هر بار شکست میخورم...  - نگویید دیگر نمیشود این زندگی را درست کرد. از پیله ناامیدی در بیا و به خداوند توکل کن، او منتظر است تا تو برخیزی و در مسیر امید قدم بگذارد. @lightworkers

ولایت چه باشد؟ آنکه او را لشگرها باشد و شهرها و دِه ها؟ نه... بلکه ولایت آن باشد که او را ولایت باشد بر نفس خویشتن و بر احوال
ولایت چه باشد؟ آنکه او را لشگرها باشد و شهرها و دِه ها؟ نه... بلکه ولایت آن باشد که او را ولایت باشد بر نفس خویشتن و بر احوال خویشتن و بر صفات خویشتن و بر کلام خویشتن و سکوت خویشتن و قهر در محل قهر و لطف در محل لطف.... #شمس_تبریزی @lightworkers

یونگ جمله‌ای قابل تامل در باب غم دارد که به خوبی توصیف‌گر ماهیت آن است. یونگ می‌گوید: "تنها راه رهایی، تحمل امر تحمل ناپذیر است." بدین معنا که مواجهه با رنج و غم درونی که همیشه از آن فرار کرده‌ایم تنها راه رفع آنست. بسیار درباره مثبت اندیشی برای نادیده گرفتن اتفاقات غم انگیز زندگی شنیده‌ایم اما به راستی آیا راه گریزی از آن هست؟ آیا با مثبت اندیشی می‌توان بنیاد غم را برانداخت؟ آدمی با تجربیات تلخ انسانیش همچون درد فراق، تنهایی و تجربه سهمگین سوگ و ... چه می‌تواند بکند؟ تجربه سوگ، یک لایه نامرئی اما محسوس و واقعی به روی همه چیزِ دنیای آدم می‌کشد مثل لاک بی رنگ، مثل سلفون روی غذا، مثل چیزی که انگار نیست،اما هست. ما می‌دانیم که هست، و این، ما را همیشه اندکی غمگین می‌کند اندکی اما همیشه. و ما می‌دانیم که هرگز، هیچ وقت، به تمامی شاد نخواهیم بود که هرگاه دست مان را پیش آوریم تا شادی را لمس کنیم حتی از نزدیک، حتی در آغوشش هم که باشیم انگشتانمان لایه‌ای نامریی از غم را لمس خواهد کرد.... ورونیکا دارد در آغوش معشوقش به پهنای صورت اشک می ریزد. چرا؟ او وجود ورونیکی دیگر را در جهان احساس می‌کند، بی‌آن که او را بشناسد. من اما آن ورونیکای دیگر را می‌شناسم: غم. غم یکی از همین روزها، بر سر میزِ بی خیالی عصر گاهی در جمع یاران دلشاد، یا در دود بازیگوش سیگار، پیدایش می‌شود! ما گمان می‌کنیم که چون تنهاییم یا دل‌واپسیم یا شکست خورده‌ایم یا کسی را از دست داده‌ایم،غمگینیم. در حالیکه اینها تنها بهانه‌ای است تا حضور غم را به روی خودمان بیاوریم. ظرفی است تا غم خود را در آن بریزد و شکل بگیرد. وگرنه غم همیشه بوده، هست و حتی اگر به خیال خود قالش بگذاریم، خودش ما را پیدا خواهد کرد. آیا این تنها دریافتی شاعران از غم است؟ گمان نکنم. شاید اگر غم را به رسمیت بشناسیم و با حقیقت حضورش کنار بیاییم، بار رنجمان را جور دیگر باید به دوش بکشیم.زخم‌هایمان را جور دیگر تیمار کنیم.حتی جور دیگر شاد باشیم، شادی کنیم. غم نه یک اتفاق زمانی یا حالت انسانی است؛ که موجودی است جاندار که نفس می‌کشد و در کنار ما زندگی میکند. آنگاه که خسته از روزمرگی بر صندلی اتوبوس نشسته‌ایم، یا در کنار محبوب آرمیده‌ایم، یا در جمع شادِ همراهانِ یک دل رها شده‌ایم، یا پس از سرخوشی و سرمستی میهمانی شبانه، پای ظرفشویی ایستاده‌ایم و بشقاب و لیوانها را به کف آغشته‌ایم و شادمانه، آهنگی را زمزمه می کنیم، غم می‌آید آرام روی صندلی، لبه تخت، روی زمین، یا پشت میز آشپزخانه می‌نشیند، با شکیبایی وصف ناشدنی به ما خیره می‌شود و آنقدر منتظر می‌ماند تا تیزیِ حضورش از حبابِ نازکِ انکارِ ما بگذرد. آنگاه، به آرامی برای هردویمان چای می‌ریزد و سیگاری روشن می‌کند. ما نمی‌خواهیم سهمی به غم بدهیم. با خودمان فکر می‌کنیم مگر چقدر در زندگیمان زمان داریم که سهمی از آن را به غم ببخشیم؟ فکر می‌کنیم که نباید به غم اجازه بدهیم که پیش بیاید و این گونه به ما نزدیک شود، هر لحظه، هرجا، بی‌محابا. اما هیچ کس به اندازه غم، سهم خودش را به تمامی از زندگی ما طلب نکرده است. اما من با خودم می‌اندیشم که کاش شادی را در نیندازیم با غم. شادی، عدم غم نیست. شادی، کنار آمدن با غم است. صبح که چشم باز می‌کنیم ، یادمان بیاید تنها نیستیم و لبخند بزنیم . چون غم و تنها غم است که ما را تنها نمی‌گذارد.... #حسین_وحدانی @lightworkers

قضاوتی که درباره‌ی دیگران کرده‌اید، سرانجام یک راست به خودتان برخواهد گشت، مانند سیلی به صورت‌تان می‌خورد و آسیب‌هایی به بار
قضاوتی که درباره‌ی دیگران کرده‌اید، سرانجام یک راست به خودتان برخواهد گشت، مانند سیلی به صورت‌تان می‌خورد و آسیب‌هایی به بار می‌آورد.... #آلبر_کامو @lightworkers

شنیدم که حسین می‌گفت: ندیدم سری به سرداری مگر بسیار سرها زیر پای او... خودستایان تکیه بر اریکه‌ها زده‌اند؛ کتاب خدا را چنان می‌خوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیده‌اند تک پیرهنان را پیرهن از تن می‌درند. آنان که دستار بر سر نهاده‌اند سر از گردن خداترسان می‌اندازند و آنان که آب بر مردمان می‌بندند مردمان را آب از لبه‌ی تیغ می‌دهند. این نیست آن چه ما می گفتیم.... اینان سپاه آز می‌آرایند و دیوار غرور می فرازند و کوشک‌های خودپرستی می سازند و اموالشان را از انباشتن پایانی نیست.... #روز_واقعه #بهرام_بیضایی @lightworkers

نقل است که شبی تا روز نخفت و می گفت: اگرم عذاب کنی، تو را دوست دارم، و اگر عفو کنی، تو را دوست دارم.... @lightworkers
نقل است که شبی تا روز نخفت و می گفت: اگرم عذاب کنی، تو را دوست دارم، و اگر عفو کنی، تو را دوست دارم.... @lightworkers

اينكه معشوق را "تمام و كمال" بدانيم، تنها نشان می‌دهد كه نتوانسته‌ايم او را بشناسيم. تنها زمانی می‌‌توانيم ادعا كنيم به تدريج در حال شناخت يک نفر هستيم كه آن شخص سخت ما را مایوس کرده باشد! ‏با این حال، مشکل فقط از سوی معشوق نیست. هر کسی را می‌بینیم اصولا عیب ‏و ایراد دارد: غریبه داخل قطار، دوست قدیمی دوران مدرسه، دوست جدید اینترنتی... هر کدام از این‌‌ها قطعا ممکن است ما را مایوس کنند. حقایق زندگی شکل تمام رفتارهای طبیعی ما را تغییر داده‌اند. هیچکس در میان ما نیست که در زندگی آسیب ندیده باشد... رفتار پدران و مادران همه ما (به ناچار) پایین‌تر از حد ایده‌آل بوده است. ما به‌ جای توضیح دادن دعوا می‌کنیم، به جای یاد دادن غر می‌زنیم، به جای تجزیه و تحلیل کردنِ نگرانی‌های‌مان بی‌قرار می‌شویم، دروغ می‌گوییم و تقصیر را گردن دیگران می‌اندازیم...! #آلن_دوباتن⁩ @lightworkers

روزی بودا از كنار مردی می‌گذشت و دید كه او گردویی در مشت دارد؛ بودا به او گفت: اگر تمام مردم به تو بگویند که این گردو نیست، دُر و گوهر یا مروارید است، آیا خوشحال می‌شوی؟ فرد جواب می‌دهد: نه! سپس بودا می‌گوید اگر از آن طرف، گوهری در دست داشته باشی و تمام مردم بگویند این گردو است آیا بد‌حال می‌شوی؟ فرد دوباره پاسخ می‌دهد: نه! بودا می‌گوید چرا؟ می‌گوید چون می‌دانم این چیزی که در دست من است چیزی نیست که مردم می‌گویند؛ بعد بودا می‌گوید پس چرا در مورد خودت این‌گونه نیستی. اگر خودت می‌دانی که چگونه هستی اگر دیگران تصوری فوق تصور خودت داشتند نباید خوشحال شوی و اگر تصوری دور از تصور تو داشتند نباید ناراحت شوی.... @lightworkers

یکی از اینجا به روزی یا به لحظه‌ای به کعبه رود، چندان عجب و کرامات نیست، باد سموم را نیز این کرامات هست به یک روز و به یک لحظه هر کجا که خواهد برود.... کرامات آن باشد که تو را از حال دون به حال عالی آرد، از جهل به عقل، از جمادی به حیات... #فیه_ما_فیه @lightworkers

جهان محنت‌کده‌ای است که در آن شر بر خیر غلبه دارد. زندگی انسانِ عادی، وضعیتی اسفناک است که در میان دو قطب نوسان می‌کند: یکسو
جهان محنت‌کده‌ای است که در آن شر بر خیر غلبه دارد. زندگی انسانِ عادی، وضعیتی اسفناک است که در میان دو قطب نوسان می‌کند: یکسو رنج روحی، درد جسمانی و نیاز قرار دارد که آدمی برای رهایی از اینها می‌کوشد و هنگامی که خلاصی یافت و به فراغت رسید،در قطب دیگر دچار ملال و بی‌حوصلگی می‌گردد و برای رهایی از این وضع به هر وسیله‌ای متوسل می‌شود،تا خلأ درونی خود را فراموش کند... #آرتور_شوپنهاور @lightworkers

درحالی که روزمان را سپری می‌کنیم باید به تناوب درنگ کنیم و درباره‌ی این حقیقت تامل کنیم که ما همیشه زنده نخواهیم بود و از این رو ممکن است امروز آخرین روز زندگی‌مان باشد. چنین تاملی به جای آن که ما را به لذت گرایی سوق دهد، برآن می‌دارد که قدردان فرصت زندگی باشیم و از این که زنده‌ایم و می‌توانیم امروزمان را با فعالیت پر کنیم به وجد آییم... این امر ما را برآن می‌دارد که از هدر دادن روزهایمان اجتناب کنیم.به عبارت دیگر وقتی که رواقیان اندرزمان می‌دهند که هر روز را چنان زندگی کنیم که گویی آخرین روز است، هدفشان تغییر فعالیت های روزانه‌ی ما نیست بلکه تغییر حالت ذهنمان در هنگام انجام دادن آن فعالیت هاست.... خصوصا به این معنی نیست که می خواهند ما را از تفکر و برنامه‌ریزی برای فردا باز دارند،بلکه از ما می‌خواهند همچنان که درباره‌ی فردا فکر می‌کنیم و برای آن برنامه‌ریزی می‌کنیم،قدر امروز را نیز بداریم... #ویلیام_اروین @lightworkers

من نمی‌توانم شما را دعایی بیاموزم و کلماتی تعلیم کنم که بدان خدا را نیایش کنید. خداوند به کلمات شما گوش نخواهد کرد، مگر آن کلمات را خود بر زبان شما جاری کند. و من نمی‌توانم دعای دریاها و جنگلها و کوه‌ها را به شما تعلیم دهم.اما شما که از کوهها و دریاها و جنگلها زاده شده‌اید می توانید دعای آنها را در قلب خود بیابید. اگر در آرامش شب گوش فرا دارید،صدای آنها را در سکوت خواهید شنید که: "ای پروردگار ما، ای نفس در پرواز ما، این خواست تو است که در ما می خواهد. این آرزوی تو است که در ما آرزو می کند. این شوق تو است که شبهای ما را روز می گرداند. شبهایی که از آن توست و روزهایی که مُلک توست. ما نمی‌توانیم چیزی از تو بخواهیم، زیرا تو نیازهای ما را نیک می‌دانی پیش از آنکه نیازها در ما زاده شود. نیاز حقیقی ما تویی و اگر تو خود بیشتر به ما دهی همۀ آرزوهای ما را بر آورده کرده‌ای... #جبران_خلیل_جبران @lightworkers

افرادی که از تنهایی وحشت دارند، معمولا می‌کوشند این وحشت را از طریق یک شیوه‌ی بین فردی تسکین دهند. آن‌ها نیازمند حضور دیگرانند تا هستی خود را به اثبات برسانند. آرزو دارند توسط دیگران بلعیده شوند یا آنکه می‌خواهند دیگران را ببلعند تا درماندگی ناشی از تنهایی‌شان را فرو بنشانند،در پیِ روابط متعدد هستند. فردی که در حال غرق شدن در اضطراب تنهایی‌ست، مأيوسانه به هر رابطه‌ای چنگ می‌زند.این دست انداختن به سوی هر رابطه، چیزی نیست که او بخواهد، بلکه از سر ناچاری چنین می‌کند. و رابطه‌ی حاصل از چنین شرایطی برای ادامه‌ی بقاست نه برای دستیابی به رشد و تکامل! #اروین_یالوم @lightworkers

عشق در وهله نخست بستگي به يک شخص خاص نيست، بلكه بيشتر نوعی رويه و جهت گيری منش آدمی است كه او را به تمامی جهان، نه به يک معشوق خاص، می‌پيوندد. اگر انسان فقط يكی را دوست بدارد و نسبت به ديگران بی‌اعتنا باشد، پيوند او عشق نيست، بلكه يك نوع بستگی تعاونی يا خودخواهی گسترش يافته است. با وجود اين اكثر مردم فكر می‌كنند علت عشق وجود معشوق است،نه استعداد درونی... در حقيقت، آنان فكر می‌كنند كه چون هيچ كس ديگری را جز معشوق دوست ندارند، اين خود دليلی بر شدت عشقشان است.اين همان اشتباهی است كه قبلاً به آن اشاره شد.... #اریک_فروم @lightworkers