uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Light Workers🔆

Light Workers🔆

Відкрити в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://B2n.ir/nx2538 @lightworkers

Показати більше
407
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
+830 днів
Архів дописів
عادت کنید از خودتان بپرسید در این لحظه در درون من چه می گذرد؟ این پرسش شما را به مسیر درست هدایت می کند. اما خود را تجزیه و تحلیل نکنید. انرژی احساسی را حس کنید. اگر احساسی وجود ندارد، توجه خود را عمیق تر به میدان انرژی درونی بدن معطوف نمایید. این راه رسیدن به وجود است. #اکهارت_توله @lightworkers

عشق یک سفر است. هر که راهی این سفر شود، ناخودآگاه از فرق سر تا نوک پا تغییر خواهد کرد. رفتن به سفر عشق، بی تغییر امکان پذیر ن
عشق یک سفر است. هر که راهی این سفر شود، ناخودآگاه از فرق سر تا نوک پا تغییر خواهد کرد. رفتن به سفر عشق، بی تغییر امکان پذیر نیست... #الیف_شافاک @lightworkers

تک‌نوازی عود ♥️ #مارینا_توشیچ بوسنیایی🇧🇦 @lightworkers

انسان کامل از نظر مولانـــا از نظر مولوی انسان کامل کسی است که شخصیتی کمال یافته دارد. نیکلسون در شرح این گفته می نویسد: «وقتی نفس جزئی از تجلی و فیض روح کلی بارور میشود (همانند صدف از قطره باران) انسان کامل به وجود می آید…». انسان کامل آخرین ثمره بشریت دانسته شده. او گرچه به صورتِ عالم صغیر ظاهر می شود ولی در حقیقت عالم اکبر است : پَس به صورتْ عالَمِ اَصْغَر تویی پَس به مَعنی عالَمِ اَکْبَر تویی ظاهِرِ آن شاخْ اَصْلِ میوه است باطِنا بَهرِ ثمر شُد شاخ هست گَر نَبودی مَیْل و اومیدِ ثَمَر کِی نِشانْدی باغْبانْ بیخِ شَجَر؟ پَس به مَعنی آن شَجَر از میوه زاد گَر به صورتْ از شَجَر بودَش وِلاد مولوی را عقیده براین است که یافتن انسان کامل بسیار دشوار است. او این نظر را در غزلی بیان داشته که از معروفترینِ غزلهای فارسی است : بِنْمای رُخ که باغ و گُلِسْتانَم آرزوست بُگْشای لَبْ که قَندِ فراوانَم آرزوست ای آفتابِ حُسن بُرون آ دَمی زِ ابر کان چهرهٔ مُشَعْشَعِ تابانَم آرزوست زین هَمرَهانِ سُست عَناصِر دِلَم گرفت شیرِ خدا و رُستَمِ دَستانَم آرزوست جانَم مَلول گشت زِ فرعون و ظُلْمِ او آن نورِ رویِ موسیِ عِمْرانَم آرزوست دی شیخ با چراغ هَمی‌گشت گِردِ شهر کَزْ دیو و دَدْ مَلولَم و انسانَم آرزوست گفتند «یافتْ می‌نَشَود جُسته‌ایم ما» گفت «آن کِه یافت می‌نَشَود آنَم آرزوست» انسان آرمانی مولوی به دلیل آن که شخصیتی بسیار کمال یافته دارد، در برابر هر آزمون دشواری تاب می آورد. از همین رو فردیت چنین انسانی حتی آن زمان که به برترین مرحله تعالی روحانی می رسد و با حقیقت مطلق رویارو میشود از میان نمی رود. او در تبیین دیدگاه خویش تمثیل زیبایی ذکر میکند و میگوید اگر در مقدار زیادی از شَهد اندکی سرکه حل کنند، بو و طعم سرکه از بین میرود، ولی اگر محلول به دست آمده را وزن کنند از آنچه بوده بیشتر خواهد بود : در دو صد مَنْ شَهْد یک اَوْقِیَّه خَل چون دَر اَفْکَندیّ و در وِیْ گشت حَل نیست باشد طَعْمِ خَلْ چون می‌چَشی هست اَوْقِیَّه فُزون چون بَرکَشی انسان کامل مولانا کسی است که به سبب دارا بودن ارزشهای متعالی، به آزادی و جاودانگی نایل می آید. در دفتر چهارم، میگوید : او به نِسْبَت با صفات حَقْ فَناست در حقیقت در فَنا او را بَقاست جُمْلهٔ اَرْواح در تَدبیرِ اوست جُملهٔ اَشْباحْ هم در تیرِ اوست آن کِه او مَغْلوب اَنْدَر لطفِ ماست نیست مُضْطَر بلک مُخْتارِ وَلاست نیکلسون در تفسیر مثنوی می نویسد : «مولوی می گوید قدرت مطلق الهی، نیرویی را که (در انسان) گزیننده خیر و دافع شر است از میان نمی برد، و آزادی کامل فقط متعلق به انسان کامل است که اراده اش محو در مشیت محبوب (ازلی) و غرقه در آن است.» از این روست که مولانا جاودانگی را سزاوار انسان کمال یافته می داند : مُحْضَرون مَعْدوم نَبْوَد نیکْ بین تا بَقایِ روح‌ها دانی یَقین روحِ مَحْجوب از بَقا بَسْ در عَذاب روحِ واصِلْ در بَقا پاک از حِجاب دیگر این که از نظر مولوی انسان کامل آمیزه یی دلپذیر از عشق و عقل است که در اصطلاح شناسی مولانا به صورت «ذکر و فکر» بیان میشود : سینه صَیقل‌ها زده در ذِکْر و فِکْر تا پَذیرَد آینه‌یْ دلْ نَقْشِ بِکْر انسان آرمانی مولوی اهل ترس نیست و هیچ مشکلی او را اندوهگین نمی سازد : گَر بِریزی خاک و صَد خاکستَرَش بر سَرِ نور او بَرآیَد بر سَرَش کِهْ کِه باشد کو بِپوشَد رویِ آب؟ طین کِه باشد کو بِپوشَد آفتاب؟ انسان کامل حتی مرگ جسمانی را هم دلپذیر می داند : هم‌چُنین بادِ اَجل با عارفان نَرم و خوش هَمچون نَسیم گُلْسِتان آتشْ ابراهیم را دَندان نَزَد چون گُزیده‌یْ حَق بُوَد، چونَش گَزَد؟ مولوی مرگ را دو گونه می داند : مرگ باطنی و مرگ ظاهری. در دفتر سوم مثنوی می گوید : آن کِه مُردن پیشِ چَشمَش تَهْلُکَه‌ست اَمْرِ لا تُلْقوا بگیرد او به دست وان کِه مُردن پیشِ او شُد فَتْحِ باب سارِعوا آید مَر اورا در خِطاب و نتیجه می گیرد که : مرگِ هر یک ای پسر هم رَنگِ اوست پیشِ دشمنْ دشمن و بر دوستْ دوست پیشِ تُرک آیینه را خوش رَنگی است پیشِ زَنگی آیِنه هم زَنگی است آن کِه می‌تَرسی زِ مرگ اَنْدَر فِرار آن زِ خود ترسانی ای جان هوش دار رویِ زشتِ توست نه رُخسارِ مرگ جانِ تو هَمچون درخت و مرگْ برگ بخش اول @lightworkers

ای جان جهان؛ مدتهاست که من در هر چه نگریسته‌ام تو را دیده‌ام. از هر چه جز توست دیده بر بسته‌ام .اگر خطا کرده‌ام و تو را در خود دیده‌ام، از آن روست که خود را ندیده ام. اگر از هر سنگ، از هر ریگ و از هر ذره صدای تو را شنیده‌ام، از آن روست که از خود خاموش بوده‌ام. اما این لطف تو بود که به جستجوی من آمد و مرا از من باز ستاند. اگر تو به جستجوی من نیامده بودی، من که بودم تا تو را جستجو کنم؟ #منصور_حلاج @lightworkews

#بریده_کتاب یک راه برای فهمیدن این مسئله که چرا عشق می‌ورزیم این است که در پی آن باشیم که ارزش عشق چیست؟ چه چیزی از عشق به دست می‌آوریم؟ نوعی پاسخ، که ریشه‌ی آن در گفته‌های ارسطوست، این است که داشتن‌ روابط عاشقانه خودشناسی را ارتقا می‌دهد، زیرا معشوق شما همچون آینه‌ای عمل می‌کند و شخصیت شما را به خودتان منعکس می‌کند. در نهایت، تنها یک دلیل برای عشق وجود دارد. آن دلیل هم این است که "بهترین را در یکدیگر به ظهور می‌رسانیم." البته این که چه چیز "بهترین" به حساب می‌آید، در معرض تنوع و دگرگونی فردی فراوانی است. عشق #بنت_هلم @lightworkers

همیشه به خاطر داشته باش که همه چیز در این دنیا به من چسبیده است " بدن تو، ذهن تو، باور تو بر اینکه تو کننده کاری، تمام احساسا
همیشه به خاطر داشته باش که همه چیز در این دنیا به من چسبیده است " بدن تو، ذهن تو، باور تو بر اینکه تو کننده کاری، تمام احساسات و توجه تو..." همه آنها به من چسبیده اند. پس نیازی نیست از همه اینها خلاص شوی. از این "من" رها شو ، آنگاه خواهی دید که تمامی آن احساسات و عواطف و باورها هم با آن می روند... بعد آنچه واقعیت محض گفته می شود، خودش به صورت خودکار بر تو وارد میشود و جای افکار تو را می گیرد. #رابرت_آدامز @lightworkers

آیا همه افراد قابلیت کوچ شدن را دارند؟ جواب خیر است. افرادی با ویژگی های زیر قابل کوچینگ نیستند: 1. بمحض رويارويي با بحران به رفتار قبلی خود باز می گردند 2. نسبت به فیدبک دیگران فورا واکنش تدافعی نشان می‌دهند 3. مسئولیت تاثیر کار خود را نمی پذیرند 4.علاقه ای به تغییر وضعیت خود ندارند 5. نمی خواهند باورهای بدرد نخور خود را دور بریزند 6. تمایلی به امتحان کردن فوری رفتارهای جدید ندارند 7. دوست ندارند که آسیب پذیر بنظر برسند تاب آوری در بحران @lightworkers

به صد لطفم همی جویی، به صد رمزم همی خوانی بهر دم می‌کشی گوشم که ای پس‌مانده، هی پیش‌آ #مولانا @lightworkers
به صد لطفم همی جویی، به صد رمزم همی خوانی بهر دم می‌کشی گوشم که ای پس‌مانده، هی پیش‌آ #مولانا @lightworkers

گلُم گلُم، گلِ بی‌خارُم💚 @lightworkers

راه مواجه كردن يك نفر با سايه‌اش اين است كه نور درونش را به او نشان دهی. در مناطقی از غرب آفریقا، وقتی کسی کار ناپسندی انجام می‌دهد او را به مرکز دهکده می‌برند و برای دو روز، تمام اعضای قبیله او را احاطه می‌کنند و درباره‌ی ویژگیهای خوب و مثبت آن فرد حرف می‌زنند. آنها معتقد هستند که هر فرد ذاتا خوب است ولی گاهی هم اشتباهاتی مرتکب می‌شود که در‌ واقع درخواست کمک است. افراد قبیله کنار هم در این آئین جمع می‌شوند تا به فرد خوبی ذاتی‌اش را یادآوری کنند. اعتقاد جمعی این است که این حمایت، از هر نوع تنبیه و خجالت‌زده کردن فرد بهتر است. آنها این حرکت را "اوبونتو" به معنی "انسانیت با یکدیگر و تمام موجودات زنده" می‌نامند. كارل گوستاو #يونگ @lightworkers

حکایت نی نی گیاهی‌ست خود رو ، و در کنار برکه یا رودخانه یا تالاب و.... می‌روید.... در برخی مکانها،مثل منطقه شاهرود و دامغان،در یک روز خاصی،آتش را در انبوه نیزار رها می‌کنند،و این سوختن تا سحر ادامه می‌یابد... در دل شب به هنگام سوختن نیزار ، صداهای عجیب و پر از اسراری بگوش می‌رسد،و تا سحر غوغایی برپاست ، دم دمای صبح و قبل از طلوع آفتاب به نیزار سوخته می‌روند.... بعضی از نی‌ها نسوخته‌اند و در آتش سرخ شده یا به قولی پخته می‌شوند.. نی‌های سرخ شده را جمع آوری می‌کنند. از بین آنها،جدا سازی آغاز می‌شود ، برخی از نی‌ها که دارای هفت بند و کمتر از یک متر هستند،بدرد ساز نی اصیل می‌خورند،برخی بدرد فلوت و نی لبک و دوسازه،قشمه و ... اما موضوع اینجاست که آن دسته از نی ها که ساز می‌شوند،باید تا زمانی که نواخته می‌شوند،اسرار سوختن رو بیان کنند.... بشنو از نی،چون حکایت می‌کند از جدایی‌ها شکایت می‌کند اما در عرفان،یکی از معانی نی، نه است،نیی،نیستی،هيچ.... در حقیقت،نی،نماد انسان فارغ از خود است،دلباخته‌ی معشوق واقعی و بریده از تمام مادیات و مسائل دنیوی ، پایین‌تر از همه خود را انگارد،ولی در مقابل به درک اشرف مخلوقات رسیده،و می‌داند که معشوق از او تعهد گرفته..... اما منیت خود را نابود ساخته و از منی و تویی،دوگانگی و چندگانگی،وحدت ساخته و جز او نمی‌بیند،در مقابل خود نی میان تهیست ، و در این راه مرارت سختی افزون خواهد کشید‌‌..... نی حدیث راه ، پر خون میکند قصه‌های عشق ، مجنون میکند یک شب آتش در نیستانی فتاد سوخت چون اشکی که بر جانی فتاد شعله تا سرگرم کار خویش شد هر نی‌ای شمع مزار خویش شد نی به آتش گفت؛ کاین آشوب چیست؟ مر تو را زین سوختن مطلوب چیست؟ گفت آتش؛ بی‌سبب نفروختم دعوی بی‌معنی او را سوختم زانکه میگفتی نی‌ام،با صد نمود همچنان در بند خود بودی که بود مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی‌دردی علاجش آتش است با چنین دعوی چرا ای کم عیار برگ خود می‌ساختی هر نو بهار؟ شعر از #مجذوب_علیشاه @lightworkers

#بریده_کتاب از طوفان که در آمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهاده بودی؛ معنی طوفان همین است. کافکا در کرانه #هاروکی_موراکامی @lightworkers

‍ ‍ منظور از مرگ ذهن به هیچ وجه آن نیست که ذهن را نابود کنی ، بلکه به معنای آن است که ذهن را در جای درست خودش بنشانی. ذهن باید خادم باشد ، اما ارباب شده نکته را ببین: هرگاه به راه دل می روی شادمانی ، اما هرگاه به راه ذهن می روی گرفته و هراسناکی. ذهن دوست تو نیست. ذهن خدمتکاری خوب و اربابی بی رحم است. @lightworkers

جز وصل تو، دل به هرچه بستم توبه بی یاد تــو هرجا که نشستم توبه در حضرت تو، توبه شکستم صَدبار زین توبه که صدبار شکستم توبه #ابوسعید_ابوالخیر @lightworkers

خنک آنرا که زودتر بیدار و واقف گردد تا راه دراز بر او کوتاه شود و در خوشی های زودگذر دنیا عمر خود را ضایع نکند فیه مافیه بر قامت آفتاب @lightworkers

کوردی نوش کنیم💚 #سانا_برزنجی @lightworkers

مراقبه‌ی قلبی 🔷- در وضعيت خوابيده به پشت يا نشسته با پشت صاف قرار بگيريد. 🔷-توجه خود را به تپش‌هاى قلبتان بياوريد. ( براى اينكار اگر لازم است مي‌توانيد كف دستها را روى قلب بگذاريد)... 🔷- از تپش بزرگ و كوچك قلب خود آگاه شويد و سعى كنيد به هيچ صداى ديگرى غير از آن گوش نكنيد. 🔷- ضربان قلب خود را از درون عروق به سمت پايين دنبال كنيد و طنين صداى قلب را درون رگها تا پاها و انگشتان پا احساس كنيد... 🔷- ضربان قلب را از طرفين تا درون دستها تا تك تك انگشتان دست دنبال كنيد.... 🔷-ضربان قلب را در رگها تا گردن و فضاى درون سر خود دنبال كنيد.... 🔷- به قلبتان برگرديد و ببينيد كه با هر تپش در قلب شما موجى آغاز مى‌شود و تمام اعضاى بدن شمارا تا دورترين نقاط فرا مى‌گيرد. طول زمان كل اين مراقبه يك ربع است و اثرات آن بى‌نظير و بسيار آرامش بخش و سرشار از انرژى و عشق و آگاهى است. حتما امتحان كنيد.... اين مراقبه در هرزمانى در طول روز قابل انجام است.... #مراقبه‌ی_قلبی @lightworkers

#بریده_کتاب در واقع اغلب، زمانی که عشقی را آغاز می‌کنیم، تجربه و عقلمان به ما می‌گویند که روزی به دلداری که امروز فقط به اندیشه او زنده‌ایم،‌ همان اندازه بی‌اعتنا می‌شویم که امروزه به هر زنی جز او هستیم. روزی نامش را می‌شنویم و دیگر دچار هیچ لذت دردآلودی نمی‌شویم، خطش را می‌خوانیم و دیگر نمی‌لرزیم، در خیابان راه‌مان را کج نمی‌کنیم تا او را ببینیم، به او برمی‌خوریم و دست و پا گم نمی‌کنیم، به او دست می‌یابیم و از خود بی‌خود نمی‌شویم. آنگاه این آگاهی بی‌تردیدِ آینده، برغم این حس بی‌اساس اما نیرومند که شاید او را همواره دوست داشته باشیم، ما را به گریه می‌اندازد. مارسل پروست خوشی‌ها و روزها @lightworkers

وشیخ گفت: دوازده سال آهنگر نفس خود بودم ، در کوره ی ریاضت می نهادم و به آتش مجاهده می تافتم و بر سندان مذمّت می نهادم و پتک ملامت بر او می زدم تا از نفسِ خویش آیینه ای کردم . پنج سال آیینه ی خود بودم ، به انواع عبادت و طاعت آن آیینه می زودودم. پس یک سال نظر اعتبار کردم ، بر میان خویش از غرور و عشوه و به خود نگرستن زُنّاری دیدم ، و اعتماد کردن بر طاعت و عمل خویش پسندیدن، پنج سال دیگر جهد کردم تا آن زُنّار بریده گشت، و اسلام تازه بیاوردم. بنگرستم ، همه ی خلایق مرده دیدم ، چهار تکبیر در کار ایشان کردم و از جنازه ی همه بازگشتم ، و بی زحمتِ خلق ، به مددخدای ، به خدای رسیدم. #عطار_نیشابوری @lightworkers