Light Workers🔆
Відкрити в Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Показати більше395
Підписники
-124 години
+67 днів
+530 день
Архів дописів
مراقبه «صوفیان»
بخش سوم
(شرايط محل مراقبه)
مكان مراقبه
1- بايد خالي از اغيار باشد، بدين معني كه مراقبه بايستي در تنهايي و خلوت انجام شود.
2- بهتر است زمين سخت بوده و زيرش خالي نباشد (طبقه ساختمان نباشد تا آمد و رفت ديگران باعث انصراف از حال مراقبه نشود).
3- بي سر و صدا و آرام باشد.
4- پاكيزه و تميز باشد.
5- بايد نرم و راحت باشد تا توجه سالك را از حق معطوف به خود نسازد (براي اينكار مشايخ صوفيه از پوست تخت استفاده مي كرده اند و روي آن به مراقبه مي نشسته اند).
6- آكنده به بويي نباشد كه شامه را متاثر سازد.
آداب مراقبه
1- صوفي در حال مراقبه بايد با وضو باشد.
2- لباس سبك و نرم بر تن كند و اگر دكمه اي بسته باشد، باز كند و اين براي آن است كه بدن كاملا در حال استراحت باشد.
3- در حال مراقبه بايد روي زمين بنشيند.
4- بدنش بايد بي حركت باشد.
شبلي نزد نوري آمد، وي را ديد ساكن به مراقبه نشسته كه موي بر تن وي حركت نمي كرد. پرسيد: اين مراقبه بدين نيكويي از كه آموختي؟ گفت: از گربه اي كه به سوراخ موشي ديدم و در انتظار موش ساكن تر از اين بود.
5- در حال مراقبه چشم ها بايد بسته باشد.
6- در شروع مراقبه بايد دريچه فكر و پندار را بست و جز خدا را فراموش كرد.
7- در مراقبه بايد متوجه حق و ناظر نقش دل بود (نياز به تذكار شفاهي دارد).
8- صوفي در حال مراقبه بايد كه از حول و قوه و قدرت خود بيرون آيد تا به حدي كه فراموش كند اين اوست كه مراقبه مي كند.
9- در حال مراقبه اميال و آرزوها و پندارها در خاطر ظاهر مي شوند و صوفي را از مسير اصلي منحرف مي سازند، در اين حال بايد آنها را از بين برد.
براي اين كار دستورهايي چند مشايخ طريقت داده اند كه بايد بطور شفاهي گفته شود .
10- در حال مراقبه سالك بايد رو به قبله بنشيند. درست است كه به منطوقه ي كريمه : فاينما تولوا فثم وجه الله، همه سو، سوي خداست، در اينجا منظور آن است، در ظاهر نيز متوجه ي كعبه ظاهر شود تا ظاهر موافق باطن آيد.
11- صوفي مبتدي بايد در هر 24 ساعت لااقل 15 دقيقه در حال مراقبه بسر برد و اگر شب هنگام باشد بهتر از روز است.
(طريقه مراقبه نشستن)
طرز نشستن سه گونه است:
1- صوفي روي زانو مي نشيند و سر و گردن را راست نگه مي دارد، دست راست را روي زانوي چپ مي گذارد و دست چپ را روي مچ دست راست قرار مي دهد و متوجه حق مي شود.
در اين حال پاها به شكل (لا) عربي است و دست ها به شكل (لا) هر دو به معني نه، كه صوفي بدين وسيله در شروع مراقبه نفي خود مي كند.
2- مانند اولين وضعيت با اين تفاوت كه چهار زانو بايد نشست و در نتيجه دست ها و پاها هر دو به شكل (لا) است.
3- صوفي روي زمين چهار زانو نشسته و بعد زانوها را در بغل مي گيرد و دست ها را دور زانو حلقه مي كند، بطوري كه با دست چپ مچ دست راست را بگيرد و سرو گردن را متمايل به قلب مي گرداند و به مراقبه مي پردازد. (در اين حال نيز دست ها و پاها به شكل ((لا)) مي باشد.
اگر به سبب بيماري جسمي از نشستن روي زمين معذور است مي تواند روي صندلي راحتي نشسته و پاها را موازي قرار دهد (به شكل لا) و دست راست را روي ران چپ بگذارد و با دست چپ مچ ست راست را بگيرد.
پاره اي از مشايخ براي اينكه در اين حال به مراقبه مي نشستند و طول زمان مراقبه موجب خستگي پاهاي آنان مي شد، رشته اي به دور زانوها مي بستند كه زمان بيشتري به مراقبه بپردازند. در اين حال اگر سر و گردن به علت طول زمان مراقبه خسته شود مجازند كه ابروي چپ را روي زانوي چپ بگذارند. اين وضع را: سر به جيب مراقبت فرو بردن گويند.
سعدي درباره اصطلاح مزبور بيان زيبايي دارد كه اين است:
يكي از صاحبدلان سر به جيب مراقبت فرو برده بود و در بحر مكاشف مستغرق شده، آنگاه كه از آن حال باز آمد، يكي از اصحاب به طريق انبساط گفت: از اين بوستان كه بودي ما را چه تحفه كرامت كردي؟ گفت: بخاطر داشتم كه چون به درخت گل رسم دامني پر كنم هديه اصحاب را، چون برسيدم بوي گلم چنان مست كرد كه دامنم از دست برفت.
نتيجه مراقبه براي مبتديان
مراقبه براي صوفي مبتدي نوعي تمرين اراده و تسلط بر خود است كه با تمرين زياد به حد نهايي مي رسد و خاطر ناآرام او را مهار مي سازد و دلش آرامش توام با انس به حق پيدا مي كند.
مسلما كسي كه بر خود مسلط نباشد مراقبه براي او دشوار است و به تدريج و در سايه توجه پير طريقت و مدد او اين مشكل حل مي شود.
نتيجه توفيق در مراقبه براي صوفيان مبتدي در درجه اول تقويت اراده و تسلط بر خود است و در ثاني رسيدن به وحدت توجه به حق.
لامکان
آنکس که دوست داشته میشود،
خوشبخت است؛
اما آنکس که دوست داشته نمیشود، خوشبختتر است.
زیرا هر دوست داشته شدهای در جایی به گروگان گرفته میشود،در قلمروِ قلبی، در اقلیمِ جانی، در چهار دیواریِ احساسِ کسی.
هر عشقی، بندی نیز دارد، ریسمانی، زنجیری، قفلی...
عشق، آزادی نمیآورد، اسارت میآورد؛ اما همین اسارت است که خواستنی است.
آدمها از بیعشقی میترسند زیرا از آزادی وحشت دارند، زیرا رهایی، ترسناک است.
عشق، قانون جاذبه است. تو را وصل میکند به چیزی، به کسی، به جایی.
اما بیعشقی و دوست ناداشته شدگی، قانون سبکی و بیوزنی است.
اگر از قانون جاذبه رها شوی، نمیدانی به کجا خواهی رفت و نمیدانی آن بینهایت که در آن هیچکس منتظرت نیست تا کجا امتداد دارد و نمیدانی این بیمنتها چقدر عمیق است!
تنها، شجاعترین انسان میتواند تابِ بی عشقی را بیاورد و برود.
تنها اوست که جرأت میکند برود به ناکجا، به لامکان، به هیچستان...
و ماه تنها در لامکان میتابد....
#عرفان_نظرآهاری
@lightworkers
بگذار ، که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه، به صد شوق، چو مرغان سبکبال،
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم
خورشید از آن دور، از آن قله پر برق
آغوش کند باز، همه مهر، همه ناز
سیمرغ طلایی پرو بالی ست که چون من
از لانه برون آمده، دارد سر پرواز
پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست
پرواز به آنجا که سرود است و سرورست
آنجا که، سراپای تو ، در روشنی صبح
رویای شرابی ست که در جام بلور است
آنجا که سحر، گونه گلگون تو در خواب
از بوسه خورشید، چو برگ گل ناز است
آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد
چشمم به تماشا و تمنای تو باز است
من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است
راه دل خود را، نتوانم که نپویم
هر صبح، در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم، او همه من، من همه اویم
او، روشنی و گرمی بازار وجود است
در سینه من نیز، دلی گرم تر از اوست
او یک سرآسوده به بالین ننهادست
من نیز به سر می دوم اندر طلب دوست
ما هردو، در این صبح طربناک بهاری
از خلوت و خاموشی شب، پا به فراریم
ما هر دو، در آغوش پر از مهر طبیعت
با دیده جان، محو تماشای بهاریم
ما، آتش افتاده به نیزار ملالیم
ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم
بگذارکه سرمست و غزل خوان من و خورشید
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم
#فریدون_مشیری
@lightworkers
کلام قادر نیست زیبایی یک درخت را انتقال دهد، تو باید خود آن را با چشمهایت ببینی.
زبان قادر نیست نوای یک آهنگ را به دام اندازد تو باید خود آن را با گوشهایت بشنوی. حقیقت ظریف کیهان نه به کلام می آید نه به اندیشه پس والاترین آموزه ها، بی کلام است. این حرف دوا نیست، نسخه است. مقصد نیست، نقشه است. برای آن است که به کارت آید تا به آن برسی وقتی به آن رسیدی ذهن ات را خاموش کن و دهان ات را ببند. هیچ چی را تحلیل نکن به جای تحلیل کردن اش آن را با اهتمام زندگی کن در سکوت و به شیوه ای آرام و نامتفرق و با تمامی بودن موزون و آهنگین ات.
#کلام
@lightworkers
اغلب ما درک روشنی از انچه تفکر یا ذن نامیده می شود، نداریم. تفکر یا ذن به زبان ساده تمرکز ذهن به منظور افزایش توانایی فردی برای واکنش نشان دادن در برابر هر چیز و یا تأثیر گذاردن بر آن است. تفکر میتواند توانایی انسان را برای درک یک مفهوم یا موقعیت زیاد کند. برای انجام این کار به صورت مؤثر، نخست باید به یادگیری آرامش بخشیدن ذهن پرداخت.
آمادگی برای تفکر یا ذن مرحله ی اول
اغلب مردم نیازمند یادگیری روشهای آرامش بخشیدن به ذهن هستند به جای مجبور ساختن خود به اجرای مراحل تفکر بدون آمادگی قبلی، توصیه میشود هر روز چند دقیقه در تاریکی ساکت و آرام در جایی بنشینید تا آرامش خود را به دست بیاورید. صاف و مستقیم روی صندلی بنشینید و پاها را روی زمین بگذارید به منظور افزایش تأثیر این احساس، چشمانتان را با دستمالی ببندید تا از تابش نور درامان باشند. راه دیگر برای ایجاد فضای قابل تفکر، گوش سپردن به موسیقی ملایم در همان حالت نشسته است.
نخستین بار که می کوشید ذهن را آرام کنید ممکن است حتا دچار ناآرامی شوید و ذهنتان مغشوش و پریشان شود. به خود فشار نیاورید. برای کسب موفقیت در این امر نمی توان زمان ویژه ای را تعیین کرد. برخی برای رسیدن به آرامش به زمان طولانی تری نیاز دارند. ذهنِ هر کس به طور طبیعی به پریشانی و انحراف عادت دارد شاخه ای از مکتب بودا که همان ذن نام دارد اذهان آشفته را "ذهن میمونی" می ماند.
برای افراد تازه کار، دو روش توصیه می شود. می توانید نور سفیدی را در ذهن به تصویر بکشید و برای راحتی کار، شمع سفیدی را روشن یا نور بی رنگ و بی شکلی را ایجاد کنید. اگر شمع روشن کرده اید. به اندازه ای به نور آن خیره شوید تا پلک هاتان سنگین شود. این کار مانع هجوم افکار اضافی و بیهوده به ذهن می شود.
هرگاه احساس ناآرامی کردید، تمرین را متوقف کنید. با این حال میزان پیشرفت کار در هنگام نشستن در تاریکی را در نظر داشته باشید. آیا احساس آرامش بیشتری کرده اید؟
آیا تغییری قابل ملاحظه در میزان آشفتگی شما وجود داشته است؟
اگر پاسخ مثبت باشد، تمرینات را هر روز در همان زمان ادامه دهید هر چه بیشتر در تاریکی بنشینید ذهن شما سریعتر از انحراف و پریشانی دوری خواهد گزید و نتیجه ی مطلوب به دست خواهد آمد.
در آغاز، اگر مایل باشید، میتوانید هیچ کار دیگری جز نشستن، گوش دادن به موسیقی و خیره شدن به نور شمع انجام ندهید. در تمرینات بعدی یاد خواهید گرفت که چگونه می توان کارهای دیگری را نیز انجام داد.
توصیه ی دیگر یادداشت کردن مدت زمانی است که می توانید ساکت بنشینید ساعتی است که به تمرین می پردازید، آهنگی است که انتخاب می کنید و افکاری است که در این فرآیند به ذهنتان می آید.
همچنین بنویسید پس از هر بار نشستن چه احساسی به شما دست میدهد. مثلاً شاید متوجه شوید توانایی شما برای گفت و گوهای طولانی، بیشتر شده است. این امر به شما کمک میکند در هنگام حرف زدن با دیگران پیش از بر زبان آوردن هر جمله فکر کنید عده ای از مبتدیان ممکن است چند ماه در همین مرحله باقی بمانند. نباید بی صبری نشان داد شما در حال یادگیری هستید و این سفر شاید طولانی باشد ولی پرارزش خواهد بود.
#ذن
#مراقبه
@lightworkers
یونگ هنر را در تخیل فعال چگونه توجیه میکرد؟
یونگ در مقاطعی از زندگی خود افسردگی شدیدی پیدا میکرد و برای تسکین خود به بازی نمادین روی میآورد.
برای مثال گاهی به ساحل دریا میرفت و با استفاده از گل، آب و سنگ ریزه شکلهای خلاقی میساخت، سپس آگاهانه بین خود و تصاویر و چیزهایی که ساخته بود مکالمهای برقرار میکرد و به تحلیل و درمان و خلاقیت خود میپرداخت؛
در واقع با بازیهای هنری ناخودآگاه جمعی مرتبط با افسردگیاش را آشکار و بازنمایی میکرد و این روش را به بیماران خود نیز توصیه میکرد.
او این تکنیک را «تخیل فعال» نامید و بعدها به عنوان یکی از تکنیکهای روانشناسی تحلیلی و کم و بیش در هنردرمانی استفاده شد.
در زندگی یونگ آمده که هر وقت به بحران های شخصی دچار میشد برای بازنمایی تجارب و تصورات درونی خویش به ترسیم، نقاشی و مجسمهسازی میپرداخت و بسیاری از بینشهای شخصی و نظریات خود را از طریق همین فعالیتها به وجود آورد،
هم چنین یونگ بیمارانش را به ساختن تصاویر بصری از رؤیاهایشان فرا میخواند.
از نظر یونگ بیماری که خواه ناخواه وارد ارتباط با تصویر ناهشیار میشود، چنان چه درکی عقلانی و عاطفی از وضعیت تصاویر ناهشیار خود پیدا کند به یکپارچگی و هماهنگی و در نتیجه سلامت نزدیک میشود؛ از این رو او معتقد بود که باید بیماران را آگاهانه در معرض فرایند تخیل فعال و تفسیر آن قرار داد...
@lightworkers
مسلک های ناتمام بیشماری وجود دارد لیکن تنها یک راه کامل موجود است. مسلک های ناتمام، اختراع انسان مستأصل و باهوش است، لیکن راه کامل بیانی ژرف از ذهن ناب و کامل جهانی است. مسلک های ناتمام تکیه می کند بر دستکاری کردن ها و فریب دادن های خواب آور ذهن های تکامل نایافته، لیکن راه کامل مبتنی است بر جریان و انتقال آزادانه ی حقیقت ساده، طبیعی و تغییر ناپذیر. این یک واقعیت تمام و کمال است و نه یک راه و روش مکتوم و سری. راه کامل از تعصبات عقیدتی، زندگانی پر زرق و برق، غذای تجملی و موسیقی خشونت بار بَری است. اینها سکوت و آرامش ذهن انسان را بر هم می زند و مانعی می شود بر رشد معنوی او. با انکار آنچه که باب طبع و سلیقه ی روز است و در آغوش کشیدن آنچه که ساده است و صادق و راستین، راه کامل تو را به جوهر لطیف زندگی باز می گرداند تمارین اش را اتخاذ کن، و آنگاه به مانند او خواهی شد؛ صادق، ساده، راست، راستین و کامل!
نگاه کن در طی طریق ناتمام، دگرگونی ات نیز همیشه ناتمام است. لیکن در رشد و پرورش کامل خویشتن نائل شدن به یک دگردیسی تام و کامل رفتن به فراسوی محدودیت های زیستی و احساسی و تکامل یافتن به سطح والاتری از بودن، امکان پذیر است. با ماندن بیرون از سایه ها و دنبال کردن این راه ساده تو خارق العاده، عمیق و غیرقابل پیمایش خواهی شد، وجودی زاییده شده از لطافت ژرف کیهانی! و با دانستن حقیقت لطیف هستی، از عمر زمان و فضا پیشی خواهی گرفت.
#تائو
#دائو
@lightworkers
در راه تو
یک مذهب و یک شیوه نیَم...
هر لحظه،
به نو، مذهب دیگر دارم...
#عطار
@lightworkers
عالم صغير و عالم كبير
قلندران اعتقاد داشتند كه جسم خاكی انسان، چكيده ای از تمام ذرات عالم هستی است كه برای اثبات آن، وارد عالم درون شدند. پيدا كردن رابطه ی اعضای درون و بيرون جسم با عالم كبير مانند كره خاك و منظومه شمسی و كهكشان ها، از مشكل ترين فنون سير و سلوك است...
#عالم_کبیر
#عالم_صغیر
@lightworkers
رسمی در میان راهبهای بودایی تبتی وجود دارد که بوسیله شنهای رنگی یک اثر هنری به نام ماندالا درست میکنند.
این کار معمولا به صورت گروهی (معمولا چهار نفر و البته بسته به سایز ماندالا این تعداد قابل تغییر است) انجام میشود و هر فرد بدون داشتن نقشه قبلی و بدون اطلاع از طرح افراد دیگر مشغول ساختن بخشی از ماندالا میشود. (معمولا برای هر فرد یک چهارم دایره) البته پس زمینهای به عنوان نقشه راه وجود دارد ولی جزئیات انتخابی و اختیاری است.
این کار ماهها زمان میبرد و با جزئیات و ظرافتهای بسیار انجام میشود و حاصل کار یک دایره رنگارنگ است که در عین تفاوت های بسیار در جزئیات، به عنوان یک کل کاملا متعادل،متقارن و متشابه است.
این افراد تکتک شنها را به دقت و با برنامه ریزی اما کاملا حسی و بداهه برای ساختن این تصویر کنار هم گذاشتهاند و در پایان دقایق یا ساعاتی پس از تکمیل ماندالا، آن را خراب کرده و شنها را جارو میکنند و دور میریزند!
اما چرا؟
چرا این همه وقت میگذارند و نهایتا دستاورد فاخرشان را در سطل زباله میاندازند؟
ماندالا نماد زندگی است. نماد دنیا است.
ما چرا به این دنیا آمدهایم؟
برای چه زندگی میکنیم؟
و نهایتا چه سرنوشتی در انتظارمان است؟
خوب انسان یک سری ویژگیها و تواناییها دارد و تجارب بسیاری را در طول زندگی خود از سر میگذراند.
دکتر یونگ عقیده داشت که تعالی انسان در فرایند فردیت و تمامیت است. یعنی آن چیزی را که هست زندگی کند، و آن را تمام و کمال زندگی کند. بدین صورت انسان در تعادلی به سر خواهد برد که علیرغم تمام تفاوتها در جزئیات مختلف، کامل، یکپارچه، متقارن، متناسب و زیباست. درست مثل یک ماندالا.
اما چرا تبتیها ماندالا را خراب میکنند؟
چون ذات هستی فانی است.
هیچ چیز ابدی نیست، از جمله انسان.
گویا آنها زندگی را تمرین میکنند تا یادشان نرود که تلاشهای زیادی برای ساختن یک انسان کامل و یک زندگی زیبا لازم است، اما نهایتا همه چیز از بین خواهد رفت و جای ما در سطل آشغال تاریخ خواهد بود.
یونگ اعتقاد دارد، انسان درست مثل یک گلوله یا موشک که با انرژی زیادی پرتاب می شود و با سرعت بالایی مسیرش را طی می کند، درست در زمان اصابت به هدف و رسیدن به مقصد، از بین میرود، پایان مییابد و تمام میشود.
انسان با مرگ تمام میشود. پایان مییابد.
چیزی که برای ما انسان ها قابل درک است این دنیاست. کسی نمیداند قبل از این دنیا کجا بوده و بعد از آن به کجا خواهد رفت.
تنها چیزی که ما درک میکنیم دنیای فیزیکی است که با مرگ برای ما پایان مییابد.
پس از نگاه یونگ و راهبان بودایی نقشه راه درست زندگی اینچنین است:
خودت را کامل و زیبا زندگی کن، طوری که قبل از مرگ مثل یک اثر هنری زیبا، چشم نواز و قابل تحسین باشی.
اما بدان که آن لحظه، وقت خداحافظی است. وقت رفتن، مردن، پایان، و پیوستن به سطل آشغال تاریخ، درست مثل یک ماندالا...
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
از روی حقیقتی نه از روی مجاز
یک چند در این بساط بازی کردیم
رفتیم به صندوق عدم یک یک باز....
@lightworkers
مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز
دامان گل و لاله کشیدن دگر آموز
اندر دلک غنچه خزیدن دگر آموز
موئینه به بر کردی و بی ذوق تپیدی
آنگونه تپیدی که بجائی نرسیدی
در انجمن شوق تپیدن دگر آموز
کافر دل آواره دگر باره به او بند
بر خویش گشا دیده و از غیر فروبند
دیدن دگر آموز و ندیدن دگر آموز
دم چیست پیام است شنیدی نشنیدی
در خاک تو یک جلوه عام است ندیدی
دیدن دگر آموز شنیدن دگر آموز
ما چشم عقاب و دل شهباز نداریم
چون مرغ سرا لذت پرواز نداریم
ای مرغ سرا خیز و پریدن دگر آموز
تخت جم و دارا سر راهی نفروشند
این کوه گران است بکاهی نفروشند
با خون دل خویش خریدن دگر آموز
نالیدی و تقدیر همان است که بود است
آن حلقهٔ زنجیر همان است که بود است
نومید مشو ناله کشیدن دگر آموز
وا سوخته ئی یک شرر از داغ جگر گیر
یک چند بخود پیچ و نیستان همه در گیر
چون شعله بخاشاک دویدن دگر آموز
#اقبال_لاهوری
@lightworkers
برهما موهورتا
پیوستگی دانش جیوتیش و آیورودا بر کسانی که هر کدام از این دانشها را دنبال میکنند پوشیده نیست. یکی از کابردهای جیوتیش محاسبه برهما موهورتا است. ساعتی که با استفاده از زمان طلوع خورشید به دست میآید. زمانی است که ساعت بیولوژیکی بدن را شارژ میکند و در متون کلاسیک ودایی از فواید استفاده از آن در کسب دانش و انجام فعالیتهای معنوی مانند مراقبه سفارشات فراوانی وجود دارد.
اما در برخی از متون به صورت تقریبی بیان شده است. مثلا سوامی شیواناندا گفته است برهما موهورتا بازه ۳:۳۰ تا ۵:۵۰ صبح است.
📌در برهما موهورتا چه کنیم؟
طبق آیورودا، برای سلامتی بهتر باید در برهما موهورتا از خواب بیدار شد. چاراک در فصل هشتم ویمانا استهانا هنگام تشریح شخصیتهای شیشیا (محقق) بیان میکند که شاگرد باید سالم و تنها به مطالعه بپردازد. او باید صبح زود یا در ربع آخر شب بیدار شود.
به گفته شانکارا: زمان برهما موهورتا روزانه از ۳ صبح تا ۶ صبح است. زمانی که میتوان کارهای معنوی مانند مراقبه یا خواندن دعا و یا حتی پروژههای جدید را شروع کرد.
∆ متون باستانی کلاسیک بر این اعتقاد است که با بیدار شدن در صبح زود، انسان زیبایی، هوش، پول، سلامتی و سن طولانی را تجربه میکند و زندگی او مانند نیلوفر آبی زیبا میشود.
∆ از نظر علمی عناصری مانند ازن به تحریک مغز در این ساعت کمک میکند و غلظت اندروفین در اوج است که به بافتهای مغزی انرژی میبخشد و ذهن را تثبیت میکند. همچنین فردی که صبح زود از خواب بیدار میشود روند پیری خود را به تاخیر میاندازد زیرا استرس اکسیداتیو در بدن کاهش مییابد.
∆با قدرت کیهانی همسو شوید:
یوگیها بر این باورند که محیط ما بر اساس کیفیت افراد، مکانها، غذا و زمانی از روز که بیشتر با آن ارتباط داریم بر رفتار ما تأثیر میگذارد. در داستانهای ودایی آمده است که کسانی که به طبیعت شیطانی یا «سمت تاریک» تمایل دارند، انرژی شب را تغذیه میکنند. در نتیجه بسیاری از جنایات در تاریکی شب اتفاق میافتند. شب اغلب با مستی، تنهایی و ... همراه است، در حالی که محیط صبحگاهی به ویژه زمان صلح و آرامش است. این قابل درک است که کیفیت محیط صبحگاهی میتواند بر ویژگیهای مشابه در ذهن و رفتار ما تأثیر بگذارد.
#استرولوژی
برهما موهورتا
✨تمام خلقت بین ساعت ۴تا۶ صبح برمیخیزد،این فرخنده ترین زمان به نام برهما موهورتا شناخته می شود.تمرین برهما موهورتا یکی از آموزه های اصلی سوامی شیواناندا است.این مهم ترین زمان روز،درست قبل از طلوع فجر،زمانی است که کل جهان باپرانا آبیاری میشود،پرانا زنده و ملموس است.
با زود برخاستن و تجربه برهما موهورتا، ریتم کل بدن با ریتم کیهان تنظیم میشودو کاملاً شارژ می شود.متوجه خواهید شد که سلامت عمومی و وضعیت ذهنی شما به میزان قابل توجهی بهبود می یابد و روزخودرا پربارتر و سازنده تر میبینید.
خورشید هر روز در این زمان طلوع می کند،این تنهاانسان است که بر خلاف جریان طبیعت است.
وقتی ساعت۴صبح ازخواب بیدار میشوید،باید به بیرون بروید،به ستاره ها نگاه کنید،ماه را ببینید، هوای تازه راروی صورت خود احساس کنید
شری سوامی ساتیاناندا همیشه از حرکاتسیارات،ستارگان،بادآگاه بود،بادانستن اینکه باران کی خواهد آمد،زندگی بسیار طبیعی و ساده ای داشت.
زندگی مبتنی برارتباط با منبع زندگی است،با تمام عناصرطبیعت نه فقط برای خوردن و شادی،کسب درآمد و مقام.بسیاری از ما کاملاً از منبع و محیط خود جدا هستیم.
@lightworkers
