uk
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Відкрити в Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Показати більше
380
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+730 день
Архів дописів
‍ راز اصلی مراقبه اين است كه نه مخالف چيزی باشيم و نه طرفدار چيز ديگر. در مراقبه بايد كاملا بی‌تفاوت ،‌آرام و بدون هرگونه علاقه يا اكراه و انتخاب باقی ماند.(‌ شاهد بودن )‌.... ذهن مثل يک تلويزيون است؛ خاطرات، تصاوير،‌افكار، خواسته‌ها و هزار و يك چيز ديگر بر صفحه آن می گذرند. هميشه رفت و آمد سنگينی بر آن برقرار است. در جاده آن علايم راهنما وجود ندارد و همه در مسيرهای مختلف حركت می‌كنند. بايد بدون هرگونه ارزيابی، قضاوت و انتخاب، فقط ذهن را تماشا كرد؛‌ به طوری كه گويی ذهن هيچ ارتباطی با شما ندارد و شما فقط يک شاهد هستيد. اين حالت، هشياری بی‌انتخاب است. وقتی دست به انتخاب می‌زنيم، در واقع می‌گوييم:‌ «‌ اين فكر خوب است. پس آنرا نگاه می‌داريم » ‌يا «‌اين رويای زيبايی است،بايد بيشتر از آن لذت ببرم » اگر انتخاب كنيم، ديگر شاهد نخواهيم بود اگر بگوييم:‌ « ‌اين بد است، ‌اخلاقی نيست، خطاست و بايد آنرا كنار بگذارم »، شروع به ستيز با افكارمان می‌كنيم، در آن صورت،‌ بازهم شاهد نخواهيم بود... حالت شاهد بودن را در دو صورت از دست می‌دهيم:‌ وقتی مخالف چيزی هستيم و يا وقتی طرفدار چيزی ديگريم. راز اصلي مراقبه،‌ آن است كه نه مخالف چيزی باشيم و نه طرفدار چيزی ديگر. اگر فقط چند لحظه در حالت مشاهده بمانيد، از درکی كه نصيب‌تان می‌شود، ‌شگفت زده خواهيد شد.... #مراقبه @lightworkers

حوادث ناب و زیبا به سروقت ما نمی آیند.... این ما هستیم که باید به جستجوی این حوادث برخیزیم.... هیچ قله‌ای خود را به زیر پای ه
حوادث ناب و زیبا به سروقت ما نمی آیند.... این ما هستیم که باید به جستجوی این حوادث برخیزیم.... هیچ قله‌ای خود را به زیر پای هیچ کوهنوردی نمی‌کشد.... #نادر_ابراهیمی @lightworkers

هر ايگو به وسيله برخی ويژگيها و خصوصيات شناخته می‌شود. يكی از ويژگيهای اصلی ايگوی غرور، مقاومت كردن است. يعنی فرد در برابر هر چيزی كه می‌شنود، جبهه می‌گيرد و آن را قبول نميكند. ممكن است روزی در جمعی باشد كه در آنجا حرفهای مثبت زده می‌شود و فرد به خاطر مقاومتی كه در درون به خاطر ايگوی غرور وجود دارد، در مقابل حرفهای مثبت مقاومت می‌كند و حتی ممكن است حرفهای منفی بزند و روزی در جمعی كه در آنجا حرفهای منفی زده ميشود، مقاومت می‌كند و ممكن است حرفهای مثبت بزند. جدا از چيزی كه در بيرون، چه مثبت چه منفی اتفاق می افتد، فرد نمی‌خواهد و نمی‌تواند خود را با آن جمع وفق دهد و حرفشان را تائيد كند. نكته جالب اين است كه مقاومت درونی فرد، هيچ ربطی به جنس سخنانی كه در جمع‌ها گفته می‌شود، ندارد و مقاومت درونی ما را به سمت چيزی متضاد با آن جمع می‌برد. مقاومت سلاح مخفی ايگو است كه بر عليه ما استفاده می‌كند تا از نقصهای روانی درونی‌مان نتوانيم آگاه شويم. لازم است مشاهده كنيم و ببينيم چه مواقعی مقاومت نشان می‌دهيم؟ و چرا مقاومت می‌كنيم؟ در پشت مقاومت ما چه چيزی وجود دارد؟ #ایگوی_غرور #مهدی_آذری @lightworkers

آن‌که در درون آسایش دارد همه‌ی دنیا را در آسایش می‌‏بیند... #آنتوان_سنت_گزوپری @lightworkers
آن‌که در درون آسایش دارد همه‌ی دنیا را در آسایش می‌‏بیند... #آنتوان_سنت_گزوپری @lightworkers

خالقا ! دوستت دارم ، چراغ راه من باش ، زندگی به سختیهایش می‌ارزد، اگر انتهای هر قصه‌اش تو باشی . میدانم زندگی همیشه فرصتی دوب
خالقا ! دوستت دارم ، چراغ راه من باش ، زندگی به سختیهایش می‌ارزد، اگر انتهای هر قصه‌اش تو باشی . میدانم زندگی همیشه فرصتی دوباره برای شروع می‌دهد که نامش فرداست. چراغ تو، راهها را بر من روشن می‌کند. من که ادامه‌ی راه را نمی‌بینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست ، همین کافیست که تو راه را می‌ببنی و من تو را.... به امید تو زندگی میکنم ،حتی اگر بهترینها را از دست داده باشم ، چون زندگی کردن است که بهترین‌های دیگری را برایم می‌سازد.... @lightworkers

هر کس به هوای جان گرفتار ما بی‌تو ز جان خویش بیزار... #قاآنی @lightworkers
هر کس به هوای جان گرفتار ما بی‌تو ز جان خویش بیزار... #قاآنی @lightworkers

خوشا بحال مسكينان روحی، زيرا ملكوت آسمان از آن ايشان خواهد بود... خوشا بحال سوگواران، زيرا تسلا خواهند يافت.... خوشا بحال فروتنان، زيرا وارث زمين خواهند شد.... خوشا بحال گرسنگان و تشنگان راه حق، زيرا بی‌نياز خواهند شد.... خوشا بحال بخشايندگان، زيرا بخشوده خواهند شد.... خوشا بحال پاك دلان، زيرا خداوند آنها را عزت خواهد بخشيد.... خوشا بحال آشتی‌دهندگان، زيرا مقربان درگاه خداوند ناميده خواهند شد.... خوشا بحال كسانی كه در راه حق آزار و شكنجه می‌شوند، زيرا ملكوت آسمانی از آن ايشان خواهد شد.... خوشا بحال شما !، كه از آزار و شكنجه نمی‌هراسيد و بهتان و افترا، شما را از ميدان بدر نمی‌كند.... شادی كنيد و خرسند باشيد. زيرا پاداش شما در آخرت بس عظيم خواهد بود؛ همچون پيامبران كه قبل از شما آزار ديدند و شكنجه شدند..... پيش از آنكه شما دست نياز به درگاه خداوند دراز كنيد او به نيازهای شما واقف است، پس اينچنين دعا كنيد: ای پروردگار توانا كه خالق زمين و آسمانها هستی نامت مقدس باد، باشد كه ملكوت تو بسان آسمانها در زمين نيز متجلی گردد؛ نان روزی ما را به ما عطا كن و از خطاهای ما درگذر، همچنان كه به ما آموختی از خطاكاران درگذريم، ياريمان ده به هوای نفس غلبه كنيم؛ و رهائيمان ده از شر ابليس.... #عيسي_بن_مريم @lightworkers

سوفی عزیز، بسیاری از مردم، هر کدام، یک سرگرمی دارند. بعضی سکه قدیمی یا تمبر خارجی جمع می‌کنند، برخی به کاردستی مشغول می‌شوند، دیگران در اوقات فراغت به ورزش می‌پردازند. گروهی از کتاب خواندن لذت می‌برند. ولی ذوق مطالعه‌ی آن‌ها بسیار با هم متفاوت است. عده‌ای فقط روزنامه یا چیزهای فکاهی می‌خوانند، جمعی رمان دوست دارند، مابقی هم چه‌بسا خواندن کتاب‌های ستاره‌شناسی، طبیعتِ‌وحشی یا کشفیاتِ‌علمی را ترجیح می‌دهند. اگر من به اسب یا به سنگ‌های قیمتی علاقه‌مند باشم نباید انتظار داشته باشم که بقیه هم در سليقه من سهیم باشند. اگر من کلیه برنامه‌های ورزشی تلویزیون را با لذت تمام تماشا می‌کنم، باید این واقعیت را بپذیرم که افرادی هم حوصله‌شان از ورزش سر می‌رود. آیا چیزی هست که همه به آن علاقه‌مند باشیم؟ آیا چیزی هست که مربوط به همه -صرف‌نظر از این‌که کی هستند و کجای جهان زندگی می‌کنند- باشد؟ آری، سوفی عزیز، مطالبی هست که قطعا مورد علاقه همگان است. و موضوع بحث دوره آموزشی ما دقیقا همین‌هاست. مهمترین چیز در زندگی چیست؟ اگر این سئوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا. اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می‌میرد، خواهد گفت گرما. و اگر از آدمی تک و تنها همین سئوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدم‌ها. ولی هنگامی که این نیازهای اولیه برآورده شد . آیا چیزی می‌ماند که انسان بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان می‌گویند بلی. به عقیده‌ی آن‌ها آدم نمی‌تواند فقط دربند شکم باشد. البته همه خورد و خوراک نیاز دارند. البته که همه محتاج محبت و مواظبت‌اند. ولی -از این‌ها که بگذریم- یک‌چیز دیگر هم هست که همه لازم دارند، و آن این است که بدانیم ما کیستیم و در این‌جا چه می‌کنیم. #یوستین_گوردر برگرفته از کتاب #دنیای_سوفی سوفی یا سوفیا نامی یونانی‌ به معنای خرد یا دانش است. در اساطیر یونان سوفی در واقع وجه مونث الوهیت است، وجهی که فیلسوف، عاشق پیوستن به آن است. اما از آن‌جا که نمی‌توان این ایزدبانو ‌را در مشت خود جا داد، فیلسوف همیشه دوستدار معرفت باقی می‌ماند و مجنون‌وار همواره هم‌سایه‌ی لیلی منزل می‌گزیند. «فیلو» که قسمت اول واژه‌ی فیلسوف را تشکیل می‌دهد در اصل به معنای دوست‌داشتن چیزی‌ست و در نتیجه فیلسوف کسی نیست جز دوست‌دار حقیقت یا عاشق معرفت. آبراهام مزلو، روانشناس انسانگرای‌ آمریکایی، دریافت که انسان‌ها به ‌محض برآوردن نیازهای بنیادین وابسته به بقاءشان چون غذا، تحرک، رابطه‌ی جنسی، امنیت و تعلق، یک بی‌قراری دیگری می‌یابند. حال، ایشان می‌خواهند که از خود فراتر روند و وجود یا هستی را دریابند.کارل گوستاو یونگ معتقد بود نیمه‌ی زندگی آدم‌ها با بحران معنا همراه است، پس از آن‌که نیمی از راه‌ با هدف برآوردن نیازهای معطوف به بقاء طی شد، ناگهان این جملاتِ مولوی از درون‌تان طنین برمی‌آورند که: «سال‌ها فکر من این بود و همه شب سخنم، که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؛ از کجا آمده‌ام؟ آمدنم بهر چه بود؟ به‌کجا می‌روم؟ آخر ننمایی وطنم؟» سقراط که او را پدر فلسفه خطاب می‌کنند می‌گوید: «هیچ‌چیز مهم‌تر از شناختن خودتان نیست، زیرا یک زندگی نیازموده حقیقتا ارزش زیستن ندارد.» از زمان سقراط تا به حال فیلسوفان و عارفان، هر کدام به سهم خود تلاش کرده‌اند پاسخی برای این سئوال پیدا کنند و امروز روانشناسان و متخصصین علوم اعصاب همه‌ی تلاش خود را به آن معطوف ساخته‌اند. آیا می‌توان به سادگی از این معرفت چشم پوشید و انتظار داشت در زندگی رضایت باطنی را تجربه کرد؟ نتیجه‌ی پژوهش‌ها با اطمینان می‌گویند که خیر! اگر به همه‌چیز بپردازید اما از خودتان غافل بمانید، و اگر شانس هم با شما همراه باشد در بهترین حالت فقط یکی دیگر از موفق‌های ناشاد این عصر خواهید بود.... #وحید_شاهرضا‏ @lightworkers

آتش و آدم ترکیبی نامتجانس است من از میان این آتش گر گرفته در رویاها و عشق‌ها غیر ممکن است سالم برگردم بازگشت من اندوه بار خوا
آتش و آدم ترکیبی نامتجانس است من از میان این آتش گر گرفته در رویاها و عشق‌ها غیر ممکن است سالم برگردم بازگشت من اندوه بار خواهد بود کاش مثل نان بودم چه زیبا بر می‌گردد از سفر آتش! @lightworkers

زندگى، قبل از هرچيز زندگى‌ست! گل مى‌خواهد، موسيقى مى‌خواهد زيبايى مى‌خواهد ... زندگى، حتى اگر يكسره جنگيدن هم باشد، خستگى در كردن مى‌خواهد عطر شمعدانى‌ها را بوييدن مى‌خواهد خشونت هست، قبول؛ اما خشونت، اصل كه نيست زايده است، انگل است، مرض است ما بايد به اصلمان برگرديم. زخم را كه مظهر خشونت است با زخم نمى‌بندند با نوار نرم و پنبه پاک مى‌بندند با محبت، با عشق ... #نادر_ابراهیمی @lightworkers

به هر سو که میخواهی شرق، غرب، شمال یا جنوب برو... اما هر سفری که آغاز می‌کنی سیاحتی به درون خود بدان! آنکه به درون خود سفر می
به هر سو که میخواهی شرق، غرب، شمال یا جنوب برو... اما هر سفری که آغاز می‌کنی سیاحتی به درون خود بدان! آنکه به درون خود سفر میکند سرانجام ارض را طی میکند.... #شمس_تبریزی @lightworkers

زندگی یافتن نوری در تاریکی است این درس را مگر کودمان به فیلسوفان بیاموزند.... @lightworkers
زندگی یافتن نوری در تاریکی است این درس را مگر کودمان به فیلسوفان بیاموزند.... @lightworkers

برای ایجاد تحولی که آرزو دارید، عمل کردن به کلام بسیار مهم است.... آنچه به خود و دیگران می‌گویید اهمیت دارد. اگر به خود بگویید که غذای سالم‌تری خواهید خورد و چنین نکنید، به خود و هستی اعلام می‌کنید که قابل اعتماد نیستید و نمی‌توان روی شما حساب کرد. این عهدهای شکسته موجب کاهش اعتماد به نفس شما می‌شود. اگر قصد ندارید کاری را انجام دهید، نگویید که آن را انجام می‌دهید؛ هر بار که به قول‌تان عمل نمایید، به خودتان و هستی اعلام می‌کنید که قابل اعتماد هستید. در نتیجه وقتی هدف بزرگتری در نظر می‌گیرید و برای نمونه به خود می‌گویید: من درآمد بیشتری خواهم داشت، عاشق خواهم شد یا کتاب خواهم نوشت، می‌توانید آن کارها را انجام دهید. هنگامی که پیوسته به خودمان دروغ می‌گوییم، برای‌مان دشوار خواهد بود که به خودمان اعتماد کنیم. کلام می‌تواند قدرت و آزادی در اختیار شما قرار دهد. هنگامی که می‌خواهید تحولی در زندگی‌تان ایجاد کنید، یا به هدفی نائل آیید و می‌دانید که قادر به انجام آن خواهید بود، احساس آزادی می‌کنید. #دبی_فورد @lightworkers

قلبم را در دنيا پرتاب كردم تو آن را گرفتى، به دنبال شادمانى بودم، اندوه نصيبم كردى، به من اندوه بخشيدى و شادمانى را دريافتم..
قلبم را در دنيا پرتاب كردم تو آن را گرفتى، به دنبال شادمانى بودم، اندوه نصيبم كردى، به من اندوه بخشيدى و شادمانى را دريافتم.... قلب من تكه تكه پخش شده بود تو تكه‌ها را در دست گرفتى و به نخ عشق كشيدى... رهايم كردى و از اين در به آن در سرگردان شدم تا نشانم دهى كه سرانجام چه قدر نزديكى... عشق تو مرا غرق در تشويش عميق كرد. وقتى سرم را بلند كردم ديدم كه در آستانه درت ايستاده‌ام... @lightworkers

روزی چندين هزار جنازه به گورستان می برند كه حتی يكی از آنان لحظه‌ای به تفكر نمی‌پردازد. و از چندين هزار كس كه كم و بيش به تفكر پرداخته‌اند، يكی به مقام جستجوی حقيقت بر نمی‌آيد. و از چندين هزار كس كه به مقام جستجو بر می‌آيند، يكی به راه راست نمی‌رود. و از چندين هزار كس كه به راه راست می‌روند، يكی نيست كه از راه رفتن خسته نگردد و دست از جستجو بر ندارد. و از چندين هزار كس كه استقامت می ورزند و راه را به پايان می‌برند، يكی در ميان نباشد كه شايسته پيشگاه معشوق گردد. تا نپنداريم كه به راه طريقت رفتن كاری است آسان.... #عین_القضات_همدانی @lightworkers

نفرت بر یکایک اندامهای بدن اثر می گذارد. چون زمانی که نفرت می‌ورزید،یکایک اعضای بدن خود را به فعالیتی منفی وا می‌دارید و تاوان آن را به صورت روماتیسم، آرتروز، کشش دردناک و التهاب اعصاب و هزاران مرض دیگر،پس می‌دهید... و همه‌ی این بلاها از آن جهت بر سرتان می‌آید که می‌پندارید جنگ از آن شما است و خود وارد پیکار می‌شوید و آن را به "بازوی بلند خدا" نمی‌سپارید، "لعن و نفرین، به خود دشنام دهنده باز می‌گردد." اگر انسانی برای کسی "بدبختی" بخواهد، بی‌تردید بدبختی به سراغ خود او خواهد آمد، اگر بخواهد به کسی کمک کند تا به موفقیت برسد، همانا راه موفقیت خود را هموار کرده است... #فلورانس_اسکاول_شین @lightworkers

خداوندا! تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند و چاره اندیشی‌ها، راه به جایی نبرد، مگر نزد تو! و همه راه‌ها بسته و مسیرها تنگ‌اند، مگر راهها
خداوندا! تلاش‌ها بی‌نتیجه ماند و چاره اندیشی‌ها، راه به جایی نبرد، مگر نزد تو! و همه راه‌ها بسته و مسیرها تنگ‌اند، مگر راهها و مسیرهایی که به تو می رسند! و همه آرزوها بر باد رفته و امیدها قطع شده است، مگر آرزوی تو و امید به تو! و همه خوش گمانی‌ها دروغ از آب در آمده و همه وعده‌ها زیر پا گذاشته شده اند، مگر وعده‌های تو! #حضرت_صادق(ع) @lightworkers

داستان اجتماعی شدن ما آدم‌ها از روزی شروع شد که تصمیم گرفتیم برای احساس تعلق‌مان چاره‌ای دسته جمعی بیندیشیم. احساسِ بودن از طریق تعلق داشتن به گروهی خاص. شاید گروهی که آوازه‌ اش را از دور می‌شنیدیم، یا آن‌ها که از نزدیک شاهد کف‌زدن اطرافیانِ مان برایشان بودیم. آن روزها با خود عهدی بستیم، آرام و بی‌صدا، اما محکم، که تا به آن گروه، حرفه یا هویتِ اجتماعی نرسیده ایم، آرام ننشینیم و راضی نشویم. حالا سال‌ها از آن زمان می‌گذرد، ما هر روز شاهد اتفاقات جدیدی در زندگی خود هستیم و هر روز من‌هایِ جدیدی را ملاقات می کنیم، اما دیدارمان با آن خودی که در تصویر دیگری دیدیم، دست نداده است. آیا ما به اندازه کافی خوب نیستیم؟ آیا به اندازه کافی شناخته شده، قابل قبول یا قدرتمند نشده‌ایم؟ این‌ها سئوالاتی‌ست که هر روز از خود می‌پرسیم و البته به پاسخ‌هایی برای آن‌ها دست می‌یابیم. فارغ از این‌که چه پاسخ‌هایی از قبیل تحصیلاتِ بالاتر، حساب بانکی بیشتر، ارتباطاتِ گسترده‌تر، یا دانش و آگاهی بیشتر را به خود می‌دهیم، (که هر کدام نظر گروهی از جامعه را به خود جلب می‌کنند) با این تصور که به یک تصویر بیرونی از بودنِ خود نیاز داریم، روزها و سال‌ها بیرون از خود به جستجو می‌پردازیم و هربار جستجوی‌مان را از سوژه‌ای به سوژه‌ای دیگر، تغییر می‌دهیم و این‌گونه احساس دروغینی از پویایی و حرکت را تجربه می‌کنیم و هنوز به دیدار تصویر دیگری در آینه‌ِ وجودمان امید داریم، غافل از این‌که جایی که به دنبال خود می‌گردیم، احتمال دیدارمان را فراهم نمی‌کند! اگر امروز روزیست که می‌توانیم لحظاتی هر چند کوتاه با خود یک "آن" باشیم و بدون نظر به داستانِ چگونه بودن‌مان، قدری بنشینیم تا از خود سپاسگزاری کنیم، بابت این کوششِ مستمر، به خود چه می‌گوییم؟ به خودی که سال‌هاست تلاش می کند تا با این روش به ما احساس امنیت دهد! #آنیتا_جلالی @lightworkers

عازم یک سفرم سفری دور به جایی نزدیک سفری از خود من تا به خودم سفری از خود من تا به خدا تو اگر نیز کنون مثل منی مثل من در طلب
عازم یک سفرم سفری دور به جایی نزدیک سفری از خود من تا به خودم سفری از خود من تا به خدا تو اگر نیز کنون مثل منی مثل من در طلب خورشیدی پس بیا تا با هم،دست در دست دهیم خاکروبی بکنیم از سرای دلمان و شویم آماده دلمان پاک که باشد دلمان «عشق» که باشد او خودش می‌آید.... @lightworkers

معنای مردن را درک کنید نه مرگ جسمی. که این مرگ اجتناب‌ناپذیر است بلکه مردن بر همه‌ی چیزهایی که دانستگی به شمار می‌رود، مردن بر خانواده‌تان بر وابستگی‌هاتان، بر تمام چیزهایی که جمع کرده‌اید، دانستگی، لذت‌های دانستگی، ترسهای دانستگی، اگر دقیقه به دقیقه بر آنها بمیرید، خواهید فهمید معنی مردنی که ذهن را تازه، جوان و بنابراین پاک می‌کند چیست، به طوری که رستاخیز نه در زندگی بعدی، بلکه در روز بعد وجود دارد... @lightworkers