uk
Feedback
💌 دلنوت

💌 دلنوت

Відкрити в Telegram

دل‌نوت (Delnote) اشعار و نوشته‌های زیبا و ماندگار منتشر می‌کند. در انتشار زیبایی‌های دنیا با معرفی ما به دوستان‌تان سهیم باشید https://t.me/delnote

Показати більше
940
Підписники
Немає даних24 години
+87 днів
+2330 день
Архів дописів
مردی که خودش را تمام روز در یک اتاق زندانی می‌کند اصلاً دیوانه نیست یا انار متراکمی‌ست که در پوست خودش جا خوش کرده یا پیاز متورمی‌ست که لایه‌لایه پرده برنمی‌دارد از تنهایی‌اش! #علی_باباچاهی @delnote

در اَوستا و گاتها آمده: اینک زمین را می‌ستایم زمینی که ما را در بر گرفته است ای اهورا مزدا زنان را می‌ستایم زنانی که از آن تو به شمار آیند و از بهترین اَشه برخوردارند می‌ستایم... @delnote

🎵”Looking For The Summer” #Chris_Rea @delnote

♥️ به باز آمدنت چنان دلخوشم که طفلی به صبح عید، پرستویی به ظهر بهار و من به دیدن تو چنان در آینه‌ات مشغولم که جهان از کنارم می‌گذرد بی آن‌که سر برگردانم در فصلهای خونین هم می‌توان عاشق بود به قمریان عاشق حسد می‌ورزم که دانه بر می‌چینند و به ستاره و باران که بر نیمرخ مهتابی‌ات بوسه می‌زنند. و به گلی که با اشاره‌ی تو می‌شکفد در فصل‌های خونین هم می‌توان عاشق بود مگر از راه در رسی مگر از شکوفه سر بر زنی مگر از آفتاب درآیی وگرنه روز تابوتی است بر شانه‌های ابر که ما را به افق‌های ناپیدا می‌سپارد و عشق آهوی محتضری است که سر بر شانه‌های باران می‌گذارد! بیا با اندامی از آتش بیا. و جلوه‌ای از آذرخش هیهات من کجا باز بینمت ای ستاره‌ی روشن که بی تو تا شبگیر پیر می‌شوم چندان که بازآیی ستاره‌ها همه عاشق می‌شوند و جوانی در باران از راه می‌رسد #علی_باباچاهی @delnote

مایکل کورلئونه: من این کشور رو دوست دارم؛ در طول تاریخ اتفاق‌های وحشتناکی سر این مردم اومده؛ اما اون‌ها هنوزم منتظرن که اتفا‌ق‌های خوب براشون بیفته... 🎬The Godfather III (1990) @delnote

یک‌جا بمان نیستی چه در دل می‌کاشتمت چه در گوشه‌ی اتاق... #علی_باباچاهی ( ۱۳۲۱_۱۴۰۴) @delnote
یک‌جا بمان نیستی چه در دل می‌کاشتمت چه در گوشه‌ی اتاق... #علی_باباچاهی ( ۱۳۲۱_۱۴۰۴) @delnote

چشمه‌ها شوريدى شکستی و خون كردى و آشفتی و خشكاندى! تو درخت بُريدى ضحاک! درختی كه هر برگ آن جداگانه جانى داشت و هر شاخه، ميوه جداگانه داد يا گلی! شب هزار و يكم #بهرام_بیضایی @delnote

♥️ تنها چیزی که پس از مرگ برجا می‌ماند، «یاد» است. تنها چیزی که از مرگ قوی‌تر است، «یاد» است. همه می‌میرند، اما یاد‌های آن‌ها که کشته می‌شوند، برای همیشه در جایی برجا می‌ماند. حاکمِ جنایتکار، باد می‌کارد و یاد درو می‌کند؛ یاد که از مرگ هم ماندگارتر است. #ابراهیم_سلطانی @delnote

♥️ سلاح‌داران گل‌های باغچه را لگدکوب کرده‌اند اما تبار گل هر گز نخواهد مرد #احمدرضا_احمدی @delnote

🎵#The_Rains_Of_Castamere A Song By: #Jackie_Evancho Music: #Ramin_DJawadi @delnote

رویاها و آرام‌بخشان جوانی‌ام همه جان سپردند. اما چگونه از این زخم‌ها برگذشتم و بر آن‌ها چیره شدم؟ چگونه روانم دیگر بار ازین گورها برخاست؟ آری، چیزی رویین و در-گور-نرفتنی در من است. چیزی صخره‌شکن، یعنی اراده‌ی من. او آرام و پا بر جا از خلال سالیان می‌گذرد. نیچه، چنین گفت زرتشت، ترجمه‌ی داریوش آشوری @delnote

♥️ شخص باهوش، مهربان، کاردان، زیرک و خلاق ممکن است مشغول جارو زدن زمین باشد و شخص بی‌اراده، فاسد، منحط، مردم‌آزار و احمق در حال اداره‌ی کشور. #آلن_دوباتن @delnote

♥️ زندگی ما زمانی شروع به اتمام می‌کند و از حیات تهی می‌شود که در مورد مهم‌ترین موضوعات‌مان سکوت کنیم ؛ درباره‌ی آزادی و کرامت انسانی . #مارتین_لوتر_کینگ @delnote

«چراغ های کوچه را شکسته اند.. زورشان به صبح که نمی رسد، درخت های قد کشیده را سر زدند ... زورشان به جوانه که نمی‌رسد، زمستان است زمستان است، قبول؛ زورشان به بهار که نمی‌رسد...» #مجتبی_رجبی @delnote

چه جوانانی! اسماعیل، می‌بینی؟ چه جوانانی! بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند... جنگ است اسماعیل، جنگ است! مرده باد شاعری که راز حجره و چاه را نداند، زنده باشی تو که این راز را می‌دانستی... #رضا_براهنی @delnote

♥️ فتوی دهی به غصبِ حقِ پیرزن ولیک بی‌روزه هیچ روز نباشی مهِ صیام #پروین_اعتصامی @delnote

sticker.webp0.19 KB

🎵”Still Standing” #Cain_Walker @delnote

♥️ ایلیا پسر ده‌ساله‌ی جاویدنام #افسانه_مهدی‌نژاد، من رو یاد ایلیوشای "برادران کارامازف" انداخت. این پسر انگار از اعماق دنیای داستایفسکی اومده. کلماتش دقیق و بُرنده‌اند. حتی مکث‌هاش بین جمله‌ها، و ریتم کلام، عجیب به‌اندازه است. به هر جمله‌‌ش فکر می‌کنه. از شباهت اسم‌ها که بگذریم، شباهت موقعیت رو نمی‌شه نادیده گرفت: بچه‌ای در‌هم‌شکسته. انگار هم با خودش داره حرف می‌زنه و هم خطابه‌ای در مقابل کلیّتِ دنیاست. اما در رمان، برعکس، بچه در حال مرگه و به پدر دلداری می‌ده: "گریه نکن پاپا.‌‌.. وقتی من مُردم، یک پسربچه‌ی دیگر برای خودت پیدا کن. یکی که بچه‌ی خوبی باشد. به سلیقه خودت باشد، اسمش را هم بگذار ایلیوشا تا جای مرا برایت پر کند، تا دلتنگِ من نباشی..." بعد فورا مثل اینکه متوجه چیزی شده باشه، ایلیوشای کوچک حرفش رو اصلاح کرد: "ولی مرا از یاد نبر، پاپا، هیچوقت مرا از یاد نبر. گاهی بیا سری به قبر من بزن. چشم‌به‌راهتان‌ هستم‌ها، حتما بیایید". لحظه‌ی مرگ رو داستایفسکی اینطور نوشت: صدایش شکست و دیگر در نیامد. ‌‌‌ ایلیای عزیز! هر جمله‌ت ضربه‌ای سخت بود و مدام با خودم می‌گفتم نکند جمله‌ی بعدیت زمینم بزنه، و جمله‌ی بعدیت چیزی ویرانگرتر بود. چیزی ندارم که به تو بگم، جز اینکه متأسفم برای این بارِ عظیم که بر شانه‌ی کوچک تو افتاد. ما _ ما که بزرگتر و قدیمی‌تر از توییم _ نتونستیم دنیایی برای خنده‌های تو آماده کنیم. هر چی بنویسم از رنج تو هیچ‌چیز کم نمی‌کنه و تنها با پذیرفتن این واقعیته که می‌تونم به تو احترام بذارم. #معین_دهاز @delnote