uk
Feedback
Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Відкрити в Telegram

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу Morphin™ | مورفین

Канал Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 19 745 підписників, посідаючи 1 620 місце в категорії Мистецтво та дизайн та 16 965 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 19 745 підписників.

За останніми даними від 15 червня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -234, а за останні 24 години на -4, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 0%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 4.46% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 0 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 880 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 0.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як کس, وقت, آدم, چیز, آدما.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 16 червня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Мистецтво та дизайн.

19 745
Підписники
-424 години
-297 днів
-23430 день
Архів дописів
برنده اونیه که آدم بلاتکلیفو گذاشت کنار با اینکه دوسش داشت.

امروز فهمیدم که وقتی بتونی داستانت رو بدون اینکه گریه کنی تعریف کنی یعنی تو درمان شدی! درمان شدن به معنی فراموش کردن یا پاک کردن درد نیست! تو دیگه وقتی ماجرا رو تعریف میکنی دگرگون نمیشی! دیگه نمیشکنی و فقط تعریف میکنی!

با آدمایی که دوسشون دارم اینجوریم که خیلی مهربونم، خیلی اهمیت میدم، خیلی صاف و ساده ام ولی اگه یذره متوجه بشم باهام صادق نیستن و با سیاست رفتار میکنن كلاً از چشمم میفتن و دیگه نمیتونم باهاشون ارتباط بگیرم

بعضی‌ها از دست تو عصبانی هستن چون اونطور که انتظار داشتن ، در رنج نیستی !! دوباره بخون :)

یکی از بزرگترین دروغایی که شنیدیم این بود که گفتن زندگیتون پر از آدم هایی میشه که شما برای بقیه بودید! به نظرم این مزخرف ترین حرف دنیاست زندگی ما پر از آدمایی میشه که هر روز و هر روز بیشتر تلاش میکنن ما رو از خوب بودن و خوب زیستن پشیمون کنن و دنیا همه تلاشش و میکنه تا آدم‌هایی رو سر راهت بذاره که بتونه تبدیلت کنه به بدترین آدم دنیا! که هیچ خوبی رو باور نمیکنه به هیچ آدمی نمیتونه اعتماد کنه

ولی قشنگترین رفتار توی رابطه، حامی بودنه ... 🤍

با ذوق باشید! نمی‌دانید چه رنج عظیمی‌ست که در کمال اشتیاق و ذوق،  با یک آدم بی ذوق هم‌مسیر شدن... نمی‌دانید چه زجری‌ست مدام برای هرچیزی عمیقا ذوق داشتن و با درهای بسته و ابروهای در هم‌کشیده مواجه شدن! لازم نیست همه چیز را از صافیِ منطق رد کنید! یک‌جاهایی دیوانه باشید و بدون منطق... یک‌جاهایی فقط پایه باشید برای صرفاً خندیدن و دویدن و دنیا را از نگاه یک انسان بی‌خیال و سربه هوا دیدن... یک‌جاهایی دل بدهید به دلِ آدمی که مثل یک کودک بدون سیاست و رها ذوق دارد و بااشتیاق رو کرده سمت شما و موافقت و همراهی شما را طلب می‌کند. ذوق آدم‌ها را کور نکنید! آدم‌ها ذوقشان که کور می‌شود، دلایل نفس کشیدنشان را گم می‌کنند. آدم‌ها ذوقشان که کور می‌شود، زنده می‌مانند، اما دیگر زندگی نمی‌کنند...

قشنگ ترین تیکه ی که از کتاب تکه های کل منسجم خوندم این بود: "آدم ها مسئول کمبود های ما نیستند. گریه کنید، درد بکشید، فریاد بزنید اما بلند شوید و جلو بروید. حفره های قدیمی را خالی باقی بگذارید و توقع نداشته باشید آدم‌ها جاهای خالی‌تان را پر کنند!

تو میتونی یه نفرو ببخشی ولی همزمان از زندگیت حذفش کنی... بخشیدن به این معنی نیست که چون بخشیدمت دوباره قراره باهات ارتباط داشته باشم.

حس اولیه ای که از آدمها می‌گیری هیچوقت دروغ نمی‌گه. شاید یه بازه‌ای فکر کنی اون اول اشتباه قضاوت کرده بودی، ولی هرگز. بعداً می‌فهمی که دقیقاً دقیقاً دقیقاً همون حس اولیه‌ت درست بوده.

برکت زندگی من قلبمه! وگرنه کسی چیزی به ما نداده...

فکر میکنم تا حدود بیست و دوسه سالگی یا گاهی بیشتر، یه برقی در چشمهای آدمها هست، که ته مانده‌ی چشم‌های دوره ی کودکیه. نگاهی بلعنده و شاداب، که هنوز داره دنیا رو کشف می‌کنه، با شور و حساسیت. این برق، وقتی که از چشم‌ها می‌ره، بزرگسالی شروع میشه.

اون آدمی رو انتخاب کن که هر چقدر هم دورِش شلوغ شد، هر چقدر هم که آدمایِ خیلی خوب دورش بودن، هر چقدر هم که نسبت به تو بی‌نیاز بود و هر چقدر هم که آدمایی اومدن که از تو بهتر بودن براش ، باز هم تو رو فراموش نکنه؛ یادش نره یکیو داره که قول داده توی شلوغی مراقبش باشه تا گُم نشه، یادش نره قدرتو بدونه، یادش نره کی بود کنارش وقتی که تنهایِ تنها بود...🤍

به جای "همیشه کنارتم" از یه جمله‌ی قشنگ‌تر استفاده کنید و بهش بگید : «آنجا که هیچ نیست؛ به یاد بیاور که دوستت دارم.» همینقدر عمیق و لذت بخش…

کپشن‌های فان تولدی: Happy having another next year فرصت بودن تو یه سال دیگه مبارک It's my birthday,let's celebrate. تولدم شد، پاشید جشن بگیریم Born to shine. برای درخشیدن به‌دنیا اومدم. Oh, I got to this point. اوه تا این مرحله رسيدم. Cheers to me. به سلامتی خودم. I survived another birthday. از یه تولد دیگه هم جون سالم به در بردم :) It's not me turning 30. این من نیستم که سی سالش شده 🫣

مامان؛ مرسی برای صبحونه‌ی اول صبح برای شب‌هایی که مریض بودم و بیدار موندی برای روزهایی که ازم پرسیدی ناهار چی دوست دارم برای سلیقه‌ی قشنگت موقع خرید کردنم برای آرامش خونه برای یخچالی که هیچ‌وقت خالی نیست برای دست‌پخت خوبت برای وقتایی که خسته بودم و تو رانندگی کردی برای اتاقم که خیلی وقتا رسیدم و مرتبش کردی برای وقتایی که قهر کردی تا به خودم بیام برای روزایی که خوب نبودم و کنارم بودی برای بودنت! آره مامان، مرسی بابت بودنت...

یه چیزی بگم و برم اون واکنش های شدید یهویی به خیلی چیزها که نشون میدی در واقع پاسخ به اون موضوع کوچیک نیست، پاسخ به اتفاقات بزرگ قبلیه که توی اون زمان در برابرش سکوت کردی!

یکی از ویژگی‌هایی که نشون می‌ده سر چه سفره ای بزرگ شدی، قدرشناسیه.

آرام باش ماهِ من درست می‌ شود نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی نیست.

از حکیمی پرسیدند؛ لحظه ای سخت تر از مرگ وجود دارد؟ پاسخ داد: بله لحظه ای که یک آدم اصیل محتاج یک انسان بی اصل و نسب شود...