uk
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Відкрити в Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Показати більше
2 681
Підписники
-124 години
+17 днів
+430 день
Архів дописів
‌ نمی‌دانم اینجا واقعاً کمپی در اورست است یا نه، هر کجا می‌خواهد، باشد. به هر حال معلوم است که یک عده کوهنورد رفته‌اند در ارتفاعاتی، که کم هم نیست، و کمپ کرده‌اند و آشغال ریخته‌اند. این دلیل دیگری بر استدلال‌های اشتباه مانند: «هر کس باسواد باشد، بافرهنگ هم هست»، «هر کس دکتر باشد، باشعور و فهمیده هم هست»، «هر کس اهل موسیقی و نوازندگی و خوانندگی باشد، نازک‌دل و مهربان و خوش‌خُلق هم هست»، «هر کس اهل ادبیات و شعر باشد، خوش‌قلب و باشعور و بااخلاق هم هست»، «هر کس اهل حرف‌های عرفانی و خودشناسی و معنویت باشد، بااخلاق و باصداقت و خوش‌رفتار هم هست»، «هر کس کوهنورد و اهل طبیعت باشد، باشعور و بافرهنگ و مراقب طبیعت هم هست» و دیگر استدلال‌هایی از این قماش. این یک خطای شناختی است. این، مخصوصاً هشداری‌ست به جوانان که هنوز آن روی زشت درون انسان‌ها را ندیده‌اند و فکر می‌کنند دنیا، یعنی دنیای روابط انسانی، گل و بلبل است. @PanevisDotCom

‌ چالشِ «روابط گذشته» اگر دانستنِ روابط عاطفی گذشتهٔ فردی، در عملْ پیش‌بینی قابل‌اعتماد‌تری از کیفیت ازدواج آینده به ما ندهد،
چالشِ «روابط گذشته»
اگر دانستنِ روابط عاطفی گذشتهٔ فردی، در عملْ پیش‌بینی قابل‌اعتماد‌تری از کیفیت ازدواج آینده به ما ندهد، آیا اصرار بر دانستن آن، تصمیم‌گیری عاقلانه است یا صرفاً تلاش برای کنترلِ ناامنی شخصی؟
«بسیاری از زوج‌ها همه‌چیز را قبل از ازدواج گفتند و باز شکست خورده‌اند، و بسیاری از زوج‌ها همه‌چیز را نگفتند و سال‌هاست رابطه‌ٔ سالم دارند. پس دقیقاً چه دانشی از گذشتهٔ روابط عاطفی فرد واقعاً به تصمیم درست کمک می‌کند؟»
چند سوال برای تأمل: کدام اطلاعات از گذشته‌ٔ عاطفی یک فرد، اگر دانسته نشود، احتمال تصمیم اشتباه در ازدواج را بالا می‌برد؟ و کدام اطلاعات فقط کنجکاوی یا مقایسه ایجاد می‌کند؟
برای افراد متأهل یا کسانی که قبلاً رابطه عاطفی داشته‌اند: آیا دانستن روابط گذشته‌ٔ همسرتان واقعاً در کیفیت امروز ازدواج‌تان نقشی داشته؟ یا اثرش بعد از مدتی صفر شده یا حتی منفی؟
برای افراد مجرد: فکر می‌کنید دانستن گذشتهٔ پارتنر یا نامزدتان مشخصاً قرار است از چه خطایی شما را نجات دهد؟ سوال: اگر مجبور باشید فقط یکی از این دو را بدانید، کدام را انتخاب می‌کنید و چرا؟ ۱. تعداد و نوع روابط عاطفی گذشتهٔ پارتنرتان را. ۲. الگوی حل تعارض، مسئولیت‌پذیری، و مرزگذاری او را در روابطش. تأملی دربارهٔ حق دانستن: آیا «حق دانستن» در رابطه، مطلق است؟ یا وابسته به این است که آن دانسته چه تأثیری بر آینده‌ٔ مشترک می‌گذارد؟
سوال: فرض کنید فردی گذشته‌ای عاطفی داشته که تمام شده، و آن گذشته هیچ اثر فعالی ندارد، اما دانستنش باعث ناامنی دائمی شریک عاطفی‌اش می‌شود. در این حالت، گفتنِ گذشته اخلاقی‌تر است یا نگفتن؟ و چرا؟
+ این بحث و چالش، یکی از چالش‌هایی است که در گروه «رابطه» برگزار می‌شود. گروه «رابطه» شامل مطالب بسیار متنوع دربارهٔ مشخصاً رابطهٔ عاطفی و ازدواج است. چنانچه علاقمند به عضویت در این گروه هستید، اطلاعات عضویت را از »ادمین طوبیٰ« درخواست کنید. عضویت در گروه رابطه برای اعضای دوره‌های باشگاه خودشناسی مهمان‌کُش رایگان است. @PanevisDotCom

مثنوی «گره‌گشای» از پروین اعتصامی @Panevisdotcom

دربارهٔ درست‌نویسی و درست‌گویی @PanevisDotCom

‌ «راجع به» یا «راجبه»(راجب) ‌ همچنین: یکم دوم سوم @PanevisDotCom

کدام شیوهٔ نوشتن صحیح است؟
Anonymous voting

‌‌ ترجمهٔ انگلیسی غزل این جلسه از رضا صابری. ز دلبرم که رساند نوازش قلمی Who will bring the caress of a pen from my beloved?
+1
‌‌ ترجمهٔ انگلیسی غزل این جلسه از رضا صابری. ز دلبرم که رساند نوازش قلمی Who will bring the caress of a pen from my beloved? کجاست پیک صبا گر همی کند کرمی Where is the courier of the zephyr if he still does a favor? قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق The guidance of intellect on the road of love compares چو شبنمی‌ست که بر بحر می‌کشد رقمی To a drop of water that makes a ripple in the sea. بیا که خرقهٔ من گرچه رهن میکده‌هاست Although my kherqa is the pawn of the taverns, ز مال وقف نبینی به نام من درمی You cannot find a dram of mortmain in my name. چرا به یک نی قندش نمی‌خرند آنکس Why do they not buy for a sugar-cane the person who که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی Has produced plenty of sugar from the cane of his pen? دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گليم My heart grew sick of hypocrisy and secret revelry, به آنکه بر در میخانه برکنم علمی I would rather hoist a flag at the door of the tavern. بیا که وقت‌شناسان دو کون بفروشند Come! Those who know the value of time sell both worlds به یک پیاله می صافی و صحبت صنمی For a bowl of wine and for the company of a sweetheart. دوام عیش و تنعم نه شیوهٔ عشق است Continuous pleasure and indulgence is not the style of love. اگر معاشر مائی بنوش نیش غمی If you are our comrade, you should bear the sting of a grief. طبیب راه‌نشین درد عشق نشناسد The street doctor cannot diagnose the pain of love. برو به دست کن ای مرده‌دل مسیح دمی Go find someone with a Messianic breath, O dead-in-heart. نمی‌کنم گله‌ای لیکن ابر رحمت دوست I am not complaining, but the cloud of the friend's blessing gave به کشتزار جگرتشنگان نداد نمی No moisture to the crop-land of the thirsty-in-heart. حدیث چون و چرا دردسر دهد ای دل Debate over how and why causes headache, my dear. پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی Take the cup and have a moment of peace in your life. سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست O King, Hâfez has nothing in hand worthy of your value, جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی Except the prayer of a night and the supplication of a morning. ‌‌ + جلسهٔ ۵۲ درس حافظ @PanevisDotCom

‌ درس حافظ اگر خدا بخواهد، فردا(چهارشنبه) ساعت ۲۱ به وقت ایران جلسهٔ ۵۲ از سری جلسات درس حافظ(کرشمهٔ حُسن) را داریم و این غزل را بررسی عرفانی خواهیم کرد. علاقمندان به شرکت در کلاس درس حافظ با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنند. @PanevisDotCom

موضوعات: «خارج از کشور»، لفظ، لفظ‌مندی، ارزش، ارزش‌گذاری، وان ترکیه، شیراز داخل کشور، تور، سفر، مسافرت + تصویرِ پیامِ موردِ اشاره @PanevisDotCom

‌ مثالی دیگر از حاکمیت لفظ بر ما انسان‌ها توضیح در »اینجــا«. @PanevisDotCom
‌ مثالی دیگر از حاکمیت لفظ بر ما انسان‌ها توضیح در »اینجــا«. @PanevisDotCom

موضوعات: لفظ، لفظ‌مندی، یلدا، مناسبت، مناسبات، اهمیت، اکنون + مرتبط @PanevisDotCom

‌ و نسخه‌ای دیگر از حکایت کشاورز چینی، که دوستی فرستاده است. @PanevisDotCom

‌ این هم نسخه‌ٔ ویدیویی دیگری از همان قصهٔ کشاورز چینی. + ترجمهٔ فارسی @PanevisDotCom

‌ ما به نوعی خودمان را به این مفهوم پیوند داده‌ایم که «این لحظه معمولی است». آلن واتس حقیقت است. برایمان الآن چیزی عادی است،
‌ ما به نوعی خودمان را به این مفهوم پیوند داده‌ایم که «این لحظه معمولی است». آلن واتس حقیقت است. برایمان الآن چیزی عادی است، نه چیزی شگفت‌انگیز. و از آن طرف، «بعداً» و «فردا» برایمان جذاب و شگفت‌انگیز است. لذا ترجیع‌بند احوال‌مان این است: «الآن نه». همیشه الآن را انکار و نفی و طرد می‌کنیم. آیا این را درون‌تان می‌بینید؟ @PanevisDotCom

‌ سال‌ها پیش از دوستان خوب‌مان خانمی بود با نام «یلدا» و نام خانوادگی «مشهور»! این شعر به طور عجیبی با ایشان انطباق داشت: ای
‌ سال‌ها پیش از دوستان خوب‌مان خانمی بود با نام «یلدا» و نام خانوادگی «مشهور»! این شعر به طور عجیبی با ایشان انطباق داشت: ای لعل لبت به دلنوازی مشهور چشم سیه‌ت به ترکتازی مشهور با زلف تو قصه‌ای‌ست مشکل ما را همچون شب یلدا به درازی مشهور هر کجا هست، خداوند به سلامت بداردش. دنیا خیلی چرخ می‌خورد، خیلی. + مرتبط + ایضاً @PanevisDotCom

‌ کشاورز چینی قصهٔ این کشاورز و حکمتِ «شاید» را از زبان آلن واتس بشنوید. چیزی شبیه به قصهٔ ملانصرالدین که داشت می‌رفت خرش را در بازار بفروشد است و حکمتِ «اگر خدا بخواهد». متن گفتار در ویدیوی فوق: «داستان دیگری هست دربارهٔ کشاورزی که اسبش گم شد و فرار کرد. همهٔ دوستانش آمدند و گفتند: «این خیلی بد است.» او گفت: «شاید.» روز بعد، اسب برگشت و هفت اسب وحشی را هم با خودش آورد. دوستانش گفتند: «عجب! این عالی است.» او گفت: «شاید.» روز بعد، پسرش هنگام تلاش برای رام کردن یکی از آن اسب‌ها از پشتش افتاد و پایش شکست. همه آمدند و گفتند: «اوه، این خیلی بد است.» او گفت: «شاید.» روز بعد، مأموران سربازگیری آمدند و چون پای پسر شکسته بود، او را نپذیرفتند. همه آمدند تبریک گفتند و گفتند: «این فوق‌العاده نیست؟» و او گفت: «شاید.» می‌بینید، این کشاورز با جریان امور همراه بود. او می‌دانست که زندگی یک‌بار این‌سو می‌رود و یک‌بار آن‌سو؛ بالا می‌رود و پایین می‌آید. چون اگر پایین رفتنی در کار نبود، هرگز نمی‌فهمیدید بالا بودن یعنی چه. و اگر بخواهید همیشه در وضعیتِ بالا بمانید، یا همیشه حق با شما باشد، در واقع می‌کوشید همه‌چیزِ این اتاق را طوری بچینید که فقط بالا وجود داشته باشد و هیچ پایینی نباشد؛ یا همه‌چیز جلو باشد و هیچ پشتی وجود نداشته باشد. و چنین وضعیتی اساساً ناممکن است.» @PanevisDotCom

‌‌ نمایش‌نامه‌خوانی پس از خواندن چند رمان در گروه «فیلم و رمان» به شکل گروهی، از امشب کتاب «خُرده‌جنایت‌های زَناشوهری» را که
‌‌ نمایش‌نامه‌خوانی پس از خواندن چند رمان در گروه «فیلم و رمان» به شکل گروهی، از امشب کتاب «خُرده‌جنایت‌های زَناشوهری» را که به صورت نمایش‌نامه است شروع می‌کنیم. از سر حُسن اتفاق، این نمایش‌نامه‌خوانی مقارن شده است با جلسات لایو گروه رابطه که دربارهٔ دعوا و مشاجره در رابطهٔ عاطفی و ازدواج است. این ایام ذیل خواندن و بررسی کتاب «درست دعوا کنید!» اثر جان و جولی گاتمن، که انصافاً کتابی مفید و شایستهٔ تأمل است، در جلسات هفتگی گروه رابطه به چند و چون تحلیل مشاجره‌ها، تعارض‌ها و سبک‌های آنها می‌پردازیم. علاقمندان به شرکت در هم جلسات نمایش‌نامه‌خوانی(در گروه «فیلم و رمان») و هم جلسات گروه رابطه، که هر دو برای اعضای دوره‌های باشگاه خودشناسی مهمان‌کُش رایگان هستند، به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند و توضیحات بیشتر را دریافت کنند. @PanevisDotCom

‌ مدتی‌ست در جلسات حضوری مهمان‌کُش مشغول بررسی خطاهای شناختی هستیم. بخشی از خودشناسی مرتبط با همین موضوع است. اینکه خطاهای ذه
‌ مدتی‌ست در جلسات حضوری مهمان‌کُش مشغول بررسی خطاهای شناختی هستیم. بخشی از خودشناسی مرتبط با همین موضوع است. اینکه خطاهای ذهن را بررسی کنیم و بشناسیم. دیشب در جلسهٔ پنجاه و چهارم چالش‌هایی مرتبط را مطرح کردیم و پاسخ‌های مرتبط با چالش که دوستان می‌دادند بسیار جذاب و جالب توجه بود. انسان حیرت می‌کند از نقطه‌نظرهای متفاوت با پشتوانه‌ها و استدلال‌های عقلی‌ای که هر کس برای انتخابش دارد. بسیار جذاب هستند. باری، کتاب‌های خوب و زیادی در این مورد تألیف و ترجمه شده است، از جمله کتابی که در تصویر می‌بینید، جهت محوریت دادن به بحث. اصل قضیه بیان تجارب جمع، صحیح پیش بردن گفتگوها و نهایتاً کاربردی کردن موضوعات است. یک کتاب خوب و درجه‌یک نیز دربارهٔ شناخت سوگیری‌ها در پیش‌ِرو داریم که به امید خدا به زودی در گعده خواهیمش خواند. بعداً معرفی‌اش خواهم کرد. @PanevisDotCom

‌ «خود»، ایده‌آل و رابطه این شعر اصفهانی را بخوانیم: تا اون شکوفه ای بُستونی دل کناری مَنِس سه ذرع برف بیوفتِد بازم باهاری من
‌ «خود»، ایده‌آل و رابطه این شعر اصفهانی را بخوانیم: تا اون شکوفه ای بُستونی دل کناری مَنِس سه ذرع برف بیوفتِد بازم باهاری منس درازی ای شبی یلدا و کوچه ای جلفا سری همِش بوکونند نصفی زلفی یاری منس ترجمه: تا زمانی که آن شکوفهٔ بوستان دل کنار من است باندازهٔ سه ذرع هم که برف بیاید، هنوز برای من بهار است درازیِ شب یلدا و‌ درازی کوچهٔ جلفا(واقع در اصفهان) را که بهم بچسبانند تازه می‌شود باندازهٔ نصف بلندی گیسوان یار من! (خانه‌ات آباد! گیسوان به این بلندی را می‌خواهید چکار؟! جلوی دست و پای‌تان را نمی‌گیرد؟ ظاهراً اصفهانی‌ها با آبادانی‌ها بی‌نسبت نیستند!) باری، ‌همین غلوهای ادبیات فارسی عزیز بعلاوهٔ باور عمومی آنهاست که ایجاد توقعات غیرطبیعی از معشوق و عاشق می‌کند و رابطه را می‌پُکاند. ملاک روابط عاشقانه انسان‌ها شده است ایده‌آل‌های موجود در ادبیات سانتیمانتال، یا در فیلم‌های هالیوود، یا در روابط شخصیت‌های کارتونهای والت دیزنی. چقدر از واقعیت ساده و‌ معمولی دوریم. این قطعه از کتاب «رابطه» محمدجعفر مصفا را بخوانیم: «منشأ ایده‌آل‌سازی در خود انسان و نیازهای اوست. ولی خدا پیر کند شعرا و نویسندگان و هنرمندان را که آنها هم کم سهمی در این جریانات ندارند. همانطور که به مناسبت دیگر گفتم، همه چیز را به صورت کتابی، ایده‌آل و کمال مطلوب به افراد عرضه می‌کنند. از همسر گرفته تا اخلاق و فضیلت و شجاعت و خوشبختی و زیبایی و همه چیز را طوری ترسیم می‌کنند که دهن آدم آب می‌افتد. و نتیجه‌اش احساس حسرت است. من فکر می‌کنم آن همسر و آن فضیلت و آن زیبایی و آن خوشبختی‌ای که شاعر در کتاب ترسیم کرده است در جامعه پر است و گیر همه آمده و من یکی محروم مانده‌ام. غافل از اینکه آن اخلاق و آن همسر و آن خوشبختی و آن زیبایی، بعد از کتاب شاعر در بهشت یافت می‌شود، نه در اجتماعات و روابطی که ما درگیر آن هستیم.» @Panevisdotcom