فلسفه اخلاق
Відкрити в Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
Показати більше7 242
Підписники
-524 години
-157 днів
-6130 день
Архів дописів
7 239
اينكه با هركسی درگير نشوید و فكر خود را مشغولش نكنید، نشانهی بزرگی و بلوغ فكری شماست.
❤️🍀 @filsofak
7 239
عشق نه آن بوسههای آتشین سینمایی است و نه این غزلهای سوزان شیدایی، و نه راز و نیازهایی که از زبان دلدادگان شنیدهایم.
اگر ما بتوانیم عشق را درست معنی کنیم،
مجبور نیستیم زیاد به خود دردسر بدهیم و ضمناً روابط عاشقانه و زناشویی را نیز از بسیاری توهمات و اشتباهات که موجب شکستها، ناکامیها و جداییها میشود نجات دادهایم.
عشق حقیقی، آن میل و رغبت درونی و عاطفی است که در دو جنس مختلف پدید میآید تا حالات و شرایط و محیط واحدی را به کمک یکدیگر به وجود آورند و در سایه این حالات و شرایط و محیط واحد بتوانند "حقیقت خود" را به همدیگر نشان دهند.
#آیین_کامیابی
#دیل_کارنگی
❤️🍀 @filsofak
7 239
مقاله:
🔸️(رابطه معنادارِ مرگ و زندگی با نگاهی به عاشورا)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
🔸️مقدمه:
سرانجامِ آدمی لاجرم مرگ است؛ و آدمیان پس از هر بار مواجهه با موضوع مرگ، به شدت تحت تأثیر رنج ناشی از این سرانجام آزردهخاطر میشوند. میل بینهایت انسان به جاودانگی از یک سو، و فهم این حقیقت، که «مرگ» را نمیتوان به هیچ وجه واپس راند از سویی دیگر، سبب برانگیختن واکنشهای متفاوت در برخورد با این حقیقت شده است؛ واکنشهایی که همگی به طور مستقیم بر نحوه مواجهه با «زندگی» تأثیر میگذارند و بینشهایی پوچانگارانه و بدبینانه، بیتفاوت، و یا معناگرایانه را نسبت به آن برمیانگیزند.
⚘لینک ایبنا:
http://www.ibna.ir/fa/note/309625
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 239
_________________________
🍃 مقاله اخلاقی|به مناسبت محرم ۱۴۰۰
عنوان: (معنای زندگی در بستر عاشورا)
موضوع: معنای زندگی در عاشورا
نویسنده: #مصطفی_سلیمانی
منبع: #روزنامه_اعتماد
۲۵ مرداد ۱۴۰۰
🔸️فهم معنای زندگی، گمشده بشر است. گسترش مدرنیته و علم، خدا و دین را از عرصه زندگی بشرِ کنونی محو کرد و او را در دام پوچی و بیمعنایی گرفتار آورد؛ در نتیجه، بشرِ امروز بیش از هر زمان دیگری خواهان مرهم و دارویی است که بتواند به مددش، دردها و گرفتاریهای بیشماری که دامانش را گرفتهاند التیام بدهد و علاج کند. در این میان، بیشتر پاسخهایی که به این نیاز اصیل بشر داده شده است، صرفاً حول حوزههای نظری و انتزاعی بودهاند و در نتیجه، نتوانستهاند او را به قدر کافی اقناع کنند.
📍لینک روزنامه اعتماد:
https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/172429/%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%8A-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7
🍀❤️ @filsofak
7 239
ده نکته کوتاه برای آغاز کتاب خواندن
آنچه در زیر میآید بخشی از تجربههای شخصی بعد از سالها کتاب خواندن است که به نوشتن چند جلد کتاب انجامید و هنوز هم ادامه دارد.
۱. هیچوقت برای شروع کتابخوانی دیر نیست. احساس جاماندن و وحشت نکنید.
اگر دیگران در رسانهها مدام از بولگاکف و تولستوی، گابریل گارسیا مارکز و نیکوس کازانتزاکیس میگویند، به تجربه میگویم بعضی از این عزیزان خودشان هم کتابهای این نویسندگان را نخواندهاند!
شروع کنید. فتح اورست هم با اولین قدم شروع میشود. شما هم با اولین کتاب شروع کنید. با یک زندگینامه یا داستانهای کوتاه. خیلی زود گره میخورید به کتاب.
۲. لازم نیست هر چه دیگران میخوانند شما هم بخوانید. این یک مسابقه برای فخرفروشی نیست. هر کتابی که دوست دارید و با ذائقه و سلیقهتان جور در میآید را بخوانید. مطمئن باشید کمکم مطالعهتان عمیقتر و حرفهایتر میشود.
۳. از پول دادن برای خرید کتاب احساس خسارت نکنید. یک کتاب ممکن است ۲۰ سال در کتابخانه شما بماند یا بعد از خواندن به دیگری هدیه بدهید. کتاب، هزینه نیست، سرمایه است. یک سرمایه فکری.
اگر وقت خرید رفتن ندارید الان هزاران کتابفروشی توی گوشی همراه شماست. با حوصله در اینترنت بچرخید، در مورد کتاب اطلاعات گیر بیاورید و بخرید. تمیز و دقیق میآورند در خانه.
۴. اگر شروع به خواندن کتابی کردید و لذت نبرید، آن را کنار بگذارید. عمر، کوتاهتر از این حرفهاست که خودتان را آزار بدهید و البته دنیای کتاب بیاندازه وسیع. یک کتاب دیگر بردارید و بخوانید.
هر کتابی که موجاش همه را میگیرد لزوما شاهکار نیست. بهویژه در اینستاگرام. نیازی به خجالت نیست چون کتابی که برای دیگران شاهکار است ممکن است به کام شما خوش نیاید. اصولا با احتیاط به مُد نزدیک شوید. از لباس تا کتاب!
۵. همزمان خواندن دو یا چند کتاب عیبی ندارد. خود مغز بلد است چطور فایلهایش را دستهبندی کند. تداخل ایجاد نمیشود و هربار بعد از خواندن یک صفحه همه شخصیتها سر جایشان قرار میگیرند.
۶. اگر کتابی در کتابخانه دارید که خواندهاید یا تمایلی به خواندنش ندارید به مراکز تبادل کتاب یا جاهایی که کتاب دست دوم میخرند ببرید. اگر به دیگری ببخشید که بسی نکوتر.
۷. دوست دارید بچههایتان کتاب بخوانند؟ بعید است یک کودک با دستور والدین کتابخوان شود. آنها به ما نگاه میکنند، وقتی خودمان کتاب نمیخوانیم و تمام مدت سرمان توی گوشی است، انتظار داریم آنها با کتاب سرگرم شوند؟ بچهها رفتار ما را بیشتر باور میکنند تا گفتارمان را.
۸. اگر هزینه خرید کتاب نو ندارید، کتاب دستدوم بخرید. این روزها حتی در اینترنت هم میشود کتاب دستدوم خرید. حتی میتوانید با دوستان کتابخوان دورهمی کتاب بخوانید یا به هم کتاب قرض بدهید.
۹. موقع خرید کتاب، با کتابفروشها حرف بزنید. بسیاری از آنها خوشفکر هستند و اشراف کامل به بازار کتاب دارند، پیشنهادهای خوبی میدهند بهویژه در مورد آثار ترجمه شده. چون بعضی از ترجمهها ممکن است یک کتاب خوب را غیرقابل تحمل کنند.
۱۰. بهجای تکرار مکررات دیگران کتاب بخوانیم، بهجای خواندن اخباری که جز حال بد هیچ حسی منتقل نمیکنند، بهجای باور هر آنچه صاحبان قدرت میگویند کتاب بخوانیم، اما فقط یک کتاب نخوانیم.
🔸️|دکتر احسان محمدی|
❤️🍀 @filsofak
7 239
آرمانهای خودمان را تعدیل کنیم
احساس گناه خیلی نگرانی و اضطراب ایجاد میکند. این احساس گناه فقط معنا و مفهوم دینی را شامل نمیشود بلکه خطای اخلاقی را هم شامل میشود. اگر احساس دینی دارید، عبارت احساس گناه صحیح هست و اگر این احساس دینی را ندارید، احساس خطاکاری اخلاقی است که نگرانی و گناه ایجاد میکند.
دو گروه این احساس گناه یا خطاکاری اخلاقی را ندارند.
۱. آنهایی که فیتیله آرمانخواهیشان را تا توانستهاند بالا کشیدهاند و فیتیله عمل را هم بالا کشیدهاند. اینها گفتند که ما باید خیلی آرمانطلبتر از این در زندگی باشم، ولی حاضر شدند تمام هزینه این آرمانطلبی را بپذیرند. یعنی فیتیله آرمانجویی رفت بالا، فیتیله هم عمل به مقتضیات آن رفت بالا. این گروه اصلا نا آرام نیستند و زندگی خوشی دارند.
۲. یک موقعی هم هست که کاملا برعکس است و میبینید که بیجهت فیتیله آرمانطلبی را بالا کشیدهاید. فیتیله آرمانطلبی را پایین بکشید و متناسب با این فیتیله پایین، به همان مقدار هم عمل کنید. این جوری هم زندگی خوشی خواهید داشت. مثلا فرد بگوید من آرمانهای بلند بلند ندارم. من آرمانم این است که یک زندگی آبرومندانه برای زن و بچهام فراهم بکنم. یک زندگی آبرومندانه و قانعانه برای خودم و زن و بچهام. یا مثلا من در اداره وظیفهای که بر عهده دارم را به همان مقدار که دارم، انجام بدهم. همین یک نفر میگوید من فقط میخواهم یک شهروند معمولی خوب باشم و مقررات را رعایت کنم.
وای به حال آنهایی که فیتیله آرمانخواهیشان را بالا بردهاند ولی عملشان پایین هست. فاصله آرمان و عملشان خیلی زیاد هست. اینها رنج میکشند و همیشه سرکوفت میزنند و لعن میکنند، به خوشان طعن میزنند و اهانت میکنند.
ما برای مواجهه با این احساس گناه یا خطای اخلاقی دو راه داریم.
اول اینکه واقعا تواناییها و پتانسیلهای اخلاقی زیستن خودمان را بفهمیم و آرمانهای خودمان را در حد همانها پایین بیاوریم. از خودمان توقع بیش از حد نداشته باشیم. عجب است که ما در جسم خودمان توقعاتمان را تعدیل میکنیم مثلا میگوییم: اسکلت من جوری نیست که بتوانم دو میدانی کنم یا این بدن، بدن کشتی نیست و … ولی وقتی از بدن به ذهن و روان وارد میشویم، دیگر نمیخواهیم بپذیریم همانطور که بدنمان، بدن کشتی یا بوکس یا ... نیست، به همان ترتیب ذهن من هم ذهن ریاضیوار یا فلسفی نیست و نمیخواهیم قبول کنیم که ذهن من، ذهن انیشتين نیست و روان من هم مثل روان فرانسوا آسیزی نیست.
دوم اینکه اندیشه معصومیت و بیگناهی یک توهم است. هیچ کس در زندگی معصوم نیست. تو نمیتوانی معصوم باشی بنابراین باید از خودت توقع کمتر خطاکردن داشته باشی نه خطا نکردن. اندیشه معصومیت انسان را تا ابد در باتلاق و منجلاب نگه میدارد. انسان نباید تصمیم بگیرد که از همه گناهان دست بشوید بلکه باید بگوید تصمیم دارم گناهان را کم و کمتر بکند.
🔸️|مصطفی ملکیان، چارهجویی برای اضطراب|
❤️🍀 @filsofak
7 239
شبهعلم یعنی چه؟
شبهعلم (Pseudoscience) به ادعاها، باورها، یا کارهایی گفته میشود که به غلط با عنوان علم ارائه میشوند، ولی بر پایه روش علمی نیستند. برخی از درمانهای موسوم به آلترناتیو از جمله هومیوپاتی و سنگدرمانی، خلقتگرایی و طراحی هوشمند، موجودات فضایی در زمین، طالعبینی، کفبینی، فالقهوه، ستارهبینی، انرژیدرمانی و قانون جذب نمونههایی از شبهعلم هستند.
ریشهی بسیاری از باورهای شبهعلمی، برقراری اشتباه ربطهای غیرمنطقی است و همچنین تلاش برای صورتبندی یک رابطهی علت و معلول دروغین. مثلا باور به ربط بین وقوع زلزله و پروژه هارپ.
پروفسور روبرت پارک هفت نشانه هشداردهنده برای شبهعلم معرفی میکند:
۱. فرار به رسانه بهجای ژورنالهای تخصصی
اصحاب شبهعلم، ادعاهای خود را مستقیما به رسانههای گروهی میبرند. صحت و سلامت علم، وابسته به آن است که هر کشف تازه، در ابتدا به همتایان عرضه و توسط ایشان نقد شود. وجود ژورنالهایی دارای مرور همتا دقیقا برآوردگار همین مقصود است. اما اصحاب شبهعلم این مرحله را دور میزنند و یافتهها و بافتههای خود را مستقیما به رسانههای عمومی میبرند.
۲. توطئهاندیشی
اصحاب شبهعلم مدعی هستند که بسیاری از نهادهای دارای قدرت و ثروت، در حمایت از علم رسمی و آکادمیک قرار گرفتهاند و با توطئه و حقکشی مانع از ابراز وجود و ارائهی یافتههای ایشان میشوند.
۳. تکیه بر همهمه بهجای پیام
شبهعلم بر یافتههای اتفاقی که در اندازهگیریهای علمی وجود دارند (و بهترین نمودار آنها در پزشکی، اثر دارونماست) تکیه میکنند و با ترفندهای آماری سعی میکنند که بهجای پیام، همهمه را عمدهسازی کنند و به نتیجهگیریهای غیرمنطقی برسند. یافتههای علمی ایشان مبتنی بر تغییرات تصادفی و یافتههای مرزی "اتفاقی" در مطالعههاست.
۴. تکیه بر تکنگاری تجربههای شخصی
نقل تجربههای شخصی بهصورت تکنگاری ادعاها، راه زندهماندن خرافات در عصر علم تجربی بودهاست. از همین روست که میگویند: کشف بزرگ علم تجربی نه واکسن بودهاست و نه آنتیبیوتیک، بلکه کارآزمایی تصادفی *دوسوکور بوده است!
درحالیکه علم پزشکی، از طریق شواهد و دادهها پیشرفت میکند، نه از راه مدعیات ذهنی و فردی. شبهعلم اما افرادی را میآورد تا جلوی ما بنشینند و بگویند که مدعیات آنها را شخصا تجربه کردهاند.
۵. تکیه بر قدیمی و باستانیبودن ادعا
اهالی شبهعلم بر این مدعا تکیه میکنند که صدها و بلکه هزاران سال پیش، باور مورد ادعای ایشان رواج داشته و مورد تأیید بزرگانی بودهاست و به درست یا غلط از شخصیتهای قدیمی شهیر یا مورد احترام، برای تأیید خود نقل قول میآورند.
۶. کار در انزوا
اصحاب شبهعلم معمولا در انزوا کار میکنند. شفافیت را برنمیتابند و یافتههای خود را نیز معمولا در مجامع و همایشها و رسانههای ویژهی خودشان مطرح میکنند.
۷. طرحکردن قوانین تازه برای طبیعت
اصحاب شبهعلم برای آنکه یافتهها و مشاهدههای ادعایی خود را توجیه کنند، قوانین تازه و بدیعی را برای طبیعت پیشنهاد میکنند.
*آزمایش یکسوکور
در مطالعهٔ یکسوکور، اطلاعاتی که میتواند باعث منحرفشدن نتیجه آزمایش شود از دید شرکتکننده مخفی میماند ولی مسئول انجام آزمایش از آنها مطلع است. مثال کلاسیک این آزمایش چالش پپسی است. در این آزمایش که کمپانی نوشابهسازی پپسی آن را برگزار میکند، دو لیوان نوشیدنی که یکی حاوی کوکاکولا و دیگری حاوی پپسی است در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد. مسئول بازاریابی پپسی از شرکتکنندگان میخواهد پس از نوشیدن، از بین دو لیوان نوشیدنی روی میز آن را که به لحاظ طعم و مزه بیشتر میپسندند انتخاب کنند. شرکتکنندگان فقط پس از اتمام آزمایش از محتوی لیوانها مطلع میشوند. نقطه ضعف آزمایشی که به شکل یکطرفه انجام شود این است که چون مسئول برگزاری از محتوی آزمایش مطلع است ممکن است به صورت خواسته یا ناخواسته شرکتکنندگان را به سمت خاصی سوق بدهد. مخصوصا اگر منافع مالی در بین باشد.
آزمایش دوسوکور
مطالعات دوسوکور معمولا در مورد انسانها به انجام میرسند، عواملی که میتواند باعث منحرفشدن نتیجه آزمایش شوند هم از دید شرکتکننده و هم از دید مسئول (یا مسئولان) انجام آزمایش مخفی میمانند. در بیشتر موارد آزمایش کور دوطرف بهمنظور دستیابی استاندارد بالاتر علمی انجام میشوند.
آزمایش سهسوکور
در مطالعات سهسوکور، پژوهشگر، مطالعهشونده و تحلیلگر آماری هیچکدام نمیدانند در کدام بازوی مطالعه قرار دارند.
❤️🍀 @filsofak
7 239
شبهعلم یعنی چه؟
شبهعلم (Pseudoscience) به ادعاها، باورها، یا کارهایی گفته میشود که به غلط با عنوان علم ارائه میشوند، ولی بر پایه روش علمی نیستند. برخی از درمانهای موسوم به آلترناتیو از جمله هومیوپاتی و سنگدرمانی، خلقتگرایی و طراحی هوشمند، موجودات فضایی در زمین، طالعبینی، کفبینی، فالقهوه، ستارهبینی، انرژیدرمانی و قانون جذب نمونههایی از شبهعلم هستند.
ریشهی بسیاری از باورهای شبهعلمی، برقراری اشتباه ربطهای غیرمنطقی است و همچنین تلاش برای صورتبندی یک رابطهی علت و معلول دروغین. مثلا باور به ربط بین وقوع زلزله و پروژه هارپ.
پروفسور روبرت پارک هفت نشانه هشداردهنده برای شبهعلم معرفی میکند:
۱. فرار به رسانه بهجای ژورنالهای تخصصی
اصحاب شبهعلم، ادعاهای خود را مستقیما به رسانههای گروهی میبرند. صحت و سلامت علم، وابسته به آن است که هر کشف تازه، در ابتدا به همتایان عرضه و توسط ایشان نقد شود. وجود ژورنالهایی دارای مرور همتا دقیقا برآوردگار همین مقصود است. اما اصحاب شبهعلم این مرحله را دور میزنند و یافتهها و بافتههای خود را مستقیما به رسانههای عمومی میبرند.
۲. توطئهاندیشی
اصحاب شبهعلم مدعی هستند که بسیاری از نهادهای دارای قدرت و ثروت، در حمایت از علم رسمی و آکادمیک قرار گرفتهاند و با توطئه و حقکشی مانع از ابراز وجود و ارائهی یافتههای ایشان میشوند.
۳. تکیه بر همهمه بهجای پیام
شبهعلم بر یافتههای اتفاقی که در اندازهگیریهای علمی وجود دارند (و بهترین نمودار آنها در پزشکی، اثر دارونماست) تکیه میکنند و با ترفندهای آماری سعی میکنند که بهجای پیام، همهمه را عمدهسازی کنند و به نتیجهگیریهای غیرمنطقی برسند. یافتههای علمی ایشان مبتنی بر تغییرات تصادفی و یافتههای مرزی "اتفاقی" در مطالعههاست.
۴. تکیه بر تکنگاری تجربههای شخصی
نقل تجربههای شخصی بهصورت تکنگاری ادعاها، راه زندهماندن خرافات در عصر علم تجربی بودهاست. از همین روست که میگویند: کشف بزرگ علم تجربی نه واکسن بودهاست و نه آنتیبیوتیک، بلکه کارآزمایی تصادفی *دوسوکور بوده است!
درحالیکه علم پزشکی، از طریق شواهد و دادهها پیشرفت میکند، نه از راه مدعیات ذهنی و فردی. شبهعلم اما افرادی را میآورد تا جلوی ما بنشینند و بگویند که مدعیات آنها را شخصا تجربه کردهاند.
۵. تکیه بر قدیمی و باستانیبودن ادعا
اهالی شبهعلم بر این مدعا تکیه میکنند که صدها و بلکه هزاران سال پیش، باور مورد ادعای ایشان رواج داشته و مورد تأیید بزرگانی بودهاست و به درست یا غلط از شخصیتهای قدیمی شهیر یا مورد احترام، برای تأیید خود نقل قول میآورند.
۶. کار در انزوا
اصحاب شبهعلم معمولا در انزوا کار میکنند. شفافیت را برنمیتابند و یافتههای خود را نیز معمولا در مجامع و همایشها و رسانههای ویژهی خودشان مطرح میکنند.
۷. طرحکردن قوانین تازه برای طبیعت
اصحاب شبهعلم برای آنکه یافتهها و مشاهدههای ادعایی خود را توجیه کنند، قوانین تازه و بدیعی را برای طبیعت پیشنهاد میکنند.
*آزمایش یکسوکور
در مطالعهٔ یکسوکور، اطلاعاتی که میتواند باعث منحرفشدن نتیجه آزمایش شود از دید شرکتکننده مخفی میماند ولی مسئول انجام آزمایش از آنها مطلع است. مثال کلاسیک این آزمایش چالش پپسی است. در این آزمایش که کمپانی نوشابهسازی پپسی آن را برگزار میکند، دو لیوان نوشیدنی که یکی حاوی کوکاکولا و دیگری حاوی پپسی است در اختیار شرکتکنندگان قرار میگیرد. مسئول بازاریابی پپسی از شرکتکنندگان میخواهد پس از نوشیدن، از بین دو لیوان نوشیدنی روی میز آن را که به لحاظ طعم و مزه بیشتر میپسندند انتخاب کنند. شرکتکنندگان فقط پس از اتمام آزمایش از محتوی لیوانها مطلع میشوند. نقطه ضعف آزمایشی که به شکل یکطرفه انجام شود این است که چون مسئول برگزاری از محتوی آزمایش مطلع است ممکن است به صورت خواسته یا ناخواسته شرکتکنندگان را به سمت خاصی سوق بدهد. مخصوصا اگر منافع مالی در بین باشد.
آزمایش دوسوکور
مطالعات دوسوکور معمولا در مورد انسانها به انجام میرسند، عواملی که میتواند باعث منحرفشدن نتیجه آزمایش شوند هم از دید شرکتکننده و هم از دید مسئول (یا مسئولان) انجام آزمایش مخفی میمانند. در بیشتر موارد آزمایش کور دوطرف بهمنظور دستیابی استاندارد بالاتر علمی انجام میشوند.
آزمایش سهسوکور
در مطالعات سهسوکور، پژوهشگر، مطالعهشونده و تحلیلگر آماری هیچکدام نمیدانند در کدام بازوی مطالعه قرار دارند.
7 239
🚫آیا فکر می کنید افسرده شده اید؟
1⃣ بدانيد شما تنها نيستيد.
از پنجره بيرون را نگاه كنيد.
از هر ۵ نفر، يك نفر مانند شماست.
2⃣بدانيد آدم های شاد هم ممکن است برخی از مواقع، افسردگی را تجربه كنند.
هر از دست دادنی ممکن است ما دچار افسردگی کند.
3⃣ در صورت امکان نقاشی، خطاطی، پیاده روی، شنا، کوه پیمایی یا حتی آواز خواندن را امتحان كنيد.
4⃣با مشورت پزشک از مكمل های آهن و ويتامين دی، ویتامین ائی، ویتامین ب1و امگا 3 استفاده كنيد.
5⃣ برای رفع بی خوابی
مصرف شكر ، نوشابه ، قهوه و كافيين را ٦ ساعت قبل از خواب متوقف كنيد و از دمنوش های گياهی استفاده كنيد.
6⃣ مديتيشن و يوگا و ریلکسیشن را انجام دهيد.
7⃣ در صورت لزوم با صدای بلند گريه كنيد.
8⃣ با احساس افسردگی خود صحبت كنيد و ببينيد به شما چه می گويد.
احتمالا همين گفتگو می تواند به راه حل خروج از افسردگیتان کمک کند.
9⃣ لباس هايی با رنگ روشن بپوشید كه به شما اعتماد به نفس بهتر و عزت نفس بالاتری می دهند.
🔟حتما تمرين های ورزشی كوچك و كوتاه را انجام دهيد.
1⃣1⃣ نظر ديگران مهم نيست.
شما بيمار روانی نيستيد فقط افسرده هستيد.
2⃣1⃣خود را ببخشيد و با خود مهربان باشيد.
3⃣1⃣ از لامپهایی که نور سفید دارند استفاده کنید.
4⃣1⃣ بهتر است لوازم درگذشتگان خود را به دیگران هدیه کنید و از نگهداری آنها به عنوان یادگاری خودداری کنید.
5⃣1⃣سعی کنید در امور خیریه غیر نمایشی فعالیت داشته باشید، حتی ریختن دانه برای پرندگان هم مفید است.
6⃣1⃣اگر به گیاهان آلرژی ندارید، چند گلدان آپارتمانی برای خود تهیه کنید و از آنها مراقبت کنید.
7⃣1⃣ از گوش کردن به آهنگ های غمگین خودداری کنید.
8⃣1⃣ مطمئن شوید که به کم کاری و پرکاری تیروئید، کم خونی ناشی از فقر آهن و اختلالات هورمونی مبتلا نیستید.
9⃣1⃣ برای حل مشکلاتی که به تنهایی قادر به حل و فصل آنها نیستید از یک روان شناس، مشاوره بگیرید.
0⃣2⃣ناامیدی شما را ناتوان و بی انگیزه می کند.
بجای ناامید شدن، برای رفع درگیری های ذهنی خود اقدام کنید.
✋تصمیمتان را بگیرید...
به دنیا آمده اید که زجر بکشید و همیشه ناراحت و بد حال باشید و یا شاد و خوشحال؟
اگر شما هم فکر می کنید برای شادی به دنیا آمده اید پس از همین حالا شروع کنید و حالتان را خوب کنید.
❤️🍀 @filsofak
7 239
زندگی ارزشمحور در مقابل زندگی هدفمحور
🔸️|راس هریس، ترجمه حسین محمدزاده|
❤️🍀 @filsofak
7 239
روشنفکر
این تصور که روشنفکر باید همواره پشت به مردم و رو به دولت باشد، اساسا کاذب است. وظیفه روشنفکر نه سوارشدن روی موج تودهها، بلکه دقیقا به چالشکشیدن اسطورههای ذهنی آنهاست. روشنفکر نباید به بهانهی یدککشیدن صفت مردمی، "مردمپسند" شود و سخنگوی حماقت تودهها باشد، بهجای آنکه در جهت آگاهسازی آنها تلاش کند و هزینه دهد.
امروز، در عصر زوال، سرکوبی که از جانب مردم علیه نقد اسطورههای ذهنیشان متوجه منتقد میشود بسیار طاقتفرساست، حتی طاقتفرساتر از هزینههایی که دولت بر روشنفکران تحمیل میکند. بهدلیل شکاف بیسابقهی دولت|ملت، روشنفکری که به نقد اسطورههای تودهوار میپردازد، بلافاصله برچسب دولتی میخورد، همانگونه که ممکن است با نقد دولت مستقر بلافاصله مزدور اجنبی قلمداد شود. البته روشنفکر باید مردمی باشد و از مردم دفاع کند. اما مردمیبودن، یعنی آرمانهای کلی و همگانی داشتن، یعنی به رستگاری کلی و همگانی نظر داشتن، نه پذیرش و تصدیق خواست بیواسطهی مردم. به بیان دیگر، دفاع از مردم بهمعنای تصدیق مهملات ورد زبانشان نیست، بلکه نقد توامان اسطورههایی است که در میانهی همدستی پنهان مردم و دولتشان خلق و حکمفرما شدهاند. فراموش نکردهایم که حکم اعدام سقراط را هیئت منصفهای مردمی صادر کرد.
🔸️|دکتر محمدمهدی اردبیلی|
❤️🍀 @filsofak
7 239
چرا باید سراغ کتابهایی بروید که از آنها متنفرید؟
با کتابی که از آن متنفرید، معمولا چه میکنید؟ میاندازیدش دور یا پرتش میکنید یکگوشهای یا اصلا به فکر خریدش نمیافتید. اما کتاببازهای حرفهای از این کارها نمیکنند. آنها به استقبال کتابی میروند که از موضوعش متنفرند، طرحجلدی دارد که حالشان را بههم میزند و دستزدن به کاغذش برایشان چندشآور است. البته که نمیخواهند خودآزاری کنند. خواندن این کتابها، تا آخرین کلمه، ما را به انتقاد و تیزبینی عادت میدهد و اصلا به ما میفهماند که چطور باید کتاب بخوانیم.
کتابی انتخاب کن که مطمئنی از آن خوشت نمیآید. قطعش نامناسب است، هیچچیزش به مذاقت خوش نمیآید و پیشینه نویسندهاش هیچ جذابیتی ندارد. میشود حتی فراتر هم بروی. کتابی را برداری که فکر میکنی از آن متنفری، از ژانری که از دوران دبیرستان سراغش نرفتی، از نویسندهای که دوست داری سمتش نروی. حالا بخوانش. تا انتها. تا آخرین صفحه. با همه تلخیاش.
نمیخواهیم در مورد خواندن کتابی حرف بزنیم که میدانید بد است. یا مثلا مانند یک تبهکار شرور، شخصیتی بد ولی در نوع خود جذاب دارد. میخواهیم درباره کتابی حرف بزنیم که توهین به شعور شماست و تا آخرین خطوطش آن را مورد مداقه قرار دهیم.
در چنین زمانهای، جای تعجب نیست اگر اکثر ما کتابیهایی را بخوانیم که دلمان میخواهد. زمانهای که همه در حصار منابع اطلاعاتی محدود و اندکش محصورند، منابعی که طبق جهانبینی شخصیشان حاصل شده، ازطریق کسانی که در توییتر دنبال میکنند یا شبکهها و مجاری خبررسانیای که انتخاب کردهاند. یا حتی از جاهایی که برای گذران اوقات و گوشدادن به موسیقی انتخاب میکنند.
مطالعه یک امر لذتبخش است و درعینحال زمانبر. پس اصلا چرا باید خودم را با خواندن چیزی که خوشم نمیآید آزار دهم؟
خواندن آنچه از آن بدتان میآید کمک میکند تا آنچه بدان ارزش مینهید را غربال کنید. بفهمید که آنچه دوست دارید یک نوع نوشتار است یا فرمی داستانی؟ یا صرفا موضوعی مشخص؟
حالت تدافعی سبب میشود که خوانندهای بهتر، نکتهسنجتر و شکاکتر شوید. بله، یک منتقد شوید. اینکه با نویسنده در ذهنتان به جدال بپردازید، مجبورتان میکند که از کتابش علیه او مدرک جمعآوری کنید. بعد از مدتی میبینید که با قاطعیت به دیگر متون ارجاع میدهید و شواهد را در کنار هم قرار میدهید و با کتابی که در دست دارید میجنگید. حتی میبینید که دارید دیدگاهی شخصی برای خودتان رقم میزنید.
اهل جدل میدانند که گاهی تنها در مخالفتکردن است که میشود جایگاه خود را شناخت. این چیزی است که خواندن با نفرت را اینقدر جذاب میکند. اینکه فعالانه با فرضیات خود گلاویز شوید و از نتایج خود دفاع کنید یک حس هدفمندی به شما میدهد. شما میآیید تا ببینید کجا ایستادهاید. حتی اگر به معنای جدا ایستادن از آن متنی باشد که میخوانید.
وقتی یک کتابی حس تنفر شما را برمیانگیزد، این هم میتواند بسیار جالب باشد و هم درعینحال بسیار آموزنده. میتواند چیزهای زیادی به شما، بهعنوان یک خواننده، در مورد یک موضوع یا حتی در مورد خودتان بگوید، چیزهایی بسیار بیشتر از آنچه فکر میکنید میدانید. حتی در جایش ممکن است شما را به چالش عوضکردن اندیشههایتان دعوت کند.
در ضمن، خواندن کتابهایی که از آنها متنفرید میتواند حتی خوانندهها را بههم نزدیک کند. یقینا خیلی مایه خرسندی است وقتی میبینی دیگران هم کتابی را که تو دوست داری میپسندند. اما هیجان چندین برابر آنجایی دست میدهد که کسی را مییابی که او هم از همان کتابی که تو بدت میآید بدش میآید، آن هم دقیقا همانقدر که تو بدت میآید. برای همین هم هست که منتقدین کتاب اینقدر راغب به همراهیکردن در ابراز انزجار هستند. یکی از هیجانانگیزترین مباحثاتی که با دیگر خوانندگان دارم آنجایی است که درباره کتابی حرف میزنیم که برای همهمان ناامیدکننده و منزجرکننده بوده است.
دور آن کتابهایی که ازشان متنفری چنبره بزن، چیزهایی که گمان میکنی فقط خودت از آنها متنفری. ولی این را بدان که یک کسی، یک جایی، هست که او هم میخواهد این کتاب چرند را بکوبد به دیوار. لطفا فقط قبلش، تا انتها بخوانش.
🔸️|نیویورکتایمز، پاملا پل؛ وبسایت ترجمان، حمید ضرابی|
❤️🍀 @filsofak
7 239
میم هفتم
اگر ما در رفتار و گفتارمان این شش میم را به فرزندانمان انتقال دهیم؛
۱. تو محبوبی
در هر صورت، من تو را دوست دارم، حتی زمانیکه از دستت عصبانی هستم.
۲. تو محترمی
من برای خواستههای تو احترام قایل هستم، همانطور که تو هم باید نیازهای من را در نظر بگیری.
۳. تو میتوانی
تو خودت باید از پس مسئولیتهای فردی در زندگیات بربیایی و هرجا لازم شد من در حد امکان به تو کمک میکنم.
۴. تو مهمی
وجود تو برای من، بسیار با ارزش است و از اینکه تو را دارم، بسیار خوشحال هستم.
۵. تو مفیدی
تو میتوانی با اعمال و کارهایت، علاوه بر اینکه خودت به موفقیت برسی، برای من و دیگران هم فرد مفید باشی.
۶. تو میفهمی
تو خودت بسیاری از مسائل زندگی را میتوانی بفهمی، مثلا نظم برای زندگی ضروریه، مسئولیتپذیری در قبال وظایف تحصیلی و فردیات عامل موفقیته و ... پس من سعی میکنم زیاد این را تکرار نکنم، چون خودت اهمیت اینها را در زندگی درک میکنی.
میم هفتم که "موفقیت" است، خود به خود خواهد آمد.
🔸️|دکتر مختار ویسانی، روانشناس کودک و نوجوان|
❤️🍀 @filsofak
7 239
آخر واقعا چطور میشود آدم خوشحال باشد از اینکه ساعت ۶:۳۰ با زنگ ساعت بیدار بشود، از تخت بیاید بیرون، لباس بپوشد، زورکی چیزی بخورد، مسواک بزند، شانه کند، و بعد از یک نبرد طولانی با ترافیک، برسد جایی که درواقع زور میزند برای کس دیگری کلی پول دربیاورد و درنهایت هم ازش میخواهند بابت این فرصتی که در اختیارش گذاشته شده، قدردان باشد؟
🔸️چارلز بوکوفسکی
هزارپیشه
❤️🍀 @filsofak
7 239
دندهعقبتان را چک کنید!
ماشین زندگی شما باید دندهعقب هم داشته باشد. ما گاهی در مواجهه با بنبستها به نوشتههای انگیزشی مانند این روی میآوریم: "کسانی که تسلیم میشوند هرگز برنده نمیشوند و برندگان هرگز تسلیم نمیشوند."
چه توصیه بدی! برندگان همیشه بلدند چه زمانی کار را رها کنند البته آنهایی که در بنبست/بیراهه هستند. شهامت ولکردن کار را در خود پرورش دهید و خود را برای شنیدن صدای غرورتان که بهشدت خرد میشود، آماده کنید. توان ما محدود است. اگر در مسیری به بنبست رسیدیم رهایش کنیم و تمام قدرت خود را برای عبور از سربالاییها ذخیره کنیم.
تحلیل استراتژیک کنید نه تخیل فانتزی! در هر لحظه از خودتان بپرسید آیا ارزش ادامهدادن دارد؟ یعنی این هزینه (زمان و رنج طیکردن این راه) به منافعش میارزد؟ اگر این سوال را مدام از خود نپرسید ممکن است در بنبستها، باقی بمانید و سربالاییها را اشتباها بنبست بینید و رها کنید.
🔸️|دکتر مجتبی لشکربلوکی|
❤️🍀 @filsofak
7 239
حرف مفت
چرا در جلسات و مهمانیهای عمومی و خصوصی حرف مفت زیاد میزنیم؟
پنج دلیل اصلی را میتوان اینگونه نوشت.
۱. در دوران مدرن سخن گفتن علامت برتری است.
یکی از ویژگیهای ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بیمعنایی را رواج داده است، زیرا برای نفس سخنگفتن ارزش قائل است. در حالیکه سکوت یکی از ویژگیهای فرزانگان در دوران گذشته بود.
۲. دموکراسی باعث رواج حرف مفت میشود.
در دموکراسی از شهروندان خواسته میشود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفتگویی میشود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چارهای جز رجوع به نظر همگان ندارد و بهلحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز میتوانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالیکه باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.
۳. وجود نداشتن "حکمت به من چه".
در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمیخورد. عبارت "حکمت به من چه"ی فرزانگان باستان میگوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام "کنجکاوی علمی" هر پرسیدنی مستحسن شمرده میشود. هایدگر در "هستی و زمان" در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان میشود و میگوید زمانیکه کسی کنجکاوی بیارزش داشته باشد، مخاطب یاوهگویی بیارزش میکند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته میشوند. او میگفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بیجا را متوقف کرد وگرنه دو پدیدهی بعدی یعنی یاوهگویی بیارزش و سرگشتگی نیز رخ میدهد. هیچ تحلیلگری بهخوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.
۴. سیطره کمیت بر کیفیت.
در چنین روزگاری افراد بهجای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف میزنند (توجه به کمیت).
۵. تقدم آداب معاشرت بر اخلاق.
آخرین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و بههمین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش میکنند.
🔸️|مصطفی ملکیان|
❤️🍀 @filsofak
7 239
اگر نمیدانید چه میخواهید، نترسید، فقط متعهد شوید که تا سر حد توان خود زندگی کنید.
در لحظه حال زندگی نمایید تا هستی هدایای منحصر به فردتان را به شما نشان دهد.
تعهد، شما را به سوی مکانهایی که باید بروید، کتابهایی که باید بخوانید و افرادی که به شما آموزش و یاری میدهند هدایت میکند.
یک گفتۀ قدیمی بودایی وجود دارد با این مضمون: "هنگامی که شاگرد آماده باشد، استاد پدیدار میشود."
به ورای همهمۀ ذهن بروید.
ذهن شما را فریب میدهد که باور کنید تنوعات بیشتر و بهتری از آنچه هم اکنون در اختیار دارید، میخواهید. بیشتر ما گمان میکنیم که بر آورده ساختن خواستههای ذهن، خلاء ما را پر میکند، اما فقط زمانی که عمیقترین خواسته خود را بر آورده سازیم به رضایت دایمی میرسیم.
از خود بپرسید آیا جست و جوی شما برای آرامش، شادمانی، یکپارچگی، یک نمایش تکراری است یا آماده هستید مهار زندگیتان را به دست گرفته، تجربیاتتان را خود شکل دهید؟
بپرسید چه چیز رضایت و تعادل را به زندگیتان میآورد؟
در این زندگی چه کسی هستید و چه هدیهای میخواهید به جهان عرضه نمایید؟
بعضی از ما هنوز منتظر و امیدوار هستیم و دعا میکنیم که فرصتی بدست آوریم تا هدایای بی همتای خود را ابراز نماییم. غافل از اینکه تنها لحظۀ موجود، هم اکنون است.
🔸️ #دبی_فورد
#نیمه_تاریک_وجود
❤️🍀 @filsofak
7 239
خودشیفتگان تنها افکار و احساسات خود و نیازهای خودشان را واقعی میپندارند. چون تمام حواسشان متوجه خودشان است، نمیتوانند با دنیای خارج یا دیگران رابطه برقرار کنند. قادر به تجربه عینی چیزی فراسوی خویشتن، نیستند و همه چیز را با نگرش ذهنی خویش ادراک میکنند.
🔸️دوآن شولتز
از کتاب روانشناسی کمال
ترجمه گیتی خوشدل
❤️🍀 @filsofak
7 239
آیا رابطه شما دوام میآورد؟
به این ۱۵سوال جواب دهید
لوندوسکی در مصاحبه با ایندیپندنت گفت که تصمیم گرفته است فهرستی تهیه کند، زیرا خیلی از او میپرسند:
«از کجا بدانم در رابطه درست و خوبی هستم یا نه؟»
لوندوسکی با الهام از فهرست کلتر که برای انتخاب بازیکنان برای عضویت در تالار مشاهیر ملی بیسبال طراحی شده است، فهرستی تهیه کرده است که از حس ششم و علم بهره میگیرد
به گفته لوندوسکی، اگر جواب صادقانه شما به این پرسشها که براساس دادههای علمی و شهود تهیه شده «آری» باشد، معلوم میشود خوب است در رابطهتان بمانید.
این پرسشها به شرح زیر است:
- آیا از یکدیگر آدم بهتری میسازید؟
- آیا راحت احساساتتان را با یکدیگر در میان میگذارید و به هم اعتماد میکنید؟ آیا راحت صمیمی میشوید و میتوانید وقتی از پیشتان میرود نگران نباشید؟
- آیا یکدیگر را همانطور که هستید، میپذیرید و سعی در تغییر دادن هم ندارید؟
- آیا در اختلاف نظرها با احترام و بدون تحقیر دیگری یا بدون پیدا کردن دیدی منفی به هم، با یکدیگر ارتباط برقرار میکنید؟
- آیا در تصمیمگیریها قدرت و اثرگذاری برابر دارید و با هم مشورت میکنید؟
- آیا بهترین دوست یکدیگرید؟
- آیا هریک بیش از آنکه به «من» و «تو» فکر کنید، به «ما» فکر میکنید؟
- آیا به هم درمورد پسورد رسانههای اجتماعی و حسابهای بانکی اعتماد دارید؟
- آیا بدون آنکه بیدلیل شیفته و واله یکدیگر باشید، به هم نظر مثبتی دارید؟
- آیا به نظر دوستان صمیمی هر دو، رابطه خوب و بادوامی با هم دارید؟
- آیا در رابطهتان خبری از نشانههای رفتارهای مخربی مانند خیانت، حسادت و رفتارهای کنترلگرانه نیست؟
- آیا در مسایل سیاسی، اعتقادی، اهمیت ازدواج، تمایل به بچهدار شدن (یا نشدن) و نحوه فرزندپروری، ارزشهای مشترکی دارید؟
- آیا هر دو تمایل دارید برای دیگری از نیازها، خواستهها و اهدافتان بگذرید (ولی درعینحال وجودتان فراموش و بیارزش نشود)؟
- آیا هردو شخصیتهای همخوان و از لحاظ عاطفی باثباتی دارید؟
- آیا به لحاظ جنسی با یکدیگر همخوانی دارید؟
اگر پاسختان منفی است، باید این خبر بد را به شما بدهیم که احتمال دارد رابطهتان از آزمون زمان سربلند بیرون نیاید، زیرا به قول لوندوسکی «حس خوب داشتن بهمعنای رابطه خوب داشتن نیست».
اما این خبر خوش را هم به شما میدهیم که رهایی از چنین رابطهای کار خوبی است، چون به قول لوندوسکی «بدترین کار این است که در چنان رابطهای باقی بمانید».
او در مصاحبه با ایندپندنت گفت:
«آموختن نکات آموزنده در مورد رابطه تهدیدی برای رابطههای خوب نیست و اگر از رابطهای که بد یا متوسط است رها شویم، فرصت خواهیم داشت وارد رابطهای عالی شویم.»
بنابراین اگر به این پرسشها پاسخ منفی دادهاید، احتمالا رابطهتان از آغاز عالی نبوده است و شاید وقت پایان دادن به آن باشد.
اصل این مقاله در ماه مه ۲۰۲۰ منتشر شده است.
🔸️چلسی ریچل
❤️🍀 @filsofak
7 239
توانایی نتیجه گیری برد_برد با تصمیم سازی فوری
دیروز عصر در المپیک توکیو این رویداد دلپذیر اتفاق افتاد: هر دو پرنده ۲/۳۹ متر را پریده بودند ولی پرنده قطری آماده تر بود و اگر ادامه میداد به تنهایی طلا را میبرد ولی ترجیح داد این دستاورد لذت بخش را با یکی دیگر شریک شود. این یعنی روح جوانمردی و انسانیت!
بارشیم پرنده ارتفاع قطری چون با پرنده ایتالیا مساوی بودند و علیرغم توانایی بالای خودش وقتی پرنده ایتالیا کنارش بود و داور از بارشیم سئوال کرد که ادامه میدهید یا خیر ؟
بارشیم از پرنده ایتالیایی پرسید: اگر تو خوشحال میشی ادامه ندهیم و هردو طلا بگیریم؟ و با این حرکت انسانی و گذشت و پهلوانی که از اصول منشور المپیک است، استادیوم و تیم ایتالیا و قطر و همه جهانیان در شادی گریستند و ایشان نام خود و قطر کشور کوچک همسایه ایران رو جاودانه کرد!
❤️🍀 @filsofak
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
