فلسفه اخلاق
Відкрити в Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
Показати більше7 242
Підписники
-524 години
-157 днів
-6130 день
Архів дописів
7 241
.
خود نبودن، تنها چیزی است که آدم را زمین میزند.
جهان، مجموعهای از اجزای منحصر به فرد است. اجزایی که شبیه به همند و متفاوت با هم.
و این یعنی رونوشت برداشتن از روی دیگران، محکوم به فناست.
این یعنی همهچیز توی یک طیف است.
یعنی وقتی از یک چیز بیشتر داشته باشیم، طبیعی است که از نقطه مقابلش، کمتر نصیبمان میشود.
عیبی هم ندارد. برای همه همینطور است و همهچیز را فقط همگان دارند (به جای دانند). و به این خاطر هم هست که هیچکس قابل سرزنش نیست.
آنکه اجتماعی است تنهاییِ کمتری دارد، درست به همان دلیل که آنکه بیشتر حرف میزند کمتر هم میشنود.
نه حرف زدن بد است و نه شنیدن؛ این ماییم که باید ببینیم کدامشان را بهتر انجام میدهیم و بیشتر برای کدامش ساخته شدهایم، و آنوقت دودستی بچسبیم به خود واقعیمان، که منحصر به فرد است.
#مصطفی_سلیمانی
#خودبودن
برداشتی از فیلم "کتاب سبز"
❤️☘ @filsofak
7 241
حقوق کودک
نقطه صفر تحول در آموزش و پرورش
نقدی بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش
سخنان دکترمحسن رنانی در نشست هماندیشی شناسایی مسائل و چالشهای امروز و آینده آموزشوپرورش و پیشنهادهای کاربردی برای ترمیم و بهروزرسانی سند تحول بنیادین در دبیرخانه شورای عالی آموزشوپروش
❤️☘ @filsofak
7 241
وقتی دو انسان پخته و معنوی به هم دل میبازند، یکی از بزرگترین پارادوکسهای زندگی اتفاق میافتد ...
یکی از زیباترین پدیدههای جهان هستی رخ میدهد؛ آنها با هم هستند و در عین حال به شدت مستقل و تنها هستند! آنقدر به هم نزدیکند که انگار هر دوی آنها یک نفرند. اما در عین حال با هم بودنشان فردیتشان را نابود نمیکند. با هم هستند و تنها هستند. با هم بودنشان کمک میکند کە تنها باشند.
دو انسان پخته و معنوی اگر عاشق هم شوند، بدون حس مالکیت، بدون سیاست، بدون ریاکاری، به هم کمک میکنند کە آزاد باشند!
#فرانک_بورسیل
#مردن_از_عشق
❤️☘ @filsofak
7 241
⚡استقلال اخلاق از تدین
آدمها، هرچه بزرگتر میشوند، اخلاقشان از دیانتشان مستقلّتر میشود.
به نظرم، آدم، هرچه روحش بزرگتر میشود، اخلاقش از دینش بیشتر استقلال و استغنا پیدا میکند؛ و دیگر نباید برایِ اینکه اخلاقی باشد، لزوما متدیّن بشود.
این به معنایِ نفیِ تدیّن نیست، بلکه به معنایِ استقلالِ اخلاق از تدیّن است.
چون تديّن هم عالمی است! و ابدأ عالمِ قابل نکوهشی نیست.
بحث بر سرِ این است که آدمها هرچه بزرگتر میشوند اخلاقشان از دیانتشان مستقلّتر میشود.
یعنی اگر روزی یک آدمِ بزرگ بفهمد، نه خدایی وجود دارد، و نه زندگیِ پس از مرگ، از آن روز به بعد هم، زندگیاش مثلِ سابق ادامه پیدا میکند و همچنان اخلاقی زندگی میکند.
ولی آدمهایِ حقیر اینطور نیستند. دیگر اخلاقی زندگی نمیکنند.
✍️مصطفی ملکیان
📔عمرِ دوباره
☘❤️ @filsofak
7 241
اصل تدریج
اگر گفتید من از فردا صبح سکوت کامل میکنم تا آخر عُمر، ورّاج باقی میمانید.
|رمان وجدان زنون نوشتهی ایتالو اسووو
زنون تصمیم میگیرد سیگار را ترک کند و آن وقت میخواهد سیگار را بدون توجه به اصل تدریج ترک کند، ناکام میماند و در آخر همان فصل به این نتیجه میرسد که باید از رذیلت دیگری آغاز کند و سیگار را نمیتواند ترک کند. این رمان، خیلی رمان روانشناختی جدی و مهمی است.
اگر میخواهید خودتان را عوض کنید تدریج را رعایت کنید. برنامهیهای بلندپروازانه نداشته باشید. عارفان نه تنها با انقلابهای سیاسی-اجتماعی مخالفت میکردند بلکه میگفتند در رابطه با خودتان هم نباید انقلاب کنید بلکه باید ذرهذره، رژیم روانی و اخلاقی خودتان را تغییر دهید.
|کانال مصطفی ملکیان|
❤️☘ @filsofak
7 241
مگر انسان میتواند بدون ایمان زندگی کند؟ مگر نباید کودک شيرخوار «به پستان مادر ایمان داشته باشد»؟ آیا نباید به کسان خود، به آنان که دوستشان میداریم و به خودمان ایمان داشته باشیم؟ مگر میتوانیم بدون داشتن ایمان به ارزشمندی هنجارهای حیات خویش زندگی کنیم؟. در حقیقت انسان بدون ایمان بییار، بیامید و تا ژرفای هستی خود در ترس و هراس است.
اریک فروم
از کتاب بحران روانکاوی
ترجمه اکبر تبریزی
❤️☘ @filsofak
7 241
هيچوقت آنچنان که شایستهات بود به دستهات اعتماد نکردم
مثل گرگها که با یک چشمِ باز میخوابند
مثل بندبازهایی که کمربندِ ایمنی به خودشان میبندند
مثل بچههایی که موقع بالا رفتن از پله، هم دست مادرشان را میگیرند، هم نردهها را سفت میچسبند...
میخواهم هر دو چشمم را ببندم، نردهها را ول کنم و کمربندِ ایمنیام را باز کنم
دلم خوابِ شیرین توی بغلت را میخواهد...
#مصطفی_سلیمانی
#استوری
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 241
روانشناسی و محتویات ناخودآگاه ما
چرا روانشناسی در جامعه ما از حکمرانی گرفته تا وضعیت رانندگی، حضور بسیار کمرنگی دارد؟ یک پاسخ علمی این است که به "محتویات ناخودآگاه" ما ارتباط دارد. بهعبارتی دیگر، در صندوقچه ناخودآگاه ما چه آموزههایی انباشته شده است؟ گفته میشود ۹۰ درصد ریشه افکار و رفتار آدمی در ناخودآگاه اوست یعنی در مورد ۹۰ درصد آنچه میگوید و رفتار میکند، خیلی فکر نمیکند بلکه ناخودآگاه او قبلا برنامهریزی و ذخیره شده است. روانشناس کارل یونگ میگوید: به میزانی که انسان ناخودآگاه را آگاه کند، مدیریت زندگی خود را بهدست خواهد گرفت. در غیر اینصورت، اسم آنچه که اتفاق میافتد را سرنوشت میگذارد. در یک کشور، چراغ قرمز یعنی توقف تا زمانی که سبز شود. در کشوری دیگر چراغ قرمز یعنی اگر خودرویی نیست باید رد شد. هر دو رفتار تابع ناخودآگاه است. هر دو رفتار در اثر یادگیری از محیط است، حال جامعه باشد یا رسانهها یا خانواده یا فضاهای آموزشی. هزاران واکنش و رفتار انسانها به مسائل مختلف مانند مثال چراغ قرمز است: ناخودآگاه افراد پر میشود از افکار و رفتارهای برگرفته از محیط که در شرایط مختلف بروز و ظهور میکنند. ناخودآگاه کمتر و آگاهی بیشتر به این معنا خواهد بود که انسان بر افکار و رفتارش کنترل و مدیریت دارد. به میزانی که تناسب ناخودآگاه و آگاه به نفع دومی باشد، مدنیت و عقلانیت رشد میکند. وقتی کنترل نیست، احساسات، عصبانیت، عقدهها، کمبودها و هیجانها با انباشتههای ناخودآگاه همراه و هم آواز میشوند. از همین منظر است که آرنولد توینبی سخنی عمیق دارد و اظهار میدارد: که مهمترین وظیفه یک سیستم، عقلانی کردن ناخودآگاه است. یعنی اگر هم قرار است ناخودآگاه فکر کند و عمل کند، حداقل با آموزش و محیط سالم، عقلانی و منطقی عمل کند.
اگر ستوننویسی در بیست موضوع متفاوت قلم میزند دست خودش نیست. آنقدر جامعه غیرتخصصی است و آنقدر افراد بیتفاوت هستند که او حتی میتواند در پنجاه موضوع نظر دهد. جامعه در ناخودآگاه خود پذیرفته است. اگر فردی میتواند بیست شغل دولتی داشته باشد به این دلیل است که ناخودآگاه جامعه آن را طبیعی میداند. ولی در آلمان، ناخودآگاه جامعه اجازه نمیدهد. اگر در سنگاپور فردی زباله پرت کند همه به او بد نگاه میکنند چون در خانواده، مدرسه، رسانهها و فضای عمومی آموختهاند و در ناخودآگاه آنها نقش بسته که این کار پسندیدهای نیست. آموزش روانشناسانه عقلانیت و مدنیت، کار سهلی نیست. اگر در خانواده، مدرسه، رسانهها و فضاهای عمومی، این نوع آموزشها بروز و ظهور محدودی داشته باشند طبعا نباید انتظار ناخودآگاه مدنی و عقلانی داشت. بههمین دلیل است که بعضی، ثروتشان دهها برابر میشود ولی نحوه صحبت کردن، غذا خوردن، لباس پوشیدن، فکر کردن و قضاوت کردن آنها بهندرت تغییر میکند چون پول فراوان همچنان در خدمت ناخودآگاه سابق عمل میکند. مدتی قبل، این نویسنده در ردیف اول پشت یک چراغ قرمز در تهران توقف کرده بود. هنوز حتی سه ثانیه از سبز شدن چراغ قرمز نگذشته بود که راننده یک خودروی بسیارلوکس چند میلیاردی از پشت فریاد زد: "بی شرفها برین دیگه". از قضا در چراغ قرمز بعدی به صورت موازی در کنار او قرار گرفتم. بعد از چند رفت و برگشت کلی متوجه شدم لغت "بیشرف" ورد زبان اوست و بی اختیار استفاده میشود و با تعریف متعارف جامعه ازاین واژه بسیار متفاوت است. ثروت او بیشتر به مصرف انجامیده است تا ادراک و ناخودآگاه جدید و مدنی.
آموزش ناخودآگاه مدنی و عقلانی که بهصورت عادات مثبت عمل کنند چالش سهمگینی برای خانوادهها، جوامع و دولتهاست. این نوع ناخودآگاه نیازمند نگاهی درازمدت به زندگی است. زندگی باید جدی و برگرفته از فکر و اندیشه و کتاب باشد. فرهنگ شفاهی خیلی کارساز نیست. ناخودآگاه عقلانی با کتابخوانی رابطه مستقیم و کیفی دارد. چه کسانی بیشتر کتاب میخوانند؟ آنهایی که احساس نیاز کنند تا ناخودآگاه خود را غنیتر و متحول کنند. تعریف کوتاهمدت و بسازبفروشی از زندگی با ناخودآگاه معقول سازگار نیست.
دکتر محمود سریعالقلم
❤️☘ @filsofak
7 241
شیرینِ من فرهادت کو؟
تنها شدی و دلدارت کو؟
دلتنگی زیاد خوابت نمیاد
شبهاتون کو؟
فرهاد من، رویات چی شد؟
مجنون شدی و لیلات چی شد؟
رفتی نیمه جون، چشمات شده خون…
دنیات چی شد؟
گفتم به عشق بدبینم…
دیدی که چقدر غمگینم!
گفتی که غمت آتیشه!
تو گفتی که عشق حالیشه…
❤️☘ @filsofak
7 241
مقاله:
رابطه اخلاق و دین در سیره پیامبر
#مصطفی_سلیمانی
نویسنده، روانشناس و دانشآموخته فلسفه اخلاق
منبع: #سایت_شفقنا
🔸️انسانها، چه به یک دینِ خاص باور داشته باشند و چه نه، همواره محتاج تربیت اخلاقیاند. این تربیت در عصر حاضر، به شدت مغفول مانده و نشانههای انحطاط اخلاقی در سرتاسر جوامع بشری هویدا شده است. پیشرفت تکنولوژی و سرعت ارتباطات در عصر کنونی، سرعت سیر و گسترش مفاسد اخلاقی را نیز به طور کامل تحت تأثیر خودش قرار داده، و مرزهای فساد اخلاقی به نسبتِ دورههای پیش از خود، با سرعت باورنکردنیای در حال شکستهشدن است. در دسترس بودن اطلاعات، سبب نفوذ اخلاقیات منحط در اقصی نقاط جهان شده و آنچه میتواند وضعیتِ سقوط اخلاقی را بیش از پیش بغرنج کند، بیاعتنایی مربیان تربیتی و اخلاقی به نیازهای اخلاقی جوامع است...
لینک سایت شفقنا:
https://fa.shafaqna.com/news/1251889/
🍀❤️ @filsofak
7 241
این روزها آدم بددل چه کسی است؟
در یکی از کلاسهایم دانشجویان با اسم کوچک همدیگر را صدا میزنند. پدیدهای که در سالهای اخیر زیاد دیده میشود. از آنها میپرسم: "اگر شما پس از فارغالتحصیلی، یکی از همکلاسیهایتان را در خیابان ببینید آیا بازهم او را با اسم کوچک صدا خواهید زد؟ آیا مطمئن هستید که توسط همسرش سینجیم نخواهد شد؟". تقریباً همه دانشجویان گفتند که "این مشکل همسر اوست نه ما. او باید به نزدیکترین کلینیک رواندرمانی مراجعه کند !"
- خانمی نوشته است: پس از تعطیل شدن اداره، منتظر تاکسی بودم. یکی از همکاران مرد توقف و تعارف کرد که سوار ماشین او شوم و تا جایی مرا برساند. اول خواستم در صندلی عقب بنشینم. ولی گفتم شاید نشانه بیادبی تلقی شود. او که آژانس من نیست. برای همین در صندلی جلو نشستم. گویا یکی از آشنایان- فضول- دیده بود و خبر را به شوهرم مخابره کرده بود! بارها برای شوهرم توضیح دادم که انگیزهام و موقعیت چه بود ولی ...
- یکی از دوستان تعریف میکرد که عضو یکی از گروههای تلگرامی است که در آن درباره موضوعات گوناگون بحث میشود. او گاهی اوقات مطالب جالب تاریخی را در گروه به اشتراک میگذارد و چند نفر از خانمهای آن گروه ضمن تشکر، برایش استیکرهای گل رز، تشویق و براوو ارسال میکنند و گاهی هم در پیام تشکرشان او را با اسم کوچکش مینامند. این موضوع دستمایه نزاعی چندروزه و قهر بین او و خانمش شده است که نسبت به موضوع حسّاس شده ...
در سالهای اخیر عرصههای مختلف جامعه بهتدریج "جنسیتزدائی" میشوند. یعنی آنکه زن یا مرد بودن در ورود به عرصههای مختلف اجتماعی بهتدریج در حال رنگ باختن است. درگذشته، زنان عمدتا به خانهنشینی، کوچهنشینی (با همسایگانشان) و محلهگردی بهقصد خرید میپرداختند و باز درگذشتهی نهچندان دور، وقتی به تعمیرگاههای ماشین میرفتید انتظار نداشتید که در آنجا زنانی را ببینید که به همراه تعمیرکاران سرشان را زیر کاپوت ماشین کرده باشند و تعمیرکار در حال توضیح دلیل خرابی ماشین باشد. وقتی زنان مهارت رانندگی آموختند و صاحب ماشین شدند طبیعی است که حضور زنان در تعمیرگاهها یا کارواشها بیشتر شود. تغییرات اجتماعی و الزامات زندگی امروزی باعث شده است تا دایره روابط اجتماعی هر یک از ما گسترش یابد و به فراتر از خواروبارفروشی، نانوائی، خشکشوئی، میوهفروشی و آرایشگاه محل سکونتمان برود. یعنی با این تغییر و تحولات اجتماعی، علاوه بر موارد مذکور، مواردی نظیر همکلاس قدیمی، همکار، همعضو ، همعلاقه و غیره هم وارد دایره روابط اجتماعی ما میشوند. منظورم از همعضو، اعضای گروههای واقعی و مجازی (شبکههای اجتماعی) هستند که آدمها برحسب علایق مشترکی نظیر محیطزیست، بازی، آشپزی، ورزش، کتاب و غیره عضو آنها هستند.
جنسیتزدائی از عرصههای مختلف اجتماعی تبعات مختلفی در پی دارد که میتوان آنها را تحلیل کرد. یکی از آنها افزایش "سلام و علیک" و " گپ و گفت" با کسانی است که ممکن است همسرمان او را نشناسد! در جامعه سنتی، به دلیل کوچک بودن جامعه، هم مرد و هم زن، قصّاب و نانوای محل را میشناختند و اگر سلام و علیکی هم بین آنها ردوبدل میشد شبههای بهوجود نمیآمد. ولی در جامعه جدید هرکدام از اینها (زن و شوهر) میتوانند دنیا و علایق خودشان را داشته باشند. مرد عضو گروه مختلف بازی، ورزش یا ماشین باشد و زن هم عضو گروههای طبیعتگردی، کتابخوانی و سبک زندگی. در واقع تفاوت علایق آنان، موجب میشود که با آدمهای مختلفی در ارتباط باشند. در بین این گروههای مختلف، هم زن وجود دارد و هم مرد. این اقتضای زندگی جدید است. امروزه احتمال آنکه یک زن، مکانیک یا صاحب کارواشی را در خیابان ببیند که ماشیناش را به آنجا میبرد و با او سلام و علیک میکند وجود دارد. یا اینکه یکی از همکلاسیهای قدیمیاش که ممکن است زن یا مرد باشد با او تماس بگیرد و احوالش را بپرسد. دقیقا برای یک مرد هم ممکن است چنین اتفاقاتی رخ دهد. گسترش روابط اجتماعی (فارغ از جنسیت افراد)، واقعیت اجتنابناپذیر جامعه امروزی است.
با توجه به این وضعیت، آدم بددل در جامعه امروز چه کسی است؟ واقعیت آن است که این روزها "بهانه" برای بددل شدن (چه برای مرد و چه برای زن) بسیار زیاد شده است. امروزه بهانه برای سؤال "اون کی بود، این کیه" بسیار است. اگر با الزامات زندگی جدید همراه نباشیم موضوع برای دعوا بسیار زیاد خواهد بود. ما میتوانیم با هر مسئلهای به جان هم بیفتیم و با هم دعوا کنیم؛ "چرا تو رو با اسم کوچیک صدا میکنه؟ چرا تو تلگرام برات استیکر گل رز میفرسته؟ چرا بهجای ممنونم بهت میگه قربونت برم؟ پس حتما ...".
کمی کوتاه بیاییم و شرایط را درک کنیم. این روزها بددلی بهانههای جدی میخواهد.
|دکتر فردین علیخواه|
☘❤️ @filsofak
7 241
آدمها معمولاً همان موقع که احساس میکنند عمیقاً درک میشوند، گریهشان میگیرد، انگار که یکی، یک کاردک انداخته باشد زیر لجنهای دلمه بسته تهِ یک لیوان و بعد همش زده باشد. بغضها میجوشند بالا، و چشمه راه میاندازند.
#مصطفی_سلیمانی
☘❤️ @filsofak
7 241
بلاک و رابینز در یک بررسی طولی منحصر به فرد، عزت نفس و ویژگیهای شخصیتی کسانی که عزتنفسشان در طول زمان تغییر کرده بود مطالعه کردند. آنان عزتنفس این گونه تعریف میکنند: «این که شخص با توجه به ویژگیهای فردی که آنها را مثبت یا منفی ارزشگذاری میکند، تا چه میزان خودش را به فردی که مایل است باشد، تا چه میزان خودش را به فردی که مایل است باشد، نزدیک ادراک میکند و از فردی که مایل نیست باشد، دور میپندارد».
عزتنفس را با استفاده از تفاوت کلی میان توصیف فرد از خودِ فعلی و توصیف او از خودِ آرمانی اندازهگیری میکنند: پژوهشگران بر این باورند که هرچه این تفاوت کمتر باشد، عزتنفس بالاتر است. برعکس، هرچه تفاوت بین خود فعلی و خود آرمانی در افراد بیشتر باشد، عزتنفس آنها پایینتر است...
در مجموع، به نظر میرسد گذر از اوایل نوجوانی به اوایل بزرگسالی، حداقل بر حسب ملاک عزتنفس، برای زنان سختتر از مردان است. در کل، زنان معمولا شکاف فزایندهای بین خودپنداره فعلی و خودآرمانیشان به وجود میآورند و با این کار، عزتنفسشان را کاهش میدهند. طی همان دوره زمانی، در کل، مردان تفاوت کمتری را میان خودفعلی و خودآرمانیشان نشان میدهند.
رندی لارسن و دیوید باس
از کتاب روانشناسی شخصیت
ترجمه فرهاد جُمهری و همکاران
☘❤️ @filsofak
7 241
در پشت خودنمایی آشکار، همواره افسردگی کمین کرده است و در پشت حالتهای افسرده اغلب یک تاریخ غمانگیز ناخودآگاه (یا خودآگاه، اما پارهپاره) نهفته است. در واقع خودنمایی دفاعی است در برابر افسردگی و افسردگی دفاعی است در برابر درد عمیق ناشی از خودبیگانگی که محصول انکار گذشته است.
آلیس میلر
از کتاب دلهرههای کودکی
ترجمه امید سهرابینیک
☘❤️ @filsofak
7 241
مقاله:
انسان در جستوجوی نسخه کامل خود
(نگاهی روانشناختی به شاخصههای انسان کامل)
#مصطفی_سلیمانی
نویسنده، روانشناس و دانشآموخته فلسفه اخلاق
منبع: #سایت_شفقنا
🔸️انسان کامل شدن یا به عبارتی خداگونه شدن، وضعیتی مبتنی بر ایدهآلیسم و آرمانگرایی است. تمام اندیشههای بشری، معارف خود را حول محور انسان بسط دادهاند و در سودای دستیابی به بُعدِ کمال و سعادت بشر گام زدهاند. انسانها، فارغ از هر سیستم فکری و فلسفی، مکتب، آیین و مذهبی، همواره درصدد یافتن ردپایی از انسان کامل هستند. در بررسی سیرِ تاریخ، این نکته به وضوح آشکار میشود که انسان همیشه در جستوجوی نسخه کامل خودش بوده است. او این نسخه را گاه در هیئت موجودات ماوراءالطبیعی، ربالنوعها و قهرمانان اساطیری و افسانهای میدیده و گاه آن را در قامتِ شخصیتهای برجسته تاریخ میجسته است...
لینک سایت شفقنا:
https://fa.shafaqna.com/news/1242527/
🍀❤️ @filsofak
7 241
ادراک ما همچنان گمراهکننده است.
ما برای فراتر رفتن از محدوده حواس خود، به علم نیاز داریم.
☘❤️ @filsofak
7 241
به مناسبت روز جهانی کودک؛ ۱۶ مهر
تربیت کودک در پرتو اخلاق
مصطفی سلیمانی
(نویسنده، روانشناس و دانش آموخته فلسفه اخلاق)
منبع: #روزنامه_اعتماد
۲۹شهریور ۱۴۰۰
🔸️از یک دورنمای کلی، رشد اخلاقی کودک، تحت تاثیر دو عامل است: اول، رشد طبیعی قوای باطنی کودک و دوم، هدایت و تربیت این قوا در یک راستای خاص. اندیشمندان غربی و عالمان اسلامی، برای فراهم آمدن این دو عامل، شرایط متعدد و عوامل گوناگونی را مطرح کرده اند و بر این باورند که احصای همه آنچه برشمرده اند، می تواند برآورنده حد نهایی رشد اخلاقی کودک باشد، اما حقیقت این است که حتی با وجود جمع شدن تمامی شرایط و با برقرار بودن همه لوازم نیز باز امکان تضمین روند رشد اخلاقی کودک وجود ندارد، زیرا هر کودکی...
لینک روزنامه اعتماد:
https://www.magiran.com/article/4226152
🍀❤️ @filsofak
7 241
🔹️مهربانی در مکتب فلسفه، عرفان و اخلاق
#مصطفی_سلیمانی
🔸️حقیقت مهربانی در فلسفه از سنخِ زیبایی و حُسن است. انسان فقط میتواند نسبت به چیزی مهربان باشد که آن را زیبا و یا از تجلیات زیبایی بداند. این مهربانی در مرتبه اول، نسبت به یک جسم زیبا، و در مرتبه دوم نسبت به فضائل و مکارم اخلاقی و عقلی، یعنی زیباییهای باطنی پدید میآید؛ که هر دوی این متعلقاتِ مهرورزی، به دلیل اینکه ناپایدار و در معرض فنا و زوال هستند، برانگیزنده مهربانیِ حقیقی نیز نیستند. مرتبه سومی از مهرورزی هست، و آن مهربانی نسبت به امر پایدار و باقی است، و در حقیقت، تمام مهرورزیها از این رو ارزشمندند که رَشَحاتی از این مهرورزی بر آنها تابیده شده است. مهربانی در نگاه فلسفی، به عنوان یک نیروی مقدر در تمام موجودات ساری و جاری است. و موجودات (اعم از جاندار و بیجان) به این دلیل که صاحب شعور، ادراک، علم و آگاهیاند، قادر به دریافت و ارائه مهربانیاند. فلسفه، بعد از تقسیم موجودات به موجودات عالی و دانی (سافل)، دو سلسله وجودیِ صعودی و نزولی را نیز برای آنها اثبات میکند، و توضیح میدهد که در این نظام، موجودِ عالی، از این رو که میل تربیتِ موجود سافل را دارد به او مهربانی میکند و موجود سافل، از این لحاظ که میل ارتقا دارد، به موجود عالی مایل میشود (فلسفه اخلاق در دیدگاه مکاتب قدیم و جدید، سید محمدرضا علوی سرشکی، 1385، ص 28-27؛ درباره عشق، احمد نراقی، 1390، ص 11-10؛ عشق در فلسفه و ادبیات عرفانی، سیدحسن امین، 1389، ص 17)
🔸️مهربانی در عرفان، برخلاف فلسفه (که مهربانی را از منظر عقلی اثبات میکند) یک امر ذوقی و چشیدنی است و به عنوان علاقهای قلبی، که میان عبد و معبود است، تعریف میشود. این صفت، در همان اوایل سلوک، از سالک سلب میشود و به این ترتیب، سالک غیر از محبوب خود، نسبت به هیچکس هیچ عُلقه و مهربانیای ندارد. سالک حقیقی چنان مهری نسبت به محبوب خود دارد که حتی بقای صفات خودش را در حجاب بودن از محبوبش میداند و در نتیجه، از شدت مهری که نسبت به او دارد، دشمن خودش نیز هست (محبت در قرآن و حدیث و تجلی آن در سیره نبوی و احوال عارفان، علی رافعی، 1390، ص 43 و 297).
🔸️مهربانی در اخلاق، خصلتی ذاتی است که با فضیلت توأم شده و برآمده از کمالطلبی انسان است. اخلاق، انسان را به طور طبیعی «انس گیرنده» معرفی میکند و معتقد است به بار نشستن خصیصه انسگیرندگیِ انسان، تنها در نتیجه مهربان بودن اوست که اتفاق خواهد افتاد. اخلاق برخلاف فلسفه، مهربانی را تابع علم و شعور در نظر نمیگیرد، اما با این حال، حقیقت مهرورزی را در مورد موجوداتِ فاقد شعور صادق میداند. این حالت، بعضاً در تعابیر مختلف با عنوان کلیِ جذب و انجذاب به کار رفته و با مصادیقی مثل آهن و آهنربا توضیح داده شده است. یعنی همانطور که یک موجود مادیِ فاقدِ شعور مثل آهنربا، با نیروی جذبی که دارد آهن را به خودش جذب میکند، موجودات صاحب شعور هم، با جذب و انجذاب آگاهانه و کشش و شعور آشکاری که نسبت به یکدیگر دارند، به سمت و سوی یکدیگر کشیده میشوند. در این نوع نگاه، مهربانی در موجوداتِ صاحب شعور، فقط نسبت به چیزی که با وجود، خواستهها و تمایلات آنها همخوانی و تناسب داشته باشد پدید میآید و نشانه آن نیز ملایمت و رفقی است که میانِ محب و محبوب وجود دارد و اسباب کمال محب را فراهم میآورد. (اخلاق نیکوماخوس، ارسطو، 1385، ص 291؛ اخلاق ناصری، خواجه نصیرالدین طوسی، 1387، ص 264؛ اخلاق در قرآن، محمدتقی مصباح یزدی، 1383، ج 1، ص 359-358)
+با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
☘❤️ @filsofak
7 241
خطای فاجعهسازی
یک خطای شناختی و اشتباهِ ادراکی است که در آن، فرد اتفاقات گذشته و آینده خودش را بسیار وحشتناکتر از آنچه که در واقعِ امر وجود دارد ادراک میکند. فردِ مبتلا به خطایِ شناختیِ فاجعهسازی، به شدت تمایل به اغراق کردن در خصوص مسائل و فاجعه جلوه دادن آنها دارد و از این رو، بدون در نظر گرفتن تناسبات و لوازمات شکلگیریِ یک فاجعه، در هر اتفاقی، ولو ساده و پیش پا افتاده، انتظار وقوع یک فاجعه را میکشد. فرد مبتلا، بر این باور است که از میان تمام احتمالات ممکن برای رخ دادن یک اتفاق، همواره وحشتناکترین و دردناکترین حالت آن اتفاق پیش خواهد آمد؛ فاجعهای که تحمل آن از توان فرد خارج خواهد بود. ذهنِ فرد مبتلا به خطای شناختی، یک درد حاد را به یک دردِ مزمنِ ناتوانکننده بدل میکند و در مسئله به گونهای مبالغه میکند که گویی هیچ راه فراری از آن وجود ندارد.
🔸️درمان افراد مبتلا به خطای فاجعهسازی:
- در اولین قدم، باید به این موضوع توجه شود که به همان اندازه که سادهانگاری اشتباه است، فاجعهسازی نیز توجیه عقلانی و منطقی ندارد، و آنچه که فرد باید به دست بیاورد، تفکر واقعبینانه است.
- در دومین قدم، باید در نظر داشته باشد، که فاجعهسازی وجه مثبت نیز دارد. یعنی سبب میشود که فرد، اضطراری بودن شرایط و موقعیتها را درک کند و به این ترتیب از وقوع اتفاقات بد پیشگیری به عمل بیاورد. پس آنچه که اشتباه است، جدی گرفتن احتمالات غیر واقعبینانه است.
- در سومین قدم، فرد باید متوجه زمانهایی باشد که در حال فاجعهسازی است. با رصد کردن شرایط، و توجه به اینکه آیا ذهن در حال ترسیمِ بدترین حالت ممکن است یا خیر، میتوان نتایج و احتمالات واقعبینانهتری را در نظر آورد.
- در چهارمین قدم، فرد باید متوجه این موضوع باشد که در شرایط نبودِ آرامش روانی، افکار فاجعهسازانه در او قوت میگیرند. در نتیجه، با تزریق و تلقین افکار آرامشبخش میتواند سطح استرس خود را کنترل کند و از بروز افکار تنشزا و وحشتناک جلوگیری کند.
- در پنجمین قدم، فرد باید به بدترین احتمالی که متصور شده (فاجعه موردنظر) پاسخ بدهد. به این معنا که وقوع فاجعه را در نظر بگیرد و به اقدامِ بعد از وقوع فاجعه فکر کند. و به این ترتیب، برای بدترین اتفاقِ ممکن راهحل پیدا کند.
- در ششمین قدم، فرد باید در نظر داشته باشد که آنچه وحشتِ ناشی از وقوع اتفاق ناخوشایند را زیاد میکند، مقاومت در برابر آن است. به هنگام بروز مقاومت، فرد در تلاش است که تضمینی برای جلوگیری از فاجعه پیدا کند، و از آنجایی که چنین تضمینی وجود ندارد، به یک چالش نادرست (غیر ممکن) دچار میشود و در نتیجه ترس بیشتری را نیز تجربه میکند و به فاجعهسازی مبتلا میشود.
در هفتمین قدم، فرد باید در نظر داشته باشد که لزوماً هر آنچه که به ذهنش خطور میکند حقیقت ندارد. و از میان تمامِ احتمالاتِ وقوعِ یک اتفاق، همیشه تنها یکی از احتمالات اتفاق میافتد و هیچ دلیل منطقی و متقنی وجود ندارد که همواره بدترین اتفاق و احتمال به وقوع میپیوندد، چون بدترین احتمال نیز، فقط یکی از انبوهِ احتمالات است و نه بیشتر.
#مصطفی_سلیمانی
#خطای_شناختی
#فاجعه_سازی
❤️🍀 @filsofak
7 241
🔸️مصاحبه:
با موضوع: (سوگواری انفرادی در محضر عمومی)
🔸️گفتگو با:
#مصطفی_سلیمانی
🔸️منبع:
سایت #شفقنا
🔸️لینک:
https://media.shafaqna.com/news/529477/
🔹️در گفتوگوی پیش رو، مصطفی سلیمانی، نویسنده، روانشناس و دانشآموخته فلسفه اخلاق، با توجه به وضعیتِ بازماندگان قربانیان کرونا، به تحلیل ابعاد سوگِ ابراز نشده آنها پرداخت و نقش رسانه را در تدبیر وضعیت آنها و تسلیبخشی به حال روحیشان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.
🍀❤️ @filsofak
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
