uk
Feedback
Manaliza

Manaliza

Закритий канал

دانشجوی ۲/۱۲ دکترای حرفه‌ای دامپزشکی 🐣 t.me/BluChtBot?start=67a6a803b8dba38b8849

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
301
Підписники
Немає даних24 години
-157 днів
-1930 днів
Архів дописів
نمی‌دونم چمه نمی‌دونم چی میخوام نمی‌دونم چی درسته گیر کردم بدجور گیر کردم چرا این شرایط تموم نمیشه چرا همه‌ی دنیا دست به دست هم دادن که اوضاعم رو به راه نشه چرا روز خوبم نمیرسه فرسوده شدم تو فرسوده‌ترین حالت ممکن هستم غمگینم آزرده و زخمی‌ام و زورم نمیرسه دیگه به هیچی زورم نمیرسه

امروز نارنجی‌ام مثل آب هویج دلیلش رو خودم هم نمی‌دونم🦦✨
امروز نارنجی‌ام مثل آب هویج دلیلش رو خودم هم نمی‌دونم🦦✨

من ی چیزی فهمیدم این کانال رو اصلا دوست ندارم هرکار می‌کنم هم نمیتونم درست و مثل بچه آدم توش بنویسم باید ی فکری بکنم پاکش کنم؟ پیاما رو پاک کنم و سعی کنم مفیدتر فعالیت کنم؟

پسر خوشگله گفت مالِ من از اینم کوچیک‌تره 🦦😂
پسر خوشگله گفت مالِ من از اینم کوچیک‌تره 🦦😂

بچه‌ها من واقعا دیگه تصمیمم رو گرفتم پیت‌بول میخوام ولی فعلا فعلا ها شرایط نگهداریش رو ندارم این رو تو دلم نگه میدارم برای آینده ( البته کل اینستاگرامم رو پیت‌بول پر کرده چند هفته‌ست) یک پیت بول میخوام ی پیشی ( نمی‌دونم چی ولی احتمالا دی‌اس‌اچ شایدم اسفینکس یا شااایدم بریتیش) و ی طوطی ( اینو هنوز نژاد دقیق نمی‌دونم ولی احتمالا ماکائو) 😭

ولی میدونی چیه؟ من فهمیدم واقعا نقش من تو زندگیش همین بوده مثل یک مامان گربه واقعی بودم براش بزرگش کردم و بعد فرستادمش بره خوشحال زندگی کنه اصلا قرار نبود مامانِ آدمیزادیش باشم واسه همین سیمبا هم اصلا اذیت نشد از دوریم چون تو سن خیلی مناسبی جدا شد و چای خیلی مناسبی رفته شاید قراره ی روزی مامانِ آدمیزادی یک پیشیِ دیگه بشم و شرایط جوری بمونه که بشه تا همیشه کنارم باشه🫠

هیچ چیزی پاک‌تر و خالص‌تر و زیباتر از حسِ بین یک انسان و یک فرشته کوچولوی ناز تو دنیا وجود نداره

روزهای اول چقدر نگران زنده موندنش بودم انگار قرار بود بیاد پیش من تا زنده بمونه آسیب نبینه و بعد بره و تو یک خونه‌ی خوب و آروم خوشبخت زندگی کنه انگار رسالت من تو داستانِ سیمبا نکات دادنش تو روزهای نوزادی و بزرگ کردنش با اون وضعیت سخت بود و رسالت سیمبا برای من اون محبتِ عمیق و خالص و مادرانه که منو برای لحظات زیادی از سختی‌ها جدا می‌کرد و حواسم پرت می‌شد

بچه‌ها چقدر روزهایی که سیمبا رو داشتم انسان شاد و جالب‌تری بودم حتی با وجودم تمام سختی‌ها که هنوز هم ادامه داره احتمالا تا آخر عمرم دلتنگش میمونم رفیقِ روزهای بدِ من کوچولوی بامزه

بابت تامرتب بودن نسبیش هم ببخشید ، عکس دیگه‌ای موجود نیست😬🤍🫠
+2
بابت تامرتب بودن نسبیش هم ببخشید ، عکس دیگه‌ای موجود نیست😬🤍🫠

جذاب‌ترین بخش اتاق هر کسی، مدل چیدمان کتاب‌های کتابخونشه. ⭐️ بیاین عکس کتابخونه‌هاتون رو برام بفرستین که بزارم توی چنل باهم ببینیمیشون و بهشون امتیاز بدیم! 🥂

photo content

اینقدر همه روزام جمعه هستن که الان تازه فهمیدم امروز واقعا جمعه بوده

از این که من توانمندتر بودم تلاشگرتر بودم علاقه‌مندتر بودم ولی چرخ زندگیم طوری چرخید که نشد روی ایده‌هام پر شد از خاک چون پیش‌نیازهاشون برام مهیا نمیشد و یک نفر دیگه دونه به دونه اونا رو پیش برد چون چرخ زندگیش خوب چرخید و براش مانع‌های عجیب و غریب نساخت غمگین میشم نمیگم اون تلاش نکرد ولی من هم تلاش کردم خیلی بیشتر از اون خیلی بیشتر از چیزی که باید ولی نشد که بشه ( فحش‌خورِ این پیام مَلَسه ولی اونی که تجربه کرده میدونه چی میگم🫠)

Repost from آذر
دلم می‌خواد به همه‌ی مامان‌بزرگ‌های جهان بگم برام دعا کنن. شاید هم رفتم به گربه‌ی تو حیاط گفتم. به هرحال سخته. خیلی.

اینجوری شدم که هر چند دقیقه یک نفس عمیق میکشم و دوباره از اول دوباره از اول …

حق با شماست خانوم دکتر حق با شماست🫠
حق با شماست خانوم دکتر حق با شماست🫠

هی دارید لفت میدید حق دارید من واقعا توانِ جالب بودن رو ندارم این روزا

‏حال ندارم برات توضیح بدم٫ جاج کن بره.

دلم خیلی تنگه واسه میو میوی اول صبحت مامانی🫠❤️
دلم خیلی تنگه واسه میو میوی اول صبحت مامانی🫠❤️